مملی بلا (۱)

    سلام و خسته نباشید خدمت همه ی بچه های شهوانی. آقا فحش میدید درست بدید ادم جیگرش حال بیاد نفس های من
    خب اول از خودم بگم من محمدم البته همه یعنی همه بهم میگن مملی نمیدونم چرا. من قدم ۱۸۱ وزنمم ۹۸ هست البته شکم ندارم چون باشگاه زیاد میرم شنا هم زیاد میکنم من ۲۱ سالمه این داستان مال ۲ سال پیش هست . خب خاطره مو میگم واسه تون بچه ها. من خیلی کله خرم اصلا نمیدونم چرا وقتی میرم دور دور میخوام مخ همه رو بزنم اقا ما با رفیقم کامی رفتیم دور دور ماشین من اون موقع پارس بود سیستم حرفه ای هم وصل کرده بودم البته اون موقع خیلی حال میکردم با سیستم خب ببخشید یکم چرت پرت زیاد میگم خب رفتیم دور دور با کامی دوتایی مخ زده بودیم البته خداییش اون شب خوب مخ زدیم روز شانس بود بخدا اقا داشتیم با کامی میچرخیدیم دیدم یه زنه از آرایشگاه زنانه اومد بیرون وای بگم چی بود کون بزرگ اندام طلا من یه دل نه صد دل عاشق کون این زن شدم با این که سنش یکم بالا بود ولی من میمردم براش چه کونی!


    به کامی نشون دادم رفتم رو مخش اقا یه ادرس پرسیدم کس شعر گفت نمیدونم اقا همین جور حرف زدم باهاش چون نمیشد بگم میخوام مخ تو بزنم چون واقعا خودم خجالت میکشیدم بگم گفتم خانوم کجا میرید میخواید برسونمتون گفت نه اقا اخم کرد منم با پرویی گفتم پلن خاصی نداری پلن کنیم؟ گفت چی میگی گفتم هیچی امشب که نمیشه فردا میخوای برنامه ای بریزیمم این شهر تون رو به ما نشون بدید؟ (الکی میگفتم این جوری میگم من شیرازی نیستم از شهر دیگه ای اومدم ) یکم نگاه به دور برش کرد گفت بچه من هم سن مادرت هستم! منم گفتم بخدا قصد بدی ندارم حالا شماره تون رو بدید میبینید بچه بدی نیستم گفتم بخدا مزاحم نمیشم فقط چون من نمیشناسم شهر شما رو این جوری گفتم دیگه اصرار کردم شماره شو داد. آقا شماره شو که گرفت وای دیگه انگار قند تو دلم اب شده بود بخدا اون شب دو تا داف کس شماره دادم به هیچ کدوم اس نمیدادم فقط میخواستم شب برم خونه بهش اس بدم.
    رسیدم خونه بهش سلام دادم دیدم جواب نداد بعد گفتم ای خدا حتما فردا تو بلاکم. فردا صبح شد تا یه صبحانه برا خودم اماده کردم داشتم میخوردم (من تنها زندگی میکنم ) خب دیدم ساعت های ۹ اس داد گفت سلام شما گفتم همون پسر بلایی که دیشب مزاحم شد؟ گفتم معرفی نمیکنید بیشتر اشنا شیم گفتم الی هستم ۱۴ ساله از شیراز گفتم سن یه عدده بعد خندید گفتم کی بیام شهر تون رو بهم نشون بدید کی بیکار هستید؟ گفت من سالن هستم تا یک بعدش بیکارم گفتم نه ظهر گرمه شب چی گفت نمیتونه شب تا دیر وقت کار میکنم. اقا اینو گفت گفتم اق حسابی کیر خوردم این احمق که درست نمیتونه بیاد بیرون گفتم اشکالی نداره عزیزم جمعه میتونی بیایی برنامه بریزیم بریم خارج از شهر؟ خندید گفت تو دیگه خیلی خوشت اومده ها. منم گفتم نه بابا مگه میخوایم چه کار کنیم؟ گفت نه. دیگه اصرار زیاد کردم گفت من با دخترم پس میام. گفتم دختر تون چند سال داره گفت ۲۰ سال پیش خودم گفتم اینم جوجه برا کامی که دیگه خفه شه
    آقا تا جمعه فقط بهم اس میدادیم خسته نباشی از این کس شعر ها شب پنج شنبه از خوشحالی نمیدونستم چه کار کنم اوف فکر کون گنده ش میکردم حسابی کیرم سیخ سیخ میشد شنبه که شد رفتیم با کامی مرغ خریدیم به مواد زدیم با مزه مشروب رفتم درخونه شون صبح ساعت ۱۰ ۹ بود وقتی رفتم زنگ زدم گفتم بیایید ما پایین هستیم اقا نگو اول دخترش اومد چی بود گفتم کامی خاک تو سر من بشه بعد بگو رفیق بدی داری!


    با دخترش سلام کردم دست دادم بعد یکم پتو این چیز ها اورده بود که گذاشتیم حرکت کردم تو راه خیلی حرف نزدیم ولی حسابی آهنگ خوندیم رقصیدیم وقتی رسیدیم مشروب خوردیم کلی خندیدم خیلی خوش میگذشت بعد که غذا درست کردیم خوردیم گفتیم بیا بازی کنیم به کامی گفتم برو بطری مشروب رو بیار بطری بازی کنیم کامی هم میدونست دقیقا میخوام کاری کنم که با دختره که اسمش ببخشید یادم رفت ماندانا بود یخ ها شون رو باز کنم جیک تو جیک بشن. آقا من به کامی حسابی حال دادم این قدر بوس کرد ماندانا رو این قدر گردنش رو خورد که دخترش بدبخت معلوم بود چشماش خمار شده بود. مخصوصا تو عالم مستی داد میزد! آقا ما هم نگفته نمونه لب از عشقم گرفتم که چقدر چسبید دیگه شب داشت میشد همه چی رو جمع کردیم رسوندیم شون در خونه شون بعد که رسیدم خونه کامی هم اومد پیشم.


    شب دیدم عشقم داره زنگ میزنه گفت محمد عینکم جا مونده تو ماشین میشه فردا بیاریش برام تو خونه؟ گفتم چشم عزیزم. قطع کردیم بعد گفتم کامی چی شد دیگه فردا سیخ رو زدم! کامی گفت اگه نکنیش خودم میکنمت گفتم تو خیالت نباشه من مملی هستم ها! خندید گفت ها یادم رفته بود!


    بچه فردا شد صبح زود ساعت های ۹ بود سریع بیدار شدم کلاس داشتم کلاس رو کردم تو پیچ البته بخاطر این کون گنده خیلی کلاس هام رو حذف شدم بعد ساعت ۹ رفتم پیشش کسی تو سالن نبود خودش تنها بود گفتم دست تنهایی گفت اره شاگرد هام ظهر ها میان که سرم شلوغ تر میشه بعد همین جور که داشتیم حرف میزدیم خودم رو بهش نزدیک کردم گفتم مشتری نداری گفت نه بزار در بالا رو ببندم ممکنه کسی بیاد فکر بد کنه رفت بست گفتم خب چی میشه فکر بد کنه؟ دقیقا میفهمید چی میخوام ولی ناز میکرد خودش رو به کوچه علی چپ میزد. منم هی از پشت بغلش میکردم خودم رو فشار میدادم به کون گنده ژله ایش وای حتی از روی شروار هم نرمی شو میشد احساس کنی چه قدر نرم بود کونش واقعا عالی بود. کم کم بوسش میکردم بعد گردنش رو که خوردم گفت نکن دیونه یه جوریم شد. گفتم جون چی شد گفت مرگ محمد! گفتم دوست داری لب های خوشگلت رو بخورم بعد اروم لب ها شو خوردم چه قدر مزه داد لباش واقعا شیرین بود لباش خیلی حال کردم مثل دخترای دیگه نبود لب گرفتنش کلا فرق داشت دیونت میکرد یه استاد به تمام معنا بود. جوری لب دهنت رو مک میزد که اب تو میکند کم کم رفتم پایین تر پیراهن شو باز کردم داشت دیونه میشد. میگفت میخوای ممه بخوری گفتم اره میدی ممه بخورم یا نه گفت تو فقط منو بخور ممد! وای جوری سینه ها شو میخوردم که داشت دیونه میشد دستم رو بردم تو شروارش گفتم کجا رفته این کس کوچولو گفت می ترسه بکنیش دردش بیاد خیلی وقته کسی نکردش! گفتم جون میشه بخورمش چقدر بدنم داغ شده بود کیرم سیخ سیخ شده بود گفت وایسا درش بیارم بخورش واسم. یه تخت تو ارایشگاه بود مثل میز دندون پزشکی همون جوری انداختمش روی تخت بعد پا ها شو دادم بالا هنوز نزدیک کسش نشده بودم کله مو داشت میکند با دستاش اروم اروم کس شو لیس زدم داشت دیونه میشد چقدر حشری بود پاها شو محکم فشار میداد به سرم کلا صورتم تو کسش بود گفت اوف بکنش لعنتی دیگه نمیتونم تحمل کنم بکنش گفتم کیرم رو باید بخوری تا سیخ سیخ بشه تا این کس تو جر بدم گفت بیا اینجا ببینم این وحشی ها حمله کرد به کیرم انگار کیر ندیده بود وای چقدر خوب میخورد صدای خوردن کیرم رو که میشنیدم بیشتر بیشتر به ارضا شدن نزدیک میشدم دیدم دارم ارضا میشم این جوری که این عشق من داره میخوره گفتم بیا دیگه باید کس تو جر بدم ولی اصلا دوست نداشتم کیرم رو از دهنش بکشم بیرون چون میترسیدم ابم بیاد کون گنده رو از دست بدم همین جور خودم رو یکم سر گرم کردم تا امپر کیرم بخوابه یکم خیلی داغ بود میدونستم تو کسش نرده ابم میاد بعد اروم اروم کیرم رو روی کسش میکشیدم داشت دیونه میشد چشماش رو بسته بود میگفت تو رو خدا بکن منو دارم میمیرم اروم اروم کردم توش خیلی تنگ نبود ولی داغ داغ بود کیرم رو میکشید داخل وای چی بود داشتم با سینه هاش ور میرفتم سینه ها شو میمالیدم داشت روی ابر ها شنا میکرد میگفت محمد بکن منو بکن وای بعد ربع ساعت که داشتم میکردم تمام بدم عرق زده بود کسش حسابی جر دادم ولی تایی که میخواست ابم بیاد میکشیدم بیرون یکم اروم بشه بعد میکردمش بعد گفت چرا ارضا نمیشی چقدر کمرت سنگه دارم جر میخورم دیگه عوضی گفتم کیرم کون تو میخواد گفت نه درد میگیره خیلی وقته از پشت ندادم گفتم نگو کیرم ناراحت میشه ها گفت قربونش برم من چون خیلی بهم حال داده باشه بزار برعکس بشم ولی یه کرم هست اونجا اون رو بیار اونو بزن روی سوراخ کونم بعدش تا صبح از کون منو بکن روی کرم نوشته بود روان کننده واژن که واقعا عالی هست اگه میخواید یه سکس خوب رو تجربه کنید حتما بخرید مثل پماد هست ولی لذت سکس رو چند برابر میکنه بچه نگو چقدر کونش تنگ بود خودش که داشت بیچاره تحمل میکرد منم اروم اروم میکردم داخلش هی میگفت وایسا دردم گرف حالا وای کیرم داشت مچاله میشد از بس تنگ بود وای وقتی که شروع کردم به کردن این قدر لذت بردم که باهیچ کسی این جوری لذت نبرده بودم واقعا عالی بود کون بزرگ وقتی تقه میزدی انگار داری به پنبه فشار میاری وای کونش داغ داغ بود داشت کیرم رو اتیش میداد وای چقدر مزه داد به پنج دقیقه نکشید که تمام وجودم رو داخل کونش خالی کردم وای چقدر خوب بود واقعا انگار دنیا رو بهم داده بودن خیلی خوب بود بعد گفت چی شد چی شد شیر خسته گفتم عوضی بیین چقدر خستم کردی گفت تو جیگر منی بعد خودش رو پاک کرد اومد لخت هین جوری تو بغلم خوابید ازش تعریف کردم زن ها کلا دوست دارم تعریف کنی بگی وای مرسی چقدر تو خوبی چه کونی داری حسابی کس لیسی کردم بعدش گفت فکر کردی میزارم جایی بری باید هر روز منو بکنی اصلا اول صبح باید اول منو بکنی بعد بری هرجایی که میخوای بری اصلا دوست دارم کیرت کلا تو کسم باشه دیگه درش نیاری بزاری اونجا بمونه بعد گفتم دیگه من برم توو هم به مشتری هات برسی بعد که بوسش کردم رفتم ... البته خیلی بعد اون ماجرا سکس داشتیم ولی بعد برام عادی شده بود دیگه کردمش تو دیوار چون یک سالی باهم بودیم اونم همش دل دل میزد برای کیر من دیگه تموم کردم رابطه رو و امید وارم که حال کرده باشید بچه ها و موفق باشید دوس تون دارم فعلا اگه خواستید باز هم از خاطره هام میگم واسه تون با همین مملی ۲ ۳فعلا بچه ها اگه غلط املایی داشت ببخشید دیگه با گوشی نوشتم ?


    نوشته: محمد

  • 3

  • 9




  • نظرات:
    •   royaei
    • 1 ماه
      • 0

    • بلاها اینجورین ؟
      عجب ؛ ...


    •   Tarzan_shahvani
    • 1 ماه
      • 0

    • ننویس کسکش


    •   sashaarian
    • 1 ماه
      • 0

    • چون نوشتی فش بدین ؛ فش نمیدم تا حرص بخوری وزنت اضافه بشه ؛ سه رقمی شی


    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 1

    • باز اکبر اقا سلمونی شاگرد جدید گرفت!!! (biggrin)


    •   مهتاب عشق
    • 1 ماه
      • 1

    • مملی نگو بلا بگو
      کونی کون کن ها بگو


    •   Ares.1
    • 1 ماه
      • 1

    • خیلی طولانی یود
      من عاشق طولانی بودن داستانم ، اما این دیگه شورش رو درآورده بود!!
      1 درصد فکر کن ، نادری دختر 20سالش رو بیاره زیر دندون گرگ!!
      شیشه میزنی؟؟


    •   mamadkaraji
    • 1 ماه
      • 3

    • سوالی که پیش میاد اینکه این به اصطلاح روان کننده ی واژن توی آرایشگاه چیکار میکرد؟!؟
      تو آرایشگاه واژن رو روان کننده میزنند بعد شروع میکنند به اصلاح مو؟!؟
      بعد لامصب روان کننده واژن؟!؟


    •   reza1023
    • 1 ماه
      • 1

    • فکر کنم مادرت بردن آرایشگاه اینطوری کردنش!


    •   مسیحی۰
    • 1 ماه
      • 1

    • بازم یه جقی تاریخ گذشته بی مصرف


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 3

    • دیوث


      آدم باید مرام داشته باشه، تو که بویی از مردونگی نداری، شاشیدم توی مرامت. یک سال باهاش بودی و چون دلت رو زد گذاشتیش پای دیوار؟ ادبیاتت تخمی بود، شروار؟ دیوث‌خان، رو ابرا پرواز می‌کنند، تو چطوری روی ابرا شنا کردی؟ نیوتن رو در نطفه گاییدی. آقای مخ‌زن، مخ طرف رو زدی بعدش بهت گفت دخترم را میارم که رفیقت بکنش؟ توی ادبیات عامیانه از کلمه پسر زیاد استفاده میکنند مثلا میگن پسر عجب مالی بود، پسر خیلی فلان بود و ... ولی تو مدام نوشتی بچه اینجوری، بچه اونجوری ... امیدوارم اینجوری نباشه که یکی دیگه داشته بهت میگفته بچه جون با گلهای قالی بازی نکن و دل به کار بده. در ضمن قرار بود همه بهت بگن مملی ولی داستانت چیزی دیگه میگفت. حتی خودت. حالا بخند و اگر بگردی بهش، میبخشمت.


      دیشب مملی رسید به خونه
      گفت عاشق چاکِ هرچی کونه
      چون جق زده زیر و روی "شروار"
      کارش شده گریه و بهونه


      ها کـُکا


    •   saeed-mrz
    • 1 ماه
      • 0

    • ممل مغز جلقونیان، آخه کیری تو اون تخیلات جلقیت دیگه این دوستت کامی و اون ماندانا چه کونی میدادن لا دیوار کن کونی (dash)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو