مامان زهرا و مامان زینب (۱)

    سلام اسم من امیره 19 سالمه و ساکن تهرانم
    داستان مال وقتیه که اول دبیرستان بودم اون موقع یه رفیق داشتم که اسمش مهرداد بود ما باهم صمیمی بودیم و خیلی راحت تا جایی که واسه هم دیگه ساک میزدیم و اونم پستونمو می مالوند و میک میزد آخه من یزره چاقم و پستونام درشته البته من خیلی لذت میبرم از این که ینفر پستونامو لیس بزنه ........


    خلاصه منو مهرداد همیشه دنبال جا و مکان برای گی بودیم وقتی میرفتم خونه ی همدیگه به مامانمون خیلی نگاه میکردیم ، خصوصا من به پستونای زینب خانوم مامان مهرداد علاقه زیادی داشتم البته ، مهردادم نامردی نمیکردم وقتی میومد خونمون با چشاش مامان زهرا مو می خورد یجورایی جفتمون قضیه رو میدونستیم ولی به روی هم نمی یاوردیم ولی من بی غیرت هم بودم تا جایی که تو فیسبوک در مورد مامانم چت میکردم و از اندامش واسه مردای غریبه میگفتم از پستوناش از کونش از .......... و خیلیم به این کار معتاد بودم ، داستان از اونجایی شروع شد که ........


    بهمن ماه بود و داشتیم واسه هم دیگه ساک میزدیم و گوشیه من تو دستای مهرداد بود و کیر مهرداد تو دهن من ، داشتم سر کیر مهرداد و میک میزدم و حسابی داشتم حال میکردم بعضی وقتا تخماشو می خوردم
    کیرش حسابی خیس شده بود که بهش گفتم کیرتو بزار لا پستونام اون که از خدا خواسته گفت چششششششم عششششششقم
    داشت کیرشو لاپستونام بالا پایین میکرد که دیدم صدای فیلم سوپری که داشت با گوشیم نگاه میکرد قطع شد
    _مهرداد چرا از فیلم اومدی بیرون
    _امیر می خوام صدای شالپو شلوپ پستوناتو بشنوم
    منم باور کردم داشتم تو عالم خودم حال میکردم که یه دفعه مهرداد گفت


    _هی امیر عجب بی غیرتی هستیا ، آمار پستونا و کون مامانتو تو فیسبوک به اینو اون میدی ولی خودمونیم خوب بلدی کص کشی مامانتو بکنی


    من که دیگه رنگ پریده بود و نمی دونستم باید چیکار کنم ، کیر مهرداد خیلی سیخ تر شده بود و کیر من خواب خواب بود از استرس ، مهرداد دوباره شروع کرد


    _آخخخ امیر نوک پستونای مامانت قرمزه ، جوووون نوشتی سایز ممه هاشم که 90 ، مامان زهرات عجب جنده ای بود و ما خبر نداشتیم (با حالت خنده)


    دیگه داشتم به خودم میریدم که یدفه چیزیو گفت که کیرم دوباره سر حال شدش


    _امیر می گفتی بی غیرتی دیگه ، بابا منن بی غیرتم عین تو ام منم عاشق پستونای مامانمم
    منم گفتم : واقعا مهرداد !!!!!
    _آره بابا منن بی غیرتم ، خب حالا چرا کیرمو ول کردی بیا کیرمو بخور تا منم از اندام مامانم واسط تعریف کنم
    منم دوباره شروع کردم به خودن کیر خوش تراش مهرداد سر کیرشو میک میزدمو تا ته میکردم تو دهنم ، تخماشو مینداختم تو دهنم و حسابی می خوردم شون ، خیلی داغ کرده بودم
    مهرداد شروع کرد :
    خوب امیر جون مامان منم مثل مامانت پستون گندست البته می دونم که تو عه عوضی دیدش میزنی ( با حالت خنده ) ، پستونای مامانم شله و آویزون تقریبا ولی منو خیلی حشری میکنه با اینکه همیشه بیرون از خونه چادر میپوشه ولی تا چادرش یه زره میره کنار همه شروع به دید زدن میکنن


    _من : جووووووون مهرداد خیلی دوست دارم بهترین دوست دنیایی


    مهرداد: فعلا کیرتو بخور مادر جنده ، می خوام مامانتو بگام امیر جون , خیلی تو کف مامان زهرات بودم الانم که چت هایی که نوشتی رو خوندم عاشقش شدم مخصوصا نوک پستونای مامانت که خیلی خوش رنگه ، نوک پستونای مامان منم قهوه ایه سوختس ولی زهرا یه چیز دیگست تازه زهرا خیلی سفیده لامصب (مامان مهرداد سبزه هستش ، که این منو خیلی داغ میکنه)


    _مهرداد مادر جنده حسابی حشریم کرده بود و داشتم حسابی از این که یه کیر داره لای پستونام بالا پایین میشه لذت میبردم که مهرداد یدفعه همه ی آب کیرشو ریخت رو پستونام ، البته گرمی آبکیرشو رو نوک پستونام خیلی دوست داشتم
    بعدش منو مهرداد باهم رفتیم حموم و اون پستونامو تمیز کرد یه بار دیگه تو حموم واسش ساک زدمو
    خلاصه اون روز گذشتو مهرداد رفت خونشون منم یه یهفته ای خونمون خالی بود ،
    فردا ی اون روز تو مدرسه زیاد در مورد مامانمون صحبت نکردیم ولی معلوم بود جفتمون خیلی خوشمون اومده ، تو اتوبوس موقع برگشت به خونه بهش گفتم مهرداد امروز نوبت توعه که آبمو بیاری ، مهرداد یه لبخندی زدو گفت : باووووشه
    خونه بودم داشتم استراحت میکردم که زنگو زدن ساعت 6 اینا بود مهرداد اومد بالا منم قبل از این که بیاد بالا شلوارمو در آورده بودم و کیرمو آماده کرده بودم بره تو دهن مهرداد مادر به خطا
    مهرداد اومد بالا و تا منو دیدی کیرش باد کرد خلاصه سریع لباساشو درآورد و گوشیشو داد دستم رمزشم برام زد گفت برو تو گالری یه پوشه هست به نام یواشکی ،اونو بازش کن


    مهرداد دست به کار شد و شروع کرد به ساک زدن برای من منم رفتم تو فایلی که گفته بود
    باورم نمی شد چی دارم میبینم ، انگار که بهشت رو بهم داده بودن ، از مامانش بالا 50 تا عکس گرفته بود
    اونم چه عکسایی ، تو اکثر عکسا مامانش با یه لباس یقه باز بود که چاک سینه هاش کاملا معلوم بودن بعضیاشم مامانش دولا شده بود و کون درشت و گوشتیه مامانش حسابی خود نمایی میکرد

    منم حسابی داغ شده بودمو هی میگفتم زینب جون کیرمو بخور ، مهردادم حسابی حشری شده بودو کیرمو دولپی می خورد

    یه فیلمم بود که اونو باز کردم دیدم مامانش با چادر اومد تو اتاقش و درو پشت سرش بست , انگار تازه از بیرون اومده بودش چون نفس نفس میزد ، اول چادرش رو در آورد و بعدم جوراباش رو ، واییییی لامصب چه پاهایی داشت آخخخخخ، بعد یه مانتو زمستون تنش بود اونم درآورد، وووووییییی زینب خانوم که همیشه بهش فکر میکردم الان با سوتین داشتم میدیدمش ، آروم آروم شلوارشم درآورد وقتی داشت میکشید پایین رو به دوربین دولا شد پستوناش مثل دو تا خربزه آویزون شد شرتش سفید بود هیکلش حرف نداشت پستونای 95 شایدم 100 جوری که به زور تو یه دست جا میشد شکمشم زیاد بزرگ نبود نصبت به سنش وایییی کونشم که و عین ژله میلرزید خیلی گوشتی بود ، بعدش شروع کرد دست زدن به لای پستوناش اولش نفهمیدم چرا ولی بعدش که دستشو برد سمت دماغش متوجه شدم چه جنده ایه انگار دوست داشت که خودشو بو کنه ، دستشو برد پشتشو کرستشو باز کرد و یهو دو تا هندونه خوش فرم افتاد بیرون ، نوک پستوناش قهوه ایه سوخته بود ، وقتی شرتشو در آورد کیرم پکید به قدری که مهرداد گفت جوووووووون چقدر کیرت سفت شد یهو اگه می دونستم انقدر مامانمو دوست داری بهت عکساشو از قبل نشون میدادم تا کیرت سفت بشه حال کنم، یه کص تمیز و سبزه بدون مو لامصب برق میزد دیگخ داشت یواش یواش آبم میومد و بلند میگفتم مهرداد کیرمو بخور مهرداد کص کش بخور ، زینب خانومم داشت همین جوری لخت تو اتاق میچرخید و وسایل حموم شو آماده میکرد ، آبم اومد و ریختم تو دهن مهرداد به تلافی اینکه اونم دیروز آبش ریخته بود رو پستونام البته خیلی آب کیرمو دوست داشت و منم همین تور کیرمو حسابی خوردو تمیز کرد اومد نشست بقلم و شروع کرد با پستونام ور رفتن حسابی پستونامو لیس میزد منم حسابی حال میکردم اون روز تا ساعت 8 شب خونمون بود و داشتیم از مامانمون صحبت میکردیم


    سه هفته ای از ماجرا گذشته بود و منو مهرداد خیلی باهم رفیق شده بودیم ، جوری که برای هم دیگه از مامانمون عکس میفرستادیم و البته با کمک مهرداد و راهنمایی هاش تونستم تو اتاق مامان زهرام دوربین بزارم و از لباس عوض کردنش فیلم بگیرم که حسابی هم کیر سیخ کن بودش خلاصه که حسابی داشتیم با بیغیرتی حال میکردیم جوری بود که تو این مدت میرفتم خونه هم دیگه و دونفری مامانامون رو دید میزدیم .


    یه روز که داشتیم از مدرسه میومدیم و به عدد هم نزدیک بود با مهرداد تو پارو نشستیم تا باهم صحبت کنیم
    پارکش ساکت بود و فقط منو مهرداد بودیم تقریبا ، تا نشستیم مهرداد دستشو کرد تو پستونام (که البته برای من عادی بود) و شروع کردیم به حرف زدن در مورد فانتزی هامون که مهرداد یه حرف جالبی زد
    _امیر پایه ای مامانمون رو بکنیم
    منم با یه حالت تعجب گفتم آخه چجوری چرا که میگی
    _نگران اونش نباش می تونیم بخوابونیمشون
    من خیلی از این ایده خوشم اومد ولی نمی دونستم چجوری که .....
    مهرداد یه سری قرص نشونم داد و گفت اسم این قرصا (روهیپنول) و خواب آوره از ناصر خسرو گیر آوردم

    من یزره ترسیدم ولی انقدر حشری شدم که نتونستم نه بگم و در عوضش قرار شد که سه شنبه مهرداد بیاد خونه تا به منو مامان زهرا تو خونه تکونی کمک کنه


    سه شنبه رسید و ساعت 8 بابام رفت سر کار حدودا 8 ونیم بود که دیدم مهرداد اومد کمکمون ، منو مهرداد کل روز رو فقط فرش شستیم و کار کردیم اصلا وقت نشد که به مامانم قرص بدیم ولی خوبیش این بود که یزره کار واسه فردا موند بازم ، فردا هم باز مهرداد کونده که بوی کص به دماغش رسیده بود ساعت 8 و نیم اومدش یزره کار کردیم و گرد گیری کردیم تا تقریبا کل کارا تموم شدش و مامانم گفت من میرم بخوابم ، مهردادم که دید وقت مناسبه سریع یه نکتار پرتقال از کیفش در آورد گفت خاله بیاید یه آب پرتقال بزنیم به بدن مامانم اومد بره از آشپز خونه لیوان بیاره که من دست به کار شدم
    _مامانم شما بشین من واستون میریزم میارم
    سریع رفتم از مهرداد نکتار رو گرفتم اونم یواشکی یه قرص رو انداخت کف دستم ، خیلی استرس داشتم ولی خب کیر سیخ که این چیزا حالیش نیست ، اول اومدم لیوان مهرداد رو دادم دستش بعد واسه خودم رو برداشتم و اون یکی رم دادم به مامانم من مهرداد یه قلپ میخوریم و مامانمو نگاه میکردیم مامانمم نصفه لیوان خوردو رفت تو تختش قبلش به من گفت حواست باشه من یه زره می خوام راحت بخوابم نزار مهرداد بیاد سمت اتاق


    یه نیم ساعتی گذشت ولی واسه منو مهرداد یه عمر بود با استرس در اتاقو باز کردم ، مامانم با یه لباس یقه باز و دامن خوابیده بود ، رفتم جلو و با دست زدم بهش و حسابی انگلو کردم که ببینم بیدار میشه یا نه که دیدم خواب خوابه ، تا اومدم به مهرداد بگم بیا تو دیدم آقا داره کف پای مامانمو بو میکشه من دیگه حشری شدم و شروع کردم به مالوندن اون پستونای طلایی مهردادم اومد سمت پستوناش من دستمو از زیر لباسش بردم تو و رسوندن به سوتینش و آروم آروم شروع کردم به مالوندن با کمک اون یکی دستم از بالای پیرنش دستمو کردم تو و پستوناش ا تو سوتین درآوردم مهردادم آروم آروم پیرنشو داد بالا آخخخخخخ بی اختیار شروع کردیم به خوردن پستونای مامانم یه یه دقیقه ای شد که داشتیم پستوناشو میخوردیم که دیدم دست مهرداد تو دامن مامانمه و با دست دیگشم داره کیرشو میماله


    ، آروم منو مهرداد شروع کردیم به در آوردن دامن و شرت مامانم وایییی چه کص نازی دشت زهرا جنده یزره مو داشت که خیلی جذابش میکرد من افتادم به جون کصشو شروع کرم به لیسیدن مهردادم پستونای مامانمو بهم چسبونده شروع کرد با کیرش لاپستونی زدن


    خیلی با کص مامانم داشتم حال میکردم ولی دوست داشتم صحنه ای که مهرداد داره لای پستونای مامانم تلمبه میزنه رو میدیدم ، منم رفتم جلو سرمو گذاشتم بالای پستونای مامانم ، وایییییی با هم تلمبه ی مهرداد لای پستونای نوک قرمز مامانم سر کیرش میرفتم تو دهنم ، لامصب مامانمم هیچی رو حس نمیکرد تخت خوابیده بود ، داشتم حال میکردم که دیدم مهرداد با یه حالت معصومانه ای گفت : می تونم کص مامانتو بگام .
    منم دیدم مامان جندم کلا هیچی حس نمیکنه گفتم : باوووشه
    مهرداد شروع کرد به کردن کص مامانم و پستونای مامانمو میکرد تو حلقش منم کیرمو کردم تو دهن مامانم ، آخخخخخ دهن مامانم خیلی گرم بود زبونشو زیر کیرم حس میکردم .
    مهرداد : وای امیر کیرم تو غیرتت کیرم تو کص مامانت داره میره وای چه کصیه زهرا خانوم
    من : زهرا خانوم نه زهرا جنده باید بگیم بهش
    منو مهرداد جاهامونو عوض کردیم و من کیرمو کردم تو کص داغ مامانم مهردادم شروع کرد تو دهن مامانم تلمبه زدن منم که داشت با کص مامانم حال میکردم و پستوناشو آروم آروم میک میزدم ، یه 10 دقیقه ای منو مهرداد رو کار بودیم که اول آبم مهرداد اومد ریخت تو دستمال کاغذی منن آبمو ریختم تو کف دستای مهرداد .
    یه 10 دقیقه با مهرداد لخت روی مبل استراحت کردیم و رفتیم تو اتاق تا مامانمو مرتب کنیم.
    اول یه اسپر پی که تو ش پر آب بود با خودمون بردیم با یه حوله تا یزره با اسپرس بشوریمش تا بوی کیر و تفمون از روی بدنش بره ، با هم دیگه سوتینشو در آوردیم تا کا مل لخت لخت بشه ، اول از پستوناش شروع کردیم که حسابی بود تف مالی شده بود با اسپرس نوک و زیرو لای دو تا پستوناش خیس کردیم و با حوله تمیز کردیم بعدشم شکمو کصشو تمیز کردیم بعدشم شروع کردیم به بستن سوتین و پوشندن شرت به پاهاش و لباس با دامنش .....................
    ادامه دارد


    نوشته: امیر

  • 14

  • 21




  • نظرات:
    •   روح بیمار
    • 2 سال،3 ماه
      • 1

    • متاسفم واسه خودم که وقت گذاشتم و این داستانو خوندم...کاش اول برچسباشو میدیدم..


    •   Sam-tala
    • 2 سال،3 ماه
      • 1

    • بي غيرتي كسكش
      ولي خوب مينويسي


    •   انتقاد@پیشنهاد
    • 2 سال،3 ماه
      • 0

    • جقی کسکش


    •   armansbs
    • 2 سال،3 ماه
      • 2

    • بروبچه جون کونتوبده وای به حالت اگه داستان شماره دوشومنتشرکنی بی غیرت بی ناموس بچه کونی
      دوستان به فحش ببندینش
      حمله....


    •   Arman_R
    • 2 سال،3 ماه
      • 0

    • تخمه سگ جشری
      شما باید برین کیر سگ رو بلیسین..
      منی خوار


    •   curvedcock
    • 2 سال،3 ماه
      • 0

    • لیاقت فحش خوردنم نداری


    •   Xkoskonx
    • 2 سال،3 ماه
      • 0

    • عزیزم کیر تمامی عوامل شهوانی تو کون گشاد تو ک ازدم کسشعر مینویسی.خواهرتو


    •   miago
    • 2 سال،3 ماه
      • 1

    • فقط بنويس تا چش اينا در اد


      خوب نوشتي


    •   miago
    • 2 سال،3 ماه
      • 0

    • اروتيك بود ، بازم ادامه شو بنويس


    •   ghamkadeh
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • بده منم بکنم‌ مامانت رو .
      ولی خوب توهمی بود


    •   mehranahmadee
    • 2 سال،1 ماه
      • 0

    • خیلی عالی بود امیر جون بازم بنویس


    •   mr.doom
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • داستان و افسانه توی سایت زیاده. من اهل داستان نیستم. اهل عملم.
      تا اینجام نشون دادم. کسایی که من رو می‌شناسن، می‌دونن در مورد چی صحبت می‌کنم.
      من و دو نفر از عزیزایی که با هم هستیم، اهل لذت بردن‌های متنوع هستیم. هر کس دوس داره مادرش، خواهرش، زنش، دخترش و... به هر ترتیبی توسط غریبه کرده بشه، میتونه با من در تماس باشه. میتونیم سر مسائل مالیش هم با هم کنار بیایم مشکلی نیست.
      دوستانی که تجربه آشنایی با من رو دارن، می‌دونن که کار کاملا حساب شده ست. دوس داشته باشین، میتونین خودتون هم حضور داشته باشین. دوس داشته باشین به شکل خفت گیری انجامش می‌دیم، یا با روش بیهوش کردن که اونموقع خودتون هم می‌تونین باهاش سکس داشته باشین. کاملا بی‌خطر و منصفانه‌ست. نه فیلمی گرفته میشه، نه آتویی. ناموستون هم بعد از این اتفاق سالم و سلامت و بدون جراحت می‌مونه چون دوستان کنترلشون ردست خودشونه و جنون شهوت دیوونه‌شون نمی‌کنه.
      اگر کسی واقعا اهل تجربه‌ی لذت واقعی این تجربه هست، مثل دوستانی که تا امروز افتخار آشناییشون رو داستیم، پا پیش بذاره.
      من ساکن تهران هستم و وسیله نقلیه و منزل شخصی مطمئنی دارم. اگر کیس مورد نظر جذابیت ویژه‌ای داشته باشه با اومدن به شهرستان هم میتونم کنار بیام و برنامه‌م رو تنظیم می‌کنم. متشکرم! به امید دیدارتون


    •   miago
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • چرا بقيه اين رو نمي نويسي؟


    •   Mkiani76
    • 10 ماه،3 هفته
      • 0

    • بیشرف مریض
      کثافت
      حرومزاده


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو