مالیدن خواهر 14 ساله ام

    1394/1/1

    هومن 21 سالم بود و سرباز بودم خواهرم ترانه سوم راهنمایی رو تموم کرده بود 14 سالش بود تو تابستون میرفت کلاس ژیمناستیک وقتی از کلاس بر میگشت لباس ژیمناستیکش میپوشید و به من تمرینای تو کلاسشو نشون میداد ما معمولا تو خونه تا 8 شب تنها بودم مدت زیادی کارش من شده بود بوییدن لباسای زیرش و مالیدن کیرم به اونا. رونهای تپلش تو اون مایو و سینه های کوچیک سفتش که با اون حرکت های آکروباتیک اصلا تکون نمیخورد دیدنی بود. من گاهی به بهانه کشتی گرفتن حسابی می مالوندمش ضربه فنی میکردمش یه بازی راه انداخته بودیم به اسم بوس بازی مثلا تو تسلیم شدی من دارم با بوسیدن اندام صورتت بجز لب تسخیرت میکنم همه اینا بهانه بود تا بدون جلب کردن توجه اش بمالونمش گاهی هم اون منو مثلا ضربه فنی میکرد صورتم رو میبوسید گونه ابرو چشم گوش یه بار تصادفی که مثلا منو ضربه فنی کرده بود همه صورتمو بوسید یکهو لبمو بوسید !!!! من داستانهای سکسی زیادی تو زندگیم داشتم ولی هیچکدوم برام خاطره خاص نشد ولی اون بوسه غیر قابل وصف بود فقط یه بوسه سریع این کار دفعه های بعد هم تکرار شد و دیگه از بازی شروع میشد ولی رو بوسه های لب گیر میکرد و رو هم میموند کم کم عادت کردیم اون چشاشو میبست و فقط لب همو میخوردیم و دیگه هر دو میدونستیم این یه بازی نیست ولی به روی هم نمی اوردیم یک هفته شد یه بار حین خوردن لباش سینشو از رو لباس مالیدم چیزی نمیگفت دیگه دستم میبردم زیر لباسش با سینه هاش بازی میکردم بعد یه مدت حتی لباسشو بالا میزدم میخوردمشون سینه گرد سفت با نوک های کوچیک کل پستونش اندازه یه پرتغال متوسط بود اون حسابی حال میکرد ولی من همیشه باید بعد چند ساعت ممه خوری میرفتم توالت جق میزدم چون از زور حشریت شق درد میشدم. ولی بعد یه مدت دیگه عادت کرده بودیم که بعد لب بازی ممه خوری من میشستم رو مبل اونم میشست رو پاهای من منم ضمن خوردن پستوناش کیرمو از رو لباس میمالوندم به کسش تا آبم بیاد دیگه یه جور شده بود که هر روز منتظرم بود بیام خونه دیگه شلوارم نمیپوشید فقط شرت با یه پیراهن که تا بالای زانوش بود و وقتی میشست رو پای من فقط فاصله کیرم تاکوسش شرت اون بود شلوارک من دیگه میتونستم خیسی و حرارت کسشو احساس کنم هر روز این شده بود کارمون اون میشست رو کیرم رو مبل من کیرمو از رو شرت میذاشتم رو خط کسش اونم سرش میذاشت رو شون من انقد میمالوندیم تا ارضا بشیم. یه بار یادمه تو کلاردشت یه جا مهمون بودیم کرسی داشتن ما زیر کرسی کنار هم خوابیدیم نصب شب من حشری شدم به هوای این که خوابه دستمو کردم توشرتش که شروع کردم به مالیدن کسش این اولین باری بود که دست به کسش میزدم و هنوز چشمم به جمالش روشن نشده بود یهو دیدم پاهاشو باز کرد فهمیدم بیداره حسابی کسشو میمالیدم خیس شده بود به صورتش که نگاه میکردم چشاشو باز نمیکرد ولی از زور شهوت لباش میلرزید خیلی حشری بودم میخواستم بچسبونم بهش ولی جرات نداشتم هیچوقت با هم حرف نمیزدیم سکس عجیبی داشتیم انگار داریم با هم سکس نمیکنیم هر دو خودمونو میزدیم به اون راه ولی حال میکردیم بیشتر موقع ها ترانه با پوشیدن لباسای لختی منو تحریک میکرد من دیگه میدونستم که وقتی کسی خونه نیست میره حموم بعد یه لباس سکسی میپوشه یعنی بیا منو بمال. یه بار من رفتم سمت اونو خاستم بمالمش دیدم تمایل نشون نداد یه پتو اوردم رفتم زیرش گفتم نمیدونم چرا سردم شد اونم بعد اومد زیر پتو دل زدم به دریا خواستم دست بزنم به کسش گفت پریودم واسه اولین بار بی پرده باهام حرف زد قفل کردم ولی خوشحال شدم که در موردش حرف زد گفتم خوب بزار بچسبونم به پشتت برگشت شلوارشو کشیدم پایین کیرمو در اوردم راست راست بود گذاشتم از رو شرت لای کونش بهد برگشت سمت من دیگه چشماشو نمیبست کیرمو گرفت دستش برام جق زد گفتم تف بزن بمال اونم تف زد به دستش کرد زیر پتو کیرمو حسابی مالوند منم که طاقت نداشتم آبمو همون زیر پتو پاشوندم رو خودمون لباساش خیس شده بود یه پارچ آب ریختم روش. دیگه همه حریم ها از بین رفته بود این قضایا چند ماهی طول کشیده بود دیگه من سربازیم تموم شد بود اونم میرفت مدرسه اول دبیرستان هنوز همو میمالوندیم یه بار موقع مالوندن شرتش در اوردم اولین باری بود که کسشو میدیدم سبزه مثه ماه گفتم میخای بخورم تو باغ نبود منم هنوز کس خور قهاری نبودم اصلا بلد نبودم یه بارم بردمش تو حموم اون لخت لخت بود من با شرت هنوز چشش به جال کیر من روشن نشده بود بدنش کف مالی کرده بودم میمالیدم بهش بعد هم از پشت کیرمو از شرتم در اوردم لای کونش کفیش گذاشتم لاکونی کردمش گاهی هم میبردم لای چاش از زیر میزدم به کسش و لاپایی میکردمش آبمو ریختم لای کونش. یه روز با هم دعوامون شد و قهریمون به حدود یکی دو ماه کشید هیچ کدوم حاضر به منت کشی نبودیم بعدشم که آشتی کردیم انگار اون ماجرا ها رو فرامش کرده باشیم به روی هم نمی آوردیم ولی هردمون دلمون می خواست یه بار تو تابستون با هم شوخی میکردیم من یه لیوان آب سرد دستم بود ریختم تو سینش جیقش رفت بالا پارچ آبو برداشت افتاد دنبالم من دویدم تو حیاط شیلنگ باز کردم بیافتم به جونش اون پارچ آب خالی کرد روکمرم گشلنگ گرفتم رو سر تا پاشو خیس کردم اونم چسبید به من سر شیلنگ چرخوند رو من جفتمون شده بودیم موش آبکشیده من از پله ها فرار کردم تو زیر زمین خومون اونم اومد دنبالم وایستادم چسبوندمش به دیوار لبم گذاشتم رو لبش رام شد ساکت شد هر دو آب از همه جامون میچکید پیرنش چسبیده بود به بدنش رنگ نوک پستوناش از زیر لباس معلوم بود اون روز اونم دست کرد تو شرتم کیرمو در آورد بهش نگاه کرد حسابی همو مالوندیمو لاپایی حال کردیم آبم ریختم رو بدنش بعد اون ماجرا تا مدتی دیگه پیش هم لخت میشدیم راحت کیرمو لای کسش میذاشتم ابمو هم میریختم رو شکمش و تا اینکه منو با یکی از دوستای دبیرستانیش دوست کرد بعد من دانشگاه قبول شدم رفتم شهرستان و دیگه اتفاقی بین ما نیفتاد من دیگه شده بود یه آدم لاشی اونم دوست پسر داشت و منم میدونستم ولی همیشه بهش سفارش میکردم که مواظب باشه از پسرا ضربه احساسی نخوره بعد سالها مثه همه خواهر برادری دیگه بودیم به هم حتی نظر نداشتیم البته من همیشه عاشقش موندمو هنوزم هستم و ایده آل ترین دختری است که من میشناسم هم از زیبایی هم اخلاق ولی ادامه این رابطه به نفع هیچ کدوم نبود چون عشقمون به هم بیشتر از هوس بود ولی یه بار دیگه بعد سالهای خیلی زیاد دوباره ما سکس کردیم که باید داستانشو تو یه فرصت دیگه بگم فقط همین قدر بدونید که من ازدواج کرده بودم بعد چند سال طلاق گرفته بودم برای یه مدتی برگشته بودم خونه پدری خواهرم هنوز ازدواج نکرده و با یه دختری از اقوام که اونم مطلقه بود و از شهرستان اومده بود خونه ما ،تو کار لز بودن و واسه من یه خواب mfm دیده بودن خواهرم بعد این همه سال اوپن نبود از کونم به کسی نداده بود به منم نداد فقط دوس داره کسشو بخورن دیگه هردمون اینو بلد بودیم تو این داستان هم من فقط کسشو خوردم و فامیلو گاییدم ولی این داستان هم فقط به علت خوردن کس خواهرم واسم جالبه


    در پایان میخواهم یه نظر بدم در مورد دوستانی که فحاشی میکنند به نظر من کسی که در مورد یه عکس یا داستان حرفی سکسی بزنه و اسم کس و کیرو میاره یه آدمه داغه سکسیه ولی کسی که فحاشی میکنه و توهین ،یه جقی بیچارس که داره زجر میکشه و نصیحت من به اونا اینه که به سکس به عنوان یک ابزار طبیعی که خداوند در بندگان قرار داده نگاه کنند و با احترام و ادب سعی کنن یه پارتنر واسه سکس واسه خودشون پیدا کنن و داستانشم اینجا بزارن.


    نوشته: هومن

  • 20

  • 7




  • نظرات:
    •   مهرناز2
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • من نمیدونم چ بگم والا


    •   اميرمحمد١٩٩٦
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • عالي بود دوست دارم با خود تو خواهرت بيشتر اشناشم


    •   چـشـم سـفـیـد
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • مثلا میخوایی بچه ها رو خام کنی که فحش بارت نکنن؟!
      اونم خواهر واقعیت نبوده که بهش حس پیدا کردی،از مادرت بپرس حتما بهت میگه!


    •   yasin 12
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • کیرم دقیقا داخل اثنی عشرت


    •   reza7073
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • کس نگووووووو لنگو بده بالا


    •   khanom hana
    • 4 سال،6 ماه
      • 3

    • داستانت به کنار اون نصیحت اخرشم به کنار dash1


    •   shahab asemani
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • ﺑﻪ ﺑﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ اخلاقي


    •   pomaxps
    • 4 سال،6 ماه
      • 5

    • اخرهای داستان گفتی دیگه رابطه سکسی نداری ولی مثل اینکه پشیمون شده باشی یهو زن گرفتی چند سال گذشته طلاق دادی خواهرت هنوز اوپن نیست وتو ایندفعه سکس mfm رو برات خواب دیدن اصلا میدونی این مخف چیه ( مرد - زن - مرد) مگه نگفتی فامیلتون زنه وبا خواهرت لز میکنه . منکه شک ندارم داستان واهی هستش وخوشحالم واقعیت نداره .


    •   حمید88
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • کیر تو کون گشاد جلقو تو کونپاره خواهرت را میکنی و از فحش بدت میاد کاش خواهرت را ما میکردیم و فحش هم نمیدادیم کون پاره کوس گو


    •   amintakpar666
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • ولی از الان سکس کنی باهاش از کون میتونیم شاهد کیم کارداشیان ایرانی باشیم


    •   ravani esf
    • 4 سال،6 ماه
      • 2

    • اخه پشمی ما عقده ایم و جق میزنیم یا تو که برای رفع حشرت خارتو گاییدی؟؟؟
      اخه عقده کس تو که نمیتونی کس جور کنی ...خواهرتو میمالونیش پس فطرت کونی؟؟؟؟
      کون پیراشکی ما مثه تو برای لذت خودمون خواهرمونو دستمالی نمیکنیم...حسرتو و عذابم نمیکشیم .چون مثه تو به خواهرمون به چشم وسیله لذت نگاه نمیکنیم....
      رفت تو کونت چلغوز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ smile


    •   shahramx
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • کاره خوبی کردی،اگه غریبه بکنتش میشه کاره درست؟!


    •   shahramx
    • 4 سال،6 ماه
      • 2

    • کاره خوبی کردی،اگه غریبه بکنتش میشه کاره درست؟!


    •   saeedjoon33
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • به نظرم خودارضایی بهتر از سکس با محارمه...!!!!


      چون خیلی میسوزی فحشت نمیدم...دوستان زحمتشو میکشن!!!!


    •   کون کن یک دست
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • عجب عجب
      یعنی از موقعی که گفتی کسش سبزه بود مثله ماه موندم دارم در حیرتم


    •   sahand1224
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • عجب


    •   homan1975
    • 4 سال،6 ماه
      • 2

    • من این داستان یکساعت بعد گذاشتن حذف کردم ولی باز منتشر شد متاسفم.
      ما از این رابطه ضربه نخوردیم الان هم خیلی باهم خوبیم و رابطه فقط خواهر برادری داریم ولی این روابط رو به هیچ کس توصیه نمیکنم چون اگر من سبب بدبختی یا افسردگی خواهرم میشدم حتما خودمو میکشتم و احتمال چنین چیزی مثل ضربه روحی یا افسردگی تو این نوع رابطه هست ولی تا الان هنوز جزو داغ ترین لحظات سکسی عمر منه


    •   hamedasadi2015
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • کس شعر بود نخودم کامل با محارم هم ننویس تخم سگ مادر جاکش


    •   ali mehrana
    • 4 سال،6 ماه
      • 2

    • واقعا خوب بود
      به نظر من خيلي طبيعي و واقعي بود.
      يه كوچولو تجربشو داشتم
      ولي داستان شما عالي و هيجان انگيز بود


    •   اورانیوم ابی
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • عزیزم درچنین روزی ترو به درجه ی قورمساخ دومی ارتقا دادم امیدوارم با خلق خاطرات از خودت و مامانت بادرجه ی رفیع دیوس تمامی بازنشست بشی ...از خدمات شما متش کیرم


    •   saeidkirkoloft1360
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • مادرتوگاییدم که حرومزاده ای مثل توروزایید


    •  
    • 4 سال،6 ماه
      • 2

    • خيلي داستانت قشنگ بود. يه متن سراسر احساسي و زيبا.
      در آخر کـــس نــنــه هر کي که به نويسنده اين داستان فحش بده


    •   siiiiib
    • 4 سال،6 ماه
      • 2

    • جالب بود
      خیس شدم


    •   milad137424
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • فدای خواهرت


    •   bill fish
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • نوش جونت.


    •   ژنرال احسان
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • داداش ی سوال اگه بخوایم بر اساس کامنتت نتیمه گیری کنیم تنه داستانت رو که کیرمونو شق کرد چیکار کنیم؟ اگه تنه رو بچسبیم نتیجه گیری رو کجای دلمون جا بدیم؟فحش نمیدم ولی جان من مردمو به جق زدن ننداز که بعد بتونیم بین اونایی که فحاشی میکنن و نمیکنن تفاوت بزاری. i-m_so_happy میلایکمت


    •   Amir-jun
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • اه حالم ازت بهم میخوره


    •   sha6060
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • dash1


    •   _sepehr_
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • با امید تهرانی موافقم
      اشکالاتی داشت ولی ظریف و به واقعیت نزدیک بود .
      من خودم تو واقعیت سکس با محارم رو دنبال نمیکنم ولی از بکر بودن احساساتش خوشم میاد .
      آفرین .


    •  
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • من فکر میکنم که سن خواهرت رو بیشتر نشون دادی و سعی کردی خودت رو منطقی نشون بدی ولی این اصلا منطقی نبوده بر عکس کسی که داره فحش میده واقعیتی رو بیان میکنه که تو یک آدم بی عرضه و استمنایی و آشفته هستی و این سرخوردگی جنسی که بهش مبتلا شدی رو پشت یک ظاهر موجه مخفی میکنی کونی جان کیرم تو دهنت


    •   javid1977
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • اخه کسخل خودت فهمیدی چه گوهی خوردی یه جا میگی کیرم گرفت باهش بازی کرد باز میگی تا حالا کیرم را ندیده یه جا میگی کسش را خوردم باز میگی کسش را ندیم برو گمشو جلقی کونی تو خر هم بهت پا نمیده چه رسه به خواهر جندت


    •   abtinjoon
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • داستانت به واقعیت نزدیکه ولی دیکه صلاحیت اینو نداری در مورد بچه های سایت اظهار نظر کنی.
      از من به تو نصیحت این مدل خاطرات را تو صندقچه ذهنت نگه دار.جون نه بهت جاه و منزلت میده نه کسی هم بهت حسادت میکنه تازه الگوی شر و خباثت میشی و ناخوداگاه بچه ها یه چیزی میگن.


    •   raminwar
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • بگو کس کش بچه کونی کیر رامین تو کونت دیوث


    •   raminwar
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • از اونجای که این داستانه نه خاطره منم از طرف خودم دوست دارم خواهرتو یه بار دیگه بکنم تا بشه ۱۰۰ بار تورم میدم دسته بچه های مثلا ۲۰ سانتیه شهوانی تا جرت بدن


    •   siyavash98
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • دوست دارم كلي بهت فوش بدم اما حيف كه ارزش فوش خوردنم نداري


    •   TeEnaGeR
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • یعنی این قسمت از داستانت ترکوندم از خنده lol
      ""ولی این داستان هم فقط به علت خوردن کس خواهرم واسم جالبه"" !!! ???


      You fuckin moron, get a fuckin life you wasted fuck


    •   javad_neik57
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • عالی بود خیلی خوشم اومد


    •   ali mehrana
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • منم از ديد زدن خواهرم لذت ميبرم
      ولي وقتي ميبينم يكي ديگه مثلا پسر عمم ديدش ميزنه بيشتر لذت ميبرم.
      خواهرم ٨سال از خودم كوچكتره
      الان ١٦ سالشه
      وقتي خيلي بچه بود ميماليدمش


    •   WoWw
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • :|


    •   بیچاره بدبخت
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • اینجور داستانا یه جریاناتی پشتشون هست.حواستون جمع باشه ملت


    •   mamane man
    • 4 سال،4 ماه
      • None

    • مامانم باسنش هم گندست و هم .کوسش تپله، همیشه بیرون تیپ ساده میپوشه و خیلی خیلی کم آرایش میکنه یا بعضی وقتا اصلا نمیکنه ، ولی چون کوسش تپل وقتی شلوار پارچه اییه ساده هم میپوشه کوسش معلوم میشه و همینطور باسنش ، یه بار باهم تو مترو بودیم خیلی خیلی شلوغ بود نمیشد ادم اصلا تکون بخوره حتی نمیتونستی پاتو تکون بدی یه مرده بغل مامانم بود مامانم با یه دستش دست منو کیفشو گرفته بود با یه دستشم میلرو که نیوفته ، یه مرده کنارش وایساده بود اولا دستشو اتفاقی میزد به کونه مامانم ، مامانم اول حواسش نبود ، یه چند بار که دست زد مامانم فهمید هی میخواست جامونو عوض کنیم ولی اصلا نمیشد تکون خورد ، مرده هم که دید مامانمنمیتونه جاشو عوض کنه و اهل جیغو دادو آبرو ریزی هم نیست دیگه یه کم جرعتش بیشتر شد دیگه فقط دستشو نمیزد یکم هم میمالید ، مامانم هم چون شلوارش پارچه ای بود باسنش قشنگ تو دست میومد ، بع من چون قدم کوتاه بود از پایین میدیدم لبه های کسه مامانم گفتم چون تپله عین همیشه بیرون زده بود مرده هم دستشو برد سمت کس مامانم هی لبه هاشو مالید خطشو میمالید ، مامانم که دیگه دید نمیشه به هیچ عنوان جارو عوض کنیم 5 تا استگاه زود تر از اونجایی که میخاستیم پیاده شدیم


    •   الف_شین
    • 3 سال،10 ماه
      • 0

    • دوستان لطفا همچین داستان هایی رو نخونید اصلا,چون دو حالت بیشتر نداره..یا طرف داره راست میگه ..و اوج بی شرفیشو داره جار میزنه !
      یا داره دروغ میگه !
      و در دو حالت قصدش یه چیزه !
      که خواننده ی این مطلب رو نسبت به این مساعل تحریک کنه..
      ما فرزندان کوروش بزرگیم !
      فرزندان داریوش و بابک خرمدین..
      ما که همه زن های ایران ناموسمون هستن..بعد ناموس های خونی خودمون ؟!!
      زنده باد مردمان پارسی...


    •   ali mehrana
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • Be nazare man vaghyi bud
      Vaghan lezzat bordam makhsusan unjash k gofti khaharet cheshmAsho mibast v harfi nemizad
      Akhe taghriban ye hamchin sexi ba khaharam dashtam manam


    •   احسان۴۰۰۰
    • 3 سال،5 ماه
      • 1

    • منم فک میکنم اینجورداستانها حتما یه جریانی پشتش هست ا


    •   mohamrez
    • 3 سال،3 ماه
      • 0

    • ((آدم)) به یک دختر خانم چهارده ساله نگاه بد میکنه تا چندوقت عذاب وجدان داره اونوقت مگه میشه با خواهر کوچیکتر از خودت اینکار رو انجام بدی بعد بیای برا بقیه هم تعریف کنی؟؟؟؟؟


    •   shaz
    • 1 سال،11 ماه
      • 0

    • رویاها و فانتزی های یک بچه که در خیالات غرق شده معنی و مفهوم کارها و لغات وسکس رو نمیدونه با خودش فقط بازی کرده


    •   moham63300
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • عجبا........


    •   Ehsan7star
    • 1 سال،3 ماه
      • 0

    • پدر و مادرم ک کلاااااا ندارین. الحمدالله. اشرف مخلوقات که میگن اینه هااا


    •   esmaeil123456
    • 1 سال،2 ماه
      • 0

    • دمت گرم عالی بود


    •   behi_evil
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • یه نفر این حجم از کس شعر تو مغزش جا میشه یعنی؟


    •   shaokahn98913
    • 9 ماه
      • 0

    • حس فحش دادان ندارم اما نظرم نظر دوستان است


    •   haamed khan
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • خاک بر سرت


    •   Mobinmr1
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • خواستی الان ما چهارده ساله هارو تحت تاثیر قرار بدی؟
      ما دوسال پیش لذتامونو بردیم داداش?
      بجای چهارده ساله بنویس 10 ساله


    •   ارشام اریایی زبل
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • خوشبختانه متوجه شدم که داستانت واقعی نیست چون خیلی حرفات بهم نمیخوند و دوستان هم اشاراتی کردن ؟بهرحال ادامه نده از کامنتها باید فهمیده باشی


    •   milaad220
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • اوف جوووووون
      من یادمه یبار ب خواهرم ک ب بچش شیر میداد گفتم دوس دارم مزه شیر مادرو بچشم گف یه لیوان بیار برات بدوشم منم مسخره بازیم گل کرد گفتم ن مزش ب اینه ک از سینه هات خودت بنوشم باخنده گف باشه فقد زود قالشو بکنیا میخام برم منم گفتم باشه عزیزم
      خلاصه نوک ممه چپشم بود یادمه ک دقیقا ضربان قلبشو حس میکردم که هی تند تر میشد گذاشتم دهنم شروع ب مکیدن کردم یواش یواش لیسیدم گف خب بسه هی میگف بسه میلاد جان عه با خنده ولی صداش میلرزید منم کامل افتادم رو پستونش با دستم اون یکیشم دراوردم کردم دهنم یهو گف خیلی عوضیی اخ اخ بسه دیگ حالم بد شد همون شد ازون موقع 5سال میگذره و دیگ حتی بروی همم نیاوردیم.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو