داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

مالیدن کون در بازار

1399/07/02

با سلام
خاطره ای که میخام براتون بنویسم داستان سکسی نیست و فقط یک خاطره هست که برام اتفاق افتاد.
سال 98 بود. من همیشه بعداظهر به بهانه دید زدن زن های توی خیابون راهی خیابون های شهر میشدم. زن هایی رو که کون های بزرگی دارن و وقتی راه میرن کونشون میرقصه، از همه بیشتر دوست دارم و دلم میخاد وقتی راه میرن دستمو بذارم روی کونشون و همینجور که راه میرم اونا رو بمالم. من عاشق کونم. یک زن سکسیه وقتی کون سکسی ای داشته باشه.
بریم سراغ اتفاقی که برام افتاد.
گوشی موبایلم شارژ شده بود. هوا سرد بود. بدون کاپشن خیلی سرد نبود و میشد اون رو سمت ظهر نپوشید. از عمد کاپشنمو برمیداشتم که بتونم اگه فرصتش بود کیرمو دربیارم و روی کون کسی بمالم. از خونه زدم بیرون. همه اش در فکر این بودم که یکی پیدا بشه که بتونم مخشو بزنم و یا دستمالیش کنم و یا کیرمو بهش بمالم.
وارد یکی از خیابونای شلوغ شهر شدم. یادمه نزدیک های ساعت 10 صبح بود. خیابون بسیار شلوغ بود. به محض اینکه وارد شدم چشمم افتاد به جوونی که پشت سر یک خانوم داشت راه میرفت و نظرمو جلب کرد. اون جوون هراز گاهی میرفت پشت خانومه و دوباره مسیرشو عوض میکرد و همینکارو تکرار می کرد تا اینکه به سرعت خودمو نزدیک کردم و دیدم که میاد دستشو میزنه به کون زنه و برمیگرده.
از زنه براتون بگم. اول صورتشو ندیدم. چادری بود. چادرش روی شونه اش افتاده بود ولی انقدر کون بزرگی داشت که با چادر هم مانع لرزیدن و تکون خوردنش نشده بود. بعدا که چهره اش رو دیدم یه چهره آرایش کرده سکسی که سن اون تقریبا بین 30 تا 35 بود. وقتی دیدم اون پسر اینکارو کرد منم جرات کردم و یکبار دستم رو زدم به کون اون خانوم که داشت با تلفنش صحبت میکرد که عکس العملی ندیدم. اون پسر بعد از من یک بار اونکارو کرد و به سمت دیگ خیابون رفت.
من همچنان پشت سر خانوم راه افتاده بودم و دستم رو میزدم به کونش. حتی یکبار انقد شلوغ شد که قشنگ چسبیده بودم بهش و دستمو قشنگ گذاشتم رو کپل کونش که از لذت داشت آبم از خایه هام میپاشید بیرون. ناگهان برگشت سمت من یه نگاه کرد که ترسیدم ولی چیزی نگفت و به راهش ادامه داد. من تقریبا مسیری که 20 دقیقه طول می کشید رو پشت سرش رفتم و دستم روی کونش میذاشتم و اون هیچ اعتراضی نمیکرد. استرس داشتم که کسی دستم رو نبینه. ولی وقتی دستمو میذاشتم که شلوغ میشد و هم اینکه کاپشنم به شرایط کمک میکرد.
انتهای خیابون وارد یک بازار قدیمی شد که از داخل خیابون هم شلوغ تر بود.
منم باهاش وارد شدم.
جلوی یک مغازه ایستاد که خیلی شلوغ بود و زن های زیادی اونجا بودن. عرض راهروی اون بازار شاید 2 تا 2.5 متر باشه. منم رفتم پشت سرش. اول دستمو گذاشتم رو کونش و اون همچنان داشت با موبایلش حرف میزد. برگشت یه نگاه کرد و دوباره به حرف زدن ادامه داد. موقعیت خوبی بود. نورپردازی داخل بازار هم جوری بود که زیاد داخل راهرو دید نداشت. زیپ شلوارمو کشیدم پایین و کاپشنم رو جوری گرفتم که مشخص نباشه. از پشت کیرمو به کونش چسبوندم. خیلی ریسک بالایی بود ولی شهوت جلوی چشامو گرفته بود و دلو زدم به دریا. هر آن ممکن بود کسی من رو ببینه. ولی اون زن جوری وایستاده بود و جوری بیخیال بود که همه فکر میکردن من با اونم و قشنگ بهش چسبیدم و کیرم رو میکشیدم روی کپل های کونش. مانتو داشت و ساپورت پوشیده بود ولی چادر هم داشت. کیرم رو دستم گرفته بودم و میمالیدم به کونش. اون هیچی نمیگفت. توو همون شلوغی وایستاده بود. ایندفعه چادرشو دادم بالا و مانتوشم یکم دادم بالا و کیرمو گذاشتم لای کونش. یکم کیرمو لای کونش گذاشتم و تکون میدادمش. خیلی نرم بوددد. وای لذت بخش ترین کار دنیا بود. حتی از سکس هم لذت بخش تر. داشت آبم میومد که زنه راه افتاد توو بازار و ضد حال بدی خوردم. رفت توی یه مغازه و من منتظر شدم برگرده. وقتی برگشت دیگ با موبایلش صحبت نمیکرد. دوباره رفتم پشت سرش. دستمو گذاشتم رو کونش. یکم مالیدم ولی برگشت یه جوری نگام کرد. دوباره که دنبالش افتادم وایستاد و دیگ نذاشت دستمو بذارم رو کونش و ضد حالی بدی خوردم. بعدشم از بازار اومد بیرون تاکسی گرفت و رفت.
ولی لذت بخش ترین اتفاقی بود که افتاد.
منم با اون حس کیری که آبم نیومده بود راه افتادم توو خیابون و رفتم توو یه کوچه ی خلوت و جق زدم به یادش و خودمو خالی کردم.

ببخشید اگه طولانی شد.
داستانم واقعی بود.
از این داستان های واقعی زیاد دارم.
اگر دوست داشتید و فحش نداد براتون میفرستم.
ممنون از تایمی که گذاشتید و خاطره ام رو خوندید.

نوشته: پسر مخفی


👍 9
👎 34
23400 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

918965
2020-09-23 13:23:09 +0330 +0330

واقعی یا افسانه ای بهر حال خاک تو سرت ، یعنی هیچ غلطی از این کار پست تر نمیشه

7 ❤️

918889
2020-09-23 13:23:18 +0330 +0330

کم بزن همیشه داداچ
داستانت یا همون کستانت خیلی شخمی بود کم فیلم ببین ناموسن

5 ❤️

918970
2020-09-23 13:23:27 +0330 +0330

حیف ناسزا که‌ به امثال تو بگیم.

5 ❤️

918898
2020-09-23 13:23:55 +0330 +0330

کاره زشتیه

4 ❤️

918922
2020-09-23 13:24:03 +0330 +0330

یه سوال اقای ماله کش کسی از پشت به تو نچسبیده احیانا ؟

7 ❤️

919037
2020-09-23 13:24:37 +0330 +0330

جدا عصبانیم از نویسنده های خوب سایت…

شاه ایکس عزیز، وقتی تو نمی نویسی،
وقتی لاولی گیرل خانم درگیر نی نی کوچولوش شده و نیست،
وقتی که خبری از دلاروس نیست
وقتی که نویسنده های خوب سایت، دست به قلم نمیشن…
وقتی که …

خب معلومه که یه مشت بچه جغی کون نشور که تازه دودولشون رو توی شورتشون کشف کردن، میشن داستان نویس و خاطره گو و فانتزی پرداز…
و فقط فحش میخورن و ما رو از خوندن پشیمون میکنن…
داستانای امشب دیگه اوج فاجعه بود و این داستان از همشون داغون تر

7 ❤️

918870
2020-09-23 13:24:44 +0330 +0330

خاطره ای که میخام براتون بگم داستان سکسی نیست
خب دوست عزیز پس بیخود میکنی برای بخش داستان سکسی ارسالش کردی! تاپیک رو واسه همین چیزا گذاشتن! دیس


919033
2020-09-23 13:24:58 +0330 +0330

خخخخ… تو بازار تو روز روشن کیرتو در اوردی، چادرشو دادی بالا، مانتوشم دادی بالا، خب شلوار و شورتشم می کشیدی پایین دیگه. تو که دروغو میگی خب کاملش کن کی به کیه

5 ❤️

918979
2020-09-23 13:25:30 +0330 +0330

از فانتزی های یک جوان ایرانی
بزرگترین لذت های دنیا رو ، درانگشت کردن کون طاقچه زن چادری میدونه و کلی هم از این واقعه خر کیف میشه و میره تو کوچه مردم جق هم میزنه !!
بِینوعا سوخالار …


919001
2020-09-23 13:25:34 +0330 +0330

یه عده حیوون گرسنه ریختن تو خیابونا اسم خودشونم گذاشتن آدم

8 ❤️

918907
2020-09-23 13:27:27 +0330 +0330

#مریض_جنسی
#حضرت_حشر


919058
2020-09-23 13:41:21 +0330 +0330

خنده داش

1 ❤️

919049
2020-09-23 14:45:22 +0330 +0330

کسنوشته: مادرجنننددددده ؛ بیمار جنسییی؛ بیناموس خواهرمادر خود انت هم باشه؛ خوشتمیاد؛ 👿

4 ❤️

919092
2020-09-23 15:00:53 +0330 +0330

لایک، هرچند کارت درست نیست. ولی خب یکی از فانتزی های یسری ادم مریض من جمله خودم مالوندن هست… خیلی میچسبه… هیجان بالایی داره و این دلچسبه… ولی بازم میگم اصلا کار درستی نیست…و نوعی تجاوز هست که مدتها اثر سوء خودش رو روی قربانی باقی میگذاره

0 ❤️

919090
2020-09-23 15:10:52 +0330 +0330

کسکل

0 ❤️

919126
2020-09-23 18:50:22 +0330 +0330

تو بازار شلوغ چادر زنه رو دادی بالا و فلانت رو گذاشتی داخل گونش… فقط ۲۰ دقیقه تمام به توهمت خندیدم

1 ❤️

919127
2020-09-23 18:58:02 +0330 +0330

داداش کمتر سوپر چینی ببین مخصوصا از اینا که تو اتوبوس میگایین
دوما به کار شما تجاوز میگن یعنی مشکل داری وحتما باید بیری دکتر
چادر دادی بالا مانتو دادی بالا لنگاشو دادی بالا داغی کونشو حس کردی اون با موبایل در حال حرکت بود ن وجدانن چطوری؟همون فیلم چینی نبینی مشکلت حل میشه

1 ❤️

919129
2020-09-23 19:24:26 +0330 +0330

واقعا لیاقت فحش هم نداری

2 ❤️

919133
2020-09-23 19:54:42 +0330 +0330

شمارشو میگرفتی😁

0 ❤️

918919
2020-09-23 22:11:28 +0330 +0330

ن واقعا چرا داستان های فیلم های پورن رو به عنوان داستان های سکسی که خودت تجربه کردی مینویسی.
بابا آدم تو اتاق خواب اینقدر راحت نیس که تو تو بازار هستی به خدا

5 ❤️

918998
2020-09-23 22:12:06 +0330 +0330

بابا مأمور مخفی
چرا این همه جنـده کف کیر تو خیابونا ما ندیدیم !!!
عزیز من فانتزیتو واقعی معرفی نکن !
شما برای جامعه خطرناکید !
میگن پسرا کیر به دست میرن تو خیابون اغراق نیست !
میدونم تو این کارو نکردی و فانتزیته. ولی ایران پره از مرد و پسرای کیر بدست تو خیابونا که خدا خرما نمیکنن !
ولی مغزت خیلی خرابه
بیمار جنسی میشی‌ها.
سعی کن خودتو درمان کنی

5 ❤️

918906
2020-09-23 22:12:13 +0330 +0330

وسط بازار چادر رو دادی بالا…مانتوشم دادی بالا …اونم وایساده بود…ملت چی…کص کردی ما رو

6 ❤️

919150
2020-09-23 22:33:37 +0330 +0330

واسه منم زیاد پیش اومده.خیلی حال میده

0 ❤️

918935
2020-09-23 23:36:50 +0330 +0330

بهرحال همه دلشون میخواد بمالن ولی بحث ابرو در میونه فکرشو بکن یه سیلی تو وسط خیابون بخوری … …البته کون جالب نیس اگه چن بار بکنی میفهمی فقط تبلیغاته بوی گوه میخوره به بینیت از زندگی بیزار میشی …عزیزم از کص بکن تو چشاش زل بزن و عشق بازی کن

5 ❤️

919228
2020-09-24 01:52:32 +0330 +0330

سلام من خیلی این کار کردم انقدری که چادری ها رو مالیدم مانتوی ها نمالوندم خیلی حال میده

0 ❤️

918959
2020-09-24 01:55:29 +0330 +0330

یک مریض اجتماعی بدبخت ذلیل


918948
2020-09-24 01:56:29 +0330 +0330

دوستان زیر 18 سال گول این چرندیات رو نخورید تو خیابون به زنای مردم نمالید یه جیغ بزنن صد نفر میریزن مثل سگ میزننتون بعد هم به پلیس زنگ میزنن اونا میان چوب تو کونتون میکنن شب تو بازداشتگاه به لاتای محل کون میدین بعدشم چند ماه تو زندان به لاتای غریبه!! این اخر مریض بودن و کثافت بودنه ادم باشید…


918993
2020-09-24 01:57:03 +0330 +0330

چرت

این جمله رو خوندم و دیگه ادامه ندادم:
میشد اون رو سمت ظهر نپوشید
اولش ترکیدم از خنده، بعدش هم دلم برات سوخت که جق تو رو به این روز افتاده که اینقدر فکرت کثیف و آشغالیه. یعنی فکر کن تمام بچه‌های شهوانی هر روز توی خیابون مادر و خواهر و حتی برادر و دختر و پسرت رو دستمالی بکنند و انگشت تو کونشون بکنند. تف به غیرتت. شاشیدم به نامرد‌های روزگار.

ها کـُ‌کا


919018
2020-09-24 02:27:36 +0330 +0330

کسششششعععرررررر. من یه بار توی شلوغی مترو اتفاقی چسبیدم به یه دختره وقتی دختره نگاهم کرد آبببب شدم از خجالت. کسکش تو توی پاساژ کیرتو دراوردی مانتو چادر رو دادی بالا؟ تخیل یه جق انقدر کسشعر نمیشه

4 ❤️

919283
2020-09-24 10:58:15 +0330 +0330

کی نسل این مریضای روانی تموم میشه ؟؟؟؟ واقعا ادم مریض و ذهن کثیفی داری

2 ❤️

919285
2020-09-24 11:39:54 +0330 +0330

چقد جای داستانای لاولی گرل خالیه
ps:کیرم تو داستانت جقی

2 ❤️

919309
2020-09-24 14:50:37 +0330 +0330

نگو خاطره.بگو خوابیده بودم خواب دیدم.
تو بازار تو روز روشن چادرش و مانتوش رو دادی بالا ؟؟؟؟ واقعا که

3 ❤️

919334
2020-09-24 16:40:06 +0330 +0330

مملکت که دستشویی نداشته باشه امثال این بیشرف بی ناموس راه میفتن توی هر کوچه و خیابونی که بتونن میرینن

2 ❤️

919373
2020-09-24 21:27:53 +0330 +0330

ای بیمار

2 ❤️

919554
2020-09-25 12:39:09 +0330 +0330

فکر کنم گیر بیوفتی بیچاره بشی😉😉

2 ❤️

919617
2020-09-25 22:55:35 +0330 +0330

واقعاً از یه آدم جقی هم جز این انتظاری نیست 😕 😬 😬 خداییش بااین همه وفور نعمت این کارها فقط یا از یه بیمار روانی برمیاد یا یه آدمی که احدی اونو آدم حساب نمیکنه

0 ❤️

924152
2020-10-14 14:51:26 +0330 +0330

لامصب من خودم اینکارم. چطور هم چادرش و هم مانتوش رو با هم کشیدی بالا و هیچکس هم کیرش نبود تو چه گهی داری اونجا میخوری؟؟؟؟

0 ❤️







Top Bottom