مالش دختر خاله و لاپایی

    سلام دوستان..حدود یک ماه هست ما سایت شهوانی اشنا شدم ..خوب بریم سر اصل مطلب...اسم من یوسف هستش ۱۶ سالمه قدم ۱۶۰ قیافم معمولیه ولی تو فامیل همه دوستم دارن و بخاطر اینکه درسم خوبه بیشتر بهم توجه میکنن..اسم دختر خاله ی من زهرا(مستعار) سنش ۱۳ هستش اندام کون و سینه نداره ولی نرم و سفیده خیلی هم سفیده ...
    داستان از اونجایی شروع شد که همه خونه دختر خاله بزرگم شام دعوت بودیم خونه ما و خونه دختر خالم ۲۰ متر بیشتر فاصله نداره برا همین هی میرن و میان...اونشب متوجه شدم پسر خاله دیگم که اسمش علی هست یک سال از من کوچک تره همش دنبال زهرا هستش و هر جا میره دنبالش میره بهشون مشکوک شدم یکبار که رفت دنبال زهرا منم رفتم دیدم جای دستشویی گرفتتش و داره انگولش میکنه علی هم چون با من راحت بود تا منو دید ادامه داد...زهرا هم که سرخ شده بود گفتم من بزار انگولت کنم وگرنه به همه میگم که چیکار کردی بد بخت قبول کرد.ب عد رفتیم بالا که کسی شک نکنه موقع خواب که شد چون همه خونه دختر خالم جا نمیشدن نصفی امدن خانه ما من با خاله هام راحتم و کنارشون میخوابم..
    اونشب جای منو اونور انداختن ولی من بهانه اوردم که سرده و اینجور چیزا رفتم بین مامانم و خالم خوابیدم بعد دستم رو انداختم رو شکم خالم(الان میگید که دروغه ولی گفتم با خاله هام راحتم)و دختر خالم هم کنار خالم بود دستشو گرفتم میمالیدم وقتی همه خوابیدن منو اون هنوز بیدار بودییم دستم رو گذاشت رو سینه هاش ،سینه هاش کوچک بود ولی میشد یکم گرفت منم انگشت شصت دستمو تو دهنش کردم وقتی خیس شد روی سینه هاش میکشیدم فک کنم خیلی خوشش امده بود چون هی میخواستم دستم رو بکشم و بخوابم ولی نمیزاشت حدود ۲۰ دقیقه فقط سینشو میمالیدم (فک کنم علی فقط انگل و لاپایی میکردتش و از این کارا نمیکرده بد بخت هم ارضا نمیشده)بعد دستش رو گذاشتم رو کیرم البته فقط سرشو میتونست بگیره چون اونور خالم بود دستش رو قشنگ نمیتونست بزاره رو کیرم من که دیدم اینجوری حال نمیده .از جام بلند شدم و رفتم کنارش خوابیدم یعنی بین خودش و باباش..یک پتو کشیدم رو خودم اونم یکی کشید رو خودش ،دستمو از زیر پتو بردم زیر پتوی اون و کسش رو از روی شلوار میمالیدم بعد خودش اروم گفت از زیر بمال من همین کارو کردم اول میترسیدم بکنم تو کسش ولی یک حسی گفت بکن تو (دستم رو میگم نه کیرم رو)به انگشت فاک تف زدم و روی خط کسش کشیدم کم کم رفت تو اینقدر خوشش امده بود که به شکم دراز کشید و هی خودش رو فشار میداد که انگشتم بیشتر بره تو ولی دیگه تا ته انگشتم کردم تو نمی رفت بعد چند دقیقه فک کنم ارضا شد چون نه تکون میخورد هم انگشتم یک بوی گند گرفته بود.اونشب منم ولش کردم و خوابیدم به امید فردا که بتونم بکنم.صبح که بیدار شدم دیدم باباش امده بین ما خوابیده و منو داده اونور ما یک باغ داریم که با خاله هام شریکی هستیم باغ پسته هستش همه صبح رفته بودن باغ بجز ما بچه ها که ۴ تا پسر و ۱ دختر بودیم همه ما پسرا با هم راحت بودیم (پسر خالم هام و پسر داییم رو میگم)حتی چند بار با هم پسر کردیم که داستانش رو بعد این میگم...خوب وقتی بیدار شدم معمولا از همه دیرتر بیدار میشم دیدم کسی خانه نیس فقط مامانم با یکی از خاله هام که مونده بودن اشپزی کنن بقیه رفته بودن باغ ..با پسرا یک نقشه ریختیم که زهرا رو ببریم خونه دختر خالم که هیچکس نیس و بکنیم..راستش این دختر خاله ما به فیلم و بزنامه کودک خیلی علاقه داره.همه با هم گفتیم که بریم خونه دختر خالم فیلم ببینیم (تلویزیون اونا از مال ما بزرگتر بود)رفتیم اونجا و تلویزیون رو روشن کردیم و مشغول نگا کردن بعد به علی و داداشش و پسر داییم گفتم برن بیرون تا منو زهرا تنها باشیم اینها هم رفتن بیرون نگهبانی بدنن کسی نیاد بعد من رفتم کنارش چون از دیشب رو مون به هم باز بود راحت بودم رفتم یکم انگولش کردم دیدم چیزی نمیگه بهش گفتم دراز بکش و شلوارت رو بکش پایین که بکنمت ولی قبول نکرد چند بار بهش گفتم ولی انجام نداد منم اعصابم خورد بود رفتم پسرا رو صدا زدم امدن و بزور شلوارش رو کشیدم پایین منم سریع کیرم رو انداختم لای پاش دیگه مقاومت نکرد سوراخش کونش رو نگا کردم واقعا تنگ بود معلوم بود نداده هنوز منم یکم تف زدم به سوراخش و یکمم به کیرم امدم بکنم تو سوراخش که نمیزاشت و هی تکون میخورد ما هم گفتیم ولش و لاپایی زدم بهش تا ابم امد تا حالا اونقدر اب نداشتم اونقدر بود که روی مبل و شلوار زهرا ریخت یکمم رو شلوار خودم وقتی من کردمش پسر داییم امد بکنه که بهش نداد و از شانس بد بخت پسر داییم همون موقع از باغ امدن و دختر خاله بززگم امد خونش و ما هم سریع جمع کردیم نشستیم فیلم دیدیم این بود داستان امید وارم خوشتون امده باشه داستان سکس با پسر کونی محلمون رو هم سریع مینویسم میزارم..ممنون که خوندین در این هنوز شروع کاره و من سکس های زیادی با همین دختر خالم داشتم ...


    نوشته: یوسف

  • 2

  • 17




  • نظرات:
    •   tayeb1356
    • 3 سال،6 ماه
      • 1

    • 16 سالته. کونی مگه ندیدی زده زیر 18 سال نیاد تو. پسرم کیرم از پهنا تو کون ننت . پاشو برو مهدت دیر نشه


    •   Abokon73
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • میسپارمت ب بقیه،بچه ها تازه اشنا شده ،فقط نخونین تورو خدا


    •   jan2cina
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • سر در سایت مگه ندیدی نوشته زیر ۱۸ سال نیاد عمو جون؟؟؟


    •   دربدرiran
    • 3 سال،6 ماه
      • 3

    • خالت وسط بود شما داشتین همدیگه رو می مالیدین بیدارم نمیشد؟ بعدشم رفتی پیش باباش خوابیدی و برنامه؟
      مطمینی شوهر خاله کونت نذاشت همون موقع؟ اصحاب کهف هم اینقدر لول میخوردی بیدار میشدن کونی


    •   شاهین9016
    • 3 سال،6 ماه
      • 1

    • (dash)بچه کونی اولاتوچیزی ب اسم کیرنداری تو دول داری دوماتواب کیرنداری کسخول شاشیدی اب شاش بوده برو بچه بروتا نیوموم کونت بزارم


    •   aliboos
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • (dash)


    •   Sam_Ston
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • کیر کلفتا تو کونت بچه خوشگل گه میخو.ری کسشر بنویسی لاشی


    •   MR.Big
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • بچه چاقال برو 2سال دیگه بیا تو این سایت


    •   Masoud.hhhh
    • 3 سال،6 ماه
      • 1

    • خدایی یه دقیقه چشماتو ببند و این کسشعرایی که تعریف کردیو تصور بکن.جون من خودت باورت میشه؟ همه وقتی هم سن تو بودیم تخیلات زیادی داشتیم، توو تخیلاتمون نصف دخترای فامیلو کرده بودیم ولی نمیام داستانش کنم بدم خورد مردم که. حال بدو برو مشقاتو بنویس


    •   Night_pro18
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • اول از همه كه هنوز به سن قانونى نرسيده ولي با جق زياد از همين الان مختو گاييدى!
      دوم دختر خالت 13 سالشه اونوقت تو جورى ميگى سينشو ميماليدم كه يه لحظه احساس كردم نيكى بنز كنارت خوابيده بود (rolling) هنوز اميد بهت هست كمتر بزن


    •   35741
    • 3 سال،6 ماه
      • 1

    • عجب بچهام از ما بهتر بلدن خخخ اخه اون سوراخ که کردی توش انگشتتو کونش بوده بدبخت اب که بو نداره (dash)


    •   hidden2000
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • هم خاله و دختر خاله و اون مادرت که همچین بچه ی کوس مغزی رو پس داده رو من گاییدم


    •   matin21619
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • (dash)


    •   arash_mehraboon
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • "اسم من یوسف هستش 16 سالمه قدم160 قیافم معمولیه.."
      همین که این جمله رو خوندم فهمیدم یه جقوی دیگری درحال خیال پردازی ه، هر داستانی اینطوری شروع شد بیخیالش شین.
      جقو (wanking)


    •   donatelo
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • ایام ایام امتحانات عمویی فکر علوم و تعلیمات اجتماعی باش حجمش زیاد شده. حالا واسه شروع از روی کامنت دوستان هر کدوم سه بار بنویس بعد از امتحانات اومدی بجای داستان آپلود کن. نکات مهمشونم یادداشت کن درس و مشقات تموم شد اونوقت تازه معنیشونو میفهمی الان یکم دایره لغاتت پایین فکر نکنم متوجه بشی دقیقا منظور عزیزان دلسوز چی بوده.


    •   abcdef89
    • 3 سال
      • 0

    • کیر بچه سوسمار تو کون کجت گوزو. مارو کیر حساب کردی انگلی. بس که جق زدی کل سلولای مغزت ریده شده بهشون.خودم خالت وبکنم با این اراجیف نوشتنت.دیگه ننویس انگلی


    •   lxrdzz
    • 1 سال
      • 0

    • کم بزن همیشه بزن فرزندم?


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو