مقاومت درمقابل شوهرشدن! چرا؟ تا کی؟! 😂

1399/12/05

برای منی که یک هفته سکس نداشتن ، باعث عصبی شدن و بی اعتماد به نفسیم میشد ، یکماه دوری عذاب مطلق بود .
دو هفته به خاطر تست کرونای من که نمیدونم چطور بی علامت مثبت شد ، دو هفته ی دیگش هم به خاطر ترس و احتیاط حضرت آقا و جون دوستیش …
و البته عاقلیش …
توی این یکماه ، شبی نبود که با فکر سکس‌ باهاش به خواب نرم و خواب جر خوردن زیر کیر معمولی و نسبتا کلفت اش رو نبینم .
گاهی اوقات از شدت هات شدن اشکم در میومد و نمیدونم این شهوت بی انتهای وجودم دقیقا به کی رفته بود.
هزار بار دیدار بعد از دوری رو تو ذهنم تصور کرده بودم.
فکر میکردم خیلی اون روز دوره، تا اینکه دومین روز از سال جدید ، تلفنم زنگ خورد. خودش بود ، پسر رو مخ یبسی که متاسفانه من میپرستیدمش .
بعد از مکالمه های روز مره ، ازم پرسید که «ناهار چی داری؟»
نودلیت بی مزه ایی خورده بودم و تقریبا سیر ، ولی چون میدونستم پسر خجالتی من ، بعد از ۲ سال رابطه و بیشتر از ۳۰۰ بار سکس ، خجالت میکشه که مستقیم بگه دلم میخوادت و بیا سکس‌کنیم ‌، با ناراحتی گفتم :« وای نه ! هیچی ندارم .»
گفت: «پس بیا اینجا یه چیزی بخوریم .»
و من گفتم اوکی و به تااااااخت رفتم زیر دوش .
دقیقا عینهو هولا و کیر ندیده ها ، هرچی شامپو و نرم کننده ی مو و شامپو بدن داشتم رو قبلی رو آب نکشیده ریختم روی سر و بدنم و در عرض ده دقیقه پریدم بیرون .
همزمان هم یه فاتحه برای ارواح مدیر کلینیک لیزرم میفرستادم که اگر نبود این حموم ده دقیقه ایی تبدیل میشد به سه ساعت پروسه ی پشم زنی و خونی مالی شدن توسط دسته تیغ و ژیلت .
یا احتمالا قرارمون °کان لن یکن° تلقی میشد و من باید در به در دنبال سالن اپلاسیونی که روز دوم فروردین باز باشه میگشتم .
نمیخواستم حتی یک ثانیه پیشش بودن رو از دست بدم ، برای همین با حوله درخواست اسنپ دادم .
حولم رو‌پرت کردم یه گوشه و شروع کردم خالی کردن بادی اسپلش رو‌خودم ، موهامم بافتم که خشک کردنش وقتی رو‌ ازم نگیره . سوتین تامام تور جدیدی که قبل از این مریضی کوفتی خریده بودم تا براش بپوشم رو هم از کشو در اوردم و روش هم نیم تنه ی توری مشکی ایی که دقیقا ۶ ماه چشمم دنبالش بود ولی بخاطر قیمت بالاش نمیخریدم،پوشیدم .
سه روز برای پول زیاد دادن بابت این یه تیکه کوچولو پارچه ی فوق سکسی که بی نهایت به بدن سفیدم میومد عذاب وجدان داشتم . ولی بعد از تایید توسطش ، عذاب وجدانم تامام شد.
البته که به نظر خودم خیلی سفید نبودم ولی هربار که سر شونه یا پر و پاچم دیده میشد با گفتن«جوووون ، سفیدک ، سفید برفی من ، چقدر آخه سفیدی تو» بهم توهم سفیدی میداد .
یه جینی هم کردم توپام و مانتو شالمو پوشیدم و یه ریمل و رژ زدم و‌ اسنپم رسید.
یعنییییی صفر تا صد آماده شدنم بیست دقیقه هم طول نکشید.

تو مسیر که بودم یکم از این همه عجله خجالت کشیدم و هی به خودم نهیب میزدم :« دختر ، یکم دست نیافتنی باش ، یکم معطلش کن ، یکم کلاس داشته باش چیه آخه ، یکم بیشتر آرایش میکردی خب …»
ولی بعدش که فکر میکردم قراره دقیقه به دقیقه ی پیشش بودن برام آرامش داشته باشه یکم آروم میشدم و میگفتم :« بیخیااااال بابا ، هزار بار گفته که قدرم رو میدونه و هرجوری باشم براش ارزشمندم ، تازه هم این آرایش قراره پاک شه که رو بالشتی هاشو کثیف نکنه ، چرا باید جلوی آیینه بودن رو ترجیح میدادم به لذت نوازش شدن توسطش؟»

در واحدش رو که باز کرد مثل ببر بنگال حمله کردم طرفش.خرت و پرتایی که خریده بودم تا دست خالی نیام ول شد کف سالن و انقدر محکم همدیگرو بغل کردیم صدای ترق شکستن قلنچم اومد .
دستام رو شستم و لباسام رو عوض کردم .
توی آشپزخونه بود و داشت ظرف میشست . از ظرف شستن متنفر بود بچم و میدونست که وقتی بیام و تلنبار بشقابای کثیفش رو ببینم، میشورمشون و مثل اینکه این رو نمیخواست .
رفتم از پشت بغلش کردم .
گفت :« کار دنیا رو ببین برعکس شده ، تو از پشت بغلم میکنی ، نکنیمون حالا.»
گفتم :« وا یعنی تو هر وقت بغلم میکنی میخوای بکنیم؟»
گفت :« آره پس چی ، کردنی رو باید کرد ، توام که کردنی ترین دختری هستی که میشناسم.»
از تعریفش قند تو دلم آب شد . قصدش تعریف ازم بود منتها فن بیانش تخمی.
سرمو کردم توی گردنش و شروع کردم گردنشو میک زدن ، درجا پوست روی گردنش که توی دیدم بود دون دون شد .
شیر آب رو بست و گفت :« اووووو ، دو دقیقه بزار برسی ، یه نفس بگیر بعد بزن مادر منو بگا ، نکن بابا حموم نرفتم.»
به خوردن و لیس زدن گردنش ادامه دادم و بهش گفتم که عیبی نداره ، ولی برگشت لپمو کشید و گفت :« دخترکوچولو‌خیلی هم عیب داره . باش تا ده دقیقه ای بیام.»

تا از حموم بیاد بیرون کل شرتم از هیجان اتفاقی که قراره بیوفته خیس آب شد ، یک ماه سکس نداشتنم مزید بر علت .
رفتم در حموم رو زدم و بهش گفتم :«بیام؟» گفت :«نه.». زهرماری گفتم و رفتم یه بستنی از یخچالش برداشتم و خودم رو‌مشغول کردم.

وقتی صدای عاخیش عوخیش اش رو شنیدم رفتم توی‌اتاق و‌دیدم با حوله ی دور کمرش نشسته و داره موهاش رو خشک میکنه ‌‌.
انقدر این صحنه برام جذاب بود که دیگه صبر نکردم خودش بیاد سمتم و رفتم رو پاش نشستم و شروع کردم بوسیدنش‌.
اونم دستش رو گذاشت پشت گردنم و بالا تنه اش رو گذاشت روی تخت و منو هم کشید روی خودش .
با سر و صدا و ملچ مولوچ و آه و اوه لباش رو میخوردم که دیدم هیچی نشده کیرش راسته راست شده و داره به کصم فشارش میده ، یه جونی که عاشق‌لحن گفتنش بودم گفت و اومد روم .
دست راستش روی سینم بود و لباش گوش و گردنم وسرشونه هام و هرجایی از بدنم که برهنه بود رو میخورد و لیس میزد .
دست انداختم و نیم تنه ام رو در آوردم و اونم حوله اش رو انداخت پایین تخت .
وقتی سوتین جدیدم رو دید، سرشو به چپ و راست تکون داد و گفت :« وااای چقدر بهت میاددد، چقدر سینه هات معرکه شدن توی این ، واقعا دیوونه میکنی آدم‌رو.» و سرش رو برد پایینتر و شلوار و شورتم رو در اورد و همه جای کشاله های رونم رو بوسید.
پیش خودم فکر‌کردم :« آخه لعنتی ، چرا بدت میاد از خوردنش ، الان باید زبونت رو میکردی توی سوراخم که به قول خودت حتی برای زبونتم تنگه و دیوونم میکردی…»
دستش رو گذاشت روی کصم و با انگشتاش دنبال سوراخم میگشت ، خیسی بیش از حد کصم رو که لمس کرد یه آه بلند و حشری کننده کشید و یکم کلیتوریسم رو مالید ، انگشتش رو کرد توی کصم و خوابید بغلم و زمزمه وار گفت:« دارم انگشت میکنم کص تنگتتت رووو»
حقیقتا دیگه طاقت نیوردم و دستش رو از توی کصم کشیدم بیرون رفتم روی بدنش و یکم کصم رو روی کیرش کشیدم و بعد هم ، یک ، دو ، سه ، کیرش رو تا انتها کردم توی کصم و نشستم روی کیرش رو شروع کردم بالاو پایین شدن .
کمرم زیاد انعطاف نداشت و نمیتونستم حق مطلب رو ادا کنم ، ولی تمرکز کرده بودم که تلنبه زدنام سکسی باشه و دستام رو گذاشتم روی سینه هاش . نمیدونم چرا ولی دوست پسر قبلیم گفته بود اینکار رو بکنم و این حرکت توم مونده بود. یه آرزوی مرگ براش کردم و خجل از فکرش که توی سرم اومده ، سعی کردم لذت ببرم و لذت بدم .
نیمای بیچاره ی من زیر کصم داشت آه میکشید و لذت میبرد ، چشماش مدام برمیگشت و اصلا نمیتونست بازشون نگه داره‌. و همزمان ناله میکرد « یواشتر ، نکن الان آبم میاد.»
گفتم الان بچه مردم از شدت لذت سکته میکنه و‌اونوقت بیا و ثابت کن اومده بودم اینجا بحث کاری کنیم و سکته اش اصلا ربطی‌به من نداره . والا شانس که نداریم میوفته یه طوریش میشه آبرو و شرفم بر باد میره.
این بود که از کیر شیطون ، پایین اومدم و بغلش خوابیدم. با تعجب نگاه میکرد .
گفتم:« حرف بزرگواران رو گوش نمیدی دیگه ، فعلا پیلیز استاپ تا بعدش اگین استارت…»
درحالی که میخندید رفت تا از کشو کاندوم رو بیاره. دقیقا نمیدونم چه مقدار تحریک شده بود که موقع کاندوم کشیدن روی کیرش هم آه و اوهش به راه بود.
منم دیگه فاز مسخره بازیم رو کنار گذاشتم و لبه ی تخت داگی شدم که کارش تموم شد از همونجا یک سره بکنه توش .

موهام رو‌گرفته بود و تلنبه های محکم میزد ، کیرش رو یه جایی بین پایین مثانم حس میکردم که میاد و میره ، تقرییا داشتم جیغ میکشیدم و‌یک نفس اسمش رو صدا میزدم و میگفتم که خیلی عالیه و خیلی داره بهم حال میده . اونم میگفت کصت تنگه و‌کیرم رو داره منفجر میکنه و منم میگفتم نه خیرررر کیر تو کلفته !
از این حالت خسته شدم و صدا های ناشی از باد رفتن توی کصم، باعث شد به پشت بخوابم و بهش بفهمونم بیاد بین پاهام .
پاهام رو باز کرد و کیرش رو یک ضرب فرو کرد توی‌کصم.
سرشو کرده بود توی گردنم . از موهاش کشیدم که نگام کنه.
وقیحانه توی چشماش زول زده بودم و ناله میکردم و اونم هرازچندگاهی میتونست چشماش رو باز نگه داره و رابطه ی چشمیمون هم برقرار باشه .
تلنبه هاشو که سرعتی تر کرد ، دوسه تای آخر رو با آخ بلند زد و منم ازصدای سکسیش ارضا شدم و بی حال افتاد روم …
دوسه دقیقه بعدش ، سر و صورتم رو تند تند بوس کرد و هیجان زده ازم تشکر کرد و گفت که مثل همیشه عالی بودم.
منم متقابلا از حسای خوبم باهاش بهش گفتم و گفتم که سکسی ترین پارتنر دنیاست .
وقتی رفت دستشویی ، دراز کشیدم و نفهمیدم چطور خوابم برد .
قبل از خواب هم به این نکته فکر میکردم که واقعا چرا انقدر در مقابل تبدیل به شوهر شدن مقاومت میکنه؟
۶ ماه دیگم گذشت و من بعد از ۲ سال نفهمیدم چگونه دوست پسر خود را‌به شوهر تبدیل کنم …!؟

با فشار دستاس روی سینه هام و احساس داغی کیرش لای کونم ، ازخواب بیدار شدم و خودم روبرای یه راند نفس گیر دیگه آماده کردم …

نوشته: سنیوریتا


👍 27
👎 1
16201 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

793339
2021-02-23 01:12:45 +0330 +0330

تو همونی هستی که سکس دختر کارمنده رو نوشته بودی؟

1 ❤️

793340
2021-02-23 01:14:17 +0330 +0330

وقتی تا زنگ میزنه بدو بدو میری همه چی بهش میدی دیوانست بره زیر بار خرج عروسی و مهریه؟؟


793341
2021-02-23 01:14:53 +0330 +0330

آره همون نیمای لاشی:|

0 ❤️

793344
2021-02-23 01:16:25 +0330 +0330

اتفاقا دختری مث اینو باید گرفت (قاپید) و مال خود کرد که دلسرد نشه و بره با یکی دیگ چون مثلش کمه!
یادداشت بردارید دوستان

3 ❤️

793356
2021-02-23 01:42:09 +0330 +0330

خوب بود سینیوریتا یکمی میخواستی *س نمک بازی در بیاری ولی اون که باید میشد نشد:ا

3 ❤️

793368
2021-02-23 02:36:17 +0330 +0330

کاملا تابلو بود که همش دروغه
مدرک اثباتشم اینه که توی بیست دقیقه آماده شده اونم از صفر تا صد
مردا با یه زیر شلواریو یه قلیونم بیست دقیقه بیشتر طول میکشه تا از صفر تا صد آماده بشن

اونا بالاییا رو جهت لبخند روی لبات نوشتم
خوب بود بازم بنویس

1 ❤️

793392
2021-02-23 05:20:03 +0330 +0330

کاری نداره لگو مهریه سکه نمیخوام ازدواج کنه باهات

0 ❤️

793393
2021-02-23 05:33:35 +0330 +0330

خوب نوشتی آفرین لذت بردم

0 ❤️

793395
2021-02-24 00:21:45 +0330 +0330

بنظرم به جای درگیری سر تور کردنش، لذتشو ببر
والا

0 ❤️

793507
2021-02-24 10:53:34 +0330 +0330

خوب بود، در عین فان بودن زیبا هم بود. دوباره بنویس طفا

1 ❤️

793540
2021-02-24 16:46:13 +0330 +0330

باورتون میشه کونکونک بازی نبود؟ داشتم از ذوق سکته میزدم. 😂

0 ❤️

793716
2021-02-25 18:08:18 +0330 +0330

فهمیدی چگونه شوبماهم بگو

1 ❤️

793729
2021-02-25 21:00:34 +0330 +0330

پسرا عاشق اينن كه تنها باشن و يه دوس دختر مثل تو هم داشته باشن ديگه محاله به ازدواج فك كنن😄

0 ❤️

793944
2021-02-26 22:09:02 +0330 +0330

خوب بود . جذاب بود

1 ❤️

796135
2021-03-09 12:59:20 +0330 +0330

بعد 4 سال خوندن داستان های تاپ شهوانی 😂 😁،این جزو معدود داستانایی بود که واقعا حال و هوای شرایطی ک سکس درش اتفاق افتاده بود رو بیان کرد و همین باعث میشد جنبه حسی خوبی داشته باشه.
دصخوش@! 🌹

0 ❤️

796145
2021-03-09 14:24:46 +0330 +0330

خواندنی بود
لایک 👍

0 ❤️

796203
2021-03-09 22:52:29 +0330 +0330

بد نبود تونستی کیرمو شق کنی
تبریک میگم

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom