متین من

    1398/8/25

    فربد هستم
    ۳۴ ساله
    بورم و بورها رو دوس دارم
    قدو وزنم متوسطه
    تو سایت با متین اشنا شدم
    خشگل بود
    تقریبا با مشخصات خودم ولی۲۲ ساله
    عکس وویس دادم
    یه مدت لاس زدیم
    یک ساعت فاصله داشت بالاخره زمان مناسب رسید راه افتاده ام رفتم خونش وسط راه هله هوله گرفتم وقتی رسیدم بهش دست دادم نگاهش کردم بهش گفتم خیلی از توی عکس خوشگل تری واقعاً هم خیلی بانمک بود پاهاشو انداخته بود بیرون عین دخترا خودش هم لحنش دخترانه بود خنده رو و پر حرف خونش رو بهم نشون میداد یکم در مورد خودش و زندگیش حرف زدم تازه همدیگر را دیده بودیم من چهره ام یکم سنگین و مودب هست حدود یک ساعت حرف زدیم دیدم پا پیش نذاشت خیلی هم صمیمی نشد من هم نمیخواستم من با پیش بزارم برام سخت بود مخش رو زدم ببرمش بیرون آماده شد دیدم نه بابا این به روش نمیاره گفتم قبل اینکه بریم یه بار سکس کنیم بعد بریم یه notch گفت بد گفت میمردی زودتر میگفتی گفتم خیلی خوب ظرف یک ربع تمومش می کنم نمی خوام که آپلو هوا کنم گفت برو روی تخت بخواب لباساتو در بیار رفتم شورتمو در نیاوردم اومد لخت مادرزاد کنارم دراز کشید بعد گفت اون ژل رو بردار بمال به کیرت مالیدم بعد گفت بیا روی من رفتم روش گفت یواش گذاشتم توش خیلی لیز بود راحت رفت تو بالاخره دستم به بدنش رسیده بود لبم رو گذاشتم رو لپ هاش با دست هام بدنش رو میمالیدم چنگ زدم به سینه هاش پاهام رو مالیدم به کف پاهاش لذت واقعی برای من بغل کردنش بود برش گردوندم اون تو این فازا نبود ولی من افتادم به جون صورت ماهش چشاش رو میخوردم واقعاً تو فضا بودم اونم کم کم اومد تو باغ داشت لذت میبرد لپ هاش رو از ته قلبم میخوردم واقعاً یه فرشته بود یه فرشته سنگدل اما دوست داشتنی سکسی میخواست بره سمت کیرم اما من کشوندم ش سمت صورتم و شروع کردم بوسیدنش واقعاً عشق می کردم چشاش رو بسته بود و خودش رو دست من سپرده بود ناز میکرد و می گفت زود باش دیر میشه ولی از ته دل نمی گفت احساس کردم دیوونه متین شدم خیلی راحت بدنش رو تقدیم من کرده بود و من از این کارش خیلی احساس غرور می کردم روش دراز کشیدم وقتی خواستم ارضا بشم ریختم روی دستمال کاغذی بعد رفتم دوش گرفتم لباس پوشیدیم رفتیم جنگل تو راه برای سیگار گرفتم و خرج کردم بعد از دوساعت برگشتیم یه چیزی خوردیم گپ زدیم پولش رو بهش دادم بعد گفت بریم دست دوم رو تموم کنیم رفتیم رو تخت خواب یک کم با کون لخت متین ور رفتم و تفریح کردم اونم روی کیرم کونش رو تکون میداد و با کیرم حال میکرد دست دوم را شروع کردیم این بار دیگه آبم به این راحتی ها نمی آمد عین چی داشتم تلمبه میزدم و این دقیقه های زیادی طول کشید احساس می کردم داره ناله میکنه از لذت برگشت گفت جر خوردم زودتر تمومش کن منم که میدونستم این بار به این زودی ها نمیاد و حتی تلمبه زدن برام لذت نداشت و عرق داشت فقط گفتم باشه خودت خواستی شروع کردم به وحشی بازی به بدنش چنگ مینداختم و بدنش رو میخوردم و میگفتم جون عجب کونی تو چقدر خوشگلی آخه چرا انقد خوشگلی میخوای منو دیوونه کنی آره اونم همراهی می کرد و می گفت آره و ناله میکرد و آه می کشید خلاصه تلاش زیادی کردم و ب خودم رو آوردم فکیف خوبی کردم الانم خیلی دوسش دارم و با هم رفیقیم و رابطه داریم بعدش تمومش کردم اومدم خونه برای دفعه اول بد نبود ولی خیلی راضی نبودم زمان می خواست تا صمیمی بشیم الان خیلی صمیمی هستیم فقط حیف که پولیه هر وقت زنگ میزنم اینقدر بامزه هست که فقط نیم ساعت میخندم.


    نوشته: گودو

  • 2

  • 4




  • نظرات:
    •   Lasandra
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • اقا یادم رفت خواهر مادر کلید فراموش نشود (biggrin)


    •   DR.KIRKOLOFT2
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • تو که کون خوبی هستی برو به این حسن بده از ما بکشه بیرون
      ملتو حامله کردین هم شمایی که کستان مینویسین
      هم اون دولت بیناموس که قیمت بنزینو شق کرده کرده تو دهن ما


    •   Lasandra
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • در ضمن اول هم من شدم. از اینجا تا بینهایت کلیدو فراموش نکنید


    •   mehdisaadi
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • چقدر کونی زیاد شده از برکات انقلاب اسلامی (rolling)


    •   Caboos1
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • این یکی دیگه تو کله پزی توهم زده
      افتادم به جون صورت ماهش چشاش رو میخوردم!
      مغز بخور ازگل


    •   Ginglz
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • باحال بود


    •   Emperatoorxxx
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • چشات روشن


    •   samsepg
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   حسسسسن۱۲۳
    • 3 هفته
      • 1

    • منو بکن
      پولم بت میدم (biggrin)


    •   ممم64
    • 3 روز،7 ساعت
      • 0

    • یکی میتونه بهم بگه ۷لاصه داستان این حیف نون چی بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو