معلم مادر و بچه

    1395/4/25

    باسلام
    من رضام ۲۶سالمه با ظاهری معمولی اما قدم بلنده.
    این داستان مربوط به حدود ۲سال پیش است.
    بعد از اخذ لیسانسم یه طرح ویژه اومد برای سربازی که میتونستم سرباز معلم بشم وبرم تو مناطق دورافتاده تدریس کنم منم از دو جهت قبول کردم اول چون هم سربازیم سخت نبود هم یه رزومه میشود برای استخدام احتمالی تو آموزش وپرورش.
    خلاصه بعد از انجام مراحل اداری تو یه روستا رفتم که حدود ۲۵۰کیلومتر تاشهرمون فاصله داشت.یه هنرستان پسرانه که من دبیر مقاومت مصالح تو رشته عمران بودم.
    این درس مقاومت خیلی سخت بود.کلا رشته عمران سخت بود.
    یه دانش آموز داشتیم به نام علی محبی که خیلی شر وشیطون بود وتنبل.
    به خاطر نمرات ضعیفش چند بار میخواستن از مدرسه بیرونش کنن که باوساطتت دبیرا یه اولتیماتوم ازش گرفتن که تلاش بیشتری کنی.اما بی فایده بود.یه روز که مادرش اومده بود بنا به درخواست معاون مدرسه من تو دفتر دیدمش یه زن حدود ۳۲ساله چادری.معاون گفت براش دبیر خصوصی بگیرین که یه کم راه بیوفته مادره هم قبول کرد وگفت کی را سراغ دارین که معاونه منو پیشنهاد کرد واز اونجا که من عصرا بیکار بودم ونمیتونستم همیشه برم خونمون با یه عددی برا هرجلسه قبول کردم.
    تقریبا هفته ای ۴جلسه عصر میرفتم خونشون.تو روزای اول فهمیدم که خانمه که اسمش زینب بود از شوهرش جدا شده بود وبا پسرش تنها زندگی میکردن.
    دیگه خیلی باهاشون راحت شدن وپوشش زینب هم جلوی من دیگه با چادر نبود واصولا با بلوز وشلوار بود.اینجا بود که فهمیدم عجب هیکلی داره.
    تو رفتارش هم یواش یواش شهوت داشت خودشو نشون میداد. بعضی وقتا هنگام ورود به خونشون دور از چشم علی مامانش بهم دست میداد.
    این روزا گذشت تا یه روز دوشنبه رفتم خونشون واسه کلاس.تا دم در زنگ وزدم ودرب باز شد رفتم تو دیدم علی نیست وزینب خانم گفت الان میرسم خدمتتون.چند دقیقه بعد دیدم با یه دامن مشکی که تابلو بود شورت زیرش نپوشده بایه تیشرت تنگ ومشکی ویه آرایش ملیح اومد با دوتا چایی نشست روبروم.وگفت علی با دوستاش رفت استخر ومنم یادم رفت بهتون زنگ بزنم.فهمیدم دلش میخواد امروز بهم بده.خلاصه شروع رو به تعریف از شوهرش وداشت هندی میشود که رفتم پیشش وسرشو گذاشتم روشونم ودستمو از پشت سر شونش وباهاش حرف میزدم ویواش یواش دستمو رسوندم به کونش.که مثه اینکه برق بگیردش یه دفعه سرشو آورد بالا منم سریع لب تو لب شدم باهاش وفرصت هرکاری را ازش گرفتم.گفت یه موقع علی بیاد گفتم اولا تو که میگی تازه رته استخر بعدش هم اومد باید بفهمه وقتی درس نمیخونه تنبیه میشه البته شانس آورده که خودشو تنبه نمیکنم ومامانش داره جورو میکشه.
    قند تو دلش آب شد وگفت بچم گناه داره وهر وقت درس نخوند منو تنبیه کن گفتم بااین وضع درس خوندن علی حداقل روزی یه بار باید تنبیه بشی گفت چقدر خوب بهتر که اون درس نخونه.
    شروع کردیم به لخت شدن وخوردن ومالیدن هم من سینه های بزرگشو واون کیرمو ومن هم دوباره کس وکونشو.بعد از اینکه خوب خوردمش خودش بلند شد ۴دست وپا شد وگفت زود بکن تو کسم.منم رفتم پشتش وکردم توش هم خیلی داغ بود هم خیلی تنگ وشروع کردم به تلنبه زدن.
    فکر کنم کیرم تا لب تخمام توش بود اومدم روش خوابیدم و دوباره کردم توش بعد چند دقیقه دیدم بدنش سفت شد وبا یه حالتی میگفت بکنم تا ته بهم بده جرم بده و یه دفعه بیحال شد که فهمیدم ارضا شده.کیرمو در آوردم وکنارش دراز کشیدم تا سرحال بشه وتو همین موقع با کونش ور میرفتم تا سرحال شد گفتم کون میخوام اولش که میگفت نه درد داره ولی راضیش کردم وبا روغن زیتون کونشو با کیرم چرب کردم وبه حالتی که به پهلو خوابیده بود یواش یواش کردم تو کونش.از درد داشت میمرد ومثه مار به خودش میپیچید.بهش گفتم این تنبیه درس نخوندن پسرته که با همون حال گفت خودم درس خونش میکنم که تنبیه نشم.کیرم تا ته توکونش بود ویواش یواش تلنبه میزدم یه کم آروم شده بود اما بازم درد داشت اما انصافا خیلی حال میداد وهمین طور که من میکردم توش اونم هی کونشو میداد سمت کیرم.
    گفت درش بیار یه کم چرش کن کونشو وکیرمو چرب کردم وگفتم به شکم بخواب ولای کونتو باز کن.خوابید منم تنظیم کردم وبایه ضربه کردم تو کونش وتلنبه میزدم اونم کونشو میداد بالا داشت آبم میومد که گفتم زینب جون با اجازت بریزم توش گفت هر جور حال میکنی.آبمو ریختم توش وبعد بلند شدم و خداحافظی کردمو رفتم.
    بعد از اون موقعی که کلاس داریم میاد دم در یه کم دستمالی ش میکنم ویه لب میگیرم ومیرم سر کلاس.آخر کلاس میپرسه درس علی بهتر شده میگم آره اما اگه درس نخونه تنبیه میشه.قند تو دلش آب میشه.تقریبا هفته ای دوبار میکنمش البته یه وقتایی که علی نیست.
    راستی دختر برادرش را هم کردم تو داستان بعدی براتون تعریف میکنم.


    نوشته: رضا

  • 7

  • 9




  • نظرات:
    •   omid_273
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • كس شعر محض بود معلم جقي


    •   off_boy
    • 3 سال،1 ماه
      • 14

    • تو الان لیسانس داری بعد میشد رو مینویسی میشود؟!!! ینی صاف ریدم پس کله ی اساتید محترم دانشگاهی که تو توش مدرک گرفتی.
      تو گوه خوردی کجای مقاومت مصالح سخته؟
      همش خوندنیه من 16 گرفتم.کلا استاتیک به گوشِت نخورده اسکول وگرنه میفهمیدی سخت ینی چی.استاتیکم شد 2.میفهمی؟ -2-
      بعدشم سرباز معلم واسه دبستانِ نه هنرستان.تمام افرادی که تو هنرستان درس میدن خودشون مهندسن توی عمله رو فرستادن اونجا چه گوهی بخوری؟!!!
      وساطتت؟اولتیماتوم؟آره مشخصه تحصیل کرده ای...
      طبق معمول همه ی داستانا پسره میره و خونه رو خالی میکنه تا ننه اش بده البته این داستان نویسای کلک فهمیدن به شربت گیر میدم جدیدا زدن تو خط چایی (biggrin)

      پنج ساله دارم به اصفهانیا میگم با لهجه تایپ نکنید ولی بازم با لهجه تایپ میکنن.الان تابلو شدی،خوب شد؟
      آخرشم که دختر برادرشو کردی!خایه میخواد بیای اونو هم بنویسی.دفعه بعد خشتکتو در میارم میکشم سرت دهاتی متوهم...


    •   siyamak1020
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • نه علی جون! تو رو جون زینب جون! دیگه هیچی ننویس!! نمیخوایم علی جون!
      مسخره!!!!!!!!!!!!!!!!!


    •   peyman5554
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • ننتو گایدم


    •   صدف هستم
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • :(


    •   mehdijojokhor
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • از کی تا حالا تو روستاهای دور افتاده هنرستان زدن ما ندیدیم استخر هم زدن تازگیها باید تنبیه بشی بابت دروغات کیر همه بچهای شهوانی تو کونت


    •   hosna_khanoom
    • 3 سال،1 ماه
      • 2

    • off_boy vaaaay dhntooooo (rolling) (rolling) (rolling)


    •   shayan-vf
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • خریدار پراید زیر ده میلیون موتور سالم .تمیز باشه


    •   mostafarezaei199110d@yahoo.com
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • حیف اینترنت


    •   milad3382
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • من هیچی نمیگم ولی خیلی کونی هستی استخرو غلط املای و ... لیسانسی؟ کیرم تو اون لیسانسی که تو داری احمق جان برو از نو بخون


    •   reza_blacksun
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • کیرم تو داستان نوشتنت (wanking)


    •   ariyan.freedom
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • حیف وقتم


    •   off_boy
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • aphioon کس کشِ نمکدون خودتو جم کن تا به جای خودت ننتو به چندین روش سامورایی و غیر سامورایی تنبیه نکردم.کیریِ خر دهاتی واسه من آدم شده...


    •   wetland
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • اینجا بود که فهمیدم چه هیکلی داره!!... و اینجا بود که فهمیدم داستانت به درد نمیخوره و بهتره بره تو لیست زباله های خشک !!


    •   wetland
    • 3 سال،1 ماه
      • 2

    • جناب off_boy،شما هم دیگه شورشو در آوردی،هرجا دیدم یا اومدی نویسنده داستانو به باد فحش و توهین کشیدی یا به این و اون تیکه میندازی و حرمت ناموس بقیرم که الا ماشالله...
      جالبه هرجا داستان ضعیفی نوشته میشه حاضر و آماده ای واسه توهین کردن و خود نمایی ولی هرجا میبینی یه داستانی ازش استقبال شده معلوم نیست کجا غیبت میزنه؟!


    •   Ali Black
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • جناب wetland بسیار عالی گفتی مخصوصا کامنت دومت


    •   DIZAJBOY
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • تو روستاهای محروم و دورافتاده تدریس میکردی و اونجا هم استخر داشت
      عجب!!!!


    •   گنجینه
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • استاد یکم دیکتت ضعیفه مراقب باش برو بچ تنبیه ت نکنن، دانی که


    •   off_boy
    • 3 سال،1 ماه
      • 8

    • جناب wetland اولا به شما هیچ ربطی نداره شما کامنتت رو بذار حال نمیکنی کامنتای منو نخون فکر نمیکنم کسی مجبورت کرده باشه.دوما وقتی حرمت نگه میدارم که طرفم جای خودشو بفهمه و توهین نکنه.سوما الان میبینم از کامنتام استقبال میشه پس اکثریت دوست دارن و شما جز اقلیت هستی پس بازم به کارم ادامه میدم.داستانهایی که ازشون استقبال میشه اروتیک هستن که من اصلا این سبک رو نمیخونم پس دلیل اینو هم فهمیدی که چرا خبری ازم نیست.در کل فکر میکنم هر کسی سرش به کار خودش باشه بهتره.


    •   mobina.sky
    • 3 سال،1 ماه
      • 4

    • به نظر من اگه یه مشت اسکول انگشت تو کون بقیه نکنن و نذارن دهنشون خیلی خوب میشه.نظرتو بذار گم شو به بقیه چیکار داری آخه؟


    •   mani.kir.koloft
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • واااااااااااااااااااااای چه خشن !!!!!
      داستانش خیلی تخمی تخیلی بود ..
      البت ببخشیدا


    •   الساندرودلپیرو
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • Dastane chert bod ama comente off_boy kheili bahal bod.damet garm


    •   msefidpoor
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • ايشون یک آدم جقی کونی هست که باید حتما تنبیه بشه و به خاطر تنبیه تا دسته فرو کرد توی کونش.


    •   wetland
    • 3 سال،1 ماه
      • 3

    • جناب off_boy نخست اونکه به بنده خیلی هم مربوطه اتفاقا،آدم فضولی نیستم اما سعی میکنم با پرخاشگری و توهین مقابله کنم چون اون رو وظیفه خودم میدونم.
      درثانی اگه فکر میکنی حق داری با توهین و تهدید کاربرا و اینکه هرجا دیدی نویسنده رو به باد فحش بگیری ابراز نظر کنی،پس منم حق دارم نظرات شما رو نقد کنم و هر نظری دلم خواست درباره کامنت شما ثبت کنم،شما هم اگه ترجیحا با کامنتای من درباره شخص خودت حال نمیکنی،میتونی نخونیش(این به اون در). در ضمن طبق قانون دوم خود سایت توهین و تهدید کاربرا و شوخی های رکیک با اون ها ممنوعه.
      به علاوه این درست نیست که به خاطر اعمال یه شخص به خونواده از همه جا بی خبرش توهین بشه.


    •   off_boy
    • 3 سال،1 ماه
      • 5

    • wetland
      ببین بچه جون فکر کنم تازه اومدی سایت از قوانین خبر نداری.تو حق داری داستان رو نقد کنی نه کامنتای منو.مطمین باش دفعه ی بعد یه جور دیگه جوابتو میدم پس ساکت بشین سر جات.
      دوما
      mobina.sky
      و
      الساندرودلپیرو
      و
      اون 9 نفری که کامنتم رو لایک کردن جوابتو دادن دیگه بیشتر از این خودتو حقیر نکن منم حوصله ندارم با یکی که میخواد با بحث کردن با من خودشو نشون بده سر و کله بزنم...


    •   @@@ali@@@
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • میدونی اصل سوتیه داستانت کجاس؟
      روستا استخرش کجا بود دقیقا؟
      توی روستا احتمالا نرفتی چون از ورودیه شهر چشمه همه روته که ببینن کجا میری اونوقت تو انقد راحت میرفتیو میومدی هیچکسم نمیدید هیچکسم کاریت نداشت به گوش اون پسرم نرسید؟ اهله فحش نیستم ولی هرچی دوستان گفتن حوالت حقته


    •   sexwithyou
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • فقط خراب اون تیکه آخرشم دختر برادرش!!!! (hypnotized) (hypnotized)


    •   wetland
    • 3 سال،1 ماه
      • 2

    • جناب off_boy این لینک قوانین سایت https://shahvani.com/tos....بنده که به هیچ قانونی برنخوردم که اجازه نقد کاربری رو زیر داستان نداده باشه،ولی اگه شما پیدا کردی خوشحال میشم خبرشو بهم بدی!
      اگه کل اعضای شهوانی هم بخوان شما رو لایک کنن چیزی از زشتی کار شما کم نمیکنه،امیدوارم درک کنی که آخرین چیزی که ممکنه به ذهنم خطور کرده باشه نشون دادن خودم به واسطه بحث با شخصیتی مثل شماست...
      در ضمن مطمئن باش با تغییر لحن شما قرار نیست رفتار،یا گفتار بنده نسبت به شما تغییر کنه،اصولا تعادل روانیم خلی بیشتر از اونه که یه آدم به سادگی بتونه بهمش بریزه اینو بهت قول میدم.


    •   shahx2
    • 3 سال،1 ماه
      • 8

    • جناب اقای وتلند شما حق انتقاد از داستان رو داری اما انتقاد از کامنت های دیگران ی بحث دیگه است بنده هیچ نسبتی با اف بوی ندارم تو دنیای واقعی هم نمیشناسمش اما کامنت هاش بارها منو خندونده و خیلیم باهاش حال میکنم . همه ما اگر بدونیم وقتی دروغ میگیم مچمون رو میگیرن و ضایع میشیم چیزی نمیگیم پس زمانی دروغ میگیم که طرف مقابلمون خواننده های سایت رو اینقدر ابله فرض کنیم که هر چرندی میگیم باور کنه مثلا طرف نوشته کس سوار کردم وسط اتوبان پیاده کردم تو ردیف چمن وسط اتوبان لخت مادرزاد شدیمو........ اخه مگه یک ردیف چمن یا حالا بوته یا حتی درخت چقدر پوشش داره که 2 نفر لخت مادرزاد بشن توش حال کنن اون همه ماشین در حال حرکت و پ.ل.ی.س اتوبان هم نبینن!! یا نویسنده همین داستان در حالی که همه ما میدونیم روستاهای ایران از نیاز های اولیه گاز اب لوله کشی و ....... محرومن اومده اینجوری نوشته. اب خوردن ندارن بعد استخر دارن!!!! یا اون یکی نوشته مغازه اجاره کردم چون زن صاحب مغازه رو میکردم اجاره مغازمو میداد!! یک زن جوونو خوشگل تو این مملکت که همه از زور حشر چسبیده زیر گلوشون اشاره کنی 1000 تا کیر ردیفه ماهی 8 میلیون اجاره مغازه رو از جیبش میداده که بکننش! چرتو پرتایی مینویسن که تو فیلم های پورن هم اتفاق نمی افته چه برسه به ایران گیربازار خودمون یعنی عملا خواننده رو خر فرض میکنن پس باید گذاشت تو کاسشون دوست داری داستانو بخونی یا نقد کنی به خودت مربوطه کامنت های زیرش رو هم دوست داری بخون و بخند نوش جونت دوست نداری هم حالا یا همرو یا مال این کاربر خاصو بازم مشکلی نیست سرت سلامت اما نمیتونی از طرف همه تصیم بگیری با اینکه واضحه با اینکه شجاعت قبول کردنش رو نداری و میگی نیاز نداری اما هدفت خیلی واضح مطرح کردن خودته


    •   lovexs
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • تا اونجا خوندک که فهمیدی میخواد بهت بده (dash)


    •   faranak.lez
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • نه داستان چنگی به دل زد نه نظرای زیرش . بیشتر شده کل‌کل چنتا آدم چیپ . امیدوارم آدمین وارد عمل بشه و بنابه قوانین سایت اونی که مستقیما به دیگران توهین میکنه رو باهاش برخورد کنه


    •   wetland
    • 3 سال،1 ماه
      • 2

    • جناب shahx2 ضعیف بودن داستان نمیتونه دلیل موجهی برای پرخاش باشه!
      اگه نقدی هم هست بهتره با زبون نرم و درست خودش و طبق قوانین سایت صورت بگیره،هیچ نوشته ای ولو سخیف ترین و مهمل ترینش هم وقتی از دایره نقد به دایره توهین و تمسخر ارجاع داده میشه منتقد(شخصی که توهین میکنه البته!) در قبالش مسئوله و فکر نمیکنم که نشه از یه نوشته منصفانه و درست انتقاد کرد،نیازی هم به تحقیر و توهین نیست،بنده هم با کسی پدرکشتگی ندارم که بخوام اعصابشو خط خطی کنم!
      اگه شما از کامنتای ایشون خوشت اومده به خودتون مربوطه و میتونی نظرتون رو درقبالش بیان کنید ولی حتی یه لحظه هم فکر نکنید که همچین چیزی مانع از ابراز بیان من درباره کامنت ایشون میشه،شما طبق قوانین سایت مختارید بنده هم مختارم.
      قبلا هم اشاره کردم تنها چیزی که بهش فکر نمیکنم اینه که با یه اکانتی که حتی اسم واقعی منو رو هم یدک نمیکشه و طبعا شناخته شدن باهاش هیچ سودی برای من نداره خود نمایی کنم.شما هم هیچ وقت بنده رو از نزدیک ندید و باهام مباحثه ای نه از دور و نه از نزدیک نداشتی پس ازت تقاضا دارم که حد الامکان قضاوت درباره دیگران رو کنار بذاری.و من الله توفیق.


    •   Spiritual_boy
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • و این چنین انقلابی در داستان های سکسی رخ داد و چای جایش را به شربت داد.


    •   shohre.jooon
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • کاربری wetland به نظر من خفه شی و دست از حسادت برداری بهتره.ما با کامنتای آف بوی لذت میبریم،تو لذت نمیبری بشین با داستانای آبکی اینجا جقتو بزن.


    •   wetland
    • 3 سال،1 ماه
      • 2

    • خانم shohre.jooon نخست اینکه بنده برخلاف،شما تا به حال تو این سایت به کسی توهین نکردم(نظراتمو تک به تک بخون اگه چیزی پیدا کردی منم بی خبر نذار).چیزی هم برای حسادت وجود نداره،فحش که بچه صلواته ولی بچه دوساله هم 6 برابر ایشون و شما میتونه ازش استفاده کنه.
      به جناب shahx هم گفتم شما اگه لذت میبری میتونی ازش حمایت کنی و مانعی نیست بنده هم به نوبه خودم حق دارم که انتقاد کنم و تا وقتی توهین میبینم باهاش مقابله میکنم منتهی نه مقابله به مثل.


    •   ar1395sh@gmail.com
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • الان یهو فهمیدم من چه کس خلم یه ساعته دارم کل کل های این پایینو میخونم


    •   Ali Black
    • 3 سال،1 ماه
      • 3

    • این کاربر محترم wetland نه توهینی کرده به کسی و نه قانونی از قوانین سایت رو زیر پا گذاشته. اینکه یه عده از کاربرا از خوندن فحاشی و یا تمسخر دیگران لذت میبرن نه تنها دلیل بر درستی کار شخص توهین کننده نیست بلکه نشون میده برای خودشون هم احترامی قایل نیستن.
      اگر داستانی دروغ باشه 99% مواقع از اولین پاراگرافش میشه فهمید. اینکه شما ادامه بدی به خوندن تا آخر مطلب دست خودت هست و کسی مجبورتون نکرده. ولی اگر تا آخرش روخونین معنیش اینه که اون دروغ براتون اونقدر جذاب بوده کهادامه دادین به خوندنش. تو این سایت مطرح شدن نه افتخار هست نه سودی داره. کسانی هم که باید wetland رو بشناسن میشناسن و نیازی به معروفتر شدن نداره ایشون.
      به قول یه دوستی : احترام برای کسانی هست که لایقش هستند نه کسانی که طالبش هستند.
      با فحاشی به ایشون فقط نشون میدین لیاقت احترام رو ندارین


    •   lezbazi
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • "چند دقیقه بعد دیدم با یه دامن مشکی که تابلو بود شورت زیرش نپوشده"


      شماها از رو دامن چحوری تشخیص میدید که طرف شورت پوشیده یا نه؟!


    •   mdfmdfmdf
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • ببین مامانتم خیلی دوست داره تودرس نخونی وتنبل باشی جورتوبکشه


    •   omid2017
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • روستا استخر داشته؟؟؟؟


    •   Sina_le
    • 1 سال،9 ماه
      • 0

    • ننویس کیری


    •   پسر_شیرازی
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • وااااتی که عاشق عشق حرامم


    •   Barad.vafayi
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • واتلند کونی انقدر کیرشدی تاچند وقت دیگه شبیه کیر میشی پس بهتره خودت از سایت سیک کنی بیرون


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو