مردی که بچه میخواست

    سلام
    من سامانم ، ۲۷ سالمه و مجردم
    یه دوستی دارم چند ساله باهم هم باشگاهی هستیم
    خیلی آدم محترم و باشخصیتیه
    یه روز اتفاقی تو باشگاه موقع لباس عوض کردن کیرمو دید
    روز بعد گفت میشه دوباره ببینم ؟
    گفتم چیو
    گفتم معاملتو
    روز بعدش به بهونه اینکه در حموم خرابه منو برد تو حموم ، کشید پایین ، خم شد
    گفتم یعنی چی
    گفت بکن لطفا
    گفتم این کارا یعنی چی ؟
    گفت من کونی ام ، عاشق کیرت شدم ، لطفاً فقط بکن
    با اکراه کردمش و آبمم ریختم تو کونش


    خلاصه دیگه عادت کرده بودیم ، بعد باشگاه میکردمش


    یه روز گفت بیا خونمون زنم مسافرته
    رفتم شام خوردیم و بعد لباسای زنشو پوشید و تا صب عین یه زن همه کاری برام کرد
    بعد یه هفته دوباره منو برد خونشون ، زنش خونه بود
    بعد شام گفت بشین کارت دارم
    شروع کرد به گفتن که ما چند ساله ازدواج کردیم و بچه دار نمیشیم
    و مشکل از منه
    گفت برای درمان هم مخارج زیاده
    میشه کمکمون کنی ؟
    گفتم یعنی چی ؟
    بی مقدمه گفت یعنی بابای بچم بشی
    گفتن یعنی چی ؟؟؟؟؟
    گفت خودت میدونی منظورم چیه.....
    گفتم باید فکر کنم


    فردا تو باشگاه تو حموم وقتی داشتم میکردمش گفت فکراتو کردی ؟
    گفتم آره
    به یه شرط
    گفت چی ؟
    گفتم بنویس که خودت رضایت دادی
    گفت باشه
    بعدش گفت پس کی قرار بزارم با زنم ؟
    گفتم آخر هفته
    گفت پس تا اون موقع جق نزن و به نغذیت هم خیلی برس
    گفتم باشه


    شب جمعه بعد باشگاه با زنش رفتیم یه رستوران عالی
    بعدشم رفتیم بستنی و آبمیوه و شیرموز خوردیم
    رسیدیم خونه
    زنش گفت من میرم تو اتاق لباس عوض کنم
    بعد نیم ساعت اومد ، همین که دیدمش داشت آبم می اومد
    زنش گفت خوب شدم ؟
    گفتم آره عزیزم
    رفتم جلو و لباشو خوردم
    بعد رفتیم رو تخت
    سه بار کردمش و آبمو ریختم توش
    وقتی داشتم میکردمش شوهرش تو کون خودش انگشت کرده بود و داشت جق میزد
    هی میگفتم سامان زندگیمو مدیون تو ام
    زنم مال تو ، هرکاری دوس داری باهاش بکن
    یه بار هم وسط سکسمون اومد جلو خایه هامو کرد تو دهنش لیس میزد
    بعد خوابیدیم تا صبح


    جمعه هم کلی رفتیم گردش
    بعد چند ماه آزمایش دادن و دیدن حاملس
    دوستم تو اون مدت هرکاری میخواستم برام کرد
    حتی میشاشیدم دهنش میگفتم بخور ، میخورد
    خایه هامو میخورد ، می‌گفت این خایه ها زندگی منو نجات داد
    وقتی زنش حامله بود ، نباید سکس میکرد ، یه بار بهش گفتم دلم کس میخواد
    رفت یه جنده آورد گفت بکن


    الانم اسم بچشون رویاس ، قیافش به مامانش رفته ، خیلی نازه


    نوشته: saman

  • 10

  • 50




  • نظرات:
    •   TheBitchKing
    • 3 هفته،5 روز
      • 17

    • داستان باید اینطوری باشه. خلاصه و موجز. و اونقد کسشر، که بهونه داشته باشیم که زنده و مرده نویسنده رو بیاریم جلو چشمش.


    •   amir21mash
    • 3 هفته،5 روز
      • 9

    • این ک فیلمنامه برازرس بود خداییش


    •   dark_woman
    • 3 هفته،5 روز
      • 6

    • الان بااین حجم تخیلات به نظرم میشه یه کمپانی زد رودست برازرز
      کجان این مسئولین


    •   SexyMind
    • 3 هفته،5 روز
      • 13

    • آفرین به نویسنده... بقیه یکم یاد بگیرن... میخواین شر و ور بنویسین کوتاه بنویسین (biggrin)


    •   Mr_gh99
    • 3 هفته،5 روز
      • 8

    • به هرکی میپرستی،بشین یه دور اینو بخون ببین باور میکنی یا نه


    •   mohammad725
    • 3 هفته،5 روز
      • 4

    • چه قدر پورن میبینید که مغزتونو به باد دادید


    •   Ado_Den_Haag
    • 3 هفته،5 روز
      • 5

    • خوانندگان عزیز توجه کنید نویسنده,رییییییییییییید


    •   Mustang.gt
    • 3 هفته،5 روز
      • 7

    • از طبقه دهم سگ برینه تو دهنت با این حجم از کسشعرات. لابد منتظری یکی پیدا بشه برات لایک بزاره

      بمیر تورو خدا


    •   Javadrst46
    • 3 هفته،5 روز
      • 4

    • امشب داستانا یکی پس از دیگری کسشعر


    •   yakamozi
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • اتفاقا همین داستان ها که فکر میکنین دروغه راسته


    •   shahx-1
    • 3 هفته،5 روز
      • 16

    • بچشونو نکردی؟؟ (biggrin)


    •   mojtaba_sari
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • یعنی کس شر تر از این داستان مم نخوردم
      واقعا این ملت اینقدر کس مغز شدن یا فکر میکنن دیگران کس مغزن (dash)


    •   Terminator1
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • اسم بچش یا اسم بچت (biggrin)


    •   Nima_21sant
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • تو که راس میگی، کیرم تو ناموس دروغگو


    •   Mr.smart
    • 3 هفته،4 روز
      • 12

    • اتفاقامنم ۲۸ سال پیش توکوچه که راه میرفتم یه خانومی اومدوازم کمک خواست وسایلشوببرم تادم درشون ووقتی رسیدیم باکلی خواهش و اصرارازم دعوت کردداخل خونه رفتم نشستم یه لیوان شربت واسم ریخت درمورد زندگیش بهم گفت و گفت که شوهرش بیضه هاش ضعیفه وبیضه هاش ضعیفه وبچه دارم نمیشن وتوسکسم نمیتونه ارضاش کنه وچندروزی نیستو رفته ماموریت باخواهش واصرار ازم خواست به نیازش پاسخ بدم منم قبول کردم و تاصبح ازعقب و جلوترتیبشودادم وبعدچندوقت بهم خبردادکه بچه دارشده و قیافه بچش به من رفته مدت هادیگه ازش خبرنداشتم تاهمین چندوقت پیش که باهاش روبه روشدم ازش پرسیدم بچه من کیه بهم نگاه کردوگفت همونی که توشهوانی زیادکس میگه


    •   rezakiriaraki
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • عجب پدر دیوسی داری که بهت گفته چه جوری به دنیا امدی البته بابای که کونی باشه از بچه اش نمیشه توقعی داشت فقط یک نکته به غریبه کون بده ابرو ریزیش کمتره


    •   shahab_kir_k0l0ft
    • 3 هفته،4 روز
      • 5

    • تو ديگه به درجه عرفان كسشعر نويسي رسيدي
      بايد تورو بعنوان خداوندگار كسشعر نويسي معرفي بكنيم


    •   سارینااا
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • کونی جون کمی بر خشم خویش مسلط باش با این حرفا کونت تسکین نمیشه (biggrin)

      بی مقدمه گفت یعنی بابای بچم میشی؟؟
      گفتن یعنی چی
      گفت خودت میدونی منظورم چیه.. خودشون سوال پرسیدن بعد در جواب هم گفتن یعنی چی ؛ قبل فرستادن حداقل تستش کن
      اصل ماجرا: دیدن کون خوبی هستی گیرت انداختن بردنت مکان گفتن باس کون بدی و امشب زنمون باشی (biggrin)


    •   Kamijojo
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • منم خیلی دلم میخاد یکی بشاشه دهنم ولی کسیو پیدا نکردم ?☹️


    •   Winston991
    • 3 هفته،4 روز
      • 5

    • واژه ها در برابر کسشعری که گفتی کم آوردن
      ناموسا موندم چه فحشی بدم که در خور تو باشه
      اگه دروغ باشه یه جور فحش لازمی
      اگر هم راست باشه هم یه جور دیگه
      در هر صورت باعث و بانی این بی ناموسی ها و این بی غیرتی ها رو گاییدم


    •   Alibigx
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • فیلمنامه عمو جانی نبود؟


    •   Niggi
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • اینکه خلاصه وار توضیح داد بد نبود فقط طرف کیرتو دید گفت بیا بکن زنمم بکن؟


    •   uouo72721
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • این داستان کیر موعجزه گر


    •   hasel60
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • حاصل ازدواج فاميلى هستى???


    •   lezatbebarim
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • متوجه نبودی وسط سکس گفتی که زنمو گایید وو .....متوجه تبودی دوستان هم متومه نشدن سوتی تورو


    •   Boy0513
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • قطعا تو کسخولی چیزی هستی (biggrin)


    •   اشی۸۵مشی
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • بابا ننویس .
      کونکش ننویس
      مریض ننویس
      جکول ننویس
      جاکوالولالییان ننویس
      مغزن سیکیم ننویس


    •   hamedgay
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • متاسفانه راسته.ازین کونی های بی شرفی که بنام گی میرن تو خیابونا برا بی غیرتی خیلی زیادن.
      خودمم میشناسم حاضره برا یه کیر ابرو و اعتبار کاری مالیشو بده و میده.همین جا بگم این احشام بی شرف نه گی هستن و نه گی ازوناس.


    •   ژوسف
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • رویا هم جنده بعدی شد.خوبه بکنت بهت گفته دیگه جغ نزن.جغو .جغی


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • تو هم شوهرو کردی هم زنه رو واسه چی مدیون تو شدن که موظفند هوس کس کردی برات جنده بیارن؟ کیرت مگه طلا بود؟


    •   Sexybreasts
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • فقط كامنتا (rolling) (rolling) (rolling)


    •   Caboos1
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • تنها چیزی که از این داستان میشه برداشت کرد اینه که دیشب وقتی برای شاش کردن بیدار شدی صحبته ننت رو شنیدی که بعده سکس به بابات میگفت الان دیگه اینقد بزرگ شده که بشینیم باهاش صحبت کنیم بگیم تو باباش نیستی
      تو هم بدون شاشیدن با چشم گریون برگشتی تو رختخواب


    •   Ginglz
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • توهمی


    •   آقای بلند
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • دیگه چ خبر جقی جون


    •   کاربر.قدیمی.هستم
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • چی زدی؟جنسش خوب نبوده


    •   Nili@
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • اینجام ک همه بکنن!!!! اون کونیا و جقیای بیرون با قیافه های تخمی و دولای ده سانتی ک هیشکی بهشون پا نمیده همشون منم


    •   Amin.76.2020
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • با کمال احترام واقعن کسشر بود حالم بهم خورد


    •   mariii_a
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • عجب :/ چه چرندياتي


    •   Amojohnidovom
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • کماکان پشمام ریخته از کسشعرت نمیتونم فک کنم کامنت بامزه بزارم
      فعلا کیرم دهنت تا بعدش


    •   Hamidarakii
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • و اینطوری شد که حرومزاده دیگری به دنیا اومد... چی بگه آدم؟ من دیگه کم آوردم... عجب صبری خدا دارد...


    •   4745
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • خوب بود ولی چه فایده


    •   Hdictator
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • ریدم تو پس کله تو داستان تخمیت (dash)


    •   iman.shahvanii
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • تو دیگه چقدر کثیفی


    •   arsam_king2020
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • فک کنم ریختی کف حموم بچه جقی .اینقدر نزن چشمات کور میشه مشنگ خان


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو