مامان شوگر

    از وقتی بچه بودم روی پای خودم ایستادم مادرم که از پدر معتادم جدا شده بود و ازدواج کرد. بابام هم چند سال بعد اوردوز کرد من هم پیش عموم بزرگ شدم ولی اصلا با زن عموم نساختم بخاطر همین از همون دبیرستان شاگرد یه آهنگری بودم و تو همون کارگاه میخوابیدم و دستم تو جیب خودم بود. هیکل درشت با قد ۱۹۰ و وزن بالا که برا کار آهنگری عالی بود بدنسازی هم کار میکردم. دیپلم رو که گرفتم سریع سربازی رفتم و بعدش اومدم تهران تو یه کارگاه آهنگری مشغول شدم تونستم یه سوییت کوچیک اجاره کنم و یه پراید بخرم. کارگاه آهنگری که بسته شد مشغول به تاکسی شدم تا یه روز یه خانم میانسال رو سوار کردم. بهم گفت دربست میخوام برا چند ساعت! یه خانم توپر با سینه و باسن توپ! البته اون زمان اصلا به فکر این چیزا نبودم! رسیدیم یه بازارچه! گفت من میرم خرید منهم گفتم برم یه ساندویچ بخورم تا شما کارت تموم بشه! تو ساندویچی دیدم که به زحمت خریداشو داره میاره! ساندویچ رو نصفه تو پلاستیک گذاشتم و سریع رفتم کمکش!خریداش براش سنگین بودن ولی برامن چیزی نبودن! براش تا ماشین اوردم خیلی ازم تشکر کرد و ناراحت شد که چرا ساندویچم رو کامل نخوردم! چند جای دیگه رفتیم تا رفت پیش یه بنگاه! بعدا فهمیدم که برا گرفتن طلب شوهرش رفته! صاحب بنگاه میخواسته پولش رو پس بده ولی پسر بنگاههیه خیلی نامردی کرد و نمیزاشت! من از داخل ماشین نگاه میکردم دیدم شاگرده با مژده خانم بحثش گرفت جلوش ایستاده و داد و فریاد میکنه! رفتم داخل بنگاه و جلوی پسره ایستادم یکم برام قلدری کرد بدون اینکه باهاش حرفی بزنم دستش رو محکم گرفتم و نشوندمش!بدجوری ترسیده بود! به مژده خانم گفتم امری نیست! مژده یه تبسم شیرینی کرد و گفت نه پسرم! چند دقیقه بعد اومد و رسوندمش منزلشون! خیلی ازم تشکر کرد که نزاشتم پسر بنگاهیه نزاره طلب شوهرش مرحومش رو پس‌بگیره! دم در آپارتمان پارک کردم و همه خریداش رو براش تا درب آپارتمانش رسوندم خیلی ازم تشکر کرد و یه پول خوبی بهم داد. دیگه از اون به بعد همیشه بمن زنگ میزد !وضع مالیش خوب ماشین هم داشت ولی حوصله دردسر ماشین تو شلوغی رو نداشت.دو دخترش هم ازدواج کردن و ته شهر دیگه ای بودن! خلاصه دیگه تقریبا هر روز بهم‌زنگ میزد و راننده ثابتش شده بودم! چندبارهم که خریداش رو براش میبردم برام چای و کیک میذاشت!دیگه اواخر لباس راحت می پوشید وخیلی بامن گرم میگرفت!البته منهم بی جنبه بازی در نمی اوردم و همش بهش احترام میزاشتم!از ترس حرف همسایه بهم گفته که بگم خواهر زادش هستم!منهم هم حواسم به آبروی خانم بود چون واقعا خوب بمن پول میداد و هوام رو داشت!
    یه شب حدود ساعت ۱۰‌بمن زنگ زد که زود فلان پاساژ بیا کارت دارم رفتم! رسیدم دیدم تو یه کافه نشسته و ترسیده بود! میگفت چندتا جون از عصر دنبالشن ! من که اونا رو ندیدم ولی تا خونه رسوندمش!ازم خواهش کرد که بیخیال مسافرکشی بشم و امشب پیشش بمونم! قبول کردم و باهم رفتیم ! وقتی رسیدیم بمن گفت شام خوردی گفتم نه! گفت هم قرمه سبزی دارم یا میخوای برات فست فود سفارش بودم! گفتم مژده خانم من از غذا فست فودی خسته شدم غذای خونگی هرچی دارید برام بیارید! یه قرمه سبزی عالی برام اورد و خودش رقت لباساش رو عوض کنه! مشغول خوردن بودم که برگشت! یهو ماتم برد ! مژده خانم با پیرهن و شلوار نازک اومد که کامل پوشیده بود ولی اندامش کامل مشخص بودن! سوتین و شورت قرمزش هم زیرش مشخص‌بودن! یه چند ثانیه ای تو همون حالت بودم تا یهو فهمیدم‌چه سوتی دادم! خودم رو جمع و جور کردم! جلوم نشست و با علاقه غذاخوردن من رو تماشا میکرد! خیلی گشنه بودم و دوتابشقاب رو راحت خوردم!از خوردن اون غذای خوشمزه خیلی حال کردم ولی مژده خانم ظاهرا بیشتر خوشش اومده بود چون ازم چشم برنداشت! هی میخواستم یهو به سینه های درشتش‌زل نزنم ولی چندبار سوتی دادم! بعدش برام‌چای ریخت و یکم باهم صحبت کردیم! خیلی ناز و عشوه می اومد جوری که کیرم بدجور شق کرده بود!! البته اینو بگم که خودش بعدا برام تعریف کرد که همه اینا برنامه بوده! میخواسته بمن بده ولی میترسیده جواب نه بشنوه ولی اون کیر شق شده من جواب بله رو بهش داده بود! بعدش گفت تا من برات جای خواب پهن بکنم برو یه دوش بگیر! رفتم دوش گرفتم و تی شرت و شورتم‌رو شستم ! فقط شلوار‌رو پوشیدم و حوله رو خودم گذاشتم و رفتم‌بخوابم! بعد حموم اومد پرسید چیزی لازم نداری گفتم‌فقط ببخشید اینا رو تو بالکن‌پهن کنم و شرمنده من لباسام خیسه شب اینجوری بخوابم! خندید و گفت اشکال نداره عزیزم!
    وقتی چراغ اتاقاش رو خاموش کرد شلوار لی رو در اوردم ک دیگه کامل لخت شدم و رفتم‌زیر پتو! تازه خوابم‌برد که دیدم لبام داغ شدن! چشام رو باز کردم دیده مژده خانم لخت کامل بغلم اومده و داره لبام‌رو میخوره! برگشت گفت ببخشید عزیزم دیگه نمی تونم تنهایی رو تحمل کنم بمن نه که نمی گی!!! من که ماتم برده بود گفتم که مگه خلم که نه بگم و شروع کردم به خوردن لباش! پتو رو کنار زد دید دید کاملا لختم و خندید ! رو کمرش خوابوندمش و شروع گردم به خوردن سینه های تپل و سفیدش! دوتامون تو آسمونا بودیم! گفت‌رو مبل بشین ببینم این کیرت چطوره! نشستم اومد جلوم نشست و با خنده ای کیرم رو دستش گرفت!یه کیر ۲۰ سانتی و کلفت با علاقه نوازشش می کرد و ازش تعریف میکرد! شروع کرد به ساک زدن! من که کلا هنگ کرده بودم هم اینکه اولین سکسم بود! همین اینکه مژده خانم که تا یه ساعت پیش راننده شخصیش بودم الان جلوم نشسته و داره کیرم رو لیس میزنه! اولین سکسم بود تو فیلما دیده بودم ولی مژده خانم خیلی باحال و ملایم ساک میزد! معلوم بود از کیرم خوشش اومده بود! یهو دیگه نتونستم تجمل کنم و آبم‌با فشار اومد! زود کیرم رو از دهنش کشیدم بیرون و آبم رو صورت و سینش خالی کردم! خیلی خجالت کشیدم و گفتم‌ببخشید دیگه! اولین بارمه!!! خندید و گفت فدات بشم عزیزم! اولین بارته؟! خودم حواسم بهت هست! خودم یادت میدم!رفت صورتش رو شست و دوباره اومد بغلم و رو کیرم‌نشست و دستاش رو دور گردنم گذاشت و شروع کرد به خوردن لبام! هی با موهای سینم بازی می کرد! عاشق هیکل مردونه و درشت و کیر کلفتم شده بود! کسش رو کیرم می ماید تا کیرم دوباره داشت شق شد! کیرم رو گرفت و گفت ! ای جان! دوباره سرحال شده! بریم اتاق خوابم رو تخت برا عشق و حال!!!!!میخوام‌اونجا جرم‌بدی! شوهرم مرحومم اونقد با کیر کوچیکش ملایم و عاشقانه من رو میکرد که از سکس ملایم بدم اومده!میخوام وحشی بشی! باشه!!؟!؟؟! گفته :باشه مژده خانم !گفت نشد!میخوام وحشی‌بشی!گفتم باشه جنده خانم میرم جرت میدم!!!!همونجور که رو کیرم نشسته بود بلندش کردم و بردمش اتاق خواب! یه ۷۰ کیلویی بود!ولی بلند کردنش برامن راحت بود! خودش که خیلی حال کرد! بعدا برام تعریف کرد خیلی حال کرد که اونجوری بردمش رو تخت خوابوندمش!!! رو تخت خوابوندمش و شروع کردم‌به خوردن گردن و سینه هاش!کسش هم می‌مالیدم دیگه صداش در اومده بود! یهو داد زد بسه دیگه کیرت رو میخوام!!! من رو تخت خوابوند و رفت یه کاندم تاخیری اورد و رو کیرم گذاشت! بعدش هم یه کرم روان کننده روش ریخت!گفتم مجهزی !گفت دیگه این کیره باید یه جوری بره داخل! راست میگفت هم کیرم خیلی گنده و کلفت بود هم اینکه چندسال کیر تو کسش نرفته بود تازه کیر شوهرش هم کوچولو بود! رو کیرم نشست و خیلی آروم کیرم رو داخل کسش کرد! معلوم بود خیلی درد میکشه !به کیرم هم خیلی فشار اومده بود! به هر دردی بود کیرم تا خایه تو کسش رفت! شروع کرد به بالا پایین رفتن!اوایلش آخ و اوخ میکرد و بعدش دیگه فقط آه و اوه میکرد و ریتمش هم تندرتر شده بود!من هم مشغول بازی با سینه های خوشکلش بودم! سرش رو پایین اورد و شروع کرد به خوردن لبام!من هم باسن گندش رو گرفتم و شروع کردم به کردنش!! همونجور که داشتم تلمبه میزدم اونهم لبام رو میخورد! خیلی بمن حال داد! نشستم وهمونجور بلند شدم و برگشتم به پشت خوابوندمش و شروع کردم به تلمبه زدن!!کیرم از کسش بیرون نمی اومد و !لبامون از هم جدا نمیشد!!!یکم سرم رو بالا اوردم و شروع کردم به تلمبه زدن محکم و ریتم تند!!!! هی قربون صدقه من و کیرم میرفت!!منهم با دیدن او سینه های تپل و سفیدش دیگه وحشی شده بودم !!! تو فیلمای پورن عاشق مدل داگی بودم! بهش گفتم جنده خانم میخوام باسن خوشکلت رو ببینم!!! سریع به حالت داگی شد و کیرم رو دم کسش گذاشتم!خودش کیرم رو تنظیم کرد ولی من یهو محکم کردم تو کسش!!! یه جیغی زد!گفتم اینهم وحشی بازی جنده خانم!!!بازهم میخوای!گفت آره عشقم من جنده خودتم!!!!جرم بده!!! دیگه این حرفش من رو حشری تر کرد!!! شروع کردم به محکم و تند تلمبه زدن!!! با دستای بزرگم کمرش رو محکم گرفته بودم و کیرم رو تو کسش جلو عقب می کردم! چنان محکم تلمبه میردم که اگه کمرش رو ول میکردم راحت یه متر جلو پرتاب میشد!سرش رو رو بالش گذاشته و بود و فقط آه و اوه میکرد!!!و ملافه رو چنگ میزد!!! من محو تماشای باسن سفید و گنده ژله ایش شده بودم که چجوری با ضربات کیرم می لرزید!!! دیگه با دیدن این صحنه کاملا حشری شدم و وحشیانه جرش می دادم که آبم با فشار اومد!!!وقتی آبم آومد کیرم رو تا خایه تو کسش فشار دادم جوری که جیغش در اومد!!!! کیرم رو بیرون کشیدم و کنارش دراز کشیرم! کاملا بیحال شده بودم اون بدتر ازمن!چندبار ارضا شده بود ولی من اصلا متوجه نشده بودم چون اولین سکسم بود ! بغلم دراز کشید و سرش رو سینم گذاشتَ! پیشونیش رو بوسیدم و گفتم ببخشید اگه توهین کردم و وحشی بازی در اوردم! خندید و گفت نه فدات بشم! اینجوری دوست دارم!الان مزه سکس رو فهمیدم!!! گفتم من هم تازه فهمیدم سکس‌یعنی‌چی!!! خندید و گفت تازه اولشه!تو بکن منی و من جنده تو میشم!! گفتم باشه!جنده خانم نگران نباش بازهم جرت میدم!! و لباش رو بوسیدم! اونشب همون جور لخت بغلش خوابیدم و دیگه هر روز باهم سکس داشتیم!حتی روزایی که پریود بود برام ساک میزد یا کیرم رو لای سینش میزاشت که بعدا ماجرهای سکسمون رو براتون مینویسم!از نظر مالی هم خوب ساپورتم میکرد! آپارتمان روبرویی هم که مال خوش بود رو بعد یه مدت تخلیه گرد و بمن داد تا دیگه این کیره همیشه بغل کسش باشه!! تشویقم کرد دانشگاه برم و مدرک بگیرم!
    اینهم ماجرای جر دادن بهترین مامان شوگر دنیا!!!


    نوشته: SpecialFucker

  • 48

  • 21




  • نظرات:
    •   anonym.masi
    • 3 هفته،2 روز
      • 8

    • داستانت قشنگ بود خوشم اومد از نگارشت راست و دروغش با خودت با اون بیست سانت (biggrin)


    •   shahx-1
    • 3 هفته،2 روز
      • 29

    • اولا شوگر مامی است نه مامان شوگر!! مامن فارسی است شوگر کلمه انگلیسی شعلمه قلمکاره مگه قاطیش میکنی اخه!! دوما بازهم شاهد حضور افراد صدو نود سانتی سیکس پک کیر لوله تانک و....... هستیم. فکر کنم امریکاییای کوتوله ترسو داستان های اینجا رو میخونن تخم نمیکنن حمله کنن!! تمام اون کوتوله جقیای تو خیابون هم همشون منم!!


      پی نوشت: ترامپ گفته بود از ایران داستان های عجیبی به گوشم میرسد یه کسمغزی جوک درست کرده بود احتمالا داستانای شهوانی رو براش ترجمه کردن دوستان هم لطف کردن با دیکته های متفاوت پیام دادن که حتما داستانای تورو خونده تخم نمیکنه بیاد!! خواستم اینجا از همشون تشکر کنم!! (biggrin)


    •   miss_RainBow
    • 3 هفته،2 روز
      • 25

    • اره خیلی ساپورتم میکنه و دوسم داره و اینا...[با حسرت به صابون دستش خیره می شود...] (preved) (biggrin)


    •   عشقبازمست...
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • کون لق هر چی خالی بند کف دستی باز و کف لمه پیچ خیالاتی جقی
      اگه همینجور پیش روی کنی فکر کنم از خیابان پاستور رد بشی بری طرف بیت


    •   .Asdollakhan
    • 3 هفته،2 روز
      • 5

    • خدا شانس بده چرا ازینا هیچوقت به چشم ما نمیخوره؟!!یارو ده ساله رو مخش راه میریم هنوز نمیذاره نوک انگشتم به جاییش بخوره


    •   Ramin472422
    • 3 هفته،2 روز
      • 5

    • چرا داستانا همه یه مسیر رو میرن جلو؟ اولش با چادر جلوی هم میان بعد از چند روز راحت میشن و یهو میدن! خلاقیت توی وجودتون نیست؟
      خب ننویسین خودمون دوتا آدم رو تصور میکنیم توی شرایط مختلف که دارن داگی میکنن


    •   marjan_aydin
    • 3 هفته،2 روز
      • 13

    • یکم خیلی زود به همه چی رسیدین
      بدن ورزشکاری..قد بلند.. کار.. خونه.. ماشین..
      سکس و....
      ترکیبی از فیلم هندی و تصورات پسر بچه های نابالغ :///
      قابل باور نبود :/


    •   Loveless74
    • 3 هفته،2 روز
      • 6

    • اولا که کیر همه 20 سانته اونا که از کوچیکی کیر زجر میشن همه خارجی هستن??
      دوما اون که مجهز بوده معلوم بوده جنده بوده
      سوما باشه داش فهمیدیم زورت زیاده و بدن سازی


    •   Deanmorgan
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • بیشتر شبیه داستان یکی از قسمتای فیلم کشتار با اره برقی بود
      اون مدل ترسناکش بود
      این مدل سک۳۰


    •   78milad
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • اون علامت تعجب که ته هر جملت گذاشتی رو بکن تو کونت، آخه یهو برگردی ببینی یکی بغل دستت دراز کشیده که خایه فنگ میشی تو چطور ریلکس موندی? یاد فیلم احضار افتادم اصلا


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • خاک توسرت با داستانت


    •   ابوحشر
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • منم یکی گیر اووردم ولی با شوهر و بچه هاش مهاجرت کردن
      نوش جونت


    •   love.yavar500
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • خدا شانس بده ازاین مامی شوگر ا به پست ما م بخوره نمی دونمراست بود یا دروغ ویا تخیلی بود ولی لایک نوش جونت داستان قشنگ بود مرسی دادا


    •   زندگی+فانتزی
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • داستانت بد نبود ولی
      اونجایی ک گفت وحشی باش تو فوری بهش گفتی جنده
      تو ذوق میزد


      یه خانم حتی اگر ب کل شهر بده
      بازم دوست نداره بهش بگن جنده


      بنظرم این نحوه‌ی بیان زاییده تخیل پسرای جقیه ک تو سکس بگن جنده و ....


      من لایک دادم چون جوون خودساخته ای بودی حتی اگه داستانت ساختگی باشه
      موفق باشی


    •   Mandil.hot
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • نحوه نگارش روان و سلیس بود. شروع و پایان خوبی داشت. خواننده با داستان همراه میشه و جایی از داستان گم نمیشه.
      نوشتید "هر روز با هم سکس داشتیم، حتی روزهایی که پریود بود برام ....." مامی شوگرها سن های بالاتری دارند که بخوان پریود بشن.
      "آپارتمان روبرویی را تخلیه کرد و به من داد" این هم با تعریف مامی شوگر مغایرت داره. مامی شوگر ها بی بی شوگر را در منزل خودشان اسکان میدن و مثل فرزند خودشون ازش مراقبت می کنند.


      در مجموع داستان خوبی بود.


    •   HYPERMAN98
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • من لایکو دادم بهت


      برای منم یه همچین موردی پیش اومد، ولی سکس نکردم،
      چون طرفم گرند شوگر مامی بود (rolling)


      حوصله خاطره نویسی اگه داشتم، از خنده میترکیدین


    •   LustLove
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • [LIKE] 13
      شوگرمامى عالي هستش
      خوشم آمد، مرسي . . .


    •   ali80xx
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • واقعا ازین میزان شانس و خوشبختی هیچی نمتونم بگم


    •   Caboos1
    • 3 هفته،1 روز
      • 5

    • مامان شوگر؟!
      این اصطلاحات رو از کجاتون در میارید
      نمیدونم جریان چیه همه ی 180 به بالاهای خوش فیس رو آوردن به نوشتن داستان سکسی
      ظاهرا تو هم راه پدر رو در پیش گرفتی پسرم


    •   Jamshid.Bokon
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • نگارشت نسبت به داستان دروغت بهتر بود تا وسطهاش باور کردم بقیه توهم بود


    •   Emperatoorxxx
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • خا


    •   اتشی۲
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • داستان قشنگ بود من یاد خودم گذشته ام انداخت


    •   amirifarhad605
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • تا اونجا که لب رو گذاشت روی لبت قشنگ نوشته بودی نشون میده استعداد و قوه ی تخیلت خوبه ، ولی از نحوه ی شروع سکستون پیداست که تا حالا با زن نخوابیدی . انشالله تجربه ات که بیشتر شد بهتر می نویسی .الان سعی کن از تجربیاتت بنویسی.کارت شبیه آدمیه که تا حالا تو آب نپریده ولی میخواد شنا کردنو توصیف کنه. البته این مشکل 70 در صد قصه های سایته.


    •   Mobin18836
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • یعنی منم برم ماشین بخرم مسافرکشی کنم ؟


    •   Winston991
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • من نمیدونم چرا همه اینایی که داستان مینویسن ورزشکارن و بالای 180 قدشونه و کیراشون هم همه 20 سانتیه ???


    •   Jeefri
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • Special fucker نه special fucker شاخ شدي واسه ما بچه كوني ولد الزنا ديروز امروز واسه ما حلال زاده شدي خاركسده
      برو جقتو بزن پشت سرش كونتو بده عمه ننه


    •   badman.pir
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • خوب نوشتی .نوش جونت


    •   Teymyr9898
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • جالب بود...دلم خواست (erection)


    •   amirhosein_bokon
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • منم شوگر مامی میخوام کم سن و بی مو خوشتیپ خوشگل کیرکلفت و بدنساز هستم


    •   .sauron.
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • ماشاالله همه هم که دومتری و بدنسازید
      اون شوگرمامیه گلم
      بیخیال،حداقل کامل خوندم،واس همین لایک زدم


    •   Ginglz
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • خدا شانس بده


    •   Gayaneh
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • شوگر مامی داشتم تو سربازی وقتی شوگر مامی مد نبود یادش بخیر (biggrin)

      نوشتنت خوب بود ولی منم نظرم با miss_rainbow یکیه (biggrin)


    •   lezatbebarim
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • در نهایت هم که مرد و ثزوتش بتو رسید و تو رفتی ددی شوگریکی شدی و زندگی ات و ادامه دادی و بعد در سن هفتاد و جند سالگی هم در اثر یک سکته به دیار باقی شتافتی و حالا اگر ما لابک کنیم قراره حلطرات پس از مرگت و برامون بنویسی و بفرستی ... درسته یا نه ؟ ارزوهای عجیب بود حرفهایی که زدی


    •   Sexybreasts
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • lol (rolling) (wanking) (erection)


    •   ssonna
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • من که نه از داستاناتون چیزی میفهمم نه کامنتاتون <img class=" />


    •   Scott12
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • اشمشو خوندم مامان شوکر داشتم دنبال بسیج و برقو شوک الکتریکی میگشتم فقط.راستی چندسالته کوچولو؟ باز سوپر دیدی خودتو گذاشتی جا عمو؟ اخی بمیرم برات موشولوی من.


    •   Scott12
    • 3 هفته،1 روز
      • 2

    • بی شعور فارسی را پاس بداریم.مادر شکری درسته


    •   Boy1982bad
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • والا من ۳ سال دارم با اسنپ و تپسی کار میکنم تا به الان چیزی گیر ما نیومد فقط بود حمالی شما چطور سری چکش میزنید به ما هم یاد بدید
      مگه داریم مگه میشه


    •   Boy1982bad
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • شاید ما قدمون کوتاه هست ورزشکار نیستیم پا نمیدن


    •   fordland
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • داداش کیرت که دراز و کلفته!
      دستاتم که پهن و عریضه!
      جای کوچول موچولوام داری ایا؟


    •   Irnjbr456
    • 3 هفته
      • 0

    • صابون من کجایی نمیبینمش کی ورش داشته (biggrin)


    •   کوسلیس۲۰
    • 3 هفته
      • 0

    • عالی بود لذت بردم اوووووف عاشق زنهای جا افتاده و میانسال هستم


    •   nasrin1980
    • 3 هفته
      • 0

    • تاثیر سریال مانکن در بروز توهم


    •   amadimahdi
    • 3 هفته
      • 0

    • نوش جونت چه راست باشه چه خیالات


    •   سیاوشxxlسابق
    • 3 هفته
      • 0

    • بلاخره هرکسی یجور اینده ای رو انتخاب میکنه !


    •   1122focker
    • 3 هفته
      • 0

    • آرزوهای یک بچه یازده ساله...... بچه کونی، فیلم‌های قبل انقلاب رو زیاد نگاه نکن، الان چهل ساله انقلاب شده، اخوندا اومدن


    •   saeedno15
    • 3 هفته
      • 0

    • همه کیرا 20سانت شده و قدا 190,این همه سوسیس کوکتل دول موشی هم تو خیابون هست همش منم (biggrin)

      (با آرزوی سکس زیر پتو به خوابی عمیق فرو می رود)


    •   arad1312mamad
    • 3 هفته
      • 0

    • از اربیل عراق شوگر مامی هست میخوام


    •   Taabad
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • تاتوی اسمونابودیم خوندم...خداروشکراین مرحله روگذروندی وگرنه گیم اور میشدی...به جاشربت هم چون چایی خوردی یه جونت کم میشه


    •   iman.shahvanii
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • ایکاش یکی از این مامانها گیر من میومد


    •   Aazss
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • حالا چرا ی واحد جدا بت داد نمی شد کنار خودش باشی اینجوری ک کیرت ع نظر مسافت بش نزدیک تره


    •   SSTEHSS
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • استاندارد کیر تو این سایت بیست ساتته


    •   Zirqorsmah
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • یه عمر بمون گفتن برو دانشگاه کس بکن
      این میگه کس بکن برو دانشگاه
      ?


    •   esijooon
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • خداییش همش جفنگیات بود ولی قدرت تخیلاتت بدک نیست ! راستی زنی رو میگن میانسال که بالای ۴۵ یا ۵۰سال باشه که دراینصورت دیگه پریود نمیشه کس مغز!


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو