مجبورم کردم پاشو لیس بزنم

    سلام خدمت کاربران شهوانی
    داستانی که میخام بگم اتفاقیه که بردگی رو تجربه کردم
    اول از خودم بگم که پسری هستم که قیافم خوبه قدم ۱۸۲ کلن تیپو ظاهرم خوبه
    چند روز پیش داداشم بهم گفت که یه دوس دختر زدم قراره دوستشو بیاره ۴ تایی بریم باغ(اجاره کردیم) منم گفتم باشه.داداشم از من بزرگتره به خاطر همین دخترا هر دوشون از من بزرگتر بودن اما خوب من قیافم چون ریش دارم بیشتر از سنم میخوره. فردا رفتیم دنباله دخترا سوارشون کردیم رفتیم به سمت باغ. دوس دختر داداشم اسمش الهه بود و دوستش اسمش نازنین بود که شخصه اصلی که منو برده کرد الهه ست.
    ما رسیدیم به باغ خلاصه بساطِ مشروبو عرقو چیدیم و نشستیم من کلی شوخی کردم کلی خندیدیم و ناهار خوردیمو بازی کردیمو خلاصه کلن زمان کسشر گذشت.
    ساعتای ۴ شد هوا دیگ داشت تاریک میشد و سردم شده بود الهه گفت بریم تو خونه که اون طرفه باغ بود رفتیم تو خونه تو حال چون بخاری نداشت خیلی سرد بود ما رفتیم تو اتاق. یکم دوباره حرف زدیم تایم کسشر گذشت من خیلی خوابم گرفته بود گفتم بچه ها من میخام بخوابم اونام گفتن باشه که من بالشت گذاشتمو خوابم برد.خواب بودم که حس کردم یه لگد محکم خورد تو پهلوم چشامو باز کردم دیدم الهه لگد زده گفتم چیکار میکنی احمق؟ کوری میبینی خوابم!!! گفت بیدار شو دیگ بسه گفتم برو بابا خوابم میاد سرمو گذاشتم بعد ۵ دقیقه دوباره کخ ریختنش شروع شد اومد پاشو گذاشت رو دستم فشار داد و من داد کشیدم گفتم دیوووانه چیکار میکنی!!! گفت باید بیدارشی که داداشم اومد تو اتاق گفت چی شده گفتم بیا این دوس دخترتو جمع کن دیوانس نمیزاره من بخوابم( داداشم با نازنین بیرون بودن داشتن قلیون میکشیدن) که داداشم گفت ععع بی ادب و رفت و الهه هم پشت سرش رفت و من دوباره خوابیدم (اخه زیاد عرق خورده بودم گیجو مست بودم فقط میخواستم بخوابم)بعد حدود نیم ساعت دیدم یه چیزی داره رو لبام تکون میخوره چشامو باز کردم دیدم الهه داره پاشو میکشه رو لبام(جورابه اسپورت مشکی پاش بود) پاشو گرفتم با دستم از لبم دور کردم گفتم خیلی ادمه گندی هستی الهه میشه بزاری بخوابم؟؟؟ که گفت نه نمیزارم و اروم خندید گفت خب باید چیکار کنم که بزاری بخوابم؟؟ تو چشام زول زد گفت باید پامو ببوسی من فک کردم داره شوخی میکنه برگشتم بهش گفتم خفه شو که کاش نمیگفتم اینو که گفتم پاشو گذاشت رو سرم و پاشو فشار داد منم صدام در اومد که پای دیگشو گذاشت رو تخمامو گفت اگه داد بزنی تخماتو اب میکنم منم تا داد زدم پاشو فشار داد رو تخمام که نفسم بالا نمیومد دیگ و گفت ببین من شوخی ندارم باهات پس دهنتو ببند. من که از درد داشتم میموردم گفتم الهه من باهات یکم شوخی کردم فقط فک نمیکردم اینقدر بی جنبه باشی( اخه فک کردم این واسه اون شوخیا به دل گرفته) گفت زر نزن که دوباره تخمامو فشار داد سریع بهش گفتم غلط کردم غلط کردم که فشارو کم کرد گفت جوووون داری ادم میشی دستمو خواستم بزارم رو سرم که پاشو بردارم سریع پاشو گذاشت رو تخمام گفت دست بزنی به پام تخمات اب شدن گفتم باشه ببخشید ببخشید فقط فشار نده سریع دستمو اوردم پایین
    گفت افرین حالا برگرد رو به من دراز بکش( اخه من به شکم دراز کشیده بودم) تا برگشتم نشست روم یه دستشو گذاشت رو تخمام و یه دست دیگشو رو لبام گفت دستمو بوس کن تا تخماتو فشار ندادم من خواستم حلش بدم که بیوفتم که همین کارم کردم که اون پرت شد عقب اما با دستش تخمامو گرفتو کشید که من چشام سیاهی رفت و بدنم قفل شد از درد اون دوباره سریع نشست روم و گفت ادمت میکنم واستاا. من گفتم الهه چی میخای کثافت؟؟؟؟؟ گفت فقط صداتو بیار پایین هر کاری میگم انجام بده سریع گفتم باشه چون دیگه طاقت درد نداشتم. گفتم خب چیکار باید بکنم گفت باید پامو ببوسی گفتم من حتی اگه بمیرم این کارو نمیکنم با دستش یه کم تخممو فشار داد گفتم باشه باشه فشار نده فقط.پاشو اورد رو سینم گفت سریع سریع بوس کن من سرمو یکم بردم جلو ولی بوس نکردم اون خودش پاشو چسبوند به دهنم و من سرمو بردم عقب که باز تخمامو فشار داد که فهمیدم باید بوس کنم. شروع گروم به بوس کردن از پاشنه ی پاش تو نوک انگشتاش اون پاشو اورد بالا من بوس میکردم گفت حالا جورابامو در بیار با دندونات گفت باشه جوراباشو در اوردم یه لاک ابی اسمانی زده بود به پاهاش. پاهاش سفید بودن با اون لاک خوشگل شده بودن. بهم گفتم کف پامو لیس بزن گفتم دیگ پرو نشو الهه گفت تخمات تو دستمه هااا گفتم خیلی اشغالی کثافت خودم بعد کونت میزارم. که تخمامو فشار داد خواستم داد بزنم که پاشو تا نصفه جا کرد تو دهنم دستمو اوردم پاشو بکشم بیرون که تخمامو بیشتر فشار داد و سریع دستمو بردم عقب گفت افرین پسر خوشگل تو باید پیر خوبی باشی و هرچی من میگم گوش کنی گفتم باشه پاشو کشید بیرون و گفت حالا بلیس توله من از پاشنه ی پاش تا انگشتشو لیس زدم و گفت حالا این پام پای دیگشم لیس زدم واقعا داشت حالم بهم میخورد اعصابم خورد شده بود که الهه گفت خوشمزس کف پاهام؟؟؟؟ دوس داری؟؟؟؟؟ زبونت خوب داره کار میکنه هااا گفتم خفه شو عوضی که تخمامو فشار داد من از درد دیگ داشتم میموردم که گفت شصت پامو بکن تو اون حلقه کثیفت اشغال که من اینکارو کردم. شصت پاشو جلو عقب میکرد میگفت چه خوب ساک میزنه پسرمون افرین بساک که دیگ واقعا داشتم روانی میشدم از این حرفاش. یهو صدای در اومد که در باز شد بعدش صدای خنده ی نازنین اومد که با داداشم داشتن حرف میزدن که الهه از روم پاشدو جوراباشو پوشید و گفت شانس اوردی خوشگله. منم بهش گفتم الهه یه روز اینقدر میکنمت که بگی گوه خوردم گفت خفه شو تا باز کفه پامو ندادم بلیسی. از اون به بعد هر وقت داداشم میگفت بیا بریم بیرون با الهه اینا من میگفتم اصلن ازشون خوشم نمیاد و از ترسم نمیرفتم
    و اینجوری بود که من بردگی رو تجربه کردم


    نوشته: amir

  • 2

  • 19




  • نظرات:
    •   گنجینه
    • 5 ماه،2 هفته
      • 4

    • تن تولستوی توی گور لرزید ،لامصب این قلم شیوات را نیار شهوانی . رحم کن ادامش را ببر آکادمی ادبیات


    •   pesare_ariai
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • ناموسا کسشعر پردازی ام حدی داره


    •   خوشگلخانم
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • پاشم کرده توکونت کونی بودنم تجربه کردی هواست نیست


    •   چوپان.دروغگو
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • بلیس کس نگو


    •   مسیحـا
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • اما من باید عرض کنم تن اساتید ارباب و بردگی یه بلایی سرشون اومد! اصلا محشر بود این فتیش نامه!
      و اما اگه اسلحه هم رو شقیقت میذاشتن باز نمیتونستن انقد راحت این کارو باهات بکنن چه برسه به تخم پیچی! اونم یه دختر!
      تو برده نشدی پسر جان، تو فقط یه بچه ننر بی عرضه ای که نتونستی حریف یه دختر بشی و به راحتی دهنت رو به سرویس داد.
      البته چیزی جز یه فانتزی درب و داغون نبود اما در کل تو تخیلاتتم یه آدم تباهی.


    •   shahin3731
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • وقتی ب شکم خوابیده بودی چطوری تخماتو لگد کرده بود و یه پاشم رو صورتت بود؟؟؟؟؟؟


    •   Abnabatam
    • 5 ماه،2 هفته
      • 1

    • پسرای مردم دختر میبرن باغ و میکنن
      تو دختر بردی باغ کف پاشو لیسیدی؟


      هرطور فکر میکنم تو با 182 قد،دو برابر یه دختر معمولی محسوب میشی شتر
      زورشو نداشتی بزنی پرتش کنی یطرف یا اینکه کونت میخارید؟


    •   متاهل88
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • جووون منم میخام برده شم


    •   Arash.....Arash
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • پروفایلمو چک کنین دوستان


    •   hasti_nox
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • خیلی تو کسشر غرقیا :| حواست ب خودت باشه :|


    •   aliaaz
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • ناموسن من اگه جای تو بودم یه بار نقشه میزدم می گفتم الهه
      بیا بریم پاتو بلیسم
      بعد یه چاقو میزاشتم زیره دهنش عین سگ میکردمش


    •   shiraz-m-m
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • قد182 بعد یه دخدر پاشو کرده تو حلقش!!! اگه مینوشتی افلیج و ویلچری بودم میشد بارو کرد این حجم از کصشعر رو ولی درکل ریدی با این داستانت عمام رو تو گور لرزوندی


    •   Leokian
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • اقا این داداشمون فوت فتیس یا فوت جاب و این کسشعرا داره از دخترای عزیز شهوانی درخواست میکنم که اگه پاهاشون کثیف شد بدن ایشون بلیسن تمیز کنن خیره بخدا این همه کس هم نمیگه


    •   Hrah7
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • یعنی چی میشه یه ادم ب این کسشرا فکر میکنه وتخیل میکنه?


    •   mehrankaraj
    • 3 ماه،1 هفته
      • 0

    • منم عاشق اینم کف پای یه دخترو بلیسم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو