لیلا جون دختر همسایه

    سلام . آرمین هستم . ۱۸ سالمه .
    خونه ی روبرویی ما یک خانواده ۵ نفری بود ‌ .
    دو تا پسر و یک دختر و مادر و پدر .
    یکی از پسراش هم سن داداشم بود ( ۲۴ ساله ) و یکی دیگه یک سال از من بزرگتر بود ( علی )
    مادر علی ، یک زن ۴۵ ساله . ( لیلا ) با پوست سفید . کون برجسته و تپل . سینه های معمولی ( نه بزرگ و نه کوچیک) و پاهای تپل . صورت خیلی زیبایی هم داره( البته عمل های زیبایی زیادی هم کرده )
    معلم بود . من خیلی خونه ی علی می رفتم .
    مادرش هم پیش من راحت می گشت . بیشت موقع ها توی تابستون یک دامن تا بالای زانوش می پوشید با یک بولیز آستین کوتاه یا حلقه ای .


    یک روز رفته بودم خونه ی علی . من و علی داشتیم توی حال پذیرایی پی اس بازی می کردیم .( چون‌کنسول بازی به تلوزیون حال وصل بود )
    اون روز لیلا یک دامن سفید با گل های صورتی تا بالای زانو داشت و یک پیراهن سفید پوشیده بود که آستینش رو تا روی آرنج تا کرده بود .
    توضیحات خونه : { وقتی از در حیاط وارد میشی باید یکم جلوبیای بعد برگردی و از ۱۰ تا ۱۲ پله رو بالا بیای . که می رسی به جا کفشی و در ورودی و یک پله کنارش هست که میره به اتاق علی و برادرش . ( در زیرشیروانی)
    آشپزخونه مربعدهست و سه طرفش دیواره و یک طرفش می خوره به میز ناهار خوری و کنارش حال پذیرایی و تلوزیون ( یک مبل ال داشتن )
    و یک راهرو دیگه که اولین در در یک گودی دو متری ، توالت بود و در های بعدی به ترتیب اتاق لیلا و شوهرش که یک اتاق خیلی بزرگ هست و توش دستشکیی و حمام داره و اتاق دخترشون .)
    من به علی گفتم : علی، خسته شدیم . یکم استراحت کنیم‌.
    اونم‌گفت : اره‌خیلی خوبه . منم دستشویی دارم .
    بعد رفت سمت دستشویی .
    منم سریع رفتم توی آشپزخونه . لیلا داشت ناهار درست می کرد .
    قابلمه روی گاز بود و داشت سیب زمینی توش خرد می کرد . منم به بهانه ی گرفتن لیوان از پشتش رد شدم و خودم رو زدم به کونش . بعد رفتم سمت یخچال که پشت سر لیلا بود . وقتی در رو باز کردم که آب رو بریزم .
    لیلا گفت : آرمین جان ... برای منم بریز
    منم براش آب پر کردم و رفتم از پشت گذاشتم جلوی لبش و گفتم : خاله لیلا ، دستت کثیفه برات نگه می دارم .
    بعد از قصد لیوان رو به سمت بالا کشیدم و گردنش و لباسش خیس شد . بعد لیوان رو گذاشتم روی گاز و دو تا دستم رو دو طرف لیلا بردم جلو و دسته ی فر رو گرفتم .
    بعد از پشت چسبیدم به کونش . گفتم : چی شد خاله لیلا ؟
    هیچی نگفت . دستام رو محکم کردم و یک تلمبه محکم زدم . لیلا هم سرش رو بالا برد و به سقف نگاه می کرد. یک تلمبه دیگه زدم . لیلا آروم دوتا دستش رو برد سمت گاز و گذاشت روی دستام . و یکم خم شد . دو باره تلمبه زدم . آروم دستم رو از روی زونوش کشوندم و بردم سمت رونش . وقتی به شورتش نزدیک شدم . آروم برگشت . دستش رو گذاشت روی سینه ام و به عقب هل داد .
    گفت : آرمین جان .... نمیشه .
    من آروم دستم رو بردم پشتش و کونش رو گرفتم : چرا ؟ ..... من تو رو می خوام ‌ .
    آروم خودش رو کشید کنار و یک جورایی از دست من فرار کرد .
    _ راستش من هم سن مادرتم .
    بازوش رو گرفتم و کشیدمش سمت خودم . دو باره کونش رو گرفتم . که صدای سیفون توالت اومد . منم سریع ولش کردم و رفتم روی مبل نشستم .
    علی اومد و غروب شده بود . من می خواستم برم خونه و علی تا جدوی پله ها اومده بود که منم به بهانه ی آب خوردن بدو بدو رفتم آشپزخونه و لیلا رو از پشت گرفتم . خیلی دست و پا می زد تا فرار کنه .
    - خاله لیلا - لباست خیلی قشنگه .
    بعد یک تلمبه زدم و رفتم .
    یک هفته گذشته بود .
    لیلا به مامانم زنگ زد که سینما یک فیلم خوب آورده بیا بریم .
    مامانم هم به ما گفت که بریم و ...
    اون روز لیلا یک شلوار کرم تنگ پوشیده بود که تا بالای مچش بود ( وسط ساق هاش ) و یک مانتو جلو باز و تنگ . یک شال قرمز گذاشته بود و یک کفش پاشنه بلند قرمز . بولیزی هم که پوشیده بود زیر مانتو صورتی بود . لاک دستاش هم یک رنگ جیگری تیره داشت . و یک رژ لب تیره ، که به بنفش پر رنگ می زد .
    خلاصه وقتی وارد سالن شد نه تنها من همه دنبالش بودن .
    وقتی رفتیم توی سالن سینما ، ما وسط سالن نشستیم . سمت راست من علی و سمت چپم لیلا و کنارش دخترش بود و کنار مریم ( دختر لیلا ) مادرم نشسته بود .
    لیلا خیلی عطر زده بود . یک عطر تند . حدودا ۱۰ دقیقه از فیلم گذشته بود که دستم رو آروم بردم سمتش . پاهاش رو روی هم انداخته بود و قشنگ داشت خود نمایی می کرد . رونش رو گرفتم و شروع کردم به مالوندن . اونم دستم رو گرفت و سعی می کرد جلوم رو بگیره . هی با دستش به دستم فشار میاورد ولی من ول کن نبودم .
    خلاصه بعد از دو دقیقه من دستم رو بردم لای پاهاش و از روی شلوار چسبیدم به کوسش که آروم شد . آروم مانتوش رو انداخت روی دستم تا خیلی معلوم نباشه بعد زیپش رو باز کرد ‌ . دست من هم به راحتی می رفت توش . کم کم شورتش خیس شد . دلم می خواست الان خونه بودیم . انقدر مالوندم تا اینکا پاهاش شروع کرد به لرزیدن . سعی می کرد جلوی خودش رو بگیره . ارضا شده بود . بعد خودش رو جمع کرد و بعد از چند دقیقه فیلم تموم شد . موقع بیرون اومدن پسر ها حسابی دست مالی کردنش .
    وقتی رسیدیم جلوی خونمون . موقع خداحافظی بود که با کلی اصرار لیلا مامانم اجازه داد که شب خوابیدن خونه ی لیلا بخوابم .
    منم رفتم تا لباسام رو جمع کنم . وقتی رفتم خونه ی لیلا ساعت ۹ بود . شام خوردیم و من رفتم توالت . یکم با خودم حال کردم و وقتی دومدم بیرون . دیدم لیلا نیست . از علی پرسیدم که خاله لیلا کجاست . اونم گفت حمومه .
    پدر علی شب بخیر گفت و رفت خوابید . چون کارمند بانک بود و مثل اینکه امروز خیلی خسته بود البته ساعت حدودا ۱۱ بود .
    من و علی شروع کردیم به پی اس بازی کردن .
    من و علی طوری نشسته بودیم که من به در حمام دید داشتم ولی علی نه . ( چون شوهر لیلا می خواست بخوابه لیلا توی اتاق حمام نکرد )
    وقتی لیلا اومد بیرون . یک حوله ی سبز چمنی داشت که از سینه هاش تا زیر کونش بود . البته چاک سینه هاش کامل معلوم بود. بهش گفتم : عافیت باشه .
    اونم گفت مرسی عزیزم .
    بعد با دستش زد به حوله که یکم از کونش معلومد شد .
    آروم رفت توی اتاق . من شق کرده بودم . بعد از ده دقیقه اومد بیرون . با همون دامن سفید بود و پیراهن . زیر پیراهنش سوتین نپوشیده بود که قشنگ نوک سینه هاش معلوم بود . با یک ملافه در دستش . اومد و کنار من نشست . بعد پاهاش رو توی شکمش جمع کرد و ملافه رو انداخت روی پایین تنه اش . بعد گفت : علی بزن یک فیلم خوب بینیم‌.
    بعد گفت : بیا آرمین جان ملافه نمی خوای .
    ملافه رو انداخت روی پاهام . یک ملافه خیلی بزرگ بکد . بعد دستش رو گذاشت روی کیرم و از روی شلوار فشار می داد . فهمیدم برای چی ملافه آورده بود ‌ . دستم رو بردم سمت پاهاش . یکم رونش رو مالوندم و رفتم سمت کوسش . شورت نداشت ! کوسش موهای کوتاهی داشت . دوتا دستم رو رردم زیر و دامنش رو کشیدم بالاتر. علی هم پشت به ما بود و داشت تدوزیون رو درست می کرد . یکم چوچوله اش رو مالوندم و بعد انگشتم رو به آروم کردم توش . یک نفس عمیق کشید . آروم عقب جلو می کردم . کوسش خیس خیس بود و لغزنده .
    حدود چهار تا پنج دقیقه این کارمون ادامه داشت و تو این مدت علی داشت توی اینترنت دنبال یک فیلم خوب می گشت که از لپ تاب وصل کنه به تلویزیون . یهو لیلا بلند شد و دامنش رو درست کرد بعد به من یک اشاره زد به سمت اتاق خواب و گفت : علی جان ولش کن من می رم بخوابم . بعد یک دستی به کیر من زد و گفت شب بخیر .
    منم به علی .گفتم خوابم میاد و اینجور چیزا .
    حدودا ساعت دو بود که رفتم توی اتاقش و دستش رو گرفتم و کشوندمش به سمت بیرون . وقتی از اتاق اومدیم بیرون زیر نور چراغ راهرو ، چه جیگری کرده بود خودشو . با همون لباسا . یک رژ لب بنفش زده بود . و یک جوراب شلواری پوشیده بود . که سوراخ سوراخ بود . ( مدلش بود)
    چسبوندمش به دیوار و شروع کردم به لب گرفتن از اون لبای قلمبه و خوشگل . همینجور لب های همدیکه رو می مکیدیم .
    یهو منو از خودش جدا کرد وگفت : اینجا نمیشه .
    دستم رو گرفت و برد سمت حال پذیرایی . یک لب محکم از هم گرفتیم و ولو شدیم روی مبل . رفتم سراغ گردنش . گوشاش و لیس می زدم . اونم کنار گوشم ناله می کرد . آروم آروم اومدم پایین و دو طرف پیارهنش رو گرفتم و کشیدم . تک تک دکمه ها داشت باز می شد . سینه ی گرد و خوشگلش زد بیرون . نوکش یک حالتی توی قهوه ای و قرمز بود . چسبیدم به نوکش و شروع کردم به خوردن سینه هاش . دوتا سینه اش رو به هم می چسبوندم و لیس می زدم . اونم همراه با ناله سرم رو به سینه هاش فشار می داد .
    خودم رو کشیدم پایین تر و شکمش رو لیس می زدم . زبونم رو می کردم توی نافش . بعد کامل پیراهنش رو درآوردم و رفتم بالا و شروع کردم به بوسیدن بازو هاش . دستم رو بردم زیر دامنش و کوسش رو با انگشتام گرفته بودم . چوچوله وش رو می مالوندم . اونم ناله می کرد . ولی با صدای کم .
    دامنش رو دادم بالا و کوسش نمایان شد . یک کوس خوشگل با موهای کوتاه . شروع کردم به خوردن چوچوله ‌ . اونم با یک دستش سرم رو به کوسش فشار می داد و با وون دستش سینه اش رو می مالوند . آروم انگشت اشاره ام رو گذاشتم جلوی کوسش و کردم توش ‌ ‌ . حدود چهار دقیقه گذشته بود ‌ . ونگشتم امچنانا توی کوسش بود . اومدم بالا و یک لب محکم گرفتم .
    رفتم پایین و انگشتم رو درآوردم . دوتا پاش رو گرفتم و از انشگتاش شروع کردم به خوردن . دیگه داشت جیغ می زد . که بلندش کردم و بردمش بیرون . روی اولین پله نشوندمش و خودم روی سومی نشستم ( به سمت پایین)
    تا حالا زبون و انگشتم رو از لای اون سوراخ ها رد کرده بودم . ولی دیگه طاقت نداشتم . جوراب شلواریش رو درآوردم . کوسش مثل برف سفید بود و پاهاش مثل بلور بود . دوباره کوسش رو خوردم . بعد از انگشتاش شروع کردم بعد مچ پاش و ساقش و بعد رونش رو لیسیدم و خوردم و گاز گرفتم ‌ . اونم اومد سمت من . لباسم رو درآورد بعد شورتم رو کیرم رو گرفت . بعد جاش رو با من عوض کرد . ( من روی پله ی اول و اونم روی سوم نشست .)
    کیرم توی دستش بود و شروع کرد به ساک زدن . خیلی با سرعت ساک می زد . بعد یک لب محکم از هم گرفتیم . دور تا دورش رد آب دهن من بود‌. یک بار دیگه شروع کرد به ساک زدن . بعدش با دو تا دستم سرش رو گرفتم و شروع کردم به تلمبه زدن . حدودد دو دقیقه گذشت دوباره جامون رو عوض کردیم . یک توف روی کوسش ونداختم و زبونم رو از پایین تا بالا کشیدم . بعد کیرم رو گذاشتم دم کوسش . اونم‌گفت : ای جان . بکن لعنتی
    منم با یک فشار کردم تو . یک جیغ زد و بعد ناله می کرد . کوسش تگگ بود و لغزنده . پاهاش رو دورم حلقه کرد و دستشا روی شونه هام بود . سرعت تلمبه رو به نهایت رسوندم . یک لحظه انگار از حال رفت . بعد از یک دقیقه دوباره حالش سر جاش اومد . به حالت سجده گذاشتمش . ( آرنجش روی پله ی اول و زانوش روی پله ی سوم)
    سرم رو گذاشتم لای پاهاش و کوسش رو لیس زدم . بعد کیرم رو گذاشتم جلوی کوسش و کردم . موهاش رو گرفته بودم و اونم ناله می کرد .
    بعد از ۵ دقیقه . در آوردم و سرم رو گذاشتم روی کونش و لمبر هاش رو می خوردم و گاژ مس گرفتم . بعد شروع کردم به لیس زدن اون کون قمبل شده و دوطرفش رو از هم باز کردم و شروع کردم به لیسیدن معقدش . دیگه داشت آه می‌کشید . دستش رو گذاشته بود لای دندوناش تا صداش رو کسی نشنوه . ولی من فکر می کردم بچه ها شنیدن . شروع کردم به لیسیدن . همزمان با خوردن میلیسیدم . بعد دو انگشت .
    کیرم رو گذاشتم جلوی کونش و با تمام قدرت کردم . جیغ می زد . گریه اش در اومده بود . اشکش میو مد . از پشت روش دراز کشیدم و سینه هاش رو گرفته بودم و تلمبه می زدم . بعد سرش رو برگردوندم و لب گرفتم . حدود ۱۰ دقیقه طول کشید تا اینکه کیرم رو درآوردم و کردم توی دهن لیلا . لیلا هم شروع کرد به ساک زدن .
    با دستام سرش رو داشتم و بالا پایین می کردم تا اینکه آبم داشت میومد و وقتی کیرم رو کرد توی دهنش سرش رو نگه داشتم تا آبم توی دهنش خالی شه . و این اتفاق هم افتاد ‌ . لیلا هم رفت دستشویی و تا جایی که می تونسن رو خورد و بقیقه رو توف کرد . ....
    اگه دوست داشتین بگین بقیه رو بنویسم .


    نوشته: آرمین

  • 8

  • 28




  • نظرات:
    •   Senator_67
    • 1 ماه،2 هفته
      • 13

    • کص ننت به میمنت،اینم سند،زرتی رفتی چسبیدی از پشت بهش،مگه پارک دوبل میگرفتی


    •   Mohammad.453
    • 1 ماه،2 هفته
      • 10

    • خاره داستانو گاییدی با این همه جزئیاتی ک گفتی
      خوندن این حد از تخیلات فقط وقت تلف کردن
      دسته های پی اس تو کون ملجوقت


    •   جان.کوچولو
    • 1 ماه،2 هفته
      • 8

    • نه داداش ترو جون جدت دیگه ننویس


    •   Tarantinox
    • 1 ماه،2 هفته
      • 12

    • خانوم های همسایه همه منتظرن تو بری خونشون. لنگاشون رو بدن بالا و بگن بفرما. فیلم سوپره مگه؟ فانتزیتو ساییدم باو.


    •   shahx-1
    • 1 ماه،2 هفته
      • 9

    • تو حیاط نصفه شبی قدرتی کونش گذاشتی اونم جیغ زد کسی هم بیدار نشد!! باشه من باور کردم!! (dash)


    •   m_zlatan
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • واااای . پشمام .....


    •   ک+ک+ک
    • 1 ماه،2 هفته
      • 8

    • با نمایندگی برزرس تو ایران صحبت میکنم بفرستنت اونور اونجا این فیلما رو بازی کن،جانی داره بازنشست میشه دنبال یه جانشینن کی بهتر ازتو؟از بالا سعید طوسی و همکاراش هم سفارشتو کردن همه چی حله،افسانه تخیل که میگن تویی


    •   ali80xx
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • محتویات یک ذهن درزمان پورن دیدن


    •   royaei
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • نه ؛ جون هر کسی که ددست داری دیگه ننویس ؛ اینجوری سنگین تری ؛
      میارسم خسته بشی؛
      انرژیت رو نگه دار برای بقیه همسایه ها ؛
      ببخشید کلا مزخرف بود ؛
      موفق باشی


    •   Fe4rless
    • 1 ماه،2 هفته
      • 7

    • جقی صابونت رو عوض کن


      زندگی واقعی رو با فیلم های پورن اشتباه نگیر که دخترا همینجوری میدن (البته تو کستان خودت لیلا برخلاف فیلم های پورن که مخالفت میکنن این یکی راحت داده)


      کیر جانی سینز و کیران لی تو کونت،پشمک


    •   shureshy
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • میخام بی ادب نباشم ولی چهارتا کونی مثل تو نمیزارن ک کیرم ت مخت


    •   سکس_69
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • مادر (قح،به) دروغگوی بی سواد جقی کون نشور، مثلا باتعریف معماری خونه میخوای بگی اره به جدم دارم حقیقت رو میگم؟؟ کیر اجداد کیردارت متصلا تووو کونت اوبیییی بعد اون زنه ۴۵ساله دارای دو بچه ،،دختر همسایه بود؟؟؟ پف،یوز


    •   rezahot1981
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • آرمین جان، ملجوق پلید، ان اقا، دیگه ننویس و خیالاتو تصورات کیریتا به رشته تحریر در نیاور، که اگر چیزی با نام و یاد تو ببینم از الفاظ رکیک جانانه ای استفاده میکنم که کلا از شهوانی و کسشعر نویسی بازنشسته بشی


    •   yousef_021
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • ای بابا امشبم همه میخان همسایه هاشونو بکنن


      نخوندمش کیری بود
      اگه نظر ما برات مهمه دیگه ادامش نده!!!


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • کاری با کسشری که تفت دادی ندادم
      ولی خدایی مگه مشاور املاک داری اینطوری میای واسه ما کروکی میکشی نقشه ساختمونو مینویسی
      بعد قدیما که لوله کشی نبود ملت برا اب کشیدن انقد تلمبه نمیزدن که تو پشت اون زدی


    •   girl+angel
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • اخه اسگل خان،تو سینما بغل دستیات کوربودن نمی دیدن داری لیلا جونو انگشت میکنی؟
      سگ تو روح آدم جقی و تخیلی


    •   I_am_not_big
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • چرا انقد کص مینویسین اخه...
      مشتی حداقل ی داستان مینوشتی ک بشه باور کرد..


    •   esiiishahi30cm
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • آرمین .. ، پسرم نمیدونم واقعآ چی باید بگم و چی نظر بدم
      ولی اینو بهت بگم که میدونی الان دوستان با این گندی که تو زدی ، مامان جان ت رو کل ایران روی کیر می چرخونن !!!
      آخه پسر جان مجبوری کوسشعر تلاوت کنی ، ۴۰ سال از خدا عمر گرفتیم با ۲۵ سانت کیر و تا بحال نه دیدیم و نه شنیدیم و نه برای خودمون همچنین موردی پیش اومده !!!!
      طرف اگر جنده دور فلکه ای هم باشه که هر کی بوق بزنه جلوی ماشین سوار میشن ، توی خونه ش پیش شوهر و بچه ش اینطوری کوس نمیده ......


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • کسمشنگ خان درسته که برادرای دختره به هوای بازی و فیلم بردنت خونه و کونت گذاشتن ، ولی با این چرندیاتی که گفتی نمیشه ازشون انتقام بگیری . دفعه بعد که بردن کونت بزارن موقع ساک زدن ، سر کیرشون رو گاز بگیر یا بگو این دفعه پول میگیرم . گاومراد انتر


    •   キング
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • پس کی علی تو رو کرد زودباش بگو جلقی


    •   مسیحی۰
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • توکه این همه تلمبه زدی!خوب یکی هم به مخت میزدی خدا رو چه دیدی شفا دست خودشه


    •   mynavar.m
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • بازیگر هالیوودی عمو چه خبرت بود


    •   1122focker
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • تا اونجایی خوندم که لیوان رو بردی سمته لبش، پورن می‌بینی باز میای واس ما تعریف می‌کنی مجلوق


    •   phucksf
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • عااااااااااااااااالیییییی بود
      مخصوصا مالوندنای یواشکی و جنده بازیای زنه


      حتتتما ادامه بده
      منتظریم


    •   DAmirksdk
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • جاهاییش تخیلی بود ولی بنویس بازم


    •   s.kosar
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • کس خوار مادر احمقت


    •   terminatort076
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • فقط میتونم بگم کس خار لیلا با کس دادنش و کیرم تو کون تو با کسشعرگفتنت


    •   delfi76
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کسشر


    •   Ma1993m
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • بله... حتما واقعیه :(


    •   Ma1993m
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • بله... حتما واقعیه :(


    •   RiTaLiN.me
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • بابا ولمون کن!!!


    •   bestkir28
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • کس نگو


    •   ناصر39
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • هجده سال و این همه مزخرفات؟ واقعا چه خبره ؟


    •   Dariush_gh
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • **همون 3 تا پله تو کونت**


    •   kokarostam
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • تخمی‌تخیلی


      وقتی میگن موقع نوشتن جق نزن، نتیجه‌اش همین میشه. رفتی توی اتاق خوابشون و همونجا شروع کردید؟ شوهرش نبود؟ یادت رفت شوهر داشت؟ نکنه شوهرش رفته بود سراغ مادرت؟ به جای اینکه علی از مادرت بخواد که اجازه بده تو گوساله خونه‌شون بخوابی، مادر علی از مامانت درخواست کرد؟ وسط پذیرایی جیغ میزد؟ ابله. جقی؟ شاشیدم در بنیان زندگی نکبت‌بارت.


      رفتم به خطا، سراغ لیلا جونم
      گفتا تو بگا به دور ز شوهر جونم
      چون لخت شدم که تا بگایم زن را
      گاییده شدم زن کون به بیخ رونم


      ها کـُکا


    •   kokarostam
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • اصلاحیه


      رفتم به خطا، سراغ لیلا جونم
      گفتا تو بگا به دور ز شوهر جونم
      چون لخت شدم که تا بگایم زن را
      گاییده شدم ز کون به بیخ رونم


      ها کـُکا


    •   zzzzz525
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • داداااااش داداااااش برگرد لیوانو چرا گذاشتی رو گاز


    •   iman.shahvanii
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • برو بابا خرخودتي،،كاملاً مشخص بود روياي يك ادم جقي بوده،،ساعت دو نصفه شب رفتي تو اتاقشون جلوي شوهرش زنشو بيداركردي بردي كردي؟؟چندين پوزيشن هم عوض كردي وابت نيومد؟؟؟جيغم ميزد اونوقت شوهرش وپسرشم مرده بودن ونميشنيدن تو داري ننشو ميكني


    •   PESAR.PIR
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • جالق عزیزمگه اومدی خونه بسازی هااا.مابناییم مگه انقدراجع ب خونه تف دادی


    •   mahara
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کیر تو مغز ادمینی که این داستانا رو تایید میکنه.فاک


    •   M1996nz
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کوس نگو مؤمن


    •   Mobin18836
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • همون از پشت چسبیدی بهشو اونم گفت من شوهر دارم؟
      من‌میخام ازت یاد بگیرما
      نرم از پشت بچسبم و کتکم بزنن
      برم سینما دستمو بکنم لای پاش خودش مانتوشو میندازه روش؟
      خیلی راحته پس
      من فک میکردم باید قبلش کلی خواهش کنی و مخ بزنی
      ممنون که یادم دادی امروز میرم خونه همسایه منم براش آب میبرم بعدم میبرمش سینما????


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو