مسافر

    ۲۰ ساله بودم و دانشجو، اون سال وقتی از دانشگاه اومدم فهمیدم داداشم بچه دار شده بهشون سر زدم خیلی خوشحال شد چون میخواست فردابه مأموریت شهرستان برود از من خواست تا اومدنش خونشون بمونم دفعه اول نبود منم قبول کردم.فقط چون زنداداشم جلوی من روسری سر میکرد میدونستم برای شیر دادن معذب میشه. با اینکه مثل خواهر باهاش راحت بودم ولی وقتی شیر میداد یواشکی به سینه هاش نیگا می کردم که یکی دوبار فهمید دفعه اول بروی خودش نیاورد و خودش رو جمع وجور کرد ولی دفعات بعدی اول با چشاش و بعد با لبخند ملایمی سرش رو برگردوند.روز بعد وقتی از خرید اومدم تو اتاق داشت بچه شیر میداد بر عکس همیشه که سرسینه اش رو فقط در میاورد،کاملا دگمه های پیراهنش رو باز کرده بود و هردو سینه هاش معلوم بود خیلی دوست داشتم وایسم نگاه کنم ولی روم نشد وزود اومدم بیرون،زنداداش صدام کرد گفت میشه کمکم کنی گفتم چشم.گفت بیا رفتم تو داشت سینه هاش رو میمالید بچه رو تخت خوابیده بود گفت نمیدونم چرا شیرم کم شده گفتم چیکار کنم گفت بیا بنشین نشستم پیشش گفت این بچه زورش نمی رسه میتونی محکم مک بزنی تا شیرم بیاد ودستم رو گرفت ورو سینه اش گذاشت ، انقدر با ناز اینکار رو کرد که فکر نکردم دارم چی کار میکنم همینطور که سرم رو به سمت سینه اش میبردم دراز کشید و من شروع کردم به بوسیدن و لیسیدن سینه هاش .چشاش روبسته بود ویواش یواش شروع کرد به نوازش سر من اول با یه دست سرم رو با یه دست اونیکی سینه اش رو میمالید کم کم صداش در اومد شروع به ناله و آخ واوخ کرد منم داشتم دیوونه میشدم نوک سینه هاش رو با زبون تند تند می لیسیدم بعد میکردم توی دهنم و محکم مک می زدم اونقدر مجکم که سرم رو میگرفت ومیکشید کنار نه من ونه اون همدیگر رو نگاه نمیکردیم.با اینکه تا اون موقع سکس نداشتم و فقط فیلم دیده بودم همه کارا به خوبی پیش می رفت یه دفعه نمیدونم چی شد که پاشدم وکل لباسام رو در اوردم و بالا سرش وایسادم همینطور که داشت سینه هاش رومیمالیدچشاش رو باز کرد تقریبا کیرم جلوی صورتش بود یه نگاهی بمن کرد و بدون اونکه چیزی بگه با کمی اخم دستمو گرفت و منو تو بغلش کشید تو همون حال خیلی خجالت کشیدم و رفتم تو بغلش دوباره با چشای بسته مشغول همدیگه شدیم.همونطور که تو بعل هم بودیم و سر و گردن همومیخوردیم لباساش رو در اوردم دیگه کاملا لخت لخت بودیم و جایی از تنش نمونده بود که نچلونم با اون خرابکاری که کرده بودم نمیدونستم چیکار کنم مثل اینکه خودش فهمیده بود چون دستش رو اورد و کیرم رو گرفت و شروع کرد مالیدن به کسش خیلی گرم ومرطوب بود یه دفعه بدنم لرزید لذت جدیدوعجیبی احساس کردم همینطور که داشت میمالید بی اختیار خودم فشار دادم و کیرم رفت تو اونم جیغ کوچکی زد و منو محکم بغل کرد منم محکم گرفته بودمش و عقب وجلو میکردم هر دوتامون سر وصدامون در اومده بود خسته شده بودم و خیس عرق ولی نمیتونستم شل کنم نیروی عجیبی داشتم ولذت تمام تنم رو گرفته بود نمیدونم چی شد که یهو ناخناش رو تو بازوهام فرو کرد وچندتا جیغ با ناله قاطی کشید وشل شد ولی من همینطور داشتم تلمبه میزدم که یه دفعه احساس کردم داره آبم میاد نمیدونم از کجا فهمید با بی حالی گفت نریزی تو منم زود کشیدم بیرون وهنوز یکی دو بار نزده بودم که آبم اومد وریخت رو تنش تا خالا اینفدر آبم نیومده بود کاملا بی حس شده بودم کنارش دراز کشیدمبعد از چند لحظه روم کردم طرفش دیدم داره منو نگاه میکنه تو چشام نگاه مهربونی کرد ویه لب حسابی و طولانی ..بعد پاشد و نشست رو پاهام به کیرم نگاه کرد ویواش یواش اونو که حالا کوچولو شده بود دستمالی کرد بریده بریده و بدون اینکه تو صورتم نگاه کنه گفت تا حالا اینکارو نکردم حتی واسه داداشت بدم میومد یه دفعه تو چشام نگاه کرد و با خنده گفت ولی تو خیلی حال دادی باشه و سرش رو برد پائین و آروم آروم با بوسیدن ومالیدن به صورتش شروع کرد، کم کم کرد تو دهنش یواش یواش کیرم بلند میشد و اونم راحتتر شده بود وبا اشتیاق کاملا میکرد تو دهنش احساس کردم مثل اول آمادگی دارم سرش رو به زور از رو کیرم جدا کردم و کشیدمش تو بغلم وبرای اینکه تشکر کنم بوسیدمش دوباره شروع کردم به مالیدن وبوسیدنش ا لبته ایندفعه با چشم باز و توچشاش نگاه میکردم اونم همینطور نگاه مهربونی داشت بعد از کلی مالیدن وبوسیدن پا شد رو کیرم نشست و با دستش اونو تو کسش کرد و اول یواش وبعد تند تر بالا وپائین کرد من شروع کردم به مالیدن سینه ها ش با هر دودست و مستفیم تو چشاش نکاه میکردم اونم با جشایی که به زور باز میشد و کاملا خمار بود با یه تبسم ملیح به من نیگاه میکرد بعد از مدتی انگار خسته شد حوابید رو من وشروع کرد به نوازش وبوسیدن سینه های من و رو تنم وول میخورد بوسیدمش و از رو خودم کشیدمش کنارو رفتم پشتش و همونجوری که تو فیلم دیده بودم از عقب شروع کردم البته با کمک خودش راهش رو پیدا کردم و کردم تو کسش عجب لذتی، خیلی زود از حال طبیعی خارج شدم و آخ واوخم در اومد دوباره خیس عرق شدم وداشتم دیوونه میشدم اونم کونشو حسابی به عقب هول میداد وبا دستاش رونم رو محکم از عقب گرفته بود یادم افتاد که نریزم توش و لی انقدر محکم منو گرفته بود که نتونستم وآه ه ه ،،،،،تا آخرش رو ریختم تو ولو شدم روش و همونطور که بهش چسبیده بودم دوتایی خوابیدیمنمیدونم چقدر خوابیدیم ولی با صدای نق نق بجه به خودمون اومدیم زنداداش رفت بچه رو تکون داد تا بخوابه منم رفتم حموم وقتی اومدم بیرون دیدم زنداداش تو اتاق داره بجه رو شیر میده مثل همیشه روسری سرش بود وفقط سر یکی از سینه هاش رو در اورده بود که تو دهن بچه بود نگاه شیطون و مهربونی بمن کرد و بالبخند گفت مرسی


    نوشته: مسافر

  • 4

  • 33




  • نظرات:
    •   VIDCO
    • 3 هفته،4 روز
      • 5

    • به نام خدا
      ضمن قدردانی از مدیریت محترم شکرت گاز منطقه 11 مشهد
      و با تشکر از سوپری محل که همیشه باعث شده به موفقیت های ارزشمندی برسم


      همچنین مراتب سپاسگذاری خودم رو از اداره محترم راه و شهرسازی نصیر ، ابزار میکنم


    •   ashkaanm
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • جالب بود ..


    •   shahx-1
    • 3 هفته،4 روز
      • 6

    • این داستان مال سایت اویزون است خیلی قدیمیه و سرقتی تو خود این سایت هم قبلا گذاشتنش. بالاخره کی قراره از این داستان دزدهای گدای توجه خلاص بشیم؟؟ (dash)


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 3 هفته،4 روز
      • 6

    • زن داداشت گفت بیا سینه هامو میک بزن شیرش بیاد
      کیرررر خررر تو کوونت


    •   تـیـنوش
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • غلط کردی زل زدی بهش درحال شیر دادن!


    •   no-roots
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • خیانت ب داداشت کردی بعدم با افتخار داری تعریف میکنی واسه بقیه ایول داری
      احسنت ب شرفت
      درود بر انسانیتت
      فقط ناموسن بگو سری بعد داداشت رو چیطو نیگا میکنی


    •   Emperatoorxxx
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • شوخیشم قشنگ نیست خرچنگ
      حتی فکر کردن بهش منزجر کنندست
      اینجا کلی نوجوان و جوان سن پایین میان برای بازدید از سایت خواهشا با این داستانای ساخته ذهن کثیفتون چراغ خیانت و بیناموسی رو توی مغزشون روشن نکنید


    •   Littlelucifer
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • شاه ایکس تو انقدری قدمت داری که یه پا دایرت المعارف داستانهای سکسی هستی و از طرفی یاد جنتی میندازی منو !


      این داستان قبل از آویزون تو سکاف هم بود . کمی مثلا خواسته تغییر بده ولی بیشتر ریده تو داستان . زن داداش خودش رو جنده کرده که از خیانت به برادرش خودش رو تبرئه کنه .


    •   Jnoobi18cm
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • خاک تو مخت جقی چقدر سکس طولانی خسته نباشی مغز خر خورده بیغیرت


    •   Armkan
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • کیری و مجلقانه بود


    •   ronin555
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • بعضی وقت ها آدم باید لیاقت داشته باشه بهش توهین کنن...که خیلی ها لیاقت توهین هم ندارن..!!


    •   ARYA52
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • شاایکس که قهوه ای کرد هیکلت رو.
      ولی خواستم بگم اینقدر پستی که کامنتم نمیاد.


    •   sikir
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • احتمالا زر مفت میزنی هرچند این حجم از بلاهت و خباثت تو وجودت دیده میشه ...


    •   mehdisaadi
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • برو کونتو بده بچه کونی با این داستان ، کوسکش یعنی تو به داداشت خیانت کردی ؟ کیرم تو کونت


    •   iman.shahvanii
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • زنداداش حرمت داره ودقيقاً حكم خواهر ادمو داره
      اينكه با زنداداشت بودي نشوندهنده اينه كه ادم كثيف وبيماري هستي و مطمئناً سر سفره پدرومادرت بزرگ نشدي
      متأسفم واست


    •   Mehi58
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • افرین بتو زن داداش جندتو کردی


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • آقای مسافر قصه دزد، بنظرم بهتره بری به شغل شریف کوندهی بپردازی تا اینکه خیانت کنی، حالا که داشتی داستان میدزدیدی لااقل داستانی میدزدیدی که کمتر فحش بخوری


    •   shaokahn98913
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • مادر به خطا ننویس ..
      بچه های مردم کم سن و سالاشون میان سرک میکشن توی این سایت ها روشون تاثیر منفی میگذارند ..
      تخم حروم سایبری حکومتی ننویس...


    •   فوت-لاو
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • کس شعر است


    •   kalatizo
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • پفیوز زنی که زایمان کرده حداقل دوهفته نمی تونه سکس داشته باشه.


    •   LuckyRose
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • چجوری میشه فهمید اون یه نفری که لایک کرده، کی بوده؟!


    •   mirzam
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • به نام خدا
      ننت رو گاییدم به 11 روش قرآنی


    •   Blackhorse
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • می دونستی زنی که بچه به دنیا میاره تا ۱-۲ ماه نمی تونه سکس داشته باشه، چون درد داره؟
      حالا این به کنار
      طرف روسری سرش می کنه بعد سینه هاش رو میده براش بمالن
      تو داستان ننویس


    •   Alireza9187
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • ملجوق -از بچه خجالت نکشیدی بدبخت


    •   AF14D
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • کونی کیرم دهنت ننویس بی ناموس


    •   boko+net
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • من که اصلا سکس با محارم و خانواده رو نمیخونم چون غریضتأ سکس رو دوست دارم , اما مریض نیستم و مجال ورود این افکار مریض و غیر اخلاقی رو که جایی در فرهنگمون نداشته و هنوزم با تلاش مستمر دستهای الوده نتونسته جایی باز کنه به مغزم نمیدم و معتقدم تنها کسی میتونه دست به چنین اعمالی بزنه که قبلأ کونش گذاشته باشند و به هیچ قید و بند اخلاقی متعهد نیست چون کون که رفت , همه چیز رفته واسه همینه که داستانهای کونیارم نمیخونم .


    •   khaaj
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • بد کس شعر خفنی بود ! واقعا موندم بعضیا چی جوری اینقدر راحت کس میگن ! کس نگید کس بکنید !


    •   ARAD_SM
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • این داستانم که کلانمیگایم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو