ماساژ ترکیبی

    ساعت 6 و نیم شد،
    اینم انجام بدیم برو 2 تا دوغ بگیر بیا بریم بالا،
    همیشه وقتی یه روز کاری خسته کننده داشتیم یا یکیمون روی فرم نبود عصرها بعد کار داستان همین بود،
    اون روزم من رو فرم نبودم قرار بود بعد کار برم کلی جای خسته کننده،
    یه جاهایی که اصلا حوصلشونو نداشتم،
    اینم از این،
    تموم شد،
    خب دیگه امیر
    برو دو تا دوغ بگیر بیار بعد ببین تو یخچال چی داریم،
    سفره رو بالا پهن کن الان میایم،
    سعید توام سیستم و خاموش کن حسابارو جمع کن بیا بالا،
    یه امیدی برای امروز اومده بود،
    اخیش
    بعد این روز خسته کننده الان میریم یه حالی میکنیم،
    نشستیم شروع کردن،
    ساعت 7 بود شروع کردیم،
    داشتیم میخوردیم و میخندیدیم،
    همه داشتن خاطره تعریف میکردن و میخندیدیم،
    خوش بودیم با هم،
    دیگه نه همکار بودیم نه سرپرست نه صاحب کار نه هیچی،
    4 تا دوست بودیم که داشتیم با هم حال میکردیم.
    بعد کلی خندیدن و از همه چی دور شدن به خودم اومدم دیدم ساعت 7 و نیمه.
    سفره رو داشتیم جمع میکردیم دیگه با هم خدافظی کردیم و داشتیم میرفتیم،
    +حاجی من برم دیگه کاری نداری؟!
    -کجا وایسا کارت دارم،
    میخوام برم فلان جا یه کم کار دارم،
    ول کن بابا میری حالا،
    نه دیگه منتظرمن قرار دارم،
    باشه میخواستم برم ماساژ گفتم میای بیا،
    کجا هست؟
    سعادت آباد،
    آهان باشه حالا یه روز دیگه امروز که کار دارم، انگار قسمت نیست بیام
    باشه سعید جان برو مراقب باش
    چشم، پس کاری با من ندارید،
    نه مراقب باش.
    فعلا خدافظ.
    اومدم بیرون سوار ماشین شدم، رفتم جلو تر دم همون دکه همیشگیه، از تو کیفم یه 2 تومنی برداشتم رفتم
    سلام خوبی؟ پولو دادم بهش
    اونم دیگه میدونه چی میخوام
    سیگارو بهم داد اومدم سوار ماشین شدم،
    سیگار اول و روشن کردم کام اول وای که چقدر حال میده، هوووففف کشیدم و کشیدم توی فاز خودم بودم، اومدم زنگ بزنم اونجا که قرار دارم یهو سر خوشی مستی اومد سراغم،
    بیخیال بابا،
    زنگ زدم حاجی،
    سلام حاجی کجایی؟
    من دارم میرم تو راهم،
    حاجی آدرس و بفرست منم بیام بیخیال باب امروز و میخوام مال خودم باشم،
    باشه پس میای من دارم زنگ میزنم وقت بگیرم،
    اره حاجی زنگ بزن من بنزین بزنم میرسونم خودمو،
    باشه پس میبینمت،
    پی ام اومد آدرس و داده بود منم گازشو گرفتم اون سمتی،
    یه کم پرس و جو کردم پیدا کردمش،
    ماشین و اون ور تر پارک کردم پیاده شدم رفتم سمت ساختمون،
    توی فکرم گفتم حالا دیگه برو ریلکس کن،
    زنگ و زدم،
    بله؟
    سلام
    سلام بفرمایید،
    رفتم تو
    آسانسور و زدم اومد سوار شدم،
    رفتم بالا
    هوف در که باز شد داشتم از دستشویی میترکیدم،
    خوش اومدید ،
    ممنون
    بفرمایید بشینید اتاق الان آماده میکنن،
    ممنون کفش هامو در آوردم دمپایی پوشیدم،
    نشستم رو مبل یهو یادم اومد دستشویی دارم از جام پا شدم رفتم خودمو خالی کردم،
    یکی اومدگفت اتاق آمادس بفرمایید، رفتم داخل فضای خوبی داشت آرامش میداد، یه تخت وسط اتاق بود حمام مستر کلا تر تمیز بود بیشتر از چیزی که انتظار داشتم خوب بود
    واقعا خوب بود، حاجی گفته بود برو قبلش دوش بگیر،
    پسره که توی اتاق بود گفت دوش میگیرید؟
    گفتم بله
    گفت حوله تمیز گزاشتم راحت باشید الان یکی میاد،
    لباسام و در آوردم آویزون کردم
    ساعت ام و در آوردم
    گوشیم ام گذاشتم روی میز رفتم داخل حموم،
    داشتم به این فکر میکردم وسط ماساژ راست نکنم،
    بعد یه دوش 3 دقیقه ای گرفتم اومدم بیرون حوله رو از پکش در آوردم خودم و خشک کردم یکی اومد داخل ،
    من انقدر تو فاز خودم بودم که همین الان ام نمیدونم چه شکلی بود گفتم دراز بکشم گفت بله،
    با شورت بودم گفت کمرتو قشنگ خشک کن،
    حوله رو برداشتم شرو کردم کمرمو باز خشک کردن اومد کمکم خودش گرفت خشک کرد،
    کلا خوب بود همه چی رفتم رو تخت دراز کشیدم گفت شورتتم در بیار، منم در آوردم گذاشتم بالا سرم دمر خوابیدم، گفت کجارو بیشتر ماساژ بدم گفتم سر شونه هامو،
    از اینجا به بعد دیگه هیچ حرفی بینمون نبود،
    شرو کرد کمرم و روغن زدن،
    اخ که چه حس خوبی بود از دنیا جدا شدم خودم و زدم به اون راه، میخواستم آرامش پیدا کنم و از دنیا جدا شم،
    کارشو خوب بلد بود کمرمو ماساژ میداد از پایین به بالا از بالا به پایین، از چپ به راست، با حوصله تموم،
    یه چند باری تا نزدیکای کونم رفت ولی من فکر کردم عادیه و قسمتی از ماساژه،
    از یک سوم بالای کونم ماساژ میداد به بالا،
    یه کم حس خوبی بهم میداد خیلی داغ بود دستش سر میداد روی بدنم
    رویه کونم و چند بار ماساژ داد ولی دید از من خبری نیست،
    منم گفتم حالا بزار اونم یه حالی بکنه بیخیالش من اگه عکس العملی نشون ندم که کاری نمیتونه کنه، اونم دیگه با شجاعت بیشتری ماساژ میداد ولی نه اینکه دائم دستش روی کونم باشه نه،
    هر 7 یا 8 بار بینش یه دستی ام به کونم میکشید
    خودمم حس خوبی داشتم
    حواسم و پرت آهنگ کرده بودم که راست نکنم،
    تونسته بودم و خودم و به بیخیالی تموم زده بودم ولی اونم دس بردار نبود همین طور هی نزدیک و نزدیک تر میشد منم هی فک میکردم دیگه خبری نیست و بیخیال شده،
    یه 20 دقیقه ای روی کمرو و سر شونه هامو بالای کونم و ماساژ داد، نمیدونم این وسطا رفت پایین پام واساده بود از پایین بالای کونم قسمت پایین کمرروم ماساژ بده یه چیزی میمالید به کونم فک کنم صورتش بود دقیق نمیدمنم
    2 3 باری این کارو کرد منم هیچ کاری نمیکردم.
    بغل شونه هامو پهلومو که اومد ماساژ بده دستم و جابجا کرد گذاشت لب تخت که مثلا بتونه زیر بغل‌ام و ماساژ بده رو به پایین خودشو نزدیک کرده بود داغی کیرش و حس میکردم کامل راست کرده بود میزد به دستم عمدا،
    منم بدم نیومده بود ولی داشتم با خودم کلنجار میرفتم خودمو سپردم بهش گفتم هر چه باداباد اگه زرنگ بود میکنه اگه نه که هیچی،
    منم از یه طرف گفتم اینا توی محل کار کاری نمیکنن با خیال راحت دراز کشیده بودم چشمامو بسته بودم،
    باز مالید به دستم هی نزدیک تر میکرد من دیگه سفتی کیرشو حس میکردم ولی زیاد نمیومد جلو دلم میخواست در بیارا بزاره توی مشتم منم کیر اونو ماساژ بدم ولی انگار خبری نبود اونم فقط سیخ کرده بود و نمیدونست داره چیکار میکنه کمرمو ول کرد و رفت سمت پاهام دیگه کیرش به دستم نمیرسید شروکرد پاهامو روغن زدن لای پامو باز تر کرد که قشنگ بتونه همه جامو ماساژ بده، دقیقا همون جایی که فک میکردم تموم شده توی اشتباه بزرگی بودم تازه شروع شده بود، بعد از اینکه یکم پاهامو چرب کرد، اومد کنارم موازی کونم وایستاد، همونجوری که کیرش روی دستم مالیده بشه وایستاد شروع کرد.
    یه مدل خاصی لای چاک کونم و ماساژ میداد و یکی از انگشتاشم میمالید روی سوراخم ینی نمیمالید سر میداد رد میشد،
    یه حس خوبی داشت 5 دقیقه ای اینجوری ماساژ داد دیگه من دلم میخواست دربیاره کیرشو بده دستم ولی خیلی کارشوبلد بود صبور بود،
    کیرش مثله سنگ شده بود وای که دیگه داشتم میمردم لپ کون چپ مو که اینجوری ماساژ داد رفت روی رون پامو‌شرو کرد ماساژ دادن رفت کم کم به ساق پام، پایین پام وایستاده بود پامو بلند کرد جوری که مثلا داره ماساژ میده کف پامو کشید روی کیرش و ماساژ میداد،
    میخواست عکس العمل منو ببینه و موفق ام بود منم حال میکردم،
    واقعا ناخوداگاهانه حرکتام انجام میشد همون لحظه که فک میکردم بی حرکتم از دید اون که حشری بود داشتم نخ میدادم،
    خولاصه یه 2 باری پای راستمو 2 باری پای چپمو مالید به کیر مثه سنگش اومد سمت راستم واستاد و همون مدلی سمت راستمو ماساژ بده اول دستم مماس کیرش کرد اینبار با جرات تر قشنگ کیرش و گذاشت توی دستم البته از روی لباس یه کم که اون حالتی ماساژ داد انگشتشو کرد توی کونم دید صدام در نیومد یه کم جلو عقب کرد منم دیگه کیرشو داشتم میمالیدم، اون دیگه فقط داشت کونمو ماساژ میداد،
    منم کیرشو گرفته بودم تو مشتم میمالیدم،
    دستمو انداختم که شورتش و بکشم پایین خودش همراهی کرد تی شرتش و در آورد شلوارک و شرتش ام کشید پایین کیرش و دیگه لخت گرفته بودم دستم وای که داشتم دیوونه میشدم میخواستم بیوفته روم و تلمبه بزنه ولی اونم دست کمی از من نداشت بی جنبه بود، کیرش و که گرفتم دیدم بله آب ازش سرازیر شده اون آب و که اولش اومده بود از حشریت مالیدم به کیرش و هی مالیدم اونم داشت کونم و میمالید، اومد سمت بالا تر دید دیگه من دستم از کیرش جدا نمیشه بالا سرم وایستاد میدونستم منظورش چیه ولی بازم 2 دل بودم توی این حال و هوا بودم گفتم دیگه کار از کار گذشته بخور بره سرم و بلند کردم کیرش و گذاشتو دهنم و شرو کردم خوردن خوش مزه بود نمیدونم روغن زده بود مزه اون بود یا کلا این مزه ای بود خوردم و خوردم سرم و گرفت تا حلقم میکردم تو به من که داشت حال میداد اونو نمیدونم یه بارم ندیده بودمش حتی تا اون موقع که کیرش و بخورم قیافش و ندیدم نمیدونستم کیه برام مهم نبود فقط داشتم میخوردم سرم و گرفت محکم کیرشو کرد تو حلقم یه کم اونجا نگه داشتم آوردم بیرون از دهنم باز کردم تو حلقم، شکمش میخورد به لبم ، تمیز بود منم خوردم خوش بو بود، بعد نخوردم، فکر کنم میخواست بخورم تا آبش بیاد ولی من نخوردم بدون یک کلمه حرف تا اینجا پیش اومده بودیم،
    رفت سمت کونم اومد روی تخت، گفتم میخواد سوراخمو باز کنه یه کم مالید بعد گذاشت بین پاهام زیر تخمام 4 یا 5 باری جلو عقب کرد که حس خیلی خوبی داشت بعد انگار که میخواست آبش بیاد دیگه تلمبه نزد پا شد یا نمیدونم پشیمون شد منم موندم تو کف شروع کرد ادامه ماساژ و بعد گفت برگرد دستاتم ماساژ یدم تمومه،
    برگشتم یه کم دستامو ماساژ داد و لوازمشو جمع کرد و رفت منم باز رفتم تو حمومش آب و باز کردم به یاد اینکه نکرد منو یه جق زدم، لباس پوشیدم اومدم بیرون تو راه خونه ام تو ماشین پشت فرمون به یادش یه جق دیگه زدم تا رسیدم خونه، الان ام این داستان و نوشتم میخوام یه دور دیگه جق بزنم،،.
    نتیجه اخلاقی: هیچ وقت پارتنرتونو نصفه کاره ول نکنید، توی دلش میمونه هر چقدر ام جق بزنه سیر نمیشه چون اون لحظه که باید سیر نشده،
    موفق باشید،
    ممنون که خوندید،.


    نوشته: Pt

  • 7

  • 13




  • نظرات:
    •   White.sheriff
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • خولاصه که هوووف جقی بیش نیستی


    •   ARYA52
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • خب برو یه تاپیک بزن بگو من کونی هستم دنبال یکی میگردم من رو بکنه تا دسته نه نصفه نیمه
      دیگه این همه داستان سر هم کردن و وقت مردم رو گرفتن نداره که
      هوووووف


    •   myous
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • حاجی چی شد؟ اونم ساک زد اونجا


    •   متاهل88
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • آقا توی تهران کجا از این ماساژها میدن، منم دلم میخاد یکی اینجوری منو ماساژ بده و بعدشم منو بکنه


    •   Matinisf
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • تا قبل از این این که واژه ی کیر رو وارد داستانت نکردی فک کرد ،کسی که ماساژت میداد زنه!!!!!


    •   kokarostam
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • هوووف*


      کلا به اندازه حجم بدنت در این داستان ریدی. شاشیدم به تصورات جلقولانه و تخماتیکت. شاشیدم به هووفت.


      یکی بر کون تو داده یه ماساژ
      به دنبالش بزد بر کون یه قی قاژ
      شدی شادان و خندان زیر آن کیر
      برایت مینویسم من رپورتاژ


      ها کـُکا


    •   Emperatoorxxx
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • اونقدی که جق زدی داستان تعریف نکردی خرچنک


    •   ملكه_قلابي٢
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • سامان چي شدي؟!!!


      فلش دوستمونو دادي؟!!! پونصد تومن طلبشو بده دلار داره مياد پايين حداقل بره دلار بخره بدبخت!!


    •   Alouche
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • هی وای من


    •   shiraz-m-m
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • سامان هنوز فلاش این بچه رو نیاورده!!؟!عجب بشرری هس


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو