مامان در شب

    1398/3/27

    سلام . علی هستم ، ۱۹ سالمه . خانواده ام ۴ نفره است . پدر و مادرم و برادرم که ۲۶ ساله هست .
    مادرم ( مریم ) ۴۶ سالشه ‌ . یک زن سفید پوست با موهای قهوه ای . سینه های سایز ۷۵ و یک کون پهن و برجسته . و چهره بسیار زیبایی داره .
    مادرم همیشه در خونه راحت می گرده . بیشتر اوقات در تابستون با شورت و تاپ یا یک ماکسی تا زیر کونش هست . گاهی اوقات زیر ماکسی شورت نمی پوشه.
    من از اونجایی که مادرم همیشه پیش من راحت بود اصلا بهش حس جنسی نداشتم ولی یکبار طبقه ی بالا بودم و وقتی اومدم پایین دیدم مادرم جلوی جا کفشی خم شده تا کفش ها رو جابجا کنه و از اونجایی که ماکسی کوتاه بود و زیرش شورت نداشت کوسش معلوم شده بود و داششم دیوانه می شدم . اون موقع ۱۶ سالم بود .
    کوسش بدون مو بود...
    خلاصه گذشت ... از اونجایی که پدرم به مادرم خیانت می کرد و مادرم اینو فهمیده بود رابطه ی اونها خیلی خراب شده بود . و مادرم اگر مدرک داشت حتما طلاق می گرفت . وضع مالی خیلی خوبی داریم و بیشتر ملک ها به نام مادرم هست .
    هر روز رابطه ی مادر و پدرم بدتر می شد .


    یکروز صبح از خواب بلند شدم که دیدم مادرم کنارم دراز کشیده و با یک ماکسی قهوه ای تا روی کونش هست با یک شورت سبز . ( پشت شورتش باز بود با نوار هایی هم رنگ شورت تیکه تیکه اونجا رو بسته بودن )
    منم که دیدم مادرم به پخلو خوابیده و پشتش به منه . گفتم یکم شیطونی کنم و بعد آروم از پشت چسبیده ام بهش . اونم یک تکونی خورد . کیرم شق شده بود و به کونش فشار می آورد . یهو پاهاش رو باز کرد و دستش رو آورد پشت و کیرم رو از توی شلوارکم در آورد و گذاشت لای پاهاش بعد پاهاش رو بست . انگار منتظر بود من تلمبه بزنم ولی خبری نبود . خودش آروم پاهاش رو فشار داد بعد دوباره پاهاش رو باز کرد و دستش رو با آب دهن خیس کرد و به کرم مالوند بعد دوباره پاهاش رو بهم جفت کرد کیرم اون بین گیر افتاد بعد دستش رو گذاشت روی کونم و شروع کرد به عقب و جلو کردن کونم .‌ آروم بهم گفت : بدو دیگه ... تلمبه بزن ، اگر خوب بود جاهای بهتر بهت می دم .
    منم شروع کردم به تلمبه زدن کیرم لای پاهاش داشت خفه میشد . یه ۲ یا ۳ دقیقه گذشت که صدای پا اومد و اونم با دستش بهم فهموند وایستا . بابام اومد داخل و گفت : مریم تو چرا اینجا خوابیدی ؟
    راستش اینکه بابام جلوم بود و کیرم زیر پتو و لای پای مادرم هست بهم لذت می داد.
    مریم گفت : اومدم پیش پسرم بخوابم مشکلی هست .
    بعد پاهاش رو به هم فشار داد و با دستش سر کیرم رو گرفت که آبم توی دستش خالی شد .
    وقتی پدرم رفت ، مریم پاهاش رو از هم باز کرد و کیرم آزاد شد بعد دستش رو که توش پر آب بود برد سمت دهنش و کل آب رو خورد .
    گفت : عزیزم ، چی درست کردی ؟
    (کیرم ۱۵ سانت هست )
    آروم رفتم سمتش و گفتم : هرچی هست برای شماست
    اونم خندید و لبش رو گذاشت روی لبم منم خودم رو انداختم روش و حسابی لب گرفتیم .
    همینجور گذشت تا شب که موقع خواب مریم اومد پیشم و گفت : صبر کن تا فردا شب پدرت بره کوه ، حسابی بهت کوس میدم
    ولی برای من تا فردا شب سخت بود .
    هر کاری کردم تا بخوابم نشد . ساعت حدودا ۲ بود که بلند شدم و آروم رفتم پ
    توی اتاق مریم . سریع لخت شدم و رفتم بالای سر مریم و با دستام کوسش رو گرفتم . یکم تکون خورد و یهو از خواب پرید آروم گفت : علی نه .
    ولی دیر شده بود من شروع کردم به لب گرفتن .
    همزمان شورتش رو درآوردم و یک پاش رو آویزون کردم به سمت پایین و شروع کردم به خوردن کوسش . سعی می کردم خیلی سریع اینکار رو انجام بدم . بعد از یک دقیقه موهام رو کشیدو گفت : بریم که باهات کار دارم . شورتش رو گرفت و بعد کیرم رو توی دستش جا داد و راه افتاد به سمت اتاق من ‌ ‌ .
    در رو بست و خودش رو انداخت روی تخت . منم سریع رفتم سراغ خوردن کوسش . همزمان انگشت هم می کردم . اونم دراز کشیده بود و فقط از ته گلوش که انگار اون صدا از ته چاه میاد ، ناله می کرد .
    آروم شده بود . و ریز می خندید . منم پاهاش رو گرفتم و شروع کردم به خوردن انگشتاش و پاهاش . مچ پاش رو می بوسیدم و می لیسیدم . همینجور ساق و مخصوصا رون هاش . تاپش رو درآوردم و افتادم به جون سینه هاش نوکش رو می لیسیدم و می خوردم گاهی اوقات یک کوچولو هم گاز می گرفتم . یعو پرید روی زمین و کیرم رو تا جایی که می تونست کرد توی دهنش .... عالی ساک می زد . دهنش وحشتناک داغ بود .
    منم که ‌کوسش رو می خواستم بلندش کردم و انداختمش روی تخت بعد کیرم رو گذاشتم جلوی کوسش و شروع کردم به تلمبه زدن . آروم ناله می کرد و پشتم رو چنگ می زد ولی من همه ی تمرکزم روی تلمبه هام و فضای گرم توی کوسش بود . شلپ شلوپ صدا می داد . منم گردن مریم رو می خوردم و سینه هاش رو چنگ میزدم .
    بعد از ده دقیقه آروم مریم تکون خورد و شل شد فهمی دم ارضه شده . بعد نشستم زیرش و اون روی من ولو شده بود و منم تلمبه می زدم تا اینکه آبم رو همون تو خالی کردم‌ و تا صبح توی بقل هم خوابیدیم .
    فرداش مادرم رو از کون کردم ... اگه دوست داشتین بگید تا تعرف کنم .


    نوشته: علی

  • 15

  • 70




  • نظرات:
    •   mehrshad_kh
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • کسشرررررر


    •   Ares.1
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • محارم نمیخونم ، نظر هم نمیدم
      اما ننویس با این موضوعات


    •   Matinisf
    • 3 ماه،4 هفته
      • 7

    • پسری که مادرش کونش می‌گذاشت!!!!!!!!!


    •   mahdi@milf
    • 3 ماه،4 هفته
      • 12

    • من تا حالا کوس نکردم. شورت هم نمیپوشم. به پخلو هم نمیخوابم. ارضه هم نشدم تا حالا.


    •   VIDCO
    • 3 ماه،4 هفته
      • 3

    • ماکسی ندیده کله پوک
      بسی خندیدم با داستانت


      در ضمن واسه شومبولانت یه کپسول اکسیژن بخر که تو سکس کم نیاره


      خخخخخ


      پشم نزاشتی واسم


    •   Adtenos35
    • 3 ماه،4 هفته
      • 13

    • سامان لعنتی ،میدونم میایی اینجا
      این پول دستی که بهت دادن را بیار بده
      اون فلش ،بنده خدا را هم بیار
      عینک آفتابی منم که گرفتی واسه خودت ،سگ تو ضرر ،ولی پولو مردمو بیار ،ما را شرمنده مردم نکن.


    •   Ahvaz65
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • تف تو ذات کثیفت نجس


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • اشغال کثافت روانی حرومزاده بی پدر مادر


    •   lorn05
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • شاشیدم تو این مملکت


    •   خرس.وحشی
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • پسر مگه مجبوری بنویسی
      کم کس بگو بردار


    •   PesarHashary
    • 3 ماه،4 هفته
      • 4

    • همین اول ??????
      آخرش تابلو بود حال خودت از کسشعرات بد شده بدبخت گلنار ندیده.
      با همین فرمون به گا بری موفق تری


    •   Emperatoorxxx
    • 3 ماه،4 هفته
      • 4

    • وااااای
      حالم بده
      احساس بدی دارم
      خیلی به شعورم توهین شده با این داستان


    •   کیر.کلفت.کرمان
    • 3 ماه،4 هفته
      • 3

    • ای کیر مریم در کونت با این داستان کسشریت جقی
      تا نصفه خوندم فهمیدم مجلوقی دیگه نخوندم بچه جون


    •   Neshane21
    • 3 ماه،4 هفته
      • 7

    • یه حسی بهم میگه تو باید همون بوسه ی کوتاه تشکر از قورمه سبزی میموندی!


    •   Hacker_crazy
    • 3 ماه،4 هفته
      • 3

    • فک کنم وسطایه داستان کسشرت ابت اومده مالیدی به تهش


    •   سیاوشXXL
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • نه دیگه خیلی با داستانت حال کردم بقیه شو تعریف نکن لطفا .!


    •   ARYA52
    • 3 ماه،4 هفته
      • 9

    • سامان دیگه وضعت خیلی خراب شده
      اول پونصد تومن پول
      بعد فلش
      بعد گاز پیک نیک
      الان هم عینک آفتابی؟؟
      همین جوری پیش بره چند روز دیگه خبر دزدیدن چیپس و پفک میاد ازت
      داستان محارم نمیخونم ولی برای خالی نبودن عریضه سگ تو روحت مردک پلشت و روانی


      نه_به_محارم


    •   hossein.bokon.mash
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • کیرم تو جق زدنای زیادت به معنای واقعی کلمه


    •   ashkaanm
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • قانتزی .!


    •   adelbozorg
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • مطمئنی بابات به مادرت خیانت میکرد؟؟


    •   Mn13482000
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • آخه عوضی این چیه نوشتی؟مادر؟با تو چکار میشه کرد؟زالو عوضی


    •   koon_dooost2
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • جان جدّت ننویس (dash)


    •   Hiva0031
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • ریدی ی ی ی و آب قطعه.


    •   Hellboy7476
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • کس نگو زن


    •   yavashaki20
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • چرا فلش این بنده خدارو نمیدی خب


    •   general_bu
    • 3 ماه،4 هفته
      • 3

    • مادرتو نکن ، زشته ، بده ما بکنیمش


    •   F....y
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • جنفگ کوس مغز


    •   کسلیس@بزرگ
    • 3 ماه،4 هفته
      • 2

    • ای پیش پیش تو داستانت


    •   osdosdosdosdosd
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • نه دیگه کردن کون مامانت رو تعربف نکن جقی دیسلایک


    •   @آروین
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • تعریف کن دیگه تو که چرندیات نوشتی بازم بنویس خخخخخخخ


    •   nima2360
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • به نظر خالی بندی میاد


    •   Meh-Meh
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • پسری که بفهمه تو نوزده سالگی ماکسی چیه تا کجاست و باید به روش های ممکن و غیرممکن نمود
      جقی کثافت روان پریش


    •   ssonna
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • این که سناریوی یه مرحله از بازی فمیلی گیم بود شیطون (biggrin)


    •   ssonna
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • یا ابررررررفرررررررزززززز "دیسکلایک " چیهههههههه؟!!!!!
      میخواین بنویسین دی وی دی لایک یا فلاپی لایک (rolling) (dash)


    •   phucksf
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • عاااااااااااااااااااااالی بود فقط کاش ادامه میدادی


    •   poshol
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • ولی دیر شده بود ! من شروع کردم به لب گرفتن !!!!!!?


    •   at.brz.pv
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • قشنگ معلومه داری جق میزنی اخرش تمرکزت بهم ریخت کسشعر میبافتی (dash) (dash)


    •   Zahra.St
    • 3 ماه،4 هفته
      • 4

    • امثال شما که چنین کارایی میکنید، همون حاصله کاندوم پاره شده‌‌اید...


    •   Sepidarsal
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • علی پدرسگ چقد هرزه شدی


    •   Omid.znt
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • کسخول تخیل هم حدی داره


    •   shahvanii139797
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • کیرم تو بچگیات چقدر جقی زیاد شده تو سایت


    •   J.khalse
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • کس مغز از تو مغز مجلوقت این کس شهر هارو تحویل ما نده (dash)


    •   LustLove
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • نکته 1 : ماکسی نام لباس زنانۀ یکسرۀ بلندی است که پیراهن آن متصل به دامنی بلند و گاهاً چاک‌دار می‌باشد!... (dash)
      نکته 2 : با توجه به رفتار و اوضاع و احوالِ مشمئزکننده «مامانت»، نمیشه نام رفتار «بابات» رو خیانت گذاشت و باید کاملاً بهش حق بدیم بنده خدا رو!... (ok)
      نکته 3 : (wanking) (erection) (wanking)


    •   BangBangBang
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • کس مامانی رو که بدون شرت جلوی پسر ۱۶ ساله تو خونه می گرده رو. باید به روش سامورایی کرد
      عالی بود داستان گاییدن کونشم بذار


    •   Plasman
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • ماکسی تا زیر کون مرزهای فشن و مُد رو کیلومترها جابجا کرد.
      ماکسی تا مچ پا بلنده.
      بعد ماکسی رو دیگه نخوندم.


    •   eyval123412341234
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • اون جمله هه هست میگه ز گهواره تا گور دانش بجوی؟ این داستان یادآوری زنده ی این جمله اس! چرا؟! با خوندن این داستان من یاد گرفتم که ماکسی کوتاه هم میشه! ببین؟! اگه الان این داستانو نخونده بودم نمیدونستم! راستی؟ شبها کوه می‌رن؟ کوه اینجا استعاره از چیه استاد؟ (hypnotized)


    •   sornairani18
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • من الان 19 سالمه بعد تو تو 16 سالگی اینقد خوب کردی جقی کس ندیده


    •   badboy2709
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • نظر شما چیه؟اول کیر تموم بچه‌های شهوانی تو کونت سامان کلاس کلاهبردار هارو نیار پایین با این آفتابه دزدیت دوما چقدر خواننده کسشعرهای شهوانی زیاد شده بابا بذارید منتشر بشه ماشالا به شما


    •   rastin2769
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • ? واقعا کس خل


    •   blue_rose
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • کیری ترین داستانه موجود!


    •   arash1375.shz
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • فقط میتونم بگم کیرم توی تخیلاتت


    •   vahooman
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • فکر میکردم مادرت سرخپوسته خوب شد گفتی


    •   Mf30
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • کیری که برا مادرت شق شه نباشه بهتره.


    •   irport021
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • کسشعر نکو گوزو ماکسی کل پارو میپوشونه حیف از اون مادر که تورو بزرگ کرده


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • خاک تو سرت


    •   befro66
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • اخه کونی تابستون و پتو رو انداختی بودین رو خودتون سرت تو کونت


    •   Annahita
    • 3 ماه،4 هفته
      • 1

    • من میخوام بدونم کدوم احمقی مامانشو به اسم صدا میزنه؟


    •   Hooman.esf.60
    • 3 ماه،4 هفته
      • 0

    • تعریف نکن
      تعارف کن


    •   Pedram900
    • 3 ماه،3 هفته
      • 2

    • به زبون کوردی
      کیرمه کوس دات


    •   meysam7917
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • :/


    •   1122focker
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • ای کیرم تو اون ماکسی، کی؟ ماکسی، کجا؟ ماکسی،
      ماکسی، ماکسی


    •   sexi...porn
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • نمیخواد دیگه مادرتوبکنی گناه ش زیاده بده ما بکنیم که خودت جهنمی نشی حرومزاده


    •   ali_hamidi
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • سامان جان!!
      پول اين بدبختو بده ديگه!!
      عي بابا!!!


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • از یه بابای گاو یه توله پلشت مث تو بوجود میاد
      بابای الدنگت اومد تو در نزد !!!؟؟؟
      همین کارها رو کرده که بچش گاو شده


      فقط موندم اونایی که لایک کردن واقعا از چی این چرندیات خوششون اومده


    •   داریوشم
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • خب خوبه خداروشکر،ایشالا بچه که بدنیا اومد بهت میگه باباداداش!


    •   omidario
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • نمی خواد بگی خفه شو بی شعور


    •   0338Black
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • نظر شما چیه؟بیار ماهم بکنیم


    •   30parham30
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • بده منم بکنم


    •   Saman2o
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • پسرم مامانت جندس میدونم ایکاش کاندوم میکشیدم ماکسی رو شیاف کون تو کونت بعد برو به خر بده (dash)


    •   Aamirhosn@gmail.com
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • کون میدی بیام جفدتونو بکنم


    •   khaaj
    • 3 ماه،3 هفته
      • 1

    • همینجور تخمی تخمی مامانتو کردی !
      عجججب ! (dash)


    •   Mola123456789
    • 3 ماه،3 هفته
      • 0

    • شماره مامانتو بده بیام بکنمش


    •   Mohammad_mhm3
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • کسکش خر


    •   badman.pir
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • خاک بر سرت که فرق ماکسی و مینی را نمیدونی .همون اول معلوم شد نویسنده چه ناشی هست


    •   afshin00980098
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • فکر کنم تو خروسی


    •   Zoomreverse
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کسکش اون فقط بابای جاکشت نیس که خیانتکاره مطمئن باش ننت پیش دستی کرده و لیز خورده زیر کیر اوباش محلتون


    •   pasha061
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • بقوله یکی از دوستام میگه من بازیر پیراهن کناره مادرم راه نمیرم خجالت میکشم اینا چجوری ازخودشون همچین داستانای درست میکنن


    •   DAVOOD6545
    • 4 روز،18 ساعت
      • 0

    • کونی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو