ملینا خواهرم تو ترکیه (۱)

    خواهرم ملینا ۲۳ سالشه تهران زندگی میکنیم و خودم ۲۱ سالمه. ملینا معمولا تیپ های سکسی میزنه میره بیرون ولی زیاد اهل ارایش نیست ولی لباسای کوتاه میپوشه. میدونم دوست پسر داره مشکلی با این موضوع ندارم هرکس اختیار زندگی خودشو داره.
    ماجرا قدیمی نیست و واسه دو هفته پیشه که منو و مامان و ملینا با خاله و دختر خالم رفتیم ترکیه. خالم از همون اول با اومدن من مخالف بود به هر حال منم خودمو جا کردم. همین که از مرز هوایی ایران خارج شدیم ایرانیا به طرز زننده ای مشغول تعویض لباس شدن و حتی موقع پیاده شدن تو همین فرودگاه داشتن شلوارک میپوشیدن ! توریست های دیگه خیلی تعجب کرده بودن. ما تا هتل رفتیم و بعد از یه استراحت با هماهنگی تور لیدر یه گشتی اطراف هتل و استخر زدیم . خودم به بهونه های مختلف بینمون فاصله مینداختم تا هم خودم راحت باشم هم اونا.
    شب برگشتیم هتل که به توصیه یکی از دوستام قصد داشتم برم به یه کلاب شبانه اولش اونا هم میخواستن بیان ولی من سریع اومدم پایین و رفتم به نزدیکترین کلاب به هتل. زیاد اهل رقص نیستم فقط داشتم نگاه میکردم که دو تا دختر ایرانی داشتن میرقصیدن از بغلشون رد شدم دستمو مالیدم به کون یکیشون خوششون اومد. همینجور لای جمعیت حرکت میکردم و میمالومدنم حدود ۱ ساعتی میگذشت یهو یلدا و ملینا رو دیدم دارن با هم میرقصن. اینا هم دوتایی اومده بودن. سه تا پسر ترکیه ای هم کنارشون بودن. ترجیح دادم از دور وایسم. تو رقص نور حتی میچسبیدم بهشون هم شاید منو نمیشناختن یلدا ارایش غلیظی کرده بود موهاشو هم بلوند خیلی سکسی شده بود واسه همین خیلی دستمالی میشد حتی یه سیاه پوست اومد از پشت بغلش کرد و محکم کونشو چنگ زد یلدا دختر خالم هم یه ناله شهوتی کرد و خودشو ول کرد تو بغلش اروم سینه هاشو مالوند و از ملینا یکم فاصله گرفتن. من خودم کیرم شق شده بود داشت میترکید. ملینا هم یه شورت جین پوشیده بود که تا وسط های ران پای سفید و صیقلیش میرسید با تی شرت. دیدم یکی از اون سه تا پسر ترک اومد جلو‌دست ملینا رو‌ گرفت شروع به رقص کردن وسطای رقصشون دیدم ملینا داره یواشکی شورتشو میده بالا تا ران هاش بیشتر معلوم بشه انقد داد بالا تا یکم از کون سفیدش هم افتاد بیرون چقد خوش اندام بود. پسره هم داغ کرده بود از دشت بغلش کرد اروم دستشو گذاشت رو سینه هاش از پشت هم کیرشو چسبوند به کونش. دم گوشش یه چیزایی میگفت که ملینا متوجه نمیشد فقط لبخند میزد. یهو دیدم دستشو کشید داشت میبرد یه گوشه. میرفتن به سمت کناره های کلاب که خیلی خلوت بود. چند نفر داشتن لب میگرفتن یلدا کلا غیب شده بود. ملینا و پسره رفتن بیرون کلاب تو کوچه پشتیش یه کوچه خیلی باریک بود که هیچکس نبود توش خلوت و یکم تاریک سریع رفتم پشت یه سطل اشغال قایم شدم اونا یکم زیر نور بودن ولی جایی که من بودم تو فاصله چند متریشون و خیلی تاریک منو اصلا نمیدیدن. دیدم ملینا با پسره لب تو لب شد و با ولع داشتم لبای همدیگرو میخوردن پسره همزمان دکمه شلوارشو باز کرده شلوارشو کشید پایین ملینا یه دست به کیرش کشید و سریع رفت پایین. شورتشو کشید پایین یه کیر ۱۷ سانتی بود حدودا سفید و خیلی کلفت یه لیس از زیر کیرش زد و سرشو گذاشت تو دهنش مشغول ساک زدن شد برق از سرم پرید. باورم نمیشد خواهرم انقد راحت داشت جندگی میکرد. به قدری حشری شده بودم که میخکوب فقط نگاه میکردم. پسره سر ملینا رو گرفته بود به زور تا ته میکرد تو دهنش. دوباره ملینا رو بلند کرد ازش لب گرفت و برش گردوند. ملیکا سریع شورتشو کشید پایین چه کون خوش فرم و سفیدی داشت پسره دولا شد شروع به لیس زدن کس و کون خواهرم کرد. ملینا هم داشت از شهوت بیهوش میشد. تا لحظاتی دیگه میکرد توش یعنی خواهرم پرده نداشت ؟ بعد از چند دقیقه لیس زدن و جیغ های خواهرم پسره کیرشو تنظیم کرد دم سوراخ کون ملینا و اروم سرش کرد توش ملینا چیزی نگفت پسره هم با یه فشار کل کیرشو کرد تو کونش که وقتی تا ته رفت ملینا یه اه خیلی سکسی کشید. خانوم کونی تشریف داشت و به این راحتی که اون کیر کلفت رو جا کرد قشنگ معلوم بود از ۱۷ سالگی داره کون میده. کیرم داشت منفجر میشد پسره هم با شدت تمام داشت تو کون سفیدش تلمبه میزد. کون ملینا مثل ژله میلرزید. یهو بی اختیار ابم اومد و‌ داشتم بیهوش میشدم. دیگه دیدن صحنه های کون دادن خواهرم واسم شهوت انگیز نبود و‌ بیشتر داشتم ناراحت میشدم. پسره ول کن نبود ۲۰ دقیقه بی امان داشت تو حالت سرپایی ملینا رو میگایید که ضربه هاش محکم تر شد ملینا عین جنده ها اه و ناله های سکسی میکرد و بیشتر خودشو میداد عقب که کیر بیشتری بره تو سوراخش اخرش هم پسره صدای نفس زدناش بلند شد و کیرشو تا خایه کرد تو و فهمیدم ارضا شد. تا اخرین قطره اب کیرشو خالی کرد تو کون خواهرم و شلوارشو پوشید سریع از کوچه خارج شد. ملینا هم نشسته بود رو زمین نفس نفس میزد یه دستمال از جیبش در اورد داشت اب کیر یارو رو تمیز میکرد. دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم پاشدم رفتم جلو یهو بلند شد ترسید وقتی دید منم چشاش از ترس گرد شد. ارایشش کلا بهم ریخته بود هنوز شهوت تو چشماش بود. بهش گفتم قشنگ جرت داد جنده ؟
    ادامه دارد ....
    نوشته: مهدی

  • 36

  • 35




  • نظرات:
    •   toolejen
    • 2 ماه،3 هفته
      • 5

    • اسم اون کوچه رو بذارید کوچه مردها


    •   lovely_grl
    • 2 ماه،3 هفته
      • 20

    • درسته ک هرکسی اختیار زندگی خودش رو داره ولی دلیل نمیشه که به توئه بی غیرت نرید


    •   amirkhan6262
    • 2 ماه،3 هفته
      • 10

    • دمت گرم واقعا با یه نگاه فهمیدی از ۱۷ سالگی کون میداده
      حالا کل داستان که چرت بود کاری ندارم
      ولی خدایی کف کردم با به نگاه هم دقیق فهمیدی کیر پسره ۱۷ سانت هست هم خواهرت از ۱۷ سالگی کون داده
      کلا به عدد ۱۷ انگار علاقه شدیدی داری


    •   MAHDI.Bمهدی
    • 2 ماه،3 هفته
      • 5

    • کوروش جان مادرت پاشو مردمان سرزمینت از دست رفتن پسرا نصفشون کونی و بیغیرت شدن دخترا هم نصفشون جنده شدن


    •   وب.گرد
    • 2 ماه،3 هفته
      • 10

    • شک ندارم اینقدر دیسلایک و فحش خواهی خورد که از ادامه دادن داستان پشیمان خواهی شد.فقط میتونین به دادن ادامه بدین (biggrin)


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • خاککک


    •   varna008
    • 2 ماه،3 هفته
      • 4

    • راستشو بگو جلوی پسر رو نگرفتی بگی منم بکن منم خوشم میاد؟ (biggrin)


    •   varna008
    • 2 ماه،3 هفته
      • 5

    • حالا توی قسمت بعد از دادن مامانش و خالش میگه که کل ترکیه رو آباد کردن (clap) (biggrin) خدا قوت دلاور شما به تنهایی پرچم ایران رو کردید توی گوه


    •   Pk69
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • ازون فاصله کیرشو هم سانت کردی؟؟


    •   Behzad3213
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • کسشر بود


    •   Sara19901370
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • ملینا یا ملیکا؟ کدومشون (clap)


    •   ehsan9705
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • شیرم دهنت
      کس خل خر معلومه که از کوره داهاتت اونورتر نرفتی
      احمق عوضی من فقط تا به حال 6 بار رفتم ترکیه،ندیدم کسی تو فرودگاه شلوارشو عوض کنه
      گورخر تو هواپیما؟
      بعدشم تو کشوری که همه دامن کوتاه می‌پوشن دیگه لباس باز و کوتاه و سکسی معنی نداره همشون همین طورین
      چون همون چند خط اول کستانتو خوندم اینا رو نوشتم و فهمیدم چه کس‌شعری قراره تلاوت بکنی.
      ولی الان خوندم بقیشو
      کیر 17 سانتی تو کونت چه جوری تو تاریکی با اون فاصله اندازشو تشخیص دادی؟
      نمی خواد جواب بدی تو یه کونیه حرفه‌ای هستی و انقدر کیر خوردی که می تونی با دقت سانت به سانت سایز کیرو ختی تو تاریکی تشخیص بدی


    •   mariii_a
    • 2 ماه،3 هفته
      • 5

    • ازون فاصله چجوري ديدي تو كدوم سوراخش كرد:/


    •   royaei
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • گفتم الان آخرش میگی یهو از خواب پریدم دیدم خودمو خیس کردم ؛
      اصلا معلوم‌ نبود تخیلاتت رو سرهم کردی و به اسم داستان روایتش کردی ؛
      خوب نیود ؛
      موفق باشی


    •   amadimahdi
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • به راست دورغ بودن داستان کاری ندارم ولی از بی غیرتی مردان و پسران سر زمینم و جندگی دخترانش واقعا حالم بهم خورد حیف این کشور با مردمان و زنها پاکش که چند تا جنده کونی ابرو نذاشتن


    •   doki-kar balad
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • عوضی خاک برسر
      خواهرم بعد ده سال ازدواج هنوز وقتی آرایش داره، موقع رد شدن از جلوی من سرشو میندازه پایین تند رد میشه،بعد تو حمال جلوت خواهرتو جر دادن نشستی کیر یارو رو اندازه کردی که 17 سانته.!

      کلاه نداشتتو بذار بالاتر حمال، حیف اسم ایران و ایرانی که تو غربت وسط ترکا خرابش کردید،


    •   Jessy-jeams
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • نمیدونم تازگیا این جغیا کص مغز تا آبشون میاد سریع بیهوش میشن؟ ???


    •   m...h...a...
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • ننویس بابا بی غیرت...حالمونو به هم زدی جاکش‌‌‌.‌...کصتان بعدیم لابد کون دادن خودت به رجب طیب اردوغانه...نمیخاد بنویسی‌.


    •   Haghi13833
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • بی غیرت


    •   Nikolfidas
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • ۱۷ مرد کیر ۱۷ سانتی تو کوچه ۱۷ از ۱۷ جهت به ۱۷ روش سامورایی گاییدنت اخه خارکسده درسته ترکیه ازاده نه اینکه دیگه تو کوچه کونت بذارن اونم پشت سطل اشغال حالا خوبه نگفتی تو سطل آشغال


    •   arshamshirazi
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • کلا کسشر


    •   allforsex
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • عاشق اون ملیکایی هستم که یهویی اومد وسط داستان و رفت.
      ولی به خاطر موضوعش لایک.


    •   ssonna
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • بعداز خوندنه 17 رکعت نماز

      با خلوص نیت و از تهه دل 17 هزار بار بلند و بی وقفه بگو
      "کص گفتمو نوشتم ریدم با این نوشتم" بلکه آمرزیده بشی (rolling)


    •   Mehranpoiut
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • کوص گفتی دادا


    •   hamid30gari
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • خوب بود لایک
      موفق باشی؛


    •   حاج.دولدار
    • 2 ماه،3 هفته
      • 2

    • قشنگ نوشتي
      فقط اونجا كه گفتي معلومه از ١٧ سالگي كون ميدادن ، رو ريدي!
      پزشك قانونيه مگه كار ميكني؟


    •   cld
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • به قدری افتضاح می نوبسین که منی که موافق محارم هستمم بدم میاد!!


    •   esiiishahi30cm
    • 2 ماه،3 هفته
      • 3

    • آخه خوار جنده ..... این جنده ها رو از اینجا جمع کردی بردی ترکیه که بدی دم جوون های ترک ۲۰ دقیقه تلمبه های ایستاده از کون بخوره ..... دخترخاله با یکی دیگه رفت .. مامان و خاله جای دیگه داشتن میدادن .... بدبخت ...
      این همه جوونهای ایرانی بکن !!!؟؟؟ همین غلط ها رو میکنین که احمدی نژاد روز تولد مایکل جکسون رو بهش تبریک میگه دیگه !!!!!!


    •   Siin-miim
    • 2 ماه،3 هفته
      • 1

    • کسکش کیرم دهنت چرا عدد 17 رو میگایی؟؟؟
      دیوث دیس میدم تا یادت باشه در مورد 17 کسشر اضافه تفت ندی کییییونننننییییی


    •   X_Emo
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • ادامه ببینم قراره سر این داستان رو به جات برسونی عزیز دل برادر.
      البته بی غیرتی و بی خایه بودن خودت رو به پای زندگی خصوصی دیگران نباید بذاری. اینجوری هم که تو تعریف کردی بی شک خواهرت از همون 17 سالگی کونی بوده و تو خبر نداشتیم.


    •   شب_گرد_تنها
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • هیچی نمیگم کلا کی..رم تو خانواده بی صاحاب بپفیوز پتیارت کی...رم تو پدر جا..کشت پدرت یه کس...کش به تمام معناست ریدم تو قبر اجدادت همون اولش خالت مخالفت کرده با تو معلومه خانوادگی رفتی بدین ای ریدم بهت ریدم به داستان نویسیت طرف تو یه کوچه داده کسی هم نیومده بگه سگت چند یعنی تایلند هم اینقد امنیت نداره. فاز اینایی که اینجور داستان هارو مینویسن درک نمیکنم میخوای فحش بخوری؟ یه داستان خالی بنویس بگو فحش بهم بدین


    •   jkljkl123
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • باحال بود


    •   sam1398
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • ghashang bod dar mored kol khanevadet benvis v ghesmat sexesho bishtar va khashentar kon


    •   Supersniper
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • جوووون,آب کیرم پر فششششار تو کس خواهرت


    •   ali.gh061
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • وقتی خوندم نظر میدم


    •   ali.gh061
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • دیس 29 تو کون تو و هفت پشت قبل و هفت پشت بعدت.کسکش زر مفت نزن.غیرت نداری گوه اضافه هم نخورریدم توی فانتزی ذهن مریضت ک ب خوهر خودت هم نظر ناپاک داری.ریدم دهن اون پدر و مادر بی اصل و نسب ک امثال تو حرام زاده رو ب وجود آوردن.ولد زنا ک میگن تویی باقی ادات و در میارن


    •   DAmirksdk
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • ادامه بده


    •   koskholkir.koloft
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • اولا خوارکسته دوما جقی سوم بی غیرتی داستان جندگی خواهرتو نوشتی حال بهم زن از دور چش چش رو نمیدید این کسخل از دور سانت زد فهمید کیر یارو ۱۷ سانته


    •   Alone_sesd
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • دادا بگم کص ننت با اون فانتزی های کیریت یا زوده !؟


    •   amirsam69
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ملینا یا ملیکا کدوم داد


    •   Fantasysister
    • 1 ماه
      • 0

    • سلام.حتما ماجرای ماساژ سکسی خواهرم که به سکس منجر شد را در تاپیکم مطالعه کنید.تنها ماجرای واقعی که خواهید خواند


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو