مجتبی و دختر کون گنده همسایه

1400/06/05

سلام این داستان واقعیه واز سال 93شروع شد.ما شمال کشور زندگی میکنیم سنم 32 و قد175 وو زنم 81 ورزش رزمی کار میکنم داستان از اینجا شروع میشه که تو کوچمون یه مستاجر اومده بودن و اصالتن مال تهران بودن 2تاخواهر 1بردار ومادرشون.دختر بزرگش(نسیم) واقعا خوب گوشتی بود کونش خیلی بزرگ بود و اینکه 4ماه از طلاق گرفتنش میگذشت.چندبار مادرش رو سوار کرده بودم شمارمو گرفته بود واسه جایی رفتن دیگه به اژانس زنگ نزنه من میبردمش.یه شب زنگ زد که دخترمو ببر بهش رانندگی یاد بده پول بنزینت هرچی شد میدم منم قبول کردم.هفته ایی 2بار باخواهر کوچیکترش میومد واسه تعلیم رانندگی.شبا میبردمشون با لباس راحتی میومد برق از سرم میپرید کون به این بزرگی محال بود.روز اول شمرشو گرفتم و پیام دادنمون شروع شد ولی اصلا راحت نبودیم که بعد 1ماه دیگه خودش زنگ میزد بیا میخوام برم فلانجا میرفتم برسونم.یه روز توماشین گفتم میخوام باهات دوس بشم اونم گفته بود که ما همین الانشم باهم دوستیم ولی گفتم میخوام باهات راحتتر باشم اون فهمید منظورم چیه دقیقا یادم میاد گفته بود اگه اسمشو بیاری(منظور سکس بود) دیگه سوار ماشینت نمیشم منم حرفی نزدم گفتم باید عمل انجام شده قرار بدمش.یه شب باهاش برنامه چیدم ببرمش جنگل اونم قبول کرد وفردای اونروز پسر عموم ماشین منو گرفت ومنم به اجبار نیسان اونو گرفتم ولی نمیتونستم بیخیال جنگل رفتن بشم و سوارش کردم ورفتیم سمت جنگل بارون نم نم میباریدگفتم نسیم بهم اعتماد داری یدفه گفت نه منم ناراحت شدم گفتم پس بهتره که برگردیم بریم خونه وقتی دور زدم چندکیلومتر برگشتم گفته شوخی کردم منم از خداخواسته انداختم یه مسیر دیگه رسیدیم یه جای خلوت پیاده شدیم رفتیم یه جایی که به جاده دید نداشته باشیم بعد اینکه یکم خوراکی خوردیم دستمو انداختم دور گردنش دیدم بدش نیومده یدفه 2تا بوسش کردم دیدم خیلی زود وا داده لبشو انداخته رو لبم چنان زبونمو میخوره کم اوردم همین حین سینه هاشو چنگ میزدم داشت دیوانه میشد ولی نمیذاشت کسشو از رو لباس بمالم اجازه نمیداد بعد یک ربع دیدم پاشده میگه بریم بسه دیگه وخیلی جدی بود منم گفتم بریم بلند شدم از یه مسیر دیگه بردمش بین شمشاد (پوشش گیاهی خیلی خوبی داره تو جنگل)دوباره چسبیدم بهش دیدم میگه دیرمون شده بریم خونه هی بهانه میاورد منم گفتم بابا تمومش کنیم دستمو مینداختم تو شلوارش کونش دیوانم کرده بود ولی به هیچ عنوان قبول نمیکرد گفتم بهترین راه اینه که خودم لخت بشم یکدفه شلوار وشرتمو کشیدم پاییین مات شده بود دیگه تسلیم شده بود با دستاش چسبید به درخت شروع کردم به کردنش 10 دقیقه ایی کارم تموم شد.نشستیم تونیسان خیلی بهم ریخته بود هم ظاهری وهم فکرش.بردمش خونه اون موقع داداش کوچیکشو باخودم میبردم باشگاه اون غروب داداششو نفرستاد که بیاد بریم باشگاه یعنی ناراحت بود ازم پیام داد بهم دیگه به من زنگ نزنو فلان منم گفتم باشه.بعد تمرین اومدم گوشیمو نگاه کردم ودیدم پیام داده خیلی دوست دارم واین تازه شروع ماجرابود شبا میاوردمش خونمون 4سال باهم بودیم که از شهرمون رفتن وکم کم رابطمون تموم شد.

نوشته: مجتبی


👍 2
👎 29
38501 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

828389
2021-08-27 00:51:42 +0430 +0430

تو که راس میگی کیر کل ایرانیا تو کون مامان ادم دروغگو بگو مامانمو مشتریاش میان میبرن منم یواشکی نگا میکنم 😂😂😂

7 ❤️

828392
2021-08-27 00:58:50 +0430 +0430

صد بار‌گفتم الانم‌میگم اول جق بزن‌بعد بیا داستان بنویس

5 ❤️

828397
2021-08-27 01:05:20 +0430 +0430

@t14004
ایدی تلمه

0 ❤️

828417
2021-08-27 01:49:09 +0430 +0430

ریدی … بدم ریدی

5 ❤️

828422
2021-08-27 02:16:01 +0430 +0430

چقدر کسشعر
اخه چقدر ذهن یه ادم میتونه جقی باشه

2 ❤️

828423
2021-08-27 02:18:59 +0430 +0430

منم کون دوس دارم🤣

0 ❤️

828439
2021-08-27 05:09:52 +0430 +0430

آخه کیرم توی کوس خواهرت اینم داستان بود کونی " دوتا نکته دیدم که صلاح دیدم بهت گوشزد کنم
اولا این تهرانیا هستن که خواهرتونو میگائن تو ویلا با ژیلا که اجاره میدید
دوما احتمالا به بهانه چیپسس و پفک اینجوری بردنت جنگل کونت بذارن

7 ❤️

828442
2021-08-27 05:36:34 +0430 +0430

دامبولی ینی کسسسشر

0 ❤️

828452
2021-08-27 06:56:22 +0430 +0430

کوس شعر انتحاری به سفارش داعش و القاعده

0 ❤️

828455
2021-08-27 07:09:51 +0430 +0430

بچه های تهران چه کونی از شما کردن نمیدونم ولی دمشون گرم سوزشش تو همه داستان های امثال شما هست

4 ❤️

828484
2021-08-27 12:11:46 +0430 +0430

1ماه دیگه خودش زنگ میزد بیا میخوام برم فلانجا میرفتم برسونم
اها اها رانندگی تو یک ماه مثلا یاد نگرفت که با تویه جاکش نره!
بعدم شب سگ میره جنگل؟!
اخه جاکش! کیر جغد شبانه تو کونت او چی سرت میشه؟!
تکیه دادیش به درخت و ده دقیقه ای تموم شد!!
بیا بیا عمو جان بیا سیم کارت کوشاتو بگیر برو درساتو بخون بچه کونی بیا…جاکش… 👿

0 ❤️

828488
2021-08-27 12:53:03 +0430 +0430

بعد از حماسه ترور با نیسان آبی حالا کردن کوس به واسطه نیسان آبی کمتربزن کونی

0 ❤️

828490
2021-08-27 13:16:13 +0430 +0430

من فقط فهمیدم اون جنگلی که رفتی پوشش گیاهی خیلی خوبی داره 😁 😁 😁

0 ❤️

828520
2021-08-27 20:40:05 +0430 +0430

مجتبی داستان آبجی جونتو نوشتی؟؟
کاش یکم آب و تابش میدادی.

0 ❤️

828533
2021-08-27 23:34:30 +0430 +0430

علی‌رغم نظرات منفی دوستان من فرضو بر این میگیرم که راسته ، چون این همه تغییر نظر دمدمی دختر کاملا عادیه ، سکس میخواد میگه اسمشو نیار ، میدونه همه عاشق کونشن منتاها ادای تنگا رو درمیاره😂 یکی از راههای لال کردن این چس کلاسا نشون دادن کیره اونقدر کسخل میشن که بقیه ش رواله
موجود عجیبیه این زن کلا

0 ❤️

828560
2021-08-28 00:57:05 +0430 +0430

تهرانیا ننتو مگه گاییدن پولشو ندادن کسکش

1 ❤️

828568
2021-08-28 01:09:44 +0430 +0430

چه. کار احمقانه ای با ماشینی که برای آموزش دوکلاژه نشده میبردی، رانندگی یادش بدی؟ یه دفعه مینوشتی من یه هًول کوس ندیده م که از هول کن ماشینمو به گا دادم، اینجوری ممکن بود، لایکت کنم.

0 ❤️

828681
2021-08-28 15:47:26 +0430 +0430

تو دیگه کاملا کص ننت✋🏽😂😂😂😂
کصکش پدر این چه سمی بود؟؟؟؟

0 ❤️

828702
2021-08-28 19:28:15 +0430 +0430

یکی از کسشعرترین داستانا

0 ❤️

828712
2021-08-28 22:06:38 +0430 +0430

50 خط نوشتی که اخرش بگی و این شروع ماجرا بود?
فیک جقی

0 ❤️

828717
2021-08-28 23:39:59 +0430 +0430

دیس لایک دادم چون مشخص هست بچه تهران خیلی ناجور جرت داده . خب مگه مجبور بودی که بدی

0 ❤️

828738
2021-08-29 00:48:06 +0430 +0430

آی کلک پس مجتبی نیسان آبی تو هستی شنیده بودم بچه محل هات رو سوار نیسان میکنی میبری جنگل و میگی هرکی کیرش کونم رو گرم کنه اون رییس هستش ولی نفهمیدم تو راننده آژانسی یا تعلیم رانندگی لطفا شفاف سازی کن بلامیسر

0 ❤️

828847
2021-08-29 15:34:26 +0430 +0430

آخی… تو کف نسیم بودی، تو رو پشم کسشم حساب نکرد، بعد مخت اینو رید… آخی… عیب نداره… درست میشه، شما به همون اعظم دیونه که میبری تو انباری درمالی میکنی، بساز دیگه، چاره چیه.

0 ❤️