داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

مالیدن باسنم به دوست شوهرم

1399/05/03

سلام اسم من چیز دیگه ایه اینجا از شهلا استفاده میکنم ۳۱ سالمه موضوعی که میخوام اینجا بنویسم داستان نیست بلکه واقعیتی هست که نه بهش احساس خوبی دارم نه بد تنها حسی که بهش دارم حس جنسیه شهوتناک . یک ماه پیش برای من اتفاقی افتاد که روی دلم سنگینی میکنه دوست دارم برای دوستام تعریف کنم ولی خیلی میترسم بخاطر همون اومدم گوگل و سرچ کردم ببینم ایا کسی هست که تجربه ای مثل تجربه ی منو داشته باش یا نه که چیزی پیدا نکردم همش داستان های سکسی بودن با این سایت شهوانی آشنا شدم و طرز نوشتن داستان رو فهمیدم همین امروز عضو شدم تا این موضوع رو بنویسم و یکم احساس سبکی کنم . موضوع من سکسی نیست من در تمام عمرم با یک مرد بودم اونم رضا شوهرم بجز رضا هیچ مردی رو نمیتونم بخوام و حتی بهش فکر کنم رضا خیلی خوبه هم از ظاهر و اندام هم یک آدم موفق در کسب و کار وضع مالیمون خیلی خوبه من درس نخوندم دانشگاه نرفتم چون رضا اجازه نداد گفت نیازی به تحصیلات نداری چون از ۲۲ سالگی باهم ازدواج کردیم و همه چیز من شد رضا . این اتفاقی که براتون مینویسم واقعیتی هست که در اردیبهشت ماه برام افتاد اردیبهشت همین امسال یعنی سال ۹۹ . رضا یه دوستی داره که اینجا اسمشو میزارم کامران . کامران و رضا از بچگی باهم بزرگ شدن باهم مدرسه رفتن باهم دانشگاه رفتن و تو یه محله بزرگ شدن در حد یک برادر تنی همدیگرو دوست دارن به شدت به هم وابسته ان . کامران مجرد همسن رضای منه تو تیپ و قیافه به شوهر من نمیرسه ولی خودش مرد خوب و نجیبیه من ازش هیچ بدی ندیدم در تمام این نه سالی که میشناسمش تا اینکه یک ماجرایی پیش اومد که براتون میگم . اوایل اردییهشت ماه بود طبیعت بکر شده بود سرسبز خواستیم از خونه بزنیم بیرون از قرنطینه ی کرونا و این حرفها . رضا زنگ زد به کامران که این جمعه بریم چشمه غار و بهت نشون بدم . کامرانم موافقت کرده بود . منم که از تو خونه موندن کلافه بودم گفتم پس منم بیام رضا ام گفت مگه میشه تو نیای عزیزم منم گفتم ممنوننننننننن. خلاصه جمعه اومد و ماشین و روشن کردیم و رفتیم دنبال کامران . کامرانم کلی مرغ و تنقلات خریده بود که بریم جوجه کبابی کنیم و بخوریم و تفریح و عشق و حال . رضا گفت پس اول بریم باغ ما اونجا ناهار بخوریم بعد بریم چشمه غار . کامرانم ک اوکی داد منم که تابع جمع بودم . من با رضا و کامران بیشتر از صد بار رفتم گردش تا ارمنستان و آذربایجان و نخجوانم باهم رفتیم سفرهای داخلی از شمال و شیراز جاهای دیگه ام رفتیم و بار اولمون نبود بخاطر همین من موذب نبودم. رسیدیم باغ ما اونجا یه ویلای خوب و دنج داریم که حیاتی پر از درخت میوه و گل و بوته است بهشتیه واس خودش اونجا بگو بخند کردیم و ناهار درست کردیم و خوردیم . رضا و کامران بعد طبق عادت همیشه گی نشستن پای بازی رایانه ای فوتبال و شرط بندی و رو کم کنی . منم که میدونستم اینا دیگ غرق بازی بشن حالا حالا ادمو تحویل نمیگیرن رفتم تو گوشی و اینستاگرام و چک میکردم بعد مدتی حوصلم سر رفت گفتم نیومدیم اینجا بشینیم خونه ها . بریم بگردیم دیگ حوصلم سر رفت مگه قرار نبود بریم چشمه . راجب چشمه بگم جای بسیار زیبایی که طبیعتش دست نخوردس و کمتر کسی ازش خبر داره بجز مردم بومی اونجا که از روستای شوهرم اینا دو ساعت فاصله داره . بعد شوهرم رضا گفت حالا بشین میریم دیگ گفتم اخه کی دیگ غروب که نمیشه راهش دور بریم دیگ کامرانم گفت بریم این چشمه رو ببینیم چیه تعریفشو کردی . بریم بچرخیم یکم بعد شب میام حالتو میگیرم تو فوتبال . خلاصه یکم بگو بخند کردن و بعد رضا گفت خب برو پس اماده شو بریم . منم رفتم طبقه ی بالا کمد و باز کردم ببینم لباس راحتی چی دارم بپوشم چون با مانتو و شلوار جین و کفش پاشنه دار نمیشه رفت کوه و طبیعت .چند دست لباس داشتم که مناسب طبیعت نبودن یه شلوار مشکی ورزشی داشتم پوشیدم دیدم بهم کوچیک شده از پااا خیلی تنگ و جذب شده و از باسنم بالا نمیره ولی چون حالتی کشی داشت تو تنم جا افتاد خشتکش کوتاه میومد چون باسنم پر تر شده بود بخاطر همین یه طوری بود که اگر میخواستم خم شم یا بشینم باید نصف باسنم نمایان بشه ولی باز بهتر از شلوار جینم بود یه بلیز و یه مانتو بلند جلو بازم داشتم و پوشیدم که کوتاه بودن شلوارمو میپوشند و اصلا از پشت چیزی معلوم نمیشد کتونی های سفیدمم پوشیدم که راحت تر باشم یکمم به صورتم رسیدم ضد افتاب زدم و از تو خونه در اومدم حیات دیدم کامران و رضا موتورهارو از تو مغازه در اوردن و دارن نگاه میندازن بهشون و تصمیم داشتن که با موتور بریم . منم کفری شدم رفتم جلو گفتم اگه با موتور برید نمیام . چون من خیلی از موتور میترسم مخصوصا این موتورهای بزرگ که باهاش میپرن اینور اونور . متنفرم از این موتورها مخالفت کردم که بیاید مثل بچه ادم با ماشین بریم موتور چیه پر از خطر و استرسه . رضا گفت ماشین چیه بابا مگه اونجا جای ماشینه میخوایم از خاکی بریم پس این موتورا به چه دردی میخورن خریدم انداختم اینجا خاک میخوره . کامرانم گفت شهلا خانم موتور خطر داره برا اونایی که کارهای نمایشی انجام میدن نه برای ما که آروم میریم با سرعت کم . خلاصه منو قانع کردن که با موتور بریم منم مجبور بودم قبول کنم . سوار موتور شدم و راه افتادیم از روستا در اومدیم و افتادیم توی جاده به طرف کوه رضا گفت این جاده یه طرفس بندازیم خاکی این موتور مال خاکه نه آسفالت . بعد رفتیم توی جاده خاکی و کامران و رضا از کیفیت موتور و عجیب بودن تکنولوژیش کلی صحبت دیگه داشتن و حرف میزدن . یکم گذشت و دیگ فقط داشتیم مسیرمو نو طی میکردیم توی راه بعضی موقع کامران پشت سر ما میومد و نمیدونم ایا نگاهی به باسن منم مینداخت یا نه چون این موتور ها صندلی ناجوری دارن من خودم خیلی صاف میشینم این موتورم طوری بود که علاوه بر صاف نشستن باسنت به سمت عقب میرفت ولی خب من مانتوی بلند داشتم و تو خیال خودم باسنم اصلا معلوم نیست ولی بعدا فهمیدم امکان داشت باد چاک مانتومو بلند کنه و هر ازگاهی باسنم دیده بشه نه کل باسنم ولی باز یه ذره اشم یذره است . چون روی موتور شلوارم کوتاه بود و چاک باسنم و گونه های باسنم بیرون بود و خودم متوجهش بودم ولی خب زیر مانتو مشخص نمیشد مگر اینکه هر ازگاهی باد یکم مانتومو بلند کرده باش فکر میکنم علت اینکه کامران هر از گاهی مشکوک میرفت پشت سر ما لابد متوجه باسن من و شلوار کوتاهم شده و خواسته یه کم نگاه کنه ولی خب اگه با انصاف باشیم خیلی نجیب بود بیشتر مواقع از ما جلو تر میرفت . از اندام خودم و شکل ظاهریم چیزی نگفتم من از ده نمره در ظاهر و قیافه به خودم هفت میدم خیلی میگن خیلی چهره ی خوشگلی داری ولی من به خودم هفت میدم پوستم گندمی ولی در مورد اندامم از نمره ی ده ده رو میدم . یکوچولو شکمم برامدگی داره ولی سفته سینه های کوچیکی دارم بازوها وسرشانه های کوچیکی دارم کمر و پهلو ندارم فقط یکم شکمم برامدگی داره که ارثیه ولی باسنم خیلی توپر و گوشتیه جلو پاهای خیلی پری دارم و خوش فرم رونام مثل باسنم هم فرمش خوبه هم گوشتیه بدون باشگاه و ورزشم همینطوری بودم . نزدیک به یک ساعت و نیم راه اومدیم و چیزی نمونده بود که برسیم کامران و رضا دوباره شروع کرده بودن حرف زدن یکم سرعتمون بیشتر شده بود منم داشتم حرفاشونو گوش میدادم که یهویی یه صدای انفجار اومد یه صدای ترکیدن یچیزی و بعد کامران با صورت به سمت جلو پرت شد دستاشو باز کرد با دست خورد زمین و چندین و چند بار روی زمین غلط خورد من که زبونم از ترس بند اومده بود و نفسم حبس شده بود رضا ام سریع ترمز گرفت و بدون اینکه به من فکر کنه از موتور اومد پایین دویید سمت کامران من رو موتور به سمت چپ رفتم با موتور پامو گذاشتم زمین که خودمو نگه دارم ولی نشد موتور خیلی سنگین بود من خوردم زمین موتورم افتاد روی پام درد شدیدی احساس کردم با صدای بلند جیغ زدم فک کردم پام خورد شد رضا که هول شده بود نفهمید چیکار کنه دویید سمت من گفت ببخشید ببخشید موتورو از روم بلند کرد گذاشت اونور بعد گفتم برو ببین کامران چی شد . کامرانم بلند شده بود و درد داشت لباسش پاره شده بود و کل بدنش خاک و تیغ بود من یکم بعد دردم افتاد و فهمیدم چیزیم نیست درد داشتم ولی طوریم نبود . کامران یه پاش درد داشت دستاشم زخم شده بود رصا نگا کرد دید لاستیک جلوی موتورش پاره شده یا ترکیده دلیل افتادن کامرانم همین بود . ما موندیم و یه صحرا و جاده ی خاکی با یه موتور بدون لاستیک نمیتونستیم بیاریمش بخاطر همین کامران گفت من میمونم شما برید یه وانت بیارید . رضا گفت نه تو رو باید ببرم دکتر تو پات شکسته کامران گفت نه نشکسته بیحسه رضا گفت شاید تاندوم پاره کردی یا رگ باید بریم ول کن موتور اینجا هیچکس نمیاد میریم تو رو میبریم دکتر بعد میام موتورو میبرم خلاصه با اسرار رصا کامران و سوار موتور خودمون کردیم بعد که من به خودم اومدم دیدم وا پس من چی من اینجا بمونم یا چی سوار موتور شم کجای موتور؟ بعد رصا گفت خب بشین بریم شهلا من که نمیدونستم تو اون شرایط چی بگم خیلی اروم گفتم کجا باید بشینم؟ رضا گفت تو سر من رو موتور بشین دیگ زود باش این خونریزی داشته باش گوشتش سیاه بشه باید پاش قطع شه . کامران گفت بابا شلوغش نکن رصا انقد من چیزیم نیست نترس هیچیم نمیشه رصا گفت نه اینجا برای من تعارف و بزارید کنار شهلا بشین بریم من گفتم رضا من میترسم از موتور اونوقت تو میگی بشینم این عقبه عقب من نمیتونم . بعد رضا گفت کامران بکش عقب . کامرانم کامل رفت عقبه عقب و رضام کشید جلوی جلو گفت حالا بشین . من باز تعجب کردم تو دلم گفتم یعنی چی بشینم وسط؟ بعد دیگه گفتم اگه یکلمه دیگ حرف بزنم رضا بهم میریزه با کامرانم که رودروایسی داشتم نمیتونستم بگم اخه کامران پشتم باش و … بلاخره نشستم روی موتور و خودمو محکم چسبوندم به رضا و خودمو کشیدم جلو کامرانم خودشو کشیده بود عقب حدود ده دقیقه اینجوری نشستم و خودمو بزور جلو نگه داشتم ولی کم کم خسته شدم و توی چاله چوله ی جاده خاکی هی سر میخوردم رو صندلی . صندلی موتور طوری نبود که بتونی خودتو تو یه شرایطی نگه داری مجبورت میکرد که به عقب متمایل شی از اونورم کامران بزور خودشو عقب نگه داشته بود تا مبادا به من بخوره . یکم گذشت و من که خسته شده بودم و راه طولانی بود به عقب متمایل شدم کامرانم انگاری جلوتر اومده بود نمیتونست ته صندلی خودشو نگه داره یکم جلوتر اومده بود یکم دیگ گدشت و من متوجه شدم داخل پاهای کامران داره به کناره های باسنم میخوره کم کم رضا ام ک نمیتوست اون جلوی بشینه اونم متمایل شده بود عقب منم دیگ جا نداشتم خودمو جلو بکشم بازم مدتی گذشت و دیگ داخل رونای کامران که به گونه های باسنم میخوره از پشت کم کم حس کردم . واقعا نمیشد کاری کرد هم کامران خیلی خودشو نگه داشت هم من ولی نمیشد بیشتر مقاومت کرد . تو همین حین من کمی احساس خوبی بهم میداد یه اتفاقاتی انگار درونم داشت رخ میداد انگار که یه آتیش بزرگ که با شعله های کوچیک هر لحظه داره گرم تر و بزرگتر میشه . درون منم همین اتفاق داشت رخ میداد کم کم حسم داشت به سمت شیطنت میرفت به اندامم فکر کردم که باسن خیلی پری دارم به گونه های باسنم که زیر مانتو در اومده و چاک باسنم که بیرونه و یه مرد پشت سرمه و با کمترین فاصله از باسنم قرار داره و اگه ببینه زیر مانتو چی دارم واکنشش چیه همین فکرا کم کم وجودمو گرفت حالم عوض شد فکرم مخدوش شد که شیطنت کنم یا نه ؟ یجوری شدم بهم لذت میداد این فکرا . تصمیم گرفتم اگه تو راه دوباره تو چاله ای چیزی افتادیم یکم باسنمو بدم عقب تر . منتظر موندم و فکر کردم و بعد یه چند دقیقه یه کوچولو افتادیم دست انداز کار سختی نبود که بخوام یکم باسنمو بدم عقب و کارم غیر عمدی بنطر بیاد . پس باسنمو عقب تر بردمو یکم بیشتر باسنمو دادم سمت کامران . طوری شد که دیگه کمترین فاصله ای با کامران نداشتم و بهش چسبیده بودم ولی همچنان روی باسنم فشاری حس نمیکردم یه نگاه زیر چشمی به عقب انداختم و دیدم کامران اروم اروم عقب میکشه . مثل اینکه تمایلی نداشت بهم بچسبه ولی من که رفته بودم تو حس نمیتونستم شیطنت نکنم بخاطر همین یکار دیگه ای کردم اروم اروم گوشه سمت راست مانتومو گرفتم اروم اروم جم کردم تو بغلم که چاک مانتوم باز تر بشه و کامران ببینه چی جلوشه چون مانتوم بلند بود و باز کرده بودم چیزی از باسنم معلوم نبود . کاری که کردم واقعا شیطانی بود ولی دوست داشتم اون لحظه شیطنت کنم اگر نمیکردم کار سختی بود . چاک مانتوم بیشتر باز شد و دیگ باد میخورد به گونه ی باسنم حس میکردم فهمیدم الان دیگه مشخصه . دوباره از گوشه ی چشمم نگا کردم فهمیدم کامران نگاهش به پایینه حس کردم داره باسنمو نگا میکنه و اگرنه زمین که چیزی نیست . دوباره توی یه دست انداز دیگه خودمو عقب تر دادم تا دوباره رفتم بغل کامران این بار دیگ کامران عقب نرفت چون نه جایی واس عقب رفتن داشت نه تمایلی . من اینو وقتی فهمیدم که یچیز بزرگ و خیلی سفت و حس کردم روی گونه ی سمت چپ باسنم . فهمیدم که کامران باعث شد تحریک شه ولی چون اون نمیدونست من عمدی اینکارو انجا میدم بخاطر همون برا اینکه آبروش نره پیش من عقب میکشید تا من نفهمم آلتش بزرگ شده . من که اون چیز سفتو روی باسنم حس کردم حالم بیشتر خراب شد و بیشتر حس گرفتم تصمیم گرفتم چاک سمت چپ مانتومم باز تر کنم تا اینور باسنمم هر از گاهی دیده بشه . مانتومو اروم اروم جم کردم بغلم و دوباره وزش باد روی گونه ی باسنم فهمیدم الان از یه زاویه ای باسنم دیده میشه اگه یکم کامران دقت کنه . من باسنمو قشنگ بغل کامران جا کرده بودم طوری که انگار نشستم بغلش چون باسنم خیلی بزرگ و گوشتی بود اون پشت سرم گم بود . حالم خراب تر بود از اینکه فکر میکردم کامران حالش انقد بد شده که آلتش سفت شده لذت میبردم . چند لحظه ی بعد توی یه دست انداز دیگه که بهانه ای بود برای جفتمون کامران دستشمو انداخت دور کمرم تا خودشو نگه داره بلافاصله دستشو برداشت من دوست داشتم دستشو بر نداره ولی کامران فکر میکرد من متوجه کارهاش نیستم . من برا اینکه کامران دفعه بعد دستشو بجای کمرم بندازه دور گونه های باسنم آرنجامو چسبوندم به بغلم طوری که اگه کامران خواست کمرمو بگیره نتونه باید دستشو بندازه دور بازوهام و ساعد یا آرنجم که میدونستم نمیتونه اینکارو کنه مانتومو یکم دیگ جمع کردم که بیشتر باسنم به چشم بیاد بلکه کامران هوس کنه دستاشو بندازه دور باسنم نه کمرم . که دقیقا همین کارم شد با بهانه ی بعدی که شاید بهانه ی خیلی کوچیکی ام بود کامران زود دستشامو گذاشت کنار گونه های باسنم ک خودشو نگه داره من چشمامو بستم و یه نفس عمیق کشیدم و انگار ارگاسم شده باشم بهم حال دادکامران دستشو برنداشت نمیتونست برداره انقد که باسنم خوش گوشته محاله کسی بتونه ازش صرف نظر کنه . کمی بعد متوجه شدم کامران داره اروم اروم گونه های باسنمو فشارمیده و نوازش میکنه خیلی اروم فکر میکرد من هنوز متوجه کاراش نشدم و اون آلت سفتش و حس نمیکنم . کامران یکم اومد جلوتر انگار که دوست داره بهم فشار بده ولی نمیتونه هی یه فشار خیلی خفیفی میداد و عقب میکشید نمیدونم فکر کنم میخواستم عقب جلو کنه یا چی منظورش چی بود .من دوست داشتم دیگه برگردم و یه نگاهی تو صورت کامران بندازم که ببینم تو چه حالیه . با چشمای خمار و پر از حسم برگشتم بهش نگاه انداختم حال خرابش و از تو صورتش فهمیدم اونم نگام کرد و از صورت خشک و غیر عادیش میتونستم حدس بزنم که الان داره چی تو دلش میگذره . کامران بعد نگاه من روش باز شد و فهمید من حالیمه داره چیکار میکنه یکم ورجه وورجه رفت و من دیگه اون آلت سفتش و حس نکردم بعد متوجه شدم که یچیز خیلی داغ روی چاک باسنم قرار گرفت واای چقدر داغ بود چقدر سفت و بلند بود قشنگ میفهمیدم یچیز داغ داره بهم مالیده میشه چقدر لذت داشت حتی از سکس بیشتر . من دیگ نتونستم پشت سرمو نگاه کنم فقط یکم باسنمو بلند کردم و عقب تر دادم که تمایلمو نشون بدم به این کار . کامران سعی داشت یکم شلوارمو بده پایینتر تا چیزی پیدا کنه آلتشو فرو کنه . ولی نمیدونست اون چیزا اون زیر مونده و این چیزایی که بالاست فقط گونه های باسنمه . باسنهای بزرگ و تو پر همینطوری ان گونه های بزرگی دارن . کامران که نمیتونست چیزی پیدا کنه و شلوار من خیلی جذب بود پاایین نمیرفت ناچار شد همون بماله به لبه های باسنم و چاک باسنم بعد یه چن دقیقه که من چشمامو بسته بودم و تو عالم توهم و شهوت بودم یچیز داغ رو که پاشید روی باسنمو فهمیدم کامران ارضا شد موقع ارضا سرشو گذاشت روی پشتم سرشو دوخته بود توی چاک باسنم بعد یه بوسه از پشت من زد و من چشمامو بستم و به حال خرابم فکر کردم من دوست داشتم همونجا با کامران سکس کنم و خودمو راحت کنم ولی نمیشد کامران دیگ حس نداشت و عقب کشید و فقط بارها به پشت من بوسه زد صورتشو به پشتم میمالید . من دیگ نگاهش نکردم مانتومو رها کردم باسنمو پوشوندم بعد یک رب رسیدیم خونه ویلاییمون من که حالم خیلی خراب بود درد گرفته بودم باید خالی میشدم رفتم حموم تا دوش بگیرم و خودمو ارضا کردم چون تحمل نداشتم تا رضا شب با من سکس کنه . کامرانم از اون روز به بعد دیگه نیومده خونه ما و من یک ماه هست که ندیدمش . این تجربه ی من بود از یک مرد دیگه بجز شوهرم که بسیار برام لذت بخش بود ولی توش سکس نبود شاید ازم درخواست سکس میکرد برای یکبار قبول میکردم البته شاید ولی کامران رفته و ازش خبری نیست . اون خیلی به رضا وفاداره هرچند اون کارو روی موتور انجام داد که بنظرم هر مردی بود اینکارو میکرد مقصرش من بودم . از این کارم پشیمون نیستم خوشحالم نیستم فقط حس و حالمو شهوانی میکنه نمیدونم در اینده ازم سکس بخواد یا نه بنظر شما اگر درخواست کرد برای یکبار به شوهرم خیانت کنم یا نه؟ راستی یه لینکه و ادرس میزارم یه زنه عربی تبار هست که خیلی اندامش شبیه به منه اگر تمایل داشتید حتما ببینید خیلی گشتم یکیو پیدا کنم اندامش شبیه من باش فقط اینو پیدا کردم ولی رونای من پر تر از اینه باسنمم یکوچلو عقب تر از این ولی بالاتنمون دقیقا مثل همه . اگر اتفاقی در اینده رخ داد حتما اینجا تعریف میکنم تا سبک شم اگرم اتفاقی نیوفتاد امیدوارم از این خاطره ی من استفاده کرده باشید سپاس😘
اینو تو گوگل سرچ کنید اندامی شبیه به من👇
رقص القطری للبنات منزلی ساخن جدا

نوشته: شهلا


👍 33
👎 66
149900 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

901488
2020-07-24 01:14:48 +0430 +0430

به قول معروف میگند کرم از خود درخته
شما حالا خودتو ول دادی یکم برخورد کرد بدنت به کامران
چرا دیگه اخراش داشتی رسما بهش کون میدادی
لطف کن دفعه بعدی اینقدر هم ادا تنگارو در نیار
و کونت را بده


901490
2020-07-24 01:15:34 +0430 +0430

چیزی که من از کستانت فهمیدم بسلامتی پایه یکم جنده گری رو داری میگیری.الان آموزشگاه ثبت نام کردی چنوقت دیگه احتمالا اول پاییز قبول میشی


901494
2020-07-24 01:17:00 +0430 +0430

سالیان قبل در مبحث نوشتار موضوعی به نام پاراگراف اختراع شد تا خانندگان راحت تر بنوانند با نوشته ارتباط برقرار کنند!

ولی خوب این سُس شعر تفت یه بچه کلاس یازدهمی که داره تو ذهن خودش فانتزی می زنه که آره زنم به دوستم مالید، بیش نبود 😁


901496
2020-07-24 01:18:15 +0430 +0430

متاسفم برات. خیانت به چه قیمت

7 ❤️

901504
2020-07-24 01:23:37 +0430 +0430

داری فیلم مینویسی کصکش؟دختره به ۱۰ نفر داده داستانش انقدر طولانی نشده

8 ❤️

901506
2020-07-24 01:23:41 +0430 +0430

تو رو کی پس انداخته اخه چ این چ تخیلی که شما دارین 😕 😕
مدرسه ها نمیدونم کی میخوان باز شن

5 ❤️

901513
2020-07-24 01:26:54 +0430 +0430

اولا که غلط املایی فراوون
دوما چنان میگی با کسی جز شوهرت نبودی انگار لطف کردی بهش!عزیزم وظیفته تو ازدواج کردی ینی تعهد داری.این کاریم که کردی ولله چیزی از خیانت کم نداره


901519
2020-07-24 01:28:51 +0430 +0430

همش باسن،گوشت ،تو پر،چاک،لبه های باسن
چقدر به خودت مینازی بابا

7 ❤️

901526
2020-07-24 01:31:35 +0430 +0430

زیبا بود…لایک🌹🌹

2 ❤️

901527
2020-07-24 01:31:56 +0430 +0430

فیلم و دیدم ، کپلهات بزرگه ، همه دنبال کپل بزرگن من کوچیک

4 ❤️

901540
2020-07-24 01:43:29 +0430 +0430

دمت گرم خیلی راست بود… 😁

4 ❤️

901553
2020-07-24 01:51:18 +0430 +0430

کیرم تو گونه های باسنت. اونقدر افتضاح توضیح دادی که عنم گرفت کلا رفتم چهار جمله اخر مالیدن رو خوندم.
به جای این همه کص شر یه جمله مینوشتی رفیق شوهرم که خیلی هم وفاداره بهش کیرشو اونقدر رو موتور!! به کونم مالید تا ابش امد. شوهر کص خلم هم موقعیتش رو جور کرد و اصلا نفمید ما چه گوهی خوردیم.
بعد یه عمر کص دادن مالیدن کیر رفیق شوهرت به کونت اونم روی موتور برات از سکس بهتر بود!؟؟

7 ❤️

901564
2020-07-24 02:06:09 +0430 +0430

جوووون رفتم فیلمو دیدم عجب کصی هستی من بودم همونجا گاییده بودمت

1 ❤️

901567
2020-07-24 02:23:22 +0430 +0430

نخونده دیس

2 ❤️

901570
2020-07-24 02:35:21 +0430 +0430

خوب بود حتماً بهش بدهم که ناکام از دنیا نری

0 ❤️

901572
2020-07-24 02:38:39 +0430 +0430

خسته نباشی
خانم شهلا ، داستانت خوب بود و در حد متوسط نوشته شده بود که البته نمیشه بهش گفت جنبه منفی چون که من هم اگر بخوام داستان بنویسیم ، بهتر از این نمیشه چرا که ما نویسنده حرفه ای که نیستیم .
اون دوستان عزیزی که از لباسش ایراد میگیرن ، مگه تا حالا برای همه ما پیش نیومده که وقتی لباس راحتی بخوایم در این گونه موقعیت ها پیدا کنیم ممکنه لباسهای قبلی تنگ شده باشند و ما هم چاق تر شده باشیم ولی برای اینکه لباسهای اصلی مون خراب و کثیف نشن ، این لباسهای تنگ و‌کوچک رو پوشیدیم پس چیز عجیبی نیست.
در مورد موتور هم دقیقا توضیح شون درست بود ، من سالیان سال موتور داشتم و تمام این حالتها رو دیدم و کسانی که پشت راننده میشینن دقیقا با هر حرکت و دست اندازی ، فرد وسطی به عقب رانده میشه و فرد عقبی رو به جلو میاد و کاملا مجبور میشن همدیگه رو بغل کنن بخصوص در جاده های خاکی

5 ❤️

901579
2020-07-24 03:20:07 +0430 +0430

بهش بدە و داستانشم بنویس تو خصوصی یه پیامی هم به من بده شهلاجان

1 ❤️

901581
2020-07-24 03:33:27 +0430 +0430

بدون شک هر کس دیگه ای هم تو اون شرایط بود همان طور عمل میکرد شما هم بسیار کار خوبی کردید اگه اون کارو نمی‌کردی شاید باز هم از رو موتور می افتاد و این دفعه باید جنازشو می بردین

1 ❤️

901582
2020-07-24 03:33:59 +0430 +0430

شهلا صدتومن بهت میدم شهلاااااااا…کیر کلفتم از پهنا تو کونت

1 ❤️

901584
2020-07-24 04:01:01 +0430 +0430

با خیال راحت بده بهش تو میتونی

1 ❤️

901585
2020-07-24 04:39:37 +0430 +0430

تو یک جنده تمام عیاری
جلو هر کیری کوس خم میکنی
شوهرتم که بیغیرته
اره بابا تا ته بزار بکنه تو کوست

2 ❤️

901587
2020-07-24 04:55:03 +0430 +0430

ازون زن هایی هستی که اگه پا بده و مشکلی برات پبش مباد میدی …

3 ❤️

901590
2020-07-24 05:26:09 +0430 +0430

وسط های داستان چشمام سنگین شد …همینجوری تو خواب و بیداری مشغول خوندن بودم که نفهمیدم کی خوابم برد اما ارتباطم یجوری قطع نشده بود …خواب دیدم یه سایت سکسی دیگه هست که نمیدونم اسمش چی بود اما عضو بودم .امشب هم زن هاو دخترهای اونجا پسرهارو از روی آی دی دعوت میکنن واسه زلزله شب جمعه …باور نمیشد من وصل شدم به همین خانم . جند بار با موتور از جلوم رد شد اخرش گذاشت رفت بی معرفت … ! خستگی بی خوابی …اصلا نمیدو نم چی نوشتم

8 ❤️

901592
2020-07-24 05:59:11 +0430 +0430

واقعا حس عالیه هست عزیزم.منم تجربه کردم و کردم میکنم
عالی بود نوش جونت

3 ❤️

901596
2020-07-24 06:20:39 +0430 +0430

اخه از مالیدن گونه کونت چه استفاده ای میشه برد…سینه کوچک و ناقابلی دارم ومغز معیوبی و اندک ابرویی که انهم گونه کونم بمن داده…اخه شل مغز سن ۲۲ازدواج کردی شوهرت نمیزاره درس بخوونی همسن تو علاوه بر دکتری تخصصی توی این سن گرفتن و سه تا بچه بزرگ کردن دوتاشون کنکوری هستن و یکی هم سال اخر انوقت تو از مالیدن کونت میگی کیر سلمان رشدی توی دهنت

6 ❤️

901597
2020-07-24 06:53:02 +0430 +0430

رفتین باغ دوستش بعد رفتی طبقه بالا کمد باز کردی ببینی چی داری واسه پوشیدن…

3 ❤️

901598
2020-07-24 07:58:56 +0430 +0430

ببین در خصوص خیانت همین الانشم خیانت کردی نمیگم کارت غبطه یا درست یا این که باش سکس کنی یا نه اما مطمعن باش یه بار بری زیرش دیگه نمیتونی جلو خودت رو بگیری اگر اون قد به خودت مطمعنی که فقط همین یه باره سکس کن لذتشو ببر اما بهت قول میدم یه بار بری زیرش محاله بتونی جلو خودتو بگیری .ایام به کام

3 ❤️

901599
2020-07-24 08:10:31 +0430 +0430

ادم از هرچیزی ک لذت میبره
همونو باید انجام بده

2 ❤️

901600
2020-07-24 08:19:49 +0430 +0430

Zاره خیلی استفاده کردیم، تنها استفاده از داستانت یه دست جق میتونه باشه که اونم واسه این داستان حیفه…
باورتون میشه من تاحالا گونه کون رو نشنیده بودم، همش فکر میکردم اسمش کپل کون میشه

5 ❤️

901602
2020-07-24 08:43:29 +0430 +0430

به دنیای جندگان تشریفاتی رسما خوش اومدی

1 ❤️

901605
2020-07-24 09:06:14 +0430 +0430

کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی. یک کوس شعر از یک پسر جلقی

2 ❤️

901607
2020-07-24 09:19:40 +0430 +0430

داستانت جالب و خوب بود و به واقعیت شبیه بود ولی اینو بدون شهلا جوون تو که استارت جندگی و خیانتتو زدی وکامران که به قول خودت از اول مایل به همکاری با تو نبود رو وادار کردی که واکنش نشون بده و کیرشو واست راست کنه و حتی کاری کردی که خودشو روی کونت ارضا کنه پس تعارف و حواشیو بزن کنار و رک و راست حرف دلتو بزن که دلت میخاد بازم این نمایش برات اتفاق بیفته و این بار واقعا کیرش تو کونت و یا کوست و یا اصلا دو تاش بره …میدونم الان که اینو می خونی حسابی خیس کردی و دست مبارکت روی کوسته …پس معطل نکن تلفن کامران رو که داری .بهش زنگ بزن و احوالی ازش بپرس و یک قرار سه ساعته باهاش بزار و اون بیچاره رو هم از عذاب و خود ارضایی نجات بده …میدونی چرا خودشو گم و گور کرده و نیومده پیشتون …ابیشتر به خاطر اونه که به یاد کون و جندگی تووو این همه مدت جق میزده …پس کامران رو از جق زدنش نجات بده و بهش یک حال حسابی بده …در این میون کامران هم به نوایی میرسه و هم خودت …و از همه مهمتر دعای خیرتم می کنه که برای عاقبتت بد نیس …این راهو برو …و ماجراشو هم در داستان دیگه واسمون شرح بده …افرین …

2 ❤️

901609
2020-07-24 09:29:17 +0430 +0430

گم شو کثافت توهمی
ی موتور سوار وقتی اون ترک نشین حرکتی بکنه میفهمه چطور اون کوس کش ا توی شلوار در اورد مالید به تو ابشو ریخت رو باسنت اخه الاغ حداقل ی کم فک کن بعد چرت و پرت بنویس

3 ❤️

901611
2020-07-24 09:33:32 +0430 +0430

کیر تو گونه های باسنت آخه کسکش اینم شد شعر که تو میگی .سر موتور اونهم سه ترک روی یک زین موتور تریل که همش 50سانت با این تفاسیر که فقط کون تو خودش 80سانته پس حتما تراولینگ میکردین
قطعا دوس داری کیر خدا نصیبت کنه

3 ❤️

901614
2020-07-24 09:36:03 +0430 +0430

اگر واقعا این حجم از باسن رو داری من قطعا برمیگشتم و حداقل یبار هم شده حسابی میکردمت

2 ❤️

901617
2020-07-24 09:41:36 +0430 +0430

بابا باور کنید اسم واقعی و مستعار شما ب هیچ جامون نیست! میخوای اسمتم واسه امنیتت عوض کنی بکن ولی دیگه لازم نیس اینجا اعلامش کنی مگه گوهدتو مغزت کردن؟ بجا اینکه بگی اسممو اینجا میذارم شهلا همون بگو اسمم شهلاس دیگه ما ام خداوکیلی صد تومن میدیم :)

کستانتم که خیلی آبکیه! تابع جمع بودی؟ تابع سهمی هم نیستی! خیانت = دیس دیگه ننویس /:

4 ❤️

901619
2020-07-24 09:52:24 +0430 +0430

چقدر چرت و پرت نوشتی ااااهههههههه

3 ❤️

901620
2020-07-24 09:53:12 +0430 +0430

درست مردا حشری هستند و سریع راست میکنن اما نه با پای شکسته و داغون
نگاه و موضوع خوبی بود خوب هم توضیح دادی اما زخمی شدن و سکس اونم بعد از یک ربع تقریبا امکان نداره
موفق باشی

5 ❤️

901623
2020-07-24 09:58:16 +0430 +0430

ب پیر ب پیغمبر اسمتون ب چپ مام نیست هی مستعار مستعار میکنین تو کون خودتون

6 ❤️

901628
2020-07-24 10:21:31 +0430 +0430

به نظرم جنده بالفطره هستی فقط تا حالا موقعیتش پیش نیومده بوده واست. واست متاسفم خیلی واسه شوهرتم همچنین. آبش باشه شناگر ماهری هستی. ادامه بده جنده میشی. جندگی هم مثل دزدی بار اولش سخته فقط

4 ❤️

901629
2020-07-24 10:23:13 +0430 +0430

متاسفم واست. ادامه بدی جنننده میشی خیالت راحت. آبش باشه شناگر ماهری هستی. تف به خیانت

3 ❤️

901630
2020-07-24 10:27:06 +0430 +0430

خودت میخاری دیگه

3 ❤️

901637
2020-07-24 10:48:23 +0430 +0430

طرف میره مسافرت لباس مناسب نمیبره جدیدا!!!
اگه ببره لباسی که کوتاه و تنگه میبره 🤣،اخه موتور سنگین اونم سه ترک جای تکون خوردن داره که کونتو بالا پایین میکردی،پس معلومه تا حالا موتور سنگین از نزدیک ندیدی،کس شری بیش نبود

3 ❤️

901645
2020-07-24 11:00:59 +0430 +0430

عزیزم بیا خصوصی تا مفصل در موردش باهات صحبت کنم. باید بدونی چه مسیری رو داری میری.

1 ❤️

901646
2020-07-24 11:01:11 +0430 +0430

اون شوهر بی غیرتت وقتی موتور سواری میکنه میخوابه ک جندگیتو متوجه نشد.
پ.ن:کامران کوفتت بشه.
پ.پ.ن:خوش ب حال اون موتوری ک تو روش بشینی.

2 ❤️

901648
2020-07-24 11:04:48 +0430 +0430

کونی ک خارش میکنه خودش سفارش میکنه.

“توماس ادیسون”

2 ❤️

901653
2020-07-24 11:18:20 +0430 +0430

😐😐😐😐😐😐😐.چ مسیر طولانی بوده همه کار کرد و فقط موند غسلشو رو موتور بگیره !!!کار به دروغ و واقعیتش ندارم ولی داستان ابکی بود

4 ❤️

901658
2020-07-24 11:31:36 +0430 +0430

هیچ سکسی اندازه سکس با زن متاهل کون گوشتی و تو پر نمیچسبه زنای متاهل در خدمتم

1 ❤️

901659
2020-07-24 11:32:39 +0430 +0430

احمد ذوقی بعد از خوندن داستانت :
شهلا خداوکیلی ۱۰۰ تومن میدم دیگه از این کس شرا ننویس .

4 ❤️

901664
2020-07-24 11:46:38 +0430 +0430

عالی بود من عاشق این مدل شروع ها هستم. حتما برو بهش بده ولی نه اینکه رک بگی. دوباره یه موقعیت مشابه ایجاد کن. مثلا وقتی شوهرت نیست به کامران بگو بیا میخوام یه میخ رو دیوار بزنم تنهایی نمیتونم. بعد که اومد بگو من میخو نگه میدارم تو پشت سرم وایسا میخو بکوب. بعد هی باسنتو به عقب بده تا بخوره به کیرش.
یا زنگ‌ بزن بگو رضا نیست بیا یخچالو جابجا کنیم. بعد که اومد بگو پشت سرم وایسا و با هم زور بزنیم یخچالو هل بدیم.
یا اگه اومد شروع کن هل دادن یهو الکی کمرتو بگیر و بگو گرفت و خودتو بنداز زمین تا ماساژت بده. ایده‌های دیگه هم دارم دوست داشتی واست میگم. یکیش واسه خودم اتفاق افتاده

1 ❤️

901665
2020-07-24 11:52:28 +0430 +0430

همین فرمون ادامه بدی یه جنده تمام عیار میشی.
خیلی توهم زدی

4 ❤️

901667
2020-07-24 12:00:58 +0430 +0430

سلام امیدوارم که کامران همچین پیشنهادی نده،اگه از زنگدیت راضی نیستی حتما پیشنهادشو قبول کن تا از دست رضا خلاص شی وگرنه اینکارو انجام نده که از بین میری،در ضمن ،زن شوهر دار هستی لطفا دیگه همچین حمافتهایی انجام نده،

1 ❤️

901680
2020-07-24 12:58:04 +0430 +0430

هر گوهی خوردی بما چه

1 ❤️

901681
2020-07-24 12:58:05 +0430 +0430

شهلا گاییدی مارو از بس از کون گندت گفتی

2 ❤️

901687
2020-07-24 13:43:03 +0430 +0430

میخوای یه بار شده بامن سکس کن بهت حال میدم قول

0 ❤️

901690
2020-07-24 14:08:27 +0430 +0430

تو سوار لیموزیم بودی انقدر خوتو مینداخای عقب رسیده بوده به صندوق عقبش حالا روی یک موتور تریل ک دو نفر به زور جا میشن تیم ساعت هعی خودتو میدادی عقب تا به اون برسی ولی اون عقب تر بود مگه قطار بوده

1 ❤️

901692
2020-07-24 14:13:56 +0430 +0430

نگارش زیبا بود

1 ❤️

901695
2020-07-24 14:36:54 +0430 +0430

چرا یکبار اگه موقعیت باشه هزار بار خیانت میکنی آخ هم نمیگی

1 ❤️

901697
2020-07-24 14:40:22 +0430 +0430

خوبه پس پتانسیل جنده شدنو داری لایککککککککک👍

1 ❤️

901703
2020-07-24 15:19:43 +0430 +0430

طولانی بود ولی خوندم چون خودم یه بار اون عقب نشستم البته با راننده هماهنگ بودم عمدا ترمز میگرفت دوست داشتی خصوصی پیام بده در خدمتتم

0 ❤️

901706
2020-07-24 15:26:18 +0430 +0430

شهلا خداوکیلی صد تومن میدم 😐😄😂😂😂
تو منو امتحان کن 😄😂

0 ❤️

901724
2020-07-24 16:23:22 +0430 +0430

آخ آخ شهلا الهی بمیرم برات…
من معمولا فحش نمیدم ولی کیرم دهن هر چی خیانت کار کصکش حرومزاده است😕

0 ❤️

901728
2020-07-24 16:51:13 +0430 +0430

از داستانت معلوم میشه شوهرت خودش تمایل داره با یکی دیگه سکس کنی چون با و جود اینکه حالش دوستش خیلی هم خراب نبود گذاشت پشت تو بشینه و چون من خودم موتور سوارم اینو خوب میدونم اوناییکه تو ترک موتور نشستن یذره تکون بخورن موتور سوار از طرز تکون خوردنشون میفهمه چیکار میکنن پس خودش متوجه همه حرکات شما بوده . دوما چرا از عشق و حال خودت بزنی بده بقیه هم از اون باسن خوشگلت استفاده کنن اللخصوص اوناییکه مثل من عاشق باسن خوشفرم هستن 😁

0 ❤️

901735
2020-07-24 17:20:09 +0430 +0430

جدا از این که بعضی از قسمت های داستانت اصلا از نظر فیزیکی غیرممکن ان، توجهت رو به این نکته جلب میکنم که این چیزی که شما بهش میگی شیطونی، ما بهش میگیم جندگی.

1 ❤️

901736
2020-07-24 17:29:56 +0430 +0430

کسکش هی خودتو هل دادی عقب نمیگی یارو پرت شه پایین دوباره به گا بره فقط به خاطر جنده بازی تو

1 ❤️

901741
2020-07-24 17:54:24 +0430 +0430

یا ایها المخالفون مع الخیانت! ماذا فازاتون؟ هل ریدون و لا یخبرون؟ لا تلاوتوا کسشعرات

1 ❤️

901745
2020-07-24 18:23:21 +0430 +0430

اندامت که جالب نیست از نظر من البته.داستانت بیشتر شبیه این بود که دو نفر یه پسر بچه رو گول بزنن ببرن کوه بکننش

1 ❤️

901749
2020-07-24 18:38:05 +0430 +0430

شهلا جون
کون، گونه داره یا لمبر ؟
موتورها رو از تو مغازه درآوردن؟
تاحالا موتور سوار شدی یا سه چرخه بوده ؟
ورجه ورجه میکرد و بعدش چیز گرمش رو مالید به گونه و چاک کون و آبش اومد … ؟
صدای انفجار و ترکیدن لاستیک موتور!
تو این مدت هم رضا لال بود و حرف نزد؟
داستانت از نظر طی مسافت، بیشتر به مسافت کرج تا چالوس میخوره نه جاده چشمه تا ویلا
آخه من الان چی بگم بهت؟ کص مغز ساقیت رو عوض کن
دو خط مینوشتی که: کونم رو به کیر دوستِ شوهرم مالیدم و تموم
نوش جونت
زنگ بزن کامران و برو بهش بده . ثواب میکنی و اونهم مجرده . آفرین شهلای خوب و مهربون

کی این بچه رو اول برده باغ و بعدش رو موتور کرده؟
کننده خودشو معرفی کنه . نتونسته ارضاش کنه 😁

1 ❤️

901750
2020-07-24 18:39:26 +0430 +0430

یه بار خیانت کنی ؟!!! خوبه پس هنوز خیانت نکردی

0 ❤️

901758
2020-07-24 19:40:05 +0430 +0430

شهلا بخدا صدتومن میدم 😳
تو فقط من و امتحان کن 😬

0 ❤️

901759
2020-07-24 19:54:13 +0430 +0430

گونه باسن دیگه چه کوفتیه؟؟

1 ❤️

901762
2020-07-24 20:18:12 +0430 +0430

خوب بود 👌👍

0 ❤️

901764
2020-07-24 20:25:48 +0430 +0430

اگه این داستانی که نوشتی یک درصد احتمال واقعیت داشته باشه ،خیلی احمقی که به خودت زحمت دادی و اسامی رو عوض کردی : اولا که اسم شوهرتو عوض نکردی گاف بعدیتم اینه که ادرس باغ و ویلا و چشمه غار و اتفاقاتی که توضیح دادی اگه یک درصد یکی از فامیلای نزدیک شوهرت یا کامران تو این سایت باشن دیگه لازم نیست یواشکی کون بدی چون رضای جاکش که گذاشتت رو پای دوستش خودش میفهمه و مثل سگ میندازتت بیرون اونوقت با خیال راحت کس و کونو حراج کن ، یه طرف دیگه ی داستانم اینه که شوهر جاکشت میخواسته و میدونسته این اتفاق میفته وگرنه نیازی نبود بزارتت تو بغل مثلا رفیقش میتونست زنگ بزنه امبولانس یا لااقل اژانسی چیزی ؛ در هر صورت میتونی بدی چون سکس کامل با کاری که تو کردی فرقی نداره باید به عرضت برسونم که شما یه پا جنده ی عوضی هستی که خیلی راحت با کمترین تحریکی میشه گاییدت احتمالا آب دم دستت نبوده وگرنه شناگر بی ناموسی هستی ،
تف به ذات کثیف تو و امثال تو خیانتکار بی شرف

1 ❤️

901768
2020-07-24 21:07:42 +0430 +0430

اقا این طولانی ترین کسشری بود که تا حالا خوندم . جنده بازی که تعریف کردن نداره

0 ❤️

901769
2020-07-24 21:11:40 +0430 +0430

اخه لامصب سوار موتور بودی یا تخته خواب چیز تو روح شوهر بیغیرتت حی اون میرفت عقب بعد تومیرفتی عقبتر ولی بده ادم با یه بار دادن کونی نمیشه خیالت راحت جنده میشه

0 ❤️

901775
2020-07-24 21:53:22 +0430 +0430

حال میده از این کارا کردم

0 ❤️

901784
2020-07-24 23:02:15 +0430 +0430

خیانت خیانته پس بیخیالش

0 ❤️

901785
2020-07-24 23:26:59 +0430 +0430

ممنونم از داستان قشنگت
کیف کردم ,درست میگی ,گاهی اوقات شهوت تمام وجود آدم رو میگیره و یه دستمالی کم لذتش از سکس برای آدم بیشتره!!

1 ❤️

901790
2020-07-25 00:01:33 +0430 +0430

تجربه داشتم که خانوم دوستم به من بماله ولی
فقط زیادی نوشتی

0 ❤️

901798
2020-07-25 00:43:13 +0430 +0430

چقدر دقیق و نکته سنج تحلیل میکنید و احتمالات رو بررسی میکنید.اون میگه آدرس باغ رو دادی شوهرت میفهمه.یکی میگه من خودم موتور دارم امکان نداره چنین پوزیشنی.یکی میپرسه چطوری کیرشو از تو شلوارش در آورد؟ نفر بعدی مثه کارآگاه جنایی میاد شواهد و قرائن رو میچینه کنار هم به این نتیجه میرسه که چون لباسش واسش تنگ بوده پس کل ماجرا دروغه.همه هم که از خیانت بیزارن.کوس ننه اونایی که میگن بیزارن اما آب نیس وگدنه شناگر ماهری هستن

1 ❤️

901803
2020-07-25 00:54:09 +0430 +0430

🍆🍆🍆🍆🍆

0 ❤️

901804
2020-07-25 00:56:48 +0430 +0430

خانم محترم به نظرم شما تمایل داشتین ،ولی موقعیت فراهم نبود.

0 ❤️

901946
2020-07-25 03:34:11 +0430 +0430

خاک تو سر جندت کنن اب نیست والا شناگر قابلی هستی

0 ❤️

901962
2020-07-25 04:27:37 +0430 +0430

زیادی از گونه های باسنت گفتی ما همچین کلمه ای نداریم وبعدش تکرار کلماتت داستان خسته کننده کرده بود از لحاظ اتفاق افتادن شاید اتفاق افتاده باشه ولی نه تو این حد یعنی شوهرت سیب زمینی پشندی بود اینهمه فعل انفعالاتو رو موتور متوجه نشه

0 ❤️

901972
2020-07-25 06:12:42 +0430 +0430

این تجربه ی من بود از یک مرد دیگه بجز شوهرم که بسیار برام لذت بخش بود ولی توش سکس نبود!! پس کیر خر و موتور توش بود!

0 ❤️

901974
2020-07-25 06:20:15 +0430 +0430

چقد کس میگید شماها. خوارکسده تو حرف زدن بلد نیستی اومدی نویسنده شدی واسه مردم؟ کیرم تو درس خوندنت. چه اصراری هم داره بگه کسشعرام واقعیه.

1 ❤️

901977
2020-07-25 06:35:08 +0430 +0430

تو دچار سندروم کون بیقرار شدی

ضمنا خیلی خودتو شاه کوس تصور میکنی

گونه های باسن!!!

پوخ یِمَه بابا

0 ❤️

901997
2020-07-25 08:47:53 +0430 +0430

خیانت مثل سرنیزه است زیر کردن تا وقتی بگی نه زنده ای اما همچین که گفتی بله این سرتیزه دیگه توی تنت رفته ونشسته وهر تکونی خرخرتو بیشتر پاره میکنه .درضمن تومردی داشتی که همیشه بزرگیتو خواسته وبزرگ نگهت داشته بعد تو اونو پیش سمسمی ترین دوستش خوار کردی .حیف ادمهایی مثل تو اینو بدون گاهی بعضی اشتباهات یکباره اما همون یکبار نه تنها نمرت میشه صفربلکه معدلتم صفر میکنه دیس لایک

1 ❤️

901998
2020-07-25 08:52:57 +0430 +0430

نوش جونت عریزم

0 ❤️

902019
2020-07-25 10:21:30 +0430 +0430

حسی خیلی خوبیه دیونه کنندس 😇

0 ❤️

902020
2020-07-25 10:23:49 +0430 +0430

حالم از کسایی که الکی از اندامشون تعریف میکنن بهم میخوره
مطمئنی که رو موتور بودین؟؟ مگه میشه رو موتور این کارا رو کرد

0 ❤️

902024
2020-07-25 10:44:52 +0430 +0430

ی سوال
همه این کارها را روی موتور انجام دادی
؟
اصلا موتور تاحالا سوار شدی؟
ای کیر تو ضحن معیوبت

0 ❤️

902032
2020-07-25 11:29:13 +0430 +0430

جالبه من یه دوست دارم اسمش رضاست و اسم خانمش شهلا🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔

0 ❤️

902070
2020-07-25 15:03:53 +0430 +0430

ایکاش میتونستم من بجای کامران بودم کیرمو بهت میمالیدم شهلا جون

0 ❤️

902078
2020-07-25 15:50:15 +0430 +0430

خیلی خوب بود …
ممنون بابت اینکه وقت گذاشتی و نوشتی .

0 ❤️

902082
2020-07-25 16:05:16 +0430 +0430

نویسنده این کصشعر که یه پسره شکی نیست،
خیلی مصنوعی و مزخرف بود

0 ❤️

902105
2020-07-25 18:35:06 +0430 +0430

واقعا موندم چه موجودی هستی تو

0 ❤️

902106
2020-07-25 18:36:23 +0430 +0430

خیلی جالب بود مرسی
جووون چه بدنی داری لامصب 👍

0 ❤️

902120
2020-07-25 21:25:51 +0430 +0430

اسم کامرانو میزاشتی عم قزی دور کلاش قرمزی خودتم خاله سوسکه

0 ❤️

902128
2020-07-25 23:07:20 +0430 +0430

چقدر اولش زر زدی
من نمیدونم چه اصراریه که دروغ بگی اخه.
در ضمن تو قسمت بعد متوجه میشی که رضا و کامران گی هستن.

0 ❤️

902135
2020-07-25 23:54:28 +0430 +0430

کوس نگو لاشی مرتیکه خورده زمین خونین و مالین شده .وتو اوج درد کیرش چجوری با وجود درد بلند شده
اگر هم کوستانت راست باشه مطمئن باش تو یه زن بی ذات و بته هستی که به همین راحتی به مردت خیانت کردی.کیرم تو پدر مادرت با این تربیت کردنشون حرومزاده.

0 ❤️

902137
2020-07-25 23:59:39 +0430 +0430

نکن این کارو خواهشا زندگیت رو خراب نکن به این فکر کن که چقدر برای ساختن زندگیت تلاش کردی

0 ❤️

902281
2020-07-26 02:04:01 +0430 +0430

خیلی دوس داری کون توپر و گوشتی داشته باشی، ولی نداریش و برات عقده شده. 💀

0 ❤️

902424
2020-07-26 15:32:23 +0430 +0430

یارو لاستیک موتورش ترکیده ؛ پرت شده لابلای تیغ ها بعد اگه دیر برسونش بیمارستان پاش قطع میشه اما اومده پشتت و راست کرده و ارضا شده؟
به نظرم توهم زدی خانم
مگه خام ها هم اگه ارضا نشن دردشون میگیره؟

1 ❤️

902492
2020-07-26 23:33:55 +0430 +0430

کیر شو گذاشت لا درز کونت و آب شو آورد رو موتور و شوهرت اون جلو نفهمید کم کسشعر بگو

0 ❤️

903534
2020-07-29 13:47:16 +0430 +0430

من نمیدونم چرا یه سریها اینقدر بی ادب و بی شخصیت هستن آقا این سایت سایت سکسی هستش اینجا در مورد همه جور سکسی صحبت میشه اینکه حرکت سکسی یه نفر خیانته رفاقته شهوانیه بچه بازیه رو هیچکس نباید تعیین کنه داستان رو تا تهش
میخونی به قول یه سریها جقتونو هم میزنین بعد که ارضا شدین فحش و ناسزا شروع میشه اگه از موضوع داستان خوشت نیومد خوب برو یکی دیگه رو بخون چرا مثل آدمهای پاک و با ایمان که این مسائل رو بد میدونن شروع به امر به معروف و نهی از منکر میکنین.

0 ❤️

904332
2020-07-31 17:52:37 +0430 +0430

والا اگه منظورت ازین موتور های ک میگی میپرن اینور اونور موتور کراس باشه…تا اونجا ک من میدونم نمیشه رو هیچ کراسی سه نفر بشینن تازه اون اول از توعم با این کمالاتو باسنت فاصله بگیره…حالا خوددانی

0 ❤️

904696
2020-08-01 14:03:41 +0430 +0430

عالی بود

0 ❤️

904768
2020-08-01 20:21:13 +0430 +0430

عزیزم قشنگ بود کاش من جای کام ان بودم تا ته تو کون گوشتیت جامیکردم کفقط اشک بریزی صداتم در نیاد

0 ❤️

904895
2020-08-02 02:11:42 +0430 +0430

اینهمه نوشتی…یک جمله مینوشتی من باسنم کامران😂😂😂😂

0 ❤️

905042
2020-08-02 14:53:50 +0430 +0430

خیلی قشنگ حالا و‌ترسیم کردی

0 ❤️

905050
2020-08-02 15:29:08 +0430 +0430

اولن فک کنم معنیه نجیبو تو درست متوجه نشدی
دومن این کارایی که تو گفتی تو خود برازرزم قفله اخه چطوری پشت موتو کیرشو در اورده کرده تو شلوار تو کسیم‌ندیده کصخل
سومن این همه عقب جلو کردی این شوهر جاکشت بهت نگفته چته انقدر وول میخوری
چهارمن کیرم‌تو داستانت که بچه ام باورش نمیکنه
دیس باو ریدی دیگه داستان ننویس کیر تو اون کونت جنده دوزاری

0 ❤️

906474
2020-08-07 04:15:57 +0430 +0430

کسکش جنده این چیزا رو مینویسی چهارتا کسخول مثل خودت میخونن فکر میکنن واقعی بعد میرن خیانت میکنن نکنید ناموسن اخه چرا خیانت بی ناموس مگه نمیگی شوهرت چیزی کم نداره پس جندگیت برا چیه؟نکنید نکنید نکنید…دیس

0 ❤️

907036
2020-08-09 13:53:40 +0430 +0430

بدم نيومد 😌

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom