داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

مامان و بابای حشری

1398/09/21

سلام من ارمانم ۲۱ سالمه و امروز میخوام خاطره یکی از سکسای بابا مامانمو براتون تعریف کنم
اسم بابام ساسانه اسم مامانم فاطمه ک بابام بهش میگه فاطی.از مامانم بگم ک ی زن ۴۵ ساله معمولیه قد کوتاه و با ی شکم جلو اومده و ی کون کوچولو ک بخاطر زیاد دادن همچنان خوش فرمه و سینه های ۹۰ میدونم چون چند سال پیش ب زنداییم گفت من سایزم ۹۰ ک براش سوتین بخره.بابامم ی مرد ۴۵ مثل اکثر مردای ایرانی پشمالو و با شکم جلو اومده و هیکلی و ی کیر کلفت فک کنم ۲۲ ۲۳ سانتی طوری ک وقتی رو مامانم میخوابه مامانم تقریبا زیرش گم میشه.مامانمم از اون زنایی نبود ک لباسای تنگ بپوشه یا جلب توجه کنه ،مثل بقیه ی مامانای شهوانی چشم مردای فامیل دنبالش نبود ولی وقتی ب بابام میده مثل ی پورن استاره.
خب بریم سراغ خاطرمون
مامان بابای من کلا خیلی زیاد سکس میکنن.حتی الان ک سنشون بالا رفته شاید هفته ای دو یا سه بار سکس کنن.منم خیلی وقتا شبا ک بیدار میشم تا برم دستشویی یا حتی از خواب میپرم صدای اه و ناله های مادرمو میشنوم و بعضی وقتا میرم سکسشونو میبینم چون اتاقم روبرو اتاق اوناست و در اتاق اونا از زمین فاصله داره و خیلی راحت میشه از زیر در کل اتاقو دید.این داستانی ک میخوام براتون تعریف کنم مربوط ب هفته قبله
بابام صبق معمول ساعت شیش از سرکار برگشت خونه .حدود ساعت هفت بود ک من از اتاقم خواستم برم تو اشپزخونه ولی از تو ایینه کمد ک دقیقا روبروی در اتاق پختمون بود دیدم بابام شلوارشو تا نصفه کشیده پایین و مامانم داره براش ساک میزنه ،تو دلم گفتم یکم حشرتونو کنترل کنین خب ،بعد محکم پاکوبیدم رو زمین و راه رفتم و شروع کردم اهنگ خوندن ک بفهمن من دارم میام و خودشونو جمع کنن.مامانم فقط ی دامن کوتاه پوشیده بود و زیرش حتی شرتم نداشت .تا اخر شب هرموقع من تو ی اتاق دیگه بودم یا حواسم نبود بابام مامانمو انگشت میکرد و مامانم ی اخ میگفت.منم دیدم اینا اوضاشون خرابه ساعت ده گفتم دارم بخوابم اونام ذوق زده شدن چیزی نگفتن .بعد نیم ساعت رفتن تو اتاق خودشونو درو بستن .منم دودقیقه صبر کردم و بعد رفتم تا از زیر در نگاه کنم .
بابام لخت رو تخت دراز کشیده بود و مامانمم ک فقط سوتینش تنش بود داشت براش ساک میزد،خیلی حرفه ای کیرشو میخورد ، هی کیرشو در میاورد و قربون صدقش میرفت : جووون چ کیری،قراره پارم کنه،فداش بشم ‌.بعد سه چهار دقیقه ساک زدن رفت بغل بابام دراز کشید و بابام از پشت کیرشو گذاشت تو کسش و مامانمم ی اه سکسی کشید.بابام پای مامانمو داد بالا و از بغل محکم تو کسش تلمبه میزد و مامانم حال میکرد و صدای اه و نالش در اومده بود دو سه باریم تو همون حالت لب گرفت از بابام ولی بابام حوصله اینکارارو نداشت و فقط میخواست بکنه .مامانم همونطور ک اه و ناله میکرد هی حرفای سکسی میزد: جووون ،چ کلفته،پارم کن ساسان جرم بده ،محکمتر بکن ساسان .
بعد سه چهار دقیقه ک تلمبه زدن مامانم خودش کیر بابامو دراورد و گذاشت دم کونش و گفت : از کون پارم کن ساسان،میخوام شوهرم از کون جرم بده .
بابامم ی تف زد در سوراخ مامان و کیرشو تا ته کرد توش مامانم بلند داد زد اخخخخ پاره شدم ساسان،اول اروم بکن بذار جا باز کنه.
ولی بابام تازه حشرش زده بود بالا مامانمو ب پشت جلو خوابوندو خودشم رفت روش دستاشو گذاشت دو طرف مامانمو شروع کرد تلمبه زدن مامانم هم داشت حال میکرد هم داشت درد میکشید و هی میگفت : ساسان تو رو خدا یکم یواشتر بکن .بابام گفت : خفه شو جنده امشب باید پاره شی .مامانمم هی اه میکشید و اخ اخ میکرد .بعد پنج دقیقه تلمبه زدن بابام کیرشو کامل در اورد و مامانم گوزید !
البته این عادی بود و بابامم حال میکرد ک مامانمو ب گوزیدن بندازه .گفت : جنده چرا ب گوزیدن افتادی هنوز باهات کار دارم کونتو باز کن.
مامانم کونشو با دستاش باز کرد قشنگ میشد ی لوله رو توش جا کرد .بابام امون نداد کیرشو تا ته کرد توش و در اورد و باز مامانم گوزید چند بار اینکارو تکرار کردو بعد دوبار شروع کرد تلمبه زدن حالا دیگه مامانم فقط داشت حال میکرد :ساسان محکم تر بزن ،کونمو جر بده ،فدای شوهرم بشم،پارم کن ساسان.
بعد ده دقیقه تلمبه زدن بابام گفت ابم داره میاد
مامانم گفت بریز تو کونم .بابام گفت نه میخوام همشو بخوری جنده .مامانم گفت کیرت الان گوهی شده .
بابام گفت تو زن منی هر کاری بگم باید بکنی و بلند شد کنار تخت وایستادو کیرشو بزور کرد تو دهن مامانم و دو طرف سرشو گرفت و عقب جلو میکرد ،بعد تقریبا ی دقبقه ی اه بلند کشیدو سر مامانمو ثابت نگه داشت و کل ابشو تو دهن مامانم خالی کرد و گفت: همشو قورت بده ،افرین جنده خوب
بعدم رفت بغل مامانم دراز کشید رو تخت.مامانم سرشو گذاشت رو سینه پرومو بابامو گفت : بهت حال داد ساسان
بابام گفت اره حال داد ولی کیرم هنوز اب کمریه برو بخورش تمیزش کن
مامانم دوباره نزدیک یک دقیقه کیرشو براش خورد و رفت بغلش و گفت : ساسان خوب بود ؟
بابام گفت اره فاطی حالا کس نگو بذار بخوابم جنده
مامانم ساکت شد و همونجا خوابید .منم ک جقمو زده بودم رفتم رو تختم خوابیدم.اینو بگم ک من هیچ نظری رو مامانم ندارم حتی اگه لخت بغلش بخوابم پس نگین بی غیرتی
نوشته: یک حشری


👍 10
👎 44
114644 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

825190
2019-12-12 20:45:07 +0330 +0330

نظری نداری با شخصیتی که ازشون تعریف کردی هیچ نظری روشون که هیچ زیرشون هم نداری

8 ❤️

825191
2019-12-12 20:45:22 +0330 +0330

شما از زیر در روی تخت رو دیدید؟ مگه پریسکوپ تو کونتون کرده باشن وگرنه چنین چیزی غیر ممکنه!! 😁


825194
2019-12-12 20:50:49 +0330 +0330

فیلم دیدی بگو فیلم دیدم چرا اسم مامان و بابا روش میذاری؟
حداکثر فاصله زیر درب اتاق تا زمین پنج سانته حالا فرض بر اینکه بیشتر هم باشه، اگه طرف رو زمین خوابیده باشه شاید بشه یه چیزهایی دید اما وقتی بلند میشه یا رو تخت باشن، قطعا هیچی دیده نمیشه، به گنجشک گفتن منار تو کونت گفت یه چیزی بگو بگنجه!!!


825197
2019-12-12 20:53:13 +0330 +0330

مثه گزارشگرای قوتبال ایران بودی
داستان مزخرف روایت مزخرف

3 ❤️

825202
2019-12-12 20:58:33 +0330 +0330

کاری ب داستان ندارم
اخه اسمه بابا ساسانه؟؟؟
ساسانم شد اسمه بابا؟
اسمه بابا باید اصغر باشه نه ساسان


825204
2019-12-12 21:00:34 +0330 +0330

احتمالا تازه به بلوغ رسیدی و داری خوابای سکسی میبینی.

5 ❤️

825205
2019-12-12 21:00:47 +0330 +0330

صبق معمول؟ یختمون؟ ننت 20 سال داره میده هنوز وقتی بابات میکنش دردش میاد؟ عجبا چه داستانا کسشعر شدن ادمین سایت هم که بیخیال !

7 ❤️

825208
2019-12-12 21:02:57 +0330 +0330

بابات به مامانت میگه جنده؟ 😁
لابد به تو هم میگه کونی؟ 😁


825233
2019-12-12 21:21:45 +0330 +0330

خواب دیدی خیر باشه عمویی.

6 ❤️

825244
2019-12-12 21:41:19 +0330 +0330

بعد تو اونا رو میدیدی ولی اونا تورو نمیدیدن؟
مادر و پدر بهتر میدونن چه انسانهایی تربیت کردن و میشناسنتون البته انسان هم زیادیتونه

4 ❤️

825247
2019-12-12 21:49:39 +0330 +0330

طفلک یه جا از بالا در خونده اینقدر کوصوخ بوده عقلش نکشیده میخواد کوصتان بنویسه اینجا بچه ها تیزن نوشته زیر در تا تابلو نشه کسی دیدتش و کوصتانشو واقعی جلوه بده اوسکول

1 ❤️

825249
2019-12-12 21:50:39 +0330 +0330

از اونجا ك حرف لوله رو زدي و زاويه ديدت و تاريكي خونه و زير در ديد زدن و بالاااي تخا سكس كردن فهميدم كلا دروغ ميگي پس ضر نزن چاقال بذار بخوابم

4 ❤️

825252
2019-12-12 21:56:53 +0330 +0330

راستي تو حاصل سكس همون ننه بابايي كه ازشون حرف ميزني تعريف ميكني منتها سكس از كوووونننن واسه همينم چاقالي خخخخ چيزي نيست ذاتت همينه

2 ❤️

825253
2019-12-12 21:57:07 +0330 +0330

مگه سوسکی که از زیر در بتونی راحت ببینی

3 ❤️

825257
2019-12-12 22:00:29 +0330 +0330

دتقریبا خوب تخیلاتت رو به نگارش در آوردی ولی بجا اینکه بگی واقعی دیدی اگه میگفتی تخیلاتت رو مینویسی بهتر بود ؛
میگم الان برو از زیر در تو اتاق رو ببین و یه امتحان بکن ببین چی میبینی بعد بیا قضاوت کن در مورد نظرات دوستان ؛
بعد بابابت فحش میده واقعا به مادرت ؟
متاسفم برات که اینگونه مادرت رو مورده عنایت قرار دادی ؛
موفق باشی

2 ❤️

825265
2019-12-12 22:06:52 +0330 +0330

واقعا کارمون ب کجا رسیده ک میایم خاطرات سکسی پدرومادرمون رو تعریف میکنیم… /:
من اگه بچم روابط زناشوییم رو جار بزنه ، با کش دارش میزنم


825267
2019-12-12 22:08:56 +0330 +0330

کیری ک برای مادر شق شه و ارضا شه رو باید برد زیر ساطور

8 ❤️

825287
2019-12-12 22:32:28 +0330 +0330

لااقل میگفتی از سوراخ کلید دیدی آخه. در چقدر از زمین فاصله داشت مگه

3 ❤️

825292
2019-12-12 22:39:04 +0330 +0330

خیلی تابلو بود که تخیلی بود

0 ❤️

825307
2019-12-12 23:07:54 +0330 +0330

مطمئنی اون دوتا موجودی که صحنه ی سکسشون رو با این کیفیت رصد کردی، گربه های توی حیاط نبودن! همزاد پنداری با بچه گربه ای که غریزه ی والدینش اونقدر ذهن مریضشو پر کرده و درگیرش شده که احساس میکنه این موضوع واسه عمومیت ملت ایران میتونه هیجان انگیز باشه…

7 ❤️

825320
2019-12-13 00:02:00 +0330 +0330

بابات به مامانت میگه جنده؟ اونوقت به توچی میگه ؟ بچه کووونی؟

1 ❤️

825330
2019-12-13 03:17:04 +0330 +0330

برو بشاش تا چشمات باز بشه

1 ❤️

825337
2019-12-13 04:27:40 +0330 +0330

چرت و پرت مينويسياااا مامان بابات يعني شعور ندارن ك پسر بيستو يك ساله تو خونست رعايت كنن با دره باز بابات ميده مامانت ساك بزنه ؟؟؟
مطمئنم پونزده سالته يك هزارم اين اتفاقم پنج سال پيش افتاده داري اينجا واسه ما چرت ميگي
ب زودي از مسيحا داستاناي تجاوز ب بچشو ميخونيم اسم داستانم نميگم

8 ❤️

825375
2019-12-13 07:25:10 +0330 +0330

اخه کونی جقی،اول اینکه چطور از زیر در تمام ماجرا رو دیدی دوم اینکه مامان تو به پشت از جلو خوابوند چجوری میشه.اخه کونی بخاطر یه جق اینهمه کوس شعر تفت دادی

2 ❤️

825435
2019-12-13 13:35:02 +0330 +0330

نه رفیق چرا بگیم بیغیرتی کاری نکردی که
فقط دادن مادرتو تعریف کردی حرفای خصوصی باباتو گفتی که به زنش میگه جنده یه جقم با ننت زدی
کونکش خوار غیرتو یه جا گاییده

2 ❤️

825436
2019-12-13 13:36:51 +0330 +0330

یه سوال
زیر در چقدر خالیه
فک کنم اونجور که تو میگی در اتاق رو با در استبل اشتباه گرفتی

1 ❤️

825443
2019-12-13 14:06:58 +0330 +0330

کسکش کونی دیس 31 رو من بهت دادم، آخه لاشی مامانت این همه گوز رو توی قفس کونش نگه داشته بود که هر وقت بابات کیرشو میکشه بیرون یکی از گوزها رو از قفس آزاد کنه؟ آخه لاشگوشت گوز وسط سکس دیگه چه مسخره بازیه که نوشتی؟

1 ❤️

825460
2019-12-13 18:05:11 +0330 +0330

در اینکه کسشری بیش نبود شکی نیست دوستان هم به خوبی از خجالتت دراومدن
فقط موندم چطور به خودت اجازه فکر به این خزعبلات رو میدی هرچی باشه یه ننه بابایی داری لک لک ها که نیاوردنت

5 ❤️

825604
2019-12-14 00:31:34 +0330 +0330

داستانت خوب بود منم تقریبا یه همچین تجربه ای دارم.
اگه میخوای بیا خصوصی حرف بزنیم راجع بهش

0 ❤️

825637
2019-12-14 04:15:42 +0330 +0330

بنظر من عالی بود دستت درد نکنه که اینقد خوب یه کوس مامان و کیر بابا توجه داری
قربون کیر خودتم بشم من

0 ❤️

825641
2019-12-14 04:39:34 +0330 +0330

دمت گرم همین که جرات نوشتن داری ایول داره
به این حرفا گوش نده و رو نگارشت تمرین کن . نصف بیشتر اینایی که به جای نقد ، شر و ور می‌نویسن خودشون خایه نوشتن ندارند

0 ❤️

825799
2019-12-15 05:26:07 +0330 +0330

سلام
اصن فکر نمیکردم کسی این داستانتو بخونه ولی
بالای 40تا نظر زیر داستانت متعجبم کرد

امروزهرجا میرم فقط زیر درارو نگاه میکنم،
حداقل میگفتی از شیشه بالای در نگاه میکردی

2 ❤️

825863
2019-12-15 18:38:23 +0330 +0330
NA

در صورتی میشه از زیر در بالای تخت رو ببینی که حداقل ی متر زیر در خالی باشه. احتمالا در اتاقشونو مثل موش جوییدی

1 ❤️

826006
2019-12-16 05:04:06 +0330 +0330

يه داستان تخيلي كه نويسنده فقط واسه اين سايت نوشته و فكر نكنم كسي بياد اين مطالب رو در مورد سكس پدر مادرش بنويسه

ولي كامنت ها نشون ميده همه خوندنش و نظر هم دادن
فقط حميد سيگاري و كوهيار و سپيده نظرشون نبود

نكته:
احتمالا اتاق خواب مورد نظر مساحتش ٣٠ در ٢٠ متر بوده مثل قصر هاي دختر آخوندي و شمخاني و راحت از زير در ميشده ببيني چون فقط بايد فاصله تخت از در زياد باشه

0 ❤️

826026
2019-12-16 07:04:24 +0330 +0330

تخیلاتتو… 😎

0 ❤️

826063
2019-12-16 11:58:13 +0330 +0330

ای شبانه روز با دیلدو ساک بزنی آخه این مهملات چی بود سر هم کردی گلابی…بابات به مامانت تخم داره بگه جنده؟ روز بعدش طلاق نامه تو دست بابات بود…کمتر بزن همیشه بزن…با دیلدو هم ساک بزن 😁

0 ❤️

855724
2020-03-11 20:00:49 +0330 +0330
NA

قشنگ بود بازم بگو

0 ❤️

868930
2020-04-18 12:06:27 +0430 +0430

خب کم ننه
هر گوساله ای میدونه از زیر در میشه مستقیم یا رو‌به پایین رو دید
بعد بابات به مامانت چی‌میگفت؟
مطمئنی مامانت بوده

0 ❤️

896778
2020-07-07 22:55:25 +0430 +0430

کس مغز جقول ؛ سیگاری زدی باز ؟

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom