داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

مریم استاد دانشگاه (۱)

1399/07/14

سلام به همه عزیزان
من شهاب هستم و میخوام ماجرای یکی دیگه از سکس های خوبمو براتون تعریف کنم.اواخر پاییز 92 بود یه شب حدود ساعت یک قبل از خواب رفتم سراغ گوشیم و یه سر رفتم تانگو ، دیدم یه نفر تمام پستهای منو لایک کرده ، عکس پروفایلش یه قلب قرمز بود که روش نوشته شده بود M
اسم پروفایلش هم مریم بود.
منم رفتم تمام پستاشو متقابلا لایک کردم و دیدم برام پیام تشکر فرستاد و شروع کردیم به چت کردن :

  • خوب بانو خودتونو معرفی نمیکنید؟
    _من مریمم 39 سالمه و ساکن جنت آباد
  • من شهابم 32 سالمه و ساکن پونک
    _آقا شهاب مجردی؟
  • بله ، شما چی؟
    _من سه ساله جدا شدم.
    مشتمو به نشونه خوشحالی گره کردم و توی دلم گفتم : yessss
  • مریم جون از آشناییت خوشوقتم
    _همچنین
    _ شهاب جوووون فایل باحال چی داری؟
  • همه چی دارم ،فایل پاستوریزه دارم ، 18+ و 25+ هم دارم .
    _یه باحالشو بفرست.
    من برای اینکه یوقت مریم دلخور نشه و برای حفظ جانب احتیاط ، یه گیف خنده دار فرستادم و اون متقابلا یه گیف سکسی فرستاد و من یه گیف سکسی و…
    تازه داشتم از خوشحالی میرفتم روی ابرا که با یه جمله از عرش افتادم روی فرش !
    _شهاب جون من باید بخوابم فردا کلاس دارم . راستی شهاب تو سر کار نمیری؟؟؟؟
  • منم فردا باید برم سر کار، ولی دوست دارم باهات چتو ادامه بدم.
    _من ادامه بدم فردا اذیت میشم .
    با اینکه فهمیدم منظورش بی خوابی هست ، گفتم :
  • نترس عزیزم خودم الان ارضات میکنم بعد راحت بخواب ، نمیذارم ارضا نشده بخوابی که فردا اذیت بشی!
    _ای بچه پرروووو ( با خنده )
  • راستی مریم جووووونم کارت چیه؟
    _استاد دانشگاه هستم. تو چی؟
  • من مدیر فروش یه شرکت…
    خلاصه لاس زدنو ادامه دادیم که وسطاش من ازش شمارشو خواستم و اونم قبول کرد. منم سریع زنگ زدم و کلی هم تلفنی باهم لاسیدیم و حتی سکس تلفنی کردیم . دیگه ساعت نزدیک سه بود که بهش گفتم مریم فردا میخوام ببینمت.
    _نه تورو خدااااااا
  • چرااااااااا
  • صبح خودم میام دنبالت میرسونمت دانشگاه
    _وااااااااای شهاااااب من تا الان بیدار بودم و کمبود خواب دارم فردا هم میخوام برم سر کار نمیخوام منو برای بار اول با یه قیافه داغون و تیپ رسمی ببینی ، که بعدش فرار کنی و دیگه پشت سرتو هم نگاه نکنی
    خلاصه با اصرار های من قبول کرد که برم دنبالش و در کمال ناباوری دقیقا آدرس خونش و بعد هم محل کارشو بهم داد.
    صبح پنجشنبه زودتر از همیشه بیدار شدم و دوش گرفتم ، اصلاح کردم و از خونه زدم بیرون و طبق ساعتی که دیشب باهاش هماهنگ کرده بودم جلوی خونش منتظر بودم . تماس گرفتم و گفتم :
  • مریم جونم جلوی در خونه منتظرتم !
    _الان میام عزیزم.
    به احترامش بیرون و کنار ماشینم ایستاده بودم تا بیاد ، چند لحظه بعد در باز شد و یه خانوم قد بلند (حدودا 180 ) با یه تیپ کاملا اداری و البته با چادر مشکی و ظاهری خیلی جدی اومد سمت من ، به واسطه چادر و لباس زمستونی که بخاطر سرمای هوای اواخر پاییز تنش بود از هیکلش چیز خاصی دستگیرم نشد.
    _سلام آقا شهاب
  • سلام مریم جون ، صبحت بخیر عزیزم
    _بریم لطفا
  • باشه مریم بانو
    ظاهرش معمولی بود مثل خودم و صورتشم بخاطر کم خوابی کمی خسته و کسل بود ، نشستیم توی ماشین و به سمت دانشگاه حرکت کردیم ( مجتمع ولیعصر جنب بیمارستان بوعلی ابتدای خیابان دماوند )
    من که با چت و تماس تلفنی دیشب فکر میکردم از در خونش تا دانشگاه دستم لای پاشه و کصشو میمالم و لاس میزنیم ، بدون مقدمه برگشتم گفتم :
  • مریم جوووون
    _جانم؟
  • کییییییییرم برات شقه
    _( با یه حالت جدی ) لطفا بی ادب نباش!
  • بی ادب نیستم خودت دیشب پای تلفن میگفتی دلم برای کیرت ضعف میره و…
    _اون پای تلفن بود.
    من که بی نهایت ضد حال خورده بودم بدون اینکه حرف دیگه ای بزنم به رانندگیم ادامه دادم و تقریبا بیشتر بینمون سکوت حکمفرما بود ، اما من در اثر تجارب قبلی در رابطه با جنس مخالف یاد گرفته بودم صبر کردن همیشه نتایج مثبتی داره و با خودم گفتم پسر عقب نشینی نکن ، اونی که سختتر پا میده در آخر کار بهتر حال میده. نزدیکای میدون امام حسین گفتم:
  • تا ساعت چند کلاس داری؟
    _چطور مگه؟
  • میخوام ببینم میتونم بیام دنبالت برسونمت خونه یا نمیرسم؟
    _مشکلی نیست ، خودم میرم.
  • من پنجشنبه ها تا ساعت 1 سر کارم ولی میتونم کمی هم زودتر بیام ، تو تا چند کلاس داری؟
    _تعارف نمیکنم ، خودم میرم.
  • اوکی من به محض تعطیل شدن میام جلوی دانشگاه و تا ساعت 6 هم همونجا میمونم ، اگه رفته بودی که من خیلی بد شانسم اگر هم نرفته بودی دیگه میل خودته که با من بیای یا نیای!
    _من تا ساعت 3 کلاس دارم ، تو تا از محل کارت ( محدوده حسینیه ارشاد ) حرکت کنی برسی اینجا کلی باید منتظر بمونی توی ماشین ، اذیت میشی!
  • مشکلی نیست ، یه چرت میزنم روی صندلی تا تو بیای.
    _مرسی عزیییییییییزم
    خلاصه رسیدیم جلوی دانشگاه و خیلی گرم و صمیمی خداحافظی کرد و رفت.
    من موندم و یه ضدحالی که هنوز نتونسته بودم هضمش کنم و داشتم در طول مسیر به سمت محل کارم رفتار و برخورد مریمو از دیشب در بدو آشنایی تا لحظه خداحافظی تجزیه و تحلیل میکردم و البته کیرمم که کلا شق بود و میخواست شلوارمو جر بده و به هیچ وجه جز به وصال کص و کون مریم به چیزدیگه ای فکر نمیکرد!!!
    به هر ترتیب اون چند ساعت با این درگیری ذهنی توی محل کارم سپری شد و بعد از اتمام ساعت کاری حرکت کردم تا برم دنبال مریم.
    ساعت حدود سه بود و من بعد از یه چرت مختصر منتظر نشستم تا مریم بیاد ، همچنان ذهنم مشغول بود و داشتم مثل یه شطرنجباز به حرکت بعدی خودم و حرکات حریف ، و پیش بینی اون فکر میکردم ، اما کیر شقم مثل یه ویروس افتاده بود به جون ویندوز مغزم و تمرکزمو بهم زده بود . من جنون شهوت دارم و عاشق سکس هستم چطوری کنار یه زن باشم و مانعی برای سکس و لذت شهوانی نباشه ولی اون امتناع کنه و منم طاقت بیارم؟؟؟؟؟
    توی افکارم غرق بودم که تلنگر انگشتای مریم به شیشه ماشین منو به خودم آورد.
    قفل درو باز کردم ، مریم سوار ماشین شد و با سلام و احوال پرسی گرمی از من تشکر کرد و بابت تاخیر عذرخواهی کرد.
    کیفشو از فاصله بین صندلیمون گذاشت عقب ، به محض اینکه هرم نفسش خورد به من کیرم تکون خورد ، تمام حرفا و لاس زدنهای دیشب یادم اومد ، دلم میخواست همونجا جوری بکککککنمش که صدای جیغش گوش فلکو کر کنه . توی حال خودم بودم که مریم دستشو گذاشت روی رونم( نزدیک کیرم ) و همراه با نوازش اون قسمت از پام گفت:
    _شهاب جون ناهار خوردی؟!
  • نه عزیزم
    _مهمون من هستی ، بریم خونه ناهار درست کنم یا بریم رستوران؟
  • ( کمی از رفتار مریم گیج و شوکه شده بودم ومغزم داغ کرده بود ) نمیدونم ، هر طور تو راحتی!
    با سر و حرکت چشماش به سمت کیرم اشاره کرد و با پوزخند گفت :
    _من که راحتم اما انگار تو خیلی راحت نیستی!
    همون لحظه خواستم دستشو بگیرم بذارم روی کیرم که حرفشو اینطور ادامه داد :
    _اصلا بگو ببینم تا کی میتونی پیشم باشی ؟
  • من وقتم آزاده و خونه هم سوال و جواب نمیکنن.
    _حله حرکت کن بریم !
  • کجا ؟
    _بریم خونه من که هم شهاب جونم راحت باشه هم من
  • پس بذار به خونه اطلاع بدم دیر میام
    _باشه ، اما تو که گفتی خونه بهت گیر نمیدن و …؟؟؟
  • گیر نمیدن چون همیشه جوری رفتار کردم که پروندم سفید باشه ، برای همین همیشه بهشون میگم کجا هستم و کی میام تا نگران نشن و خودمم خیالم راحت باشه !
    _فکر نمیکنی با 32 سال سن باید مستقل تر باشی ؟
  • از نظر من استقلال یعنی اینکه من آزادم هرجا خواستم برم و فقط خانوادم بدونن من کجا هستم و چطوری از احوالم با خبر بشن !
    _یعنی تو میخوای به خانوادت بگی الان با یه زن مطلقه داری میری خونش و شب هم اونجا میخوابی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • نه بابا !!! صبر کن تا بشنوی چکار میکنم .
    _هر کاری میخوای بکنی بکن ، فقط بگو شب نمیری خونه
    با تکرار این حرف مریم که شب باید خونش بمونم توی دلم غوغا شد ، احساس میکردم تمام تنم شده گلوله آتیش ! یه زنگ به مادرم زدم و گفتم که امشب با مهدی و حسن و … دور هم هستیم ، معلوم نیست شب بیام خونه یا نه و چون مهدی و حسن دوستای دوران مدرسه و بچگیم بودن و با خانوادم ارتباط داشتن ، محض محکم کاری به جفتشون هم زنگ زدم و گفتم من امشب جایی رفتم و به خونه گفتم با شما هستم خواستم در جریان باشید یهو با من کار داشتید و در دسترس نبودم سوتی ندید زنگ بزنید خونه ما و… بعدشم به مهدی گفتم آدرس جایی که امشب اونجا هستمو برات پیامک میکنم.به محض تموم شدن مکالمه من و مهدی ، مریم با حالت جدی و اخم آلود گفت :
    _آدرس خونه منو برای چی میخوای بدی به دوستت ؟؟
    _به چه اجازه ای ؟؟
  • عصبانی نشو مریم جووونم ، اولا من از چشمام به مهدی بیشتر اعتماد دارم چون ایمان دارم که هرگز از این آدرس سو استفاده نمیکنه. دوماً من دارم ندیده و نشناخته میام منزل شما اگه اتفاقی برام افتاد دوستام بدونن من کجا بودم تا به خانوادم بگن و بتونن اثری ازم پیدا کنن.
    _اگه اعتماد نداری یا دوست نداری نیا عزیزم ، اجبارت نکردم که !!
  • بیخودی برزخ نشو مریم جان ، منطقی فکر کن .
    _حداقل از من اجازه میگرفتی بعد بهش میگفتی برات آدرسو میفرستم.
  • باشه اگه ناراحتی آدرسو نمیدم بهش .
    _اگه آدرسو ندی نمیای خونم؟؟؟؟ شب نمیمونی؟؟؟؟؟
  • ( با کمی تردید در وجودم و یا شاید حتی در صورتم جواب دادم ) نه مشکلی نیست میام عزیزم
    یهو صورتشو آورد جلو و لبامو آروم بوسید و گفت :
    _شهابم درسته از کارت هم جا خوردم هم کمی ناراحت شدم ، اما تو هم حرفت حق و منطقی هست . آدرسو براش پیامک کن ، اصلا میخوای شماره منم براش بفرست تا دلت قرص بشه.
  • مرسی مریم جونم
    آدرس و تلفن مریمو برای مهدی پیامک کردم و راه افتادیم ، توی مسیر از اتفاقات روزمره حرف میزدیم ولی ذهنم درگیر بود ، نزدیکی خونه مریم بودیم که گفت از این طرف برو و کمی تغییر مسیر دادیم.
  • مریم جوووونم چرا از این طرف؟
    _میخوام برم داروخونه چیزی بخرم.
    تصمیم گرفتم یه تیکه بپرونم ببینم چی میگه و اوضاع چند چنده! تو شیش و بش این بودم چی بگم ، که گفت :
    _همینجا نگهدار
  • مریم خانومی اگه میخوای کاندوم بخری ، من همیشه مجهزم و توی کیفم دارم؟
    _تاریخ مصرفش نگذشته ؟
  • نه مریم جوووووونم
    _اوکی ولی من میخوام نوار بهداشتی بگیرم!!! ( برق شادی و پیروزی توی چشماش موج میزد و لبخند روی لبش حاکی از رضایتش بود )
    _در ضمن من سکس با کاندوم دوست ندارم ، دوست دارم کصم سانت به سانت کیرتو حس کنه!!!
    _من برم زود بیام شهاب جووووون
    مغزم به نقطه جوش رسیده بود ، میخواستم به محض اینکه پاشو گذاشت توی داروخونه با تمام حرصم پامو بذارم روی گاز و جوری برم که انگار اصلا اونجا نبودم ، اما با خودم گفتم : شهاب گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی ، شاید بعد از تموم شدن پریودش باز موفق بشی این مادیون چموشو بدست بیاری و لذتشو ببری!
    _چرا درو باز نمیکنی شهابم ؟؟؟
    _کلی برات از پشت شیشه دست تکون دادم.
  • ببخشید
    _چرا توی هپروت بودی؟؟؟؟ انگار فقط جسمت اینجا بود و روحت جای دیگه بود!
    _نکنه زن و یا نامزد ویا معشوقه داری و توی کش و قوس وجدانت گیر کردی؟؟؟
  • نه باباااااا ، رفتارها و برخورد ها و اتفاقات از صبح تا الان منو گیج و منگ کرده!
    _صبور باش تا برسیم به خونه یه چیز گرم برات مهیا میکنم بخوری سرحال بیای ، زیاد فکرتو درگیر نکن عشقم!!!
    ماشینو گذاشتم توی دنده و حرکت کردم به سمت خونه ، قبل رسیدن به خواست مریم جلوی یه سوپر مارکت هم توقف کردیم و به اتفاق هم رفتیم داخل و مریم چند مدل خوراکی و تنقلات و چند مدل نوشیدنی ومقداری هم خرید روتین خونه انجام داد خواستم حساب کنم که با واکنش جدی مریم روبرو شدم واجازه نداد .وقتی رسیدیم ، خودش رفت توی پارکینگ تا از توی ماشینش ریموتو بیاره و درو باز کنه.
  • من جای کی پارک کنم؟
    _یکی از همسایه ها ماشین نداره و پارکینگش خالیه آدم خوبیه به نگهبان مجتمع سپرده هر کس مهمون داشت خواست ماشینشو پارک کنه مشکلی نیست.
  • از کجا معلوم خالی باشه؟
    _خالی نبود ، من ماشینمو میذارم بیرون تو پارک کن جای من!
    خلاصه خوشبختانه پارکینگ خالی بود ، مریم رفت با نگهبان صحبت کرد و هر دو سوار آسانسور شدیم و رفتیم بالا.
    وارد خونش که شدیم من کمی معذب بودم ، فکر کنم از حالتم اینو فهمید. در حالی که داشت خریدهارو توی آشپزخونه جا به جا میکرد ، گفت :
    _اگه میخوای دوش بگیری حموم اونجاست ( با اشاره دست بهم یه در انتهای راهرویی نشون داد که دو تا اتاق خواب ها هم اونجا بودن ).
  • ممنونم.
    _چرا شهاب نیم ساعت قبل نیستی؟
  • نمیدونم چرا معذبم
    _راحت باش عشقم
    _حالا که تو نمیری حموم من میرم یه دوش بگیرم.
    _اگه میومدی باهم میرفتیم!!!
    از اینکه این طوری با روح و روانم بازی میکرد و من کاری نمیتونستم بکنم کلافه بودم ، خواستم بگم من باهات میام حموم اما ترسیدم مثل صبح بزنه توی برجکم !
    اصلا دوست نداشتم جوری برخورد کنم که بعد ها در خلوت خودش به شخصیتم بخنده ، برای همین تصمیم گرفتم که به خودم مسلط بشم و مثل یه تیکه چوب شناور دستخوش بازی امواج نشم بهش گفتم :
  • قبل رفتنت بهم بگو چای و… کجاست ، تا تو میری دوش بگیری من چای آماده کنم مریم جونم.
    هنوز لباس بیرون تنش بود اومد توی آشچزخونه و مقدماتو فراهم کرد و رفت سمت اتاق خوابش. منم رفتم دستشویی و دست و صورتی شستم و…اومدم بیرون دیدم صدای آب حموم میاد رفتم مشغول آماده کردن چای شدم.
    چای حاضر شده بود و من منتظر مریم بودم که دیدم با حوله از حموم اومد بیرون.
  • عافیت باشه عزیزم
    _مرسی شهاب جوووونم ، من میرم توی اتاق تا لباس بپوشم و به خودم برسم و بیام کنارت
  • عزیزم همینطوری بیا چای بخور بعد برو
    _نه بهم نمیچسبه ، میخوام اولین چایو خیلی رومانتیک و سکسی کنارت بخورم.
  • باشه عزیزم
    بخار حموم و بوی شامپو تحریکم کرد که منم یه دوش بگیرم ، اما اصلا بدون لباس تمیز حموم حال نمیده!
  • مریم من برم حموم شورت و رکابیمو بشورم میتونی بندازی روی شوفاژ تا خشک بشه؟
    _نیازی نیست بشوری ، بده بندازم توی ماشین یه چند دست لباس مردونه برای مهمون دارم یکیشون بهت میخوره میدم بپوشی. بابام اینا یا داداشام که میان ممکنه به لباس احتیاج بشه ، چند دست خریدم و همشون تمیز هستن.
  • مرسی گلم
    _تو برو لباساتو بذار توی اون سبد من خودم بعد همرو میریزم توی ماشین.
    بدون معطلی رفتم توی حموم ، لباسامو درآوردم هنوز دوش آب و باز نکرده بودم که دیدم در زد و گفت :
    _شهابم یه وقت جق نزنی ؟؟؟ با اون کیر کلفتت و آب کمرت کار دارم ، از امروز دیگه من و سینه هام و کص و کونم صاحب کیر و تخمات و آب کیرت هستیم ، آبت باید با خواست و میل و اراده من و توسط من بیاد.
    کم مونده بود بیخیال حموم بشم و همونطور لخت مادرزاد بیام بیرون و بککککککککنمش جوری که زمینو گاز بزنه ، ولی بلافاصله دوشو باز کردم و به خودم نهیب زدم آروم باش مردک حشری ، آروووووووووووووم
  • اولا که جق نمیزنم دوما اگر هم بزنم تو نگران نباش من قوای جنسی بسسسسسسسسسیار قوی دارم و همیشه حاضر به یراقم سوما تو که پریودی پس عملا نگرانیت بی مورده !
    یه نگاه به کیرم انداختم که کمی بیش از حد معمول کلفت و بلند شده بود و احساس میکردم رگای کیرم هر لحظه ممکنه از شدت تورم پاره بشه
    _اولا آفرین به شهاب جونم که بخاطر حرف من جق نمیزنه ، دوما که هزار ماشاالله به تو مرد قوی و سکسی من ، سوما با فرض اینکه من پریود باشم میتونی از کون بکنی و حتی از کص ، توی فیلم سوپر ندیدی هنرپیشه پورن پریود هست اما کص میده ؟؟؟
    _حالا این حرفا رو ول کن شهاب جووونم ، زود بیا که منتظرتم.
    یه دوش حسابی اما سریع گرفتم و از مریم حوله خواستم که دیدم پشت در یه حوله کوچیک و تمیز و یه شلوارک مردونه و تیشرت برام آماده کرده ، پوشیدم و اومدم توی حال رفتم سراغ کیفم و ادکلن زدم ، دیگه معذب نبودم و حس خوبی داشتم.
    مریم هنوز توی اتاقش بود ، چند باری خواستم بیخبر وارد اتاق بشم اما با خودم گفتم : شخصیت داشته باش و افسار اون اژدهای مخوف شهوتتو بدست بگیر لعنتی !
  • مریم خانومی چای بریزم ؟
    _لطف میکنی عزیزم
  • میتونم این شمع روی میزو روشن کنم؟
    _اووووووووف مرسی مرد رمانتیک و سکسی من
    نه من سیگاری بودم و نه مریم و اجاق گازش هم که فندک سر خود بود برای همین رفتم تا توی آشپزخونه کبریت پیدا کنم. کنار اجاق گاز و کشوی کنار اون خبری نبود .
  • مریم بانو کبریت یا فندک داری ؟ شمعو با چی روشن کنم ؟
    _با آتیش شهوتت روشن کن شهابم
  • با اون آتیش میخوام یه آهوی خوش خرامو بریون کنم !
    _کابینت بغل هودو باز کن میبینیش عزیزم
  • مرسی
    با کبریت رفتم سمت میز در قوطی کبریت و باز کردم و یه چوب کبریت برداشتم همین که اومدم روشنش کنم مریم از اتاق زد بیرون و من با دیدن اون خشکم زد!!!

ادامه...

نوشته: شهاب حشری


👍 33
👎 38
86900 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

921891
2020-10-05 02:43:58 +0330 +0330

د اخه ریغو…
شهابا مگه کونی نبودن؟

6 ❤️

921894
2020-10-05 02:45:59 +0330 +0330

ﻗﺒﻞ ﺍﺯ
ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﺮﺍﻍ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﻭ ﯾﻪ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﺎﻧﮕﻮ ،
ﺩﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺴﺘﻬﺎﯼ ﻣﻨﻮ ﻻﯾﮏ ﮐﺮﺩﻩ ،
ﻋﮑﺲ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺶ ﯾﻪ ﻗﻠﺐ ﻗﺮﻣﺰ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﺵ
ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ M
ﺍﺳﻢ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺶ ﻫﻢ ﻣﺮﯾﻢ ﺑﻮﺩ.
ﻣﻨﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺴﺘﺎﺷﻮ ﻣﺘﻘﺎﺑﻼ ﻻﯾﮏ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ
ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺮﺍﻡ ﭘﯿﺎﻡ ﺗﺸﮑﺮ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ
ﭼﺖ ﮐﺮﺩﻥ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با این کصشعرات ریدی کونی!!!
شما مرز های کصشعر گویی رو جابجا کردی!!!

کیرمو میخوری؟ بله
ساک میزنی؟ بله
عمو اومده ؟ چی چی اورده؟ یه مرد با کیر 30 سانتی اورده که جرت بده!!!

گمشو کونی پلشت!
قشنگ معلومه موقع نگاه کردن فیتیله این کصتانو نوشتی!!!


921903
2020-10-05 02:58:55 +0330 +0330

بچه فحش ندین 😁
اگر این مریم اسم واقعی اون شخص باشه و پدرش هم مدیر دانشگاه و ترک زبان((جسارت به هموطنان آذری نبود هر شهری کشوری هر منطقه ای خوب و بد داره این رو پرسیدم مطمئن بشم)))) ، این بابا راست گفته ، چنین خانومی دقیقا با همین مواصفات به من چند سال پیش پیام داد از یاهو مسنجر بعد همین تانگو و لاین آخرش هم .‌… اما بنا به دلایلی من از اون خوشم نیومد و بلاکش کردم هنوز با گذشت چندین سال هم شماره هم ایمیل و هم عکس خودش و… رو دارم
باز میگم اگر اون مشخصاتی که گفتم درست باشه همین هست. 😁

1 ❤️

921911
2020-10-05 03:15:47 +0330 +0330

چراااااا؟؟؟نکنه واحد و اشتباه رفته بودی

1 ❤️

921915
2020-10-05 03:21:48 +0330 +0330

شهاب خان
هیچ خانمی بعد از یک شب چت بلافاصله قرار سکس حضوری در منزل نمیگذاره. بخصوص خانمی که استاد دانشگاه هم هست.
اگر داستانت دنباله داره، باید تگ دنباله دار میگذاشتی، و اگر تمام شد، داستانت خیلی نامفهوم تمام شد.
پراکنده گویی زیاد داشتی.

داستانت جذبم نکرد

6 ❤️

921923
2020-10-05 03:37:23 +0330 +0330

BIGDICK, KIRKOLOFT
دم شما هم گرم عزیزم ❤️

0 ❤️

921927
2020-10-05 03:43:08 +0330 +0330

تانگووووو ؟!!! داداش مسافر زمانی چیزی هستی ؟! تانگو وقتی من قد گلدونمون بودم از دور خارج شد بعد تو توش پارتنر پیدا میکنی ؟!!

5 ❤️

921937
2020-10-05 04:22:37 +0330 +0330

برات ۳ وعده جق تجویز میکنم یه صابون گلنار مخصوص پوست های لطیف از داروخونه بخر صبح ظهر شب هر ۸ ساعت یه بار بزن یه هفته بعد بیا ببینم وضعیتت چجوری شده

3 ❤️

921940
2020-10-05 04:31:07 +0330 +0330

مریم جون کارت چیه:استاد دانشگاه هستم،منم مدیر فروش یه شرکت هستم،حالا مدیر فروش شرکت رو کاری نداریم ولی بابت استاد دانشگاه بودن مریم جون باید عرض کنم کس خواره باور کنش،استاد دانشگاه نصف شب دنبال فایل سوپر می‌گرده،آره مریم جون راست میگه شما بودی،بفرما دیدی میگه کس میگه جان چی فرمودی،آهان دیدی حالا میگه اگرم من بودم استاد دانشگاه نبودم مسئول زایشگاه بودم،چی شده،این‌ها داداش این بغل وایستاده کسشعر که بهت نمیگم.

0 ❤️

921962
2020-10-05 06:21:30 +0330 +0330

، توی فیلم سوپر ندیدی هنرپیشه پورن پریود هست اما کص میده ؟؟؟

مرزهای جقی بودن ر تنهایی کهکشان ها جابجا کردی کصخل

قشنگ معلومه وسط جق زدن آبت که آمد دیگه حال نداشتی کسشر تایپ کنی دیگه فانتزی کیری موقع جق زدنت ر ارسال کردی جقی

0 ❤️

921979
2020-10-05 08:01:58 +0330 +0330

کس گفتی آی کس گفتی،یک کس تازه گفتی😂🤦🏼‍♂️
چرا خشکت زد؟نکنه خانم استاد گرامی لیدی بوی از کار در اومدن😬😂

0 ❤️

921998
2020-10-05 10:06:13 +0330 +0330

آخه عقب مونده حاصل ازدواج موقت سرپایی پشت دیواری،داستان رو تا اونجایی که شماره و آدرس مریم جون رو دادی به مهدی درست بود،ولی بعدش دیگه فرا فکنی کردی،چون دقیقا مریم برده خونشون و چندتا سیبیل کلفت از کون اونقدر گائیدنت که تا خرخره آب کیر تو دهنت ریختن،تا تو باشی کم شعر کوس بگی،و حد و حدود اسم اوبنه ایت رو نگه داری،شهاب مامانی کونی چااغال،مامان کیردزد آبجی کیرقاپ،خودتم زیر خواب

1 ❤️

921999
2020-10-05 10:07:29 +0330 +0330

نه دلیلی داره دروغ بگم و نه انتظار دارم باور کنید!
یک سری اتفاق ها میوفته که برای کسی باور کردنی نیست، اما رخ داده!
اون دوست عزیزی که میگه تانگو از رده خارج شده ، شاید دقت نکرده من نوشتم داستان مال اوایل سال 92 بود!
اصلا و ابدا یک کلمه هم بهتون دروغ نگفتم !
دوست ندارید باور کنید من هم اصراری ندارم!
اون دسته از دوستانی هم که فحش میدن ، به فحاشی عادت و علاقه دارن ؛ اگه الان خود الکسیس هم بیاد اینجا داستان سکس هاشو براتون تعریف کنه شما فحاشی میکنید!
ضمناً داستان من سه قسمت بود که بخاطر عدم استقبال ادامشو نمیفرستم ،چون وقتی مورد پسند قرار نگرفته دلیلی نداره وقت شماهارو بگیرم!
اگر دوستی هم کنجکاو بود باقی ماجرارو بدونه میتونه بیاد خصوصی پیام بده
با کمال میل براش میفرستم

1 ❤️

922000
2020-10-05 10:17:37 +0330 +0330

داستانت جالبه

0 ❤️

922003
2020-10-05 10:29:57 +0330 +0330
ld2

دوباره خوشکش زد نتونست ادامه داستان و بنویسه😅

1 ❤️

922004
2020-10-05 10:30:13 +0330 +0330

حتما یه مرد کیر کلفت دیدی که ریدی به خودت خخخخخخ
نقشه بود تا کونتو پاره کنند

0 ❤️

922010
2020-10-05 10:35:45 +0330 +0330

مادر جن ده ادامه ش چی؟

0 ❤️

922014
2020-10-05 10:43:47 +0330 +0330

خب گاییدنت چی شد؟عجب داستانی

0 ❤️

922019
2020-10-05 11:05:29 +0330 +0330

سلام
خب بنظرم داستان شما باید جزو داستان های نمونه سایت باشه… نه بخاطر سوژه اش… بطن داستانتون خیلی خوب نگارش شده… این که بتونی مخاطب رو دچار تردید کنی عالیه
اول داستان خیلی معمولی با خوش شانسی به چت سکسی شروع میشه… خب مخاطب میگه فردا صبح طرفو تو خونه میکنی… ولی با رفتار سرد مریم، یه شوک وارد میشه بهش… خیلی خوب داستانو تا وسطش پیش بردی که میده یا نمیده… و نقطه عطف داستان… استفاده از نوار بهداشتی بود…مخاطب با خودش میگه اگه این پریوده چطور میخواد کس بده؟ و تبریگ میگم… از این شوک هذ و گیج شدن ها در داستان خیلی خوشم میاد… منتظر باقیشم… و امیدوارم بازم سپرایزمون کنی

0 ❤️

922026
2020-10-05 11:30:46 +0330 +0330

از ارومیه یه خانوم خوب میخوام . خوب ساپورتش میکنم…
۰۹۰۲۳۷۹۹۴۵۹

0 ❤️

922030
2020-10-05 11:46:33 +0330 +0330

ادامه داستان
مریم خانوم لخت مادرزاد با یک کیر ۲۰ سانتی جلو ی شهاب عزیز ایستاده بود
و توی نور کم کبریت با نیشخند میگفت
دوست داریش ؟
دوستان برای ادامه داستان مشارکت کنند …

0 ❤️

922035
2020-10-05 12:01:19 +0330 +0330

می دونی . فکر کردی چی بنویسی اما زود به زود هی تغییرش دادی . کاملا تو بهم ریخته هستی نه مریم شخصیت داستانت . علیرغم اینکه یک داستان بود و نه واقعیت می تونستی درستش کنی اما عجله کردی و خراب شد

0 ❤️

922038
2020-10-05 12:05:33 +0330 +0330

ریدم به قبر اول و آخر خودتو اون مریم و اون دانشگاه و سردربش که یه استاد دانشگاه جنده شب اول ندیده بیاد به تو کونی بچه پا بده خب بچه کونی یا نخور یا میخوری تا ته بخور یه چیزی بگو تو کونت بگنجه ارتجلاقی

0 ❤️

922051
2020-10-05 14:46:58 +0330 +0330

یعنی گه خوردی تو …

0 ❤️

922052
2020-10-05 14:49:31 +0330 +0330

کسشر محض من ۵ ماه با دختره چت کردم تا راضی شد بهم بگه عزیزم و هیچوقتم کیر و کص نکردیم جلو هم بعدش تو دو دقیقه بعدش بهش میگی کیرم شق شده برات؟ کسشششرر

0 ❤️

922053
2020-10-05 14:53:30 +0330 +0330

یعنی ملت انقدر راحت و بدون هیچ گونه پیش زمینه ای توی زمین و هوا نخ میدن فرداشم باهم اوکی شدید؟
اما کلن درگیری های ذهنیت را خیلی خوب نوشته بودی

0 ❤️

922054
2020-10-05 14:59:50 +0330 +0330

بچه‌ها چت روم برام فعال نمیشه.می نویسه هویت احراز نشد.
راهنمایی کنید لطفاً.

0 ❤️

922057
2020-10-05 15:23:18 +0330 +0330

بعدشم ی دست جق زدی و خوابیدی ها🤔

0 ❤️

922085
2020-10-05 17:57:51 +0330 +0330

یه متن فول کوسشعر که زاییده مغز تخمی یه جقی متوهم کج و کوله ست. شک نکن مغزت گوزیده، تازه این یکی از ماجرا های خوب سکسی جنابعالی بوده؟ اگه با جنده پتیاره هم چت کنی واسه فرداش باهات قرار نمیزاره چه برسه که آدرس خونه و محل کارش رو بده، حالا یهو یه استاد دانشگاه با لایک کردن بهت پا داده؟! البته واقعیت ماجرا رو کاملا زیر پوستی گفتی: داشتی میرفتی خونه استاد دانشگاه که یه مرد سن بالا بود اما یهو ترسیدی چند نفری کونت بزارن واسه همین آدرس رو به دوستت دادی.
شهاب جوووووون دفعه دیگه که گلنار رو بغل کردی حتما ماسک بزن.

0 ❤️

922093
2020-10-05 20:01:20 +0330 +0330

خب؟ آخر گاییدت بالاخره؟

0 ❤️

922095
2020-10-05 20:12:49 +0330 +0330

کاری با اینکه دروغه و اصن میشه و یا نمیشه و اینا ندارم ، همیکنه تا اینجای کار بهت نگفته من جنده ی توام و تو نگفتی جنده ی من باش و اینا ، خوبه !!!

0 ❤️

922097
2020-10-05 21:03:10 +0330 +0330

بچه ننه های کونی که نمیرن کص بکنن! آدرس خونه رو میدی به مهدی چاقال؟؟؟😂😂😂
تو که جرات نداری گوه میخوری میری دنبال کص عاخه مادرج*نده
کونی خیار کلفت پیدا کن به خودت اماله کن جای این خزعبلات چرت
جقتو بزن

0 ❤️

922162
2020-10-06 03:02:02 +0330 +0330

تخیلات یک جلقی قسمت ۱۲۸

0 ❤️

922166
2020-10-06 03:15:19 +0330 +0330

تابلو همون دانشگاه تو کونت جقی کونی

0 ❤️

922200
2020-10-06 09:42:38 +0330 +0330

ریدی اب هم قطعه

0 ❤️

922228
2020-10-06 16:14:06 +0330 +0330

احتمالا با باباش و داداشش اومده بیرون که خشکش زده و همونطور خشک خشک کردنش خخخخ

0 ❤️

922236
2020-10-06 17:15:00 +0330 +0330

بازهم عقده گشایی یه بچه کونی…

0 ❤️

922240
2020-10-06 17:41:27 +0330 +0330

یعنی اینا فقط می‌خوام برم رو مخ😂😂😂😂

0 ❤️

923177
2020-10-10 23:51:38 +0330 +0330

چرا انقدر فحش میدین ؟ اصلا کار به راست و دروغ بودنش ندارم باور نمیکنیم خب بگیم دروغه اشکال داره اشکالش رو بگیم چرا انقد فحش میدین ؟ بی جنبه ها منتظرین یکی و سیبل مزخرفاتتون بکنین

0 ❤️

923186
2020-10-11 01:09:44 +0330 +0330

👍

0 ❤️

924294
2020-10-15 02:51:12 +0330 +0330

کسکش

0 ❤️

924920
2020-10-17 16:56:57 +0330 +0330

دوتا از فانتزی های من یکجا
خانم بزرگتر و استاد دانشگاه

0 ❤️

926112
2020-10-23 12:44:32 +0330 +0330

اخه فلان فلان شده کدوم زنی تو چند ساعت اول اشنایی اینجورر چت میکنه مردتیکه ی پوفیوز

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom