مسافزتی که به سکس با زن دوستم ختم شد

1394/01/30

نزدیک عید چند سال قبل همراه دوستی قرار گذاشتیم چون توی کشور آذربایجان چند تا کنسرت برگزار میشد همراه خانواده (هر کدوم 3 نفره بودیم ) بریم . چون آشنا داشتیم خونه ای تهیه کردیم و بلیط ها رو هم رزو کردیم و تقریبا کارها ردیف شد . البته باید اعتراف کنم زن دوستم یه کم کارش میلنگد . هر چند کم و بیش میدونستم اما تو تمام رفت و آمدهای قبلی سعی نمیکردم سوتی بدم . اصلا باور کنید سعی میکردم پیش خودم بگم خوب کارهای شخصی اون به من و ما چه مربوطه . مهم وقتیه که با ماست کار بدی انجام نده .

خلاصه رفتیم و تو باکو مستقر شدیم یادش بخیر روز اول کلی آبجو و ودکاو دیگر وسایل تهیه شد و تا شب کنسرت که اولیش 4 عید بود هر شب شادی و رقص و گردش و گاهی هم اگر میشد پسرها رو خواب کنیم با خانومامون میرفیتم دیسکو . شب اولین کنسرت بود . یک کم از همیشه بیشتر پاتیل بودیم . همه آماده رفتن شدند ( اینم بگم دوستم یکمقدار با همسرش خشک بود و کمی هم توی این چند روز گاهی رفته بود رو مخش ) اون شب هم وقتی آخرین پیک رو داشتم میریختم دیدم که داره به خانومش میگه تو حد خودت رو نمیدونی . بهش گفتم ای بابا یک امشبه رو بی خیال شو بزار همه خوش باشن . حتی موقع لباس پوشیدن هم باز دخالتی کوچیک کردم و قضیه رو ماست مالی کردم . چون دوستم آذری بلد بود همراه پسرش رفت پایین مجتمع که اتومبیل تهیه کنه . منم مسئول این بودم که آخرین نفر ی باشم که خونه رو ترک کنم و به نوعی کلید دار بودم . خانومم و پسر م و من بیرون درب وایستاده بودیم و اسانسور تو طبقه ایستاد و بلند صدا کردم مریم خانم بیا باید بریم . صداش از توی خونه اومد که داره چکمه شو میپوشه و الان میاد . به ناچار خانومم و پسرم با اسانسور رفتند . با عصبانیت گفتم میبینی . همین کارها رو میکنی که الان شوهرت دوباره کفری میشه . در حالی که کمکش کردم زیپ چکمه رو ببنده با لحن مهربانه ای گفت چشم . دیگه تکرار نمیکنم . درب رو بستم و منتظر اسانسور شدیم و وقتی درب اسانسور بسته شد یکدفعه دست دور کمرم زد و یه بوس رو ونه ام گذاشت . تو بهت بودم که دیدم تو طبقه همکف هستیم سریع دست رو گونه ام کشیدم و لکه ماتیک رو پاک کردم وقتی درب باز شد حسین شوهرش جلوی آسانسور ایستاده بود که بیاد بالا دنبال ما که چرا دیر کردیم و تو ناهش هم قدری شک و دو دلی رو متوجه شدم . مریم بسته نشدن زیپ رو بهونه کرد و موضوع آرام شد . تو کنسرت چون یه مقدار مشروب تو اب معدنی ریخته بودم و با هزار تا کلک همراهم برده بودم هر کس یه قلپی دوباره زد و سر خوش تر از قبل شدیم . حسین پیرها رو برد جلو که به استیج نزدیک تر باشن من و دو تا خانومها هم تو ردیف 7 و 8 ایستاده بودیم و ضمن بالا و پایین پریدن میرقصیدیم و شاد بودیم . هر کاری کردم خودمو راضی کنم توی اون شلوغی بهش دستی بزنم نشد که نشد . صبح که بلند شدم ( معمولا از همه سحر خیز تر بودم ) داشتم کترو رو اب میکردم که اومد تو آشپزخونه و آروم فت اتفاق دیشب رو فراموش کنم و متاسف است که و فاز فاز مستی بود . لبخندی زدم و گذشتم . 2 شب بعد دوباره موقع رفتن به کنسرت دیگر حسین و مریم و پسرش اول رفتند با آسانسور پایین . داشتم درب رو کلی میکردم که آسانسور که باز شد دوباره مریم باهاش آومده بود بالا . گفت کیف پول حسین تو خونه است و باید برش داره ضمن اینکه گفت اتومبیل هم تو محوطه منتظره . درب و باز کردم به خانومم و پسر گفتم برن پایین . ( تو دلم حس کردم این بازی مریم است ) وقتی اومد گفت : اونا رفتن . ؟

  • آره .
  • چقدر خوب .
  • باز اثر مستیه ؟
  • نه بدجور تو کفم .
  • دیونه . درب اسانسور رو باز کردم اما تو وسط در همدیگر رو بغل کردیم و لب تو لب شدیم .
  • زود روژت رو بمال .
  • حتما . بر خلاف اون شب تو کنسرت خیلی شلغ تر از قبلی بود و باز پسره با حسین رفتن جلو و من هم پشت سر خانومها قرار گرفتم و هر بار که موجی میآمد و جمعیت تکون میخورد مخصوصا دستم رو روی کمر و باسن مریم میزدم و اونم مدام سعی میکرد بیشتر خودش رو بسمتم بیاره . قزاز شد بریم رو سکو . گفتم میخوام برم سمت دستشوئی که با موافقت خانومها قرار گرفت . با هم رفتیم . بیرون سرویس وایستاده بودم و خانومم اومد بیرون . گفتم کیف مریم رو بگیر . گفت میره رو سکو بشینه . قبول کردم . از دستشوئی که بیرون اومدم دیدم مریم با نگاهی شیطنت بار گفت خوب تنها شدیم .
  • خوب اینجا که نمیشه کاری کرد
  • گفت اون طرف اتاق پرو هست . حداقل میتونیم همدیگر رو ببوسیم . ( میدونید تو فاز مستی . یه زن آماده و شهوتی . یه کمی هم کارهای پنهانی … خیلی مزه اش از سکس بیشتره . ) پردیم تو اتاق پرو شروع کردم لب گرفتن . سینه های سایز 90 ش گرم و سفت و خوردنی بود آرام تو گوشم نجوا میکرد دیونه گشنه من مال تو شده ام عجله نکن در صورتی که دستمو فرو برده بودم تو شرتش خیسی کوسش بیشتر و بیشتر میشد . حدودا 5 دقیقه بعد من زدم بیرون همش میگفت کاش الان میشد . گفتم خرابش نکن . قبول کرد . از فردا تا فرصتی پیش میآمد دست هم رو میگرفتم و میفشردیم و یک بار هم تو چند روز باقی مونده تو اتاق پرو یکی از فروشگاهها همدیگر رو بوسیدیم دور از چشم بقیه . رسیدیم ایران . 15 روز تعطیلات تمام شد . شانزدهمین روز بود که دیدم اس ام اسی اومد . من تا 12 تنهام . چکار میکنی . فقط یادمه وقتی اس دادم بهش دم خونه ام . گفت با جت آومدی . میدونستم حسین محل کارش 20 کیلومتر دورتر از شهره و همیشه تا 2 خونه نیست . مینی ژوپش کاملا رونهای سفید و خوشتاشش رو نمایان کرده بود . توی اون تاپ صورتی سینه هاش مثل گوهری میدرخشید . اروم وسط پاش نشستم . با دندون شرتش رو پایین کشیدم و سرم گذاشتم وسط روناش و شروع کردم لیسیدن کوس تقریبا گوشتیش .
  • عزیزم داره میاد . تو عالی حشریم میکنی
  • کوس خوشمزه ای داری فدات بشم
  • منم میخوام کیرتو بخورم
  • بریم روتخت
  • نه . میخوام که جایی که تو سکس میکنم فقط مال تو باشه
  • پس کجا دستم و گرفت و برد سمت دوبلکسخونه و تو قسمت ورودی دیدم یه تشک تازه روکش شده و سفید پهن کرده و چند تا لم پرپر کرده .
  • جایگاه سکس من تو باید فقط مال خودمون باشه
  • جون عزیزم . اروم لباسهای هم رو در آوردیم و بیشتر از 20 دقیقه داشتیم همدیر رو میخوردیم .
  • دیکه بسه بیا و بکن توش
  • آبم رو چکار کنم عزیزم
  • خنده ای کرد و گفت از دیشب قرص میخورم . میدونم دوست داری بریزی توش
  • وای . عالیه . نمیدونم چیم شده بود . اما بیشتر از همیشه کمرم سفت شده بود . شاید یه 20 دقیقه طول کشید . توی این مدت دو بار ارضاع شد و وفتی بهش گفتم میخوام بریزم ته کوست با ولع گفت بریز عزیزم . یه 10 دقیقه تو بغل هم بودیم . بهش قول دادم که بقیه رو بزارم کنار و فقط با اون باشم . اونم گفت هرگز واسم چیزی کم نمیزاره . … هر چند دو روز بعد رفتم خونه یکی دیگه از زنهای که باهاش رابطه داشتم . اما واقعا این رابطه 2 سال طول کشید . یکی از بهتزین سکسهام بود چون دلش میخواست من بیشتر حال کنم و قرص بخورم و چند بار هم اون کون خوشگل و گردش رو تا اونجا که تونستم کردم .

نوشته: مازیار


👍 9
👎 3
307045 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

459408
2015-04-19 15:42:43 +0430 +0430
NA

ﺟﺪﯾﺪﺍ ﻣﺪ ﺷﺪﻩ ﻫﻤﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﮐﻮ ﮐﺲ میکنن

0 ❤️

459409
2015-04-19 15:43:12 +0430 +0430

چرت بود nea

2 ❤️

459410
2015-04-19 16:12:26 +0430 +0430
NA

به نظر من که سکس غیر منتظره عالیه

0 ❤️

459412
2015-04-19 17:33:30 +0430 +0430
NA

چرت وپرت بود

0 ❤️

459413
2015-04-19 17:41:14 +0430 +0430
NA

مرسی عزیزم جالب بود

0 ❤️

459415
2015-04-19 23:41:45 +0430 +0430
NA

خیال کردی سفرنامه باید بنویسی که این مزخرفاتو سرهم کردی و به خورد ما دادی؟
چرا کس و شعر میگی کدوم دیسکو اجازه میده تو با خودت اب ببری که تو ش مشروب بریزی ؟
راستی تو چقدر به قول هات پایبندی یه وقت سردیت نشه با این داستان کیریت

0 ❤️

459416
2015-04-20 03:42:48 +0430 +0430

زن شوهردار عالیه… بکنین نوش جون

0 ❤️

459417
2015-04-20 05:21:39 +0430 +0430
NA

تابلو بود که در حال جلق زدن کس شعر از ذهن ملجوقت گذروندی

0 ❤️

459418
2015-04-20 06:03:30 +0430 +0430
NA

ذهن جالبی داری … فقط ی سوال زنت بده هم بهمین روالی تعریف میکنی؟

0 ❤️

459419
2015-04-20 11:22:54 +0430 +0430
NA

احمق ادم زن دوستشو میکنی تو دروغ بودن داستان شکی نیست اما ذهن مریضی داری این همه زن حتما باید مغزت اینقدر کثیف باشه که بره سمت زن دوستت؟

0 ❤️

459421
2015-04-20 11:45:35 +0430 +0430
NA

بابا بو آمجوخ دیئر

0 ❤️

459422
2015-04-20 12:20:56 +0430 +0430
NA

برو جقت رو بزن ملجوق عوضی

0 ❤️

459423
2015-04-20 12:45:25 +0430 +0430

بازم حنا خانوم اول شد،،،،، خدایش خیلی زبله ،داستانم که انقدر غلط نوشته بود که سر گیجه گرفتم بابا ننویسید جون مادرتون ننویسید

0 ❤️

459424
2015-04-20 12:57:25 +0430 +0430
NA

bavar konam

0 ❤️

459425
2015-04-20 14:06:44 +0430 +0430
NA

وووي ووي

0 ❤️

459426
2015-04-20 14:55:55 +0430 +0430

مطمئنی اینکه با زن دوستت تنها میشدی از زرنگی شما بود یا اینکه زنت و دوستت هم یه جا دیگه باهم خلوت کردن شما رو پیچاندن؟

0 ❤️

459427
2015-04-20 15:37:41 +0430 +0430
NA

20 دقیقه همو میخوردین؟؟؟؟
دفعه بعدی بنویسی کسو کونتو یکی میکنم

0 ❤️

459428
2015-04-20 16:17:33 +0430 +0430
NA

هه چس ناله های یه مغز پریودی

0 ❤️

459429
2015-04-20 17:19:32 +0430 +0430
NA

کس نطلبیده قوت چش رو زیاد میکنه

0 ❤️

459431
2015-04-21 01:00:01 +0430 +0430

خیلی قشنگ بود. دمت گرم

0 ❤️

459432
2015-04-21 10:01:33 +0430 +0430

سلام به همكى بانازنين از كرج موافقم
احمق جغو-اينم ازطرف من بود

0 ❤️

459433
2015-04-24 09:30:13 +0430 +0430

mozakhraaaaafffffffff:|

0 ❤️

459434
2015-05-05 11:24:07 +0430 +0430
NA

کاری به تخیلی و یا راست بودن قضیه ندارم، ولی با خوندن این جور داستانا حالم از ازدواج بهم میخوره ، حالم از زندگی و آدما به هم میخوره…
انقدر خرج یارو کرده بردتش سفر خارج پی عشق و حال ، بی ناموس همچین خیانتی میکنه…
کیر به نوامیست مادر سگ

0 ❤️

537333
2016-04-15 01:52:04 +0430 +0430

خ ص و ص ی پ ی ا م ب د ه ک ا ر ت د ا ر م.ب د ه م ن م ب ک و ن م ش

0 ❤️

550476
2016-07-27 15:48:29 +0430 +0430
NA

مردک این چی بود جقیست حتماً زنتم داشت به دوستت ميداد بعدش يه داستانم زنت میزاره به اسم (کوس دادن در باکو به دوست شوهرم) البته از سعی و تلاشت سپاسگزارم ****

0 ❤️

564688
2016-11-16 21:05:09 +0330 +0330

تجربه این دست مالی های یواشکی رو دارم خیلی حال میده باحال بود دمت

0 ❤️

686386
2018-05-08 17:55:51 +0430 +0430

منم بدم نمیاد خانمم اینطوری مست باشه و با دوستم این شکلی پنهانی رابطه بزنه… و یا برعکسش

0 ❤️

705146
2018-07-25 10:08:42 +0430 +0430
NA

لمس های یواشکی

0 ❤️







Top Bottom