داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

معاینه شهوانی (۱)

1399/04/15

من سال ۷۱ پزشک روستا بودم و طبیعتاً همه جور مریضی را ویزیت میکردم .از خودم بگم هیکل و قدی معمولی داشتم و شاید از نظر چهره از میانگین آقایون بهتر بودم .
من اولین پزشک طرحی آن روستا بودم و مردم هم به من اعتماد پیدا کردند و برای بیماریهای مختلف مراجعه میکردند و البته در حد یک پزشک عمومی سعی میکردم کمک کنم .
تعداد زیادی بیمار با مشکلات خاص زنان داشتم و حتی در بین آنها مشکل نازایی هم بود.
این داستان در مورد یکی از این بیماران است.
خانمی ۱۹ ساله که ۴ سال از ازدواجش میگذشت و باردارنمیشد مراجعه کرده بود .بعد از بررسی اولیه از ایشان خواستم ۲ روز به من زمان بدهد تا در مورد مشکلشان بررسی و مطالعه کنم. و سپس خارج از زمان عادی کار درمانگاه مراجعه نمایند تا با فرصت بیشتر ضمن گرفتن شرح حال معاینه نمایم.
آنروز عصر تنها به درمانگاه آمد و چون از ساعت کار مطب گذشته بود برای جلوگیری از ورود سایر بیماران در را قفل کردم .
قدی متوسط داشت و هر چند تک تک اعضای صورتش زیبایی خاصی نداشت ولی در کل چهره اش جذاب بود . بدیهی است که یک دختر جوان روستایی که برای حل بیماری زنانگی خود به یک پزشک جوان مرد مراجعه می‌کند خجالت زده است و او هم با سری پایین اینطور نشان میداد.
گفتم چرا همراه ندارید ؟ گفت که من خجالت کشیدم به دیگران بگویم برای مشاوره و درمان نازایی نزد شما میایم و به همین علت تنها هستم.
در اتاق ویزیت ابتدا روی صندلی معاینه نشست و من بعد از معاینات اولیه عمومی یک پرونده پزشکی برایش تشکیل دادم .
در عین حال ناخودآگاه به چهره‌اش نگاه کردم ، صورت سبزه که در آن بینی قلمی و دهانی کوچک و چشمان قهوه ای روشن خودنمایی میکرد .
هر چند در حین پاسخ به سوالها ضمن احساس شرم سعی میکرد به چشم من نگاه نکند با این حال میشد برقی را در عمق نگاهش دید که من معنی آن را نمیفهمیدم .
از پاسخهای او متوجه شدم همسرش ۲۵ ساله است و در باغ پدرش کار کشاورزی میکند . سکس آنها هفته ای ۲ بار بود که البته چون شوهرش در زمان رابطه سریع سراغ اصل مطلب (کص) میرفت ، بعد از چند بار تلمبه زدن آبش را تخلیه میکرد بنابراین عملاً تجربه ارضا شدن را نداشت .
از او خواستم روی تخت معاینه زنان در پشت پاراوان بخوابد که با مِن و مِن پرسید لباسم را در آورم و با تایید من لخت شد ، از او خواستم که ملحفه مخصوص معاینه را به روی خودش بکشد جوری که از گردن تا ناف را بپوشاند البته وقتی به کنار تخت رفتم دیدم که صورتش را هم به علت خجالت پوشانده است .
تخت معاینه زنان باعث میشود زانوی بیمار خم شده و پاها از هم باز شود و لبهای کص از هم کمی فاصله بگیرد خواستم دستکش معاینه را بپوشم که دیدم تمام شده است ولی چاره ای جز ادامه نمیدیدم .
واژن را بررسی کردم ، لبهای بزرگ گندمی رنگ و لبهای کوچک به صورتی میزد ، بدون دستکش لبهای کوچک را باز کردم تا مدخل واژن را ببینم که رطوبت چسبنده ی زیادی داشت طوری که از قسمت پایین کص سر ریز کرده بود و من از این خیسی در تعجب بودم . چون واژن کاملا خیس بود اسپوکولوم معاینه به راحتی داخل شد و وقتی به آرامی آن را باز کردم صدایی شبیه آه یا ناله از او شنیدم . در این معاینات نه تنها مشکل خاصی در واژن و رحم نداشت بلکه کص او مثل گلی صورتی رنگ که قطرات آب روی گلبرگهایش نشسته باشد خیس بود و این فارغ از شغل پزشکی مردانگی من را تحریک میکرد.
امکان رسیدن به ارگاسم در باروری موثر است هر چند موارد زیادی را می‌شناسیم که شخصی بدون اینکه تجربه ارگاسم داشته باشد صاحب چند فرزند است .
به هر حال بیمار میگفت عدم ارضاء شدن روی روح و روان او هم تاثیر گذاشته و فکر میکرد مشکل هورمونی یا اعصاب دارد که ارگاسم نمیشود .
به او گفتم بهتر است بدون همبستری با شوهرت امکان ارضاء شدن را از طرق دیگر امتحان کنیم .با خجالت گفت مثلا چه جوری ؟
گفتم بررسی مشکلات ارگاسم راههای علمی دارد که البته در آن روستا چنین امکاناتی وجود ندارد .
از طرف دیگر غرائز جنسی من را تحریک میکرد که از روشهای جذابتر استفاده کنم .
به او گفتم تنها راه این است که شما واژن خودت را تحریک کنی تا ایجاد ارگاسم و مدت آن را ببینم .سریع ولی با خجالت گفت من چند بار خود ارضایی هم کردم ولی ترس از گناه باعث شده باز هم ارگاسم نشوم.
با شیطنت به او گفتم من راه دیگری برای ارگاسم در شما نمیشناسم، با بغض و لرزش کلام گفت خواهش میکنم به من کمک کنید .
گفتم چه طوری ؟ گفت شما غیر از پزشک بودن یک مرد هستید و بالاخره میتوانید به من کمک کنید ، هر چند کلمات آخر را آنقدر ضعیف ادا کرد که به زحمت میشد شنید .
گفتم نگران هستم اخلاق پزشکی را زیر پا بگذارم و جواب داد اینکه من هرگز لذت ارضاء را حس نکرده ام و زندگی زناشویی من در خطر است و شاید مشکلات روحی روانی ناشی از آن سبب نازایی شده باشد واقعیت عذاب آور زندگی من است و رعایت اخلاق پزشکی مشکل من را در این روستای دور افتاده حل نمی‌کند تو را به خدا کمکم کنید تا با احساس لذتِ ارضاء اعتماد به نفس پیدا کنم و بفهمم لوازم اولیه زنانگی را در اختیار دارم.
یک احساس خاص و عجیب مثل الکتریسیته ساکن در سراسر بدنم ایجاد و در کیرم ختم شد به نحوی که کیری که تا الآن نیمه بلند بود ناگهان سیخ شد جوری که جلوی شلوارم کاملا برجسته بود و با دیدن آبی که در کص او به وضوح بیشتر میشد به نهایت سفتی رسید .
به او گفتم راه دیگری هم هست که چندان عاقلانه و اخلاقی نیست با اینحال تنها راه باقیمانده است .و او با چشمان ناز و ملتمس خواست هر کاری ممکن است انجام بدهم .
گفتم من باید در نقش شوهرتان شما را تحریک کنم و او سر خود را از کاملا زیر ملحفه برد با اینحال با شرم شیرینی از من خواست هر کاری لازم میبینم انجام بدهم…
شهوت در من غوغا میکرد و از طرفی او به درک لذت ارگاسم و اعتماد به نفس ناشی از آن نیاز داشت و لذا من را توجیه میکرد که او را وارد لذتهای جنسی بکنم تا اینکه او و البته شاید خودم
اوج لذت جنسی را تجربه کنیم .
صندلی را به پایین تخت بردم و روبروی کص او نشستم ، لرزش خفیف لبهای بزرگ و کوچک کص او روی قطره آب چسبناک تلاطم ظریفی ایجاد میکرد .
انگشتم را با آب کصش آغشته کردم و از بالا به پایین روی لبه های واژن کشیدم صدای آه پر نیازش همراه انقباض عضلات ران خبر از یک معاینه جذاب و اروتیک میداد .
مالش را روی لبهای بزرگ و کوچک واژن دایره وار انجام میدادم و وقتی به کلیتوریس میرسیدم آن را بین انگشت شست و سبابه میمالیدم و همین کار باعث میشد چوچوله کم کم از زیر کلاهک بالای آن سر بلند کند ، بدون آنکه متوجه باشم دست دیگرم از روی شلوار کیرم را ماساژ میداد و پیچ و خم ظریف و لذت‌بخشی در عضلات ران و باسن من ایجاد میکرد . در این بین گاهاً انگشتم را وارد کص میکردم و به آرامی جلو و عقب میبردم ، ناله های او بیشتر میشد و از آه به آخ و سپس آآآآخخخخ تبدیل میشد . ترشح آب کشدار را در کس او می‌دیدم و این خود پیام آور لذت بود .
به او گفته بودم هر وقت به شروع انقباض عضلات بین سوراخ کون و کص که از علائم شروع ارگاسم است رسید خبر کند ، صدای او بلندتر شده بود و من هم که کیرم مدتی در فشار بود زیپ شلوارم را پایین کشیدم و اجازه دادم سر کیرم از میان شورت بیرون بزند .
به او گفتم آیا به ارگاسم نزدیک شده است یا نه ؟ که جواب منفی بود .
اینبار انگشت سبابه دست راستم را جوری در واژن داخل بردم ‌که از داخل در سقف واژن به نقطه جی فشار مالشی ایجاد کند و اینکار تحریک او را بیشتر کرد طوری که با انقباض عضلات باسن خود را چند سانتیمتر از تخت بالا آورد.
هنوز به ارضاء نزدیک نشده بود هر چند با شرم میگفت شدیداً لذت می‌برد.
پرسیدم که آیا همسرت اینگونه با تو عشقبازی میکند که با تاخیر گفت نه…اصلا…من اولین بار است که چنین لذتی را درک میکنم .
اینبار با اپلیکاتور مخصوص واژن ژل لوبریکانت را داخل مقعد کردم و سپس انگشتم را به آب چشمه فیاض واژن آغشته کردم و آهسته آن را دور سوراخ کون او مالیدم ، تکانی ناگهانی خورد و آخ او تغییر کرد گویی ترس به لذت او اضافه شده است . پرسیدم تا به حال با شوهرت رابطه مقعدی داشته ای ؟ گفت که یکبار داشته است ولی خیلی اذیت شده است و تلخی و درد ناشی از آن را هنوز احساس میکند .
با اطمینان گفتم که سعی میکنم لذت انگشت کردن کون خیلی بیشتر از دردش باشد.

نوشته: سهراب ۱۹۶۷


👍 16
👎 22
40633 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

896040
2020-07-05 21:09:22 +0430 +0430

تو که راست میگی
چار ساله ازدواج کرده و بچه دار نشده و کسی هم نمی دونست؟توی روستا؟
توی روستا؟یکی بگوزه،همه خبر میشن
اومد توی درمونگاه و خارج از وقت بود و تو در رو قفل کردی و…
خودش پیشنهاد داد؟اصلا می دونست که باردار نشدنش به خاطر ارضا نشدنه؟
چه باکلاس
ریدم تو مدرک دکتری ت دکتر!


896042
2020-07-05 21:09:55 +0430 +0430

نخوندم.فقط بگم سال ۷۱ کدوم روستا پزشک داشته کونی.کیرم تو دهنت که میاید اینجا میشید دکتر برا ما.

6 ❤️

896043
2020-07-05 21:10:48 +0430 +0430

بسیار غیر واقعی بود تو روستا محیط کوچیک پزشک مرد زن تنهای بدون همراه ایران اسلام زده!!


896047
2020-07-05 21:12:16 +0430 +0430

واقعا که این مزخرفات چی بود


896048
2020-07-05 21:13:56 +0430 +0430

مث اینکه کاربر علی دوسداره یادی کنیم از کیر جناب احمدی نژاد.خخخخخ
ای کیر احمدی نژاد تو دهنت تو سال ۷۱ پزشک بودی الان فسیلی اومدی اینجا چکار.کستان بنویسی


896050
2020-07-05 21:14:49 +0430 +0430

دکتر جان شما شق دردتو درمان کنی شاهکار کردی


896097
2020-07-05 22:09:02 +0430 +0430

تا اینجاش برام جالب بود

2 ❤️

896135
2020-07-06 01:51:26 +0430 +0430

دروغ…داستانت زایده ذهن شهوت زده ات هست وبس ‌‌قصد ندارم توهین کنم ولی حتی اطلاعات اولیه پزشکی هم بلد نیستی دیگه فقط میمونه بالاغیرتا ادامشه و ننویسی …ننویس

5 ❤️

896150
2020-07-06 04:21:59 +0430 +0430
NA

بخدا اگر تو دکتر باشی از سال 71 تصویر کص پر شاش ی دختر تو ذهن بیمارت حک شده تو نهاااااااااااااااایت نهاااااااااااااااایت مسوول خونه بهداشت بودی روستاییا بدبختن بهت گفتن دکتر باورت شده دکتر جکور

3 ❤️

896151
2020-07-06 04:24:03 +0430 +0430

با اینکه غیر قابل باوره ولی بدک نبود نه لایک نه دیس

0 ❤️

896180
2020-07-06 06:15:22 +0430 +0430

از ی سری کلمات استفاده کردی که بگی من خیلی پزشکم

اگه در اروپا بودی
و در یکی از روستاهای اونجا
میشد تا حدودی گفت که ی بچه جقی داستان نوشته

ولی چون در ایران هستی
و در یک روستا در ایران این داستان رخ داده
باید گفت
.
.
تو فقط ی بچه کونی هستی
قربونت ادامه نده ه ه ه

وگرنه کیر کدخدای روستا را حوالت میکنم

با سپاس

2 ❤️

896181
2020-07-06 06:20:09 +0430 +0430

اگه فرض کنیم سال ۷۱ شما حدود ۲۷ سال سنت بوده الان باید یه پزشک ۵۵ ساله باشی اگرم نرفتی باشی دنبال تخصص مثلا باید یه پزشک حاذق و با تجربه باشین… بنظرت باید باور کنیم که یه همچین آدمی بیاد تو سایت شهوانی و خاطره تعریف کنه؟

ببین خیلی خری

6 ❤️

896212
2020-07-06 09:06:38 +0430 +0430

عوضی اولا ک دروغه دوما پس اون سوگندی ک خوردی چی میشه سوما کیر بقراط تو این کستان بی در و پیکرت مردک یه جوری از روستا مینویسی مث اینکه ما روستا ندیدیم

3 ❤️

896253
2020-07-06 11:37:15 +0430 +0430

این تو ایران بعید میبینم شبیه برازرزه

0 ❤️

896267
2020-07-06 12:18:53 +0430 +0430

دکتر مملکت تو باشی وای به حال بقیه

0 ❤️

896283
2020-07-06 13:49:18 +0430 +0430

ایناچیه سرهم میکنید،دیگه کلاشهوانی شده بچه بازی؟

0 ❤️

896285
2020-07-06 13:57:44 +0430 +0430

داداش یخورده منطقی باش اخه این خزعبلات چیه اینجا نوشتی ؟ کل ایرادهای داستانت مثل خودت بی منطق بود به کنار …مگه اومدی از یه فرهنگ دیگه ای نوشتی که تصور میکنی بر همگان ناآشناست و کسی بهت گیر نمیده…
حرف خودم اینه که کدوم پزشک عمومی مخصوصا پزشک روستا باشه در حیطه تخصصی پزشکی اونهم نازایی وارد بشه و دخالت کنه . اینو دیگه بچه های دبستانی روستاها هم میدونن…!!
بعضی هاتون یا نمیدونین کون گنجشک چقدریه یا نمیدونین تیر اهن به چی میگن …اما همینطور حواله میکنین

2 ❤️

896295
2020-07-06 15:32:53 +0430 +0430

یه ته لهجه پشتو افغانی داشتیا

0 ❤️

896304
2020-07-06 17:08:20 +0430 +0430

کی این احساس لرزش رواینجا اورده کسی ازدوستان
اگه میدونه بگه
چندتا واژه ازاین ورواون ور یاد گرفتی شدی دکتر
مثل کلیتوریس ونقطه جی وغیره
دکترشما اول یادبگیر کوس روچطور مینویسن بعد برو
دکتری باسواد کوس روکص نمینویسن
دروبستم وقفل کردم مریض امده بود کوس وکون بده
یا معاینه بشه
یه لرزش بین لبه هایه کوس افتاد این لرزش نیست
باسواد این منقبض ومنبصط شدن که دراثر تحریک
به وجود میاد
بعد توروستا مثل شهر نیست که بدونه همراه جای
برن
تودیپلم هم نداری چه برسه به دکتری این رو از نگارش
داستانت میشه فهمید که بصورت کتابی نوشتی
بعد یه چیزی فهمیدی توروستا دختر زودشوهر میکنه
اما نه تو سن15سالگی
اینهاروگفتم فکرنکنی ملت دور ازجونه دوستان
خرتشریف دارن

1 ❤️

896311
2020-07-06 18:49:04 +0430 +0430

کار ثوابی کردی البته اگه نظرت کمک بوده باشه اگه نبوده دیوثی

0 ❤️

896315
2020-07-06 19:36:03 +0430 +0430

بنده خدا بخاطر این کستان چقدر مطلب پزشکی خونده :) یه چیزایی یاد گرفته بود. درست و غلط یه چیزایی ارائه میداد. تو رویا می‌پردازی دستت خیلی بازتره که !

0 ❤️

896515
2020-07-07 03:50:17 +0430 +0430

ریدی جناب دکتر

0 ❤️

896613
2020-07-07 12:16:55 +0430 +0430

دوست میداشتم ، حتما ادامه بده
اما یه سوالی که واسم پیش اومده اینکه خدایش تو این انجمن دکتر مهندس هم پیدا میشن ؟

0 ❤️

896839
2020-07-08 04:54:05 +0430 +0430

وقتی یه دکتر،انقد فاز بر میداره میاد اینجا داستان مینویسه!!! دیگه پس به جوونا گیر ندین که چرا به هر سوراخی میرسن نظر دارن روش

0 ❤️

896945
2020-07-08 13:44:03 +0430 +0430

دکتر جقول،تو روستا به پزشک زنش هم نمیرن مشکلشون رو بهواین راحتی بگند، بعدش خارج از وقت تنها اومد به توی نره خر مراجعه کرد؟؟؟/احتمالا داری جای فاعل و مفعولو عوض میکنی،خجالت نکش ،راحت بگو که اهالی روستا کونت رو مثل جوراب وارونه کردند،

0 ❤️

904677
2020-08-01 13:08:19 +0430 +0430

یه سوال . گفتی دکتر عمومی هستی .اونوقت کدوم دکتر عمومی ای تو مطبش که ظاهراً تو روستا هست تخت معاینه ی زنان داره ؟؟

1 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom