داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

مریم

1399/05/23

یه گروهی داشتیم تو وایبر که همه فامیلا و یا بهتر بگم همبازی های دوران بچگی توش جمع بودیم و همه مون هم تو یه رنج سنی بین ۳۰ تا ۳۵ سال سن داشتیم . اکثرا هم متاهل بودیم . منم بودم . مریم هم بود . عشق دوران نوجوانی . اون وقتا به عشقش و به خاطر دیدنش با یه دوچرخه که با گریه و التماس بابام برام خریده بود ۷۰ کیلومتر رکاب میزدم و میرفتم خونشون . اونا یه نسبت دوری با ما داشتن . اما خب اونایی که دهه هفتاد رو دیده باشن میدونن که چقدر روابط فامیلی گرم و صمیمی بود . همیشه هم با روی باز ازم استقبال میکردن . مخصوصا خود مریم . مامان مریم زن مذهبی و نمازخونی بود . باباش و برادراش هم همینطور . تا حدی که وقتی می رفتیم خونشون سفره مردونه و زنونه بود و جدا غذا میخوردیم .
با تمام این توصیفات مامان مریم که زن عموی مامانم میشد هیچ وقت با اومدن و بودن من مخالفتی نمیکرد . ما هم می رفتیم دوتایی تو حیاط و روی اون تخت قدیمی که یه قالیچه روش پهن بود مینشستیم و مریم دفتر خاطراتش رو برام باز میکرد و میخوند . مخصوصا جاهایی که در مورد من بود یا اسمی ازم برده بود .
روزای قشنگی بود . رابطه ی ما هیچ وقت ازین فراتر نرفت .
دلیلش هم اون تماس لعنتی بود .
یه شب خونه مجردی پسزخالم بودم . پسرخالم هم زیر دوش بود که تلفن زنگ خورد . گوشی رو برداشتم و اونور خط صدای مریم رو شنیدم که منو با محمد پسرخالم اشتباه گرفته . اولش یه کم سلام و احوال پرسی کرد . بعدش احساس کرد که یه خبریه . پرسید مهمون داری . گفتم اره . گفت کی …بعدش خودش گفت هومن ؟؟ منم گفتم آره
بعدش هم زود قطع کرد . پسرخالم که از زیر دوش اومد بیرون بهش نگفتم که مریم زنگ زد . اونم صدای منو یا زنگ تلفن رو نشنیده بود .
انگاری تمام اون ساختمون پزشکان روی سرم داشت آوار میشد . از اونجا به یه بهونه زدم بیرون و بی هدف تو خیابونا قدم زدم تا رسیدم خونه و سعی کردم با خودم کنار بیام .
سالها گذشت . محمد یا همون پسرخالم از مریم خواستگاری کرد اما قبول نکردن و مریم ازدواج کرد . منم ازدواج کردم و محمد هم همینطور .
مریم دوتا پسر داشت . محمد دوتا دختر و منم یه پسر کوچولو که همگی با یه سری ادم دیگه تو اون گروه وایبر جمع بودیم و از هر دری حرف میزدیم .
تو یکی از همین روزا بود که مریم بهم پیام خصوصی داد و سلام و احوالپرسی و مرور خاطرات که چون طولانیه تعریف نمیکنم .
رابطه ی من و مریم داشت شکل جدی به خودش میگرفت . من غرق پول و خوشبختی و مریم و شوهرش وسط گرفتاری و بی پولی
کمکش کردم یه خونه بهتر اجاره کردن و هر باری که ازم درخواستی داشت با پیامک بانک جوابشو میگرفت و بعدش کلی بوس و تشکر .
رابطه مون از حالت معمولی رفته بود سمت چت سکسی و عکس لختی و اینا .
منم غرق لذت هم به خاطر کمک به مریم و هم به خاطر رسیدن به عشق قدیمیم . ظاهرا محمد پسرخاله ام بدجوری ازم بهش بد گفته بود و اونم قید منو زده بود . اما به خاطر لج بازی به اونم جواب رد داد و رفت با یه نفر دیگه ازدواج کرد . و حالا هر روز و هر شب باهم در تماس بودیم .
پسرم داشت ۳ ساله میشد و بچه های مریم هم یکیشون ۱۳ سالش بود و اون یکی ۵ سالش .
اونا هنوز تو همون شهر کوچیک اطراف تهران بودن و ما هم خوب تهران بودیم . بعداز ۳ ماه بالاخره تصمیم گرفتیم همو ببینیم و مریم یه حالی بهم بده و یه جورایی جبران کنه . آخه زنم اصلا بهم راه نمیداد . دلیلش رو واقعا نمیدونستم . هر چند الان میدونم .
بهرحال قرار اولمون به خاطر بی جایی و کمبود وقت به یه جق تو ماشین خاتمه پیدا کرد و کاری نتوننستیم بکنیم . تا اینکه رسیدیم به قرار دوم که اون تونست یه روز کامل با من باشه . منم به بهونه سرکار و اینا خونه رو پیچوندم و رفتم دنبالش و باهم رفتیم باغ دوستم تو دماوند . از شهر اونا تا دماوند چند ساعت طول کشید تا رسیدیم و تو آذر ماه بی نهایت سرد . اونقدر ویلای دوستم سرد بود که جرات نمیکردیم کاپشنمون رو دربیاریم چه برسه لخت بشیم واسه سکس . اما هر جوری بود یه سکس زیر لحاف و در حال لرز کردیم و راه افتادیم سمت تهران و شهر اونا . رسیدیم تهران که دوباره هوس کردم . زدیم کنار و تو یکی از کوچه های بالای شهر تهران زیر یه درخت ماشینو پارک کردم و لولیدیم تو هم . رفتیم صندلیه عقب و پایین تنه رو لخت کردیم اونم از بس خیس بودو هوس داشت که زود کیرم راه خودشو تو اون شرایط سخت پیدا کرد . اونقدر هیجان داشتم که فکر کنم ۵ تا تلمبه هم نتونستم بزنم و با وجودی که دوساعت قبلش هم ارضا شده بودم ابم اومد و اومدم بریزم تو دستما کاغذی که ریخت رو تشک ماشین و کف پایی و خلاصه با هر مصیبتی بود راه افتادیم سمت خونشون .
حالا بوی گند آب من با شهوت و خیانت جفتمون به همسرامون داشت حالمو به هم میزد . ساعت ۱۲ شب رسوندمش در خونشون . ۵۰۰ تومن هم به اصطلاح قرض دادم بهش که بعدا بهم پس بده که اونم رفت کنار اون ۳۵ میلیون که هیچ وقت پس نداد . حالا شما فکر کنید ۳۵ میلیون سال ۹۲ پول دوتا پرشیا مدل ۸۷ میشد .
چند ماه بعد …
زنم پسرمو گذاشت پیش من که بره به پدرش که یهو ناغافل مریض شده بود سر بزنه . حدودا ۵ ساعت راه بود . شب که رسیده بود زنگ زد و گفت رسیده . گفت فردا صبح راه میفته . حدودای ۱۰ صبح زنگ زدم . جواب نداد. و این جواب ندادن تا غروب ادامه داشت . خواهرش که ازش کوچکتر بود اومد خونه ی ما . گفت فری کجاست . گفتم رفته شمال پیش باباتون . گفت بابا که خونه ماست .
یا خدا
مغزم سوت کشید . گفت میدونی من باید زودتر بهت میگفتم . اون پسره بود تو فلان شهر که ازش اسباب بازی و لباس بچه خرید میکردید . گفتم خوب . گفت زنت الان پیش اونه .حالا یا تهرانه یا رفته پیشش تو اون شهر که نمیتونم اسمشو بیارم . گفت اگه پسرتو با خودش میبرد من عمرا بهت نمیگفتم که خواهرم کجا رفته . اما احساس میکنم اگه نگم به این بچه خیانت کردم .
خلاصه زن ما ساعت ۵ صبح فرداش رسید خونه و بماند که بلیط اتوبوس رو تو کیفش پیدا کردم و بعدا از جاسوسی تو گوشیش پیاما و چت هاشون رو دیدم که چطوری وقتی به بهونه خوابوندن بچه میرفت عقب مینشست با اون پسره چت میکرد و پسره چند بار اونو برده بود تو خونه مجردیش تو تهران و زنم غیر از اون بار سه بار دیگه هم به بهونه شمال رفته بود دیدن اون پسره و حتی برای تولدش ساعت ۵ میلیونی از پول من خریده بود .

الان من و پسرم دوتایی خونه مادرم هستیم و اون داره واسه خودش زندگی میکنه . متاسفانه خونه رو به نامش زده بودم و دوتا ماشینمون هم همینطور . وسایل خونه هم به هیچ درد من نمیخورد . تازه هنوز نصف مهریه اش هم مونده که هنوز نگرفته .
پسرم دیگه یادش رفته مادرشو . دیگه دلش برای مادرش تنگ نمیشه . زنم هم بعداز یکسال یه بار یه پیام داد که بچه رو بیار من ببینم .
ما جدا شدیم و من تاوان خطایی رو دادم که خودم کردم و پسرم هم به اتیش من سوخت .
دوستان میدونم ممکنه یه عده فحش بدن یه عده دری وری بگن و یا ممکنه یه عده کلی سوال براشون پیش بیاد و توی این نوشته دنبال غلط نگارش و املایی بگردن .
اما راستش اولای داستان خیلی انگیزه داشتم سیر تا پیاز رو بگم . اما بعدش هر چی جلوتر رفتم بیشتر اعصابم از خودم خورد شد .
بهرحال اگه خوب بود که ازش درس بگیرید و اگه بد بود هم ببخشید .
اینایی که خوندید بخشی از زندگیه یه مرده که به زنش خیانت کرد . زنش هم چون از شوهرش بی مهری دید رفت سمت مردای غریبه و حالا این وسط یه بچه بی گناه باید دور از خانواده بزرگ بشه .
ممنونم که وقت گذاشتید و خوندید .

نوشته: هومن


👍 20
👎 13
22500 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

908039
2020-08-13 00:25:46 +0430 +0430

منم ی مریم تو شهوانی کردم
واقعا ی پورن استار بود
یادش بخیررر

0 ❤️

908055
2020-08-13 00:41:43 +0430 +0430

اونجوری که تو اول داستان گفتی زنت از اول هم بهت راه نمیداد وبعدا دلیلشو فهمیدی یعنی زنت قبل از اینکه تو خیانت کنی بهت خیانت میکرده…پس چی میگی زنی که دراثر بی مهری شوهرش خیانت کرد؟؟؟ تو خیانت کردی زنت هم ازتو بدتر…

3 ❤️

908056
2020-08-13 00:41:49 +0430 +0430

شما میگی وقتی به مریم پیام دادی زنت باهات سرد بود یعنی قبل از خیانت!! بعد سرد بودنشو با رابطه ات با مریم توجیه میکنی یا کلا جنده باز بودی یا کلا کسشعر گفتی!!
حضرت آقا ادم احمق در پولو ثروت غرق نمیشه آدم باهوش هم که کونشم گهی است هرگز نمیاد خونه و ماشینشو به اسم زنش کنه که وقتی گند کاراش در اومد برگرده خونه ننش!! به علاوه اون لو دادن خواهرشم خیلی ابکی بود در حد سریال های تلویزیون ایران!! همه اینا هیچی با مدارکی که از گوشیش د رآوردی شکایت میکردی مجبور میشد برای گرفتن رضایتت و اعدام نشدن مهریشو ببخشه خونه و ماشینم پس میگرفتی!! یه وکیل خوب میخواست که برای ادمی که واسه دو تا جق و یه سکس 35 میلیون داده گرفتنش آب خوردنه!!


908065
2020-08-13 00:47:21 +0430 +0430

خود کرده را تدبیر نیست ،راه داشت که این بلا سرت نیاد خودت کوتاهی کردی.

0 ❤️

908072
2020-08-13 00:50:46 +0430 +0430

سس ماست واقعا!!

0 ❤️

908076
2020-08-13 00:52:35 +0430 +0430

نمیتونی داستان بنویسی خب ننویس . مگه مجبورت کردن. با این موضوعی که تو نوشتی ترکیه میتونه یه سریال ۳۰۰ قسمتی ازش دربیاره . دیگه آخرشو کلید اسرار نکن خدایی . از تمام اراجیف که بگذریم یه مورد ذهنمو مشغول کرده. روزی هفتاد کیلومتر رکاب میزدی تا بری پیش مریم ؟؟؟ هفتاد تا هم برمیگشتی صد درصد دیگه . یا کیلومتر نمیدونی چیه یا بابات برات موتور خریده،گفته دوچرخست . آخه یه مادر مذهبی میزاره با دخترش تنها بمونی .اونم چی فامیل دوووور.
داداش موتوریت رو عوض کن

1 ❤️

908085
2020-08-13 00:58:50 +0430 +0430

آخه کیر امباپه و نیمار تو کونت،کی خونه و ماشین ب اسم زن میکنه؟
70کیلومتر رکاب زدی؟
نویسنده کصمغز میباشد.

0 ❤️

908093
2020-08-13 01:09:59 +0430 +0430

تلخ،تلخ تر از اون چیزی که فکرشو میکنید

0 ❤️

908095
2020-08-13 01:10:03 +0430 +0430

چون تو خیانت کردی و زنت بی مهری دید رفت سمت یکی دیگه؟ وقتی خیانت نکرده بودی هم ک باز زنت بهت راه نمیداد!
خیلی خودتو بچه مایه نشون دادی (شایدم باشی واقعا) ولی خوشم نیومد
بعلاوه اینکه خیلی ایراد و گیر و گرفت داشت که چون رو واقعی بودنش اصرار نکردی بهت گیر نمیدم ولی دیس!
اگر 1 هزارم درصد حرفات نصفشم راست بود امیدوارم زندگیت رو به راه بشه

0 ❤️

908117
2020-08-13 01:34:01 +0430 +0430

مطمئن باش قبلش به تو خیانت کرده
خیلی نمیشه بحثو باز کرد یه تفاوتهایی بین زن و مرد هست که به هیچ وجه نمیشه از بینشون برد یا نا دیده گرفتشون.
حتی در ژنتکی حتی در غریزه حتی در رفتار و…
من مطئنم برای شما این کارما نبوده
نمیگم خیانتت کار درستیه ولی حقت این اتفاق نبوده پس کارما نیست

0 ❤️

908119
2020-08-13 01:36:37 +0430 +0430

اره خیلی صمیمی بودین که سفره زنونه-مردونه به خاطر تو یه ذره بچه گوزو مینداختن
کونی تو الان کل داراییت 35 میلیون نمیشه بعد سال 92 تو 35 میلیون دادی به اون جنده؟
کسخل خر اگه شکایت میکردی از زنت کونشو که پاره میکرن لازم نبود الان مهریه بهش بدی

0 ❤️

908126
2020-08-13 01:48:01 +0430 +0430

تو اون سرما کیرت عین یخمک نشده بود؟

0 ❤️

908137
2020-08-13 02:12:02 +0430 +0430

زنت قبل تو خیانت کرده این که تابلو هست
بعدشم تو که این همه پول خرج‌ مریم کردی میتونستی با اون همه مدرک که داری یه وکیل خوب بگیری تمام اموالتم پس بگیری بچه رو هم بگیری و مث‌ مرد بزرگش کنی
هیچ خواهری زندگی خواهر دیگشو از هم نمی پاشونه مریضی پدر زنت هم خیلی احمقانست اگه واقعیت داشت زنت همچین بهونه ی احمقانه ای نمی آورد
خلاصه دروغ بود و دیس خخخ

0 ❤️

908166
2020-08-13 03:35:33 +0430 +0430

داستانت خیلی تحریک کننده بود…خیس شدم

0 ❤️

908184
2020-08-13 06:47:43 +0430 +0430

هومن جان
اولا بگم منم گاهی این حس تورو دارم که با ذوق میخوام کاری رو انجام بدم ولی یهو توی دلم خالی میشه
خوبه که عذاب وجدان داری ولی زنی که خیانت میکنه
به ذات خودش مربوط میشه نه چیز دیگه
اینم بگم روی خواهر زنت حساب کن و اون میخواد باهات باشه
لااقل یه کمی آروم شی

0 ❤️

908193
2020-08-13 07:21:27 +0430 +0430

هر مردی سر سوزنی ب نام زن بکنه،یهدکونیه کسکشه،هر کیو دیدیم اینکارو کرد زنش جنده شد

0 ❤️

908227
2020-08-13 10:54:04 +0430 +0430

😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐
با هیچی کار ندارم کل داستانتم نخونده قبول
آخه ۷۰ کیلومتررررررررر
مگه کجایین
بعدشم ۷۰ کیلومتر و بخوای با دوچرخه بری کم کم ۷ ساعت باید تو راه باشی
😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐

0 ❤️

908252
2020-08-13 14:09:39 +0430 +0430

خوبه حداقل ی عده درس میگرن و میفهمن ک دست بالا دست بسیار است

0 ❤️

908494
2020-08-14 11:09:13 +0430 +0430

ای بابا چی بگم که ناگفتنش بهتر است 😞 😞 😞

0 ❤️

908498
2020-08-14 11:25:29 +0430 +0430

حالا کله قضیه ب کنار
(به خاطر دیدنش با یه دوچرخه که با گریه و التماس بابام برام خریده بود ۷۰ کیلومتر رکاب میزدم)
جاکش دوعه ماراتون از این مسافت کمتره

0 ❤️

908600
2020-08-14 22:50:06 +0430 +0430

من واقعیت نمیدونم چی بگم بشما چون هرکسی ممکنه خطا کنه و اشتباه کنه و موضوع پایان بگیره اما اینکه شما درس گرفتی خیلی ارزشمنده . اما همسرت خیلی بی ارزش هست که همسرش و نتونست مراقبش باشه و از سوی دیگه بچه اش و هم پای خیانت گذاشت باور کن بنفع شما شده . من الان با اکانت خواهرم اینو میخوندم و جواب میدم/ این اکانت و خواهرم ساخته تا بتونه بشوهرش بیشتر و بهتر توجه کنه و به عاطر همسرش که مرد بدی هم نیست اما لهرحال مرد هست و شیطونی های خودش و داره . …بگذریم من خودم هم هفت ماه با همسرم زندگی کردم که توی یک حادثه درگیری بین دو نفر یا بهتر بگم دو برادر برای وساطت جلو رفت و کشته شد و من و زندگی که تازه شروع کردیم و گذاشت و رفت که خدا رحمتش کنه من هم موندم و ازدواج هم نکردم تا الان وضعیت مالی هم نمیگم خوبه اما بد نیست و میخوام بگم میتونم خیلی راحت هرج.ر بخوام رفتار کنم اما تا همین لحظه تنها سکس من خودارضایی هست درحالی که اگر بگم انقدر هستم که بتونم حتی با یک پسر ازدواج کنم ولی دوست نداشتم چنبن ارتباطی و تجربه کنم . قرار نیست با کسی باشم که بخوام تبلیغ کنم الان هم به این دلیل نظردادم بگم خودن و عذاب نده اتفاقی پیش اومده دیگه کشش نده خودن و زندگیت و پسر کوچک خودت و عذاب نده بخودت اجازه بده دوباره و با تجربه خوبی که داری فرصت خوشبخت شدن و بده و ازدواج کن . اینبار انتخاب و با دلت و با عقل خودت هردو با هم انجام بده خوشبخت میشوی . زندگی ارزش اینکه بخاطر یک خطای خودت و همسر قبلت نابود نباید بشه . همه ممکنه خطایی کنند که باید با کمی منطق و عشق گذشت کرد و فراموش کرد حالاکه اون خیانت کرده بگذارش و فراموشش کن مال دنیا هم راحت بدست میاد برعکس اینکه دیگران ممکنه بگن چطور میشه دوباره برگرده من میگم همانطور که بدست امده بازهم میاد اما برای هرکسی همان جور هست که بهش نگاه میکنه اگه سخت فکر کنی و بجونت بسته باشه سخت بدست میاد و برعکس هم هست . خیلی حرف زدم من هیچ نظر نمیدادم اینباردلم خواست بخاطر پسرت بگم خودن و عذاب نده اشتباه و همه انسانها میکنند و درس هم باید بگیرند . همین

0 ❤️

908765
2020-08-15 12:45:30 +0430 +0430

این دوره و زمونه نمیشه اعتماد کرد

0 ❤️

908585
2020-09-22 03:32:54 +0330 +0330

همو اولش گفتی ۷۰ کیلومتر دوچرخه سواری دیگه نخوندم!

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom