مستر من

    سلام دوستان اين داستان واقعيت نداره و فقط فانتزى من هست اگه به اين سبك علاقه نداريد نخونيد.
    اسم من پرياس بيست و يك سالمه و تمايلات عجيبى توى سكس دارم دلم مى خواست توى رابطه تحت سلطه باشم و تحقير بشم يه مدت توى چت دنبال ارباب مى گشتم كه مكمل من باشه ولى اكثرا فيك بودن يا فقط دنبال سكس بودن يا بلد نبودن چطورى رفتار كنن يا فقط از اين رابطه فحش دادن و بلد بودن تا اينكه با يه پسر بيست و هشت ساله به اسم اميرعلى اشنا شدم ما باهم توافق كرديم كه توى رابطه اون ارباب من باشه و من بردش ليميت هاى من اين بود كه اسمى از خانواده ام نياره و من و حيوون خطاب نكنه و كثيف كارى هم نداشته باشيم كلمه ى امن هم ارامش بود باهم قرار گزاشتيم كه من برم خونش
    يه ست مشكى جذب پوشيدم با يه تيپ راحت و ساده و كمى هم ارايش كردم نه خيلى زيبا بودم نه زشت كاملا يه چهره ى معمولى داشتم.
    رسيدم در خونشون و بهش زنگ زدم در و باز كرد و وارد شدم با هم دست داديم و راهنماييم كرد و بهم نزديك تر نشد چون بار اول بود خجالت زدگى منو حس كرد و گذاشت كمى به حضورش عادت كنم اميرعلى هم يه شلوار جين با يه تيشرت مشكى پوشيده بود هيكل خوبى داشت و قيافه ى معمولى ازم پذيرايى كرد و بهم گفت كه برم توى اتاق و لباسامو دربيارم زانو بزنم تا بياد پيشم منم رفتم اتاق اماده شدم و زانو زدم.اتاق نور كمى داشت و كمى حس استرس و بهم القا مى كرد.
    صداى در و شنيدم و نگاهم به اميرعلى افتاد كه بدون تيشرت با همون جين وارد اتاق شد و ديگه خبرى از ملايمت توى چهرش نبود.
    اروم دورم قدم زد و رو به روم ايستاد.
    _بهم نگاه كن پريا
    نگاهش كردم طرز نگاهش و اينكه جلوش زانو زده بودم حس خوبى بهم ميداد.
    _مى خوام برات قلاده ببندم سرتو بيار جلو
    يه قلاده ى چرم مشكى كه معلوم بود نو هستش انداخت دور گردنم درسته من اداى حيوون درنمياوردم اما بستن قلاده حس سلطه پذير بودن خوبى به من ميداد.
    با دستش صورتمو ناز كرد و پشت دستشو گرفت جلوى لبم اروم لبامو گزاشتم روى دستش و بوسيدم.
    قلادمو گرفت و منو چهار دست و پا دنبال خودش كشوند و روى يه مبل تك نفره ى مشكى نشست منم جلوش زانو زدم ازم لب گرفت وبا نگاه تحقيرآميزش بهم گفت
    _پاهامو ببوس برده
    لبامو گزاشتم روى پاش و شروع كردم به بوسيدنش پاهاشو تكون ميداد تا من همه جاشو ببوسم حس خاصى بهم ميداد و از نظر روحى ارضام مى كرد
    _زبونتو بيار بيرون دختر
    زبونمو بيرون اوردم و اميرعلى پاشو كشيد روى زبونم
    _ليس بزن
    روى پاش و ليس زدم كاملا پاهاش تميز بود قرار بود قبل رابطه جفتمون حموم بريم.
    _كفشو بليس
    زبونمو كشيدم روى كف پاش و ليس زدم لاى انگشتاشو ليس زدم كاملا خيس شده بودم مخصوصا با نگاه مغرورش منو بيشتر تحريك مى كرد انگشتاى پاشو ميك ميزدمو زبونمو مى كشيدم لاشون
    دستشو كرد توى موهامو سرمو اورد بالا روى لبام يه بوسه كاشت و صورتمو فشار داد به كيرش از روى شلوار
    _ميبينى برده؟كير اربابتو حسابى شق كردى مى خواد جرت بده
    حرفاش منو بيشتر تحريك مى كرد از جاش بلند شد و شلوارشو كشيد پايين ولى كامل از پاش خارج نكرد نگاهم به كيرش افتاد كه با وجود اينكه خيلى بزرگ نبود اما كلفت و تحريك اميز بود با دستش سرمو برد جلوى تخماشو گفت
    _ليس بزن جنده ى من
    از جنده گفتنش خوشم اومد و شروع كردم به ليس زدن تخماش تميز بود و حس خوبى بهم ميداد سرمو با فشار دستش اورد بالا و كيرشو كرد توى دهنم و شروع كردم به ساك زدن و ليس زدن كيرش با دستش سرمو هدايت مى كرد و اروم توى دهنم تلمبه ميزد و گاهى اه ارومى مى كشيد كيرشو از دهنم خارج كرد و بالا تنه منو خوابوند رو مبل جورى كه صورت و شكمم رو مبل بود زانوهام رو زمين با دستش شروع كرد به زدن روى كونم و گفت بشمار ده تا دركونى بهم زد و حسابى خيس شدم صورتم توى مبل فرو رفته بود و نميديدمش بعد دو دقيقه كيرشو احساس كردم كه چربش كرده بود و گذاشته بود روى سوراخ كونم
    _اماده اى جنده ى من
    قبل از اينكه جوابشو بدم اروم سر كيرشو فشار داد روى سوراخم و با دستش لاى كونمو باز كرد درد داشت اما قابل تحمل بود كم كم سرشو فرو كرد و اه و ناله من شروع شد كيرشو فشار داد تو كونم و جيغ كشيدم با دستش زد روى كونمو بيشتر فشار داد خيلى درد داشتم اما دلم نمى خواست كلمه ى امن و بگم دلم مى خواست ادامه بده اروم اروم شروع كرد به تلمبه زدن و من ناله مى كردم كيرشو جلو عقب مى كرد و با دست ميزد روى كونم بعد پنج دقيقه ارضا شد و ابشو ريخت توى كونم و دستشو حس كردم كه رفت روى كليتوريسمو شروع كرد به مالش دادن. كسمو ميماليد و ميزد روى كونم اه و ناله كردم و ارضا شدم منو كشيد توى بغلشو من اروم در گوشش گفتم ارامش بلندم كرد منو برد توى حموم و كمك كرد دوش بگيرم بعدش باهم رفتيم بيرون غذا خورديم و منو رسوند خونمون
    خيلى خوشحال بودم كه بلاخره اين حس و تجربه كردم
    پايان
    متاسفم اگه قلم پخته اى نبود اين اولين داستانى بود كه نوشتم


    نوشته: پريا

  • 8

  • 1




  • نظرات:
    •   آپو
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • پریا تنها تو کوچه نری آ


    •   alisadeghi76
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • قلمت ک میگی اولین باره خب پس بحثی نداریم راجبش
      ولی داستانت خوب بود.شاید چون باب میل من بود خوشم اومد. دقیقا از کثیف کاری و فحشو اینجور چیزا تو رابطه خوشم نمیاد ...اس ام دنیای قشنگیه اکثرا با سکس خشن اشتباه میگیرنش...
      ای کاش یکم بیشتر ب جزئیاتش دقت میکردی...خیلی زود تموم شد ...
      ب هرحال موفق باشی...


    •   -پــคـѵـгـɑـקــروا-
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • دوسش داشتم °√°


    •   mehrankaraj
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • منم دلم میخاد کف پای یه دخترو بلیسم


    •   lale.1ta
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • از این داستانا خوشم نمیاد.اما جالب بود قلمتم خوب بود عزیزم


    •   عشقبازمست
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • این جور روابط برازنده نیست خودت رو اصلاح کن.


      دلم یه دوس دختر میخواد باهم رابطه عاشقانه و صمیمی داشته باشیم ۳۵سالمه مجرد تهران


    •   Mfmtabriz
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • البته این سکس بود نه اس ام


    •   darya54
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بود که توهین و شکنجه نداشت اما یهو تموم شد.ولی برای اولین نوشته خیلی خوب بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو