ماساژ دادن کمر مامان آناهیتا

    1393/1/8

    سلام من نمیخوام اسممو بگم ولی اسم مامانم آناهیتا هستش وماجرای که مینویسم واقعیت داره واصلا دروغ نیس چون تاحالا دروغ نگفتم
    مامانم دکتر زنان زایمانه بابا هم بازرس مهندسی هستش وهمش ماموریت منم19سالمه مامانم اندام سکسی کمر باریک قدشک175هستش ماجرا از اونجا شروع که من چند وقتی بود کف مادرم بودم ولی همش چون با خودش نمی تونستم همش با شورتو کرستش حال میکردم واون موقع های که لباس زیر های مامان قرمز رنگش تو خونه بود زیاد حال میکردم بابا2ماهی بود که رفته بود ماموریت 1ماه دیگه برمیگشت یه روز مامانم شیفت شب بود که فرداش وپس فردا سرکار نمی رفت شب عمل داشت وخسته شده بود منم که دنیال حال کردن بامامانم بود ولی حیف که.......اون روز شب شد مامان خونه بود گفت کمر درد میکنه میرم بخوابم ولی معلوم بود حشر بالا زده گفتم مامان بیا رو تخت کمرتو ماساژ بدم اولش قبول نکرد ولی با اسرار من قبول کرد گفت دارم میرم توهم بیا منم از فرست استفاده کردم رفتم روغن ماساژ رو آوردم رفتم اتاق دیدم مامان روتخت دراز کشیده وآماده هستش زود رفت بشستم رو کونش همنوز هیچی نشده بود کیرم سیخ شده بود اول از روغن کمی زدم دستم آروم از بالا به پایین بدن مامانو روغن کاری کردم یه لحظه با اشوه گفت چی کار میکنی دیدم که مامانم اونقدر حشری هستش داره حال میکنه با حرکت های دستم منم دلمو به دریا زدم ولی میترسیدم زیر بغلشو ماساژ دادم ولی سوتینش نمزاشت که خواستم باز کنم نذاشت ولی گفتم نمیشه بازش کردم دیگه داشتم میمیردم که دیدم خودمو توشرتم خالی کردم باحرکتی که دستم داشت کیرم به کون مامان برخورد میکرد داشتم میمیردم دیونه شده بودم اتاق رو سرم میچرخید چیزی نمیفهمیدم خلاصه دل دریا زدم آروم دستمو از پشت بهسنه های مامان نزدیک میکردم اون گاهی تکون میخرد دیگه چیزی نگفت که نه این کارو نکن ولی نمی دونم چی شد که پپیرهنمو در آورد ودر حالتی که رو کون مامان بود یه لحظه خوابیدم روش دستمو به سینه هاش بردم و بازی دادم کیرمم به کون مامان چسبیده بود یه لحظه فک کردم فهمیدم یه تکونی خورد دیونه وار فهمیدم که ارضا شده بله خانوم آبش اومده من از کمرش درحالت خوابیدم افتادم کنار مامان یه (تخت دو نفره)مامان برگشت گفت مرسی گلم راحت شدم من فک کردم واس ماساژ دادن بود ولی بعدا خودش گفت نه آبش اومده شب شد لوستر اتاق خوابو که کنترل از راه دوره از ائنجا خاموش کردم فقط چراغ خواب موند ازاینکه مامانو نتونستم بگام دیونه شده بودم داشتم میرفتم دیدم مامان میگه بیا پیش خودم شب تنها نباشی انگار دنیا رو داده بودن رفتم مامان یه لحظه شلوارکشو در آورد سوتینشو که من باز کرده بودم کنارم دراز کشید میدونست منم فقط با شورت میخوابم منم لباسمو در آوردم اما خجالت میکشید هم کیر راست شده هم پیش مامان هردو لخت بودیم مامان خوابید کنارم چند دقیقه منو دید زد ولی یه دفه تا اون کاری که نکرده بود رو کرد از لبم یه بوس جانانه کرد پاهاشو باپاهم یکی کرد وخوابید 5دقیقه گذشته من فکر مامان بود چرخید پشتشو رو به من کرد کونشو داد عقب من دیونه شده بود یع کون سفید جلومه اما من نمیتونستم یه دفعه دیدم ککی از پاهام رو پاهای مامانه کیرم راست شده دوباره رو شورت مامانه با خودم گفتم هرچه باد آباد خودمونزدیکردم کیرم از بغل شورتم بیرون زده بود آرو به طرف کون مامان که باز بود زدم مامان تکیه خورد ترسیدم ولی دیدم کونشو بیشتر عقب داد منم دیوانه باور ...نمیدونم رویا بود یا واقعیت دستمو یه هو از پشت یکشی از زیر اون یکی رواز بالا به سینه های مامان رسوندم ومامانو توبغلم کرفتم دیگه فهمیده بود ولی خودشد زده بو اون راه هی کیرمو میمالوندم دیگه دیدیم دارم صدای مامان در میادگه ههههه میکرد چرخید منم به پتپت افتاد ه بودم نمیدونستم که چی بگم گف نترس خودش همون جور ی خودش نزدیک کرد خودش باها لب رفت وبا اشوه گفت دارم میمیرم یه کار کن دیگه معلوم شد که رازی هستش با یه دستشم چوچولوشو باز میداد داشتم میمردم گف زود باش شورتشو خودش در آورد گف زود باش بهت میگم دارم میمیرم گلم پسرم منم از فرستی که داشتم استفاده کردم مثل ندیده ها اول از سینه های کوچیک که بود شروع کردم به خوردن آورم اومدم پایین هنوز شروع نکردم صدای خانم در اومده بود ومیگف زود باش آروم داشتم میرفتم سر کسش که دیدم مثل اینکه دختره پره های کسش هنوز حالت اولشو داره که تو عمس دخترای 14.15ساله دیدم بودم داستم دور کوس بی موشو میخوردم چه بویی خوبی داشت دیونه میکرد کوسشو میخوردم زبونمو توش مینداختم یکم پاهاشو دادم بالا خودش چرخید کونش تمیز دریغ از یه مو زبونمو به کونشو زدم داشت دیونه میشد دوباره چرخید رفتم دوباره سر کسش داشتم میخوردم ه دیدم صورتمو دهنم پر از آب شد همیدم خودشم یه ناله های میکرد که آدم دیونه میشد گفت مامان راحت شد حال من حال کنم خودش بلند شد کیرم داشت زی شرتم میترکید شرتمو مامانم کشید پایین یه لحظه با نا خندید گفت چقدر بزرگه نسبت به سنت حدودا17سانت بود گفت مامل بابات کوچیک هستش تو دلم گفتم خاک توسرت پدرم خلاصه کیرمو دهنش گرفت چون دیونه شده بودم از حال مامان ساک میزد که یه هو آبم اومد مامان گفت چی کار کردی این همه خوشمزه گی رو تو خودت قایم کرده بودی بعد مامان گف من کیر میخوام خوابید آروم کیرمو جلو کسش گرفتم کمب فشار دادم نمی رفت آخه بعدا مامان گف که از وقتی ازدواج کرده 1تواین مدت سالی 5 یا6بار سکس داشتن که اونم باکیر کوچیک ولی قسم خورد که باکسی حال نکردم بجز خالم که هم جنس باز یکردن وتس حال اومدن مامان ...تنگ بود آروم تلنبه میزدم گف دارم میمیرم یه لحظه گف زود میاد یا دیر گفتم کمی زود گف دستو دراز کن از کشو اسپری رو بردار بزن دیونه شده بود هرکار میگف میکردم زدم 5دقیقه صبر کردم ولی باسینه های مامان جونم بازی میکردم دوباره کیرمو تو کوسش فروکردم تلبه میزدم آؤوم سرعتو زیاد کردم ناله میکرد داشت ازحال گریه میکرد پاهاشو دادم بالا دور گردنم حلقه زد که تواون حالت انگار تویه سوراخ تنگ تلنبه مبزدم گفت مامان از پشت حال کنیم گف نه مال شوهرمکوچیکه نمیزارم کیر بزرگ تورو بذارم گفتم باهاشه خسته شدم یه چند لحظه بچرخ از پشت کونتو بخورم چرخید نمیدونست که میخوام چیکار کنم یه دست تو کسش بود اون یکی رو میکردم تو کونشو بادهنمم دورشو میخوردم انگشت دومم ناله مکرد انگشت سوم فهمیده بود دارم جا باز میکنم چیزی نمیگف ولی یه دفعه با سرعت زیاد پریدم رو کیرمو کردم توکونش داد زد نه جون مامان نه درد داره میخواست در بره که نمیذاشتم گریه کرد چند دقیقه صبر کردم باز شد دیگه حال میکرد سرعت دادم به خودم درد داشت ولی با حال کردن زیاد 10دقیقه با اون حالت میکردم وب یه دستم با موسش بازی میکردم با دست دیگم سینه هاشو وگردنشو میخوردم گف بسه کوسم کیرم میخواد طور برگشت کیرم درد گرفت کیرمو کردم تو کشس چند بارم مامانم آبش اومده بود یه لحظه گفتم مامان میاد گف بریز تو ریخت داد زد سوختم بعد روش ولو شدم گف مبارکه پدر شدی ترسیدم بعد گفمن اون زمون که دنیا اومدی بابا هماهنگی بابات لوله هامو بسته بودم وگفت شوهر دوم من بعد خوابیدم بغل هم صبح پاشدم دیدم کنارم نیس رفته حموم من زود پریدم رفتم دیدم داره خودشد میشوره گف عزیزم بیدار شدی بعد بوسم کرد تو حموم کیرمو دهنش کرفت وند تلبه به زدم نذاشت آب بیاد گفت بذار واسه شب گف شوهر دومم از این به بعد به جای بابات شوهرم تویی حالا بریم صبحونه حموم کردیم صبوحنه رو خوردیم یه لب بهم داد گف ممنونم بابات دیشب رفت سر کار منم رفتم مدرسه از اون موقه بابا که سالی 2ماه خونه میاد من منو مامان زنو شوهریم حالا یک ساله دو روز در میان سکس دارم با مامان آناهیتای خوشگلم .....پایان


    نوشته: ؟

  • 14

  • 5




  • نظرات:
    •   خداحافظ
    • 5 سال،4 ماه
      • 1

    • تحریم محارم.


    •   pesargol
    • 5 سال،4 ماه
      • 1

    • سلام
      هرچیزی یه قاعده ای داره . سکس هم یه شآن خاصی داره برای خودش . اخه نالوتی محارم هم شد سکس؟
      آدم با مادرش سکس میکنه ؟
      آدما از همون اول آدم نبودن اسم انسان و آدمیزاد رو نباید برای بعضی ها گذاشت.
      بعضی از آدما وقتی یه نفر به مادرشون توهین میکنه طرف رو تا حد مرگ میزنن و خیلی هارو سر ناموس میکشن .
      این یارو رفته خودش مادرشو کرده لازم به مردم و ملت نیست . شرمنده اینو میگم ولی خاک توی اون سرت


    •   نازپسر
    • 5 سال،4 ماه
      • 3

    • تو اصلا دروغ نمیگی
      مامان دکتر
      بابا مهندس
      اما پسر تحصیلات ابتدایی نداره و اینهمه غلط نوشتی
      اسرار؟
      فرست؟


    •   i-sour
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • chert bood


    •   Sousha
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • محارم نمیخونم


    •   keyvan@
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • گوه تو این نوشتنت حالم به هم خورد بقیشو نخوندم انتر چس سواد


    •   mehran vilson
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • نمیدونم چرا همش یا باباعه ماموریته یا مرده… بشین یکم فکر کن یه موضوعه جدیدتر پیدا کن اصلا داستانه واقعی وجود نداره حداقل دروغم مینویسی یه چی بنویس که خواننده لذت ببره…


    •   H.u.n.t.e.r
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • خوب پا میده مامانت ها ! تونستی جورش کن واسه بچه ها!
      اینو نوشتم که بسوزی


    •   بچه های بدایران
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • کیرم تو کونت با داستان چرت و پرتت


    •  
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • ویکتور


    •   elahe7jon
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • ب سواد اعتقاد داری؟


    •   raminbokon
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • یکی بیاد این داستان رو به فارسی ترجمه کنه


    •   ryzo
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • عجب !!! جریان چیه این روزا همه ماماناشونو میکنن !!!
      حالا فردا پس فردا چندتا فیلم سکس با گوریلو اسبو کرگدن
      این اروپایی ها میدن بیرون - از فرداش میفهمیم طرف 5 سال با گوریل مامانشو میکرده
      والا بخدا ............
      همه خیال بافیشو نشسته نوشته وسطشم ظاهرا حشرش زده بالا
      چند جایی رو با غلط املایی نوشته
      بنده خدا نمیدونسته کیرو بماله یا خیال پردازیشو بنویسه


    •   hoseinf1
    • 5 سال
      • None

    • کونی دروغ از این تابلوتر بخدا خودتم نمیدونی چی نوشتی حیف وقت که برای این گذاشتم


    •   کیر فشنگی
    • 5 سال
      • None

    • خوب بود اگه دروغ نباشه


    •   کیر فشنگی
    • 5 سال
      • None

    • خوب بود اگه دروغ نباشه


    •   mehdi.jo21
    • 5 سال
      • None

    • قدیمی
      یه جا خونده بودم


    •   Savdagar2
    • 5 سال
      • None

    • صدمیلیون تومن جلو چشم همه شرط میبندم که دروغه!!! آخه کسیکه مادرش دکتر باشه وباباش مهندس انقد کفی میشه؟اینکه ابن شرایط توهمی رو نوشته نمیدونسته که یکی پدرش معندس بازرس باشه ومادرش دکتر خودکار شاه کس ها جذبش میشن!!! فقط چندخط اولش روخوندم


    •   pomaxps
    • 4 سال،12 ماه
      • None

    • کلا که کسشعر . نمیدونم کدوم مادرجنده گفته که منی وقتی میریزه تو بدن میسوزونه.تو کون دادنهم نمیسوزنه چه برسه تو کوس . این جهت اطلاع .حالا بی غیرت عوضی عقده ای چرا راجب مادر ابنجوری مینویسی امیدوارم مثل سگ هار بمیری .


    •   pomaxps
    • 4 سال،12 ماه
      • None

    • دلم خنک نشد بی شرف پوفیوز .خایه داری خودتو معرفی کن بچه ها بیان چنان بکننت که تا توی کلت پر اب منی بشه تا بفهمی میسوزنه یا نه . امیدوارم نسلتون وبیفته .


    •   erdayan
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • zaye bud ke khali bandie


    •   hamedloknat
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • kari nadaram ke vagheiye ya na ama eino behet begam ke adam bayad kheili binamos bashe ke hata fekr bad rajebe madareshon bokone che berese be ein ke bahashon sex kone yekam gheirat dashte bashin akhe adam cheghadr binamos


    •   scareface
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • افغانیه کسکشه بیسواد , کیر اسب زورو توی سوراخت با این نوشتنت عمه ننه جقیه جق پوریان


    •   ب دنبال ی روز خوب
    • 4 سال،8 ماه
      • None

    • ببین خودت میتونی اصلا داستانتو بخونی بچه خانوم دکتر و آقا مهندس!!
      بعدم حواست باشه بااین کیرخیلی کلفتت خالتو نکنی!!


    •   javid1977
    • 4 سال،8 ماه
      • None

    • تو غلط کردی اشغال تو بلد نیستی اسمت را بنویسی مامانت دکتر کس دادنه تو هم متخصص کون دادن اینم شاید یه توهم بود که در حین کون دادن واسه خودت ساختی


    •  
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • خالی بندی محض بود چون کون کردن نیاز به تخصص داره و شما مدرسه میرفتی پس نمیتونستی کون مامانت رو بزاری ... بهتره اینجا از افراد خبره برای گاییدن کون مامانت کمک بگیری


    •   WolfMehdi
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • کس مغر کیر کاربران شهوانی تو کونت diablo


    •   parsa0076
    • 3 سال،4 ماه
      • 0

    • واگذار میکنم به دوستان (dash)


    •   David1367
    • 3 سال،3 ماه
      • 0

    • حالم بد شد. عح عح انقدر مشکله نوشتاری داشت حالم بد شد


    •   Dream-girl
    • 3 سال،3 ماه
      • 0

    • من راستش تو یه چیزی موندم ..
      اینکه وقتی داشتی با خودت دو دستی ور میرفتی..یعنی از نوشته هات مشخص بود که انقدر کج و کوله شدی بودی که از دو دست داشتی استفاده میکردی ..فقط نمیدونم کی داشت داستان رو تایپ میکرد؟! (rolling)


    •   قزوین1395
    • 3 سال،3 ماه
      • 0

    • کسکش خالی بند....املاتم کیری بود با لهجه نوشته بودی


    •   Superbork
    • 2 سال،8 ماه
      • 0

    • میخوام از "فرستی که پیش اومده" استفاده کنم و بپرسم "لوستر کنترل از راه دور دار" چند خریدی؟؟؟


    •   yousef82
    • 2 سال،5 ماه
      • 0

    • واقعا مزخرف بود. مادرت متخصص زنانه بعد گذاشت کونش بذاری؟ بعدش از کونش دربیاری بکنی تو کوسش؟ عفونت و چیزای دیگه اش براش مهم نبود عایااا؟؟؟
      باباتم ماموریت نمیره. میره پیش زنای دیگه اش عزیزم.


    •   Milad1994khoshtip
    • 2 سال،4 ماه
      • 0

    • محارم دو طرفه . داستان میلاد و ابجی ستاره


    •   ogab1359
    • 2 سال،3 ماه
      • 0

    • نظر شما چیه؟تاببینی زن خودرو بچت چطوری بگاد


    •   aliadad
    • 2 سال،1 ماه
      • 0

    • برو کس کش روانی ننه جنده آبروی هر چی داستان نویس بود بردی فقط اگه وقط داشتی داستانتو ترجمه کن کس کش ننه جنده دروغ گو


    •   Mahdi_p_z
    • 7 ماه
      • 0

    • کس شر خالص


    •   Sir.Savior
    • 6 ماه
      • 0

    • بی ناموس


    •   Plasman
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • به چه زبونی نوشتی؟
      اصلا نمیشد بخونی
      کوچولوی جقی


    •   amir@8026
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • خودت داستانت رو بخون ،رییییییدی با این شکل نگارش،ریدی دادا


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو