محمد و عمه

    دوباره سلام محمد هستم از یاسوج ۲۰ساله و قد ۱۸۶
    من ۵تا عمه دارم که با این اخری که۲۳ سالش هست خیلی شیطونی میکردیم که این داستان بر میگرده به ۸ سال پیش موقعی که من ۱۲ ساله و عمم ۱۵سالش بود عمم یه سالی اومد خونه ما که درسشو ادامه بده من یه خواهر کوچیک داشتم اونموقع که ۴سالش بود عمم دیگه قطعا بخاطر دوستاش همه چیزو تقریبا میدونس ولی من نه زیاد عمم همیشه دشت میکرد تو شرتم و با دودولم بازی میکرد منم حال میکردم ولی به کسی نمیگفتم یا خودش منو میخوابوند و مینشست رو من و خودشو میمالید به من یبار داشتیم قایم موشک بازی میکردیم تا تو هر اتاقی میرفتیم قایم بشیم سریع شلوارشو میکشید پایین میگفت توهم بکش پایین خودتو به من بمال منم قدم کمی کوتاه تر بود نمیرسیدم بهش ولی هی میمالیدم هی خواه میومد ما هم مجبور میشدیم جمع کنیم و بریم بعد دوباره میومدیم قشنگ یادمه چند بار اخری دمر دراز میکشید من مینشستم رو کونش با دستش باز میکرد منم میمالیدم به سوراخش که قرمز بود اونم خوشش میومد و هی تکرار میکردیم تا اینکه بعد از مدرسه ها رفت خونشون چند سال بعد رفته بودیم بیرون تفریح که تنهایی رفتیم تو کوه فک کنم من دیگه ۱۵سالم شده بود اونم ۱۸ سال منم به طور سر بسته بهش گفتم که بیا با هم سکس کنیم اونم گفت بیتربیت این خرفا یعنی چی یه دونه اروم هم گذاشت تو گوشم گفت یبار دیگه از این حرفا بزنی به بابات میگم الانم که شوهر کرده و حاملس منم خیلی دلم میخواد دوباره با هم شیطنت کنیم اما اینبار بکنمش


    نوشته: مملی

  • 3

  • 21




  • نظرات:
    •   پینوکیو2
    • 3 روز
      • 8

    • کیر بابا پنجعلی تو کونت???


    •   A....k
    • 3 روز
      • 7

    • مملی عزیزم دیگه ننویس اون از کصشعر قبلیت این از این کصشعر که واقعا ننگیه برا سایت شهوانی


      عمتم جندس


      تو هم یه جقی بیش نیستی که روی عمه بدبختت کراش داری


    •   Pesarkhoshform
    • 3 روز
      • 0

    • دوستم ، عمه دوست داری؟


    •   Havigshoor
    • 3 روز
      • 2

    • ظاهراً خبر ابتلای استاد شاه ایکس به کرونا خیلی جدیه!


    •   Avvaaa
    • 2 روز،23 ساعت
      • 4

    • ریدم دهن پدری که فاصله نوه و بچه ش سه ساله.....این یعنی هیزی و دیوثی با ریشه ژنی در تک تک افراد ایل...


    •   Mester.kir
    • 2 روز،22 ساعت
      • 3

    • ادمین جان ریدی با این داستانات هر شب عن تر ا قبل بابا وقتشه دیگه خودتو جمع کنی


      اخه ای چه کستانی بود¿


    •   Hysterical_man
    • 2 روز،22 ساعت
      • 4

    • دوتا کس.تان پشت هم از "محمد از یاسوج"


    •   kokarostam
    • 2 روز،19 ساعت
      • 4

    • مملی


      شاشیدم به خاطراتت. میشه دیگه دوباره نیایی اینجا؟ یعنی میشه؟


      ها کـُ‌کا


    •   Litel._.boy
    • 2 روز،16 ساعت
      • 2

    • مملي شعر نباف ! دوستان حاليت ميكنن !


    •   Saeed4052
    • 2 روز،15 ساعت
      • 1

    • واقعا الان میفهمم با قاشق نمیشه حامله کرد اگرهم کرد اینجوری میشه
      د اخه مورچه خار پشت رب گوجه از تو بیشتر توضیح داده اومدی یسری چرت گفتی که چی،
      بشین جقتو بدون مخاطب بزن لازمم نیست بیای اینجا
      اذری جهرمی ریده با این نت رایگانش


    •   foot_love1999
    • 2 روز،14 ساعت
      • 1

    • xشعر


    •   alonghost
    • 2 روز،11 ساعت
      • 2

    • (clap) (wanking) (biggrin)

      کیرم تو دهن عمت


      اون همه چیزو میدونست ولی نمیدونست نباید با کیر بچه داداشش بازی کنه ک بعدا بگا نره؟
      دوست پسر قحطی بوده
      فقط توی چلغوز کیر داشتی!!!!!


    •   alonghost
    • 2 روز،11 ساعت
      • 2

    • دوستان نظرات این داستان از خودش هم جذاب تره
      هم تعداد لایکاش خیلی بیشتره
      جای داستان نظرات رو بخونید، اگه سکس خشن دوست داشته باشید قطعا ارضا میشید... (drinks)


    •   alatozma
    • 2 روز،10 ساعت
      • 1

    • نظر شما چیه؟


      اگرچه با نظراتی که اغلب دوستان در مورد این داستان ارسال کرن موافق هستم
      اما
      بعلت اینکه ،
      بافحاشی وبیان الفاظ رکیک
      در محیط مجازی مخالف هستم


      ترجیح دادم
      بعداز عرض سلام
      خدمت نویسنده عزیز جناب مملی ، بخاطر اینکه
      خوندن داستان ایشون، بنده رو به شدت متحول کرد
      و انگیزه ای شد ، برای اینکه بالاخره بعد از مدتها من هم بعداز خوندن یک داستان ، مثل دیگر دوستان نظرم رو اعلام کنم، مراتب سپاس وقدردانی خودم رو خدمت جناب مملی اعلام کنم وبگم


      مملی جان ،
      بعد از خوندن داستانت ، خیلی سعی کردم ، بهترین جمله ای رو که میتونم برات بنویسم


      اما ، هرچه فکر کردم ، مناسبترین جمله این بود
      مملی جون
      ک،،،ص خر نر تو قلمت
      لطفا ، ببند در گاله رو
      دیگه از کسشعرها تف نده


    •   kirsexy21
    • 2 روز،9 ساعت
      • 2

    • تا الان شنیدی بگن عمتو گاییدم ؟نه؟؟نشنیدی؟خوب بشنو عمتو گاییدم


    •   Hamidarakii
    • 2 روز،9 ساعت
      • 1

    • تو کوه و اتاق و همه داده حالا خواسته تو داستان همرو بندازه سر عمش. ای.... عمه


    •   sasan.73.xboy
    • 2 روز،4 ساعت
      • 0

    • نظر شما چیه؟???


    •   MamalSparow
    • 2 روز،3 ساعت
      • 1

    • آبروی هرچی ممده بردی کصکش (cry)


    •   zanbory
    • 2 روز،1 ساعت
      • 1

    • ممد..کوص بی بی عمت


      ازاون موقع این فحش مد شد


    •   کاربر.قدیمی.هستم
    • 1 روز،22 ساعت
      • 1

    • تا اونجایی که من اطلاع دارم کهگیلویه همشون غیرتی و ناموس پرستن


    •   سدمرتضی
    • 1 روز،19 ساعت
      • 1

    • ادامه بده نویسنده خوبی میشی چون تنها کسی هستی که تونستی دشت و تو شلوارت بکنی از همین الان بهت تبریک میگم ....نویسنده بزرگ


    •   9820321
    • 1 روز،13 ساعت
      • 1

    • کیر بابا پنجعلی تو کونت???


    •   Emperatoorxxx
    • 1 روز،7 ساعت
      • 0

    • شیوید


    •   mobingod7
    • 1 روز،7 ساعت
      • 1

    • کیرم توت لاشی آبروی بچه های یاسوج رو بردی کیر‌ هر چی لر و بختیاریه توی کون توی لاشی البته معلوم نیست تخم‌کی‌هستی بی شرف


    •   111111sss
    • 1 روز،4 ساعت
      • 1

    • توروح پدرت سگ بشاشه


    •   Lucky.man
    • 1 روز،3 ساعت
      • 1

    • لطفا محرم ننویسید


    •   ghasmagha
    • 1 روز،1 ساعت
      • 0

    • رمضان بنویس


    •   tara.-tt
    • 22 ساعت،37 دقیقه
      • 1

    • چرت بود


    •   مردتنها90
    • 14 ساعت،39 دقیقه
      • 1

    • ای بابا ننویس دیگه اینجوری ادامه بدی نوبت بعدی مامانته تف به این روزگار (dash)


    •   111111sss
    • 14 ساعت،8 دقیقه
      • 1

    • تو باید هنوز کون بدهی جیگر


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو