معلم من خاله من

    1392/11/11

    سلام من حمیدم و تازه 19 سالم شده این خاطره هم مال چند ماه پیشه که هنوز 18 سالم بود. من تا اون موقع سکس نکرده بودم و در بهترین حالت فقط از دوست دخترم لب میگرفتم که همونم خودش کلی بود! آخه اصلن پایه نبود خلاصه کلاٌ 2 ماه و خورده ای باهم بودیم و بعدش باهام بهم زد. بعد از اون من که کلاٌ حال دوست شدن با کسه دیگه ای رو نداشتم همش کارم شده بود فیلم سوپر و پورن دانلود کنم و در واقع همین طوری هم با این سایت آشنا شدم.
    خلاصه هر وقت حشری میشدم میرفتم سراغ فیلما و جلق میزدم که الان که دارم تایپ میکنم خجالت میکشم ولی چون میخوام همه چی رو بگم مجبورم این چیزها رو هم بگم. در ضمن من مثل بعضی خالی بندا نیستم که میگن ( کیرم 24 سانته و قطرش 5-6 ) فکر کنم بیچاره ها تا حالا کیر ندیدن! (مال خودشون اونقدر کوچیکه که دیده نمیشه !!!) من راستش رو میگم کیرم حدوداٌ 14 سانته و قطرش هم تقریباٌ 4 هست (بیشتر کلفته تا دراز و من هم راضی هستم) خودم هم قدم 177 هست و نسبت به قدم یه خورده لاغرم البته نه اونجور که زشت باشه . پوستم هم نسبتاٌ روشنه موهام همیشه بلند و رو به بالا و در کل بد نیستم. در ضمن هر دو هفته هم همه ی پشمارو میزنم و در کل همیشه تمیز ومرتبم.
    خب برگردیم به داستان اصلی : ساختمون ما 3 طبقست ما طبقه دومیم و خالمو مادر بزرگم طبقه اول و داییم و زن داییم هم طبقه سوم هستند و همش خونه ی همدیگه ایم و خالم هم اکثر مواقع خونه ی ماست و به مامانم تو آشپزی کمک میکنه. باید بگم که خالم کوچکتر از مامان و داییمه و 27 سالشه و خیلی خوشگله قدش تقریباٌ 170 هست ولی پستون و کونش خیلی تو چشم نیست ما باهم خیلی راحتیم البته بیشتر با خالم چون داییمو زنش اکثرا خونه خودشونن و از وقتی هم که زنش باردار شده دیگه خیلی خونشون نمیریم ولی در عوض خالم هر روز خونه ماست و فقط شبا که پدرم خونه میاد میره پایین. پدرم دکتر بخشه و معمولا دیر میاد خونه. خواهرم هم که بعد از ظهرها با مادرم میره استخر بخاطر همین هم من اکثر بعد از ظهرها تنهام و همون طور که گفتم هر وقت حشری میشدم میرفتم اتاقمو درو میبستم و شروع میکردم به فیلم سوپر دیدن و خود ارضایی کردن ....


    خلاصه یکی از همین روزا که تنها بودم و خیلی هم حشرم زده بود بالا طبق معمول رفتم اتاقم و کارمو شروع کردم. خیالم هم راحت بود که کسی نیست خالم هم همیشه تا ساعت 7-8 شب با دوست پسرش بود مادر بزرگم هم چون کمردرد داشت هیچ وقت از خونش نمیومد بیرون و اگه خریدی چیزی داشت به من میگفت. خلاصه به شانس گند من اونروز خالم زود برگشته بود و برامون بستنی گرفته بود و اورده بود بزاره تو فریزر که دیده بود چراقم روشنه و میخواست بهم بده من که تا لحظه ای که درمو باز کرد اصلن نفهمیده بودم کسی اومده چون هدفونو تا آخر صداشو زیاد کرده بودم و داشتم جلق میزدم که دیدم یدفعه درم باز شد و خالم با بستنی وارد شد همین که منو دید که دستم دور کیر شقم هست یه "هه" گفت و بستنی هم از دستش افتاد من هم که خشکم زده بود و دستم هم هنوز رو کیرم بود و نمیدونم بخاطر استرس بود یا چی که آبم پاشید ومن هم که حواسم نبود دستمال کاغذی بگیرم جلوش آبم حدود دو وجب جلوتر رومیز کامپیوتر پاشید قبل این که دومین فوران بپاشه بیرون خالم رفت بیرون و درو بست. من که قلبم اونقدر تند میزد که میتونستم صداشو بشنوم و چشمم هم سیاهی میرفت و سردرگم بودم بعد از چند ثانیه فهمیدم که بدبخت شدم...




    من که اون موقع پیش دانشگاهی بودم تا از مدرسه برمیگشتم میرفتم تو تختم و خودمو میزدم به مریضی و از اتاقم بیرون نمیومدم تا با خالم رودررو نشم و همش دعا میکردم که چیزی به کسی نگه خلاصه چند روز همین طور گذشت و من فهمیدم چیزی به کسی نگفته و خیالم راحت شد که میخواد به روش نیاره ولی اشتباه میکردم یه غروب که کسی خونه نبود و من هم تازه داشتم بیدار میشدم خالم در اتاقمو زد و اومد تو. این اولین بار بعد از این چند روز بود که میدیمش مثل همیشه یه آرایش ملایم کرده بود و یه تاپ با شلوار نسبتاٌ چسبون پوشیده بود که هر دو سفید بودن. من هنوز زیر ملافه بودم و سعی میکردم باهاش چشم تو چشم نشم. اون بدون اینکه حرفی بزنه اومد کنار تختم نشست و به صورتم نگاه میکرد من که خیلی خجالت میکشیدم آروم گفتم: متاسفم اونم با یه لبخند گفت: برای چی؟ تو دهنی گفتم: برا اون روز. گفتش: من باید ازت عذرخواهی کنم که بدون در زدن اومدم تو. ولی حالا خودمونیما عجب کیری داریا!!! همین که اینوگفت من کپ کردم و در عین حال خیالم راحت شد سرمو بردم بالا وبا یه لبخند کوچیک و با تعجب بهش نگاه کردم. گفتش: دوست دختر نداری ؟ گفتم: نه باهام بهم زد. گفت: خوب برو با یکی دیگه دوست شو اصلن میخوای با چندتا از دوستای جوونترم آشنات کنم؟ منم گفتم راستش اصلن حال دوست دختر ندارم. گفت :خوب نمیشه که همش جلق بزنی! من که کنارش رو تخت نشسته بودم گفتم یجوری میگی انگار که اگه دوست دختر داشتم قرار بود بکنمش. اون با تعجب بهم نگاه کرد و گفت مگه دوست دخترتو نکرده بودی؟؟؟(یه جوری گفت که انگار خودش از بچگی سکس داشته) منم سرتکون دادمو گفتم نه. اونم یه خنده ی بلند کرد و گفت: منو باش که فکر کردم از پشت با اون کیر کلفتت کردیش که باهات بهم زده!!! منم خندیدمو گفتم کاش این جوری بود!!! یکدفعه صورتشو بهم نزدیک کردو آروم در چوشم با یه صدای سکسی گفت میخای بهت یاد بدم؟؟! بعد بلافاصله لباشو گذاشت رو لبامو شروع کرد به بوسیدن اولش فقط لب بود بعدش زبونشو کرد تو دهنم و داخل دهنم میچرخوند و من هم زبونشو میک میزدم. تا حالا این طوری لب نگرفته بودم خیلی حرفه ای بود. در همون حالت لب گرفتن بودیم که بهم فشار آورد و منو خوابوند رو تخت و خودشم اومد روم و دیگه خیلی وحشیانه ازم لب میگرفت من دیگه یادم رفته بود که این جیگر خالمه و عاشقش شده بودم. هردومون حسابی حشری شده بودیم من کیرم شق شده بود و اونم فهمیده بود لباشو از لبم بلند کرد و یه لبخند بهم زد ودستشو برد پایین و از رو شلوار کیرمو گرفت تو دستش و شروع کرد به مالوندن کیرم و همزمان لب هم میگرفتیم با دست دیگش دکمه های لباسمو باز کرد من هم کمکش کردم و سریع لباسمو در آوردم اون هم آروم آروم رفت پایین و نوک سینه وشکممو میلیسید و من هم کم کم آه آهم در اومده بود بعد آروم دستشو کرد تو شرتم و کیرمو با دست لطیفش مالوند. حس میکردم کیرم میخواد بترکه مخصوصاٌ سرش خیلی گنده شده بود. بهم گفت وای چقدر داغه! بعد با یه حرکت شلوار و شرتمو کشید پایین تا به زانوهام رسید بعد با هر دو دستش کیرمو گرفت و از بالا تا پاینشو می مالوند. من که اصلن تو حال خودم نبودم یدفه حس کردم کیرم خیس شد پایینو که نگاه کردم دیدم داره کیرمو میلیسه! بعد زبونشو از تخمام کشید به سمت بالا و وقتی به سر کیرم رسید کیرمو کرد تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن خیلی حرفه ای بود من بعد از 1 دقیقه حس کردم داره آبم میاد و بریده بریده گفتم" ب- س- ه" اونم فهمید یکی دیگه هم ساک زد و تا کیرمو از دهنش آورد بیرون آبم پاشید تو صورتش من تا اومدم بگم ببخشی... که دوباره کیرمو کرد تو دهنش و یخورده دیگه ساک زد بعد اومد بالا و ازم گرفت من یخورده بدم اومد ولی له لب گرفتن ادامه دادم. من که دیگه پررو شده بودم با یه حرکت برش گردونوم و اومدم روش و شروع کردم به در آوردن لباسش و همزمان هم لب میگرفتم اونم خودش کمک کرد ولباسشو دراورد بعد تازه چشمم افتاد به پستوناش! وای اصلن فکر نمیکردم اینقدر بزرگ باشه از رو لباس اصلن معلوم نبود. سریع با کله رفتم تو پستوناش و تندتند از رو سوتین لیس میزدم ومیبوسیدمش اون صدایی بین آه و خنده درآورد و گفت آروم باش حمید حالا حالاها وقت داریم اول سوتینمو در بیار من هم دستمو بردم پشتش و بندشو باز کردم و درآوردمش حالا که پستوناشو کامل میدیدم داشتم دیوونه میشدم کیرم از چوب هم سفت تر شده بود همینجوری داشتم لیس میزدم رفتم سراغ نوک پستوناش اونقدر حشری شده بود که نوک پستوناش بزرگ و سیخ شده بود همین که کردمشون تو دهنم و شروع کردم به میک زدن آه آهش بلند شد. سریع گفتم هیس دایی صداتو میشنوه ها! اونم بالشو گذاشت روسرش ولی بازم صداش بلند بود. من چند دقیقه پستوناشو مالیدمو ساک زدم وقتی سیر شدم به سمت پایین حرکت کردم و در همین حال شکمشو لیس میزدم. رسیدم به شلوارش و زیپشو کشیدم پایین و رفتم پایین از پایین شلوارش گرفتم کشیدم پایین و در آوردم. پاهاش خیلی سکسی بود سفید و تمیز. شروع کردم از ساق پاش لیس زدن و وقتی به رونش رسیدم سروصداش بیشتر شد از روی رونش لیس زدم به سمت داخل وقتی توی رونش رو لیس میزدم خودمم بیشتر حشری شدم. در حال لیس زدن با دست از رو شرتش کسشو میمالوندم یکم نم دار بود. بعدش شرتشو کشیدم کنار و انگشتمو کشیدم لای چوچولش دیگه نمیتونست تحمل کنه گفتش درش بیار منم گرفتمو درآوردم و کس خوشگلشو دیدم اصلن پشم نداشت من که از دیدن این صحنه داشتم دیوونه میشدم با دستش کلمو گرفت و فشار داد تو کسش منم تو فیلم سوپرا دیده بودم چجوری ساک میزنن. راستش اولش دوست نداشتم زبونمو بزنم ولی چون اون برام ساک زده بود منم شروع کردم به زبون کشیدن لای چوچولش و دوباره آه آه کرد خودشم با دستش کسشو میمالوند و هی خودشو تکون میداد و آه آه میکرد منم همینطور کسشو میلیسیدم که بعد از چند دقیقه ی طولانی کونش لرزید و ارضا شد البته همش یه قطره آبش اومد بیرون و من همونو با دست مالوندم به دور کوسش حالا که ارضا شده بود دیگه ساکت شده بود بلند شد و شروع کرد به لب گرفتن بعدش با دستش کیرمو گرفت و یکم مالوند بعد منو هل داد روتخت و اومد رو کیرم نشست و کیرمو هل داد تو سوراخش و شروع کرد به بالا و پاییین رفتن و 3-4 دقیقه بعد آبم اومد و دوباره ارضا شدم ولی اون سریع بلند شد و کیرمو گذاشت تو دهنش و ساک زد و نگذاشت کیرم بخوابه حالا چون دوبار آبم اومده بود کلی ساک زد و آبم نیومد حالا هم کیرم درد میکرد هم کمرم که خالی شده بود ولی خاله ی م ولکن نبود بعد ساک زدن کیرم اومد بالا و دوتا لب ازم گرفت و گفت یه دور دیگه ... این بار بلند شد و دست منو هم گرفت و بلندم کرد وخودش پشتشو کرد بهم و گفت بکن تو کونم من هم گفتم این که جا نمیشه گفت تو سرشو فشار بده خودش میره تو خلاصه هر کاری کردم نتونستم (اصولاٌ باید راحت میرفت تو ولی امروز اینقدر کلفت شده بود که نمیرفت) بعد برگشت و کیرمو لیس زد و بعدش کلی تف ریخت رو سر کیرم بعد دوباره برگشت و گفت حالا بکن منم سر کیرمو که حسابی لزج بود گذاشتم رو سوراخش و آروم فشار دادم وسرش رفت تو و یه آآآآه شنیدم ولی دیگه سرشو در نیاوردم آخه سر کیرم اونقدر باد کرده بود که قطرش از همجای کیرم کلفتتر شده بود. بعد چند ثانیه یکم دیگه فشار دادم و آروم آروم تا ته کردم توش و شروع کردم به تلنبه زدن و کردن خاله ی عزیزم. بعد از مدتی که نمیدونم چقدر بود آبم اومد ولی دست از کردن بر نداشتم وهمینطور کردمش تا دوباره آبم اومد فکر کنم اونم دوباره ارضا شد چون وقتی کیرمو در آوردم برگشت بهم لبخند زد و گفت وای یت از اکثر دوست پسرام بهتربودی و اومدو کمی لب گرفت و گفت مامانت 1 ساعت دیگه میاد بعد لباسشو پوشید وگفت من میرم حموم تو هم برو یه دوش بگیر بعد یه لب دیگه هم گرفت ورفت پایین. منم تازه خودمو دیدم که پر از عرق بودم . سریع لباسامو از رو تخت جمع کردم ورفتم حموم واومدم دراز بکشم چون کمرم خیلی درد میکرد ولی تا سرمو گذاشتم رو بالش خوابم برد.


    نوشته: حمید

  • 13

  • 1




  • نظرات:
    •   zirabi100
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • خالتو میدی به ما


    •   عسل سعیدی
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • واقعا حال بهم زنی


    •   H.u.n.t.e.r
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • اسم ده تا فیلمی رو که اخیرا دیدی واسم خصوصی بفرس
      اگه از ده تا ۱۱تاشون سکس نبود تا آخر عمر لب به اینترنت نمیزنم دیگه !
      مردک جلقی


    •   navidnews
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • كس خالت
      مگه تو خروسي كه اين قدر زود ابت مياد!


    •   HOSSEIN ®©
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • ان خوردي در دو كلمه


    •   meti sexy
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • خوب بود


    •   Kuchul
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • قشنگ بود.


    •   بچه ملاردی
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • سیچیم آغزو وا


    •   sExY BoY SZK
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • Dar har hal khob bod.
      khob bod


    •   ehsan.66
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • eftezah bod


    •   royaei
    • 5 سال،8 ماه
      • None

    • خوب بود ولی در کل حیلی ارضا شدی؛ که باورش رو سخت میکنه ؛ که نشون میده تخیلی بوده ؛ خوش باش تو تخیلاتت با خاله جونت


    •   malcolm X
    • 5 سال،1 ماه
      • None

    • دروغ گو


    •   majid22159
    • 5 سال
      • None

    • منم خیلی دوست دارم 2تا خاله کوچیکامو بکنم مخصوصا اخری


    •   majid22159
    • 5 سال
      • 1

    • منم خیلی دوست دارم 2تا خاله کوچیکامو بکنم مخصوصا اخری


    •   Hamid.BigCock
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • عزیزم اولین بارم بود خوب ...در ضمن نه اسپری تاخیری نه قرص استفاده کرده بودم...شما ببخشید دیگه ...دفعه بعد مثل بقیه دروغ مینویسم 2,3 ساعت سکس میکنم


    •   Hamid.BigCock
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • مرسی مرسی


    •   Hamid.BigCock
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • شماهم میکنی ایشالا


    •   shsmks
    • 3 سال،8 ماه
      • 0

    • برو دیوس کس مغز من به جات بودم خودکشی میکردم کس کش


    •   vahidjigar1122
    • 2 سال،3 ماه
      • 0

    • بازم خالتو کردی بعدا اگه کردی بنویس برامون
      و اگه خالت دوست پسر جدید میخواد بگو تا بیام


    •   farbod92
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • پافشاریت رو واقعیت بودن کسشرایی که نوشتی جای تحسین داره
      بلافاصله لباش رو گذاشت رو لبات ؟؟؟ اینجاشو جوری ریدی که دیگه هرچی هم قسم بخوری کسی باورش نمیشه
      تف به تخیل تخمیت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو