مربی کشتی

1400/10/24

اول دبیرستان بودم که تصمیم گرفتم یه رشته ورزشی رو شروع کنم ، چون همیشه یه حس خوب به جنس موافق داشتم تصمیم گرفتم برم کشتی . هم لباسشون بنظرم سکسی بود و هم مالش زیاد داشت .
به بابام گفتم ولی فکر کنم زیاد خوشش نیومد ، آخه هم یکم تپل بودم هم مثل برف سفید ، سینه ها هم بزرگ و برجسته بود . شاید فکر میکرد با این هیکل تو دوبنده کشتی خیلی بچشم بیام و توجه بعضی ها رو به خودم جلب کنم .
خلاصه اینقدر آویزون بابام شدم و اصرار کردم که قبول کرد ، یه روز رفتیم نزدیک ترین باشگاه به خونه ثبت نام کردیم و از اونجا رفتیم میدون منیریه لباس ورزشی و دوبنده و کفش کشتی و هرچی لازم بود خریدیم .
اولین روز کلاس رفتم باشگاه ، ساعت آموزش من مخصوص نوجوانان بود و بچه تقریبا هم سن خودم بودن یکم بزرگتر یا کوچکتر . لباس پوشیدیم و رفتیم داخل سالن ، یکم خجالت می‌کشیدم آخه همه لاغر بودن و فقط من تپل بودم ، توی اون دوبنده بیشتر تابلو شده بودم .
مربی اومد و شروع کرد به صحبت ، من امیر نادری هستم ، خیلی وقته کشتی میگیرم و چند ساله مربیم ، ‌‌تو کارم جدی هستم و دلم میخواد شماهم با علاقه و جدی شروع کنید .
اینم بگم آقای نادری یه مرد خوش چهره حدود ۴۰ ساله بود با بدنی ورزیده و قدی بلند ، یکم جلوی موهاش و موهای سینه اش جوگندمی بود با پوستی برنزه . صورت استخوانی و گوشهای شکسته و خلاصه یه تیپ و هیکل ورزشکاری حسابی .
جلسه اول به معرفی و نرمش و پیاده روی دور تشک و سالن گذشت و منم خوشحال بودم از انتخابم ، جلسه دوم رفتم سالن و لباس عوض کردیم و نرمش شروع شد ، آقای نادری جدی بود و هرکس کم کاری میکرد داد میزد ، من بخاطر اضافه وزنم از بقیه کندتر بودم و زودتر خسته میشدم پس دادش برای من بیشتر بود .
بعد از تمرین رفتیم دوش بگیریم ، من دو بنده رو درآوردم و با شورت اسلیپی که زیرش داشتم رفتم زیر دوش . داشتم بدنمو شامپو میزدم که امیر خان هم اومد دوش بگیره ‌‌. منو دید و اومد جلو و سینه مو فشار داد و به شوخی گفت ، پسرجون باید یکم وزن کم کنی ، با این هیکل همیشه خاک میشی و میخوابن روت .
یکم خجالت کشیدم و گفتم چشم استاد .
رفت زیر دوش ولی من زیر چشمی بدنشو دید میزدم ، یه اسلیپ سفید تنگ پوشیده بود که برجستگی کیرش بچشم میومد . تو حال خودم بودم که نگاهم به نگاه امیر خان افتاد که زل زده به چشمهای من ، هول شدم و سریع پشتمو کردم بهش و دوشو بستم و رفتم سمت رختکن ولی متوجه شده بود که دارم کیرشو دید میزنم .
جلسه بعد یکم خجالت میکشدم ، اصلا نگاهش نمی‌کردم و فقط هرچی می‌گفت با بقیه انجام میدادم.
برای آموزش یه فن ساده گفت یکی از بچه ها بعنوان حریف بیاد تا آموزش بدم ، چند نفر دستشونو بلند کردن اما امیرخان به من گفت تو بیا ، ای بابا من که اصلا دستمو بلند نکرده بودم حالا چرا من ؟ خلاصه با اکراه رفتم رو تشک و چند بار دست انداخت دور گردن و بدن من و شروع کرد آموزش فن . از اینکه بدن چقر و عضله ایش به بدنم مالیده میشد خوشم میومد .
از اینجا بود که دیگه هرجلسه توجهش بمن بیشتر شد و من شدم پای ثابت آموزش فن . وقتی میرفتم برای دوش اونم میومد و با بدن و کیرش جلوی من خودنمایی میکرد . تو تمرین و آموزش قشنگ کیرشو میمالید بمن و منم ضمن لذت بردن به روی خودم نیاوردم که فهمیدم داره با بدن تپل و سفید من حال می‌کنه .
ماهها گذشت و این داستان ادامه داشت و من هر روز بیشتر دلم کیر امیر خان رو میخواست ، بعضی وقتها بعد از تمرین برجستگی کیرش زیر دوبنده تابلو میشد که همش سعی میکرد یجوری قایمش کنه . دیگه برای هر دومون تابلو بود من دلم کیر میخواد و اونم کون تپل منو .
یه روز بعد از تمرین و دوش داشتم لباس میپوشیدم که امیرخان اومد جلو و گفت اگه بخوای من میتونم برسونمت . من که از خدام بود ولی یکم ناز کردم که نه زحمت میشه ، گفت مسیرمه بیا باهم بریم .
خلاصه قبول کردم و سوار ۲۰۶ اسپرتش شدیم و راه افتادیم . تو راه بدون مقدمه دستشو گذاشت روی رونم و گفت ، تو این مدت خوب وزن کم کردی ولی من هیکل روز اولتو بیشتر دوست داشتم ، مثل تشک کشتی بودی . باهم خندیدیم و منم گفتم خیلی دوست دارم یه روز هیکلم مثل شما بشه ، عضله ای و خوش فرم . گفت پس خوشت میاد که زیر دوش دید میزنی ، با کمی خجالت گفتم بله . سرمو کشید سمت خودش و لپمو بوسید و گفت منم زیر دوش و تمرین خیلی باهات حال میکنم . دلم نمی‌خواد تو تمرین حریف کسی باشی و فقط باید بامن باشی .
اینجا بود که دستمو گرفت گذاشت روی پاش و شروع کرد نوازش دادن ، منم مقاومتی نکردم و داشتم کیف میکردم . دیگه داشتیم نزدیک خونه می‌شدیم ، فهمید منم دارم حال میکنم که دستمو گذاشت رو کیرش ، وای چقدر سفت و کلفت بود . یه کنار که خلوت بود وایستاد و همینجور که دست منو فشار میداد به کیرش ازم لب گرفت و گفت ، از وقتی اومدی سالن دیونه بدنت شدم مخصوصا وقتی فهمیدم خودتم دلت میخواد . منم گفتم امیرخان منم دوست دارم بغلت بخوابم . اینو که گفتم کیرش زیر دستم تکون تکون خورد و گفت جوووون بزودی تو بغلم خوابت میکنم عزیزم . یه لب دیگه گرفت و من پیاده شدم که بقیه راهو خودم برم .
اون شب از فکر و خیال امیرخان و کیرش و لبی که گرفت خوابم نمی‌برد . دلم میخواست هرچه زودتر باهم عشقبازی میکردیم . البته قبل ازین با یکی دوتا از دوستام و بچه های فامیل شیطونی کرده بودم ولی این تیپ و سن و سال نه . دلم یه کیر بزرگ میخواست .
خلاصه جلسه بعد امیرخان بعد از تمرین گفت مشکلی نداری اگه دیرتر بری خونه ؟ گفتم نه اتفاقا مامانم امروز شیفته ( ایشون پرستاره ) و بابام هم شب میاد خونه ، شاید اصلا متوجه دیر اومدن من نشن . چشمهاش از خوشحالی برقی زد و گفت پس میریم خونه من .
از سالن اومدیم بیرون و سوار ماشینش شدیم و را افتادیم ، سرراه یه مقدار موز و میوه خرید و یکم بعد رسیدیم جلوی آپارتمانش ، پرسیدم کسی خونه نیست گفت نه تپلم من مجردم .
رفتیم داخل ، خونه نقلی بود . از دیزاین وسایل معلوم بود مجردیه ولی همه چی مرتب بود . مشغول نگاه کردن ویترینی بودم که چندتا مدال و کاپ و تقدیرنامه توش بود که یهو از پشت منو بغل کرد و گردنمو بوسید و گفت تو واقعا کشتی رو برای خودش میخوای یا بخاطر شیطونی ؟ منم بدون تعارف گفتم شیطونی . باهم خندیدم و گفت پس تو هیچی نمیشی همین برای سرگرمی خودت و من بیا سالن .
همینطور که تو بغلش بودم کیرشو چسبوند به کونمو با هیجان گردنمو میخورد و سینه هامو میمالید . منم از پشت کونمو فشار میدادم به کیرش و لای چاکم بالا پایین میکردم .
لبمو بوسید وگفت تا یکم میوه بیارم برو تو اتاق خواب ، اول رفتم سرویس و بعد رفتم اتاق خواب ، دیدم یه تخت یه نفره داره و یه آینه قدی بزرگ که روی دیوار روبروی تخت نصب بود و میشد روی تخت خودتو کامل ببینی . دراز کشیدم رو تخت که امیرخان با ظرف میوه اومد تو . کنار من خوابید و دستشو برد زیر تیشرتمو و سینه هامو گرفت و شروع کرد لب گرفتن . منم خودمو سپردم دستش که هرکاری دوست داره بکنه . خوب من مثل اون حرفه ای نبودم ولی سعی میکردم همراهیش کنم .
تخت کوچیک بود و مجبور شد بخوابه روم . اول نشست روی پام و تیشرتمو درآورد بعد شلوار اسلش و شورتمو راحت کشید پایین و خودشم تو یه چشم بهم زدن لخت شد و خوابید روم . وای چه بدن داغی داشت . وقتی دستای عضله ای شو دورم گرفت و منو تو بغلش فشار میداد عشق میکردم .
خوابید روم و کیرشو با شیطنت می‌فرستاد لای پام و زیر تخمام ، هم لب میگرفت هم سینه هامو میمالید هم لاپایی حال میکرد .
من ناله میکردم و اونم قربون صدقه خودم و هیکلم می‌رفت .
یه موز بزرگ از روی میوه ها برداشت و نصفشو پوست کند و سرشو مالید به سر کیرش که حالا یکم با پیش آبش لیز و خیس شده بود ، بعد اونو کرد تو دهن من و گفت میک بزن ، منم با لذت میک زدم ، طعم موز و آب کیرش عالی بود . دوباره موزو مالید به نوک سینه ها و لب من و خودش گاز زد و گفت جون چه خوشمزه شده . خلاصه یه گاز اون یه گاز من موز تموم شد و بعد ت تا آننشست روی سینه من و سر کیرشو میمالید به لب و صورتم . قد کیرش همه صورتمو گرفته بود و خودشو کشید بالاتر و تخمهاشو گذاشت رو لبم و گفت لیسشون بزن ، منم شروع کردم لیسیدن و مکیدن و خلاصه هم اون حال میکرد هم من . بعد دوباره سر کیرشو گذاشت رو لبمو گفت حالا نوبت موز گوشتی منه که بخوری .
آروم سرشو کرد تو دهنم و منم براش بوسیدم و میکیدم یه طعم و بوی خاصی داشت ولی من دوست داشتم ، گفت زبونتو دور کیرم بچرخون و میک بزن ، منم انجام دادم و یواش یواش کیرشو تا نصف کرد تو دهنم . کلفت بود و پشمالو . با همون نصفه همه دهنم پر شده بود داشتم خفه میشدم ، سعی کرد یکم دیگه فرو کنه که دید داره حالم بد میشه کشید بیرون و شروع کرد لب گرفتن . با حرارت لب میگرفت و زبونمو میکشید تو دهنش و میک میزد . بعد رفت سراغ سینه هام ، اول مالید و مالید بعد شروع کرد بوسیدن و لیسیدن ، نوکشو گاز میگرفت و تا من میگفتم آاااخ ، اونم می‌گفت جوووون دردت اومد عزیزم بعد بوسش میکرد .
دیگه هردو تو آسمونا بودیم که با یه فن منو برگردوند و خوابید روم. اووووف کیر کلفتش لای چاک کونم بود و با ولع گردن و گوشمو میلیسید و میک میزد . همش آه و اوه میکردیم و حشرمون حسابی زده بود بالا . رفت پایینتر و زبونشو لای کونم بالا پایین میکرد و قلقلک میداد ، ته ریشش حشری ترم میکرد و لای لپای کونمو باز کرد و شروع کرد لیسیدن سوراخ کونم . واااای داشتم دیونه میشدم و همش کونمو میدادم بالاتر که بیشتر و بهتر بخوره .حین عشقبازی گفت تا حالا کون دادی ؟ گفتم شیطونی کردم ولی به اندازه بزرگی کیر شما نه .
گفت پس کار من و خودتو سخت کردی عزیزم ، بلند شد از کشوی دراور وازلین آورد و مدل 69 خوابیدیم رو تخت ، اون زیر بود و منم برعکس خوابیدم روش . من با کیرش بازی میکردم و اون با سوراخ کونم .انگشتشو چرب کرد و یکم مالید دور سوراخم و شروع کرد بازی کردن ، اول قلقلک میداد و یکم میکرد تو کونم . خلاصه اینقدر ور رفت که یکم باز شد و انگشتش راحت می‌رفت تو و درمی‌آورد . منم تو آینه روبرو خودمو میدیدم و با لذت کیرشو میخوردم و اون با دوتا انگشت با من ور میرفتم . دیگه کم آورده بودم و گفتم امیر خان طاقت ندارم میشه بکنی ولی همشو نه . گفت پس مثل کشتی برو تو خاک ، منم رفتم تو خاک و اونم کیرشو حسابی چرب کرد و سرشو کرد تو کونم ، یواش یواش عقب جلو میکرد که بازشه ، خلاصه سوراخم با کیرش باز شد ولی هرچه بیشتر فرو میکرد بیشتر دردم میومد . فک کنم تا نصفه کرده بود توش که دیگه التماس کردم توروخدا بیشتر نه ، دارم میمیرم .
اونم رعایت کرد و تا همونجا عقب جلو میکرد ، تو آینه میدیدم که چطور لپهای کونمو چنگ میزد و همش میگفت جوووون چه کون تنگ و باحالی داری عزیزم ، تو دیگه عروس خودمی ، اینجا حجله توئه و پلمپتو خودم باز کردم . منم ناله میکردم و لذت میبردم و قربون کیرش میرفتم .
یواش یواش فشارش بیشتر شد و گفت آماده باش عزیزم داره آبم میاد ، تا همون نصفه کیرش فرو میکرد و به لپهای تپل و سفید کونم سیلی میزد و می‌گفت جوووون جوووون …
یهو کیرشو کشید بیرون و آبشو ریخت لای چاک کونم ، چقدر زیاد و داغ و لیز بود . با نفس نفس خوابید روم و کیرشو با آبش لای کونم لیز میداد . خیس عرق بودیم و آروم از درد و لذت ناله میکردم .
یکم بعد با دستمال منو تمیز کرد و کیر خودشم تمیز کرد و بزور تو بغل هم خوابیدیم . صورت و چشم و لب منو آروم می‌بوسید و تشکر میکرد ، منم بابت این عشقبازی یهویی ازش تشکر کردم و بعد از اون هر چند وقت یکبار میرفتیم خونش برای تمرین اصلی کشتی روی تخت …

نوشته: نیما


👍 25
👎 6
19001 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

853303
2022-01-14 01:06:19 +0330 +0330

ریدم تو رشته ورزشی انتخاب کردنت

1 ❤️

853308
2022-01-14 01:18:24 +0330 +0330

منم تنها زندگی میکنم، یه حریف تمرینی میخام😅

0 ❤️

853315
2022-01-14 01:31:24 +0330 +0330

منم کشتی رفتم و از کون پسرای کم سن فیض میبردم خیلی خوب بود

0 ❤️

853365
2022-01-14 04:20:25 +0330 +0330

حسن يزداني تو كون ادم خالي بند 🤣🤣

1 ❤️

853366
2022-01-14 04:21:13 +0330 +0330

چرا امشب داستانا اینقدر کس شعر شدن درسته شب جمعس ولی دلیل نمیشه دستتون تو شلوارتون باشه کسشعر تلاوت کنین بزارین تو سایت 🤦‍♂️

0 ❤️

853370
2022-01-14 04:48:32 +0330 +0330

واقعا آدم چقدر می‌تونه بی‌شعور باشه که حتی حرمت قهرمان ملی‌شو حفظ نکنه!
کسی که برای هیچی ارزش قائل نیست و هیچ مرز و محدوده‌‌ای نداره شک نکنید حتی رو ناموسش غیرت نداره.
بعدشم چرا حسن یزدانی؟! خب بابات تو کون آدم بی‌شرف!
قبل از اینکه مثل احمق‌ها جواب بدی اول برو اگه هنوز غیرت برات مونده ببین حرفت درست بوده یا نه؟
تو با این حرف به همه‌ی مردم ایران توهین کردی

0 ❤️

853417
2022-01-14 12:12:10 +0330 +0330

سکس در دنیا و محیط ورزشی با اطرافیان ورزشی.
من زمانی در محیط های ورزشی خودم، خیلی قوی معتقد بودم که باید حرمت محیط رو نگه داشت و آلوده به این مسایل نکرد. به همین دلیل هم در اون زمان، با اینکه برام خیلی تحریک کننده بود اما جلوی خودمو می گرفتم. خیلی از موقعیت ها و افراد خوب رو پس زدم. اما الان می بینم که شاید در اون حد و شدتی که من تعصب داشتم درست نبوده و باید گاهی از شرایط استفاده می کردم. فکر می کنم این کار خدشه ای به حرمت ها وارد نمی کرد.

0 ❤️

853440
2022-01-14 17:39:26 +0330 +0330

وای تو مازندران رفتم سالن کشتی یه پسر سفید و پشمالو منو دید میزد از بس تو خاک تلمبه زد ک کم مونده بود کونی بشم بعد بهم گفت میای خونمون گفتم باشه بریم تو خونشون خواهرشو دیدم سفید و خوشگل بود خواهرش نگام میکرد بهم گفت خیلی خوشگلی کونی منم گفتم سوراخ عنیت دهنم
وقتی رفتم حموم با داداشش ک کونمو بکنه اونم گفتم میام پیشتون
یهو وسط حموم اومد من داشتم پاهامو باز میکردم داداشش بیشتر فشار میداد تا تخماشم بره تو سوراخم دختره اومد ساک زد واسم و کونشو فشار داد سر کیرم
داداشش از پشت میزد توم خواهرشم از جلوم حال میکرد ک همگی ارضا شدیم

1 ❤️

853445
2022-01-14 18:08:23 +0330 +0330

داستانت خیلی خوب فضاسازی‌ شده و پر از توصیف خوب موقعیت‌های شهوت انگیز بود

0 ❤️

853446
2022-01-14 18:44:02 +0330 +0330

ابروی کشتی گیر رو بردی

0 ❤️

853448
2022-01-14 19:09:03 +0330 +0330

یه ۵ صفحه دیگه هم مینوشتی

0 ❤️

853460
2022-01-14 22:14:10 +0330 +0330

از کی تاحالا کونی جماعت پاش باز شده به سالن کشتی؟
حرمت هیچی نمونده

0 ❤️

853600
2022-01-16 00:15:56 +0330 +0330

خوب کردی کون دادی.کون کشتی گیرای نوجوون خیلی روفرمه.منم شنیدم بعضیا فقط واسه مالیدن و اگه هم جور بشه کون پیدا کردن میرن کشتی یه مدتی

0 ❤️

853605
2022-01-16 00:52:02 +0330 +0330

کشتی یه زمان ورزش پهلوونا بود کجایی تختی که ببینی برای دادن میرن کشتی

0 ❤️

853735
2022-01-16 14:15:27 +0330 +0330

خوب بود😂😂

0 ❤️

853768
2022-01-16 18:13:39 +0330 +0330

باحال بود

0 ❤️

853784
2022-01-16 21:33:49 +0330 +0330

خداشانس بده مربی کشتی هم نشدیم 😒 😒

0 ❤️

854595
2022-01-21 16:19:08 +0330 +0330

تختش بزرگ و دونفره بود ولی چون کوچیک بود مجبور شد بیفته روت؟؟؟؟
تخلیات یک جقی😑

0 ❤️