مجازات و لذت

    ورق ها رو یکی یکی رو میکردیم و شانس با من یار نبود!
    مدام ورق های بالاتر از من داشت و روی ورق های من میذاشتشون.
    با لبخند بهم خیره شد، چشم هاش برق پیروزی داشت. حواسم پرت نگاهش بود که یادم رفت هشت گشنیز رو روی هفتش بذارم! و وقتی فهمیدم ک ورق بعدی رو دست گرفته بودم! مجازات!!
    دوتا ورق از زیر دستش بیرون کشید و به ورق های من اضافه کرد!
    اینکه میدونستم بازنده ام هم، تحریکم میکرد!
    دست زیر چونه اش گذاشت و با نگاهش قدرت نمایی کرد.
    گفتم:
    - من تسلیم! برگه های تو دارن تموم میشن! تو برنده میشی خب.
    اخم کرد:
    - دختری که زود تسلیم میشه و خیلی ضعیفه اصلا جذاب نیس!


    صاف نشستم و سعی کردم درست بازی کنم. مجازات بازیِ جالبی بود و هم شانس میخواست و هم حواسِ جمع، و بابک برعکسِ منِ سربه هوا، تیز بود.


    البته که در نهایت باختم، اما دیرتر و بامقاومت!
    بابک اینطوری دوست داشت! و وقتی بهش فکر میکردم، خودم هم...


    منتظر بودم ک پاداش بُردش رو بگه. اما به جای آزاد کردن صدای لعنتیش، سه تا کاغذِ ریزِ تا شده از جیبش درآورد و گذاشت روی میزِ کافه!
    بالاخره صدای لعنتیش گفت: یکی انتخاب کن!
    استرس مَلَسی گرفتم. کمی از نسکافه ی سردم خوردم و فکر کردم. اونی رو برداشتم که از همه بیشتر فشرده بود! خب این یعنی بابک با دست هاش فشار بیشتری بهش وارد کرده!
    خب خودمم میدونستم دیوونه ام!


    بازش کردم نوشته بود: " !the best oral orgasm "
    و ترجمه اش رو میدونستم!
    تقریبا یعنی "دهنت ...اییده اس!!"
    و دقیقا یعنی باید واقعا بهترین اورال رو براش انجام میدادم!
    یعنی چجوری؟!


    با تک سرفه ی کوتاهش از فکر بیرون اومدم. دستش زیر چونه، داشت نگاهم میکرد.
    گفتم:
    - بهترینش دیگه چجوریه؟
    با دقت به لب هام نگاه کرد:
    - جوری که از تمام جورایی که تا حالا انجام شده، بهتر باشه!


    لجبازیم گل کرد و دلم میخواست حاضر جوابی کنم اما نگاه مصممش خاموشم کرد. درعوض گفتم:
    - من که جورای دیگه اشو ندیدم بابک! هرچی فیلم سوپر هم دیدم، معمولا اورالاشو زدم جلو رفته!


    خندید: صداقتت جالبه! خب حالا وقتشه نزنی جلو بره! دقت کن! و البته، من ازت تقلید نمیخوام. از غریزه ات کمک بگیر. هرچی که غریزه ات بگه، مسلما از تقلید بهتره! به تونستنت امیدوارم، برق چشمای سیاهت غریزه و شهوتی بیشتر از اونی که فکرش رو بکنی، منتقل میکنن.. من سختگیر هستم، اما بی انصاف نیستم. نترس!


    بعد اشاره ای به گارسون کرد تا دوباره نسکافه بیاره...


    گفتم:
    -اورال اونقدرام گسترده نیست! بهترین بودنش نامفهومه!



    • فکر کن چکار ‌میتونی بکنی که بیشترین لذت رو بهم بده! درهرحال باختی و باید انجامش بدی! حتی خودت انتخاب کردی!


    به اون دوتا کاغذ دیگه فکر کردم... گفتم:
    - درسته! انتخاب خودم بود... کلا شانس ندارم! لابد سخت ترینش بود!


    بابک لبخند کمرنگی زد دو تا کاغذ دیگه رو با دو انگشت اشاره و وسطیش روی میز کشید و به طرف من هل داد.
    با نگاهی عجیب گفت: بازشون کن!


    سریع برداشتم و یکیش رو باز کردم:
    ' !the best oral orgasm '!
    خدای من!
    همون رو نوشته بود!
    گیج به بابک خیره شدم و بعد اون یکی رو هم باز کردم:
    ' !the best oral orgasm '!!


    هم خنده ام گرفته بود، هم حس ناتوانی داشتم!
    آروم اسمشو زمزمه کردم...
    نگاه بابک خیره بود. گفت:
    - سیاست همینه! دنیا همینه! تا چند دقیقه ی پیش خوشحال بودی که بهت حق انتخاب دادم و سختیش رو گردن شانس و تقدیر انداختی! اما الان چی؟


    گفتم:
    - حس رکب خوردن دارم! از حق انتخابی که نداشتم، راضی بودم! چیزی که وجود نداشته رو قبول کرده بودم!!



    • به نظرت دیگه چه چیزایی وجود ندارن و قبولشون داری؟ کجاها حق انتخابی نداشتی و فکر کردی که داری؟ یا خیلی حق های دیگه...


    سیخ شدن موهای تنم ارادی نبود...
    فکرم به جاهایی کشیده میشد که خوشایند نبودن...
    تو فکر بودم که انگشتش زیر چونه ام نشست و سرم رو بالا آورد.
    عمیق نفس کشیدم تا سنگینی سینه ام سبک و مغزم خنک بشه. دستش رو بر نداشت. انگشت شَستش رو روی لب پایینم کشید و گفت:
    - از تلفیق استفاده کن!
    لبخندی زد و ادامه داد: اینم یه راهنمایی، واسه جبران خسارت وارده به لبخند نفس‌خانوم!


    لحن زمزمه وارِ اغواگرش و گرمی انگشتش حالمو عوض کرد...
    قبل ازینکه لبامو باز کنم و انگشتشو بین لبام بگیرم، دستشو برداشت.


    گفتم: واقعیه!
    سوالی نگاهم کرد. ادامه دادم: این دستِ گرمی که میتونه با لمس کوتاهش تشنه ام کنه، واقعیه! وجود داره...
    میتونم کاری کنم از لذت محکم به دسته های مبل فشارشون بدی! میتونم کنترلشون کنم! حتی میتونم بهت حق انتخاب بدم که جای دسته های مبل، چنگشون کنی تو موهام! یا‌.‌.‌‌.




    کلی توی اینترنت و سایت های مختلف چرخیده بودم...
    نزدیک ۵۰ تا فیلم اورال ایرانی و خارجی دانلود کرده و دیده بودم...
    خارجی هاش معمولا نمایشی‌طور بودن؛ طوری که زن های توش سر و صدا میکردن و هی ادا میومدن، معمولا حس میکردم کارشون نرم نبوده و کلی دندون زدن و ...
    اکثرا حس مصنوعی بودن بهم القا میشد، اما حالت های قوس کمر و بدن، آرایش چشم و صورت و مدل موهاشون عالی بود.


    ایرانی‌ها هم معمولا کثیف بودن و با دوربین های ضعیف، اما خب هدف من کشف چیزای دیگه ای بود...


    چیزی که تو فکرم جمع‌بندی کرده بودم، ترکیبی از استفاده‌ی مناسب از لب ها، زبون و دست ها بود...
    چندتا ابتکار هم خودم در نظر گرفته بودم...
    هیجان خاصی داشتم، اینکه بعد از دو سال رابطه باهاش، هنوز هیجان شدید داشتم، خوشحالم میکرد...
    برخلاف خیلی چیزهایی که اخیرا در مورد تنوع و آزادی و لذت دادن به شریک جنسی خونده بودم، و همه نهایتا به بی غیرتی و کاکولدینگِ تهوع آور و عجیبی میرسیدن، راه‌های تنوع دادنِ من و بابک، تعهد شیرینی داشتن که دلم رو قرص میکرد.


    توی راه خونه، از فروشگاه یه دنت نوشیدنی خریدم‌.


    نه میخواستم همه چیز خیلی برنامه‌ریزی شده باشه، نه خیلی یهویی، تعادل بهتر بود...


    ساعت ۱۱صبح بود، و بهش گفته بودم ۵ عصر خونه باشه. استرس جالبی داشتم.
    نکته هایی رو یادداشت‌ کرده بودم و دونه دونه باید انجامشون میدادم:


    ۱. آرایش باید خیلی تمیز باشه، چون نگاه کسی که داری براش اورال انجام میدی احتمالا بیشتر روی صورته، پست پوست باید تمیز و غیرِچرب باشه.
    رژ لبی که استفاده میشه باید خیلی چرب و مایع نباشه، حین کار به اطراف لب و آلت پارتنر میماله. ترجیحا رژ مات اما سرخ و کم‌حجم...
    مهم ترین قسمت آرایش، مخصوص چشم هاس که معمولا توی اورال بیشترِ توجه پارتنر به اوناس. پس ظریف و کشیده و خمار باید باشه...
    موها هم اگر بلندن، نباید باز باشن، هی جلوی صورت میان و ممکنه تو دهن برن که حس بدیه.. و حواس پارتنر هم پرت جمع کردنشون میشه و البته من که ریشه ی موهام حساسه، همون خودشون بسته باشن بهتره.
    پس موهام رو با یه کش موی پفکی قرمز، دم اسبی کردم. البته تقریبا بالای سرم بستم کش رو، راحت تر تو دست میومد، نمای قشنگی هم داشت وقتی از بالای سر، دو طرف صورتم میریختن...
    یه گوشواره ی آویزی هم میتونست خیلی خوب باشه.


    ۲. لختِ کامل بودن برای اورال لازم نیست. یه لباس خواب سکسی که نمای خوبی از سینه ها داشته باشه، و البته تو قسمت قوس کمر و برامدگی باسن جذب باشه انتخاب کردم. موقع دو زانو بودن، نمای پشت کاملا مهم بود.. رنگ مشکی براق رو انتخاب کرده بودم، بابک دوست داشت. جوراب شلواری ای هم که انتخاب کرده بودم و با بند به لباس خوابم متصل بود، مشکیِ خیلی خیلی نازک بود، طوری ک لاک مشکی پاهام مشخص باشه...


    ۳. ناخن های دست خیلی مهم بود. ازونجا که اورال رو با حرکات دست تو ذهنم داشتم، اینکه کنار ناخن ها سفت و گوشه نکرده باشه، و ناخن ها تیز نباشه، لازم بود.
    لاک دست هام رو هم مشکی زدم.


    ۴. انتخاب مکان رابطه از سخت ترینا بود. اما بهر حال کاناپه رو انتخاب کردم. هم از روبه رو امکانش بود، هم اینکه دراز بکشه و از بغل کار رو انجام بدم!


    ۵. شکلات!
    شکلات رو خیلی دوست داشتم. دنت نوشیدنی غلظت مناسبی داشت. اولش خواستم گرمش کنم، اما شوک سرد بودنش، و بعد برخورد گرمای زبون و دهن، برانگیزاننده تر بود.


    ۶. انتخاب پوزیشن هم سخت بود، اما اونو بیشتر به دلخواه بابک گذاشته بودم و البته اینکه چی پیش میاد.. درهرحال میدونستم که پوزیشنی ک جلوش زانو بزنم و از روبه رو، امکان دندون زدن توش به خاطر حواس پرتی خیلی بیشتره، تا پوزیشنی که کنارش باشم... درسته روبه رو نمای بهتری داره و تو فیلم ها هم بیشتر دیده میشه، اما خب ملاک فیلم ها، بیشتر لذت بیننده اس...


    ۷. به خاطر میل مازوخیسمی خودم، و علاقه ی بابک، دو تا گیره ی نقره ای مشکیِ مخصوص سینه، که با دو ردیف زنجیر به هم وصل بودن، به سینه هام وصل میکردم. هم خودم رو تحریک میکرد، هم بابک رو دیوونه!


    ۸. سخت ترین کار بود برام! خوردن منی! هنوز برای انجامش قانع نشده بودم.. هیچ وسواس نبودم اما قورت دادنش تو حالت غیر مستی، باب میلم ‌نبود و اگرم انجامش نمیدادم، شاید best oral orgasm نمیشد...
    پس، انجامش میدادم!


    بعد از نوشتن نکات، شروع کردم به حاضر شدن...
    آرایش ملایم کردم و چشم هامو تمیز و دقیق خط چشم کشیدم، موهامو بالای سرم دم اسبی بستم و لباس سکسی رو پوشیدم، جلوش از زیر سینه بندهای ضربدری مشکی میخورد، بستمشون و سینه هام رو که ازاد بودن، نوکشون رو گیره زدم. از نتیجه ی آماده شدنم تو آینه راضی بودم...
    ساعت ۴ و نیم بود و من کاملا آماده.
    حتی اون حالت اضطرابِ اومدنش هم برام تحریک کننده بود...


    با صدای زنگ خونه، در رو باز کردم و سریع یه چای فقط برای خودم ریختم! وقتی از در داخل میومد، معمولا چیزی نمیخورد... اما چایِ خودم، دلیل داشت!


    وقتی در رو براش باز کردم، بعد از صورتم، چشم هاش میخکوب گیره های سینه ام و زنجیرشون شد...
    یه ابروش بالا پرید و با تحسین نگام کرد، از نگاهش لذت میبردم و دلم ‌میخواست با چشم هاش هیزی کنه روم! تنها نگاهی که حتی هیز نگاه کردنش رو هم برای خودم میخواستم...
    ژست دست به جیب و خیره اش با اون کاپشن کوتاه چرم عالی بود!
    دستش رو بالا آورد و آروم روی زنجیرِ بین گیره ها کشید. میدونستم نمیکِشتشون، اما باز هم حس استرس القا میشد... سوز سرد از راهروی بیرون می‌اومد...
    گفت:
    - خب؟


    گفتم:
    - خب بیا تو!
    - فکر کردم همینجا قراره زانو بزنی!
    خنده ام گرفت، به کاناپه اشاره کردم و گفتم:
    - بشین رو‌ کاناپه! ممممم... لباساتم در بیار!


    چند دقیقه بعد لخت روی کاناپه نشسته و پاش رو روی پاش انداخته بود.
    نگران‌ بودم‌ عالی نشه اما ‌اعتماد به نفسمو از دست ندادم. صاف و با ناز رفتم سمت اُپن، دنت نوشیدنی ای که تو‌ ظرف جا سسی ریخته بودم رو همراه چاییم، آوردم گذاشتم روی عسلی کنار کاناپه.


    با نزدیک شدنم ریلکس پاش رو از روی اون یکی برداشت و کمی از هم باز کرد، راحت لم داد!
    عاشق اورال بود، همیشه میگفت: "از برتری های اورال به سکس واژن، مَکِشه! دهن به خاطرِ مَکِشی که داره، یک هیچ از بقیه جاها جلوئه!"


    یه شال از روی مبل برداشتم و گفتم:
    - میخوام اولش چشمات بسته باشه!


    با هشدار گفت:
    -فقط اولش!


    لبخند زدم و آروم چشم هاش رو بستم.
    مدام با خودم تکرار میکردم که نرم و خیس و آروم!
    اولش کار با دستام بود.
    آلتش کاملا تحریک شده بود. دو دستم رو به بیضه ها رسوندم و با پشت انگشت های اشاره، لمسشون کردم. تغییر و سفت تر شدن بیضه هارو کاملا حس میکردم...
    بعد انگشت‌های سبابه رو زیرشون گذاشتم و با شست هام دورانی مالششون دادم...
    لبخند محوش نشونه ی خوبی بود!
    بعد از مالش های آروم، انگشتم رو از کمی پایبن تر از بیضه ها، تا بالای آلتش، ممتد و نرم کشیدم و این ‌کار رو چندبار تکرار کردم. بعد با انگشت ها محل تجمع رگ ها رو لمس کردم، عاشق لمس اون ناحیه بود، دقیقا زیر آلت...


    خودم رو مشغول مالش کرده بودم و طوری که اصلا متوجه نشه، یهو زبون خیسم رو از پایین بیضه ها تا نوک آلتش کشیدم وحبس شدن نفسش رو حس کردم. با تکرار کارم نفسش رو مثل آهِ آرومی بیرون داد‌.


    حالا جای خیسی زبونم رو فوت کردم تا سردش بشه!، سریع کمی از چای داغم نوشیدم تا زبونم داغ بشه و زود کارم رو از پایین تا بالا تکرار کردم. آهِ مردونه اش رو دوست داشتم!
    دوباره فوت کردم و دوباره چای و داغیِ زبونم‌...
    کافی بود.
    ظرف دنت رو برداشتم و بی حرف نوک آلتش ریختم، عمدا دنت رو گرمش نکرده بودم، دندوناش رو فشار داد و برخورد لب هام با آلتش، لرزوندش...
    دوباره چای خوردم و تا قسمتی آلتش رو وارد دهنم کردم و
    شکلات ها رو مکیدم. نفس هاش حسابی سنگین بود...


    عقب کشیدم و گفتم: "چشم بندت رو باز کن!" و زانو زده جلوش، صاف نشستم و تو چشمام هاش نگاه کردم. لبخندش قشنگ ترین نبود؟!
    دوباره براندازم کرد، نگاهش رو سخت از سینه هام گرفت، شال رو گوشه ای پرت کرد و گفت: "یخ کرد!"
    خنده ام گرفت اما اون جدی و ملتهب بود..
    ظرف دنت رو برداشتم و دوباره سر التش ریختم، گذاشتم کمی پایین تر بره و با زبون از پایین تا بالا همش رو خوردم!
    بازی زبونم زیر ختنه گاه، جایی که تجمع رگ هاش بود رو دوست داشت، اونجا رو بازی دادم و بعد مکیدم..
    گفتم صاف تر بشینه، شست دستم رو خیس کردم و همزمان با زبون زدن به زیر ختنه گاه، دایره ای روی محل اتصال بیضه و التش مالیدم، نفس هاش صدادار بود. با زبونم و مکیدن، سراغ بیضه ها رفتم...


    وقتی بی قرار گفت "قشنگ بخورش!" گوش کردم و با تمرکز برای دندون نزدن، آلتشو وارد دهنم کردم.
    اولش نرم و آروم... تا جای ‌ممکن، طوری که نوک بینیم به پایین شکمش برخورد میکرد. حلزونی و نرم و آروم عقب و جلو میرفتم که موهای دم اسبیم رو گرفت و حرکتم رو تند تر کرد. لب هام سپر دندون هام بود. موهام رو ول کرد.
    دوباره کمی زبونم رو روش حرکت دادم و بعد کم کم مکیدن رو شروع کردم.. از نوکش شروع کردم و مکش رو تا تهش ادامه دادم...
    مکیدن بهم لذت میداد... احتمالا این عطش برای مِک زدن، تو دوران نوزادی ریشه داشت..
    چشم تو چشم بودیم...


    عقب کشیدم و با اشاره بهش فهموندم روی کاناپه دراز بکشه، من کنارش روی زانوها بودم، یه بالشتک مبل زیر زانوهام گذاشتم تا راحت تر باشم. دستشو به عسلی رسوند، انگشتاش رو داخل ظرف دنت کرد و روی لبم کشید.. بعد صورتم رو سمت صورت خودش کشید و شکلاتِ روی لب هام رو با زبون خورد و بعد بوسید... بازی لب هامون نرم و پرعطش بود... بوسه مون عمیق و داغ شده بود...
    رسوندن دستم به بیضه هاش، نفس هاش رو تبدیل به صداهایی از ته گلو کرد..


    بعد از دقیقه های ملتهبمون عقب کشیدیم و رفتم سراغ آخرِ کار!
    بلد بودم دیوونه اش کنم، طوری که نتونه خودشو نگه داره!
    با مکیدن آلت شروع کردم و دستم همچنان پایین تر بود...


    اول نرم و خیس پایین و بالا کردم.. در حین بالا و پایین بردن نرمِ لب هام، از داخل با زبون تحریکش میکردم...
    اروم بند بین گیره های سینه ام رو تکون داد و منقبض شدم. تکون محکمی نمیداد...
    بدنش از لذت بالا و پایین میرفت و صدای لب های من و آواهای گلوی اون، تنها موسیقی فضا بود...


    دوباره دم اسبی هام رو تو دست گرفت و مجبورم کرد حرکتم رو تندتر کنم... همینکارو کردم.
    بعد کم کم خوردن رو تا نیمه کردم و نیمه ی پایین و خیس آلتش رو با دستم حرکت دادم.. حرکات عقب و جلو و چرخش دار...
    نزدیک ارضا شدن بود و بی قرار...
    حرکت دستم رو تند تر کرده بودم و مکیدن رو پیوسته تر...
    ارضا شدن در حال مکیدن باید جالب میبود؛ و خب عاشقش بود!


    صداش بلند بود، مکیدن رو قطع نکردم و تمام نبض های آلتش برای پرتاب منی رو تو دهنم حس کردم. سریع قورت دادم که تهوع نگیرم و موثر بود! عُق نزدم...
    اما پاشدم و رفتم دهنم رو شستم.. نمیخواستم تو دهنم بمونه...


    برگشتم و صحنه ی لم داده ی بابک رو مبل، با اون نگاه تحسین کننده و خیره و مسحور، قشنگ ترین تابلوی سکسی ای بود که میشد دید...


    صداش هنوز کمی هیجان زده بود:
    - سه تا کاغذِ تا شده روی عسلیه، همیشه که لذت تو مجازات نیس... اینبار جایزه ات رو انتخاب کن نفس‌خانومی!


    نوشته: Hidden moon

  • 62

  • 10




  • نظرات:
    •   خوشگلخانم
    • 3 ماه
      • 2

    • کاملا اموزش اورال بود


    •   Ayhankazemi
    • 3 ماه
      • 1

    • ایراداتی داشت ولی در کل خوب بود منتظر داستان های جدید و بهتر از این هستیم


    •   Ali00148
    • 3 ماه
      • 1

    • عالی بود


    •   Parniyan.queen
    • 3 ماه
      • 3

    • عااااااالی بود و به شدت لذت بردم ممنونم :*


    •   Amir_78
    • 3 ماه
      • 5

    • قشنگ و جالب و صد البته متفاوت


      لذت بردم و سطح توقعم رفت بالا ...


      فکر نکنم‌دیگه اورالی بتونه ارضام کنه!


      لایک 7 تقدیمت هیدن عزیز


    •   barde_misham
    • 3 ماه
      • 2

    • هعی لوله گاز از سینگلی مُردم


    •   sepideh58
    • 3 ماه
      • 5

    • لایک 11 و یه عالمه اوف به این قلم و داستان !
      دختر بی نظیر و متفاوت بود !
      میدونستی اورال یکی از سخت ترین و در عین حال لذت بخش ترین قسمت سکسه؟
      سخت ترین برای زن !چون فک و دهن خسته میشه و لذت بخش ترین برای هردو!
      و تو یکی از بهترین ها و کامل ترین اورال ها رو ارائه دادی لعنتی !
      بعنوان منبع یادگیری اورال میشه ازش استفاده کرد (biggrin) (biggrin)

      اخه فوت؟اخه چای داغ؟واویلا !دنت !
      آخر داستان بی نظیر تموم شد ! (rose)
      انتخاب جایزه !و قطعا باز بهترین رو خواهد خواست !


      دلم تنگ شده بود برا غزل نوشتن زیر داستانات ماه خانم!


      می خواستم که نثر…، به شعری بدل شدی
      می خواستم سپید بگویم، غزل شدی


      زنبور شد غزل، به لبت پر کشید و بعد
      آمد نشست روی لبانم، عسل شدی


      کم کم مکیده شد عسل و داغ شد تنم
      آنقدر تا که ذوب شدم، بعد حل شدی


      حالا اگر از آن توام، من بغل شدم
      حالا اگر از آن منی، تو بغل شدی


      یک لحظه خواستی که به قدرت نمایی ات
      کاری کنی که زنده نباشم، اجل شدی


      پس لا اله واحدُ کانَ شریک له
      مثل پری رسیدی و عزّ وجل شدی


      نه ٬ لا اله الا تو ٬ مـی پرستمت
      بی شک تویی که باعث کفر از ازل شدی


      حالا خدا شدی و به من وعده می دهی
      تو هم به آن خدای قدیمی، بدل شدی!


      (love)(love)


    •   nilajooni
    • 3 ماه
      • 2

    • ماه عزیزم گفته بودی این یکی متفاوته و اروتیک ولی فکرشم نمیکردم چنین موضوعی باشه
      عالی بود لعنتی
      لایک ١٣ بدور از نحسیش تقدیم خودتو قلم زیبات


    •   mohsenrasa
    • 3 ماه
      • 1

    • عالی بود


    •   Hidden.moon
    • 3 ماه
      • 3

    • خوشگلخانم
      ممنونم ازتون دوست عزیز، بله.. امیدوارم مفید بوده باشه..


      ayhankazemi
      متشکرم دوست عزیز.. کاش ایرادات رو بیان میکردین..


      ali00148
      ممنونم دوست عزیز


      parniyan.queen
      ممنونم عزیزم.. عالی..


      ساسی جان
      ممنونم ازت دوست خوبم.. لطف داری..
      خب به پارتنر جان هم بده داستان رو بخونه، آموزش دگ :) (rose) ;)


      barde_misham
      لوله گاز؟! (rolling)


      fetish_lover
      خیلی متشکرم ازتون عزیز


      siavash...
      ممنونم..


      سپیده‌ی سپید، دوست قدیمی عزیزم


      آره میدونم، چیزیه ک کم و ناقص ازش گفته شده بود...
      منبع؟ <img class=" /> آخ جون!
      ممنونم ازت خیلی... شعر :) (preved)
      منم دلم برای نوشتن و کامنت جواب دادن تنگ بود..
      همینطور برای نوشتن و آپ کردن تو، بنویس زود (love)
      شعری ک خیلی دوسش دارمممم :)))))))
      مرسی ک اینو فرستادی... یادمه... (rose)
      "حالا اگر از آن توام، من بغل شدم
      حالا اگر از آن منی، تو بغل شدی" :)


      نیلای عزیزم، مهربون
      ممنونم ازت خیلی...
      آره فکر کنم زیادی متفاوت شد و آروتیک! خخخخ
      مرسی خیلیییی... توام بنویس زووود (rose)


      mohsenrasa
      ممنونم ازتون دوست عزیز..


    •   raul14
    • 3 ماه
      • 1

    • جالب بود و با حال
      کاش یکی بور برا ما هم ازین کارا می کرد


    •   سانسا
    • 3 ماه
      • 1

    • داستان لوس و خنک بید. چند سالته؟ نویسنده به 14 ساله میماند. نهایتا 16 با ارفاق اونم :)
      مخصوصا شروع داستان جمله ها و کلمه ها کلیشه بید (sick)


    •   ساناز221122
    • 3 ماه
      • 1

    • پرفکت


    •   hamidreza.7.69
    • 3 ماه
      • 1

    • یکم طولانی بود اما خووب بود خسته نباشی.دوسداشتم اونم در ادامه ی داستان واسه تورو بخوره چون خودمم عاشقِ اورال سکسم دوسدارم با خوردنِ مهبلِ پارتنرم مستههه مستش کنم.موفق باشی.?


    •   85_Behrouz--85
    • 3 ماه
      • 1

    • باحال بود ممنون


    •   توت.فرنگی
    • 3 ماه
      • 1

    • حتی خوندن نوشته هات میتونست تحریک کننده باشه،پر از ریزه کاری و پر از جزییات بود خیلی قشنگ توصیف کردی


    •   Mr.Shelby
    • 3 ماه
      • 2

    • کسیو ندیده بودم واسه ساک زدن بشینه دستورالعمل بنویسه که الحمدلله اونم دیدیم.


    •   darya54
    • 3 ماه
      • 1

    • عالی بود.
      یک آموزش کامل اورال همراه با احساسات زیبا و بی نظیر با یک نگارش عالی.
      واقعا احسنت به این قلم


    •   nilajooni
    • 3 ماه
      • 1

    • هیدن جان امشب هم یه داستان از من آپ خواهد شد ب حرفت گوش کردم و تکمیلش کردم عزیزم


    •   arbabbkhashenn
    • 3 ماه
      • 1

    • اول با به قلمتون تبریک گفت بعد از مدت ها داستان اموزشی و توام با اس ام خوندم خیلی داستان خوبی بود


      و سطح توقع هم رفت بالا ایشالا داستان های بعدی بهتر باشه و با موفقیت بیشتری پیروز باشید


    •   shiraz-m-m
    • 3 ماه
      • 1

    • اسم داستان زیبا،داستان نویسی زیبا،نوع نگارش وادبیات زیبا،تنها ایرادی که میتونم بگیرم به طولانی شدن داستان بود،درکل لایک و در آخر منتظر داستنهای بعدیت هستم


    •   blind_owl
    • 3 ماه
      • 1

    • حس تماماً در اختیار بودن یار، و تسلیم و فرمان برداری از اوامرش، و لذتی که از این امر حاصل میشه، توی کل داستان موج میزنه. مسائل مهمی رو مطرح کردی اینکه اورال فیلم سوپرای خارجی همشون مصنوعی. و اینکه این مسائل همشون باید حس داشته باشن و مصنوعی نباشن.


      کارای شخصیت پسر داستان همش در راستای آزار رسوندنِ لذت بخشه! دونستن حقیقت هم آزاردهنده س. بابک میتونست اون دو تا کاغذ دیگه رو نشون دختره نده و بزاره خوشحال بمونه از حق انتخابش ولی این حرکت در دنیای ماز ، جوانمردانه نیست! باید حقیقت رو دونست تا بهانه ای باشه واسه رنج کشیدن.


      بقیه شم یه چیز تو مایه های کلاس آموزشی اورال بود . از مقدماتی تا پیشرفته! ترکیبی از شکلات و دنت و گیره و موی دم اسبی و چایی و فووووت و ... که همشون از طریق خلاقیت و قدرت تصور عالی نویسنده ی محجوب و باحیای داستان با هم ترکیب شدن!


      درسته که حس مکیدن به دوران کودکی برمیگرده، ولی هنوز مشخص نیست لذت مکیده شدن ریشه ش کجاست؟!


    •   arbabbkhashenn
    • 3 ماه
      • 1

    • در مورد بازی ترس و وحشت هم میشه نوشت همچین قالبی


    •   Nevermindd
    • 3 ماه
      • 1

    • مجازاته بابک شبیه به انتخابات ریاست جمهوری تو ایرانه :|


    •   aliaaz
    • 3 ماه
      • 1

    • دادا من انشام ضعیفه از این متنای ادبی زیاد بنویس واسه هفته بعد لازم دارم


    •   Hidden.moon
    • 3 ماه
      • 0

    • raul14
      ممنونم دوست عزیز، امیدارم پیدا بشه زووود..


      eghma.nill
      خیلی ممنونم ازتون.. لطف دارین..


      سانسا
      یه دوستی هم حس میکرد سنم ۶ ساله بید!
      ممنون.


      ساناز۲۲۱۱۲۲
      ممنونم عزیزم..


      hamidreza7.69
      ممنونم ازتون. بله اگر ادامه داشت داستان، مسلما خواهید دید لذت یکطرفه نیست.


      behrouz85.85
      خواهش میکنم.. ممنونم ازتون.


      توت‌.فرنگی
      خوشحالم دقت کردین دوست خوب. ممنونم (rose)


      mr.shelby
      بله به نوعی "اورال‌نامه!" بود. امیدوارم آموزنده بوده باشه‌‌.


      darya54
      خیلی خیلی ممنونم دوست عزیز. لطف دارین.
      سعی کردم صرفا اورالِ بدون حس نباشه... (rose)


      نیلا جان
      خیلی هم خوب :)
      حتما میخونمش.. :)


      arbabbkhashenn
      خیلی متشکرم ازتون دوست عزیز.
      خوشحالم ک رگه های اس ام رو متوجه شدین و دقت کردین.
      امیدوارم. پایدار باشید (rose)
      بازی ترس و وحشت؟ مممم.. میشه بیشتر توضیح بدین؟


      shiraz-m-m
      از توجه و نظرتون خیلی ممنونم دوست گرامی.
      خب معمولا نوشته هام طولانی میشن..
      لطف دارین عزیز..


      blind.owl
      دوست خیلی خوبم، از نگاه و دقتتون ممنونم..
      درسته اس ام از علایقم هست و رگه هاش تو داستان هام معمولا پیداست...
      بله درسته..
      بله بابک از اون آزار دادن و تماشای حالات دختر لذت میبرد و البته ک لذتش برای دختری ک ماز هست، متقابله..
      خیلی خیلی لطف دارین ارثلس عزیز.. :)
      ریشه اش احتمالا به حساسیت نوازش و لمس پوست برمیگرده...
      مانا باشید (rose)


      سکسیرو
      خیلی ممنونم دوست خوبم، درسته.. :)


      aliaaz نفهمیدم (biggrin)


      85sisi
      خیلی خیلی ممنونم ازت دوست عزیز..


    •   Babak4650
    • 3 ماه
      • 1

    • عالی بود
      سپاسگزارم


    •   مهدی ایتالی
    • 3 ماه
      • 1

    • عالی بود لذت بردم قلم روان شیوایی داشتی (rose)


    •   اسکلت حشری
    • 3 ماه
      • 1

    • قشنگ بود.
      فک نمیکردم انقد باز بتونی بنویسی...
      باشد که سرمشخ زنان این سرزمین شود!


      تنها ایرادش قسمتی بود که به یارو گف برو لخت بشین رو مبل. درحالی که زن اگر خودش شلوار مرد را دربیاورد لطف دیگری دارد. در همین راستا روایت داریم: «زنی خوبه که شلوارتو دربیاره نه حرصتو.»
      عب نداره حالا باشه برا داستانای بعد...


      خوشحالم برات که به خوبی از پس یه داستانِ تا این حد سکسی براومدی بدون این‌که مقررات سخگیرانه‌ی خودت (ممنوعیتِ سه‌‌کاف) رو نقض کنی و با این اوصاف موفق هم عمل کردی.
      همین فرمون برو جلو...


    •   hogol
    • 3 ماه
      • 1

    • یاخدا ببین یه ساک زدن چقدر برنامه ریزی داره ما پسرا نمیدونستیم تاحالا


    •   Takmard
    • 3 ماه
      • 2

    • امروز یه داستان متفاوت تو سایت میخوندم که قهرمان قصه روحشو به کالبد خاله ش میفرسته ...یه تم ناب با پرداخت نسبتا معمولی ...
      اما برعکس اون تو یه دستمایه معمولی رو با قدرت تبدیل به داستان کردی ،با همون وسواس و ریز بینی ویژه خودت که مثل کاسپارف همه جوانب رو میسنجه ...،!
      داستانت حتی اگه آموزش اورالشو نادیده بگیریم بهمون میگه هر کاریو میشه به بهترین شکل انجام داد اونم واسه دلدار ، کاری که نباید دستکم گرفتش !
      اما از اینا که رد بشیم چند تا نکته در گوشی میگم که برداشت خودمه ،،، اولا مراحل آماده سازی قهرمان واسه کارش کمی کشدار بود قشنگ اما کمتر داستانی
      مهندسی شدن سیر داستان پیش بینی پایانشو ساده کرد و این پاشنه آشیل کار شد
      میشد شاهنامه ای تر سهراب قصه رو قربانی میکردی و یه شوک قوی وارد میکردی !،،، گاهی خودتو از غل و زنجیر ماز رها کن ...
      در کل زنونگی داستان ، ظرافت قلم ،و پیام قوی ت خودنمایی میکنه انکار چیره دستی ت شرط انصاف نیست ....لایک


    •   سانسا
    • 2 ماه،4 هفته
      • 2

    • بعله ما اینجا فقط جکی اسپارو رو کم داریم


      چند تا حالت بیشتر نئاریم


      ۱- یا اینجا هیشکدوم کیر میر ندیدین و نئارین
      ۲- یا اینجا هیشکدوم تو عمرتون کسی واستون ساک نزده
      ۳- ..... خخخخخخخخخ بگم بلاکم خودتون حدس بزنین


      رو کیر طرف دنت سرد ریختی؟! بعد چایی خوردی و براش ساک زدی؟! خخخخخخخ
      عسیسم کوچمولو فک نکنم رو کیر کسی دنت سرد بریزی همچنان حشراتش فعال باشه ها
      جوگیر این همه تعریف معریف نشیا
      واضحه جریان چیسته خخخخخ


    •   سانسا
    • 2 ماه،4 هفته
      • 7


    • بعد انگشت‌های سبابه رو زیرشون گذاشتم و با شست هام دورانی مالششون دادم...



      اینجا یاد دسته پلی استیشن داداشم افتادم خخخخ



      از مالش های آروم، انگشتم رو از کمی پایبن تر از بیضه ها، تا بالای آلتش، ممتد و نرم کشیدم و این ‌کار رو چندبار تکرار کردم. بعد با انگشت ها محل تجمع رگ ها رو لمس کردم، عاشق لمس اون ناحیه بود، دقیقا زیر آلت...



      محل تجمع رگها! کجاس دقیقا؟ مگه لوله کشیه؟ تو مایه ها تجمع مهدیه تهران، پیروان ولایت خخخخخ راهیان نور خخخخخ



      حالا جای خیسی زبونم رو فوت کردم تا سردش بشه!



      قبل فوت آرزو کردی جوجویی؟ چند سالت شد جوجو؟ خخخخخخخ



      سریع کمی از چای داغم نوشیدم تا زبونم داغ بشه و زود کارم رو از پایین تا بالا تکرار کردم



      این همه تغییر آنی دما کیر یارو نشکست؟ خخخخخ میل گردو این هم سرد و گرم کنی یه چیزیش میشه ها. فک کنم اونی که باهاش اینکارو کردی استخون بوده، کیر نبوده



      دوباره فوت کردم و دوباره چای و داغیِ زبونم‌...
      کافی بود.



      ایندفعه چی آرزو کردی؟ من هنوز نگران این همه اختلاف دما هستما



      و زانو زده جلوش، صاف نشستم و تو چشمام هاش نگاه کردم.



      چشمام هاش؟! کجاشه؟؟؟!!! نزدیک تجمعه؟؟؟؟؟ خخخ



      بازی زبونم زیر ختنه گاه، جایی که تجمع رگ هاش بود رو دوست داشت



      آها فهمیدم. منظور مجمع تشخیص مصلحت نظامه. آخه هر بار یه جاشو میگی. ببین مطمئنی کیر بوده؟ خخخ



      دایره ای روی محل اتصال بیضه و التش مالیدم، نفس هاش صدادار بود.



      مگه کیر طرف قابلمه بوده دایره ای شکل؟! محل اتصال با پیچ مهره؟ اصن محل اتصال کجاست؟ نزدیک همون تجمع؟ خخخخ ینی اتصالو قطع کنی چی میشه؟ کیرش جدا میشه؟ آخ ببخشید التش از خایه نه ببخشید از بیضه جدا میشه؟ خخخ


    •   exotimo
    • 2 ماه،4 هفته
      • 3

    • یادت رفت اسم اسپانسرتو بنویسیا


    •   Aziiii
    • 2 ماه،4 هفته
      • 1

    • خوب بود


    •   Hidden.moon
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • babak4650
      خیلی ممنونم دوست عزیز


      مهدی ایتالی
      خیلی متشکرم ازتون دوست خوب


      اسکلت عزیز
      دوست خیلی خیلی خوبم، ممنونم..
      خب امتحان کردم و شد :) گرچه خودم کمی بسته تر نوشتن رو دوس دارم اما خب با توجه به کامنتا انگار بد نشد...
      خب در مورد اون قسمت بگم ک بنا به دلیلی مربوط به داستان های بعد، نمیخواستم دکمه باز کردن یا شلوار و زیپ و ... رو تو این داستان بیارم...
      خوشحالم ک دقت و نقد کردی، همین ک ایرادهایی ک دیدی رو هم میگی، خوشحالم میکنه ک صرفا به خاطر دوستیمون ملاحظه و تعریف نکردی. (rose)
      لطف داری خیلی..
      از خودت هم بابت ایده ی ریز و سازنده ات ممنونم. باعث جرقه های خوبی شد :)
      همین فرمون (preved) (ok)


      hogol
      هرچیزی با برتانه ریز میتونه بهتر.. ممنونم..


      تکمرد
      دوست قدیمی و همیشگی، خیلی خیلی ممنونم..
      تشبیه دوری بود، انیدوارم بتونم واقعا خوب باشم در اون حد :)
      لطف دارین شما خیلی...
      نقدتون کاملا درسته، اماده سازی ها کمی از حالت داستان خارجش کرده بود، خب راستش خودخواسته بود، میخواستم حتما یه جوری یه نکاتی رو توش جا بدم بلکه کمک کننده باشه تو بحث سکسولوژی...
      شوک قوی.. هوممم... حتما برای داستان های بعدی در نظرش میگیرم...
      خیلی مرسی دوست خوب (rose) (rose)


      سانسا
      از اینهمه دقت و مطالعه و نقد ریز به ریز، حس خوبی گرفتم. خیلی ممنونم..


      exotimo
      داستان نوشتن تو سایت اسپانسر نمیخواد ک.. مثل تمام داستان هام...


      aziiii
      ممنونم دوست عزیز


    •   Master.Kink
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • در عجبم از اونایی که مدعی هستن این نوشته اورال نامه(؟) یا حتی نزدیک به عملیات لذت بخش کیرخوریه!!! شما دنت سرد بریز رو کیر طرف ببین چجوری به انواع روش های مختلف روابط اس ام رو روت عملی میکنه!!! دیر داستان رو خوندم اما بسی خندیدم از این طنزنامه!


      شما شعر بنویس بچه جان نه شعر پیشونددار! این مزخرفات چیه من باب ساک زدن؟!عجب اندر عجبم از کیرداران اعظم و اشرف و اقدس!


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • Hidden moon گرامی فارق از تشکر بابت لطفت بهم (گرچه ایده‌ی خاصی هم نبود همه‌ش مال خودته) عرض شود که شاید بد نی زین پس، برا نوشتن هر داستان سکسی درمورد ساک‌زدن، یه مشورت کوچیکی هم از کیرخوران کارکشته و معروف سایت که در امر کیر خوردن تجربه‌ی وافری دارن بگیری بلکه بیچاره‌ها دلشون نشکنه انقد از روی احساس وظیفه‌ و نگرانی از نگرش و انتظار کیرداران خودشونو هلاک کنن.
      البته جای شکرش باقی‌ست که تصمیم نداری هیچ وخ داستان درمورد کون دادن بنویسی وگرنه فک کنم اونموقع دیگه به مقدساتشون توهین میشد دس به عملیات انتحاری میزدن! خخخ

      هرچن آخر نفمیدم بلخره تو خواسته یا ناخواسته چه هیزم تری در ماتحت یه سری فرو نمودی که سوزناله‌های همیشگیشون گویاس چقد جاش هنو درد میکنه ولی برا ما که همواره صدای مداوم جلز و ولز سوزش ماتحت نخاله‌ها و خاله‌زنک‌ها همچون موسیقی‌ای سادیست‌پسند لذتبخش بوده و هست!

      از همین روی همونجوری که گفتم همین فرمونو برو جلو چون خوشبختانه ما در کنار لذت بردن از قلم خوب و داستانت، از آن موسیقی دلنواز نیز فیض میبریم.


    •   Master.Kink
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • هرکس درباره چیزی سخن میگه که توش تخصص و مهارت داره. از کیرخوری نوشتن هم تخصص میخواد که متاسفانه نه تنها نویسنده جان بلکه مردنماها و کیرداران و اوبنماها هم از اون بی بهره هستن!
      الان بحث کامنت بالایی سر چیه واقعا؟
      اینکه ثابت بشه نویسنده داستان متخصص کیر و خایه خوریه یا اینکه کیرداران اعظم و اقدس و فلان تجربه مزه کردن کیر رو، هم به عنوان خوراننده هم به عنوان خورنده بیش از کیرخوران کارکشته و معروف سایت دارن؟!؟!
      منظور اسکلت حشری رو از کامنتش متوجه نمیشم متاسفانه در قسمت کامنتها فقط عدم نقدپذیری نویسنده و باندبازی رو شاهد هستم ... نقد را برنمیتابید پس میتوانید طبق سخن بزرگان کاری کنید که فلان کاربر اسپم شه چون تا زمانی که میتونه حرف بزنه بلده چی رو چجوری بگه!
      این نوشته فقط میتونه به عنوان "کارهایی که موقع ساک زدن انجام ندهیم." مورد استفاده قرار بگیرد در غیر این صورت حتما کیردار مور نظر کیرش تَرَک خواهد خورد!!!
      موفق و پیروز باشید!


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • بین «ابراز عَقیده» و «ابراز عُقده» تفاوت بسیار است.
      اونچه از جانب مستر اوب درمورد داستان ایراد شد حتا نقد تند و تیز هم به حساب نمیاد بلکه عقده‌گشایی محض است.

      صدالبته که نقد داستان طبق نظر شخصی آزاد است و خرده‌ای هم بهش وارد نیس. ولی حمله به مخاطبان و افسوس و آه جگرسوز بابت نظر مثبت دیگر کاربران درمورد داستان چیزی جز همان موسیقی با ریتم جلز و ولز که پیش‌تر بهش اشاره شد تلقی نمیشود.
      نظر مثبت و منفی به خود کاربر نظردهنده مربوط است ولی دخالت در نظر دیگر کاربران که چرا خوششون اومده مصداق بارز سوزش، فوضولی‌ و حاشیه‌سازی‌ست... همونطور که دلنگرانی شدید و احساس وظیفه بابت سطح انتظار مخاطبانِ کیردارِ داستان از سرویس کیرخوری نیز اینچنین است. درکل ما کیرداران راضی نیسیم متخصصان کارکشته اینجوری خود را به زحمت بندازن و حرص و جوش بخورن تا بقبولانند عملیات مقدس کیرخوری را بهتر از روایت این داستان بلدند آن هم زمانی که قادر نیسن به ما اثباتش کنن.
      درضم هیچ کاربری هم بی‌دلیل اسپم نمیشود. فوضولی در تصمیمات ادمین که دیگر جای خود دارد.
      همچنان از موسیقی لذت میبریم!


    •   blind_owl
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • هیدن مون عزیز، به نظر من اول میرفتی از تجربیات کیرخوری مستراوب ها استفاده میکردی تا شاید داستانت مورد پسند جمعیت اوبنما واقع میشد!
      والا ما که جزو کیرداران اشرف هستیم بسی خرسند شدیم و لذت بردیم از داستان. شما که هیچی نداری و حتی برای مدتی تظاهر به داشتنش میکردی، دیگه در مورد خوب یا بد بودن داستان اظهار نظر نکن!
      البته کاملاً واضح و مبرهنه که استایل ساک زدن مورد علاقه ی این جماعت (فارغ از جنسیتشون! چون که توی هر جنسیتی که فرو میرن به کیرخوری علاقه وافر دارن) چیزی نیست غیر از اینکه بری شلوار طرفو بکشی پایین و بکنیش تو دهنت! تموم شد رفت. وقتی براشون از دنت و این چیزا میگی یهو مغزشون گوزپیچ میشه و هنگ میکنن، برای آپلود کردنش هم باید تنفس مصنوعیِ کیر به دهان بدی تا زنده بشن و دوباره به زندگی فلاکت بارشون برگردن!
      حداقلش اینه که نویسنده این داستان نیومده جنسیتشو انکار کنه بعد در مورد اورال بنویسه، مورد داشتیم طرف کلاً جنسیت باباشم انکار کرده بعد اومده در مورد آنال نوشته و جوری اوبپردازی کرده که انگار از اول زندگیش با کون دادن بزرگ شده و هر چیزی که گیرش میومده و نمیومده کرده بوده تو کونش!!


    •   Master.Kink
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • ابراز عقیده در فضای عمومی ولو مجازی یا حقیقی و ابراز عقده در خصوصا فضای مجازی مرسوم شده است. فضای مجازی مجالی هرچند اندک جهت التیام عقده های سرگشوده و سربسته به خیل عظیم کاربران هدیه داده و ما از این جهت خرسندیم، دیگران هم چنانچه از سرویس ارائه شده و نوشته شده در این داستانِ طنز خرسند هستند حتما من باب امری دیگر است، به عنوان مثال دریافت این سرویس با همین متد ذکر شده میتواند دلیل قابل قبولی باشد! وگرنه برای پوست و گوشت بنی بشر این متدهای سرد و گرم و فلان زجر آور است.
      اما ممکن است این طنزنامه برای عده ای کاربردی مناسب داشته باشد، حالا یا از زبان غنی و توانای نویسنده این امر برمی آید یا از کُنه وجودی کلسیم خالص در مشتی استخوان آن هم از نوع حشری اش اما تاکید میکنم که برای انسان ها این متد زجر آور است اما به عنوان یک داستان تخیلی خوب است!
      این نظر بنده و آن دسته از کسانی است که از باندبازی هراس دارند و نظراتشان ولو درست را میبلعند.
      نواختن هم مانند نوشتن هنری کم نظیر است.شما هم خوش می نوازید دوستان گرامی :)
      لبخند به لب باشید دوستان، این فقط یک بازی است مانند دنت بازیِ سرد و چای داغ روی آلت تناسلی مزبور!
      قال ایلونا علیه الرحمه:"در تخصص نویسنده در چیزی که نوشته شکی نیست!اما چه اصراری داشت بگه نع؟!" :)


    •   Hidden.moon
    • 2 ماه،3 هفته
      • 5

    • امیرامین
      دوست خیلی خوووبم، خیلی ممنونم (rose)
      بله متوجهم از کجاهاش، ولی خب توضیح دادم بران و البته میدونم خیلی باتجربه نبودم تو این مورد و قطعا نقص داره...
      دوس داشتم ک مفید باشه و خوشحالم اینو میشنوم..
      واو! چه همه خارجکی :) خیلی مرسی (rose) (rose)


      مستر کینک
      قبلا ازت میخواستم نقد کنی حتی تند، اما نمیکردی، همش تعریف...
      حالا هم نقد نکردی حتی تند...
      با نقد درست حسابی کلا میونه ای‌ نداری؟
      فقط یه مورد ک الان شفاف سازیش میکنم رو درنظر گرفتید و به خاطر همون کل نوشته رو مورد بی رحمی!


      شفاف سازی کنم برای اون موردِ دنت، اون دنت سرد و یخ نبود، مثلا فقط داغ نشده بود، و تو یخچال هم نرفته بود... درواقع دمایی خنک اما نه یخ! ک به قول دارو دسته اتون، تَرَک بخوره!
      البته ک تجارب خاصی ندارم تو این مورد، ادعایی هم نکردم...
      کاش نقد.....
      چون واقعا نقد برام مهم بوده و هست.. و زیر هیچ داستانیم نقد منصفانه آزارم نداده...


      با این حرف هم ک هرکس باید از چیزی ک توش تخصص داره بنویسه هم مخالفم! پس کسی ک از قتل زنجیره ای داستان مینویسه، باید یه قاتل حرفه ای باشه؟! نه!
      نویسندگی دو تا بال میخواد برای خیال و ایده پردازی.. همون خلق...


      اسکلت عزیز،
      بله من عمرا از آنال بنویسم (biggrin)
      و همینطور حرفتون در مورد کار نداشتن به نظر بقیه ی کاربرا هم کاملا درسته... (clap)


      بوف کور عزیز،
      بله من هم خواستم اورال صرفا یه چیز ایتدایی نباشه و کمی متفاوت تر و جذاب تر آموزش داده بشه...
      ممنونم..


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • صددرصد که اگر فضای مجازی برای جبران کمبودها و التیام عقده‌های اوب‌زدگان و پیروانِ اوب وجود نمیداشت که از شدّت حرص منفجر میشدن. پس باز جای شکرش باقی‌ست لاقل جایی هس بیان اظهارات سوزناک خود را ابراز بدارند. کمااینکه مام از اصوات آن سوزناله‌ها حس خوبی میگیریم. بهرحال سادیست بودن جاهایی هم خوب است...
      ایضاً به نظر میرسد نماینده‌ی شورای صنفی دلواپسان کیفیت کیرخوری برای کیرداران شهوانی، در تجسم خوردن کیرهایی از جنس استخوان هم مهارت والایی دارد. مرحبا به این قوّه‌ی تخیل! الان فمیدیم این شدّت حرص و جوش و سوزش برای چیست. گویا حسرت بلعیدن کیر استخوانی ولو در عالم تخیل بر دلتان مانده و طبق افکار سکس‌زده‌ی خویش که تموم همجنسانتان را در رقابت با خود در امر کیرخوری فرض میکنید گمان بردید شخص دیگری سهم شما را دزدیده که اینچنین برآشفته شدید و فریاد وامصیبتا سر دادید. وگرنه هیچ جوره این شدّت از سوزش و صدالبته خیالپردازی عمیق پیرامون خوردن کیر اسکلت حشری را نمیشود توجیه نمود!


    •   Master.Kink
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • نویسنده جان
      داستان شما اورال نامه نیست! اصلا درباره ساک زدن هیچ اطلاعات مفید که هیچ، حتی حس اروتیکی به خواننده ای مثل من که از ترَک دیوار هم اروتیک میسازد منتقل نکرد!(تو این مورد که ما رو قبول داری؟!)
      این حتی یک داستان فانتزی هم نیست! غلظت دنت برای اون منظور مد نظر شما متناسب نیست!
      اصلا اروتیک نبود! آموزشی هم نبود! این تعاریف ها و به به و چه چه ها فقط یک دلیل دارد! چون شما نویسنده این نوشته هستید!!! به خودت بیا و قوی بنویس! شعر بنویس یا داستان قوی نه این شعرهای پیشونددار و خودفریبانه!
      روی کلام من با نویسنده بود و نقد داستانش آن هم با برچسب اروتیکی که دارد اما اگر کسی نقد به نوشته را از تخریب شخصیت تمییز نمیدهد مشکل بنده نیست! دیگران میتوانند از این نوشته لذت ببرند اما از نظر من یک نوشته معمولی و غیرواقعی و غیراروتیک من باب ساک زدن است! در قسمتی عرض کردم هرکس از چیزی سخن میگه (نه نوشتن) که در تخصصش هست، مخاطب این جمله خطاب کننده دائم سکس زدگی و استاد مسلم باندبازی در این سایت پورن بود. ذهن سکس زده و اروتیک طلب من حتی به آلت تناسلی استخوان هم رحم نمیکنه هرچند به قطع یقین از دم و دستگاه عادی مردانگی خبری نخواهد بود اما همین ذهن اروتیک و حشر طلب از دریافت اروتیک این نوشته عاجز بود! متوجه شدید نقدم چه بود یا خیر؟ شاید سنسورهای دریافتی تون نیاز به آپدیت داره؟
      هشتگ نظر تحمیلی بزنم یا زوده؟!


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3


    • مسله‌ای دیگری نیز مطرح است و آن احساس وظیفه‌‌ی برخی دوستداران نویسندگان برای وکیل‌مدافع شدن است در قبال هر نقدی که زیر داستان مطرح میشود. گاهی به داستانی از نویسنده‌‌‌ای نام‌آشنا انتقادی وارد میشود، ولی پیش از آن‌که خود نویسنده پاسخ دهد، حمله از سوی هوادارانش صورت میگیرد و کاربر بدبخ که اونجا نقد کرده، از شونصد جهت با واکنش‌های احساسی مورد عنایت قرار داده میشود! لطفاً اجازه دهید اگر نقدی به داستان وارد میشود، خود نویسنده پاسخگو باشد تا فضا متشنج نشود. درضم فراموش نشود که هیچ داستان یا نویسنده‌ای در مقام مقدس نیس که اجازه‌ی ایراد گرفتن به آن نباشد.



      بعله بعله خخخخخخخ ما اینجا سردسته دو رو های سایت شهوانی که همه چی به تخمشه و فقط شعار میده و تو عمل اسهالی میرینه رو داریم خخخخخخخخ
      همراه همونا که کلا تو تاپیک تولد نویسنده جوجو و گله ای اومدن از این چرت و پرت کودکانه (که شنیدم میرن اینور اونور تبلیغ میکنن بیان بهشون لایک و کامنت بدن خخخخ) اومده وکیل مدافع شده!!!!!! خخخخ


      خب الان به جرم انتقاد از این کودک نوشته ستاد نابودی اکانت برایم تشکیل خواهد شد خخخخخخ


      آها راستی این یارو سردسته باند گفته ینی نویسنده جوجو متخصص ساک زدن با اختلاف دمای آنی میباشد؟ خخخخخ


      جوجو ساک زن با دنت سرد و چای داغ خخخخخخ


      وای مردم از خنده خخخخخخخخخخخخخ


      میگن آدما رو از اطرافیانش بشناسین. همین که همچین موجود دو رو و دو تا از ضد زن ترین موجودات روانی دنیا، هر جا این جوجو هست، هستن، مشخصه که جوجو چه ادمیه خخخخخخ


      حیف کلمه حقارت


    •   Hidden.moon
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • کاش همین ‌غیرنقدتون هم خطاب به داستان بود، نه شخص نویسنده!


      از اولین کامنت به بچه بودن، بی تجربه بودن، اورال برای استخون و حرفای بی ادبانه و بی شرمانه‌ی دگ، غیرمتخصص بودن تو ‌اورال اشاره کردین..
      بعدش هم ک الان نزول سخن کردید ک نه! تجربه دارم! (چند چندین با خودتون؟!)
      مساله تون تجربه داشتن یا نداشتن منه؟! :|
      من هیچ اصراری ندارم از زندگی شخصیم بگم... همیشه دوس داشتم موارد خصوصیم خصوصی بمونه... هرچند بعضی باندها با انتشار حتی عکس چهره ام! گند زدن به معنای انسانیت و امنیت!!


      اصلا کامنت و نقد برای شخصیت و تجربیات و زندگی شخصی نویسنده گذاشته شده، یا داستانش؟؟؟
      لطفا انسان باشیم!!


      در مورد غلظت دنت هم، منظور دسر دنت نبوده، نوشتم ک دنت نوشیدنی!


      البته ک نطرت رو خوندم و فکر کردم، اما من برای ارزیابی خودم، به تمام کامنت هام توجه میکنم، نه فقط دونفر..
      البته هنوز هم نمیتونم دلیل اینکه میگید بچگانه بود رو بفهمم! من داستان هایی داشتم اوایل ک واقعا کمی لطافت بچگی توشون باشه، اما بازم داستان یه سر و گردن بالاتر از کل داستانای سایت خطاب میشد!! درسته اغراق بوده احتمالا.. میگم ک کلا نقد درست حسابی تو کارتون نبوده/ نیست...


      اگر هم‌ مدرکی دارید ک نشون بده من برای داستانم، لایک و کامنت از کسی خواستم، لطفا نشون بدید!
      من فوقش اگر‌ کسی نظر مثبت داده باشه اما لایک یادش رفته باشه، گاهی و خیلی کم، یادآوری کردم... اما این تهمت رو قبول نمیکنم و مجددا امیدوارم انسان باشید!


    •   eyval123412341234
    • 2 ماه،3 هفته
      • 5

    • دوستان؟ میشه یه سوال برای خودم بپرسم؟ آقا این دنت چیه؟! من هر چی تو اینترنت گشتم پیدا نکردم! از دنت و غلظتی که ازش حرف میزنین حدس میزنم خمیردندونی چیزی باشه؟ لطفا قبل از خون دماغ شدنم یکی یه توضیح بده!


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • یادم رفتتت بگویم اون متن زدک اول کامنت بالا واس اسکلت حشری بهترین تاپیک زن سابق سایت (جدیدا کمیک ترجمه گوگل ترانسند میکنه خخخخخ) میباشد


      منتظر حملات دیگر وکیلان در حمایت از این کودک نوشته هستم خخخخخخخ


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • بعله بعله جوجوی مثلا نویسنده ما خودش رو بهترین نویسنده سایت میدونه خخخخخخخخخخ (dash)


      اومممممم با حذف رقبا در ستادهای کودکانه، بایدم بهترین باشی خخخخخ البته بین اعضای باند که سایت به تخمشونه خخخخخخخخخخخخخ


      وایییییی مردم از خنده خخخخخخخخ


      کودکان بامزه مرسی ازتون خخخخخخ


      این بچه رو چه توهمی برداشته خخخخخخ


      من این داستانو بدون پیش زمینه دادم به دوستم خوند. ازش پرسیدم سن نویسنده چند میخوره؟ بهم گفت حدود ۱۳ اما استعدادش تو اینده برا نوشتن بدک نیس خخخخخخ


      دنت غلیظ شد الان خخخخخخخخخخ


      دنت غلیظ با چایی داغ خخخخخخخخخخخخخخ


      وای جوجو بیشتر نرین جون من خخخخخ برو عروسک بازیت برس خخخخخخ


    •   Hidden.moon
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • ایول،
      دوست عزیزم..
      نمیدونم تو کشوری ک هستی دنت هست یا نه.. اما اینجا دنت چند نوع محصول شکلاتی داره‌..
      دسر شکلاتیش ک کمی حالت جامدتر داره و مثل خامه شکلاتیه..
      و
      دنت نوشیدنی ک مایع تره.
      هردو خوش طعمن،
      اما من دنت نوشیدنی رو انتخاب کردم به خاطر سرریز شدنش..


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • قسمت بعدی منتظر چی باشیم؟ خخخخ


      خوردن کص با پیتزا؟


      خوردن لب همراه قرمه سبزی؟


      کص دادن به هاد داگ پنیری؟


      اومممممم


      موضوعشو از قبل بگو مت ما از دست ندیم استاد جوجو خخخخخ


    •   eyval123412341234
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • هیدن مون عزیز والله الان اولین بار از شما شنیدم پس دسره؟! هیم! نمیدونم سوئد هست یا نه اما اصلا راجع بهش نمیدونستم که بخوام چشم بگردونم و ببینمش :-) مرسی از توضیحت عزیز :-) بذار ببینم اینترنت چه کمکی خواهد کرد در زمینه ی دسر دنت :-)


    •   Master.Kink
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • شادی جانم دنت نوعی نوشیدنی است به غلظت مایع منی وقتی از کیر خارج میشه البته اگر خورد و خوراک صاحب کیر خیلی هم مناسب نباشد! یه نوع دیگه اش هم هست که در بسته بندی کاسه ایست و غلظتی کمتر از خامه دارد.
      متوجه کامنت نویسنده نشدم. مخاطب من به عنوان نقد کننده هستم یا سانسا به عنوان کسی که متن رو خوب و با دقت خونده بود و بالاتر ازش تشکر کردید؟!
      اگر مخاطب من هستم باید بگم جوابیه ای که نوشتید برام واضح نیست لطفا توضیح بیشتر بفرمایید در صورت تمایل...
      من فقط گفتم این نوشته اروتیک نیست! اورال نامه نیست! از به به و چه چه دیگران هم در شگفت شدم چون این متد ساک زدن رو به عنوان یک مرد/زن درک نمیکنیم! نه من نه سایر دوستانم که باهم این متن رو خوندیم! درک و هضم این انتقاد ساده انقدر مشکل بود؟!


    •   eyval123412341234
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • هاااااا! دانتته!!!!!! (rolling) (rolling) (rolling) (rolling)

      آره بابا اینو دیدم! منو باش فکر کردم خمیر دندونه! بعد یه تفعل زدم در اطلاعات شاه ایکس که میگفت جق با خمیر دندون پوست آدمو میکنه... سر همون فکر کردم خمیر دندونه تنبیه پسره بوده :-)


    •   Nader1122
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • لایک .خوب بود


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • وکیل مدافع بعدی دنت سرد و چایی داغ و تغییر دمای آنی روی کیر پیداش شد خخخخخخخخخ


      نقد یه کودک داستان اینقدر سنگینه خخخخخخخخ


      جوننننننن عاشقتونم خخخخخخ


      منتظر وکیل کودک بعدی هستم خخخخخ


      اها راستی جوجو نویسنده طرف حسابت دخیخا کی به کیه؟


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • عه من گفتم ضد زن روانی این یکی یارو پیداش شد خخخخخ


      استخونو که بندازی آقا سگه خودش پیداش میشه خخخخخخخ


      جونننننن خخخخخ


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • بسی مایه‌ی خرسندی‌ست که این موسیقی جانبخش همچنان در حال نواختن است...
      به نظر میرسد میان «اوب‌زدگی» و «کجفهمی» ارتباط تنگاتنگی وجود دارد که به این دلیل گاهاً نیاز به توضیح واضحات میشود:


      برای بار شونصدم عرض شود که «نقد به داستان» با «حمله به مخاطبانِ داستان» تفاوت دارد.
      زمانی که صرفاً به خود داستان، انتقادی چه تند چه ملایم وارد میشود، واضحه وظیفه‌ی پاسخ به آن، فقط برعهده‌ی نویسنده‌س که از اثر خودش دفا کند. اگر اشخاصی دیگری بجز نویسنده بپرن وسط به‌جای صاحب اثر دفا کنن، میشود باندبازی و تردیدی هم درش نیس.

      ولی زمانی که زیر داستان جوسازی و حمله به مخاطبان داستان که زیرش نظر مثبت دادن انجام میگیرد، طبیعی‌ست که اونا برا پاسخ واکنش نشون بدن و این رفتار در حیطه‌ی باندبازی قرار نمیگیرد.
      امید است این شفافسازی ساده برای عقب‌مونده‌های ذهنی که در دامان اوب مخشان پوسیده کافی باشد.


      حال زیر این داستان سازمان حمایت از ساک‌زنیِ مناسب برای مخاطبان کیردارِ همین داستان ایجاد شد و مدعیان کیرخوری بهینه برآشفته شدن و از فرط آتشفشانی که در نقاط تحتانی‌شان شدّت گرف مستقیماً در خطاب به مخاطبانِ کیرداری که نظر مثبت اینجا دادن، ابراز تعجب و دلواپسی و فریاد وامصیبتا سر دادن که این چه استقبال و خوشامد است و توقعاتتان کم است و رسم سرویس کیرخوری اینگونه نیست و چنین و چنان...!
      لیکن برای خودم به شخصه واجب بود گوشزد کنم که راضی به اینهمه زحمت نیسم که برای دلسوزی حاجات کیرم اینگونه جانفشانی شود! فلذا نظری دارید درمورد خود داستان مطرح کنید و خودتان را برای مخاطبان کیردار آن هلاک نفرمائید.


      در وصف برخی کامنتهای خاله‌زنکانه نیز عرض شود که برای ما بسیار مایه‌ی خرسندی‌ست که ماتحت‌سوختگان خودشان با کامنتهای پرسوز و گداز و عقده‌گشایانه معرف احوال پریشانشان هسن و زحمت اضافه‌گویی برای ما کم میشود. ;-)


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • و ایضاً در پاسخ به آن عناصری که اوج فعالیتشان در سایت محدود میشود به سر در ماتحت کاربران مختلف فرو بردن و تغذیه از متحوای روده‌ی آنان و سپس بالااوردن همان محتوا (!) عرض شود که نمیدونسم انقد پیگیر تاپیکام هسید و از بابت هر نوعی که میذارم به گونه‌ی خاصی بر شدّت آتشفشان ناحیه‌ی تحتانی بدنتان افزوده میشود! (biggrin)
      بهرروی از اونجا که این صداهای چِــــس سوختگی که مدام از سوی شما بلن میشود بسیار واسم خوشایند است کلی انرژی گرفتم تا زین پس نیز داستان مصور سکسی ترجمه کنم در کنار درج تاپیکای سکسولوژی.(ok) ;-)


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • جونننن تو فقط هارت و پورت کن خخخخخ بیشتر از اونی که گفتن سایت به تخمته خخخخخخخخخخخخخخ


      گوگل ترانسند و عشق است خخخخخخخ


      منتظر کودک وکیل بعدی هستم خخخخخخ


    •   shadow69
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • سانسا دهنت جر خوردم از خنده (rolling)


      گفتن قدیما تعریف میکردی نقد نمی‌کردی (لابد از سر دوستی ظاهری که با باند بازی و حسادت خرابش کردین) مقرضانس(درس نوشتم ؟! ) این یعنی اینایی که الان به به چه چه میکنن برای همون دوستی (silly)

      شایدم برا این تعریف میکرد داستان خیلی از همون دوستای سابق خودش یه دور از اول مینوشت (داستان از لولو تبدیل میشد به هلو) در واقع از داستان خودش داشت تعریف میکرد




    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • آقای شادو اقا چرا داری بهتریننننن نویسنده سایت (sick) رو نقد میکنی؟


      مگه نمیبینی میگه من بهترین نویسنده سایتم این جوجو نویسنده؟ تو داستان بعدی قراره بگه من بهترین نویسنده ایرانم خخخخخخخخخخخخ (dash)


    •   shadow69
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • هست

      ولی کم عصط

      منم بهترین بکن دنیام.

      کنتر نمیندازه که (biggrin)


    •   blind_owl
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • آقا اول از همه بگم همتون بکشید کنار این سانسا جیندا با من کار دارهخخخخخخخ فقط من میتونم کص و کون گشادشو ارضا کنم با ریدددددن مستقیم تو کص گشاد این کصپاره ی اوبنمانژاد!
      جیندا خانوم مگه قبلا توی تاپیک خودت آموزش ندادم که چجوری باید جنده ای مثل تو رو ارضا کرد؟ ها؟ باز چرا اومدی اینجا دنبال کیر میکردی؟ من که آموزش داده بودم اول باید داداشتو پیدا کنیم و خایه هاشو ببریم بدیم سگ بخوره بعد "رمسی بولتون" رو صدا کنیم بیاد مث سگ از کص و کون بکنتت؟ اونم جلوی داداش کونیت؟ خخخخخ باز چرا اومدی اینجا دنبال کیر میگردی جیندا خانوم؟ :)))))))))))) میومدی خصوصیم کارتو راه مینداختم عنترزاده ی آبکیرخور اعظم!


      بقیه ی دوستانِ عن خور که تا قبل از این که رهبر کونیشون اینجا بیاد زر زر کنه، کله شونو کرده بودن تو کون همون رهبر اوبنماشون (شاید هم تو کص گشاد کصپاره خانم!) و حالا که دستته جمعی ریدیم دهن رهبرشون، به خاطر همین بوی گه جذبشون کرده و ریختید توی این صفحه و دارند رقابت میکنند توی عن خوری، باید به درز گشادتون عرض کنم که میدونم و باخبر هستم که من و ما، هر چه قدر بیشتر برینیم دهنتون بیشتر خوشتون میاد و بیشتر با کاربری های فیک قراره توی این صفحه گه خوری بکنید و از کیر نظر دهندگانِ مرد توی این صفحه بالا برید، به همین دلیل ما هم از صبح معده مونو پر کردیم و قراره از این به بعد هر کی اومد خالی کنیم دهنش. میدونم با شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدید و در پوست خودتون نمی گنجید، لطفاً صف ببندید و به نوبت بیاید سهمیه تونو بگیرید! اول از همه هم این سانسا جیندا بیاد که اووووففففف عاشقشم


    •   blind_owl
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0


    • نقل از سانسا جیندا:
      قسمت بعدی منتظر چی باشیم؟ خخخخ
      خوردن کص با پیتزا؟
      خوردن لب همراه قرمه سبزی؟
      کص دادن به هاد داگ پنیری؟
      اومممممم
      موضوعشو از قبل بگو مت ما از دست ندیم استاد جوجو خخخخخ



      ژژژوووونننننننن تو فقط بیا کیر منو بخور جیندا خانم... میدونم عشق اولت توی این سایت هستم و کیری غیر از کیر من بهت حال نمیده، پس این همه اداها دیگه چیه؟ خو مستقیم بیا بخورش عنترخانم کصپاره نژاد خخخخخخخخ


    •   blind_owl
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0


    • بازم نقل از سانسا جیندا:
      عه من گفتم ضد زن روانی این یکی یارو پیداش شد خخخخخ
      استخونو که بندازی آقا سگه خودش پیداش میشه خخخخخخخ
      جونننننن خخخخخ



      خخخخخخخخ آقا دیدین این کصپاره با من کار داره ؟ :))))))
      ببخشید من از همون اول این کامنتتو ندیدم . واقعا شرمنده!
      باووو تو اصن بیا یه کاری بکن! کص گشادتو باز بکن من با کله برم توش. بعدش چیکار کنیم؟ آفرین سوال خوبیه! بعد از اینکه توی کص گشادت اقامت گوزیدم قوووول میدم که دیگه ضد زن نباشم! به کص بوگندوت قسم که قول میدم دیگه ضدزن نباشم.... قول میدم به کص گشادت قسم! دیگه هم کصتو جلوی داداشت نمیگام و حرفی از رمسی بولتون نمیزنم!


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • اوممممممم
      چقده این نویسنده جوجو و این یارو باند بازه که سایت به تخمش نیس بدبخت شدن که دو تا ضد زن روانی معلوم الحال دارن پرت و زرت میکنن براشون خخخخخخخخخخخخخخخ


      حیف کلمه حقارت خخخخخخخخ


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • چون ما بر روی خرمگس معرکه ریدیم، دیگر مگس‌ها نیز تشریف‌فرما شدن برا تناول غذایشان!


    •   Hidden.moon
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • ایول، دوست عزیز
      خواهش میکنم. (rose) مسلما سوئد هم داره و تفریح جالبیه برای تنوع در سکس


      مستر کینک
      مخاطبم هردو بودید..
      "قال ایلونا علیه الرحمه:"در تخصص نویسنده در چیزی که نوشته شکی نیست!اما چه اصراری داشت بگه نع؟!"
      راستش مسخره تر ازین نقل قول ندیدم!
      بقیه ی موارد تعرض به حریم خصوصیم تو بقیه ی کامنت هاتون رو هم دگ نیاز نیس کپی کنم.. برید مرور کنید اگ یادتون میره!!!


      هرکس سلیقه ای داره..
      مثلا من فرد دست آموز جدیدی ک تازه زیر داستانم پیدا شد، با شنیدن اسم و دیدن عکس کاربریش هم تهوع میگیرم اما خب دلیل نمیشه شما هم تهوع!! خوش باشید (sick)


      خراب کردن فضای زیر داستانم با کنایه ها و تهمت و فضولی هاتون، دلیل نمیشه دگ ننویسم!


      بچه و جوجو و کوچولو و ۱۴ ساله بودن هم مسلما از شبیه امثال افراد قایم شده پشت نقاب سانسا بودن، بهتره...
      ترجیح میدم بچه باشم تا یه زنِ ... ! :)


    •   Holy_man
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • واقعا قشنگ بود داستان
      خوشحالم بعد مدت ها که اومدم سراغ داستانا داستان جذابی خوندم


      لایک چهل و هشت


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • من گزارش پزارش ندادم خخخخخخ


      مگه کصخلم مهر تایید حقارت این یارو که سایت به تخمش نیستو برم گزارش کنم خخخخخ


      جونننن جوجو ۱۳ ساله بازم بنویس بهترین نویسنده ایران خخخخخخخخخخخخخخ


      چرا اینقده من باعث گرخیدنتون شدم؟! خخخخخخخخخ


      یه انتقاد ساده به کودک نوشتن این جوجو نویسنده بود دیگه خخخخخخخخخخ


      حرص نخورین شیراتون خشک میشه مجبورین اسکلت جاش بدین ملت باهاش ساک بزنن خخخخخخخخخ


    •   shadow69
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • ملت عادت دارن به گوه خوری و راپورت این اون دادن به ادمین ،باقی دست اندرکاران .

      گوه شده ورد زبونشون گوه بخور .
      گوه نخور.
      گوه کردم بوش اومد.
      کیونم گوهی شده یکی بیاد بشوره.

      بجاست اسم گوه بن عَن روشون بزارین در این ساعات عزیز همزمان با ورود اون گوه عزیز.

      پ.ن. گوه بخور ،زیادم میخوای بخوری بخور .

      ولی

      دقت شود ولیییی

      با دو دست نخور کصگم

      لب لوچتم پاک کن بعدش ^√^.

      اصن به کیرم هر طور دوس داری بخور (drinks)


    •   blind.owl
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1


    • من گزارش پزارش ندادم خخخخخخ
      مگه کصخلم مهر تایید حقارت این یارو که سایت به تخمش نیستو برم گزارش کنم خخخخخ
      جونننن جوجو ۱۳ ساله بازم بنویس بهترین نویسنده ایران خخخخخخخخخخخخخخ
      چرا اینقده من باعث گرخیدنتون شدم؟! خخخخخخخخخ
      یه انتقاد ساده به کودک نوشتن این جوجو نویسنده بود دیگه خخخخخخخخخخ
      حرص نخورین شیراتون خشک میشه مجبورین اسکلت جاش بدین ملت باهاش ساک بزنن خخخخخخخخخ



      ماشالا هزار ماشالا هر چقدر میزارم دهنت سیر نمیشی! الحق که سیری ناپذیری.
      ولی نگران نباش غذاتو از این به بعد قراره تامین کنم. از ین بابت هیچ دلنگرانی به خودت راه نده. هر چقدر بخوای بیا همینجا زیر همین داستان میزارم دهنت.


      فقط قول بده به ادمین گزارش نده. بابا دو تا آدم عاقل و باقل داریم حرف میزنیم دیگه. یکی داره غذای اون یکی رو تامین میکنه! چرا دیگه به ادمین گزارش میدی باوو....


    •   Master.Kink
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • نویسنده جان نقد بنده به نوشته تون رو تعرض به حریم خصوصی تعبیر میکنید؟واعجبا!!!وقتی داستانی رو در سایت منتشر می کنید باید ظرفیت تحمل شنیدن نظرات مخالف هم داشته باشید! کماکان میگم داستانتون یک طنزنامه کودکانه در خصوص ساک زدن بود که اصلا واقعی نبود، هرکیرداری این رو متوجه میشه و من متعجب بودم از نظرات کیرداران افخم! البته در شهوانی کیردار بی کیر میشود و بی خایه، خایه دار اعظم! از اونجایی که فرد حشرطلب و اروتیک مَنشی هستم خودم رو دارای این صلاحیت میدونم که این داستان رو از نظر اروتیک رد کنم!(مدعای من مقایسه پاسخ به سوال ایول عزیز توسط شما و اینجانب است.)
      ممکنه عده ای که از قضا دوست شما و عضو باند معروفتون هم هستند این نوشته رو اروتیک و سکسی در نظر بگیرند و به دیگران حمله کنند اما عده ای هم مانند بنده همین برداشت رو دارند:


      کودکانه و فاقد تم اروتیک،صرفا یک نوشته فانتزی آن هم نه یک فانتزی جنسی، بلکه از نوع صورتی نوشته های دیزنی مانند!


      دخترکم نقد فقط به به و چه چه نیست!این نوشته انقدر داستان نبود که حتی نتونستم نقدی براش در نظر بگیرم! فقط متعجبم کرد و البته گاهی خنده به لب آورد.
      در مورد نوشتنتون هم در کامنت ابتدایی عرض کردم شعر بنویسید و داستان هایی قوی که از قلمتون برمیاد...این کلام من کجاش بد بوده که بهتون برخورده؟!کجای این کلام عدم تشویق شما به نوشتن بوده که بنده رو مورد حمله قرار دادید؟! اما اینی که نوشتید لیاقت دیسلایک هم نداره! باز هم میگم ممکنه عده ای از این متن که داستان نیست، اروتیک نیست، آموزشی هم نیست لذت ببرند. اما بنده و برخی دیگر خیر!در کنار انسان بودنتون کمی هم منصف باشید!
      خطاب به دیگرپنداری حاد شما و دوستانتون، ما و دوستانمان هم شفای عاجل شما را خواستاریم! لبخند بزنید :)
      انشاالله که لفظ دخترکم به جماعت فحاش برنخورده باشه :)


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • آقای شادو خخخخخخخ
      مردم از خنده خخخخخخخخخخخ


      خب یارو که سایت به تخمش نیست گُه زیاد دوس داره خخخخخخخخ برا همین همش از این کلمه استفاده میکنه و حامیاش دو تا ضد زن روانی و فحاش هستن خخخخخخخخخخ


      خلایق هر چه لایق


    •   Hidden.moon
    • 2 ماه،3 هفته
      • 5

    • نقد به داستان بله، اما نقد به خودم رو اونم زیر داستان، شدیدا نهی میکنم!
      حق ندارید در مورد اینکه من تجربه و تخصص اورال با هرکسی رو دارم یا نه صحبت کنید...
      اینا تعرض به حریم خصوصیه، و تو اولین کامنتهات مشهود بود، حافظه ات مشکل یا کوچه علی چپ جای قشنگ؟؟


      وقتی داستان خیلی کودکانه‌طور و صورتی مینوشتم میگفتی یه سر و گردن بالاتره!!!
      الان اما داستان رو به دور و بریات نشون دادی ک نقد کنن؟؟
      کسی ک در دوران دوستی به خاطر دوستی الکی تعریف کنه، در دورانی غیر ازاون هم انتظار الکی حرف زدن ازش خواهد رفت.


      کامنت های زیر داستانم، بجز دار و دسته ی شما، مثبته!
      خب من حرف بقیه رو در نظر میگیرم نه شما ک از کل داستان دنت رو فهمیدید و دیگر هیچ!
      اصلا جز اون دنت نقد دگ ای نکردی! و بنا به همون داری میگی طنزنامه! خب من فقط میتونم لبخند بزنم! :)
      البته اون دنتم شفاف سازی کردم اما شما کلا کدر دوس دارید ببینید..


      "البته در شهوانی کیردار بی کیر میشود و بی خایه، خایه دار اعظم!"
      اره خداییش!!


      هرچند ادعایی ندارم ک ماهر بودم در نوشتن این داستان، اما دگ اینایی ک تو داری با پسوندهای دروغی جان و دخترکم!!! میگی، تخریبه نه نقد...
      من حاضرم بمیرم اما دخترک یه آدم هزار چهره و بی مسئولیت نباشم..
      درضمن اول یه نگاه به محتویات لباس زیرت بنداز، بعد شاکی بشو ک آروتیک و تحریک کننده نبوده! شاید چیزی نیس ک بخواد تحریک بشه!!
      قرار نیست اگر یه جماعتی رو یه مدت گول زدیم ک فلانم و بیسار، خودمونم گول بخوریم و باور کنیم ک سخت افزاره رو داریم!!
      البته ک من هرگز برای تحریک کردن ننوشتم و این تنها نوشته ی با جزئیات و اروتیکمه، ک ‌البته به درخواست خیلی از کاربرا از اولین داستانم ‌تا الان نوشتمش(من جمله خودت...)، اما اینکه تعداد زیادی از غیردوستانم هم خوششون اومده، باعث میشه مجددا لبخند بزنم :)


    •   Hidden.moon
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • هولی من
      ممنونم دوست عزیز (rose)
      کامنتتون بین حس های بد و عجیب ک به شَک‌ مینداختنم، حس خوبی داد...


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • خوشم این موسیقی خوب عقده‌داران و ماتحت‌سوختگانِ داغدار دیگر را هم به همنوایی خوانده.
      فاز اون کونلیسی که عین تاپاله خودشو انداخ این وسط تا فقط گوهخوری اونایی رو بکنه که خودشون گوهخور مان خعلی جالب بود. (biggrin)
      هرچن ما که بخیل نیسیم، نوش جانت شود گوهِ بازیاف شده‌ی ما توسط دسگا گوارش همونایی که کارت لیسیدن کونشونه. بهرحال امیدواریم سیر شده باشی کونلیس بلفطره‌ی بدبخ. ;-)


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • جوجو نویسنده منظورت کیسته؟ دخیخا مشخص کون کی را میگویی؟ خخخخخخخخ گیج شدم از جوابات خخخخخخخخ


      غیر از گُه تاپاله هم دوس داره این یارو خخخخخخخخخ


      اها راستی هر کی اون کانالو ببینه میفهمه چه باند بازی بازاری راه انداختین بعد میگی من بهترین نویسنده ام خخخخخخخخخ


      خداییش خجالت نمیکشین دو تا ضد زن روانی معلوم الحال فقط طرفتونن خخخخخخخخخ غرور دارین اصن؟؟؟؟؟؟


      ادم میترکه از خنده از این همه خود...پنداری و توهم کودکانه خخخخخخخخخخخ


      عاشقتونم
      سرگرمم کردین امشب خخخخخخخ


    •   sepideh58
    • 2 ماه،3 هفته
      • 5

    • شیوه های صحیح نقد


      نقد بايد از روي خيرخواهي و به قصد اصلاح و كمك به اشخاص مورد نقد باشد. نقد نبايد بر خاسته از حسد و غرض و رزي و تسويه حساب باشد. تذكرهاي حسودانه و كين توزانه، حاصلی نخواهد داشت . مگر مي شود از يك حسود، نصيحت و خيرخواهي و تذكر به قصد اصلاح برآيد.
      تكبر و خودخواهي جلوه هاي گوناگون دارد که يكي از آنها هم غرور "نقد" کردن است .
      وقتي نقد، مايه كمال انديشه و كار ماست، نقد پذيري كمك به اين كمال و رشد است. بحث اصلی این است که آيا مطمئنیم که همه انديشه ها و افكار ما در نقد یک اثر درست و بي اشكال است؟ آيا همه خصلتها و رفتارهاي فردي و اجتماعي خود را بي عيب مي دانيم؟
      آيا فكر نمي كنيم در عملكردهاي مختلف ما، نقطه ضعف هايي هم ممكن است باشد كه از چشم خودمان پنهان است ولي ديگري متوجه آن مي شود؟ به همان اندازه كه تذكر و كاستي ها و نقد عملها مفيد و لازم است، توجه به شيوه يادآوري و نكات و آداب پند و اندرز و تذكر، مهم و سرنوشت ساز است.
      كسي كه ديگران را پند مي دهد خودش هم بايد اهل عمل باشد. اگر پند دهنده خودش اهل عمل باشد، تذكر او چراغي روشنگر در دل و جان ديگران مي شود و تا ژرفاي قلبشان نفوذ مي كند.نقد هر چه صميمي تر، خودماني تر، در خلوت و بدون آبروريزي و هتك حيثيت باشد، هم موثرتر .
      گاهي نقادي آشكار و پند و تذكر در ملا عام، اثر منفي دارد و طرف را به عكس العمل وا مي دارد .

      این نمونه خیلی خیلی کوچک از شیوه صحیح نقد بود !باشد که چراغ راه شود !
      به دور از غرض ورزی و کینه توزی و...


      و اما ماه بانو
      از روز اولی که داستانهای تو رو خوندم حتی نمیشناختمت ...هیچ کدوم از نویسنده ها رو نمیشناختم.
      اما تو یکی از معدود نویسنده های خوش ذوق و خوش قلمی بودی و هستی که با اصول و چارچوب فکری و مقید خودت در به کار نبردن سه کاف بهترین ها رو خلق کردی !
      شاهد این ادعا تعریف های برخی از همین جماعت بوده !پس اون تعاریف ...!دروغ بود؟
      کدوم قابل باور ؟دشمنی و دوستی ادما رو به چه کارها که وا نمیداره! وا عجبا...
      نقد های مغرضانه همیشه بوده و هست هرچه پربار تر باشی طمع برای خراب کردنت بیشتر خواهد بود که الان شاهدش هستیم و خواهیم بود صد البته بیشتر !
      وگرنه یه بچه سیزده ساله کجا و متن نوشتن و داستان سرایی کجا !و چه ماراتن نفس گیری برای پیشی گرفتن در مورد توصیف دنت و ترک خوردن !ترک نخورن یه وقت امشب تا صبح !
      به هر روی !
      ماه قشنگم همیشه خوش قلم بودی و از ساده ترین موضوعات بهترین ها رو در آوردی !به راهت ادامه بده ...منتظر کارهای قشنگت خواهیم بود (love)


    •   Master.Kink
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • عجب و واعجبا از توهمات دشمن پنداری و دیگر پنداری بیمارگونه شما! :) دختر جان برای اروتیک بودن یک نوشته لزومی به داشتن کیر و خایه نیست هرچند که ظاهرا محتویات لباس زیر بنده در زمره حریم خصوصی که انقدر برایش سنگ به سینه میزنید قرار نمیگیره و به دلایلی نامعلوم ظاهرا شما مطلع تر از بنده هستید! در قاموس ذهن کودکانه شما فقط مردان حق تحریک جنسی دارند، همین بس است در تایید محتویات مغزی شما بعلاوه باند معلوم الحالتان!!! با دفاع ناعادلانه و هجمه بی دلیلتان به شایعات مبنی بر داستان نویسی از جانب دیگری هم صحه گذاشتید! چرا داستان های قبلی قلم قویتری داشت؟؟؟!!! البته که این سومین داستانی ست که من از شما خواندم.(اگر من را شخصی مجزا از دشمن فرضی در نظر بگیرید) یک شعر خوانده بودم بعلاوه یک داستان اس ام. این داستان هم به توصیه یکی از دوستان مشترکمان خواندم و به تلقی شما و برخی دوستانتان از اورال سکس خندیدم! معصومانه و کودکانه بود دختر جان! توهینی در کار نیست :) مگه کودکانه بودن بده؟!! فانتزی صورتی خنده داری بود که ممکنه برای برخی که تمام سکس عمرشان را پشت کامپیوتر تجربه کرده اند عالی به نظر برسه.
      باز هم عرض میکنم نوشته شما از نظر بنده در دسته بندی داستان قرار نمیگیره، برچسب اروتیک بودن برایش بی معنیه. یک نوشته است که به عنوان "چه کارهایی موقع ساک زدن انجام ندهیم." میتواند مورد استفاده قرار گیرد. :)


      همین و بس.


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • کودک وکیل بعدی پیدا شد خخخخخخخخ


      میگن ما باند نیستیم!!!!! خخخخ


      همه هم تو اون کاناله هستن خخخخخخخ


      ملتو زمین میزن از روی حسادت حالا صحبت از حسادت میکنن خخخخخخخخخخ


      جوننننن روتونو برمممم خخخخخخ


      جوجو نویسنده میگه من بهترین نویسنده سایتم خخخخخخخ
      جک ۹۸ خخخخخخخخ


      کودک وکیل بعدی بیاد خخخخخخخ


      تو اون کاناله بیشتر بودینا


    •   shadow69
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • هر دم از این باغ بری میرسد.

      کیونده گوه زده ی کیر خری می‌رسد.


      خوب مث این که کیون لیسم تشریف دارن جناب خود گوه پندار اعظم!
      عتابم به خطابت که همه کیونایی که فلن دورتن یه دور گاییده شدن یه تفم ریخته شده روش. البت تو که گوه میخوری تف که مث دنت غلیظظظظ میمونه واست. لابد دوسشم داری که براش نوشابه الکلی وا کردی.
      اگه مث کیون دریده ها اینم راپورت ندی به ادمین باس بگم به این کیون دریده های دور خودت اتکا نکن که پاش بیوفته میان کیر میزنن بهت اساسی. حالا میفهمی خودت کیون قهوه ای. سخن بزرگان: هیشکی دوسم نداله (rolling)
      چه کیونی سوزوندم من از شما خود گه پندارا تو این سالیان دراز شهوانی که میتینگ میذارید قبلا فلانی رو فلان جور زمین زدیم و پشتم زر زر اضاف میکنین . جوجو فکلی ها با گنده شون بیان.


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • اقای شادو خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ


      این کودکای فحاش الان باز بهشون برمیخوره میرن به ادمین میگن اینا جیزمون کردن خخخخخخخخخخخخ


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • خب میبینم که کونلیس بادمجون دورقاپچین ماجرا بدجوری آتیش کونش شدّت گرف حسابی زد تو فاز گنده‌گوزی مجازی و دریدن ماتحت خویشتن!(biggrin)
      خخخ آخه بچه کونی ریقو من که توی کونلیس پیروِ اوب رو هیچ وخ به مویرگ تخم چپمم حساب نمیکردم چه بعد از اخراج ارباب اوب‌گرات با تموم‌ اوب‌نوشته‌هاش چه قبل از اون قضایا که خودت خایه‌مال و زیر کیر من بودی. (البته شایدم از همین عقده‌ای شدی که نذاشتم کیر و خایه‌‌مو زیاد بخوری ;-)) ما یه کونلیس بدبخ مث تو رو که وظایف کصلیسی، کونلیسی و خایمالی تو ذاتش هس رو فقط سوژه خنده میکنیم بهش میخندیم.(biggrin)
      فعلاً همین که زیر چتر اوب اومدی اینجا داری از شدّت حرص کون خودتو پاره‌ میکنی به حد کافی گویای این هس که کی چه آلت قطوری تو کون کیا کرده که هنوزم که هنوزه دردش رو دارن عربده میزنن.(biggrin)
      درکل من که دارم لذت میبرم از این‌که یه نویسنده‌ با داستانش اینجا تا حدی آتش‎فشان ماتحت شما نخاله‌ها رو شعله‌ور کرده که آروم و قرار ندارین. ;-)
      این سخن بزرگانو هم بنویس رو مقوا لوله کون تو کونت پند بگیر که «شنیدن آوای جلز و ولز ماتحت نخاله‌ها بسیار لذت‌بخش است!» (drooling)


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • کودک وکیلا به پرت و زرت ادامه بدین. من لالام اومد


      فردا اگه حال داشتم ج میدم خخخخخخ


      این یارو بدجور سایت به تخمش نیستا. نگران شیردونشم خخخخخخخ خشکید خخخخخخ


    •   blind.owl
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3


    • نقل از shadow69 : :
      هر دم از این باغ بری میرسد.
      کیونده گوه زده ی کیر خری می‌رسد.
      خوب مث این که کیون لیسم تشریف دارن جناب خود گوه پندار اعظم!
      عتابم به خطابت که همه کیونایی که فلن دورتن یه دور گاییده شدن یه تفم ریخته شده روش. البت تو که گوه میخوری تف که مث دنت غلیظظظظ میمونه واست. لابد دوسشم داری که براش نوشابه الکلی وا کردی.
      اگه مث کیون دریده ها اینم راپورت ندی به ادمین باس بگم به این کیون دریده های دور خودت اتکا نکن که پاش بیوفته میان کیر میزنن بهت اساسی. حالا میفهمی خودت کیون قهوه ای. سخن بزرگان: هیشکی دوسم نداله
      چه کیونی سوزوندم من از شما خود گه پندارا تو این سالیان دراز شهوانی که میتینگ میذارید قبلا فلانی رو فلان جور زمین زدیم و پشتم زر زر اضاف میکنین . جوجو فکلی ها با گنده شون بیان.



      کیونی هی میخوام جواب توئه کیونده رو ندم، هی نمیشه!
      آخه کصخل! تو که خایه نداشتی 2 سال پیش ساعت 9 بیای زیر پل محمدحسن خان، دیگه اینجا زر زر نکن کیونی! به خاطر پانیذ جونت اومدی از تخمام آویزون شدی و آخرشم نیومدی سر قرار... راستی از ممد بوکسور چه خبر؟ قرار بود همراهت بیاریش سر قرار؟ :))))))


      پس تو دیگه اینقدر واس ما زر مفت نزن که مثلا جرعت نداریم جلو روت چیزی بگیم! تو فعلا برو "کصِ سقط جنین شده" ی پانیذ جونتو لیس بزن بیخایه...


    •   shadow69
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • د آخه کصخل تو اگه کیر و خایه ات معیوب نبود و مردونگی ات سر جاش بود که با کسشریجات یه شوهردار ریقو ک یواشکی میاد پورن مینویسه و به جاش داستان سکسی خنده دار از توش درمیاد موجبات تحریکاتت فراهم نمیشد که آب و از لب و لوچه ات در بیاد. دسمالی که زیر کیرم میکشی میدم دستت دور لب و دهنتو پاک کن. آتیشپاره سکسی نیمه پنهان تو آتیش فقط به صفه چت تو میندازه وگرنه تو واقعی همچین زیادم پنهون نیس. بچه کیون اگه کسی بخواد زیر ما آتیش روشن کنه چنان میشاشیم بهش ک هم آتیش دستش خاموش شه هم سر تا پاش غسل جنابت کنه با شاشیدن ما.
      تو ک تجربشو داری پاشو فریضه مقدس رکوع و سجود رو زودتر به جا بیار تا نمازت قضا نشده و قضای حاجت دومو روت انجام ندادم که از پشت بدجوری سکسی میشی. اینو متخصص گیولوژی و پیامبر کیونیا گفته.


    •   blind.owl
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3


    • نقل از مستر اوب :
      محتویات لباس زیر بنده در زمره حریم خصوصی که انقدر برایش سنگ به سینه میزنید قرار نمیگیره



      هیدن موون عزیز و بقیه دوستان، من نمی فهمم واقعا چرا نشستید جواب این معـتاد کــون پرور رو با حوصله و به صورت منطقی می دید؟ از همین یه جمله ای که نقل زدم از این معـتاد، کاملا مشخصه محتویات ذهن احـمقش چی هستن!


      داره میگه لباس زیر بنده جزو حریم خصوصی هستن !


      یعنی طرف از اوناس که توی دنیای واقعی چوب تو کونش کنی و خرخرشو بگیری بچسبونی به دیوار، آدم میشه ولی دو دقیقه بعدش که چوبو از کونش درآوردی جنده بازیش میزنه بالا... از هموناس...


      هیدن موون داره میگه حریم خصوصی نویسنده رو رعایت کنید، این برگشته میگه جنسیت منم حریم خصوصیه!! آخه حروملقمه! تو با این جنسیت دروغت به مدت چند سال چند نفرو مچل خودت کرده بودی، ذهن و روحشونو گاییده بودی، بعدش همین جنسیتت میشه حریم خصوصی؟؟!!


      این اوبنما همون موقعی که مشخص شد شوشول نداره، هم از این سفسطه های کیری میکرد زیر همون داستان کیری تری که نوشته بود، که فقط از ذهن یه معتاد برمیاد، اونوقت شما نشستید با حوصله جوابشو میدید... مطمئن باشید این جنـده خانم معـتاد، تک تک جملاتی که تایپ میکنه بعدش پیش خودش کلی ذوق میکنه که چار تا آدم رو مثلا به خیال خودش مچلِ کامنتاش کرده... و اینجوری پیش خودش لذت می بره و کیف میکنه... باور کنید همینه و فقط از ذهن یه معتاد همچین استدلال های کیری برمیاد...


      و این میدونید یعنی چی؟ یعنی حتی ریدن دهن این آدم هم خوشحالش میکنه...


    •   shadow69
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • عبدولی برو کصت بلیس بابا بدبخت کیون دریده زن ستیز(biggrin)

      کص فشنگ اونی که الان داره بهتون میرینه اونی نیست که قبلاً بهتون ریده برین رمزگشایی کنین ببینین چه کیر کلفتی کردم تو کیون یک یکتون (erection)


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • آخه چاقال! پیامبر کونیا که همینیه که زیر پرچمش داری کون میدی! (rolling) خوشم میاد جوری ریدم دهنت که حواست به سوتیات نیس قشنگ واضحه موقع تایپ داری عن منو بالا میاری! (biggrin)
      تا جایی که یادمه جنابالی بودی که چسبیدی در کون یه زن شوهردار جوری وظیفه‌شناسانه گوهشو میخوردی که در ماتم یه لایک بهش توی تاپیک منفورترین‌ کاربر فریاد کونسوزیت همه جا رو گرف کلی ناله سردادید و ماتحت دردید بخاطر یه لایک توی تاپیکی که مثلاً جمبه طنز داشته ولی اونقد سوزوندتتون که هنو دارید کون خودتونو بخاطرش پاره میکنید.(biggrin) در کل محض اطلاعت اونی که تو گوهشو میخوردی، من میریدم دهنش!(biggrin) پس درواقع مدتهاس که مستقیم از گوه من داری تغذیه میکنی پس واسه من گنده‌گوزی نکن. ;-)
      فعلاً که شواهد میگه آتیش خفنی از مدتها پیش به وسعت آتشفشان زیر ماتحت گشاد شماها روشن شده که همچنان دارید خودتونو بخاطرش جرواجر میکنید.(biggrin)


    •   کیر ابن آدم
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • آقا ما به خودمون قول دادیم دیگه قاطی این جاکش بازیا نشیم. منتها بعد از خودندن تمامی نظرات کس شعری که این داستان داشت یک سوال برام پیش اومد...
      کاربر blind owl الآن فک میکنه خیلی کس نمکه؟یکی بهم جواب بده خواهشا.


    •   Master.Kink
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • عجب!
      متعجبم از تعداد نفرات باند شما و ادعای دانایی و زرنگی و کمالاتتون که حتی یک نفرتون هم از شدت عقده خودبزرگ بینی و کینه بی دلیل، به هیچ احتمال دیگری نمیتونه فکر کنه! مثلا ضعیف بودن این نوشته و تخیلی بودنش.
      من آنم که رستم بُوَد پهلوان؟! فقط به خاطر یه نقد درست و ساده مبنی بر غیر اروتیک بودن و کودکانه نوشتن یک متن که به واسطه نویسنده و باند معلوم الحالش زور میزنه در زمره داستان سکسی قرار بگیره اون هم در یک سایت سکسی بزرگسال انقدر بهم ریختید که همه کاربران مخالف رو یک نفر تصویر میکنید؟!در توهماتتون موفق باشید! همه که نمیتونن یک نفر باشند! کمی فکر کنید البته اگر ابزارش رو دارید. تا به حال به چند نفر این رو گفتید؟ کارِتون خیلی خنده داره و البته مایه دلسوزی من باب کجاسوزی رو نمیدونم.
      توصیه من به شما لبخند زدنه :) همونطور که این داستان من و دوستانم رو امشب به خنده واداشت. امید دارم. که داستان بعدی سرکار علیه نویسنده این داستان از فضای دیزنی و رنگ صورتی و تخیلی بودن فاصله بگیره و با اروتیکی قوی برای سایت شهوانی و خوانندگانی پیگیر چون من نوشته بشه.


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • اوممممممم


      این مسترکینکی همش با ادب و با شخصیت و منطقی صحبت میکنه.


      اما این یارو اسکلت حشری همش فحش میده و صحبت ریدن و گُه و تاپاله میکنه. دو تا ضد زن فحاش هم ازش حمایت میکنن.


      فک کنم مشخصه عمق انتهای چه کسی بیشتر داره میسوزه خخخخخخخ


      فحش و توهین نشون ضعف و حقارت و عصبانیت و عجز هر ادمیه


      اسکلت حشری جان کمتر فحش بده و توهین کن


      این همه حرص خوردن برای آدمی که همیشه میگه سایت به تخمشه خوب نیستا خخخخخخخخ


    •   shadow69
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • کصفشنگ منم داشتم گوهی که در مبوردش میخوردین انتقال میدادم خودت به کُصیت نزن گوساله.

      هااااا این جا هم کردم تو کیونتون (biggrin) فک می‌کنی فقط سر طرفداری حمایت می‌کردم ازش؟! کصخل بالله (rolling)


      می‌فرماید چقدر تو باز کص من لیسدی و چون بهم نرسیدی کونت از صد جا سوخت

      لقب جدید کیون پاره گوه خوره تاپال دوست کیون لیس کیون سوخته، ای وای من چقد کیر رفته تو کیونت (wanking)


    •   eyval123412341234
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • به شترمرغه گفتن میدونی تو دنیای حقیقی دشمنت کیه؟ گفت نه بابا! مگه میشه اینا رو شناخت؟ با هزار تا چهره میان و هر دفعه هم با یه مهره ی سوخته و یه وعده و حرف جدید گولم میزنن! اصلا معلوم نیس کی مال کدوم جناحه! منم دیگه برام مهم نیس!


      بهش گفتن پس با این حساب تو دنیای مجازی خیلی باید سخت باشه که نمیشه فهمید کی به کیه؟ گفت فکر کردن میتونن سر من کلاه بذارن!؟ تمام حرفهاشونو از برم و دقیق تمام آیدی هاشونو میشناسم و میدونم کی به کیه! و کی تو کودوم بانده! مگه الکیه؟


      دیدم طفل معصوم دنیای حقیقی و مجازیشو با هم قاطی کرده :-( نمیدونه کجا چیکار کنه :-( مشکلش اصلا چیز دیگه اس...


    •   Hidden.moon
    • 2 ماه،3 هفته
      • 5

    • مستر کینک، اولش قشنگ داشتی آشنایی میدادی!
      یهو فازت عوض شد! اوکی اوکی!
      مثلا "(تو این مورد که ما رو قبول داری؟!)"
      آره من مستر کینگ پسرعمه امه ک‌ بشناسمش!!
      نخیر! من نقاب پشت مستر کینگ رو میدونم کیه! ک از ترک دیوار هم مثلا آروتیک ‌میساخت!!
      بچه جان و دخترکم‌ هم همون پسر عمه بهم میگفت!!!!
      (توام ک از اولین داستانم شاهد نوشتنم نبودی!! کلا دوتا داستان خوندی ازم!! دروغ های الانت مث همونا زیر داستانته ک بعد چندماه بهشون اعتراف کردی؟! ;) )


      حرفات تکرار اندر تکراره، البته با حذف موارد چرتی ک اول گفتی و تو کامنتات هست و الان یادت رفته!!
      جواب تکرار هات رو هم دادم اما اوناروهم نمیبینی..
      حتی گفتم به جز دنت چیز دگ ای بگو، باز هم ندیدی!!!!
      غیرنقدت هم شنیدم..
      کسی زور نزده داستان رو طور خاصی جلوه بده، من فرستادم و ###ادمین تگ زده، به خودش مراجعه کن!


      دخالتت تو تمام نظرای دگ رو هم متوجه شدیم، بارها گفتی و اگر قرار بود کسی از نظر دهنده ها توجه کنه و بگه ک بله این نوشته کلا ضعیف بود و نه داستان بود، نه اروتیک بود، نه نوشته، نه اصلا وجود داشت!، گفته بود!


      هی تکرار! خب! بسه دگ!! اگ حرف جدیدی نداری خدافظی!
      وعده مون همین سایت، زیر داستان بعدیم! :)
      بالاخره شما ول کن ک نیستی!
      البته لطفا برای اون، به دوستانِ چون خودت نشون نده داستانو ک نتونن درست نقد کنن.. (احیانا دوستات همونان ک ازشون نقل قول هم کردی؟)
      قشنگ به یه آدم فراستی‌طور نشون بده ک کم نیارید و سیاه لشکر چرت و پرت گو زیر داستانم بیارید!
      یه بار میگید بچه و بی تجربه و معصومانه و بدون تخصص، یه بار میگید نه!!! تجربه داره! شوهر داره!! (rolling)
      بعد میگید همین داستانی ک کودکانه خطابش میکنید رو خودم ننوشتم!
      آره از لپ لپ درمیارم داستانامو کلا... :)


      درکل برای داستان بعدیم ###هماهنگ باشید ک اینطوری مسخره ی خاص و عام نشید..


      راستی! تهوع آور ترین جانور!
      چی زدی؟؟ خخخ
      شوووووووووهرم رو مجبورم سایت رو ازش مخفی کنم!
      منو دوس نداره! :(
      فتیش دیرتی سکس و پی پی پیدا کرده اخیرا.. (sick)
      سایت رو ببینه و تو رو پیدا کنه، فتیشش فوران میکنه و عاشقت میشه! (dash)
      مخفی باشی بهتره!


    •   blind.owl
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • وااااای هیدن مووووووون خدا بگم چیکارت کنه خخخخخخخخخ :))))))


      به شووووهرت بگو بیاد فتیش "کوپروفیلیا" روی این جماعت اوبی اجرا کنه !!! :))))


      پس تو هم متوجه شدی این جماعت معتاد یه چیزی زدن؟! :)))) و قشنگ دارن هذیون می بافن از دیشب! هر چقدم می رینیم دهنشون سیر نمیشن!


      فقط اگه میفهمیدم چی میزنن این جنده های معتاد خیلی خوب میشد... گُــل که نمیتونه باشه! فازشون تو مایه های شیشه س. همچین توهماتی و همچین شدت علاقه به عن، فقط از شیشه برمیاد :))))))))


    •   Hidden.moon
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • درضمن احتمالا این کامنت آخرین جوابم به صورت های پشت نقاب و دست آموز های تهوع آور بود.
      دارید تکرار میکنید یا چرت و پرت تحویل میدید ک روز تعطیل ارزش نداره بیش ازین تایم براش بذارم...
      جوابم همین کامنت آخرمه و تکرار رو بیهودگی میدونم...


      حالا هی برید دنبال اکانت تلگرامم بگردید و خبر بهم برسه!
      چیزی خواستید به خودم بگید ;)


      خوش باشید و با لبخند :)


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • اومممممم الان من اخرش نفهمیدم


      این جوجه کودک نویسنده چی گفت؟ میگه داستانش بهتری داستان قرن ادبیاته؟! خخخخخ هیچ ایرادی بهش نیست؟! خخخخخخخخ


      اون یارو کودک وکیل اسکلت حشری بهتر سرگرمم میکنه ها. خودت حوصله سر بری کودک جان. حتی بلد نیستی از کلمات استفاده کنی و جمله بندیات زیر ۱۳ ساله خخخخخ بگو اون بیاد پرت و زرت کنه خخخخخخ


      هنوز نفهمیدم


      کیر طرف با دنت سرد و چایی داغ نشکست؟؟!!!


      خخخخخخخ


      کودک وکیلا منتظرم عشقولیا


    •   Master.Kink
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • دخترک خود باهوش پندار کوچک، من فقط دوتا داستان از شما خوندم و کماکان میگم این داستان ضعیف و کودکانه بود. بنده به توصیه دوستانم داستان رو خوندم و از نظر دادن برای جماعت عجیب و غریبی چون شما پشیمانم چرا که بوی مشمئزکننده کینه و حسادت و فحاشی تون رو حس کردم.


    •   Teenwolf.
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2


    • کص فشنگ اونی که الان داره بهتون میرینه اونی نیست که قبلاً بهتون ریده برین رمزگشایی کنین ببینین چه کیر کلفتی کردم تو کیون یک یکتون



      اییی ممد دهنت سرویس (rolling)
      پروردگارااا!!! این بیچاره ها رو اسکل کردید بعد منو دعوا میکردید دیوثا؟!(dash) الان این طفلکیا واقعا فک میکنن مستر کینک منم :| من هیچ من نگاه! من فقطططط نگاه (rolling) و بیسیاااار خنده!بابام جان من که همه چی رو به قول کاراگاه هیدن و دستیارش سیتو همون چند ماه بعد براتون گفتم البته بجز پتیاره هزاررنگ دوروی دروغگو :| من اونقدر واضح گفتم بازم نفهمیدین؟واقعا چرا نمیفهمید؟!هرچند که سپیده و روح بیمار و حتی هورنی اصرار داشتن ازم اعتراف بگیرن که مستر کینک منم :| من که صاف و ساده بهتون گفتم کینک من نیستم :| هااا راستی اسنیپ هم من نیستم :| ایلونا هم من نیستم! ممد شدو هم نیستم! :| سوفی هم نیستم :| در آخر بگم که نایس تو میت یو :) کینک جان هم داستانو به توصیه من خوند و کنار خودم و شیوا و. آقای پ هم خوند، 45 دقیقه تمام به کامنت سانسا خندیدیم. هااا راستی من سانسا هم نیستم :| از الان بگم بعدا شبهه ایجاد نشه .خودمم به توصیه هورنی گرل عزیز خوندم و به شدت با مستر کینک به عنوان یه نقاد حرفه ای موافقم:


      داستان سکسی نیست و اروتیکم نیس تلقی بچگانه ای از اورال سکسه که ممکنه بعضیا ازش خوششون بیاد! :)


      گودلاک بچه ها :)


      هااا در جواب پتی خانوم بگم که من که حرفامو بهت زدم و گفتم اهل یک و دو کردن نیستم و تو لالمونی گرفتی اونجا!!! ممدم خوب بهت انداخت! سخن بزرگان حرف تو بود که برام عکس نی نی فرستادی که هیشکی دوسم نداله ، اوخی توقع داری دوستت داشته باشم؟ (rolling) راااستی صدای مستر کینکو تو اون ویس که حبه و خودم برات فرستادیم میتونی پیدا کنیا ;)


    •   Teenwolf.
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • هااا راستی خب چرا ناراحت میشی خودت که میدونی در هنگام داستان نوشتن چه کسی در کنارت بود و دلیل افت داستانت عدم حضور همون شخصه :) من و بقیه کاریتون نداشتیم که از فضای آزاد سایت استفاده میکردیم و میکنیم شمام زبونتونو بکنید درونتون و ساکت کار خودتو بکنین. خب؟ زرت و پرتم نکنین یا اگه میکنین مواظب باشین گندش درنیاد ;) بای بای


      هیشکی دوسم نداله؟ really?????? (dash) (rolling)


    •   shadow69
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • Teenwolf.مول خی جانم درست من تو نیستم.

      تو من نیستی.

      اون من نیست.

      من اون نیستم.

      ولی خو من میدونم که تو میدونی که اون میدونه که همه باس بدونن کیون لق گنده گوز مجازی رو سگ گایید.کیون راپورت ده خایمالم که باید شاشید روش گذشت ازش...


    •   blind.owl
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • *امیرامین داش، قبلن ها توی سایت وقتی با شیوا بحث میکردیم بعد از یکی دو بار ریدن بهش، دیگه جوابی نمیداد و میرفت عین بچه ی آدم میشست یه گوشه و زر اضافی نمیزد. الان دیگه اوضاع فرق کرده. الان "نقاب" ها رفته کنار و ذات جنده ی شیوا و سامی آشکار شده... الان دیگه چیزی واسه از دست دادن نداره... قبلا می ترسید از آدمایی که واقعا بهش اعتقاد داشتن و دروغ ها و داستان هاشو باور میکردن، ولی الان همه ی اون آدما از دست رفته و دیگه چیزی برای از دست رفتن نمونده... ذاتی که قبلا پشت نقابِ زن مظلوم زجر کشیده ی تجاوز شده پنهان شده بود، الان کاملا آشکار شده و دیگه چیزی واسه از دست دادن نمونده... ذات جنده ای که حتی واسه خود این آدما "چیز بدی" محسوب نمیشه و حتی الان موقع خوندن این کلمات، لذت می برن که جنده هستند... ذات جنده ای که قبلا هم وجود داشت، اما در لباس مظلوم نمایی پوشیده شده بود و همه دوسش داشتن... *


      شیوا، به شدت آدم بدبختی هستی. حقیر تر از تو ندیدم به عمرم. آدمی که شب و روز به دنبال شخصیت خوب ساختن بودی ولی الان چی شد؟ الان همه چیز رو فدای یه جنده ای عین خودت کردی... دقیقا یکی مثل خودت رو پیدا کردی که اون هم مثل تو شب و روز دنبال ساختن شخصیتی بود که بهش احساس "لذت" و "قدرت" بده... همزمان با اینکه شخصیت همتای عزیزت عین خودت ریدمال شد و نابود شد (چون هیچ گهی پشت ابر نمی مونه) تو دو تا راه داشتی. یکیش اینکه اون هرزه ای که عین خودته رو انتخاب کنی، اون یکیش اینه که طرفداراتو انتخاب کنی! کاملا مشخصه که کدوم رو انتخاب کردی. دقیقا همون چیزی که به ذاتت نزدیک تر بود انتخابش کردی و پشت پا زدی به همه ی اون نقاب هایی که قبلا ساخته بودی...


      الان که این نقاب ها رو از دست دادی و یکی عین خودتو پیدا کردی، هنوز هم به اون آرامشی که میخواستی نرسیدی، که هیچ! حتی بدتر شده وضعت... بی آبروتر شدی... هرزه تر شدی... مجبوری با هزار تا اکانت فیک بیای و ادبیاتتو عوض کنی فقط برای اینکه "یکم خالی بشی"... از خشمی که شب و روز داره مغزتو میگاد از تنهایی ای که خودت انتخابش کردی و فکر میکردی قراره با حضور یکی مثل خودت در کنارت پرُ بشه، ولی نشد! خودتم میدونی نشده و همه ی این رفتارهات محصول همون نشدنه... این دنیاییه که خودت واسه خودت انتخاب کردی شیوا... چرا دیگران باید تاوان انتخابتو بدن؟ خودت انتخاب کردی و حالا که دیدی عجب غلطی کردی، دیگه تقصیر دوستای قدیمی خودت نیست که اینطوری با هزار تا اکانت فیک میای و کصشر تلاوت میکنی تا به خیال خودت بهشون ضربه ای بزنی تا فقط "ذره ای" خالی بشی... بیماری روانی تو با بودن در کنار یکی عین خودت خوب نمیشه به خدااااا نمیشه...! حتی اون روش قبلیت که میومدی شخصیت فیک میساختی با داستانات، روش بهتری بود.
      **
      نباید طرف آدمی رو میگرفتی که شبیه خودته، چون خودت کثافتی بیش نیستی. دو تا کثافت در کنار هم نمیتونن زندگی خوبی داشته باشن...


    •   strong_boy
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • داستان قبلی که از شما خوندم به اسم خود ایمنی بود واقعا خیلی حرف برای گفتن داشت و شاید تک تک کلماتش با فکر نوشته شده بود اما این نوشته نسبت قبلی افت فاحشی داشت.
      یه نوع کلیشه که با افکار کودکانه ترکیب شده من همینو حس کردم.


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • عاشق این دو تا ضد زن روانی فحاش شدم من خخخخخ


      این شیوا و سامی که سرکارتون میذاشتن به ریش نداشته تون میخندینو میگین؟ خخخخخخ


      منم موافقم راستش. شیوا خیلی جونور بود و هست خخخخخخ


      فقط نمیدونم چرا هی اسمشو میارین خخخخخ چیکارتون کرده دخیخا؟؟؟؟؟ خخخخخخخ تلگرامش دیلیت کرد لعنتی نمیشه باز بحرفم باهاش و بخندیم خخخخخخ البته اخرش من نفهمیدم سامی زن بود یا شیوا پسر بود؟؟؟؟ خخخخخخ اونی که من تو تلگ باهاش حرفیدم و اون کانال کودک ستادی رو نشونم داد وختی وویس داد پسر بود والا خخخخخخخخخ


      جوننننننن اینا بهتر سرگرم میکنن تا جوجو نویسنده خخخخخ


    •   Horny...Girl
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • "ميگن" فعل مجهوله! از خودتون بپرسيد، كيا حبه ميگن، ميگفتن؟


      بهم گفته بودن دخالت نکن ، سطح كلاس من تو اين حرفا نيست! از اطرافيانت بپرس پشت كاربري هورني گرل كيه، اونوقت ميفهمي براي آوردن اسم من بايد n دور دهنتو با وايتكس آب بكشي، قرقره كني!
      البته حق هم داري، دستت به همونا ميرسه، واسه همين بهتراش ، اَخَنْ!


      اونايي كه تو اکیپ ما بودن (البته فکر میکردن که هستن)، هنوز نميدونن و نميتونن بفهمن ماجرا چيه! چه برسه به اينایی كه تازه واردشون شدن! از خودتون بپرسید چرا هورنی گرل هنوز هست؟!


      Ps: ميگيريد كه چي ميگم؟!


    •   blind.owl
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2


    • نقل از بشکه قند:
      "ميگن" فعل مجهوله! از خودتون بپرسيد، كيا حبه ميگن، ميگفتن؟
      بهم گفته بودن دخالت نکن ، سطح كلاس من تو اين حرفا نيست! از اطرافيانت بپرس پشت كاربري هورني گرل كيه، اونوقت ميفهمي براي آوردن اسم من بايد n دور دهنتو با وايتكس آب بكشي، قرقره كني!
      البته حق هم داري، دستت به همونا ميرسه، واسه همين بهتراش ، اَخَنْ!
      اونايي كه تو اکیپ ما بودن (البته فکر میکردن که هستن)، هنوز نميدونن و نميتونن بفهمن ماجرا چيه! چه برسه به اينایی كه تازه واردشون شدن! از خودتون بپرسید چرا هورنی گرل هنوز هست؟!
      Ps: ميگيريد كه چي ميگم؟!



      وااااااااای که تو چقدر میستری هستید اصن پشماااااام ریخت...
      ای وااااایییی که چقدر اکیپ شماها خفن و کاردرسته و اصن مو لای درزش نمیره...
      هههعععییییی واااااییییی که تو چقدر خفن هستی باواااا اووووفففففف...


      از کدوم اکیپ داری حرف میزنی؟ از همون چار تا تینیجر عین خودت که نشستن پشت مانیتور دارن شخصیت سازی میکنن پیش چار احمق تر از خودشون؟؟؟


      از کدوم وایتکس داری حرف میزنی؟ از همون وایتکسی که اولین بار خودم 2 سال پیش بردمت تلگرام و کردم تو حلقت؟ از همون آدمی حرف میزنی که همون اول بهم آیدی تلگرام داد؟ از کدوم سطح داری حرف میزنی؟ تو سطحت بالاست و بقیه اَخ؟؟؟ :))))))))) ای وای دلم...


      از کدوم "زنیــکه جنــده" داری حرف میزنی؟؟؟ از همونی که با مفهوم وایتکس آشنات کرد؟ بیماری های روانی تون، همونطور که بالاتر گفتم، با این وایتکس ها شُسته نمیشه...


      مطمئنم که میگیری که چی میگم...


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • اوممممم
      این هورنی گرل همونی نیس که با همین جوجو نویسنده تو اون کاناله بودن؟ همونا که رفتن دروغ پروغ ساختن از رو حسادت


      الان این ۲۰۰ کیلویی هورنی گرل بود؟ خخخخخ


      چه بساطیه اینجا جوننننننن خخخخخخخ


      اما خیعلی نامردیه حیف این داستان که بهترین داستان قرنه نبود اینجوری زیرش ریدمال شه خخخخخخ


      الان به روحیات نویسنده جوجو که میگه من بهترین نویسنده سایتم ضربه میخوره خو خخخخخخ


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • میبینم که موسیقی دلنواز «ماتحتهای جریده از جزغالگی» همچنان در حال نواختن است...
      متسفانه یا خوشبختانه امروز جایی بودم نرسیدم غذای پیروان اوب رو براشون بریزم که البته انگار باقی دوستان به حد کافی لطف کردن و در غیاب من اوب‌زدگان رو گشنه رها نکردن! دلسوزیشون بسی جای تقدیر دارد...
      فعلاً حال ندارم همه کامنتا رو بخونم (هرچن که البته عربده‌های ناشی از سوختگیِ اوب‌زدگان ارزش خوندن جز برای خنده و کسب فیض از آن موسیقی سادیس‌پسند ندارد) ولی یه عان یاد یکی از شعرای قدیمی تو شهوانی افتادم که به طرز خعلی عجیب و معجزه‌آسایی وصف حال دقیق پیروان اوب در این لحظات ملکوتی‌ست و خودمم کلی بخاطرش خندیدم. از همین روی با اندکی دخل و تصرف تقدیم میشود تا سر فرصت خدمت کونسوختگان و صرف غذا برایشان برسم تا همچنان بنوازند و مام فیض ببریم! (drooling)


      مدتی در کار ما تأخیر شد
      کونیِ این انجمن دلگیر شد


      بچه کون کیر دیده خود را کرده لوس
      کون خود را می‌درد با موس موس


      خویش را داند فهیم و باکلاس
      ما پلید و بی‌کلاس و بی‌اساس


      باکلاسی لیس می‌زد کون خر
      سایه‌ی کونلیس از این کار مفتخر


      بارها گفتم چاقال آرام باش
      کم نخود شو هر کجا پختند آش


      میخزد دمبال من چون سایه‌ام
      کرده خود را جانشین خایه‌ام


      گاه اگر تر کرده‌ام دروازه‌ات
      در عوض افزوده‌ام آوازه‌ات


      مدعی کرده دهانش را لگن
      دوستانش را فراخوانده به عن


      تا که دیده ماجرا عن‌مالی است
      خورده و ناخورده گفته عالی است! (biggrin)


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • اههههه این دو تا ضد زن روانی که بدون استخونم واق واق کنان میان پارس میکنن هم حوصله سر بر شدن خخخخخ


      من اون یارو کودک وکیل اسکلت حشری رو دوس دالم فقط. عاشق حرص خوردنا و عن و گُه گفتناش شدم خخخخخ


      همون بیاد پرت و زرت کنه


      حوصلم سرید :(


    •   سانسا
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • جونننننن کودک وکیل اسکلتی پیداش شد :)


      تو فقط پرت و زرت کن و حرص بخور خخخخخ


      فقط در عجبم که چرا میگفتن تو همه کاره و رییس باند خفنی هر کی دلت بخواد اکانتشو میترکونی خخخخخخخخ پس من چرا اکانتم هنو هست؟ خخخخخخخخ


      الان باز که افتخار کردی دو تا ضد زن روانی فحاش به جات پرت و زرت کردن خخخخخخخخخخ


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • اوب‌زدگان گرامی، لاقل انقد تابلو نخشه‌هاتونو اینجا پیاده نکنید! (biggrin)
      حرضت اوب که البته ما خوب یادمونه چجوری خودش تحمل یه نقد ساده از طرف من توی تاپیکشو چون (طبق گفته‌ی صریح خودش) «کادوپیچ» تقدیمش نگردیده بود، نداشت و سر همین چه لوس‌بازیا و سلیطه‌بازیا که درنیورد و چه مظلوم‌نماییها و اشک و ناله‌ها که برا تحریک دوستان سابقش علیه من نکرد! ;-) (biggrin) حالا اومده برا ما داره دم از نقدپذیری در قالب سخنرانی لفظ قلم میزنه!(biggrin) (rolling)
      بعد اون یکی شیرین عقل هم کاملاً آماتور و تابلو میاد میگه هاااا ببینید مستر اوب چقد گوگولی و خوبه که مؤدب حرف میزنه ولی اسکلت حشری بیتربیت همش داره فوش میده چون عقده‌ایه! (biggrin) اصلاً هم معلوم نی چقد فسفر سوزوندین که این نخشه‌ی کودکانه رو پیاده کنین! (rolling)


      عرض شود که شما انقدخودتو الکی پاره نکن. چون ما میدونیم سرکار خانوم مستر اوب برا رفع کمبودای زندگی حقیقیش (که از حق نگذریم روزگار خودش به حد کافی به زندگی این زن ریده، شاید دیگه ستم باشه مام بهش برینم) اینجا خودشو پشت یه نقاب مثلاً به خیال خودش خفن(!) قایم کرده لفظ قلم حرف میزنه ولی عقده‌گشاییاشو میذاره برا چتهای خصوصی! (biggrin) که صدالبته هم شواهد امر از فحاشی ناموسی ایشون و حرصی که در عمق صداش در وویس نهفته‌س (درست زمان لو رفتن دروغشو به یکی که خودم با سند واسش رو کرده بودم(biggrin)) کاملاً گویاس که در حال گاز گرفتن فرش و کشیدن گیساش داشته به من فوش میداده! (rolling)
      «شات درست میکنه آشغال حرومزاده؟! درست کرده بهت میگم!» (biggrin) (devil) (rolling)


      ضمن این که خوشبختانه صدای وویس عَر زدنا و گریه و ناله‌هاش زمان از دس دادن دوستاشو هنو یادم نرفته: ;-) «نه x رو میبخشم، نه y رو میبخشم، نه...»


      بخوام مثال بزنم که موارد زیاد است...


      خلاصه این شخصیتی که ایشون با قایم شدن پشت یه نقاب و کلمات شیک زور میزنه از خودش بسازه برا مائی که از پشت پرده خبر داریم در حد فیلم کمدی‌ست که ساعتها میتوان بهش خندید! (biggrin) ;)


      و صدالبته که شهوانی برای همین گشنگانِ توجه مهم و حیاتی‌ست تا بیان کل انرژیشونو روی قوت پردازش شخصیت ادیب ساختگیشون اینجا بذارن بلکه ضعفهای شخصیت عقده‌دار حقیقیشون کمتر آزارشون بده. (rolling)


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • باز دوباره کونلیس معرکه بالاس زد برعکس به سر و هیکل خودش رید!
      دیگه مطمئن شدم بین «اوب‌ زدگی» و «کند ذهنی» ارتباط تنگاتنگ وجود دارن طوری که اوب‌زدگان به مرور مخشان پوک میشود و باید واسشون مدام تکرار مکررات شود تا عقلشان بکشد منظور چیست.
      یه بار دیگه به درز پارت عرض میشود: «اونی که تو گوهشو میخوردی، (طبق اعتراف صریح ارباب خودت در چتای خصوصی) اسی اونهمه بهش ریده بوده» بشین رو همین خوب فک کن دریاب چگونه گوه من مدتهای مدیدی جزو رژیم غذاییت بوده. ;-)
      درضم خعلی جالب و خنده‌داره برام که همون بچه ریقویی که تا دیروز خایه‌مال خودم بود ولی به کیرمم نمیگرفتمش حالا در دامان پیروان اوب رفته واسم شاخ شده!(rolling) بهرحال راضی‌ام که خواسته و ناخواسته چنان جرت دادم که عرّ و گوزت همیشه بر هواس.
      راسی آخرش نگفتی چرا یه لایکی که قرار نبوده جدی باشه یهو جدی شده و بدین صورت از کیر مورچه کیر خر ساختید و جاسازی کردید در ماتحت تک‌تکتان که هنو جاش درد میکنه؟ (biggrin) نکنه میترسی اعتراف کنی تاپیکت فقط با مقصود کصلیسی ایجاد شده بوده؟ (rolling)
      http://up.shahvani.com/u/yepssxtddf.png


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • جونننننن تو فقط و فقط پرت و زرت کن عقشم. اسکلتی گوگولی خخخخخخخ


      حالا درسته هیچی از پرت و زرتات نفهمیدما اما جوننننن خخخخ


      حرص خوردنتو دوس دالم خخخخخ


      بازم بگو بازم بگو خخخخخ


      چون بیشتر و بیشتر ریده میشه به شخصیت هزار رنگ و حقیرانه قابل ترحمت :)


      آخ معذرت


      کلمه ریدن و گُه و تاپاله و این چیزا مخصوص اسکلت جان حشری بود :(


      اوممممممم
      نگران شیردونتم کودک وکیل اسکلتی خخخخخ


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،2 هفته
      • 3

    • این حرفا رو واضحه یه شیرین عقل مث تو نمیفهمه خب جای تعجب نیس!(biggrin) درضم این «خخخخخخخخخ» گذاشتنات اصلاً و ابداً رنجی که از شدّت سوختگی و حرارت آتشفشان داری میکشی رو واسه ما پنهان نمیسازد! (drooling)


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • اخ جون بیداری خخخخخ


      بیا بچتیم تا صبح. تو پرت و زرت کن من بخندم خخخخخخخخخخ


      وای مامیم امشب سه بار تا حالا گفته چرا هی ریسه میری از خنده خخخخخخخ


      من عاشق ریدن به اوناییم که خود گوزشاخ پنداری دارن


      وای مغذرت


      ریدن مخصوص اسکلت جان حشری بود خخخخخخ


      خب اها چی پرت و زرت میکردی؟؟؟؟ خخخخخ


    •   shadow69
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • بس که ورد زبونت و غذای روی سفرت برا ما به اشتراک گذاشتی میخوام برینم تو مسترا یاد تو میوفتم.

      اسی قهوه ای روشن اسی قهوه ای تیره اسی شل وا رفته اسی با پوست گوجه اسی با دونه های ذرت اسی تو این گوه اسی تو اون گوه اسی شده گوه .

      ده آخه کیون کلوچه ای چقد خری نفهمیدی من واقعی کیم هدفم چیه.من وصل بشم به کیون تو الدنگ ؟کیون خودت در حد کارداشیان بالا گرفتیا. بیا پایین باوو، ته تهش بشی مث عبدول سیبیل بقال محل پر پشم پیل.

      از ابهتتم برام بگو... بعد ریدن بهت چطور دو سه هفته سرت کردی تو کیونت تخم نداشتی آنلاین بشی (biggrin) این کصخلای کیون دریده کص ندیده رو میفرستادی جلو پشتت درآن.
      راپورت ده کیون دریده شهوانی به کیرت که میشینی اتاق فکر تشکیل میدی این اون چطور بزنیم زمین؟! (rolling)تو به کیرت یا شیوا که رفت همه داستاناش پاک کرد به کیرت نبود چیکا میکردی الله اعلم.

      با همین یه جو عقلتون به کشفیات بزرگی رسیدن که درشت بنویسین بکنین تو کیونتون اون جملات ناب رو.
      زبل خان نفهمیدی اونی که به اسم شیوا داری چت میکنی در واقع سه نفر بودیم داشتیم به ریش نداشتت میخندیدیم. فقط خواجه حافظ شیرازی اکانتی که خودم برای شیوا ساختمو نداشت :دی
      الانم بازم نشستین به مغز جلبکیتون فشار آوردین که این دختره سانسا مثلا شیواست :) یه سر تلگرامش بزنین بد نیست. وویس میده راحت. بعد دوباره ریده میشه به وجنات توهم زده تون :)


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • وایییییی خخخخخخخ شیوا اقا بهم گفتا این یارو اسکلت حشری مغزش سه تا درمیون کار میکنه ها خخخخخخ تا این حد اخه خخخخخخخ


      اقای شادو باشد. هر کاری که لازم باشد تا ریده شود به این خودگوزشاخ پندارا میکنم خخخخخخخخخخخخخ


      عه معذرت


      ریدن و گُه و تاپاله مخصوص اسکلت جان حشری بود خخخخخخ


      رفت حوصلم سر رفت :(


      بیا پرت و زرت کن بخندن منو دیگه :( بدی خیلی بدی :(


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،2 هفته
      • 4

    • خوشم میاد کونلیس معرکه همچنان همونایی که ریدم دهنش داره قرقره میکنه واسم.(biggrin) کون‌سوخته‌ی ریدمان خوبه آثار خایه‌مالیت و اسکی رفتن از عن من خط اول همون اسکیرینی که گذاشتمو زبونت تو کونت گیر کرد بهش جواب بدی هس!(biggrin) بخلره نگفتی چی شد که یه لایک فان اونجا تبدیل شد به هیزم آتشینی در ماتحتتان؟(biggrin) نکنه خجالت میکشی اینجا اعتراف کنی تاپیک فانت با نیت کونلیسانه‌ی محض بود که مثلاً نشون بدی ارثلس از اونی که تو کونشو میلیسی منفورتره؟(biggrin)


      پیروان اوب
      گروهکی که خود را میگایند تا مافیایی بس خفن جلوه داده شوند!


      تغذیه‌ی مورد علاقه‌ی پیروان اوب
      طبق حرفای کونلیس گروهک اوب‌زدگان هویداس اعضای این گروهک علاقه‌ی وافری دارن اسکلت حشری برینه واسشون بخورن که طبق این ادعا چن نفری با بشقاب میومدن پیوی من التماس گوه میکردن!(biggrin) تا جایی که یادمه اونجوری که من همیشه پیوی میریدم تو دهن شیوا، باز میومد باز من میریدم دهنش، باز برمیگشت بازدوباره میریدم دهنش نشان از اشتهای بسیار زیاد آنان در تناول گوه اینجانب دارد. (همون‌موقع‌ها میگفتم چرا من هرچی میرینم این سیر نمیشه؟ بگو پس تقسیم میشده بین چن نفر (rolling))
      لازم باشه از این ریدنا به موقعش رونمایی هم خواهم کرد تا شفاف شود کی آویزون کی بوده و کی چون اون یکی به پشمشم حسابش نمیکرده عقده‌ای شده!(biggrin)


      درجات خودخفن‌پنداری گروهک اوب‌زدگان
      چاقال مالیاتی اون مدت زمانی که اینجا کون خودتونو در فضای مجازی با پشتکار وافری پاره میکردید تا مثلاً ثابت کنید اسکلت حشری چه کیر کلفتی به رهبر گروهک شما زده(biggrin) و با این سوزناله‌ها اشک شهوانیون رو دربیارید، من تو دنیای واقعی سرم به عشخ و حال خودم گرم بود تخممم نبود شما چه روضه‌ی غم‌انگیزی از کیری که از من خوردید دارید برا همه میخونید.(biggrin) بماند که ثمره‌ی کل این دریدنا و جر دادنای خودتون با روشهای مختلف و متوصل شدن به تاپیکای چن دیقه‌ای و پیوی این و اون و کانالهای خاله‌زنکانه و... هیچ چیز خاصی نبود جز این‌که فقط و فقط دو تا کاربر اینجا منو آنفالو کردن که جالبه همون دوتا اومدن اینجا تعریف مثبت کردن از داستان نویسنده‌ای که حضورش به شدّتِ آتشفشان فعال ماتحتتان می‌افزاید! (biggrin)
      آخه ریقوی کونلیس، ابهت؟(biggrin) اونم اینجا؟(rolling) ما ابهت رو اینجا میبخشیم به اونایی که بهش نیاز دارن برا جبران کمبودای شخصیت دنیای حقیقیشون. مث رهبر کونی گروهک که برا خفن‌ جلوه دادن خودش بعنوان رئیس مافیا واسطه میفرساد برا تهدید و ایجاد رعب و وحشت. (biggrin) بهرحال میدونیم برا حرضت اوب که خودشو جر میده یه رئیس مافیای خفن جلوه داده شود افت دارد خودش مستقیم تهدید کند برا همین یه سگ کونلیس مث خودتو به خدمت گرف حامل این پیام تهدید فرساد! (drooling)
      up.shahvani.com/u/msvahpdshy.jpg


      حال ضد زن کیست؟ اونی که با کونسوزی تهدید به پخش عکس همجنسانش (به واسطگی یک سگ کونلیس) میکند؟ مسله این است! (drooling)


      همچنان بنوازید که خوب دارید میرینید به هیبت خودتان!(rolling)


    •   blind.owl
    • 2 ماه،2 هفته
      • 4

    • وقتی یه قودوخی رو آدم حسابش نمیکنی و حتی اینقدر به خودت زحمت نمیدی که جوابشو بدی اینجوری شاخ میشه که باید بعدش بیای سر و کله شو کاملاً به فضولات آغشته کنی تا حساب کار دستش بیاد...


      گروهک کصخلی که میاد از یه لایک توی یه تاپیک به اصطلاح فان همچین چیزی استخراج میکنه و میکنه تو کص گشاد صاحبش، معلومه وضعش چقدر ریدماله! ای کیونلیس کصخل و ای اعضای حذب عنتریسم! جالبه بدونید توی همون تاپیک منفور ترین کاربر، من با اکانت اصلیم خودم خودمو لایک کرده بودم. اونم نه یه بار دو بار، حدوداً 20 بار خودمو لایک کردم (اون موقع میشد یه پستی رو هر چقدر که میخوای لایک کنی) ... گرفتی قضیه از چه قراره؟؟؟ یعنی ارثلس خودش عمداً یه کاری کرده بود که منفورترین کاربر شناخته بشه، که حتی به تخمش نبود تاپیک اوبلیسانه ی تو. ارثلس حتی رفته خودش خودشو لایک کرده تا منفورترین کاربر سایت بشه تا یکم به خاله زنک بازی شماها بخنده!


      بعد همین تاپیکی که ارثلس حتی به تخمش نبود که توش منفور ترین کاربر بشه یا نشه، توی کونلیسِ بیخایه، رفتی از همین تاپیک یه دونه لایک یه بنده خدایی رو درآوردی و بردی کردیش تو کص گشاد رئیست ! که ببین این کاربر اومده تو رو لایک کرده... تاپیکی که حتی به قول خودِ کونده ت، جنبه ی فان داشته... و از طرفی ببین اون رئیست چقدر کصخل بوده که این یه دونه لایک، کیری شده به قامت برج میلاد، و تا دسته رفته تو کص گشادش و از اونجا کینه به دل گرفته و همه ی این ماجراها شروع شده...
      همین قضایا خودش نشون میده نیّت اوبلیسانه ی تو از اولش چی بوده و به دنبال لیسیدن چه چیزی بودی.


      بعد ما همه ی این قضایا رو می دیدیم و پیش خودمون میخندیدیم که چقدر بدبخت هستید دست به چنین کارهایی می زنید، و حتی به خودمون زحمت نمیدادیم که وقت بزاریم جوابتونو بدیم، اونوقت میای میای واسه ما شاخ میشی بیخایه؟ تو که دختر و حتی پسر توی این سایت می بینی ناخودآگاه زبونت واسش میاد بیرون از بهر لیسیدن، دیگه زر زر نکن... آفرین...


      و در ضمن فقط بیخایه های بیناموسی مثل تو میان توی دنیای مجازی شاخ میشن و ملت رو تهدید به پخش عکساشون میکنن... چون که دنیای واقعی به اندازه ی کافی گاییده شدی که تمام عقده هاتو بیاری بریزی توی دنیای مجازی...


    •   کیر ابن آدم
    • 2 ماه،2 هفته
      • 3

    • هنوز جواب سوال کامنت قبلیمو کسی نداده...


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2


    • blind.owl: وقتی یه قودوخی رو آدم حسابش نمیکنی و حتی اینقدر به خودت زحمت نمیدی که جوابشو بدی اینجوری شاخ میشه که باید بعدش بیای سر و کله شو کاملاً به فضولات آغشته کنی تا حساب کار دستش بیاد...



      بهرحال دلم سوخ اینهمه اینا با التماس خودشونو جرواجر میکنن تا من بیام برینم دهنشون ولی هر دفه به کیرمم حسابشون نمیکردم. گفتم گنا دارن بذا حالا یه بارم که شده تو کونشون عروسی بگیرن که بلخره اسکلت حشری ما رو به تخمش گرف جوابمونو بده. (biggrin)


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • اورین اورین اسکلت


      اورین اورین اسکلت


      فقد یک سوال ذهن مرا مشغول ساخته است


      یارو اسکلت حشری اینهمه میگه میرینیم بهتون غذاتون تامین شه اون باندشم تپ و تپ لایکش میکنن خخخخخخ من نگران گشنگی عنخوراش نیستم. نگران بواسیرتم که عود کرده. انقد زور نزن برینی. کلا کونت رگ به رگ شده خخخخخخخخ


      اسکلت حشری جان کمتر برین همیشه برین خخخخخخخخخ


      اها یه سوال دیگه


      اسکلت حشری جان علاقه وافر شما به کلمات گُه و ریدن منشا از چیه؟ خخخخخخخخ نکنه بر می‌گرده به دوران کودکی؟ خخخخخخخخخخخخ


      اها سوال بعدی


      اسکلت جان انسان تا چه میزان باید حقیر بشه که تو این همه ادم فقد دو تا ضد زن روانی پشتش باشن خخخخخخخخخخخ


      اما تو عالی هستی عقشم خخخخخ


      عاشق پرت و زرتات و حرص خوردنات شدم. جونننننننن سایت به تخمش بود خخخخخخخخخخ


      به تخمت نبود چی میشد؟ خخخخخخخخخخخخخخخخ


      اسکلت جون بیشتر بگو بیشتررررر خخخخخ


      من چند روز بیکارمو کلاس ندارم خخخخخخخ


      جون من نذا حوصلم سر بره خخخخخ


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • کیر ابن ادم جان عجیب از تو که یه موجود ضد زن روانی معلوم الحال قابل ترحم برات سوال درسته کرده عشقم


      نکته جالب ایجانست که فقد این طفلک و اون یکی هاپو ضد زنه که من هر بار میگم ضد زن روانی واق واق کنان پیداش میشه، طرف یارو کودک وکیل اسکلت حشری که سایت به تخمشه هستن خخخخخخخخخ


    •   shadow69
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • مث این که از گوه سفرت گذشتی عصرونت با لیسیدن کیون شروع کردی.
      الان کیون لیس بودن افتاده تو زبونت (biggrin)

      جواب سوال پیچیدت (زارت) سادست جنده خانوم چو انداخته بود من اصن همه رو لایک کردم ولی نگا که کردیم کیونده حسود سه چارتا از نویسنده هایی که این و نوشته هاش میکردن تو کیونشون رنگی در میاوردن لایک کرده.

      کله کیری من اگه یه تاپیک از شما اسکی رفتم (برنامه پشتش بود) تو باند مخوفتون کل وجودتون اسکی از اکانتای سابق من.
      کص لیس سگ گایید اینارو دیگه به من نگو کیونده غار کیونت تو پیویش جر میدادی تا بلیسی الان که دستش از اکانتش کوتاه این طور گوه لای دندونای خالیت پر میکنی (cool)

      کیونده این گوه خوردنات شهوانی به کیرم فلان دیگه قدیمی شده ،الان این بگی همه شست نشون میدن بهت ریده شده به یک یک اکانتاتون


    •   shadow69
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • عبدولی چِخه (rolling)برو واکسن هاریتو بزن کص این دخیای خایه خور کیونده ی اعظمو گاز نگیری یه وقت!

      تو اگه یه جو غیرت داشتی می‌رفتی کیون اونی که راپورت تو رو داد پیش ادمین و اکانتتو بگا داد میذاشتی نه اینکه از خایه اش بخوری


    •   Teenwolf.
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • کیر ابن آدم عزیز چون گفتی کسی تا الان جوابتو نداده و اینا فقط دنبال کینه شخصی هستن پس من جوابتو میدم بلی از نظر من حس کصنمک بودن داره علاوه بر اون حس باهوش بودن/خود خفن پنداری و غیره هم دیده میشود و خطاب به خود فلانش:بعله زنیکه جنده حبه منم :) اما اون بشکه قند من نیس(rolling)!حبه کوچولوی دردونه منه :) البته بشکه قندم بیراه نیس چون بدمزگی پسته های تلخ و نچسب رو پوشش میداد/میده :) ما که به ریقو بودن و تخمی بودن قیافه و استایل اونایی که سر قرار چادرشونو میذارن تو کیفشون و مقنعه روی سرشون میشه شال(روسری؟) و حلقه شونو در میارن، کاری نداشتیم و نداریم.فقط مستر کینک عزیز به عنوان یه خواننده خوب و حرفه ای اومد گف داستانت به این دلایل به درد نمیخوره و بهتر بنویس! جنده اونیه که این قشرق رو به پا کرد :) بتمرگ سرجات فعالیتتو بکن دیگه خرِ دوپا! ما کاریت نداریم شاخ نشو که دیگه! :|


      شاه میبخشه شاهقلی نمیبخشه!


      همه کاراکتر دوس داشتنی که خلق کردم رو دوس داشتن/دارن :) دوست و دشمنم میگفتن/میگن که قلمم خوب بوده و هست. ماتحت مبارک زچه میسوخت و هنوز میسوزه که گروه زدی برای حذف برنامه ریزی شده با مشارکت همین باند فعلی؟؟! خوبه سایت و مافیها به تخمت نیس :| به تخمت بود که حاج کریمی وار و مداح طور برامون هفتیر میکشیدی لابد :|
      بیا برگرد تو لپ لپ هی نگو اوب اوب! بگید مام بدانیم دلیل این همه حسادت و کینه را، قبلش چربت نکرده بودن لابد؟ (cool)!شاهقلی کی بودی شما؟(rolling) وقتی شخص شخیص خودم با دوستان اسبق سخن ها گفتم و سنگ هامونو وا کَندیم تو رو سَنه نَه؟!البته بعضیارو هیشکی دوس نداله (rolling)
      درباره شیخ شادو هم شما با اکانت مستر فاکرت بیا تا بگیم اوشونم با اکانت اصلیش بیاد :) فقط قول بده واشر سرسیلندر نسوزونی! خودتو به در و دیفال نکوب که اوخ اوخ من فیک ندارم و من همه چیم روعه و فلان ;)  بدووووو برو تو اتاق فکرت ببین چیکار کنی و چی بگی که حیثیت بر گا رفته ات رو بیشتر گه مال نکنی.میبینی چقدر به فکرتم من؟! باز برو گروه بزن واسم (rolling) بدووووو بدووو یادشون بده بیان چی بگن.یحتمل سپو میندازی وسط (rolling)طفلی ازون ساده تر نیس که!
      ما کاریت نداشتیم اگه رگ کیر دنتی ات واسه هیدن ک/موون نمیزد بالا! یه نقد ساده بود به یه نوشته غیراروتیک،این پتیاره بازیا چیه خودتو توو گوه میپلکونی(rolling) بیا بیرون نفس بگیر بعد دوباره برو زیر گوه یا آب. هر دوتاشو که خوب بلدی بلا ;)


    •   Master.Kink
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1


    • بلخره اسکلت حشری ما رو به تخمش گرف جوابمونو بده. 



      استخوان جان شما مرحمت بفرما و کسی رو به کیر مبارک دنتی ات نگیر. هم اینکه عضو محترمتون طی سرد و گرم روزگار و دنت و چای ترک خورده و احتمال شکستنش میره و هم اینکه
      گروه ساختن و هماهنگی باند برای توطئه علیه کاربران برای شمایی که وقت گرانبهایی دارید و مطلقا این سایت پورن براتون سود مالی ندارد (دارد؟) زمان و انرژی زیادی میبرد.
      پس برای سلامتی خودتان و آلت گرانبهایتان کسی را به کیر خود نگیرید.
      مراتب تشکر از طرف جمیع شهوانیون (rose)


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،2 هفته
      • 3

    • ژون! موسیقی چه شدّتی میگیرد و اوب‌زدگان چه جانانه برایمان مینوازند! (drooling)


      خوشم میاد غذا رو که واستون میریزم جوری عین گشنگان با حرص و ولع حمله‌ور میشید که میلولید تو همدیگه! (rolling)


      این همون جشن عروسی‌ست که پیش‌تر بهش اشاره کرده بودم!(biggrin)


      کونلیس ماجرا اینهمه تو عن من دس و پا زدی و با دهان پر تته پته کردی ولی آخر جواب ندادی «چگونه یک لایک از یه تاپیک "فان" یهو "جدی" شد و انقد ماتحتتان را گشادگشاد درید؟(biggrin)» آهان چون یکی از لایکا پای پست مربوط به اونی بود که واسش میلیسیدی به مقدساتت توهین شد یهو تاپیک فان (که طبق شواهدی که گذاشتم سه بار خودتو پاره کردی بگی برا فان و خنده‌س!(biggrin)) جمبه‌ی کاملاً جدی به خودش گرف اون لایک فان شد پرچم قطوری که برای همیشه در در ورودی گشادتان به اهتزاز درآمد؟(rolling)

      خب چاقال چرا میترسی اعتراف کنی تاپیک از اولشم جمبه فان نداشته و زر الکی زدی چون فقط برا کونلیسی زده بودیش؟(biggrin)
      عنینه خوبه اربابت خودش اعتراف کرده چجوری من به اونی که گوهشو میخوردی میریدم! وختی صاحابش یه مدت قلاده از دسش رفته بودو اینم که پی صاحاب میگشت اومده بود سراغ من و مدارکشم به حد کافی هس!(biggrin)
      درضم برا اون تهدید که عین یک فقره سگ کونلیس وظیفه‌ی پیامرسانیشو به عهده گرفتی که باز زبونت تو کونت گیر کرد خفه خون گرفتی! ;-)(rolling)




      حرضت اوب با چن تا اکانت کیر منو میلیسی؟ نکنه کلسیم خونت پائین اومده؟(biggrin) (rolling)
      چقدم عمیق خوردی تا مغزت رف که انقد داری اشتبا میزنی! اگرچه تیرت خورد به سنگ ولی به جاش کیر من تا خایه رف تو چشت کلی به کشف بزرگتون خندیدیم!(biggrin) مستر فیک (فاکر) اکانت منه؟!(rolling) کشف بزرگ عقب‌موندهای ذهنی!(biggrin) گفته بودم «میان اوب‌زدگی و کندذهنی ارتباط تنگاتنگ است» ولی نمیدونسم رهبر اوب از همه کندذهن‌تر و متوهم‌تره لاقل یه چیزی بگو که تو کون پاره‌ت بگنجه. (drooling) ;-) با همین خیال فعلاً با ذهن فوقِ اروتیکت از گوهخوری برا من خودتو ارضا کن بلکه درد سوختگیت کمتر حس شود.
      کاراکتر مظلومتم که با اون تن ناقص و صدای نازکش و بیماری ایدزشم که تموم این سالها با اشک و گریه و عکسای فتوشافت برا ساختنش ماتحت دریدی درنهایت با تموم آثارشعرض ایکی ثانیه با اردنگی از شهوانی شوت شد بیرون!;-) (biggrin) از همین داری میسوزی؟ :) برا همین اونقد عقده‌ای شدی که دس از سر دوستان سابقت که بهت ریدن و اصل قضیه رو برا ادمین روشن کردن برنمیداری؟ :)
      فعلاً که شما زیر این آوای خوش سوزناله‌های ناشی از جزغالگی مینوازید.;) شواهد به حد کافی گویاس که حضور و فعالیت کیا بر آتشفشان ماتحت کیا می‌افزاید! :)
      برو حالا باز از فرط کونسویت ادای رئیس مافیا دربیار با واسطه پیام بفرس تهدید به پخش عکس همجنسات کن بلکه از این ارباب اوبی بترسن دیگه داستان ننویسن تا شعله‌های آن آتشفشان به مرور فروکش کند. (rolling)


    •   blind.owl
    • 2 ماه،2 هفته
      • 3

    • نقل از خودِ خودِ مستر اوب!:
      از نظر من حس کصنمک بودن داره علاوه بر اون حس باهوش بودن/خود خفن پنداری و غیره هم دیده میشود و خطاب به خود فلانش:بعله زنیکه جنده حبه منم :) اما اون بشکه قند من نیس!حبه کوچولوی دردونه منه :) البته بشکه قندم بیراه نیس چون بدمزگی پسته های تلخ و نچسب رو پوشش میداد/میده :) ما که به ریقو بودن و تخمی بودن قیافه و استایل اونایی که سر قرار چادرشونو میذارن تو کیفشون و مقنعه روی سرشون میشه شال(روسری؟) و حلقه شونو در میارن، کاری نداشتیم و نداریم.فقط مستر کینک عزیز به عنوان یه خواننده خوب و حرفه ای اومد گف داستانت به این دلایل به درد نمیخوره و بهتر بنویس! جنده اونیه که این قشرق رو به پا کرد :) بتمرگ سرجات فعالیتتو بکن دیگه خرِ دوپا! ما کاریت نداریم شاخ نشو که دیگه! :|


      به به! بالاخره چشممون به جمالِ عنمالِ گهمال شده ی جناب مستر ساکینگ، جناب زنــیکه جنده روشن شد، چه خبر جیندا خانم از این ورا؟ با خودم میگفتم ما رو قابل نمیدونی 2 ساله سمتمون نمیای، نگو همه رو جمع کرده بودی الان یهو بالا بیاری، همه ی اون موادی که ریده بودم دهنت :))))


      آخییییی حبه کوچولوی دردونه ته؟ خب به کیــرم که حبه کوچولو دردونه ته :))))))))) مواظب باش با 200 کیلو وزن وقتی روت حرکت فیس سیتینگ رو اجرا میکنه، بتونی زیرش نفس بکشی و حیات فلاکت بارت خاتمه نیابه! لیاقت تو همون بشکه ی قنده! تو رو چه به پسته؟! لیاقتت همون قنده که بخوریش و مرض قند بگیری و آخرش دیابت بکشتت همونطور که شوهر بیخایه ت فکر کنم از مرض قند رنج میبرده که مشکلات نعوظ داشته و کیرش شق نمیشده که تو رو بُکُنه و به همین دلیل وِل شدی توی انجمن و به دنبال قطره ای محبت میگردی ... محبتی که الان وانمود میکنی همش سرکاری بود ولی من میدونم مریض های روانی ای مثل تو چقدر به این توجه و محبت "گدا" هستند... حقارتی که توی رفتارت و گفتارت موج میزنه، قابل پوشش با این کلمات به ظاهر کووولی که الان قرقره ش کردی، نیست! میتونی از همتای بی مانندت بپرسی که چجوری جنسشو از همون اول شناختم و کردم دهنش... البته فکر کنم شوهرت کونی بوده و ایدز داشته و باز هم نمیتونسته تو رو بکنه که باز ول شدی توی انجمن؟ :))))) ... نقشی که توش فرو رفتی قطعا توسط یه آدمی همون شکلی توی دنیای واقعی گاییده شدی! و اینگونه است که فضای مجازی تبدیل میشه جولان گاه عقده ای های خود خفن پندار....


      راستی گفتم خفن... واقعا تو و اون دردونه ی 200 کیلوییت، فکر میکنید خیلی چسگروه خفنی هستید؟ باوووو شماها فقط بلدید خوب از جامعه فرار کنید / دو کلوم توی دنیای واقعی حرف بزنید میگیرنتون میندازنتون امین آباد! احساس خود مدفوع پنداری ای که شما دارید، هیتلر و رایش سوم اگه داشت جنگ جهانی دوم رو فتح کرده بود.


      ببین همین ریقویی که ازش دم میزنی چجوری به تنهایی تو و گروهک کیریت رو گاییده که الان اینطوری چند روزه زیر داستانش دارید خودتونو جرررررررر میدید ... باز هم برای ذره ای توجه از طرف همین آدم... هنوز هم تشنه ی محبت از طرفش هستی بدبختتتتتت! چون خودتم متوجه هستی از بین دوستای قدیمیت، فقط و فقط همون دردونه ی 200 کیلویی بود که تونست زنیکه جنده رو ببخشه و بره سمتش! فقط همین موجود بود که تونست این کارو بکنه چون به دنبال قلاده ای بود که یکی بندازه گردنش، فرقی نمیکنه اون کی باشه... و این تو رو ارضا نمیکنه، چون خودتم خووووب میدونی این دردونه ت چرا چسبیده به کص بوگندوت. همین ریقوی چادری بود که جوری گاییدتون که عین زنیکه های جنده رفتید عکسشو پخش کردید.... «جنده اونیه که عکس همجنس خودشو پخش میکنه. اونم دوستی که 2 سال ازش محبت دریافت کرد تا روحِ گدای محبتش ارضا بشه. جنده اونیه که بعد از پخش عکس دوستِ خودش، باز هم میره ازش آویزون میشه و زیر داستان قشون کشی میکنه تا قطره ای محبت دریافت کنه از طرف همون آدم... اینه زنیکه جنده، نه کسی که چادر میزاره»


      شاه نبخشیده :) اونی که بخشیده بشکه ی عنت بوده :)


    •   Hidden.moon
    • 2 ماه،2 هفته
      • 4

    • خبر رسیده تو گروه ها و خصوصیا میرید، و کسایی ک کامنت دادن و از داستان خوششون اومده رو بازخواست میکنید!!
      باوا یه کودک نوشته ارزششو نداره!!!
      دعوا نندازید اینور اونور!
      یه داستان کوتاه ک برای دل نویسنده تو یه سایت سکسی نوشته شده، ارزش اینهمه دعوا نداره!


      دونه دونه کاربرای نقاب دار و بی نقاب و تهوع آور جمع کردید برای اثبات اینکه یه داستان ضعیفه یا نه؟!
      تعجب آوره....
      میدونستم داستانام انقدر سوزش داره فعالیتم رو انقدر کم نمیکردم!


      توهم حلقه و شوهر چیه من نمیفهمم!!
      فکر کردید همه مثل خودتونن؟! :|
      بالاخره بچه و بی تخصص و تجربه ام یا یه زن شوهردار خائن؟؟؟؟
      فکر کردید سامی ام ک حتی جنسیتم رو منکر بشم؟؟؟ ک برم با پسرای کم سن فاز لاو بردارم؟؟؟؟
      یا شیوا ک پی وی پسرا برم و التماس کنم برا غیرت و توجه و لاس زدن؟؟؟؟
      روانیا من به فرض محال شوهرم داشتم ک هرزگی ای نکردم ک بترسم از گفتنش!!!
      گنده کارِ خلافم مثلا لایک منفوری شیوا بوده ک جار زده و هنوزم داره میسوزه :)


      و متاسفم برا قند زهرماری ای ک باهامون نون و نمک خورد!
      نه خود نون و نمکااا! نه!
      اما قبلا این چیزا حرمت داشت!
      حرمت داشت ک هیچکدوم از رازهاش رو نگفتم و نخواهم گفت!
      اما یه مقنعه و شال رو نتونست تو دهنش نگه داره!!!!!!
      فقط سواله برام حلقه چیه؟؟؟ توهم زدید؟؟؟؟؟
      توهمتونم مسخره و بی پایه اس!!


      قند مسموم!
      یه مقنعه رو گفتی؟؟؟؟
      آره عوض کردم! جرم بوده؟؟؟؟
      نه!
      تو دنبال آتو اومدی نه دیدار!!! خیانتکار دورو....
      اونهمه ذوق‌... صدای گریه ات هنوز هست!! بازیگر قهاری بودی! عین سامی!!! به هم میاین!
      باید ترسید از همچین دوستی!
      ک دستاتو بگیره ک لبخند بزنید، ک بغلش کنی، خاطره براش بنویسی، تیله بهت یادگاری بده نگهش داری!!! اما بعد دو روز بفهمی چه قدر یه رو نبوده باهات!!


      قندِ زهرماری!
      متاسفم برای اونهمه ذوقم برای دیدنت! برای دوسال و نیم از ته دل دوست داشتنت.. لیاقت و کلاست در سطح هموناییه ک باهاشونی!
      متاسفم برای سوگندی ک یه روز قراره برای خدمت به مردم بخوری!
      افتخارت دوستی با آدماییه ک رو جنسیت خودشونم مطمئن نیستن؟! وسطش / میذارن!!
      کلاست در حد بیمارای روانی و زنیکه ...نده هاس؟
      همون عقده ی ترحم؟؟؟
      در حد کسی ک هنرش لاس زدن و تو فاز لاو رفتن با پسرای کم سن به عنوان یه زنِ گی بود؟؟!! خخخ
      لابد به هم میاین!


      سامی!!!!
      ابله!
      اون استیکر هیشکی دوسم نداله رو در جواب اون همه طومار ک نوشتی فرستادم!!!
      هنوز دارمشون!!
      مسخره ات کردم!
      اونهمه نوشتی و تهش گفتی دوسم نداری، اون استیکر نفهمیدی تمسخر بود؟؟؟
      بعد خودتو باهوش میدونی؟؟؟؟؟
      مغز جلبکی من اگ دوست داشتنت برام مهم بود ک مثل جسد دفنت نمیکردم!
      من لقمه ای ک بالا بیارم دگ نمیخورمش!!
      تو رو همون شب بالا اوردم و تموم...


      وای! منم برم هی اکانت بسازم بعد دگ مدیریتشون از دستم دربیاد چندتاشو بدم به این و اون!!! بعد هی فکر کنم خیلی رازآلوده!!
      برم بسازم!! میگن خفن نشون میده آدمو! (rolling)


      شوهرمم داره چپ چپ نگاه میکنه میگه پوشک بچه هارو عوض نکردی (rolling)
      حلقه آخه؟؟؟؟؟ خخخ
      تازه پریشبم با بحثا تا نصفه شب، شب جمعه مونو خراب کردید!! اه! (rolling)


      نمیدارید به شوووووهرم برسمااااا :(


    •   shadow69
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • کیونده معلومه کیون درشتی با سوراخ گشادی داری وگرنه این همه هرزی سولاخ به هیکل خودش از یه آدمیزاد بعیده :دی

      خو آخه خر پیازی اختیار کیونت دستت نیست چشات که واس خودته یا این که فتیش آب کیر تو چش داری و چشاتم نمیبینه.





      توضیح دادم خانوم همه جایی تون از ترس شیوا عن قرقره میکرد و میگف من اصن همه رو لایک کردم نه فقط شیوا رو!!! دیگه خودتونو به کصیت نزنید . دنده کیونتو نده بالا.

      باند باز اعظم هه!! افتخارت اینه که گروه میزنی چطور سامی رو زمین بزنیم . کیرم تو افتخارت باوو (صرفا جهت کیر شدگی مضاعف من باب به تخمم بودن سایت بنگرید از بالا به پایین به این کانال تلگرامی @Alicethereddragon)
      تهدید سامی چی بود کیونده ها که فرستادید واسه ادمین؟ اینکه عامل دیگری از تعداد کیون گذارانت کم شه؟ ولی کیر ستبر رف تو کیونت! بهت شست نشون داد چون واقعا تگ سامی به تخمش بوده و هست.
      بس که کیر درشت رفته دهنت خورده به گه سقفش ، مغزت تَرک برداشته هذیون میگی! اون زمان که به کیر این و اون وصل می‌شدی که چارتا آدم تو رم به کیرشون حساب کنن میومدی با خایم یه قل دو قل بازی کنی بلکه توام به کیرم باشی منتها تیرت به سنگ خورد و کیونت به خدنگ (cool)


    •   Teenwolf.
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • طبق فرمایشات اعضای باند:(الان کصتخون میاد میگه مظلوم نمایی،حفظم تو رو جوجو...ممماااااااچ)
      ما داغون
      ما اوبی
      ما ایدزی
      ما شوت
      ما جنده
      ما بیکار
      ما اصن هممون از دم سامی (rolling)
      چرا هنوووووز از پشت و جلومون تناول میکنین خب؟(rolling) درسته کیفیت کلام بالاس و شما ندید بدید (cool) اما آدم یاد این بچه بسیجیا میفته که تو کف در و دافن!
      بابا یه داستان تخمی تخیلی بود حالا رفتین اجراییش کردین کیرتون تَرک خورده به ملت چه؟والا نگفتن بهمون پتی داستان گذاشته!دفه دیگه ایشالا اگه کص نوشت و کیرتون در معرض خطر بود میگیم زودتر
      سامی با همه دردسراش و فلانش چه عجیب شما رو نوموده که اکانتش رفته، داستاناش رفته،تگش رفته،شیوا هم برای تکمیل پروژه به تخمم ، کلا بای بای ،اما بازم شما خفن های عرصه شهوانی ولشون نمیکنین. اصن بلد نیسین خفن باشینا (rolling) قاعده خفن بودن اینه که برید تعطیلات تلگرامی. زر ممنوع! حداقل میخواید زر بزنین یجوری بزنین خودتون قهوه ای نشین.بابا شماها خود کلمه گاف دادنید!حداقل زیر چارتا داستان دیگه بیاین انقد باند تابلو نشه!اینو چی میگی آاای روحانی؟(rolling) قند دوس! (inlove) :-*


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • جوننننن اطلاعات جدید خخخخخخ


      ۱-این کودک وکیل اسکلت حشری با اکانتا دیگه میره کصلیسی؟؟؟؟ خخخخخخخخ شایدم ساک زنی خخخخ


      ۲-این جوجه نویسنده قیافه ریقو حال به هم زن داره خخخخخخخخ البته خداییش اینو بهم گفته بودن خخخخخ


      ۳-چرا هی میگین شیوا؟ شیوا جونور هفت خط چیکارتون کرده؟؟؟؟؟ خخخخخخ این سوال بود اطلاعات نبود خخخخخخ


      ۴-دمای کان اسکلت حشری الان رو چنده دخیخا؟؟؟؟؟ خخخخخخ اینم سوال شد که خخخخ


      ۵-جوجه نویسنده میگه به داستانم حسادت کردین؟؟؟ خخخخخخخخخ جوک ۹۸ خخخخخخخخخ


      جوجه نویسنده از بس هی میگه من بهترین نویسنده سایتم باورش شده خخخخخخخ


      اوممممممممم اسکلت حشری که سایت به تخمته عاشقتممممممم بازم بگووووووووووووووو تو بچگیات یحتمل تو عن بزرگ شدی اینقدر به این کلمه علاقه داری خخخخخخخخخخ


      حوصلم سر رفته. تند باش بازم یه پرت و زرت دیگه بنال خخخخخخخ


      جوننننننننننننننننن


      باورم نمیشه شهوانی این همه حال بده خخخخخخخخ


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • اههههههههه اوهوییی اسکلت حشری که تو گُه بزرگ شده. بیا پرت و زرت کن دیگه. حوصلم سریدههههه


      این عنخورا دورت و این جوجو نویسنده ریقو حوصلمو سر میبرن. من فقد تو لو دوس دالم. عاشق حرص خوردنات شدممممممم خخخخخخ


      زودی باش زودی باش که حوصلم بدجور سر رفته :(


    •   کیر ابن آدم
    • 2 ماه،2 هفته
      • 5

    • تشکر از تین ولف عزیز بابت پاسخگویی.


      حتما این چند خطو بخونید.


      عرض شود که بنده مثل گلم. پشت و روم یکیه. ینی چی؟ ینی اگه تو بحث جدی باشم حرفمو بی رودروایسی میزنم. بعضی از دوستان حاضر شاید با این اخلاق من آشنا باشن، شایدم نباشن که به تخمم! اصلا قرار نبود وارد این بحثا بشم چرا که اولا فقط حاشیس، ثانیا با خودم یه قول و قراری داشتم. لکن بر خلاف اسکلت و تنی چند از دوستان عزیز که میگن شهوانی براشون مهم نیست و اینجا همه شخصیت مجازی هستیم، (اینم خودش یه بحث جداگانه میطلبه) شهوانی برای من مهمه. چون یه بخش عمده از افکارم رو اینجا مینوسیم و دیده میشم. خونده میشم. راحت تر زندگی میکنم، اصن یه وضی... دیروز داشتم تو بخش داستانی برتر کس چرخ میزدم به این داستان برخوردم طبق معمول اول نظرات رو خوندم. یهو دیدم که چه بکن بکنیه! زن و مرد، پیر و جوون، مختلط مختلط! لذا برای اینکه سایت مثل قبل (یه مدت همش تاپیک میزدن این عکس ایلونای جندس، این عکس مهشید جندس، این فلانیه که کونیه... آخر سر به ادمین پیام دادم که حاجی اسپم لیستتو آپدیت کن) به گه کشیده نشه دارم این چند خطو مینویسم.
      اولا یه نقدی داشته باشیم بر اخلاق همتون. چرا این همه فحش؟ مگه چاله میدونه؟ از ممد که رفیق فابمه تو سایت و شاید یکی دوباری دعوا هم کرده باشیم یا از هم دلخور شده باشیم ولی رفاقتمون سر پاست هنوز... (ما رو به یه کس و کیون نفروخت... این ینی رفاقتش بوی شاش نمیده) تا اسکلت که مدعی فرهنگه، تا سانسا که منو (به عنوان یک شاعر (biggrin) ) دوس داره تا مهشید که معلمه و تقریبا باقی عزیزان حاضر... همتون دارید فحش میدید. مگه چاله میدونه؟ مگه به برنده پول میدن؟ (حالا ممه ای، کیونی میدادن باز یه حرفی) ثانیا آقا شروع این دعوا یه نقد بوده. مگه نمیشه نوشته رو نقد کرد؟ مگه نمیشه مخاطب رو نقد کرد؟ مگه نمیشه نویسنده رو نقد کرد؟ حضرات چن بار اومدین پایین داستانهایی که از نویسنده و مخاطب تعریف شده مخالفت کنید که حالا عینهو سد جلوی این نقد وایسادین. فرضا توهین شده باشه... یه مقدار سعه صدر داشته باشید. کم به خود بنده پایین داستانام توهین شد؟ یادمه زیر داستان سوسو یکی گفت همون چراغ تو کونت. یادمه سر یه همچین موضوعی سامی و اسکلت دعوا کردن. بابا دبستانی که نیستین... ثالثا یه انتقاد هم به شخص سانسا دارم. دیوث کلید "خ" به گا رفت. چی تو گلوت گیر کرده؟ بده تلمبه بزنن بره پایین. (عذر خواهی بابت لفظ تند. "خ" ها رو اعصابم بود. ته هر جمله یه خط خ نوشته) رابعا دقت بفرماییدیک نکته رو خدمت مهشید عزیز و سایر دوستان عرض کنم. قرار نیست هر کی مخاف شماست سامی باشه. سامی اشتباه کرد. تموم شد رفت. ولی اینکه شما بلافاصله به هر کی نقدتون کرد یا بهتون توهین کرد بگید تو از طرف سامی هستی یا تو از طرف شیوایی کار پسندیده ای نیست. اینا خاله زنک بازیه. (لطفا نفرمایید که این توهینه یا حاوی مفاهیم سکسیسم).
      پایان سخن اینکه: آدم باشید. در روز های آتی زیاد نمیتونم آن بشم. اگر دوستی حرفی زد و جوابی دریافت نکرد حمل بر بی جوابی نشه. وقت نداشتم.


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • پوففففف از دست آدمایی که دوستشون داره ادم. مرا مجبور کردی کمی جدی باشم کیر ابن ادم جان.


      اکثر اونایی که منو میشناسن میدونن اکانت قبلی من برا یک سال پیش یا حتی قبل تره‌. با همین اسم سانسا بودا. تو موقعهایی که اعصاب معصابم داغون بود داستانا و مطالب کیر ابن ادم و دیکرمن رو میخوندم. طنز بودن و تو عمق طنزشون غم بود. هم میخندوندن هم به فکر فرو میبردن. بعد کم کم بقیه داستانا رو هم خوندم. از داستانای سامی هم خوشم اومد. کوتاه نویس حرفه ای بود. البته اون روزا دیر به دیر میومدم سایت. ( اون همه دعوا معوا شد من از دست دادم :( ) الانم یه هو غیبم میشه چند ماه بعد پیدام میشه.
      خلاصه از اینور اونور یه چیزایی فهمیدم از دعواها و اختلافا. برداشت اولم این بود که شیوا آقا و سامی خانم ملتو گذاشتن سر کار و دارن قارت قارت میخندن به ریش ملت. که البته فکرم درست بود. :)

      داستانای شیوا طولانی بود و من طولانی دوست ندارم. اما خب خوندم ببینم کیه این همه شلوغش کرده. قطعا قلمش قوی بود. از این جوجه نویسنده قلمش خیلی قوی تر بود. اما خیلی تابلو چه تو داستاناش و چه تو هوچی بازیاش دنبال جلب ترحم و دیده شدن کودکانه از طریق سلیطه بازی بود. یه عده هم که احمقانه بهش حسودی میکردن و میکنن هنوز. دستش بهونه میدادن. یادشون رفته بود که طرف فقط تو نوشتن استعداد داره و اصلا معلوم نیست زنه یا مرد. اخه این سایت حسادت داره؟!
      بعد از اونجا که عاشق حاشیه این چیزام، فهمیدم جریان پیچیده تر از این حرفاست. از شیوا خواستم بهم بگه این یارو ضد زنا چرا این همه ازش کینه دارن. رفتیم تلگرام و یه سری توضیحا داد. یه کانالم نشونم داد. ثابت کرد که یه عده ای که مثلا از اسکلت حشری مشورت میگیرن، هر کی که تو سایت معروف بشه رو خراب میکنن به هر نحوی. تا خودشون مثل این جوجو نویسنده بشن شاخ نویسنده ها مثلا. (گرچه همین الان حداقل ۵ نفر بهتر از این جوجو نویسنده ان و حرکت حسادت بچگانش برای حذف سامی و حمله به شیوا برای یکه تازی تو بخش داستانا بی فایده بود)
      اها یکی دیگه هم بهم گفت اینا باندن و به ادمین هر چی بگن همون میشه. اگه تایید کننده شون نباشی و تو روشون وایستی یه جوری بلاخره خرابت میکنن!
      خودم هم که دقت کردم دیدم راست میگن. این یارو اسکلت حشری باورش شده خریه. قطعا تو دنیای واقعی عن بارش نمیکنن که اینجا احساس باند میکنه.
      منم ادمم و غرور دارم. از این جور باند بازی هم بدم میاد. تا اکانت من هست حال هر چی باندبازه میگیرم.
      اصلا وایستادن تو روی احمقا جز سرگرمیامه. :)


      نقد داستان و حتی مخاطبای داستان تو دنیای نقد تعریف شده است.


      بعد نقد من گله ای ریختن که چرا داستان و مخاطبا رو نقد کردی؟!


      قضاوت با شما


      آیا واقعا سایت به تخم اسکلت حشری میباشد؟


      آها راستی به خدا اون شیوایی که من باهاش حرف زدم آقا بود. خیلی هم صداش ناز بود گوگولی من.


      الانم که داستانای شیوا آقا هم پاک شده. انگار باند اسکلت موفق شدن کلک داستانای شیوا آقا رو هم بکنن شیطونا.


      فقط نمیدونم چرا کلک منو نمیکنن. :) چه سخته خخخ ننوشتن :(


      اومممممم شرمنده این اخرین پیام بدون خخخخ من بود. به حرمت دوست داشتن کیر ابن ادم جان.


      همچنان منتظر پرت و زرت اسکلت حشری هستم. تنهام تو خونه. حوصلم سر رفته.


    •   کیر ابن آدم
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • سانسا جان این دیوث و اینا شوخی بود. امیدوارم ناراحت نشده باشی.


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • تو هر چی بگی من ناراحت نمیشم. گرچه کلا من پوستم کلفته. کلا ناراحت نمیشم. اما تو کلا کارت درسته.


      همونقدر که از اهل دلایی که بهم حس خوب میدن خوشم میاد، از اونایی که فقط ادعا میکنن هم بدم میاد. گرفتن حالشون سرگرمیه. :)


    •   کیر ابن آدم
    • 2 ماه،2 هفته
      • 3

    • نمیدونستم حرفم تو سایت اینقدر برش داره. هیشکی دیگه هیچی نگفت. عجب عن خاصیم من.


    •   jack.sparr0w
    • 2 ماه،2 هفته
      • 5

    • سلام به همه دوستا و دشمنایی که از من خوششون میاد یا بدشون میاد.بدون تعارف میگم انصافا همگی جز دوست و کسانی که نمیشناسم یه سری ارزشها رو زیر پا گذاشتین حرمت روزهای خوبی که حداقل کنار هم داشتین رو نگه دارید باور کنید همین سیستم فکری باعث شده اخوند خیالش از بابت مخالفاش راحت باشه چون بلد نیستن با هم کنار بیان.الانم چه سامی شیوا اسکلت و...همه دوستان مدتهاست بجای اینکه یه مشکلات ساده رو روز اول پذیرا میبودن شروع شده به تسلط خشم و کینه و متاسفانه اجازه دادید حرمتها از بین بره و جاشو کینه توزی و خشم بگیره فضا داره بحدی چندش اور میشه که ادم دوست نداره قدم تو سایت بزاره حداقل حرمت یه شب دوستی که گذشته داشتیم داشتین یا داشتند رو حفظ کنیم روزگار لعنتی به هر کدوممون بنحوی اسیب زده گاهی خودمم خشم بهم چیره شده اما وقتی خوب فکر کردم دیدم واقعا ارزش این همه فحاشی تهدید و رو کردن رازهای همدیگه و ادامه دادن این کینه رو نداره باور کنید چند سال دیگه مهم نیس کی داستان خوب یا تاپیک خوب یا بد نوشته فقط جو دوستی و خاطرات خوب و ادمهایی که بودن و دیگه نیستن رو بیاد میاریم ازتون خواهش میکنم دیگه بس کنید سایت دورانی داره و خیلیا اومدن و رفتن سعی کنیم مشکلات دنیای واقعی که گند زده به روحو روانمون رو اینجا دیگه نیاریم در حدی نیستم کسی رو نصیحت کنم بعنوان یه دوست یا دشمن یه برادر کوچیک تر یا بزرگتر هر چی شما اسمشو میزارید این همه خشم رو کنار بزارید تو وجود همه شما هم روشنایی هست و هم تاریکی بخاطر ارامش خودتون هم که شدی هیولای تاریکی رو بیدار نکنیم و حداقل اینجا با هم اگه خوب نیستیم بد نباشیم از همتون انتظار بیشتری داشتم حتی سامی که شاید فکر کنه من ازش بدم میاد اما حتی با اونم دشمنی ندارم فقط از رفتارش دلخور بودم در قبال دوستانش و امروز از اسکلت هم انتظار نداشتم اسی و سامی و دیگر دوستان بیاید واقعا این تنشها رو کنار بزارید همه فحشاتون رو بمن بدید هر وقت عصبی شدین.واقعا هممون شدیم مثل هم دیگه نمیتونم بگم حق با کیه نمیتونم منی که همیشه سعی کردم سمت حقیقت باشم بگم کی بده انگار اون سایه شوم اخلاقیات هممون رو به گند کشیده لطف بحرمت هر چیزی حتی یه سلام و علیک ساده که تو یه شب که داغون بودیم با هم حرمت نگه دارید اخه دیگه برای هم نه زن گذاشتید نه شوهر نه بچه نه پدر نه مادر کی اینجور شدیم پس اونهمه شعار برابری و اخلاق کجا رفت ؟ یادتون بیارید این کسایی که بهم پشت کردین روزگاری غماتون و اشکاتون رو با هم به اشتراک گذاشتید کنار هم خندیدیم غم همو خوردیم لطف کنید خواهش میکنم به حرمت یه ساعت یا ثانیه خوبم که شده چشامون رو قبل گفتن هر کلمه زشت فقط به یک ثانیه. ارامشی که از هم گرفتید بدوزیم مطمئن هستم همگی اره همتون اینقدر باشرف هستید که ارزش همون یک ثانیه رو بیاد بیارید و دیگه دعوا رو تموم کنید.سامی اسی ارتلس هیدن شاد و و....لطفا چیزی نگید که یه روزی ب خودتون و وجدانتون بگید کاش نمیکردم.از همتون بابت انتقاد و پر حرفیم عذر میخوام


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،2 هفته
      • 3

    • عرض شود که هرچن ما از این موسیقی جانبخش "سوزناله‌های ناشی از سوختگی" کماکان فیض می‌بریم منتها به قول حضرت خیام آواز دهل شنیدن از دور خوش است! بخوایم مداخله کنیم میبینیم فهماندن حماقتِ پیروان اوب به آنان مانند آموختن معادله درجه دوم به بزغاله است چراکه کندذهنی رمز موفقیت آنهاس. مث همین که چن تا کامنت پی‌درپی سعی نمودم به این عقب مونده‌ی کونلیس تفاوت میان «فان» و «جدّی» رو بفهمونم ولی هر بار با کون شیرجه زد خودشو انداخ وسط کوچه‌ی علی چپ شروع کرد سینه‌خیز رو زمین فضولات نوش جان کردن و گنده‌گنده گوزیدن و همانهایی که خودم بر دهانش ریدم مجدداً نشخوار کردن (لاقل یه خلاقیتی هم به خرج نمیده بلکه عیناً کلمات خودمو کاپی نکنه! خخخ). حالا بیا و به این ابله بی‌مغز بفهمان که منظور، دروغِ خودت مبنی بر محوریت تاپیک بر فان بودنش و دعوت مسخره‌ت به جمبه داشتن بوده که خودت بعنوان صاب تاپیک بدجوری ریدی و بدترین بی‌جمبه‌بازی رو آن هم با کونلیسانه‌ترین نیت ممکن برا ایجاد دشمنی دراوردی و آتشفشانی در ماتحت خودت و اربابانت روشن نمودی که هنو شعله‌هایش نخوابیده است.
      فلذا از همین تیریبون باید شاشید به هیبت اونی که سر قول خودش نمیتواند بماند و حرف و عملش یکی نیس. همین به حد کافی گویای یک شخصیت حقیر و عقده‌مند هس. دیگه نیازی نی بیش از این وخ بذارم توضی بدم.


      ایضاً در پاسخ به "کیر ابن آدم" عرض شود که یادم نمیاد هیچ وخ اینجا ادعای فرهنگ کرده باشم. تا جایی که یادمه بارها گفتم از ابتدای عضویتم شاید در تاریخ شهوانی رکورددار تعداد اخطار از ادمین بخاطر فحاشی بوده باشم که به اخراج کاربریم منجر نشده. البته به این موضو هیچ افتخاری هم نمیکنم. بهرحال بزرگمنشی از ادمین بوده که شامل حالم شده.
      درمورد ادامه حرفاتم دو حالت بیشتر نیس: یا نفمیدی جریان چیست یا خودتو عمداً زدی به نفمیدن. «نقد و انتقاد» کجا و «توهین و تمسخر و حاشیه‌سازی» کجا؟ اگه اونهمه کنایه‌ و تهمت زشت به نویسنده مث «فک کنم اونی که باهاش اینکارو کردی استخون بوده، کیر نبوده» (عین خود جمله که استخون هم درش بولد شده) که واضحه مفهوم پشتش چیست رو ندیدی که دیگه امیدی بهت نی بتونی درک کنی دلیل دخول من چه بود.
      جالبه پیروان اوب خعلی تابلو با نیت تسویه حساب شخصی توسط الفاظ رکیک مشترک همیشگیشون از ابتدا آمدن خارش خود را این زیر فریاد میزنند که پس این اسخون‌دار محترم کجاس بیاید بر پیکرمان بریند* بعد تو نگرفتی قضیه چیست میگی در برابر نقد سعه صدر داشته باشید؟ نمیدونسیم کنایه‌های جنسی و تهمتای خاله‌زنکی زدن به نویسنده هم در دایره‌ی نقد قرار میگیرد!
      اینم که فرمودی هرکی مخالف شماس از قماش اوبنگان نیس دقت کن به خود روال کامنتا که به وضوح حرفتو رد میکنه. چون میبینی اونی که مخالفتو شروع کرده از همون ابتدا نیتش همسو با اوبنگان بوده.
      درضم خاله‌زنکی نیز ینی این که قشون جعم کنی بفرسی زیر داستان اونی که چش دیدنشو توی سایت نداری بلکه با کنایه‌ها و تخریب شخصی انگیز‌ش رو ازش بگیری تا رغبت نکند دیگر بنویسد. (منظورم به شخص تو نیس)


      در پاسخ به آن شیرین عقل نیز عرض شود که فرض میگیریم بعله اسکلت حشری کلی الکی ادعاش میشود، موجود ترسناک و پلیدی‌ست، توی دنیای واقعی عن بارش نمیکنن (لابد تو رو عن بارت میکنن که کل وختتو اینجا داری صرف عقده‌گشایی میکنی! خخخ) اصلاً رئیس باند مافیاس. حال حرف حسابتان چیست؟ میخواهید کیرش را بخورید؟ حضرت اوب که چه قبل از اخراجش چه بعدش دو سه باری نخشه ریخ چجوری بره رو مخ ادمین کاربری منو حذف کنه ولی هر بار با آلت قطوری در ماتحتش مواجه شد بدون این‌که من اخطاری دریاف کنم چون خوشبختانه ادمین خودش قاضی خوبی‌ست، تشخیص داده حقه‌باز کیست و از حذفشم پشیمون نیس. حالا ببینیم با این ماتحت‌دریدناتون دیگه چه ثمره‌ای خواهید گرف.
      خلاصه اسکلت حشری هر اونچه هس، بهرحال وجودش سوزاننده‌ی شماس، همین و بس! درواقع درد و سوزشی که از طریق اینجانب به وجود شما نخاله‌ها وارد است خودش یجورایی واسم حکم پاداش ماتأخر سادیستیک (خخخ) داره که به حد کافی بهم لذت و انرژی میده همینجوری ادامه بدم واسه همین نه فقط به تخمم نیس چی درموردم فک میکنید، بلکه عقده‌گشاییا و فوش دادنتانون از حرص و جوش که کیرمم نمیتوانید بخورید بیشتر هم بهم فاز میده، پس با خیال راحت ادامه بدید به توهیناتون...


      ایضاً یک انتقاد هم به jack.sparr0wی گرامی دارم.
      وژدانن فازت چیست؟ چرا انقد سعی داری خوشبینانه به قضیه بنگری؟ جوری حرف میزنی انگار پیروان اوب شعور و اخلاق سرشان میشود. این میانجی‌گری برا زمانی کارآمد است که دو طرف قضیه دچار سوء تفاهم شده باشن، نه این‌که یه طرف قضیه غرق در کینه و حسد و نفرت عمداً خودشونو به نفهمی زده باشن که فقط عقده‌گشایی کنن. واقعاً تو از حرضت اوب که به آرامش دعوتت می‌کرد و از اونور واسه تخلیه عقده‌هاش میرف ناشناس داستان مینوشت مسخره‌ت می‌کرد ولی وجودشو نداشت اعتراف کنه اون داستان کار خودشه انتظار اخلاق نیکو داری که به دوستی دعوتش میکنی؟ عایا از اونی که تهدید به پخش عکس همجنساش (توسط یک فقره سگ کونلیس پیام‌رسان) و چه بسا عملی کردن این کار کثیف می‌کند انتظار آدمیت هس؟ یا نکنه از خود اون سگ کونلیس که تاپیک میزنه میگه جمبه فان داره ولی اونقد مرد(انسان) نیس رو حرف خودش بمونه میره از همون تاپیک با نیت خاله‌زنکانه ایجاد دشمنی و نفرت می‌کنه انتظار شعور و شرف و انسانیت و اینا داری؟ عسیسم اینا با عقده‌پراکنی دارن نفس میکشن، مام میذاریم به عرعرشون ادامه بدن، صداشون که به جایی نمیرسه ولی عوضش ما کلی میخندیم.


      در آخر مروری شود بر دستاوردهای عظیم و کشفیات بزرگ نخبگان اوب که کلی براش زحمت کشیدن:
      • نویسنده‌ی این داستان ینی خانوم Hidden.moon یک زن شوهردار است که یواشکی شوهرش در شهوانی داستان مینویسد!
      • کاربری مستر فیک (فاکر) مال اسکلت حشری‌ست!
      • سایت به تخم اسکلت حشری نیست!
      • دنت روی کیر باعث ترک خوردن آن میشود!
      • هیشکی Hidden.moon را دوس ندالد!
      • درمورد درآمد اسکلت حشری از شهوانی نیز این عزیزان کارگا سخت در حال پژوهش و بررسی‌اند به زودی نتایج جستجوهای طاقت‌فرسای خود را یا اینجا یا در کانالهای خاله‌زنک خود به اشتراک خواهن گذاش.


      موسیقی ادامه میابد...


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • اصلاحیه‌ی دستاورد و کشف بزرگ و بسیار بسیار مهم سوم از نخبگان اوب (برا جلوگیری از کژتابی):


      • سایت به تخم اسکلت حشری هست (ولی خودش الکی میگه نیست)!


      پ ن: بهرحال بیچاره‌ها سر این کشف عظیم خعلی انرژی هدر دادن. یه خسه نباشید خدمتشان عرض میشود.


    •   Teenwolf.
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2


    • خبر رسیده تو گروه ها و خصوصیا میرید، و کسایی ک کامنت دادن و از داستان خوششون اومده رو بازخواست میکنید!!



      هرکس گفته من/ما کسی رو بابت این کودک نوشته تخیلی بازخواست(!) کردیم همین جا بیاد بگه ببینیم آفتاب پرست ها و دروغگوها کی ان!


      بدو گریه کن و یار جمع کن به تَرک متفکر باند هم بگو گروه بزنه به این و اون یاد بده چی بگن (rolling) خلاصه هرکی همچین زری زده بیاد بگه وگرنه کمتر تناول کن پتی خانوم (cool)


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • اومممممممم
      جکی اسپارو چه باحال گفتی. مودب و منصف بودی. خوشمان آمد. اما چلا تو اون گروه تلگرام پشت سر بعضیا حرف زدی. گرچه بعضی حرفات همونجا هم بی راه نبودا اما چرا پشت سرشون؟


      با این متنی که نوشتی معلومه عاقلی. خوشمان آمد. تو رو خدا بعدا مثل این یارو اسکلتی نرین تو ذهنیت آدم.


      خب بریم سر وقت کودک وکیل اسکلتی خخخخ جوننننننن چه روز خوبی خخخخخ


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • واییییی باورم نمیشهههه مگه کودک وکیل اسکلتی هم میتونه نیم درصد مودب باشه و منطقی؟؟؟؟!!!!!!!


      آها پس نقد من که گفتم فقط روی استخون میشه این همه تغییر آنی دما ایجاد کرد بهتون بر خورده خخخخخخخخخ خب هنوزم میگم خخخخخخخخخخ دنت سرد و چایی داغ خخخخخخخخ


      اما این کودک وکیل اسکلتی و اون دو تا ضد زن فحاش قابل ترحم که دنبالش واق واق میکنن به مستر کینکی که اون همه مودبانه و با شخصیت نقد کرد هم حمله نمودند. توهم زدن که مستر کینکی همون سامی خانمه. مغز جلبکا بعدش توهم زدن من شیوا آقام! (به وقتش تو مغز جلبکشون ریده میشه سر این توهماتشون. فعلا بگین تا به وقتش ثابت کنم کی هستم و کی نیستم خخخخخخخ)


      اینقدر بچه و بی منطق هستن که جز فحش و توهین هیچی بلد نیستن. هر کی کامنتا رو از اول بخونه متوجه عجز و حقارت اونایی که فحش و توهین رو شروع کردن میشه


      **اوهوی اسکلتی تو که تو اون گروه دروغ سازی (همون گروه ثابت میکنه عمق حسادت و حقارت و کینه هاتو و سایت به تخمت نبودن رو خخخخخخ) قول داده بودی سامی خانم دیگه پیداش نشه که پرت و زرت کنه؟ چی شد پس؟ سامی خانم هم داره داستان میذاره و عالم و آدم میدونن کیه و هم اینجا داره میرینه به همه تون خخخخخخخحخخ زودی باش برو به ادمین بگو خخخخخخخخ گرچه هزار بار گفتی و ریده شده بهت خخخخخخ


      اه ببخشیدا این کلمه ریدن مخصوص اسکلت جان حشری میباشد خخخخخخخ


      کیر ابن آدم عزیز چه کار بدی کردی؟ وا مصیبتا واویلا چرا با این کودک وکیل اسکلتی مخالفت کردی؟؟؟؟؟ این بچه تحمل مخالفت نداره چرا نمیفهمی


      جمله تکراری به مخالفا که کودک وکیل اسکلتی میگوید همیشه خخخخخخ


      شما ها نمی فهمین


      بلی بلی این یارو هر کی مخالف عقیده و نظرش حرف بزنه رو نفهم میدونه. فقط یک کودک اینجوری فکر میکنه. اومممممم حیف کودک خخخخخخ


      به هر حال حسادت ها و حقارت ها و عقده های کودک وکیل اسکلتی و واق واق کنان زیرش بیشتر به چشم میاد تا فیلم بازی کردن های سلیطه وار شیوا آقا و سامی خانم. منی که کلی دعوا معوا رو از دست دادم هزار بار دیدم شما منگلا هی اسم این دو تا رو میارین. عکسشونم که شما پخش کردین. در تعجب این همه پر رویی هستم


      اسکلت حشری منگل جان ملت این جوجو نویسنده حسود و عقده ای نیستنا که هر گهی بخوری و بعدش زیرش بزنی باورشون بشه ها


      خب هر چه بگوییم این جمله از اسکلت حشری از همه جالب تره خخخخخخخخ


      قال کودک وکیل اسکلت حشری:


      سایت شهوانی به تخممه


      خخخخخخخخخخخخخخخ


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • هركس در واقع انچه را كه با طبيعت او همگون است ميفهمد و ارج ميدهد.
      كسی كه سطحی است چيزهای سطحی را ميپسندد، كسی كه عامی است چيزهای عاميانه را، كسی كه آشفته فكر است، افكار مغشوش را، كسی كه ابله است مهملات را.
      و هركس بيش از هر چيز، آثار و محصول خود را ميپسندد كه كاملا با او يكسان و هماهنگ است.


      آرتور شوپنهاور


      کودک وکیل اسکلتی فقط یه عده ابله و عقده ای میتونن این حجم از هزار رنگی و حقارت و حسادت تو رو نبینن و پرت و زرتاتو باور کنن


      منو منتظر نذار. امروزم بیکارم خخخخخخخخخخ منتظر پرت و زرت بعدیتم خخخخ


    •   shadow69
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • این حجم از شیرینی گفتار از باند باز اعظم حقیقتا به دور از تفکره ، نظر به صد آن است که شبی با عمو قناد خوابیده و آن عموی بزرگوار شیرینی وجودش را با کلفتی حضورش در ماتحت راپورت ده کیون نشور تزریق کررده.همینه که بدجور خارش گرفته!


      من نمیدونم این کلمات گوه، تاپاله ،کیونلیس، پیروان اوب و.. فحش و دری وری رو از کیونده خارش گرفته بگیرن ،میخواد با چه لغتایی کیر این و اونو بمکه (silly)


      به اون نتایج تو اتاق فکر زیباتون رسیدید؟! اسم گروه جدیدت چیه؟ گایندگان2؟حشرات بی مغز؟کودنیان؟


      عه تو نتایج گرانبهات گفتی داستانای هیدن موون هم شوهرش مینویسه؟فک میکردم فقط شیوا داستاناشو میده شوهرش بنویسه! (rolling) هرچند شوهر اون طبع طنز نویسیش از اروتیک نویسیش قوی تره ;) شایدم متن کیونده حشری فقط دچار کژتابیه (rolling) ای شیوا چرا داستاناتو حذف کردی عاخه، تو که همه چیز و همه کسو اونجا نوشته بودی، با اینکه خودتم گفتی آنان هرگز نخواهند فهمید. (cool)


      حالا تمام نتایج حاصله رو با خط خوانا و درشت روی مقوایی با حدود تقریبی یک متر در یک متر بنویسید و تا دسته در فرج گوشتی گشاد خود فرو برده تا اطلاعات به مرکز بدنتان که همان باسن گوشتی شماس مبادله دیتا داشته باشد.


      اسکل تاپیک من فان بود درست مث همین کل کلای بچگونه با تو که داره حوصله سربر میشه. جنده شخصی ات خودشو به در و دیوار کوبید که واسه شیوا ثابت کنه منظورش این نبود که بگه شیوا منفوره


    •   کیر ابن آدم
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • عرض شود که اسکلت جان تنها نتیجه ای که بنده میتونم با توجه به صحبت های حضرت تعالی بگیرم دیوانگی شماست. آدم سالم و عاقل به کاری باعث سرافکندگیش میشه مبادرت نمیکنه. ثانیه اشاره کردم. سعه صدر باید داشت در مقابل توهین. ثالثا اول کسی که در بین کامنتها شروع به فحاشی کرد شخص شخیص جنابعالی بودی. این کامنت مستر کینک:



      در عجبم از اونایی که مدعی هستن این نوشته اورال نامه(؟) یا حتی نزدیک به عملیات لذت بخش کیرخوریه!!! شما دنت سرد بریز رو کیر طرف ببین چجوری به انواع روش های مختلف روابط اس ام رو روت عملی میکنه!!! دیر داستان رو خوندم اما بسی خندیدم از این طنزنامه!



      شما شعر بنویس بچه جان نه شعر پیشونددار! این مزخرفات چیه من باب ساک زدن؟!عجب اندر عجبم از کیرداران اعظم و اشرف و اقدس!<
      به شخصه درش توهینی نمیبینم. و اما این هم کامنتی که بلافاصله بعد از اون شما گذاشتی:



      Hidden moon گرامی فارق از تشکر بابت لطفت بهم (گرچه ایده‌ی خاصی هم نبود همه‌ش مال خودته) عرض شود که شاید بد نی زین پس، برا نوشتن هر داستان سکسی درمورد ساک‌زدن، یه مشورت کوچیکی هم از کیرخوران کارکشته و معروف سایت که در امر کیر خوردن تجربه‌ی وافری دارن بگیری بلکه بیچاره‌ها دلشون نشکنه انقد از روی احساس وظیفه‌ و نگرانی از نگرش و انتظار کیرداران خودشونو هلاک کنن.
      البته جای شکرش باقی‌ست که تصمیم نداری هیچ وخ داستان درمورد کون دادن بنویسی وگرنه فک کنم اونموقع دیگه به مقدساتشون توهین میشد دس به عملیات انتحاری میزدن! خخخ



      هرچن آخر نفمیدم بلخره تو خواسته یا ناخواسته چه هیزم تری در ماتحت یه سری فرو نمودی که سوزناله‌های همیشگیشون گویاس چقد جاش هنو درد میکنه ولی برا ما که همواره صدای مداوم جلز و ولز سوزش ماتحت نخاله‌ها و خاله‌زنک‌ها همچون موسیقی‌ای سادیست‌پسند لذتبخش بوده و هست!


      از همین روی همونجوری که گفتم همین فرمونو برو جلو چون خوشبختانه ما در کنار لذت بردن از قلم خوب و داستانت، از آن موسیقی دلنواز نیز فیض میبریم.<
      طبیعتا بقیه قرار نیست در مقابل توهین های شما سکوت کنن.(هر چند بنده هم کارشون رو تایید نمیکنم.) لکن چیزی که عوض داره گله نداره.


    •   کیر ابن آدم
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • ای آلت خر در رابط کاربری سایت


    •   Hidden.moon
    • 2 ماه،2 هفته
      • 3

    • کسی وویس گریه از من شنیده تاحالا؟؟
      گریه کردن تو وویسا کار منه؟! ( دچار من‌خود پنداری شدی؟!)


      انگار شمام کانال نیاز داریداااا.. یه کانال پُر و پیمون! حیف وقت ندارم و گرنه ماجراها و تناقضای خنده دار و دیدنی و شنیدنی زیاد هست..
      همون دیروز هم خواستم دگ جواب ندم..
      اما وقتی دیدم دست به دخالت و دعوا راه انداختن زدید، دگ نتونستم ساکت بشینم!


      کامنت های قبلیم تمام حرفام کامل بود.. اما‌به چندتاش جواب دادید؟ هیچ!!
      درحالیکه ک من شخصا تقریبا تمام حرفاتونو جواب دادم! نادید گرفتید چون به نفعتونه گاهی خودتونو به دیوونگی و چرت و پرت‌گویی بزنید!


      تهش کم میارید یا چرتای عجیب و خنده دار میگید یا ماسک دیوونه ی خخخخخخخ خخخخخ گو رو جلو میندازید ک بگه اره تفریح بود!
      چه تفریح خطرناکیه!!....


      آقای ابن آدم! دوست عزیز جوابم بهتون دقیقا جواب اسکلت هست...
      واقعا همون تمسخرها و کامنت دومِ سانسا با استخوونِ بُلد شده در جوابتون کافیه..


      فحش ک مستقیم و غیرمسقیم نداره!! تهمت هم...
      تو دنیای اونا دختر و پسر اگ دوست شدن حتما باید دهناشون دنتی و ...نده شخصی بشه؟!!! متاسفم...
      من با کی شوخی دارم ک همچین حرفای مشمئز کننده ای بزنن؟حتی دوتا کامنت اولشو با وجود کنایه بی تنش جواب دادم اما....
      این چجور نقد کردنیه که میگی سعه صدر داشته باشید؟ همین تهوع آورِ دست آموز، که اصلا کاری به داستان و نقد نداشته فقط اومده زیر داستان چرت و پرت گفته در‌جواب سانسای محترم!!! محترم و با ادب!!!!!!
      پس چرا فاکتور؟!


      مثلا اونموقع جواب میدادم ک آره ارثلس خیلی ... نمکه؟؟!! سوالت خیلی کلیدی بود؟؟ فقط یه کاربر مشکوک به ... نمک بودنه برات؟ :)
      شمایی ک هیچیِ این قضایا بهتون ربط نداشته چرا؟!
      از حضور خیلی هایی ک حتی مکالمه ی خاصی باهاشون برام پیش نیومده تعجب کردم... باید منم مینشستم وقت میگذاشتم مغز شست و شو میدادم؟
      یا نه بهتر نبود تو حاشیه هایی ک ما مجبورا وارد شدیم، وارد نشید؟ به نظر منم دخالت عجیب شما فکر برانگیز و غیر عاقلانه اس دوست عزیز...
      کاش وجهه ی خوبتون خوب بمونه...


      میدونم دعوا و توهین و اینا کلا بده...
      اگ جواب بدیم و دفاع کنیم از توهین یا ناحق حرف زدنا، میشیم بد!!
      اگ جواب ندیم میگن جوابی نداشتن و فرار کردن!!
      به نظرم همه چیو تو کامنتا گفتم و دگ تکراره.‌‌. و دگ کش نمیدم بحث رو‌..


      اخرین_پیاممه_دگ_تکرار_و_وقت_گذاشتن_کافیه!


      هرکس با دقت بخونه حرفام رو میفهمه منظور و مفهوم چیه! من الکی نمیپیچونم! رک و راست و مستقیم حرف میزنم :)
      نمیگم بعدا میفهمید و نخواهید فهمید و آره من ال و بل و خفن و خاص و پیچیده ام. صدتا اکانتم دارم به بقیه هم میدم تا بیشتر پیچ بخوره مارپیچ شه!
      فقط تورو خدا بگید هیدن خیلی رازالود و شاخه!!!! (rolling)


      راستی ما قبلا ازین جانفشانی ها برای سامی خانوم! زیاد کردیم.. یادتونه ک؟؟؟
      نتیجه اش شده امروز!


      من/ما برعکس فرقه ی هزار نقاب ها خودمونیم.. کسی رو نه مجبور کردیم و نه بازخواست و شستشوی مغزی!


      چرا فکر میکنیم مثلا تین وولف یا مستر کینگ سامیه؟ خوندین کامنت منو!؟ دقیقا نشونی دادن هاش رو نوشتم تو یکی از کامنتام!
      چیزایی ک فقط سامی منو خطاب میکرد و اون میدونست و من!


      چی بگم آخه... قبلا هم زیر داستانش همچین داستانی شد و کلی دروغگو خطابم کرد و دو سه ماه بعد اعتراف کرد.... :)


      داستان بعدیمم اپ شد زود جلسه تشکیل بدیدااااا.. به همه دوست و آشنایان و خفن ها بگید بگردن به زور فقط اشکال پیدا کنن، بعدم تمام کاربرا رو با چرب زبونی و مظلوم نمایی و خود خاص پنداری مثلا علیه یه داستانِ کودک‌نوشته تحریک کنید. یا دعوا، بازخواست و ... کنید!


      من بیام بگم ک کیا رو بازخواست کردید؟
      چیه میخواید از سیاره ی زمین‌ محوشون کنید؟!
      یا نه! میخواید مثل من عکساشونو پخش کنید؟؟
      به جان مادرم قسم ک از شما بی وجدان تر ندیدم... سایت رو ول کردید مثلا؟؟؟؟؟ (rolling)


      ول کنید بقیه رو! همون به خودم حمله کنید!
      همه اونایی ک کامنت گذاشتن الکی گفتن خوبه!، جو زده شدن، به خاطر اسمم خوششون اومده، از سر تقصیراتشون بگذرید! :| (rolling)


    •   اسکلت حشری
    • 2 ماه،2 هفته
      • 3

    • فقط به حرمت یکی از کاربران که واسش احترام قائلم فعلاً فحاشی نمیکنم و جواب فحاشیا رم نمیدم (اگرچه ارزشی هم واسم ندارن البته جز برا همان کسب فیض خودم از موسیقی‌ای که پیش‌تر بارها و بارها بهش اشاره شد. (drooling))


      صرفاً در پاسخ به کیر ابن آدم گرامی (که مثلاً به خیال خودش بی‌طرف اومده این وسط قضاوت کنه) اشاره میشود که تنها نتیجه‌ای هم که من میتونم از حرفات بگیرم همون احتمال دومی‌ست که پیش‌تر داده بودم: «خودتو عمداً زدی به نفهمیدن» و البته بسیار هم تابلو!
      کامنتی که بعنوان اولین توهین از طرف اینجانب نقل کردی در واکنش به توهینهای پی‌درپی پیشین عقده‌گشایان در خطاب به نویسنده بوده که یه‌نمونه‌شم به وضوح اوردم جلو چش و چالت. ولی وختی همچنان سودت در نفهمیدن باشد دیگه مشکل ما نیس.


      بهرحال مایه‌ی خرسندی‌ست عموم کاربران خودشون درک دارن با یه نیگا به کامنتا به سادگی تشخیص خواهن داد کدام طرف از همان ابتدا برا تسویه حساب شخصی زیر داستان خودنمایی کرد. مث همون عزیزی که پیام داد گف کل‌کل کردن با عقده‌داران در شأن من نیس. :)


    •   jack.sparr0w
    • 2 ماه،2 هفته
      • 6

    • دمتون گرم خوب حرمت نگه داشتین.شدین یه سری بچه که فقط یاد گرفتین به هم فحش بدین اخرش چی ؟اینا یه روزی رفیق بودن و حالا بد یا خوب ممکنه یه روز از خر شیطون بیان پایین دیگر دوستان لطف کنید شما دیگه هیزم رو اتیش نشید.بقیه بجای اینکه دوستان تون رو دعوت به ارامش کنید وارد گود میشید و فحاشی میکنید ؟شادو سانسا کیر بن ادم و... شما باید اگه رفقاتون کار غلطی هم میکنن بجای اروم کردن خودتون اومذین وسط باور کنید ته این راه چهارتا فحش بیشتره.اسی داداش ارتلس ممد امین و..شاید از نظر من خوشتون نیومده و عصبانی باشید اما انصافا همه دوستان خودتون رو کنتوووولول کنید.اش تقسیم نمیکنن فحشه نمیخام اشتباهات کسی رو تو سرش بزنم یکی مقصره اونیکی هم بیتقصر نیس یکی خطای بزرگی داره یکی کمتر فرقی نمیکنه اینجام کخ میگم تمومش کنید نیومدم بگم حق با کی و با کی نیس اما یه جا باید کنار بزارید این جنگ مسخره رو که بتونید حرف بزنید و مسعولیتاتون رو قبول کنید.اینجا شده تاجو تخت انگار هر کس دنبال بردنه بابا اینجا خیلی وقته مرده کلا صد نفر کاربر نداره فعال واسه چیزی بجنگید ارزش داشته باشه یه عده این وسط دارن ابو گل الود میکنن این برخوردا بیشتر بشه یکی کوتاه میاد اونیکی میگه ترسیده اقا هیشکی از کسی نمیترسه تا میخاد جو اروم شه درگیری از نو خسته نشدید تو زندگیاتونم همینجورید منتظرید حریم شخصی همو بریزید رو دایره؟ ابروی کسی رو بردن افتخار میاره ؟طرفو کوچیک میکنید که خودتون بزرگ شید ؟لطفا کمی حرمت نگه دارید از بقیه که همگی رفیقن خواهش دارم اتیش رو زیاد نکنید کخ فردا دوستیا شکل بگیره دوباره رو سیاهی برای اونایی میمونه بیجهت خودشون رو وسط انداختن.اگه خیلی شاکی هستید شرایطی فراهم بشه تو یه جو اروم مشکلات رو مطرح کنید یکبار برای همیشه یا همو قانع میکنید یا حداقل قانع نشدید کاری بکار هم نداشته باشین.


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • پوففففففف


      باز این جوجو نویسنده داره زور میزنه بگه بهترین نویسنده سایته و داستاناش اصلا جای نقد نداره!!!! خخخخخخ


      همین مورد بس از در مشخص شدن سن واقعیت. سن شناسنامه ای نه. کودک عقده ای و حسود ۱۳ ساله واقعیت


      اوممممممم آها راستی کی بود که زارت و زورت دروغ سازی میکرد و حاشیه درست میکرد تو اتاق فکر تلگرام که سامی خانم و شیوا آقا رو حذف کنه تا خودش مثلا دیده بشه؟ زاررررررررتتتتتتت خخخخخخخ چقدرم دیده شد خخخخخخخ


      برو جوجو برو عزیزم. بگو بزرگ ترت همون کودک وکیل اسکلت بیاد. اون سرگم کننده تره خخخخخخخخخ


      هویت جوجو و بچگانه تو حوصله ادمو سر میبره :(


      حتی حسادتاتم بچگانس خخخخخخخخ تو برو همون عکس سامی و شیوا رو پخش کن و بگو جندن و فلان. اخه تو ادبیات کامنتات هم خیلی اصرار داری بگی جنده تشریف دارن اون دو تا. عین همون ادبیاتی که زیر اون عکسایی که ازشون پخش کردی خخخخخخ چقدر تابلویین شماها خخخخخخ


      خب اسکلتی زود باش که حوصلم سریده. تا اخر هفته بیکارم من. نه تا ۲۲ بهمن خخخخخخخ جون من نذا حوصلم سر بره خخخخخخخخخ


      زود باش پرت و زرت کن ببینم. افرین زود باش خخخخخخ


    •   کیر ابن آدم
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • کامنت سانسا رو کامل نخونده بودم شرمنده. لکن خودت در جوابش گفته بودی ممنونم از ریز بینیت. کسی هم به سانسا گیر نداد تا جایی که مستر کینک نقد کرد. همه داستانا از اون نقد شروع شد. در پاسخ شما عرض کنم که گفتم توهین از جانب هیچ شخصی پذیرفته نیست. ولی گویا سایت معرف حضورت نیست. اینجا هر کسی ممکنه گذر کنه و ممکنه هر چیزی بگه. عرض شود که اون کامنت کس نمکی موضوعش برمیگرده به اینکه واقعا اگه جنبه طنز سرایی ندارید خب سعی باطل هم نکنید. طنز و هزل بی مزه از فحشم بدتره. کما اینکه میتونستم به اسکلتم بگم کس نمک اگه عنادی داشتم. چرا نگفتم؟
      پیشاپیش عرض کردم و بعدا هم جناب اسپارو فرمودن که سایت داره به سمتی میره بابت این قضایا که حال آدم ازش به هم میخوره. اگه لازمه میتونم متن پیغامی که به ادمین دادم رو براتون توی تلگرام بفرستم. بحث عناد و عداوت نیست، بحث این هست که (من باب مثل) جایی که شما و باقی دوستان دارید توش میشاشید رخت خواب ما هم هست. دعوایی اگر دارید برید پی وی... اونجا از خوار و مادر هم مشتق ضمنی بگیرید... به من چه؟!
      بله اگه در مقابل توهین سکوت کنید میگن جوابی نداشت. لکن تا این اندازه حرف مردم براتون مهمه؟ اگر سکوت نمیکنید میتونید عذر خخواهی هم بکنید که کارتون مورد پسندشون نبوده... عاقلان منظور شما رو در خواهند یافت.
      المنه لالله بنده رو کسی نمیتونه متهم به عاشق سینه چاک سامی و یا شما بکنه. هر حرفی که بنده زدم صرفا برای اصلاح احوال امت مسلمان بوده و بس.
      اجرکم عند الله تبارک و تعالی


    •   Master.Kink
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2


    • اگ جواب بدیم و دفاع کنیم از توهین یا ناحق حرف زدنا، میشیم بد!!
      اگ جواب ندیم میگن جوابی نداشتن و فرار کردن!!



      واضح شده که شما در پی نقد نیستید بلکه فقط در پی تحسین هستید! بنده هیچ توهین و حرف ناحقی نزدم. این رو بدونید که در دنیای نویسندگی، نویسنده حق دفاع از اثرش رو نداره! در واقع همه ما بعد از خلق یک نوشته همراهش میمیریم. تمام چیزی که در اختیار شماست کلمات هستند. مادامیکه نوشته ای رو ارائه نکرده اید زنده هستید، اما به محض خواندن یک اثر، نویسنده میمیرد و تنها کلماتش هستند و بس( مرگ مؤلف را در گوگل جستجو کنید). اینکه کلمات شما و نوشته تان چه تفکر یا احساسی را القا میکند بر ذمه خواننده نیست!!! این نقطه ضعف بزرگیست که چندین برابر یک نوشته، مجبور شوید جزوات توضیح ارائه دهید. بنده چندین بار جواب شما رو دادم اما دوستانتون به فحاشی ادامه دادند و الان متوجه شدم که سرچشمه از کجاست.
      لطفا فرافکنی نکنید که اینجا یک سایت سکسی است و ما نویسنده حرفه ای نیستیم. عرض کردم هر نوشته ای...


    •   کیر ابن آدم
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • حسام جان شما گویا فکر کردی من پی پیدا کردن مجرمم. خیر جانم. صرفا درخواست کردم توهین و فحاشی نکنید.
      در باب متلکی هم که سانسا قبل از اون به شما انداخت عرض کردم کامنت رو کامل نخوندم. طولانی بود و خب اوایلش توهینی نبود. پیشتر عرض کردم دوباره هم میگم در یک بحث جدی توهین به هیچ وجه پذیرفته نیست. نمیخوام وارد مقوله های تخصصی بشم لکن اصولا توهین در بجث یک نوع مغلطه هست و نشون دهنده ضعف مباجثه کننده در چیش برد منطقی بحث


    •   Teenwolf.
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • هیدن دیقا چون همچین زری قبلا زدی/زدید که بقیه رو تحریک یا بازخواست میکرده و میکنه دنبال اینم که ثابت کنم علاوه بر چیزایی که هستی، یه دروغگوی هزاررنگم هستی و این قضیه رو ول نخواهم کرد :) حرف زدن پشت ملت ساده تره،آره؟!برو راضیشون کن بیان ببینم کی رو بازخواست کردم که خودم خبر ندارم؟! من اسم ببرم که حیثیت واسه درددل کننده ها با هیدن موون نمیمونه (cool) من تحریک میکنم ملتو؟این تویی که دس به مدرکت خوبه کارآگاه.ما فقط بهت میخندیم :).همه مدارکتم که ماشالا بین المللی کردی (rolling) فقط خواجه حافظ شیرازیه که گروه مدارکتون رو ندیده!


      یا من کسی رو واقعا بازخواست کردم که بیاد توو روم بگه یا اینکه این زنه طبق معمول داره دروغ میگه!


      مگه ما باند استخوونی هستیم که عکس خودمونو بذاریم تو تاپیک که بتونیم بعدش همونو پیرهن عثمان کنیم؟! :) مگه من توام که همه چی منجمله عکس و ویس ملتو نگه دارم(بنا به گفته های افتخار آفرین خودت:همه چیو دارمممم با مدرک! (rolling))
      از اولم گفتیم عکسای فیس نازت کار خودت بوده پتی خانم (inlove) من کاریت نداشتم حالام خودت داری کاری میکنی که بیشتر شخصیت دوروی دروغگوت شناسونده بشه :)


      اونایی که من بازخواستشون کردم بیان ببینمشون!


    •   jack.sparr0w
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • تین ولف عزیز و سانسا محترم همه کوتاه اومدن اما ظاهرا شما نمیخاید دست بردارید شما دارید ادامه میدید حداقل کاری نکنید که باعث جدل بیشتر بشه همه کوتاه اومدن و هیچکس نگفت ترسیدن بخاین ادامه بدین انصافا باز میرسین سر خط.پس نمیدونم هدفتون چیه چون چیزی که مطمئن هستم هیچکس تو این جمع نیس که بیگناه باشه و مقصر نباشه پس ادامه دادن این قضیه باعث میشه همه فکر کنن این شما و دیگرانی که پستهای بعدی تنش زا رو میزارن خواهان دعوایید.بازم بعنوان یه کاربر کخ سعی داره بعد مدتها سایت رنگ ارامش بگیره از همتون میخام لطفا کشششش ندین که بحول و قوه الهی یه شرایطی پیش بیاد برای صحبت دور یه میز ‌اونم با منطق و اگه همه موافق بودن مجمع تشخیص مصلحت سایت این کار رو انجام بده. (biggrin)


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • اوکی جکی اسپارو من سکوت مینمایم مگه باز اینا پرت و زرت کنن و توهین کنن.


      اما من، سامی و شیوا نیستم که برام گروه باند دروغ سازی تلگرام تشکیل بدن یا عکسمو پخش کنن یا گله ای برام تاپیک بزنن و توهین کنن و بخوان فراریم بدن یا حذفم کنن. حالم از هر چی کودک وکیل و جوجه نویسنده دروغ گوی ۱۳ ساله حسود به هم میخوره. هر جا هم تو این سایت عشقم بکشه نقد میکنم و طنز مینویسم. پا رو دمم بذارن باز همینه اوضاع.


      دمت گرم مستر کینکی که همچنان با ادب و با شخصیت و منطقی داری صحبت میکنی. ازت خوشمان آمد بسی زیاد.


      به خاطر جکی اسپارو سکوت. البته امیدوارم


    •   Teenwolf.
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • دفه قبلی هم گفتن/گفتید ساکت باشید تا جو بیش از این متشنج نشه :) ما تمکین کردیم، گفتیم بیخیال کار خودمون رو میکنیم و آخرش شد حرکات موذیانه و ستادی وار و گریه های فیک و سناریوهای دروغین و گروه زدن ها و عکس پخش کردن ها و تهدیدها و ویس پخش کردن ها توسط همین خانوم هزاررنگ و باندش :)


      هرزه نگاری شیوا هم که خود شخص شخیص جک اسپارو در صدد بود متوقف شه که اونم نه به خواست باند مخوف(!) به خواست خودش از شهوانی لفت داد (biggrin) (جک خوشش نمیومده از نثر شیوا که اونم اکیه، دعوا نداریم!)
      بعدشم هرکس نوشت گفتن سامیه!هرکس فعال شد گفتن سامیه!هرکس مطرح شد گفتن سامیه!(حتی روناک!)
      بعدشم که بوی گند کثافتشون پیچید، خودشون جریان عکس و فلانو پیش کشیدن ک بگن ما چقد طفلکی و مظلومیم در حالی که تمام فورواردی های کارآگاه هیدن دس تمام اعضای شهوانی بوده و خودش پخش کرده نه ما!!!!!!


      بعدش شد تاپیک زدن ها و توهین پشت توهین...


      اما یه نکته ای که این جماعت باید بدونن اینه که : ما قصد بازی با هیچ کدومتون رو نداشتیم و نداریم. اما اگه بنا به بازی کردنه...اکی!میگیم نمیفهمید چون واقعا هم نخواهید دونست اصل حضور سامی و شیوا و نوشتنشون چی بود.


      حالا چی؟


      دوباره ساکت بشیم که چه اتفاقی بیفته؟! که پشتمون حرف ها زده شه؟ دِ منم که همینو میگم! پشت ما حرف نزنید! :) تخم داشته باشید جلوی رو بگید!(cool) زنه میگه ما ملت رو بازخواست کردیم. اینجا یا هرجای دیگه بیان ببینیم ما کی رو بازخواست کردیم که خودمون خبر نداریم؟(از این دست دروغ ها زیاد گفته که هی زیر سیبیلی رد کردیمو گذشت کردیم اما طرف پررو شده)!اگه دروغ گفته که گوه خورده و باید مشخص بشه! اگرم راست گفته که بیان بدونیم کیان :) ساده اس! ما حق نداریم بگیم هرکس پشتمون به دروغ زر میزنه گوه میخوره؟ مگه ما خودمون پشت کسی دروغ بستیم؟! هرچی بوده تو روی طرف گفتیم،انتظار زیادیه بدونیم کی پشتمون زر مفت میزنه؟!یا باید باز منتظر دست غیب بمونیم تا بفهمیم چجوری حضرات سناریو میچینن و چه کسانی اجراییش میکنن؟! دِ نه دِ !!! :)


      میتونستن مث یه عده آدم دیگه (مث خودِ ما) فعالیتشون رو بکنن اما دس کردن تو لونه زنبور عواقب داره!


      تلگرام یا هرجا بگید بیان سنگاشونو وا بکَنن! اما اینکه مجددا ما خفه شیم که پشتمون زر زر کنن و دروغ پخش کنن و احساسات ملت رو هدف بگیرن. شرمنده :) نتوان ...


      تمام!


    •   کیر ابن آدم
    • 2 ماه،2 هفته
      • 4

    • (rolling) (rolling)
      آقا تا گند و کثافت بیش از این بالا نیومده بزارین من قضیه بازخواست رو مطرح کنم.یه گروهی بود (که به مرحمت دوستان دیگه نیست) من و کونی من(بخوانید هولی من) و ممد و نیلا و چن تا دیگه از بچه ها کس میگفتیم توش. ینی میگفتیما... 9 نفر در روز حدود 2000 تا پیام میزاشتیم...
      خلاصه بنده از یکی از کامنتای ممد اسکرین گرفتم کذاشتم تو گروه گفتم آقا کسی خبر داره چه خبره؟ چرا این جماعت دارن تو کون هم تلمبه میزنن؟
      این مسئله باعث شد یکی از دوستان بگه داستان هیدن مون کس شعره و خب یکسری از الفاظ نامحترمانه دیگه هم به کار برده شد که بعدا بنده و چن نفر دیگه به اندازه کافی و وافی برخورد کردیم منتها دیر... در این بین یکی دیگه از اعضای گروه هم در مقام دفاع کردن براومد. و تقریبا یه همچنین بحثی که زیر این داستان بود رو در اون گروه شاهد بودیم.
      نه اونچنان بازخواستی بوده نه یه بحث دوستانه.


    •   Teenwolf.
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • خب خب خب :) مرسی حسین جان!
      خوشبختانه فک میکنم ما هیچکدوم عضو گروه های شما و سایر دوستان نیستیم.(اگه هستیم بیاید بگیدااا)
      پس نکته کنکوری شهوانی اینه که همه سامی/شیوا نیستن! هرکس مخالفت کرد سامی/شیوا نیست!هرکس نقد کرد سامی/شیوا نیست!
      ما با کسی پدرکشتگی نداریم اما خب حق داریم از یه عده خوشمون نیاد اونام همین حق رو دارن اما کسی حق نداره پشت کسی چرت و پرت بگه و مابقی حرکات مشمئزکننده منجمله دروغگویی در ملأعام و گروه ساختن و مدرک سازی و فلان که دیگه نگم براتون :)
      یک نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر:
      کلا اگه میخواید چیزی بگید دقت کنید که بعدها گندش در نیاد :)


    •   Holy_man
    • 2 ماه،2 هفته
      • 3

    • توی این کوه بغض و کینه یاد یه آهنگی از یاس افتادم که گوش دادنش خالی از لطف نیست. حتما گوش کنید آهنگ وصیت نامه از یاس رو...


      اون آدما که نوکرتن بهت میگن


      با چندتا کلام چرب زبونی توو دلت میرن


      کافیه که بلااستفاده بشی اونوقت


      میبینی که مثل یه تیکه ورق جرت میدن


      قفلی ، حرف دلو به غریبه گفتی


      واسه زخم همه مرهمی ، صلیب سرخی


      به تو که رسید هُلت دادن سریع بیفتی


      رو تله موشه که پیدا میکنی پنیر مفتی


      هه یاد نگرفتم از کسی درس اتحاد


      فقط یاد دادن که برم جلو با ترس و اضطراب


      تجربه هام بهم قصه داد تا مثل باد


      استفاده کنم از این استعداد


      چه نقشه ها که پشتِ سرم واسم میچینن


      منم از اینکه فکرشون کوتاهه ماتم میگیرم


      واسم مهم نیست من که پای کارم میشینم


      ولی خیلی غم انگیزه وقتی دارم میبینم


      آدما از هم که دور میشن


      سلام سردم به زور میگن


      آدما از مرگ و خون میگن


      با صد تا حسرت به گور میرن


      آدما از هم که دور میشن


      سلام سردم به زور میگن


      آدما از مرگ و خون میگن


      با صد تا حسرت به گور میرن


      گوش کن


      خُب ما سطحی ترین مشکلاتو عمیق می بینیم


      عمیق ترین مشکلاتمونو سطحی می گیریم


      حال میکنیم وقتی هم دیگرو زخمی می بینیم


      قسطی حال میدیم آخر همرو نقدی می گیریم


      وقتی میمیریم چشما میشه ماتم خون


      ترفیع میگیریم تازه میشیم آدم خوب


      یادمه خُب من تمومه اینا رو دقیقاً به چشمم


      دیدم کلمه کلمه از رو حقیقت نوشتم....


    •   سانسا
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • اههههه حوصله واق واقای این ضد زنای قابل ترحم نیست. جکی اسپارو میگه سکوت کنین. اونوخ این واق واق کنا میان واق واق خخخخخخخخخ


      خاک تو سرت کنن کودک وکیل اسکلتی که باز سرتو کردی تو عن و این دو تا ضد زن روانی رو فرستادی جلو که من هیش وخ زیر هیچ داستانی ندیدمشون. عه وا کلمه عن واس مخصوص اسکلت جان حشری بود باز من استفاده کردم خخخخ


      اوممممممم من منتظر خودتم. اینا رو دوس ندالم. واق واقاشون حوصله سر بره :(


      اوج حقارت یک انسان اینه که دو تا ضد زن روانی قابل ترحم پشتش باشن :)


      هنوز برام سواله چرا هی میگین شیوا؟؟؟؟ خخخخخخخخخخ


      دخیخا چیکارتون کرده؟ من آخرش نفهمیدم. اونقدرام خفن نبود بابا خخخخخخخخ جدی گرفتینش خخخخخخ


    •   کیر ابن آدم
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • سوره یس رو حفظ شدم امروز :)


    •   Robinhood1000
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • 56 (rose)


    •   Robinhood1000
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • قلمت را بردار ،
      بنویس از همه خوبی ها ، زندگی ، عشق ، امید
      و هر آن چیزی که بر روی زمین زیباست ؛
      گل مریم ، گل رز.
      بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال ،
      از تمنا بنویس ،
      از دل کوچک یک غنچه که وقتست دگر باز شود ،
      از غروبی بنویس که چون یاقوت و شقایق سرخ است.
      بنویس از لبخند ،
      از نگاهی بنویس که پر از عشق به هر سوی جهان می نگرد.
      قلمت را بردار روی کاغذ بنویس :
      « زندگی با همه تلخ ها شیرین است...»


      نادیا امینی?


    •   Lifeless_Hidden
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • تونستی اورال رو به نمایش بذاری :)
      و البته راه حل هاش رو


    •   Littlehornyinnocent
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • کامنت های شخص نویسنده و افرادی که نقد داشتن خواندنی و قابل تامل بود واقعا. فقط اونی که هی خخخخخخخخ خخخخخخخخ می‌کرد خیلی کیری بود. کاش خفه می‌شد شلوغ نمی‌کرد کامنتا رو حرف های درست حسابی تر در مورد داستان رو بخونیم:)))))))


    •   Kim_kim
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • ماه عزیز اینقدر دوستان بی طرفانه و اگاهانه و بعضا بی شرمانه نظر دادن که جای نکته ای باقی نمی مونه
      احساسی که تو نوشته هات جاریه رو دوست دارم
      فقط یه سوال دارم این دنت رو دقیقا کجای الت اقایون میشه ریخت بحث من اینه اگر وارد میزراه بشه باعث سوزش میشه اگر روی کلاهک ریخته بشه در هرصورت به احتمال زیاد وارد میزراه میشه اگه توضیح بدی ممنون میشم


    •   Master-Fucker
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • عالی بود پری خانوم چشمه تو کِی این همه بزرگ شدی؟


      فقط اون قسمتی که بش گفت برو بشین رو کاناپه لباساتم درآر جالب نبود...
      معمولن به مرد امر و نهی نمیکنن که! من بودم با لباس میشستم حالا فوقش پیرنمو در میاوردم :نگاه جدی:


      میدونی که تو اورال ۲۰٪ لذتش به اینه که از رو شلوار تاچ کنی و سعی کنی بند کمربندو با دستای ظریفت به تقلا از هم باز کنی تا برسی به اصل ماجرا!
      کلا دید زدن دخترا برای رسیدن به مهره ی اصلی تو موقعیت اورال بشدت وافری تِرن آن کنندس


      باقیشم که خوب بود :لبخند: ایده ی بستن چشم تو اورال هم ا نظر من جزو چیزاییه که بشدت توصیه میکنم تجربشو


      خلاصه ‌که مرسی داشتی


      Ooof
      Oral
      Cumshot
      .
      .
      .


      خوندنش از زبون روون و قشنگت فوق العاده چسبید (rose)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو