ماجرای من و مهدیس

    1398/1/27

    سلام. بردیا هستم 26 سالمه و مهندسم. این قضیه مال سال 94 هستش. اونموقع فارغ التحصیل نشده بودم و تو یه شرکت خیلی بزرگ دوره میدیدم. یه روز مهندس دبیرم ازم خواست که به یه کارخونه برم. همه دستگاه‌ها خارجی بودن و تعمیر و نگهداری‌شون واقعا سخته. خلاصه رفتم اونجا و صاحب کارخونه کلی تحویلم گرفت. منم خانوادم از طبقه مرفه جامعه هست و وضع مالی مون خیلی خوبه. با مسئول رفتم تو سالن. 24 تا دستگاه داشتن که اوضاعشون اصلا خوب نبود. دوتا از دستگاه‌ها دونفر نشسته بودن رفتم جلو تر دیدم دو تا دختر با هم نشستن سنشون به 21 یا 22 می‌خورد. مهدیس و حدیث. دوست بودن باهم. یه هفته ای گذشت و کم کم با همشون آشنا شدم.


    چندبار با مهدیس حرف زده بودیم اما زیاد تحویل نگرفت! گفتم اگه من تو رو رام نکردم شلوار زن پامه. یه ماهی گذشت و مشغول بودم اونجا. ساعت 5 شیفت بچها تموم میشد. من که دستگاه هارو سر و سامون میدادمو هر وقت میخواستم میرفتم. اصلا به حقوق اونجا نیاز نداشتم اما صاحب کارخونه ماهی دو میلیون و 200 هزار می‌ریخت به حسابم. چون قبل از من هر دستگاهش بخاطر خرابی دو سه روز میخوابید. یروز من نرفتم سر کار. اونموقع یه اسپورتج سفید داشتم و داشتم خیابونا رو بالا پایین میکردم دیدم اوهووو ون سرویس خانوما از جلوم رد شد و مهدیسو پیاده کرد. ون سرویس که رفت رفتم بغل دستش و گفتم خیر باشه خانوم مغرور از این ورا. گفت خونمون اینجاس آقا بردیا. گفتم اهااا. گفت اوهوووم. دیدم به به لاش باز شد. گفتم خب میای بریم یه دوری بزنیم؟ گفت نه. گفتم بیا بریم حالا یکم بچرخیم حوصله‌مون سر رفته. یکم که نه خیلی ناز کرد اولش بعدش اومد نشست صندلی جلو بغل دستم. وای تونستم خوب اندام شو ببینم قدش میشه گفت 170 کمرش باریک و اندام خیلی خوبی داشت. چیزی که بیشتر از همه چشممو گرفت سینه هاش بود. دروغ نگم 75 بود منم که عاشق 75ام. آقا انقد نگاهش کردم یدفعه گفت تو گلوت گیر نکنم. به خودم اومدم. خاک تو سرم. همینجوری داشتیم میچرخیدیم از جلو سینما رد شدیم. خودش گفت بریم سینما. با تعجب گفتم بریم. رفتیم و نشستیم تا فیلم شروع شه. این دختر کلی خوراکی خرید همرو هم به حساب من.فیلم آس وپاس شروع شد. یکم از فیلم گذشت یهویی بیخ گوشم زمزمه کرد چرا فیلمو نمیبینی. انگاری فکرمو خونده بود دستمو گذاشتم رو دستش. با تعجب نگاهم کرد. مثلا جاخورده. خخخ. یکم نگاهش کردم دیدم چشماش خمار شد. آروم آروم سرمو بردم نزدیکش و لبامو گذاشتم رو لباش. اولش بی حرکت بود اما چندثانیه بعدش نرم شد و همراهیم کرد. جدا شدم ازش اما بازم چشاش خمار بود. گفتم صبر کن تا فیلم تموم شه. یهو دستمو فشار داد. میدونستم دلش میخواد باهام باشه. فیلم که تموم شد اومدیم بیرون و نشستیم تو ماشین رفتم سمت خونه خودم. گفت کجا میری؟ گفتم میریم خونه من. خدایی اولش ترسید. گفت نه من میرم خونه. گفتم به من اعتماد نداری؟ گفت چرا دارم. گفتم پس بشین. رسیدیم خونه. ساعت 7 شده بود. به مادرش زنگ زد و گفت من خونه الینا دعوتم یکی دو ساعت دیگه میام. رفتیم تو و نشست رو مبل. معلوم بود مضطربه. رفتم تو آشپزخونه گفتم چی میخوری؟ گفت چیزی نمیخورم الان کلی هله هوله خوردیم. گفتم خب حالا وقت بگذره یچیزی بخوریم. گفت اگه زحمت نمیشه قهوه. گفتم اوکی. قهوه‌ساز و روشن کردم و دوتا فنجون قهوه با شیر و شکر. کیکم گرفته بودم آوردم. خونه خودم بود و جدا بودم از خانوادم. خدایی همشم با زحمت خودمه. قهوه که تموم شد گفتم مهدیس؟ گفت بله. گفتم تو سینما اگه کاری کردم که ناراحت شدی معذرت میخوام قصدمم از آوردن تو به خونه خودم این بود که خواستم جبران کنم اشتباهمو یهو انگشتشو گذاشت رو لبام و گفت هییسس من اصلا دلخور نیستم. دوباره دیدم چشاش خماره. چسبیدم به لباش. اونم تا نفس داشت همراهیم می‌کرد. شالشو از سرش در آوردم و خودش گیره موهاشو باز کرد. موهای خرمایی رنگ و لختش تا کمرش بود. انقد لب گرفتم ازش که دیگه عین موم تو دستم بود. گردنشو خیس کردم. بوی ادکلن لالیکش مستم می‌کرد. دکمه اول مانتوشو باز کردم خیره شد بهم. اونم دکمه پیرهن منو باز کرد. مانتو شو در آوردم. زیر پوششم خودش در آورد پیرهن منم همینطور. بلند شد و افتاد رو من. دستشو می‌کشید رو سینه و شکمم. از دیدن عضلاتم کیف می‌کرد. اومد جلو دوباره لب تو لب شدیم. دستمو بردم و از پشت بند سوتين مشکیشو باز کردم سینه هاش دقیقا همونی بود که فکر میکردم. 75 نوک قهوه ای. نوبتی میخوردمشون و میمالوندم. اهههههش شهوتی ترم می‌کرد. از جام بلند شدم بغلش کردم بردمش رو تختم. خیمه زدم روش. انقد خوشبو بود که از خوردن سینه و گردنش سیر نمی‌شدم. اومدم پایین‌تر که رسیدم به شلوارش. آروم از رو شلوار روناشو مالش دادم و ازش لب می‌گرفتم. دیگه فهمیدم که اوضاع مساعده آروم دستمو گذاشتم رو کصش. یجوری لرزید انگار برق گرفتش. یواش یواش مالوندم واسش صدای آه و ناله مهدیس اتاقو پرکرد. دستمو از زیر کمرش بردم و شلوارشو کشیدم پایین. شرت خوشگلشم بوی تنشو میداد. از رو شرت دستمو بالا پایین کردم و لباشو میبوسیدم. انقد لذت می‌برد که میپیچید تو خودش. دستشو آورد جلو و دکمه شلوارمو باز کرد خودم شلوارمو کندم و آقا جهان عین دسته کلنگ سفت و محکم ایستاده بود. دستشو می‌کشید روش و من دلم ضعف می‌رفت. اومدم پایین از تخت و سرم بردم لای پاهاش. اووووم هیچ وقت یادم نمیره تن و بدنش چه عطری داشت. رونای بلوری شو با زبون خیس کردم و همینجور رفتم پایین تا رسیدم کص کلوچه ایش. زبونمو انداختم لاش. خیس خیس بود. شرتشم در آوردم کص صورتیش حتی یه مو هم نداشت. یعنی کل تنش مو نداشت. عاشقش شدم انصافا. چوچولشو مک میزدم و لیس میزدم. دستشم تو دستم بود. انقد بهش حال دادم که داش از هوش میرفت. گفتم بی انصاف پس من چی. خندید و اومد پایین جلوم زانو زد. آقا جهان و آورد بیرون از تو شرتم. میزون 22 سانته. کردش تو دهنش. این دختر انقد دندون زد که از حرفم پشیمونم کرد. خندیدم و گفتم بشین رو تخت. نشست لبه تخت و پاهاشو داد بالا. جهانو گذاشتم دم کصش و بالا پایین کردم. آوردمش پایین‌تر و گذاشتم دم سوراخ کونش. یکم فشار دادم که گفت نه نه. گفتم چیه چیشده؟ گفت از عقب نه. گفتم انقد منو حشری کردی که لاپایی بهم بدی؟ گفت بکن تو کصم. چشام گرد شد یهویی. گفتم مگه تو دختر نیستی؟ من که نمیخوام بگیرمت که پردتو بزنم. گفت حلقوی‌ام نگران نباش. گفتم دروغ که نمیگی؟ قبلا سکس داشتی حتما روت نمیشه بگی؟ گفت دیوونه اصلا به عمرم ندادم به کسی. نامزد بودم رفتیم آزمایش گفتن حلقوی‌ام. اما بهم خورد نامزدیم. گفتم باشه.
    به شکم خوابوندمش و آوردمش لبه تخت گفتم پاهاشو بذاره زمین. همین کارو کرد. کیرمو با تردید گذاشتم دم کصش و فشار دادم که جیغ کشید. ترسیدم. معلوم بود نداده چون واقعا تنگ بود. آروم آروم کردم توش خون نیومد دیدم داره چنگ میزنه به رو تختی. هنوز ده سانتشم نرفته بود که کمرش قرچ صدا داد. اوه اوه این دیگه عشق خودمه. خیلی آروم عقبو جلو کردم. فشار که میدادم جیغ میزد. کشیدم بیرون و رفتم ژل روان کننده اوردمو زدم سر جهانم و دوباره کردم تو. این دفعه راحت تر رفت و جیغ مهدیس دیگه شده بود آه و ناله. 5 دقیقه تلمبه زدم توش. سرپا خسته شدم درش آوردم رفتم رو تخت. خوابوندمش به بغل خودمم خوابیدم پشتش پاشو دادم بالا و دوباره کردم توش. انقدی که این دختر بهم حال میداد با هیچکس حال نکردم. در گوشش زمزمه میکردم اخخ دختر تو چقد خوبی عشقم تو از همه بهتری. یدونه‌ای مهدیس عاشقتم. اونم با کمرش موج میداد و کیرم بیشتر میرفت تو هرچند نصفش بیرون بود. آروم زمزمه می‌کرد بردیا اااخ آه آهههههههه. این آهو گفت دلم ضعف رفت و محکم تر میزدم تو کص تنگش. 5 دقیقه زدم همینجوری یهو آب کصش پاشید و ارضا شد. برش گردوندم و به شکم خوابوندمش یه بالش گذاشتم زیر شکمش و دوباره کردم توش. ایندفعه نصف بیشتر جهانمو میکردم تو کص کلوچه‌ای عشقم. دستم دو طرفش بود و میکوبیدم توش. دیگه عین خیالم نبود دختره اول بارشه. تا دسته میزدم. مهدیس رو تختی رو گاز میزد و صداش دیوونه ترم می‌کرد. در آوردم از کصش و بلندش کردم و به پشت خوابوندمش بالشو گذاشتم زیر سرش. کیرمو دوباره کردم تو عشق کلوچه‌ایش و تلمبه زدم. همون جوری خیمه زدم روش و لباشو میخوردم. اونم دستاشو حلقه کرد دور گردنمو تو گوشم آه و ناله می‌کرد. کمرم که کمر نیست آهنه. گفتم عشقم تعویض جا کنیم. همونجوری کیر تو کص بلندش کردم و جابجا شدیم. من خوابیدم زیر. انقد توش کوبیدم که جونم در اومد که دوباره آب کصش روون شد. منم دیدم داره آبم میاد بغلش کردم و کیرمو تا آخر میزدم تو کص خوشگلش. گفتم داره آبم میاد. هیچی نگفت منم نتونستم کنترل کنم و تا تخمام فشار دادم تو کصش و تمام آبمو ریختم توش. جیغ کشید و بی حال شد تو بغلم. یذره که حالم جا اومد فهمیدم چه گندی زدم. دختر بیچاره اول بارش بود منم 22 سانتو تا خایه جا کردم تو کصش. زدم تو سرم. نگاهش کردم انقد خوشگل بود که حد و حساب نداشت. لباشو بوسیدم و خوابیدیم تو بغل هم. با تکون خوردنش چشمام باز شد. اصلا نمیتونست راه بره. ساعت 11 شب بود و مدام بهش زنگ میزدن از خونش. خواست دوباره بلند شه که پاهاش میلرزید و افتاد زمین. سریع رفتم بلندش کردم و بردمش حموم. با کیسه و آب گرم کمرشو ماساژ دادم. چشمم به کص باد کرده‌ش افتاد. پشیمون شدم. خلاصه یه داستان سر هم کرد با دوستش و اون شب بخیر گذشت. بدتر اینکه بعد فهمیدم حامله شده. اما اونم بخیر گذشت. الان هرکدوم زندگی خودمونو داریم و عین دوستای معمولی هستیم باهم.یه سال و نیم پیش بود عروسش که منم رفتم و براش آرزوی خوشبختی کردم. چند روز پیش فهمیدم بچه دار شده با شوهرش. ببخشید طولانی شد اما خواستم چیزی از قلم نیوفته. بدرود.


    نوشته: بردیا

  • 2

  • 27




  • نظرات:
    •   amir81709792
    • 2 ماه،1 هفته
      • 5

    • طبقه مرفه جامعه هستی؟؟؟
      اونوقت تو شهوانی جق میزنی؟ریدم وسط مغزت جقی این کسشعرا چی بود


    •   As-pikc
    • 2 ماه،1 هفته
      • 6

    • جعفر باشی
      وضع مالی خانوادت معمولی باشه
      پیکان گوجه ایی داشته باشی
      کارگر باشی


      وقتی دوتا چیپس دوسدخرت تو سینما بخره
      نمیای به بقیه تعریف کنی پول چیپس دادی


      پس کیرم تو مغز جقیت و ذهن عقده اییت و زبان دروغگوت


      کیر جعفر تو کونت


    •   A.t1363
    • 2 ماه،1 هفته
      • 6

    • اين دومين بچه پولدار و مهندس امشب بود ...


      داداش تهران زندگي ميكني !؟
      تقريباً تو تهران غير ممكن يه نفر و شانسي ببيني
      غير ممكن ناز كنه بعد بياد سينما
      غير ممكن روز اول لب و لوله كنه كرگدن


      سال ٩٤ فكر ميكني ٢٢٠٠ خيلي پول بوده !؟
      ما بلاخره نفهميديم نياز مالي نداشتي مار كني يا حاصل زحمات خودت بوده !!!؟
      قهوه سازم خودت خريدي !؟


      راستي گفتي اسپورتيج، فرمون ٣ حالته ميدوني چيه!؟


      فرمون ٣ حالتش اونجاي آدم خالي بند


    •   مردسکسی.....
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • یعنی از سرکار اومده و چهارساعت باهات چرخیده کس کونش بوی عفونت نگرفته ، دوش نگرفته باهات سکس کرد اونم دختر . چرا نمیتونست راه بره آر پی جی خورده بود . دودول ۲۲ سانتیتو .داشتی میرفتی ون نگه داشت
      ننه جان برو بخواب


    •   مردسکسی.....
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • خامنه ای جاسوس کد دار کشور روسیه و انگلیس تا کنون بیش از ۷۰۰ملیارد دلار برای روسیه از سرمایه ایران کاریازی کرده است.
      تاراج تمام خزائن و آثار باستانی ایران به این دو کشور
      خرید ادوات نظامی تاریخ منقضی و دفورمه و بی مصرف،میگهای از رده خارج و کهنه و از رده خارج(موشکهای هواپیماهای روسی در ایران یکی در میان عمل نمیکنند و سیستم ناوبری و رهگیری ضایعی دارند صد رحمت به اف ۸۶ زمان هیتلرفقید) زیر دریایی های از رده خارج،رادار ناقص و قفل شده اس۳۰۰،موشکهای از رده خارج و کد باز ،
      تمام ادوات الکترونیکی اعم از موشکی هوایی زمینی کد های مخابراتی و الکترونیکی دارد که در جنگ الکترونیک براحتی توسط سازنده قفل میشود و از کار می افتد
      نمونه اش کدهای مخابراتی و الکترونیکی ادوات رزمی عراق همگی توسط روسیه به اصرار ناتو قفل و از کار افتاد و عملا عراق در جنگ بین ناتو ابتر و ذلیل شده بود )
      تا میتوانی بر پیکر این شیر زخم بزن ای خائن
      حتم دارم تمام دنیایی که از بر خاستن این شیر هراس دارند وقتی برخیزد همه دشمنان و خائنان از ترس فرار خواهند کرد تا بدست این شیر تکه پاره نشوند


    •   Mr.Holmes
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • بچه پولدار ما رو اسپورتیجش ماشین زمان هم داشته از سال ۹۴ رفته مهر ۹۵ که فیلم "آس و پاس" اکران شده تماشای فیلم، خوب با ماشین زمانت دو ساعت دنده عقب میگرفتی دختره رو بعد از کردنش به موقع میرسوندی خونه مثلا همون ساعت ۷ و ۸


      کیر آرش معیریان تو اون دو میلیون و دویستی که از رئیس کارخونه میگرفتی، کیر حسام نواب صفوی هم تو کون خودت....


    •   far597959
    • 2 ماه،1 هفته
      • 3

    • والا ما هر چی کُس از محل کارش سوار کردیم بوی عرق میداد این جنده خانم از نوک موهاش تا نوک پشماش بوی ادکلون میداد احتمالا عطر فروشی دور حرم کار میکرده.


    •   Bchetokhs
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • آفتاب پرست کردی کونی؟ ممه نوک قهوه ای کص صورتی؟ ذهن جقیتو گاییدم با این کصشرایی که بافتی بهم، بیا برو تو کون مهدیس رنگی در بیا دیوث، دیسلایک


    •   1998Salar
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • كردي تو كس مهديس؟
      جقي اينم ششمين ديس
      بيا قشنگ بزن به كيرم ليس
      تا جوري بگامت بري بغل پليس
      كنم در كونت دست بيل وسوسيس
      مراقب باش كه كس نگي پس هيس


    •   Kissedbydarkness
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • تو روز اول بهت داد،دندون میزد،با چشم غیرمسلح تشخیص دادی 75 سایزشه،75 نوک مدادی دسته دو در حد نو آکبندم که بود،جهانتم که 22 سانته کل جهان و کهکشان راه کیری تو عشق ننت


    •   Weed-m@n
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • کیر تک تک اعضای قشر کارگر تو کونت بچه پولدار .ن مث اینک نمیش باید تو رو خصوصی چک کنم ببینم چی تو اون جمجمه جا دادی این کصای ک بافتی کار ی جقی نیس . نامسوا بگو چی زدی اومدی این کصشعرا رو بافتی


    •   mrsx1100
    • 2 ماه،1 هفته
      • 3

    • منم مهندسم ولی اینقد کسشر نمیگم ، آبرو هرچی مهندسه بردی جاکش


    •   ahoora6164
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیر منم به همون بزرگیه شرکته


    •   girl+angel
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • دیس ۲۳.
      دوخط بیشتر نخوندم.فهمیدیم وضع مالیت خیلییی خوبه.گمشو بینیم بابا پیزوری


    •   ssonna
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • اگه دوتا شباهت و دوتا تفاوته بين استرج و اسپورتيجو بگي قبول ميكنم كه همه داستانت واقعي بود از الان دو ديقه وقت داري


    •   ssonna
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • وقت تمام!!


    •   ehsan balae
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • دختر مردمو تا دسته کردی توش با کیر 22 سانتی اصلن باور کردنی نیست خودت یبار بخونش کونی


    •   Mehdi_wolf
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • عجب کوسخولایی پیدا میشن... خدایی باید تمشک طلایی کس پردازی رو میدادن به این بردیای مشنگ....
      خوب میشی دایی....


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو