ماجراهای آرین و مامانش (۱)

    1396/9/14

    ون موقع 23 24 سالم بود.تو طبقه اول يه ساختمون 4 طبقه زندگي ميکرديم.واحد روبرويي يه زن و شوهر بودن با يه پسر 13 14 ساله. شوهره ازون بازارياي هفت خط بود پيشش فروشندگي کرده بودم خيلي زن باز و بکن بود.هر شب ميرفت خونه يه زن بيوه يا کس جوون يا ميبردش ويلاش يا تو ماشينش ميکردش. پسره سفيد و لاغر و جقي بود ازين حشريا که روزي 5 بار جق ميزنن ميخواس همه زنا رو بکنه.اسمش آرين بود.اما مامانــــــــــــش....! مامان نگو يه پارچه گوشت! يه جنده ي کردني!‌ يه زن لوند شل و نرم با موهاي بلوند.آرايش هميشه غليـــــظ.ممه هاي گنده و سر بالا.لب هاي پروتزي گوشتي کمر باريک و.... يه کون تاقچه اي فـــــــوق العاده قلمبه و گنده که آدمو ديوونه ميکرد.وقتي اون کون رو روز اولي که اومدن تو ساختمون ديدم حيرت کردم!تا بياد از جلوم رد شه بره تو خونه مدام داشتم با نگام ميخوردمش. واقعا تپل و گنده و تاقچه اي بود.مانتوشو ميخواس جرررر بده.اسمش شهره بود.ته کوچه بغل پارک يه آرايشگاه داشت.اي کاش عکسشو ميتونستم بزارم همتون ببينيد چه زن جيگر و جنده اي بود.با همه وقتي صحبت ميکرد انقد لاس ميزد و با عشوه و حشري ميحرفيد که کير يارو رو شق ميکرد.حشر از سرو رو قيافش ميباريد.پسرش خيلي با من جور بود.هي از من فيلم و بازي و موزيک و سوپر ميگرفت.اولاش با وجود اين که واسه مامانش شهره خيلي جق ميزدم ولي چون خيلي پلنگ بود فک نميکردم بشه بکنمش.بعد گفتم شايد اگه با پسرش جور بشم بتونم زياد برم خونشون کم کم مخ مامانشو بزنم.که همينم شد.رفتو امدم خونشون زياد شد مامانشم از روز اول با يه ساپورت خيييلي نازک اومد جلوم انقد نازک بود که اگه دقت ميکردي شورت قرمزشو ميديدي!شما فک کنيد من روز اول رفته بودم خونشون به بهانه ي درست کردن لپ تاپ ارين ولي خب قصدم ديد زدن مامانش بود بعد تونستم شورت مامانشو از زير ساپورت ببينم!!! تـــــــــازه کون به اون گنده گي و گوشتي رو از نزديک با ساپورت ميديدم.ديگه ببينيد چه حالي داشتم.خون به مغزم نميرسيد همونجا ميخواستم کيرمو درارم جق بزنم بپرم شهره رو لخت کنم بگامش.خلاصه گذشت و من رابطمو با ارين و مامانش بيشتر کردم.خيلي چيزا از مامانش ديدم.يه نمونش اين بود که تو خونه با لباساي تنگ و باز عکساي سکسي ميگرفت قمبل ميکرد چاک ممشو يا قلمبگي و گندگي کونشو مينداخت بيرون بعد گوشيشو ميداد به من ميگفت ازم عکس بگير بزارم اينستا!قمبل ميکرد عکس ميگرفت زيرش کپشن ميزد واي کنترل از دستم افتاد زمين! با اون فيگورا و لباسا و تيپا و آرايشاي که ميکرد آب منو مياورد جنده ي ميلف لعنتي.باباشم همش يا سر کار بود يا پي الواتيش.بعد از يه مدت صبحا که ارين مدرسه بود از تو چشمي در ميديدم چنتا مرد هيکل گنده ميرن بي سر صدا تو خونه ارين و بعد يه ساعت ميرن بيرون.شک کردم که مامانه داره کارايي ميکنه.يه روز که سه تا مرد گولاخ رفتن تو خونشون بعد هفت هشت دقيقه درو آروووم باز کردم يواش يواش رفتم پشت درشون قلبم داشت ميومد ت دهنم همش ميترسيدم نکنه يهو درو باز کنن به فاک برم.گوشمو گذاشتم رو در ديدم صداي کف زدن مياد!بيشتر دقت کردم ديدم صداي آه و اوم اومم کردن زن و مردا مياد ديگه مطمئن شدم سه تا مردا دارن مامان آرين رو ميکنن.هم ترسيده بودم هم به شدت حشري.کيرمو ميماليدم به صداها گوش ميدادم.صداي تلمبه ها بيشتر شد آبشون اومد کلي آه آه کردن.بعدم صداي ملچ ملوچ ميومد.فک کنم داشتم لب ميگرفتن از شهره.نميدونيد شهره چه قربون صدقه اي ميرفت واسشون.ميگفت الهي فداتون بشم الهي قربون کيراي کلفت و آبدارتون بشمو ازين حرفا.من ديگه همون پشت در آبم اومد انقد کيرمو مالوندم بعدم سريع رفتم تو خونه درو يواش بستم.ديگه به خودم گفتم يه موقعيت استثنايي گيرم اومده بايد استفاده کنم.اين قضيه که گذشت منم راهي پيدا نکردم تا اين که يه روز داشتم با آرين فيلم سوپر ميديديم و کسشعر ميگفتيم ميخواستم رو مخش کار کنم از جنده بازياي مامانش بگه که يهو برگشت گفت کاش مامانمو ميگاييدي! منو ميگي!داشتم شاخ در مياوردم.برگشتم با تعجب نگاش کردم گفتم چيييي؟؟؟؟ گفت خيلي دوس دارم مامانمو بگيري بکني.منم گفتم اسکل من که از خدامه اون گوشت کردني رو بگام.ولي چجوري آخه؟گفت مامانم به خيليا داده خودشم ميدونه من (يني آرين) ميدونم ولي عين خيالش نيس.چندين بار به مدير ساختمون و ناظم مدرسمون و دندون پزشکشو جراح زيباييش و دوس پسراش کس و کون داده.تقريبا هر روز اول صبح يکي يا چنتا مردو ميبره تو آرايشگاش اونجا بهشون کس ميده بعد مياد خونه دوش ميگيره دوباره ميره آرايشگاه.تو خيابون خيليا که بهش تيکه ميندازن يا يواش کون گندشو انگشت ميکنن بهشون لبخند تحويل ميده.غير از اينا تو گوشيش کلي سوپر ديدم سوپراي وحشتناک دست جمعي و وحشيانه و خشن. گفت تازه جلو منم يه کارايي ميکنه.مياد از قصد يه چيزي ميندازه جلوم زمين بعد يواش پشت ميکنه به من قمبل ميکنه آروم با عشوه از زمين برش ميداره خودشم ميزنه به اون راه.يا وقتي ميرم تو آشپزخونه ميبينم اونجاس خودشو الکي ميندازه زمين بعد يه آهه شهوتي ميکشه که همونجا ميخواد آبم بپاشه بيرون.کونشو ميماله به کيرم مثلا اتفاقي و لباساي خيلي باز و تنگ و سکسي ميپوشه جلوم.وقتي بابام مياد ميدوئه ميره عوضش ميکنه يه لباس معمولي ميپوشه!!!اينا رو که ارين برام تعريف کرد داشت مغزم سوت ميکشيد.وحشتناک کيرم شق کرده بود.داشتم بيهوش ميشدم از شدت حشر.گفتم خب چجوري ترتيب مامان جندتو بدم کس ننه؟نميشه با رفيقام بيام بگاييمش؟گفت چرا ميشه فقط بعضي روزا خيلي حشريه مخصوصا اگه ارايشگاه نره.اونموقع ميگم بيايد خونمون خودم به يه بهونه اي ميرم بيرون از بيرون ميرم از پنجره اتاقم (طبقه اول) ميپرم تو که ببينم چي ميشه دوس دارم گاييده شدن مامانمو ببينم.گفتم حله.پس خبرم کن کيرم بره دهن مامان جونت.خنديد گفت چشم و رفت.واقعا هنگ بودم.با مرور کردن صحبتاي ارين کيرمو ميماليدم.ولي سعي کردم جق نزنم آبمو نگه دارم واسه اون زنيکه.بعد دو روز آرين يه پي ام داد به تلگرامم گفت آماده اي مامانم خيلي ميخاره زيرشم يه عکس فرستاده بود که از مامانش گرفته بود وايييييي چي ميديدم مامانش يه شورتک خيلي نازک پوشيده بود که بند شورت مشکيش از بالاش بيرون بود چاک کيونش حسابي معلوم بود يه نيم تنه هم پوشده بود که ممه هاي گندش داشت از توش ميوفتاد بيرون پاشو باز کرده بود دولا شده بود داشت لباس ميريخت تو ماشين لباسشويي.انقد پاشو باز کرده بود که تابلو بود از عمد ميخواد کون قلمبشو نشون بده.عکسو که ديدم سريع کيرمو مالوندم به دوتا از رفيقاي بکن و کير کلفتم خبر دادم که تو جريان بودن گفتم پاشن بيان خودمم پاشدم لباس پوشيدم رفتم دم درشون اونم به مامانش گفت من و دوستان داريم ميرم خونشون تو درساش کمکش کنيم.رفيقام هنوز نرسيده بودن.شهره جون خودش درو باز کرد.وقتي خودم با اون تيپ ديدمش يه لحظه نفسم بند اومد به تته پته افتادم حتي نوک ممه هاشم معلوم بود از زير نيم تنش.خودمو جمو جور کردم سلام دادم شهره گفت سلام عزييييز دلــــم خوبي؟؟؟پشمام ريخته بود ازين عشوه هاش.گفتم فداتون بشم ايشالللا خوبم شما خوبي عزيزم؟اونم در جوابم گفت الهي قرررربونت بشم منننن همينجوري که دست منو گرفته بود بغلم کرد ممه هاش که چسبيد بهم ديگه آمپر چسبوندم فشارم داد منو منم يه فشار نسبتا محکم دادمش شهره رو که زد زير خنده از پشتش ديدم ارين وايساده داره رفتار ما دوتارو ميبينه مامانش پشتش بهش بود آرين داشت مارو ميديد کيرشو ميمالوند با چشاي خمار.منم صورت شهره جونو يه ماچ آرومو سکسي کردم گفت اي جوووونم قرررربونتون برم من شهره هم يه لبخند زد گفت مرسي نفسسسسسم داشتم رد ميشدم که برم سمت اتاق ارين يه لحظه تو همين حين شهره کف دستشو مثلا تصادفي از روشلوار ماليد به کيرم يه فشاري هم به کيرم داد که فهميدم تصادفي نبوده! اين تو يه لحظه اتفاق افتاد.بعد رفتم تو اتاق ارين درو که بستم گفتم من اين مامان جنننننننندتو باااايد بکنم بايد بگامـــــــــــــــــش خيلي جندسسسسس آرين گفت آره ديگه من که بهت گفتم حشري بشه خيلي جننده بازي ميکنه.دوستات نيومدن چرا؟! گفتم نزديکن توراهن.ميان الان.اينو که گفتم رفيقام زنگيدن به گوشيم رفتم درو براشون باز کردم وقتي اومدن تو شهره رو با اون وضع ديدن هنگ کردن خون به مغزشن نميرسيد.زدم بهشون که بابا تابلو بازي در نياريد.شهره اومد به جفتشون دست داد اصلا هم عين خيالش نبود که همه کسو کونو ممش تو چشم سه تا پسر جوونه با يه شورتک کوچيک و نازکو يه نيم تنه جلوشونه.خلاصه ما رفتيم تو اتاق.به آرين گفتم خب زود باش تو برو من بگيرم اين حرومزاده رو بکنم خنديد گفت بد تو کفيااا الان که تازه اومديد تابلوئه بزار يه چند دقيقه ديگه ميرم.گفتم مادرجنده اين ننه جندت از خداشه خيلي ميخاره اصن فک نميکنه الان ديگه بيا گمشو برو.گفت باشه.درو باز کرد رفت به مامانش گفت مامان من دارم يه سر ميرم خونه يکي از بچه ها کتابمو جا گذاشتم برم بيارم که شيمي کار کنيم مامانشم که انگار بهش جايزه داده باشن گل از گلش شکفت با يه لبخند گفت باشه عسلم بدو برو!کسده چه عجله اي هم داشت! ارين رفت و ما مونديمو شهره جون کون گنده که يه سال بود تو کف گاييدنش بودم.رفتيم تو پذيرايي شهره گفت عشقم بشين براتون ميوه بيارم بخوريد جوون بگيريد.اين عشقمو که گفت انگار برق به کيرم وصل کردن يهو پريد بالا.گفتم چشم نازنين بانوي خوش هيکل.ديگه شروع کردم يواش يواش به کس ليسيرفيقام با تعجب منو نگا ميکردن.شهره خنديد گفت پس من خوش هيکلم به نظرت؟ديگه بايد همين سوراخو وارد ميشدم گفتم بهترين هيکلي که به زندگيم ديدمو داري شما شهره جووون.جوونشم همچين يه جوري گفتم که حال کنه.داشت ميوه مياورد همينجوري که راه ميرفت با ناز و ادا اين ممه هاي گندش بالا پايين ميپريد سوتينم که نبسته بود واي داشتم ديوونه ميشدم ديگه.با اون پرو پاچه و رون گوشتي و سفيدش و ارايش غليظش.اومد جلو خم شد ميوه تعارف کنه شانس خوب من زد يکي از ممه هاش که به زور تو لباسش جا شده بود از تو نيم تنش افتاد بيرون.اونم اولش به روي خودش نياورد ما زل زده بوديم به ممه ي لختش اونم همينجوري دولا شده بود. گفت جيگرم ميوه بردار.منم دوتا برداشتم به دوتا بچه ها هم تعارف کرد اونا هم مث من هنگه هنگ بودن برداشتن شهره هم صاف شد سيني رو گذاشت رو ميز تازه گفت عه وا ببخشيد چرا سينم افتاد بيرون!؟ ميبخشيد توروخدا.حالا الکي هاااا جنده خانوم چه فيلمي بازي ميکرد.گفتم اختيار داري ماکه فيض برديم.بس که گندس ديگه بايدم بيوفته بيرون.اونم خنديد گفت اي شيطون.ميوه رو خوردم اونم پاشد رفت سمت آشپزخونه داشت ميرفت چشمم خورد به اون کون گندش که ارين عکسشو واسم فرستاده بود.جنده خانوم داشت با عشوه راه ميرفت کون تپل آبدارشو قر ميداد اينور اونور منم چون پشتش بهم بود کيرمو مالوندم برگشتم ديدم اون دوتا ديگه هم دارن مث سگ کيرشونو ميمالن نگاه کون شهره ميکنن.من پاشدم رفتم سمت آشپزخونه.ديگه تا الان ارينم بايد اومده بود تو اتاقش از پنجره.رفتم آشپزخونه گفتم شهره جونم کمک ميخواي؟اونم گفت عشق خوشششگلم الهي قربونت بششششم من.کونده ي حرومزاده با چه عشوه اي قربون صدقه ي پسر همسايش ميرفت.گفت من کمرم درد ميکنه ميخوام اين شيرو از زير کابينت ببندم تو بيا کمر منو از پشت بگير من دوللللا شم ببندم!!! يني نگفت بيا تو ببند گفت من دولا ميشم تو منو بگير من ببندم!ديگه دوزاريم افتاد داستان چيه گفتم اي جووووون چششششم تو جووووون بخواه فدات بشم ايششششالللا.زد زير خنده.با اون لباي پروتزي و قلوه اي با اون رژ لب کالباسيش که ميخنديد ادم ياد اين جنده هاي کار کشته ي همه کاره ميوفتاد...خلاصه اون خيلي يواش با مکث زياد (از قصد) خم شد قمبل کرد حسابي هم اون شورتک نازک و کوچيکشو کشيد بالا که همينجوريشم همه جاشو بيرون انداخته بود.چاک کونش کاملا نمايان شد گفت خب حالا جيگرم منو محححکم بگير.منم ديدم فرصت بهتر ازين گير نمياد دس کردم کير شق کرده ي حريصمو انداختم بيرون با ولع چسبوندم محکم در اون کون گنده ي قلمبشششش! واااااي نميدونيد اون لحظه چه حسي داشتم.به ارزوم رسيدم.کون گنده ي اين زنيکه ي جنده رو که يکسال بود آبمو مياورد الان چسبيده بود به کيرم.دستامم گذاشتم دو طرف پهلوهاش گفتم خوبه؟يه آه ريزي کشيد گفت اره هستي من.خوبه.من ديگه داشتم بيهوش ميشدم اون دوتا رفيقامم تا ديدن اين صحنه رو سريع پاشدن اومدن سمت آشپزخونه کيراشونو دراوردن ميماليدن من ديگه زدم به سيم آخر گفتم اصلا ميخواي براي اين که بهتر انجام بدي کارتو اينم بکشم پايين.دست انداختم شورتکشو با يه حرکت تا زانوش کشيدم پايين!شهره يه آهه بلند کشيد گفت آرههه عاليه.وايييي چي ميديدم.يه بند مشکي خيييلي نازک رو سوراخ کون شهره رو گرفته بود فقط.سوراخشم انقد گشاد بود که انگار توش لوله پليکا کردن معلوم بود خيلي از کون داده.برگشتم ديدم آرينم وايساده تو حال کيرش دستشه داره با اين صحنه که من کيرمو چسبوندم لا چاک کون مامانشو ديتا پسر ديگه هم دارن با مامان جندش جق ميزنن کيرشو ميماله!خلاصه آب از لبو لوچم راه افتاده بود.با حرص تمام به سرعت موهاي بسته شده و بلوند شهره رو چنگ زدم انداختمش زمين شورتشو از پاش کشيدم بيرون پرت کردم تو صورت ارين.آرينم با ولع شورت مامان جندشو ميماليد به صورت و کيرشو همينجوري جق ميزد.منم پريدم رو صورت مامانش کيرمو چپوندم دهنش شروع کردم به سرعت تلمبه زدن.شهره هم با چشاي خمارش پر سروصدا با ملچ ملوچ زياد ساک ميزد.کامران و مصطفي رفيقامم ديگه به خودشون اومدن ديدن موقعيت کاملا جوره اومدن تو آشپزخونه افتادن به جون شهره.کس گشادشو ميليسيدنو ممه هاشو ميمالوندن .بعد چند دقيقه موهاي شهره رو گرفتيم به زور کشيديمش برديمش تو حال.چشمش به ارين افتاد ولي اصلا انگار نه انگار به کسشم حساب نکرد.تازه اه اهش بيشتر شد.شهره رو وسط پذيرايي خونشون انداختم کف زمين مصطفي رفت زيرش خوابيد کيرشو کرد تو کس شهره منم پريدم رو کون گنده ي شهره کيرمو فرو کردم تو سولاخ کون گشادش گلوشو دو دستي فشار ميدادم و تلمبه ميزيدم.با حرص و ولع ميگاييديمش.کامرانم رفت کيرشو از جلو کرد دهن شهره.صداي شالاپ شلوپ گاييدنش و آه کشيدن وساک زدن شهره و آرين و آوه اوه کردن از ته گلوي منو مصطفي و کامران کل خونشونو برداشته بود.جو جوه گاييندن شهره بود فضاي سکس و شهوت پر کرده بود خونه رو.ارين داشت صحنه ي گاييده شدن مامان گوشت و جندشو توسط سه تا جوون کير کلفت حشري ميديد که مث گرگ افتاده بوديم به جونش و با اين صحنه و تلمبه ها جق ميزد مامانش که مث يه تيکه گوشت لاي ما دوتا ساندويچ شده بود داشت از کس و کوون و دهن و همه جاش گاييده ميشد حسابي داشتيم از همه جاش استفاده ميکرديم آه ميکشد ميگفت آخخخ بگااااييد محممممکترررررر بزنيد کير کلفتتونو ميخوامممم کسکشاي لعنتي محکمتر بکنيد منووو بگايين منو زن جندهههه ها ماهم با حرفاش حشريتر شديم من برش گردوندم کير مصطفي که زيرش بود رفت تو کون شهره منم کيرمو چپوندم تو کسش با دستام گلوشو ممه گندشو فشار دادم مححححکم و وحشيانه تلمبه ميزدم اونم گلوي منو فشار ميداد همينجوري که مث سگ داشتم شهره رو ميکردم ميگفتم آههه بگير جنننده حالا منو حشري ميکني؟ بگير کسده بگييير دستمو کردم تو دهنش فشار دادم همينجوري که ميکردمش گفتم دارم ميگامت شهره جنده حرومزاده دارم ترتيبتو ميدم بگير حالا منو تو کوچه حشري ميکني کون گنده ي ابدارتو ميمالي به کيرم ميخندي رد ميشي؟؟؟‌با تمام قدرت تلمبه هاي آخرمو زدمو منو شهره گلوي همديگه رو با حرص و حشر فشار داديم آب کيرم اومد اونم اب کسشو ريخت رو کيرم با اب کيرم قاطي شد همشو تا قطره آخر تخليه کردم تو کسش همزمان اون دوتا هم که مارو ميديدن مث سگ حشري شده بودن وحشيانه به قصد کشت تلمبه زدن تو دهن و کون شهره جون آب کيراشونو اندازه دو ليوان پاچوندن خالي کردن حسابي. همينجوري بيحال افتادم رو مامان ارين که لاي ما دوتا مونده بود.از روش که بلندشدم کيرامونو کشيديم از سوراخاشو دهنش بيرون ديديم يه عالمه آب کير داره از کسو کون و دهنش ميچکه شهره هم بيحال افتاده وسط پذيرايي.آرين هنوز داشت به شدت محکم کيرشو ميمالوند تا مامانشو تو اين حالت ديد طاقت نياورد دويد پريد رو مامانش که لخت و گاييده شده افتاده بود اون وسط و کير حشريشو يه ضرب تا خايه فرو کرد تو سولاخ کس پر از آب کير مامان جونشو مث گرگ شروع کرد تند تند سنگين گاييدن مامانش.شهره که اين صحنه رو ديد گفت عه وا آرين نکن تو حق نداري منو بگايي کيرتو بکش از کس نازنينم بيرون ببينم ارينم يهو کيرشو کشيد بيرون پريد رو دهن شهره همينجوري که مامانش داشت اعتراض ميکرد کيرشو چپوند تو دهن پر از آب کيرش فرو کرد تو حلقش موهاشو چنگ زد يه داد زدو تمام آب کيرشو با فشششار خالي کرد دهن مامان جندش.انقد آب کيرش زياد و پرفشار بود که از بغلاي لباي شهره ميپاشيد بيرون.بعد چند دقيقه که کيرش تخليه شد کامل از رو دهن مامانش پاشد.شهره هم يه ميک گنده سر کير پسرش زد و دور لب قلمبشو يه ليسي زدو گفت اووممم چه خوشمزه بود!!!ما سه تا که اين صحنه رو ديديم واقعا حشري شديم با وجود اين که آبمون تازه اومده بود ولي افتاديم به جون شهره و سوراخا و دهنشو اينبار با شدت و حرص و حشر چند برابر گاييديم.اون روز ما نزديک ? ساعت مدام سکس داشتيم و از شهره جون سير نميشديم.ارين کلي تشکر کرد از ما که ترتيب مامانشو اينجوري داديم.دوستامم شماره شهره رو گرفتن شهره ازشون قول گرفت که برن آرايشگاش اونجا هم بکننش.اونا که خدافظي کردن رفتن برگشتم نگا به شهره کردم ديدم صورتش پررر آبکيره از دهن و کسو کونشم آبکير ميريخت بعد آرين همون دم در که پشت مامانش بود يه تيکه نون لواش گرفت کشيد ماليد لاي چاک کون گنده ي مامانش مامانشم خنديد اونم برشگردوند نونه رو ماليد به کسش حسابي و خوردش.شهره گفت الهي قررربون پسر حشري و گشنم بشم که انقد کسو کون مامان دلبرشو دوس داره.منم تا غروب رو تخت دونفره کنار شهره و پسرش خوابيدم و يه دوش گرفتيم تو حمومم يه دست از عقبو جلو دوبله با ارين مامانشو گشادتر کرديمو من رفتم خونه.از اون روز عالي به بعد تقريبا روزي يه بار يا يه روز در ميون شهره رو ميکنم.بعضي وقتا تو راه پله کيرمو ميخوره ابمو قورت ميده يا تو پشت بوم و پارکينگ يواشکي کيرمو تو سوراخش ميکوبم ولي بيشتر اوقات خونه خودش رو تخت شوهرش ميکنمش.يه برنامه هايي براي شهره با ارين چيديم که واقعا عالي بود اگه درخواست باشه اونم براتون ميگم.خدانگهدار


    نوشته: همسایه

  • 13

  • 20




نظرات:
  •   LGBTRESPECT
  • 1 هفته
    • 0

  • :|


  •   mikhoresh
  • 1 هفته
    • 0

  • شیطون هم اینجوری نمیکنه


  •   آزادفر
  • 1 هفته
    • 0

  • یا استقدوس


  •   shadow69
  • 1 هفته
    • 0

  • ﺍﻳﻦ ﻛﺎﻓﺮ ﻳﻚ ﭼﺸﻢ ﻛﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﻛﻴﺮ ﺍﺳﺖ

    ﺍﺯ ﺑﺤﺮ ﻛﺲ ﻛﻴﻮﻥ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺗﺪﺑﻴﺮ ﺍﺳﺖ

    ﺩﺳﺘﺶ ﻧﺮﺳﺪ ﮔﺮ ﺑﻪ ﻛﺲ ﻛﻴﻮﻥ, ﻧﺎﭼﺎﺭ

    ﺑﺎ ﺧﻮﻳﺶ ﻛﻨﺪ ﺟﻤﺎﻉ ﺑﻲ ﺗﻘﺼﻴﺮ ﺍﺳﺖ


  •   parham-2016
  • 1 هفته
    • 1

  • اره تو هم جانى سينزى منم دنى دى
    كس شر ترين كس شر ممكن بود


  •   shahx-1
  • 6 روز،23 ساعت
    • 2

  • تا اونجا که نوشتی شوهرش از اون بازاریهای هفت خط بود و پیشش شاگردی کرده بودی حقیقت داشت این که دیگه شاگردش نیستی یعنی مثل سگ انداختت بیرون از اونجا به بعدش چرند محض و خالی کردن عقده هات بود معلومه حاج اقا زیادی بردتت انباری!!! (biggrin) (biggrin) (biggrin)


  •   varna007
  • 6 روز،21 ساعت
    • 1

  • یه جوری خالی بببندین که بشه باور کرد آخه


  •   sarina3600
  • 6 روز،19 ساعت
    • 0

  • اقدامات یک ذهن مریض و روانی وبیمار برای آشفته کردن مغز ملت
    لایق توف هم نیستی


  •   sexman222
  • 6 روز،16 ساعت
    • 0

  • ولی از مرامت خوشم اومد. حتی داستان تخیلی هم که نوشتی توی توهماتت تک خوری نکردی و رفیقاتو شریک کردی. آورین


  •   پیرفرزانه
  • 6 روز،15 ساعت
    • 0

  • دیگه ننویس. . . . . . . نوشته حال بهم زنی بود.اسهال مغزی یه جقی که بی هدف همع جا رو کثیف کردی..یه جنده هم اینطوری خودشو به فاک نمیده..بچه کوچولو تو همون از عقب بده تا صنعت فراموشت نشه..همون کونکونک بازی بکن تو رو چه به داستان نوشتن مفعول کوچولو..


  •   انگوری32
  • 6 روز،12 ساعت
    • 0

  • اهل مشهدم
    یک خانم مهربون میخواستم
    مامانم بشه باهم خوش باشیم


  •   Jaharis_20
  • 6 روز،9 ساعت
    • 0

  • شک ندارم که آرین خودتی.این دفعه که اومدم پیش ننت بهش میگم گوشیتو بگیره انقد تو فضای مجازی آبروریزی درست نکنی


  •   عاشقجورابنازک
  • 6 روز،6 ساعت
    • 0

  • کونی خان تو اروپا هم اینطورنیست،،،خبرداری توهم مدرک غواصی داری؟؟؟


  •   هههههههههههه
  • 6 روز،6 ساعت
    • 0

  • یاد جقی های سفر کرده بخیر،یزمانی تو همین شهوانی بودند بزرگانی که بانوشتن یک داستان سایتو به حالت انفجار درمیاوردند اما الان واقعأحال بهم زن شده


  •   crazy.about.tits
  • 5 روز،20 ساعت
    • 1

  • زیادی پورن دیدی مغزتم دیگه جا فرمان دادن جلق میزنه ، ماشالله چه جقیای کمر سفتی !!!!شوهرش زیاد. کونت گذاشته پشت دخل پرتو بعد وا کرده خودت خودتو. لو. دادی !!!


  •   saeed_hbl
  • 5 روز،17 ساعت
    • 0

  • جقیییییی....دروغگو


  •   سیدعلی55555
  • 5 روز،12 ساعت
    • 0

  • کیر چپ وراست من ... تو روح خمینی ملعون و خامنه ای قاتل فاسد جنسی و بنی صدر زن صفت و خاتمی شیاد و احمدی نژاد دزد و روحانی دو رو ..... که جوانان را این چنین کردند ... در آخر ریدم تو هیبت الله موهوم بی حیثیت که اینها را به ادعای کذب خودشان خلق کرده است ......


  •   mamad_p
  • 5 روز،9 ساعت
    • 0

  • بنویس ادامشم عالی بود


  •   miago
  • 5 روز،6 ساعت
    • 0

  • افرين


    سوژه خوبي بود


    قلمتم بد نيست


    بد جور منتظر ادامه داستانت هستيم ، لطفا بنويسش


  •   phucksf
  • 4 روز،10 ساعت
    • 0

  • عااااااااالی بود.مخصوصا حرفا و هیکل و کارای زنه.کاش همسایه ما بودن
    هم جزییات داشت هم بکر و متفاوت بود داستانت.
    ادامشو بنویس توروخدا.منتظریم


  •   sanaz.n
  • 4 روز،4 ساعت
    • 0

  • ههههههه با مزه بود


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو