معمای انباری و خيانت مادرم

    1390/7/16

    هروقت برم توفيسبوك برگشتم باخداست نميدونم چرااون شب لعنتي هوس چايي كردم از اتاقم اومدم بيرون كسي توهال نبودفهميدم مامان آشغالهاروبرده پايين. يه چايي ريختم و رفتم لب پنجره. مامانوديدم كيسه روانداخت توي سطل وبرگشت سمت خونه. همينطور كه داشت ميمومد درعقب يك پژو باز شد و مامان خزيد داخل. همه اينا درچندثانيه اتفاق افتادداشتم شاخ در مياوردم اون پژوكيه چرامامان بااون لباس راحتي رفت تو؟


    پريدم لامپ روخاموش كردم و سرمو چسپوندم به پنجره كوچه ما دريك محله تازه ساز و خلوت تهرانه كه يك سمتش ميخوره به اتوبان و سمت ديگش يك زمين خاليه بزرگ شهرداري كه سالهاست قراره پارك بشه هرچه بيشتر دقت ميكردم كمتر چيزي ميديدم گاهي شك ميكردم كه واقعاكسي داخل اون ماشين لعنتي باشه. بيست دقيقه گذشت كه ديدم در باز شد و مادرم با سرعت عجيبي پياده شد واومد سمت خونه. وقتي اومد تو اتاقم من داشتم لايك ميزدم صورتشونزديك كرد منو ببوسه بوي تندعرق ميدادگفت من ميرم دوش بگيرم حواست به خونه باشه. ديگه نميخواستم خودمو فريب بدم احساس ميكردم بهم توهين شده. كجاست اون زن آهنين كه بعداز خودكشي شوهر چسبيده بودبه زندگي وتنهادخترش هم مردبود هم زن. دلم ميخواست به فاميل زنگ بزنم كه اون اسطوره نجابت داره آب مني يك مردغريبه رو ازتنش پاك ميكنه اگر اينهاروننويسم ديوانه ميشم لامصب توكه نيازجنسي داشتي چرافيلم وفاداري به يك مرده روبازي كردي؟ چرا مثل بچه آدم ازدواج نكردي چرامثل جنده هاي هفت خط تو كوچه به يك غريبه ميدي؟ من احمق به تقليدازتو همه غرايزم روسركوب كردم تا باعث سرشكستگي ات نشم؟


    گوشيم روبرداشتم رفتم جلو درحموم شيطون رفته بودتو جلدم. ديگه هيچي برام مهم نبودصداش كردم مامان من ميرم پاركينگ جواب داد برو گلم زودبيا. يه تف انداختم درحموم وپله هارورفتم پايين. ازوقتي بابام فوت شده اينجا شده انباري ولي بيشتر وسايل و اسباب بازيهاي قديمي من اينجابودكارتون عروسكهام روبيرون كشيدم خرس عروسكيم روبيرون كشيدم بغلش كردم اشك ازچشام جاري شد. گوشيوبرداشتم الو سلام آقارضاميخواستم سفارش يك كيسه برنج ويك بسته سيگاربدم. رفتم دم درپنج دقيقه طول كشيدتاسفارشو بيارن گفتم بيارش توپاركينگ علي آقا علي بچه افغانستان بود و شاگردبقالي. اون تن لاغرسرتراشيده ولباسهاي سادش مظلوميت خاصي داشت. علي جان بذارش روكمد. علي عين سربازي بودكه تنها شنونده بود. احتمالابه سواستفاده ايرانيها عادت كرده بود. گفتم علي توبه هيچي شك نكردي چشاش ازتعجب گردشدگفتم من وتوتوپاركينگ دوتايي شايدبخوام بكشمت راحت وخونسردگفت براي چي بكشي خانم؟ مگه افغاني مسلمان نيست احساس همدردي كردم باهاش گفتم علي من وتو دو تخته روي آبيم كه هيچ دلبستگي نداريم حتي مرگ هم برامون ترسناك نيست. تي شرتم رو درآوردم كرستم راباز كردم گفتم علي جان دست نخوردست ناقابله.


    ميلرزيد. خانم منوبيرون ميكنن سرش روگرفتم مثل بچه اي كه شير بخوردنوك ممه هامو ميك ميزدقرارم بريده شدچشام روبستم اولش فقط احساس قلقلك بودولي هرچه ميگذشت احساس بهتري پيداميكردم تازه داشتم ميفهميدم داستان چيه كه صداي منوبخودآورد ببخشيدخانم چشامو بازكردم چيه علي ترسونديم گفت ميشه شلوارتون رودربيارم گفتم باريكلابه توتاحالا شلوارچندنفرودرآوردي گفت بعضي وقتها كه سفارش ميبرم اززناي تنها يادختراحشري استخواني ميندازن جلوم گفتم پس حالا كه كارت درسته خودم شلوارموبرات درميارم فقط چون باراولمه اذيتم نكني يك تكه موكت انداختم كف پاركينگ علي خوابيدروش ومن با كس وكون نشستم رودهنش چقدرخوب ميليسيداصلابهش نميومد كسم حسابي خيس شده بودكه احساس كردم انگشت خيس علي رفت توكونم خيلي دردداشت ولي لذتي كه ميبردم چندبرابر بودگفتم آي مامان چرابهم نگفتي دادن اينقدخوبه علي گفت مگه مامانت ميده گفتم مگه نكرديش پيروجون محله كردنش حرفم تموم نشده بودكه از زيرم بلندشدشلوارشو درآوردكيرباريك ودرازي داشت اصلا به قيافش نميخورد هميشه فكرميكردم دودودل داره آخه بيست سالشم نبود باخشونت كيرشو چپوندتودهنم حالم بدشدكيرشودرآوردم بادست گرفتم سرشو بوسيدم بعدآروم كردم تودهنم اصلا حس خوبي نبودفقط ميخواستم حس مردانگيش ارضاشه تخماش روبادست بلندكردبه زيرشون اشاره كردازسوراخ كونش شروع به ليس زدن كردم تازيرتخماش پشم داشت عرق هم بود.


    زودخسته شدم به شكم خوابيدم روموكت عروسكم روبغلم كردم علي سعي داشت كيرشو واردكونم كنه =. نتونست. انگشتشوخيس كرد اولش يك انگشتي بعددوانگشتي كونمو داشت بازميكرديه لحظه بي حركت شدبعداحساس كردم سركيرش داخل كونم شد. غير از درد چيزي نداشت. جيغ زدم علي جان كونم جر خوردمحكم نگهم داشته بودبريده بريده ميگفت تورو خدا وايسا. كيرشو فشارميداد و من از درد عروسكموگازميگرفتم. سنگيني وزنش روبدنم كيري كه تو كونم بودوليسهاي كه به بناگوش و گردنم ميزديواش يواش داغم كرد ديگه زني بودم كه بنا به قانون طبيعت زير يك مردبودم و بايدلذت ميبردم. علي جان بكن كير ميخوام كيرشودرآورد بادست زدروباسنهام بعدسوراخموخيس كردباسنهاموبادست بازكردسركيرفشارداد توكونم هرچه كيرش ميرفت توخودشم ميخوابيدروم تابرخوردتخماشوبا باسنم حس كردم خودشم كامل خوابيده روم وصداي نفسهاي بريده وشهوتناكش روبغل گوشم حس ميكرد بااينكه بدنم تپل وگوشتي بودودوبرابر اون وزن داشتم ولي چنان بغلم كرده بود كه جنب نميتونستم بخورم گفت تحمل كن الان درست ميشه بارديگه كيرشو درآوردايندفعه دستاشوستون كرده بودوديگه داشت تو كونم تلمبه ميزد خيسي وگرماي خيلي خوبي داشت كيرش توتنم خيس عرق شده بوديم نگاهم به طنابي افتادكه روي سقف پاركينگ بودناخودآگاه مثل فيلم سينمايي يكي ازخاطرات بچگيم اومدجلو چشم مامان اون طناب چيه اونجا؟‌ هيچي عزيزدلم اون يادگاري باباته مامان چراگريه ميكني باباباطناب تاب بازي ميكرده نه عزيز دلم بابات افسردگي داشته يكبار با اون طناب تاب خورده مامان من نميفهمم هيچكس نميفهمه عروسكم بابات خيلي آرزوداشت كه تو دخترش بودي بيا بريم از اين انباري خراب شده.


    نوشته: فتانه شرور

  • 13

  • 1




  • نظرات:
    •   hamid.looloo
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • منم بیام هم خودت هم مامانت رو بکنم


    •   am@s
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • برات متاسفم كه توهم با ديدن جريان مامانت رفتي خودت رو زير يكي انداختي كه بگي چي ......؟؟؟؟؟
      كار مامانت چون كه بيوه بوده خوب حق داشته ولي اين كه به صورت غير رسمي بوده كارش اشتباه بوده بهت توصيه مي كنم كه ديگه تكرار نكن كه مثل مادرت محكم بشي .... >:)


    •   ساینا جون4
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • واقعا یعنی این حقیقت بود؟؟؟؟؟؟
      خیلی مسخره بود اصلا خوشم نیومد


    •   شاهى
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • اين ماجرا حقيقت نداشت و صرفا يه داستان بود. نويسنده "فتانه شرور"بود كه اغلب زير داستان هاى سايت كامنت ميزاره اين بار خودش دست به قلم شده و به نظرم بد هم ننوشته.جمله آخر نشون ميده كه زن وقتى شوهرش زنده بوده هم بهش خيانت كرده. ولى خودمونيم اين افغانيه هم خوب يه كون مفت گيرش اومد!!!


    •   sara sweet
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • بد نبود
      داستان بود ولی خوب نوشتی البته معنی خیانت اونی که نوشتی نیست خیانتو تو کردی به اعتماد مادرت و به خودت (بدترین نوع خیانت)
      دقیقا حس یه آدم عصبی رو منتقل کردی و همچنین عکس العملت قابل باور و تصور بود ولی انتخاب علی تو داستانت ناشیانه بود باید کسی می بود که حس نفرت یا پس زدن و بهت ترکیب میشد با لذت به دست آوردن یکباره تو و منتهی میشد به یک سکس نیمه وحشیانه ، ارضا شدن حس انتقامی که میخواستی و فلش بک اون خاطرات.


    •   فتانه شرور
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • مرسي بچه ها از
      نظرات قشنگتون


    •   shahin 59
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • ~X( boro baba ba in dastane tokhmit


    •   sepideh58
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • جالب نبود مخصوصا قضیه افغانیه
      خیلی غیر واقعی و غیر قابل باور بود بیشر روی داستانات کار کن
      شخصیت پردازی کن تا خواننده با داستانت هم ذات پنداری کنه


    •   mr.yes
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • Ok bood


    •   sara sweet
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • فری عزیز
      مرسی
      مثل همیشه عالی بود =d>


    •   فتانه شرور
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • آقا فري حرف نداري ها يه چيز
      طلبت


    •   kos.midi
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • فرى خيلى كيرى بود


    •  
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • kos.midi عزیز:
      پ ن پ میخواستی کس باشه بکنی توش؟


    •   lionhearted
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • فتانه جان من بعد 7 8ماه 2باره داستان خوندم اونم داستانه تورو
      بنظرم حست غير مصنوعيه انگار دار زور ميزني ك حستو القا كني انگار از مادرت متنفري و ميخواي با داستان نوشتن درموردش داري عقدتو خالي كني
      استارت كارت خوب بود اما از قسمت انباري ب بعد واقعأ غير عادي بود


    •   jabiz
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • تو که میخواستی بدی لا اقل به یه آدم دزست حسابی و ترو تمیز میدادی نه به یه افغانی کچل که لاپاش پشم داشته اونم عرق کرده بوده یعنی واقعا لا پاشو لیس زدی ایییییییی خیلی کثیفی


    •   mashhadie 34 sale
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • من احتمال بالا میدم این داستان واقعیه. اما خیلی سریع و تلخ تمومش کردی. گر چه احساستو گفتی اما باید به مخاطبت هم فکر کنی. موفق باشی گلم


    •   مريم خانم
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • واي حالم بدشد سكس با يه افغاني
      :sick:


    •   فتانه شرور
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • يارو خزانه مملكتو
      زد به جيب
      كسي كيرشيو نخورد
      مامشكل يه افغاني
      غريبوحل كرديم
      همه هيتلرشدن ميخوان دهنمونو
      سرويس كنن


    •   Hamed eshghi
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • مال خودته دوست داری به هرکی بده


    •  
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • akheeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeyy delam sookht . kheili romantik bood
      abam jahid :D


    •   koonparast_7
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • toam koskholiaaaaaaaaaa


    •   silenthell
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • Goozo jalghi idzi be afghani dadi

      اه اخ halam bad shod


    •  
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • برو باا کس خلللل


    •   lionhearted
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • 1كم انصاف داشته باشيد خاندانه طرفو يكي كرديم با حرفامو بهرحال 1 دس گرميه قشنگي بود
      فتانه جان من از 10 بهت 6 ميدم 4تاش بخاطره اسمشه 2تاش بخاطره زحمتت واسه نوشتن و واسه متنش 0 ميدم اميدوارم ناراحت نشي از دستم


    •   Mahdi_lover89
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • بابا میدی باز به یه هم وطن بده.دههههههههه


    •   eliiiyaaa
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • bebin be ja inke tahrik besham bishtar ghamo ghoose alam omad too delam baw nagid az in dastanaaaaaaaaa :-&


    •   hediye
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • =)) =)) =)) من فقط عاشق اینام که کامنت میدن زیر داستان میخوان نویسنده رو بکنن!


    •   bokone ghavi
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • از سبک نوشتنت خوشم اومد


    •   meysamak
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • موضوع خوب بود فیسبوکم داشت تازه!


    •   Rama_P
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • "هيچكس نميفهمه عروسكم، بابات خيلي آرزوداشت كه تو دخترش بودي"


      این جمله خیلی قشنگ کار شده بود و به خوبی نشون میداد که مادره از اولش هم مشکل داشته و احتمالا علت خودکشی پدر هم ترس از بی آبرویی و همچنین خیانت مادر بوده.. تقریبا مطمئنم که یه داستان بود تا خاطره و نویسنده ایده ی خیلی قشنگی داشت ولی خوب نتونست هدف رو بیان کنه، چرا که از کامنتای بالا اکثرا به این فکر کردن که چرا دادی!!! کلا نویسنده معلومه فکر خلاقی داره ولی باید توی داستاننویسی و پردازش داستان بیشتر کار کنه


    •   kurosh1980
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • بد نبود،خوبم نبود.به هر حال دمت گرم.زحمت کشیدی.
      هر وقت میگفتی علی جان،ناخودآگاه میرفتم تو فاز شعارهای انقلابی.
      علی جان کربلا...حسین حسین


    •   mahsan_0181
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • Ogh :-&


    •   Arash-GH
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • جنده.....!


    •   فتانه شرور
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • بچه هامن دخترم
      احتياج به تاييد
      شدن دارم ميشه
      يه خورده تشويقم
      كنيدبراكاراي بعدي


    •   کیرموشک
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • فتانه جون داستانت قشنگ بود ولی بعنوان یه داستان سکسی خیلی تلخ بود، بجای اینکه بهم حس سکسی بده دپرسم کرد ولی درکل نگارشت قشنگ بود مرسی


    •   sadler
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • :& :& :&


    •   ساینا جون4
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • alex3 عزیز اطلاعاتت خیلی کمه چند جین آدم میخوای برات بیارم که سنی هستن و اسمشون علی حسن حسین یا بقیه اسمای شیعه باشه فقط اسم جعفر رو من تا حالا ندیدم داشته باشن


    •  
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • =)) =)) =)) =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ =P~ :)) :)) :)) :)) :)) آی امان از دست تو فتانه کلی خندیدم خدا شادت کنه هر چی لیاقت و شایستگی دلته بهت بده انقده موجب شدی بچه هانظر بدن م بخندم فتانه جون این که ا ز لحاظ سکسی کلا سسکی نیستی خب؟ بعد بگم برات که بیشتر برو سایتا جنائی یا بیا خونمون کلی مجله دارم 1000تا بیا قسمت پلیسیاشو واسم حل کن جایزشو ببریم 10درصدتو علی با خرست و 90درصئ من خوب انصافو رعایت کردم ؟بعد آقایون و خانوما راست میگن دیگه هرروز چندینو چندتا دختر ایرانی ناز و زیبا که دست ما به کسشون نمیرسه کس اونا هم به کیرما نیمخوره بخوره تصادف میکنه بهشون تجاوز میشه از افغانیای خیانت کار عوضی متنفریم اونوقت تو افغانی میزاری؟بازم با این حال دست گل وانگشتای دخترونت که کوشش کردی برا ما 1داستان تهیه کنی سپاس بی کران.


    •  
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • O:) #:S O:) #:S ساینا جون راست میگه آره سنی ها ائمه رو بیشتر از ما قبول دارند فقط تنها مشکلشون سرخلیفست واز امام جعفر صادق به اون ور تا امام 11 روقبول ندارند حتی مهدی رو حجت خدا میدونن به عوان نجات دهنده.وای خدا بحث مذهبی شد منو ببخشید


    •   lionhearted
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • فتانه خانوم تو ك احتياج ب گاييده شدن داري چرا 1رابطه با پسر رو شروع نميكني ك هم نياز عاطفيت برطرف شه هم نياز جنسيت
      ميتوني اين مسئله رو با بي افت درميون بزاري ك در حد اعتدال سكس داشته باشين


    •   فتانه شرور
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • بچه هاايرادبني
      اسراييلي نگيرد
      بخداعلي هم وجود
      داره هم افغانيه چرا
      به اسم ومذهب آدمها گير ميديد


    •   farzaad
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • motasefam barat....kheyli ahmagi


    •   sina mashhad
    • 8 سال،2 ماه
      • None

    • خسته شدم از این داستانهای بی خودی


    •   Kos mashangh
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • داستانت شرو ور بود اما من دوست دارم اول تورو بعد اون مامان... بکنم.
      جوابمو بده چون بی خیالت نمیشم.


    •   no_love
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • خاک تو سرت مگه ادم گیرت نمیومد دادی به افغانی جنده


    •   دکتر سروش
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • سلام.ببخشید داستانت خیلی چرت بود اصن حال نکردم.موفق باشی ولی دیگه نده جنده میشیا.


    •   shahin shomal
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • maghze pestehhh ,, dastan bud dge ,, natunest jam kone akharesho ,, hala delesho
      nashkanin bache gonah dare ;) ;)


    •   Xerxes18
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • بازگشت زرکسیس۱۸ ! سلام به همه بر و بکس بامرام! همه اونایی که ایل و تبار نویسنده رو بردین زیر سوال، دمتون گرم!


    •   ممد آمریکایی
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • خاک تو سرت رفتی به افقانی دادی سگ هم ننتو هم خودتو بگاد میومدی این همه پسر تو فیسبوکو اینجاست کلفتو کوچیکو بزرگ به اینا میدادی خاک تو سرت ننت بیوس کیر میخواد آدمه مثه تو حیوان نیست که روح بابات بیاد بکنتت


    •   فتانه شرور
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • ممد آمريكايي اون
      افغاني ساده وزحمتكش سگش
      مي ارزه به تووبقيه
      الواتهاي كه مثل
      تو فكرميكنند شماها
      فقط تو توهم خودتون آدميد


    •   loving sex
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • داداش دمت گرم.با کلمه کلمه هاش حال کردم.دختره معلوم نبود چی نوشته.
      مر30


    •   loving sex
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • برو گم شو با اون مشکل حل کردنت.گوه.
      کیر سگو لیس میزدی بهتر بود اگه واقعی بود داستانت.از اعماق وجودم واست متاسفم.خاک بر سر ما آریایی ها


    •   loving sex
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • اگه خواستی خودتم میکنیم.من قصد نداشتم به نویسنده بی احترامی کنم.واقعا نتونستم جلو خودمو بگیرم.آلمانی ها از ما ایرانی هان.خوب.یعنی از ما بودن رفتن اروپا.اونوقت اونارو ببین ماهم ببین.بریم بدیم به اون آشغالا.کیرم تو هرچی مسلمونه.که افغانیام مسلمون شدن.آشغال


    •   loving sex
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • اگه داستانت دروغی بود بگو تا من خیالم راحت شه.من گوشی پسر عموم رو شکوندم به خاطر یه کیلیپ که چندتا سگ افغانی یه ناموس ایرانی رو خفت کرده بودن.کیرم تو غیرت ما.دمت گرم.کیر کردی تو حالمون


    •   loving sex
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • بچه ها ساینا جون تو ثبت احوال کابل استخدامه. =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))


    •   loving sex
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • نکن فتانه جونم.نکن.بحث دادن نیست اصلا.بحث اصالت ایرانیمونه.آمریکای بی ناموس دارن افغانستان رو جزیی از ایران میکنه.اونوقت میخواد از سه طرف دیگه ایرانو نفتشو صاحب بشه.بعدش افغانستان بشه جز ایران.این یعنی 150 سال فرهنگسازی که با زحمت تا اینجا رسوندیمش.دستت درد نکنه.واسه منو بقیه بچه ها خیلی ارزش داری فتانه که اینقد به متنت توجه کردنو نظر دادن.البته منت نمیذارم من.کارت درسته.میخوامت.خدافظی :X


    •   kurd.great.penis
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • اي بابا من دیکه کرد نیستم منم افعانی بشم به منم میدی؟!؟!؟!؟


    •   nasim_doz
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • خاک بر سرت.ابروش میبردی نه جنده بازی دربیاری.تو با اون فرقت چیههههههههههههه؟!!!!!!!!!!!!!! [(


    •   hamooon-82
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • عزیزم ناراحت نشو روح باباتم تو گور نلرزون اونی که رفته بود تو ماشین مامانت نبود زن همسایه بود مامانتو اشغالی به جای کیسه اشغالا برد چون قیافش شبیه اشغال سبزی بود اشتباهی بردنش...


    •   hamid.looloo
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • دوست داری هم خودت هم مامانت رو باهم بکنم؟


    •   shahvat62
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • من تا حالا نظر ندادم برای نوشته دوستان. بعضی اوقات برای سر گرمی خودن داستانها بد نیست. ولی نوشته این خانوم خونمو به جوش آورد. تا اونجایی خوندم که سر افغانی رو آورد جلوی ممی خودش. واقعا کارت مثل آدم های پست بود. با افغانی اگه مرد ایرانی بفهمه که به یه افغانی دادی مطمعنا هیچوقت بهت دست نمی زنه.


    •   hellboy_3m
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • vaghean moteasefam age nakham az did sex be dastanet negah konam nemishe begam ghashang bod ya na chon hare delet bod yejorai vase rahashodanet khobe vali chibegam nemitonam begam bahat hamdardi mikonam vali bedone tars az nazare digaran ke harchi dostdaran began kash mitonestam joz khondane harfat karibokonam valii............


    •   فتانه شرور
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • افغاني چشه مگه
      شاه مسعود داشته
      ماچي داشتيم امپراطور خون آشامي مثل كوروش
      كه نصف جهان رو
      با وحشيگيري غارت
      و قتل عام كرده اون
      بيشعورهاي كه به
      رفتگان فوش ميدن
      اين رژيم هم ازسرشون زياده اونهايي كه هي آريا
      آرياميكنن شاشيدم
      به تمدن دوهزارساله
      الان چي هستيد
      كون لق كوروش صغير


    •   loving sex
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • فتانه وقتی قاطی میکند.دیری دیری ن
      خونت به جوش اومد.
      یه داستان گذاشتی همه رو انداختی جون هم.اصلا کیر تو دهن تو و علی افغانی و منو اونو آنهاو همه و همه.لیاقتمون همینه.منم فردا میرم یه کوس افغان دست و پا میکنم.میگن بدنشون یه دونه مو هم نداره.خیلیم تمیز و خوشگلم هستن.از ایرانی ها خیلی بهترن.کوس تنگ 8> 8} :T


    •   ساینا جون4
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • فتانه شرور عزیزم دهنت نجس تر از این حرفاس که اسم کوروش رو توش بیاری ، تو لازم نیست راجع به کوروش نظر بدی تویی که مغزت اینقدر پوچ و کوچیک و بی محتواس که با دیدن جنده گری مامانت میری خودتم جنده میشی نظر دادنت خیلی مهم نیست


    •   farshad0098
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • migam shayad mamanet sex nakarde less karde momkene ha


    •   mm7d7
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • کسخلی؟؟؟


    •   nikolai straganov
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • سلام،
      داستانت خیلی جالب بود؛برای من فاز سکسی نداشت
      اما خیلی حال کردم،عبارات جالبی به کار برده بودی
      نوشتن احساسات و اون حرف هایی که به خودت زده بودی طعم خوبی به داستان داده بود
      من خودمم می نویسم اما تا حالا این جوری ننوشته بودم و در کل واقعا از داستانت خوشم اومد




      دوستان توجه به این مسئله داشته باشین که اون آزاده با هرکی می خواد بخوابه
      وقتی هر دو طرف راضین اشکالش چیه؟؟؟؟من خودم شخصا با عربا مشکل دارم اما هر چیزی جایی داره
      مسخرست که بگیم برا چی با یه افغانی خوابیدی...خوب دلش خواسته دیگه!


    •   خایه دار
    • 8 سال،1 ماه
      • None

    • خفه شو بابا کس نگو فک کردی ملت مث تو کسخولن ادا نویسنده هارو در میاره واسه ما
      مادری که تا دیروز اسطوره وفاداری بود! اصلا حال نکردم
      خانوم میشه شلوارتونو در بیارم؟هههههههههه علی هم شیطون بودا خودشو میزد به موش مردگی
      شروع به لیسیدن تخماش کردم زیر تخماش پشم داشت عرق هم بود!داستان حال به هم زن نوشتی یا سکسی! ریدم تو افکارت جنده


    •   همسایه
    • 8 سال
      • None

    • از فتانه شروع میکنم:
      فتانه داستان قشنگ و پر محتوایی نوشتی حسّ خودتو؛ اون حسّ خشم و غصّه ی درونی خودتو خوب به خواننده منتقل کردی!
      هر چند کوتاه.!
      بهت تبریک میگم که ذهن خلاقی داری و میتونی احساسات خودتو روی کاغذ بیان کنی...(به قول معروف).
      ارزش داستان تو واقعا بالا تر از اینه که تو یک سایت سکسی نوشته یا گذاشته بشه؛ البته توحین به سایت و عواملین سایت نشه!
      از نظر من این سایت علاوه بر جنبه ی سکسی, یک فضای اجتماعی رو برای کاربراش ایجاد کرده تا بتونن یکم, فقط یکم
      با طرز فکر خودشون با دیگران آشنا بشن! از اندیشه های سطحی و ساده نگر و توحین آمیز گرفته تا اندیشه های عمیق و سازنده.
      داستان تو دردِ جامعه ی کثیف مارو داره به زبون میاره که اصلاً جنبه ی سکسی نداره ؛درسته که در داستان سکس انجام شده ولی اون غم و اندوهِ نویسنده، آدمُ تحت تاُثیر قرار میده. امیدوارم که اَگر مشکلی داری هر چه سریعتر مشکلت بر طرف بشه و برات آرزوی موفقیّت میکنم. به هر حال ازت ممنونم!


      خوانندگان کم ظرفیت:
      اکثر کاربر های این سایت از روی خود ارضایی و ارتبط با جنس مخالف وارده این سایت میشن؛ البته خوده من هم تقریباً جزءِ همین دسته ام. راستشو بخواین خودمم نمیدونم هدف اصلی از ایجاد این سایت ها چیه؟! خدمت به خلق یا...


      کلام آخر:
      کاربرانی که میخواهن با خواندن داستان های سکسی خود ارضایی کنند، سعی کنند به اعصاب خودشون مصلَت باشن که اگه با خواندنِ یک داستان ارضاء نشدین، داستان های دیگری هم هست که فقط برای خود ارضایی، در کوتاه ترین زمان ممکن، نوشته شده اند و به نویسنده و اعتقاداتِ نویسنده توهین نکنین!!!!
      با تشکر <<همسایه>>


    •   SP92
    • 7 سال،8 ماه
      • None

    • بله. خب...از اتاق فرمان ميخوام كه سريعاً اكوي صداي من رو قطع كنه. تا من اجراي برنامه رو شروع كنم. با تشكر از دوستان.
      مخاطبين عزيز عنايت بفرمايين كه اين قسمت از برنامه اختصاص داره به نقد داستاني از نويسنده اي كه از نظر شخصيت، مزخرف ترين نويسنده ي اين هفته شناخته و معرفي شده.
      با توجه به اكثر نظرات فضلايي كه فوقاً اظهار داشتند، قسمت هايي از داستان ايشان خودنمايي ميكند. اما متاسفانه در بخشهاي انتهايي كمي ريدن ايشون.
      اما مهمتر از هر مساله اي اين مهم هست كه مولف مبتلا به شديدترين و حادترين شكل از بيماري شيزوفرني از نوع بدخيم مزمن هستند. ايشون به عظيم ترين شخصيت جهان از هر لحاظ، كه امروزه ساكنان فاسد غرب هم او را اسوه ي خود و فرستاده ي حقيقي خداوند ميدانند و لوح قوانين مملكت اش را كه از ان زمان به جاي مانده، همانند با ارزشترين شي كشف شده حفظ ميكنند و جالب اينكه به ما كه خود وارث تمدن او هستيم فخر ميفروشند كه لوحش تو موزه ي ماست، كونتون بسوزه، اين قهبه ي قهبه زاده ي قهبه مسلك عرض ميكند كان لق كورش. جا داره از اين جمله در اين موقعيت استفاده كنم: از طرف طرفداران عادلترين فرمانرواي ابدي عالم بعد از خالق يكتا: كس لق جنده ي جنده زاده اي كه شما باشين و ياد اوري ميكنم هر وقت هر جا و در هر شرايطي كه خواستي اظهار فضل و به نوعي اظهار وجود كني به ياد داشته باش در اسلام و فرهنگ كشورمون و كشورهاي اطراف و حتي در فرهنگ تمامي غربيان و خلاصه بگم همه ي مردم جهان از هر مدليش سركار عالي حرامزاده به شمار ميريد و از جهتي حقيرترين قشر از اقشار محقر اين كره ي خاكي تشريف دارين.


    •   SP92
    • 7 سال،8 ماه
      • None

    • يادم رفت اينو. كس ننه ي مامي جنده از خايه هاي نداشته ي شاه مسعود بالا ميره اما به كورش توهين ميكنه. دوستان اشتباه كردن. افغانيش هم از سرت زياده. شرف اون افغاني از تو بيشتره. اون تخته هات تو كون جد و اباد حرومزاده ي جنده زادت كه مايه ي ابروريزين. اب كون تازه طالب حمايت هم هست. با حرفت نشون دادي از مدفوع خوك هم نجس تري. خب حرومزاده اي!
      با عرض معذرت تهيه كنندمون به بنده اشاره دارن كه وقتمون تموم شده و بايد شما مخاطبين عزيز مريض رو تا قسمت بعد ترك كنيم. با تشكر از توجهتون.
      اين برنامه هم به انتهاي خودش رسيد.
      خداحافظ تا داستان بعدي از خاندان جنده و حرامزاده ي فتانه حرومي.


    •   Goraaz
    • 7 سال،7 ماه
      • None

    • 1- خیلی خوب نوشته بودی . ساختار داستانت و تکنیک نوشتنت به نسبت اکثر داستان های سایت عالی بود
      2-ولی به قول یکی از دوستان احساست مصنوعی بود . انگار اونچه رو که نوشتی با تمام وجود حس نکردی و همین حس نکردن رو هم به خواننده انتقال دادی
      3- زمانها رو خوب نرسوندی . جملات اولت طوری بود انگار نصف شب پا شدی رفتی چای بخوری . فواصل زمانی بین وقایع هم مبهم بود
      4- زیادی راحت و بی استرس خودت رو به علی آقا تقدیم کردی . برای کسی که اولین تجربه سکس داشتنشه قدری بعیده
      5- از لذت بردن خودت خیلی زود گزشتی و کم توصیفش کردی . حتی اگرم از روی اجبار بوده و لذتی نداشته باز هم از حست کم گفته بودی . انگار کلا علی آقا یه لیس به سینت زده و یه لیس به کست و رفته سر وقت کونت
      6- گزینه 1
      7- یه عالمه تشویق (تو مرورگر من شکلکا رو نشون نمی ده) واسه اینکه دلگرم بشی و ادامه بدی


    •   simaa223
    • 7 سال،4 ماه
      • None

    • مگه افغانی آدم نیس؟خاک بر سر نژاد پرستتون کنن.خالا خوبه ما ایرانیا هیچ پخی هم نیستیم اینقدر فخر میفروشیم به این و اون. همه از یه گل ساخته شدیم.حالا این دختره نرفته که با افغانیه ازدواج کنه،فقط بهش داده،تو اون حس وحال تنها فرد مورد اعتماد که بذهنش رسیده این یارو بوده،کجاش ایراد داره؟؟


    •   saman_hooot
    • 7 سال،4 ماه
      • None

    • کس کش مادرجنده لاشی تو گوه میخوری در مورد کوروش حرف بزنی و در حد همون لیس زدن لای پای افغانی ها هستی جنده خانم


    •   saman_hooot
    • 7 سال،4 ماه
      • None

    • کس کش مادرجنده لاشی تو گوه میخوری در مورد کوروش حرف بزنی و در حد همون لیس زدن لای پای افغانی ها هستی جنده خانم


    •   saman_hooot
    • 7 سال،4 ماه
      • None

    • کس کش مادرجنده لاشی تو گوه میخوری در مورد کوروش حرف بزنی و در حد همون لیس زدن لای پای افغانی ها هستی جنده خانم


    •   saman_hooot
    • 7 سال،4 ماه
      • None

    • کس کش مادرجنده لاشی تو گوه میخوری در مورد کوروش حرف بزنی و در حد همون لیس زدن لای پای افغانی ها هستی جنده خانم


    •   saman_hooot
    • 7 سال،4 ماه
      • None

    • کس کش مادرجنده لاشی تو گوه میخوری در مورد کوروش حرف بزنی و در حد همون لیس زدن لای پای افغانی ها هستی جنده خانم


    •   maximan
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • کاش من جای علی بودم ..چنان میکردمت که تا سه روز نمیتونستی بری دستشویی...آدرس خونتونو برام بفرست از خجالتت در میام


    •   sadra74
    • 3 سال،3 ماه
      • 0

    • خوب بود .هم خودت هم مامانت هم داستانت


    •   doste_sexy_2
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • نگارشش قشنگ بود با دروغ و حقیقتش کار ندارم جالب بود . بعضی وقتا که پی به یه واقعیت میبری خیلی از ارزشهات بی ارزش میشن


    •   Mj_Mf
    • 2 سال،2 ماه
      • 0

    • شبیه رمان های سال 1990 نوشتی
      و خودتم انگار یه آدمی هستی که ببخشیدا "روانی"
      نمیدونم چرا ولی احساس میکنم ویید خوبی مصرف نمیکنی!


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو