مامان مذهبی و من حرکتی عجیب

    سلام خدمت همه خوانندگان سایت شهوانی.
    من خیلی ساله که میام اینجا و داستانها رو میخونم و داستانهایی که مربوط به مامان میشد رو چون بیشتر تحریکم میکرد بیشتر میخوندم و میخونم.
    الان که دارم این خاطره رو مینویسم ۳۳ سالمه و مجردم.
    من از بچگی زیاد با مامانم تو خونه تنها میشدیم چون پدرم که کارمند بود و صبح تا عصر خونه نبود،با داداش یزرگم هم اختلاف سنی زیادی داشتم و اونم میرفت مدرسه و دانشگاه و ....
    از مامانم براتون بگم که الان یه زن 62 ساله است ،با چهره معمولی خوب و اندامی نرمال که نیبت به سنش هنوز سرپا مونده و اندامش رو فرمه.قدش حدود 165،وزنش حدود 60،سایز سینه بین 75-80
    در دوران کودکیم حدود ۵-۶سالگبم با ابنکه بچه بودم وقتی مامانم میخاست بره حمام یا از حمام میومد و یا میخاست اماده بشه بره بیرون جلوی من راحت لخت میشد و با شورت سوتین میگشت و یا مثلا برا حموم رفتن اماده میشد یا از حموم اومده بود ولباس میپوشید و یا اماده میشد برا بیرون رفتن.
    با اینکه کوچک بودم ولی اندامشو دوس داشتم،خیلی چاق نبود ولی ران و کونش نسبتا بزرگ بود و وقتی راه میرفت تکون میخورد سینه هاشم خوب بودن و با نوک نسبتا بزرگ و هاله قهوه ای پررنگ دورش کلا منو بخودش جلب میکرد.
    مامانم خیلی کم و حتی میتونم بگم اصلا اهل ارایش کردن نبود و نیست و همیشه تو خیابون با یه تیپ ساده و پوشیده میرفت ولی تو خونه اینجوری بود.
    کم کم که بزرگتر شدم بیشتر تو نخش میرفتم و از بدنش لذت میبردم.
    حتی مامانم تا به یاد دارم همیشه شورت و سوتینش رو تو ماشین و روی بند حیاط نمیندازه و اونو تو حموم با دست میشوره و همونجا میزاره تا خشک شه و برش میداره و من کارم شده بود تا اون میرفت حموم و میومد و میدونستم هنوز لباسش خیسه به اسم دوش گرفتن میرفتم و اونا رو میپوشیدم و باهاشون حال میکردم.
    من که بزرگتر شدم و اونم سنش بالا میرفت پوشیده تر میشد ولی من هنوز اون اندام رو تجسم میکردم و میدیدم و حس میکردم که چقدر دارن جا افتاده تر و سکسی تر میشن و بیشتر از قبل منو تحریک میکرد.
    بعضی وقتها میدیدم بیشتر تو فصل تابستون با همون تیپ کاملا ساده و پوشیده و بدون ارایش ولی فقط زیر مانتوش سوتین میپوشید و میرفت خیابون و این حرکتش بدجور تحریکم میکرد و با خودم فکر میکردم ایا بقیه هم تو خیابون میدونن که اون زیر مانتوش فقط یه کرست داره و ایا کسی میره تو نخش؟
    دیگه بعد از گذشتن اوایل دوره دبیرستانم. اون هی پوشیده تر و مذهبی تر میشد و تا جایی که الان همش فکر کارهای مذهبیشه ولی من هنوز اون مامان تو ذهنم دارم و هنوز که هنوزه تو کف بدنشم و اینکه میبینم با اینکه سنش بالا رفته ولی هنوز مرتب لباسای زیر سکسی و فانتزی میحره بهم فاز میده و احساس میکنم هنوز تو تنش عطش سکس داره.
    تا اینکه حدود ۲سال پیش خانوادگی یه سفر تفریحی ترکیه رفتیم و اونجا با هم تو مغازه ها میگشتیم و خرید میکردیم و من چون از بابت زبان تا حدودی میتونستم حرف بزنم خرج و خرید و ... دست من بود تا اینکه تو یکی از مغازه های بزرگی که برای همه سنین از بچه تا بزرگ لباس میفروشن بودیم و کنار سالنش یه تیکه مخصوص فروش لباس زیر زنونه بود و مامانم رفت اونجا و سه تا شورت خوشکل و فانتزی برداشت که یکیش قرمز بود که جلوش گل برجسته داشت و یه بنفش که جلوش یه پاپیون سفید داشت و یه آبی فانتزی برداشت و اومد سمت من داد به من و گفت برو اینا رو برام بخر....من با این حرکت مامانم تا چند ثانیه ه
    نگ بودم و نمیدونستم دلیلش از این کار چیه ولی منو دوباره برد به همون زمانهایی که بدنش جلوم ازاد میگشت و از اون موقع نا حالا دوباره هر جا که بشه بدنشو دید میزنم و حال میام.
    حتی بعضی وقتها حس سکس باهاش به سرم میزنه یا اینکه بشه سکسشو با کس دیگه ببینم ولی چون مذهبیه جرأت نکردم تا حالا حرکتی بزنم.نمیدونم هنوز توان سکس داره یا نه...


    نوشته: رضااااااا

  • 3

  • 35




  • نظرات:
    •   MOHSEN1147
    • 1 سال
      • 5

    • اولی را خودم بهت بگم تا بقیه هم بیان برات.
      برو ی دست جق توپ بزن از فکر مامانت بیا بیرون.
      بعضیا حشریتشون غلبه میکنه به بشریتشون.


    •   آ_میرزا
    • 1 سال
      • 2

    • داستانتو کامل خوندم نمیدونم چی بهت بگم فقط هر چه سریعتر برو خودتو به یه روانشناس حاذق معرفی کن


    •   عاشقجورابنازک
    • 1 سال
      • 1

    • وای وای دیگه بمیری ایشالا میفهمی مادرته حتی فکرشم نکن بچه گناهش به حدی بزرگه که نمیشه وصفش کرد استغفرالله الذی العظیم


    •   Mr.smart
    • 1 سال
      • 3

    • اولاخاک برسرت که بااین سن به ننت چشم داری بعدم کیری خان چهارتاشورت دادببری حساب کنی نگفت که بیابکن که منگ شدی کس مغز


    •   Mr_Pixel
    • 1 سال
      • 1

    • ناموسن هر کسشری که تو اون مغز پوکتون میگذره نزارید تو سایت


    •   Taha.phb.
    • 1 سال
      • 0

    • مردم مام هم كسخل شدن تو اين فشار ها كسشر چرا ميگي چي باعث شد فك كني اين چيز جالبي هست و نوشتي حق داري بخدا خرج عروسي رفته بالا داري تو كونت جشن ميگيري


    •   Gadimi
    • 1 سال
      • 2

    • رضا ببین
      بزار با یه زبون دگ حرف بزنم
      اکثر بچه ها چه پسر ، چه دختر ، اونایی که تو بچگی همیشه پیش مامانشون بودن ، یا تک فرزند بودن یا اینکه خواهر برادرشون بچه مدرسه ای بود ، چیز غیر عادی نیس ، با مامانش حموم نرفته باشه ، مامانشو لخت ندیده باشه و ...
      میدونی چرا ؟ چون اون خانومی که جلو بچش داره لخت میگرده میگه فرزندمه، پسرمه ، از گوشت و خونمه
      غیر خوکایی مثه تو ، مادر همه ی ماشما جلومون لخت مادرزاد بخوابه میگیم مادرمونه حتما اینطوری راحته .
      ببین پسر چون یه مورد داریم بهش میگن قانون جذب خلاصش این میشه اگه پسر دار بشی ، پسرت خواری از زنت بگااااااااد که هز کنی .
      پیدا میشن کسایی که با ناموس خودشون خوابیدن ، بچه ی توام از اونا میشه ، چون اسپرمی که تولیدشون کرده خرابه ، خراب


    •   happysex
    • 1 سال
      • 0

    • رضا اینو بگیر درت بزار
      خاک بر سرت
      تو دیگه مغزی نمونده برات


    •   MISKA_4
    • 1 سال
      • 0

    • کاشکی بابات کیونی میشد زن نمیگرفت که توی کیر لای چاک مغز بدنیا بیای :|


    •   .Ambivalence
    • 1 سال
      • 0

    • کثافت...


    •   Albinos
    • 1 سال
      • 0

    • الان که سی و سه سالته و مجردی، میای میگی تو نخ ننتی.
      احتمالا از اونایی باشی که وقتی چهل سالت شده و متاهلی ،میای میگی دوست دارم زنمو زیر بقیه ببینم.
      یکم جق بزن این افکار کثیف از ذهن پلیدت بپره احمق...


    •   Aber11
    • 1 سال
      • 0

    • کسشعرای اینا رو ول کن... یکی هم که میاد صادقانه حرف دلشو میزنه بهش فحش میدن... دوست عزیز با خصوصی من تماس بگیر تا راهنمائیت کنم چکار کنی.. من تو اینجر موارد تجربه زیاد دارم، مخصوصا اگر مذهبی باشن


    •   مهتی_پاشنه_طلا
    • 1 سال
      • 1

    • ای خاک کثیف ، مریض روانی چی فکر کردی پیش خودت حیوون ابله ، کثافت عوضی، گمشو کس کش لانتوری گوزو انتر


    •   مهتی_پاشنه_طلا
    • 1 سال
      • 3

    • یابو ۳۳ سالته یعنی به قد یه خر عمر داری این چه فکر کثیفی هست که توی مغز نداشته ات داری انتر نکبت گوزو. حیوان هستی تو. فقط حیوان ابله


    •   Azmund
    • 1 سال
      • 1

    • کیرم تو مغزت که با این سن دست از سر جق ورنداشتی فانتزیاتم رو مادرته ، کسکش اسم تورو میشه گذاشت آدم ، تو نطفه خرابی کاریش نمیشه کرد دیگه


    •   Gankr koy
    • 1 سال
      • 1

    • رضا: اسمی که برازنده ت نیست،
      گند زدی به همه چیز ،
      بو تعفن و گند خودتو داستانتو برداشته
      مردنت بهترترترتره.


    •   h.p.k1371
    • 1 سال
      • 0

    • کسمغز جقی . فقط مواظب باش میخواستی بکنی از جاش در نیاد فرسوده شده


    •   Z.R.M
    • 1 سال
      • 0

    • سلام ، من درک تون می‌کنم چون من هم مثل شما بوده و هستم


    •   Rsza17cm
    • 1 سال
      • 0

    • کیر در کونت ای چاقال


    •   Majid3334
    • 1 سال
      • 0

    • مزخرف


    •   miago
    • 1 سال
      • 1

    • اخه اين چه داستان سكسي بود؟


      فتيش لباس زير هم باشه ، خيلي ضعيف بود


    •   mimi1368
    • 1 سال
      • 1

    • من نخوندم ، چون جدیدا اول کامنت های بچه ها رو میخونم اگه صاحب داستان رو حسابی خجالت داده بودن دیگه نمیخونم
      چون متاسفانه حجم داستانهای ابکی و چرت و پرت و زاییده افکار مریض زیاد شده و متاسفانه هر روز هم بیشتر میشه و این موضوع به اعتبار سایت هم لطمه زده


    •   taraz555
    • 1 سال
      • 1

    • ومدم بگم مادرتو...که باخودم گفتم اگه بگم با این حیوون چه فرقی دارم.فقط مغز و ملاجتو باهم گاییدم دیوس


    •   خوشگلخانم
    • 1 سال
      • 2

    • اخه از۶۲ ساله کس مونده نکبت خخخخ


    •   Mittycommon
    • 1 سال
      • 0

    • ای بابا داشتیم اماده میشدیم برای یه کف دستی مستی، هنوز شروع نکردیم مجبور شدیم بساط و جمعش کنیم،


    •   robin76
    • 1 سال
      • 0

    • و کامنتایی که بیشتر از داستان لایک میخورد!


    •   Sh82
    • 1 سال
      • 0

    • دوشم بزار


    •   kavehjahany
    • 1 سال
      • 0

    • ,ببین برادر کلید حل مشکل شما دست منه بهم پیام بده تا بگم چیکار کنی،هر چیزی راهی داره چاهی داره


    •   ma2ra
    • 1 سال
      • 0

    • عجبا


    •   Khbartar
    • 1 سال
      • 0

    • اولا که تخلیه روانی باشه خوبه(چه واقعیت داشته باشه چه تخیل نویسنده باشه)
      دوما اینکه جزئیات نوشتن غالب اوقات نشانه ی غیر واقعی بودن داستانه
      سوما اینکه من منکر انجام شدن حتی سکس بین اعضای خانواده نیستم اما گفتنش خیلی محدوده!(تا جایی که بیشتر کسانی که خواننده داستان ها هستن واقعا قربانی شدن تا نویسنده !)


      چهارم اینکه عنوان مذهبی که به داستان اضافه میشه نشان دهنده ی عدم تخلیه روانی نویسنده هست و عقده حقارتی که این بخشش میتونه واقعیت داشته باشه( درخانواده ای اینگونه باشه)


      پنجم اینکه اگه فحش بدین بهش تازه خوشحال میشه!
      (بله متاسفانه همینطوره بی تعصب و غیرت هستن ولو رابطه انجام نداده باشن!)
      تاجایی که توی مشاوره هام بود و میگفت اقای حسین پور اگه بهشون فحش سکسی بدی خوشحال میشم! اگه بمیرن برام مهم نیستن!


      و در آخر اینکه این مساله و مسائل مشابه در یک خط میشه به عدم تخلیه برش گردونیم و خلاصه کنیم. (ok)


    •   علی254علی
    • 1 سال
      • 0

    • دوستان
      داستان
      سکس یهویی ولی دوست داشتنی
      هم نوشته خودمه.
      بخونیدش و نظر بدید


    •   SEXI_GIRL75
    • 1 سال
      • 0

    • فقط یه چیز میگم
      لعنت بهت نرِخر


    •   crasoz
    • 1 سال
      • 0

    • با سلام خدمت اقا رضا و همه دوستان .شاید حرفام ب مزاج خیلی ها خوش نیاد ولی همه ما نگرش دینی داریم به این قضیه ببینید فکرتون کوتاه و مال خودتون نیست افکار و واجبیات ی شخص یا اشخاص یا دینی را دیکته کردن در مغزتون.من نمیگم سکس با مادر کار درستیه ولی ببینید در ایرانی ک دموکراتیت به حد فجیهی پایینه و ازادیه بیان هم نداریم چه برسه ب سکس این نیاز هر انسانیه مثل غذا خوردن و اب خوردن ک سکس داشته باشه و تحریک شدن از جنس مخالف حتی از خانواده نمیتونه دور از فکر باشه دقت کنید من نمیگم کار درستیه و حتما بکنید .عرض بنده اینه ک با تعصب نیایم بگیم فلان فلانت یا برو دکتر یا هرچیز دیگه ای


    •   Lithium.440
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • چرا نمی میری الان؟؟ چرا فوت نمیکنی؟؟؟ چرا انقدر وقیحی پسر؟؟؟ بمیر و راحتمون کن لطفا"


    •   Mehi58
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • چی بگم می‌سپارمت دست بقیه


    •   Z.R.M
    • 1 ماه
      • 0

    • داستان من هم شبیه شماست البته من بیشتر پیشرفت کردم و در کنارش می خوابیدم و ارضا می شدم و تو حموم آبم رو ریختم روی کمرش و گاهی می شد اون هم با محکم بغل کردن من ارضا می شد البته من اینطور برداشت می کنم چون همیشه وقتی منو محکم بغل می کرد بعد از بیست یا سی ثانیه بدنش می لرزید اون موقع ها من نمی دونستم چطور میشه بعدها فهمیدم و هنوز هم دوست دارم اینطوری بشم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو