منتظر بودم شوهر کنه

    1392/11/13

    سلام دوستان من مهدیم می خوام در مورد داستان سکسم با فهیمه رو بگم این موضوع مربوط می شه به 1 ماه پیش یعنی اولین سکسم در باغمون فهیمه دختر عموی مامانم و زن داییمم هست تا زمانیکه اون زن داییم بشه قیافش زیاد سکسی نبود بود چون پدر مادرش اجازه نمی دادن لباسای تنگ سکسیو آرایشو رنگ مو اینا استفاده کنه اما در هر صورت خیلی خوشگل بودو منم خیلی تو کفش بودم فقط منتظر بودم شوهر کنه و پردش پاره بشه بعد از این که داییم اومد اینو گرفت خیلی خوشحال بودم توپوست خودم نمی گنجیدم خیلی واسشون کار کردم خلاصه بگذریم این فهیمه خانم ما از وقتی که شوهر کرد رو سریش اومد وسط کلش کلی لوازم آرایشو اینا اما شوهرش که داییم باش نمی ذاشت لباسای جذب سکسی بپوشه اون جلوی من خیلی راحت بود حالا دلیلشو نمی دونم چی بود حتی یادمه یک بار رفتم دم در خونشون تازه از حموم اومده بود بیرون با شرطو سوتین جلوم نشسته بود (البته کل خانواده فکر می کنن من خیلی اسکلم من در کل فامیل خودمو مثل بهلول جا زدم)منم مونده بودم تو کفش اینام زیاد مهم نیست خلاصه یه یه سالی گذشتو اینا بچه دار شدن منم خوشحال بودم که می تونستم پستونای گنده و خوشگلشو ببینم خلاصه خیلی می رفتم خونشونو هی به پستوناش نگاه می کردم البته به بهونه های مختلف می رفتم ولی حدود 1 ساعت به سینه هاش خیره می شدم بعد کارمو انجام می دادم بعد از 2سال و 3 ماه بچشو از شیرگرفت و دیگه وقتی خیلی با هم خوب بودن دیگه اجازه ی اینو گرفته بود که لباسای سکسی بپوشه بعدش رفت و مو هاشو های لایت کرد که دیگه دیوونه کننده بود دیگه نمی تونستم تحمل کنم دوست داشتم برم درجا بکنمش ولی حیف که نمی شدخلاصه 1 ماه گذشت و به دلایلی مجبور شدیم بریم باغمون خونوادگی بخوابیم حدود 1 ماه هم تو باغ خوابیدیم و این فهیمه خانم کیر گیرش نیومده بود بعد با داییم به مشکل خوردن با هم دعواشون شد حدود 2 هفته با هم قهر بودن که سکس ما تو هفته اول دعواشون شروع شد بر اثر فحشی که بابا بزرگم به راننده کامیون دم در داد که گفت کیرم دهنت و دل فهیمه خانم از کیر آب افتاد حدودا 4 الی 5 روز بعد از دعواشون بود شبش که خوابیدم جا نبود تو هم تو هم افتاده بودیم و چون فهیمه خرخر می کرد هیشکی بغلش نمی خوابید منو پرت کردن بغلش و گفتن باید تو ابن جا بخوابی منم که از خدام بود رفتم بغلش خوابیدم هیچ کدوممون خوابمون نبرده بود ولی من خودمو زده بودم به خواب و هی تکون می خوردم و دستمو می ذاشتم رو پستناش هی میذاشتم رو کسش اونم چون فکر می کرد من خوابم چیزی بهم نمی گفت اونم ازاین کار من لذت می برد خلاصه اون شب تموم شد و من دیگه طاقت نداشتم دوست داشتم هر چی زود تر بکنمش خلاصه شب بعد با همین ترفند دستمو رو کسش می کشیدم اونم آه می کشیدساعت 3 پا شدم برم آب بخورم دیدم یه اس ام اس اومد گوشیمو در آوردم دیدم یه شماره غریبه افتاده با من دوست می شی؟ واسش فرستادم دختری یت پسر گفت دخترم گفتم خانم بی خیال ما شو اما اون التماس می کردو منم هی رد می کردم آخر قبول کردمو با هم دوست شدیم و کلی حرف زدیم آخر که می خواستم بخوابم بهش گفتم تو کجایی گفت پشت سرت گفتم پشت سر منی؟ :):):):):):) گفت آره خنده نداره که گفتم آخه واسم عجیب بود گفت الآن عجیبیشو ازبین می برم از جاش بلند شدو بهم سلام کرد کلی التماسش کردم که جون مادرت به مامان بابام نگو غلط کردم اونم ما رو اسکل گیر آورده بودو هی می گفت نه من باید گزارش بدم آخر سر بعد از کلی گریه و التماس گفت یه راهی هست
    من سریع از جام بلند شدم گفتم چه راهی گفت برو بیرون دم در بهت بگم گفتم باشه بعد از 1 ربع اومد و گفت بیا این ور تر صدامونونشن منم رفتم اون ور تر گفت که بیا بریم تو دستشویی گفتم نه زشته دو تایی بریم گفت پس فردا گردنتوبابات می زنه گفتم غلط کردم بریم رفتیم و گفتش که شلوارتو بکش پایین گفتم به قرآن زشته گناه داره گفتش تو تا حالت داره یا هر چی می گم گوش می دی یا فردا کلت سر نیزه دم دره زیرشم کاغظ می چسبونن می نویسن عاقبت آدم دختر باز گفتم باشه کشیدم پایینو کیرم راست کرده بود از زیر شرتم خودشو معلوم می کرد شرتمو کشید پایین و کیرمو دید گفت ماشالا با این سن کمت کیرت از داییت بزرگ ترو کلفت تره گفت قابل شما رو نداره فکر کن مال خودته اینو که گفتم کیرمو درسته کرد تو دهنش واسم داشت ساک میزد منم به سینه هاش خیره شده بودم رو به من کرد دید که محو سینه هاش شدم لباساشوآورد و سوتینشم درآوردو که آبم پاشید تو صورتش بهش گفتم ببخشید واقا شرمنده بذار بشورمش گفت اشکال نداره این جور چیزا پیش میاد رفت صورتشو شست و دوباره اومد کیرمو ساک زد بعد از 15 دقیقه گفت حالا نوبت تودامن و شرتشو در آورد کس سفیدو داغو بدون پشمشو که دیدم یه بار دیگه آبم اومد شروع کردم به خورردنش اول باهاش لب می گرفتم بعد صورتمو گرفت کرد دش تو کسش دیگه داشتم واسش ساک می زدم واسش ساک زدمو گفت حالا زبونتو بکن تو کسم درسته که از این کار بدم میومد ولی از ترس بابام این کارو واسش کردم داشت آه می کشید که گفتم یواش الآن صدامونو می شنون که جلوی دهنشو گرفت بعد از 10 دقیقه صورتم خیس حیس شده بود بعد صورتمو کندو گفت حالا سینه هامو بخور بعد از 10دقیقه خوردن سینه هاش گفت خوب حالا بریم سر اصل مطلب گفتم چه اصلی ؟ گفت یعنی تو نمی دونی؟ گفتم نه به کیرم اشاره کردو گفتش باید اون صاحاب مرده رو بکنی این تو گفتم صاحابش زندست که گفت کل کل نکن اعصاب ندارم همین الآن می رم به بابات می گما گفتم باشه بابا من مردم من زندم اصلا من وجود ندارم فقط این موضوع رو بی خیال شو حلاصه کیرمو کردم تو کسشو نگر داشتم گفت خوب پس چرا تلنبه نمی زنی گفتم تلنبه چی دیگه مگه لاستیک می خوایم باد بزنیم(این همون قسمتی که گفتم خودمو زدم به اسکلی)واسم همشو توضیح داد گفتم باشه بعد از نیم ساعت تلنبه زدن داشت ارضاع می شد کهبهش گفتم از کون بهم می دی گفت نه درد داره گفتم تا حالا از کون دادی؟
    گفت نه گفتم پس از کجا می دونی درد داره گفت ار توصیه های مادرمه گفتم تا چیزی رو تجربه نکنب نمی شه باورش کنی گفت نه گفتم من کاری می کنم دردت نگیره ولی بازم گفت نه من کلی اصرار کردم و به سختی قبول کرد بعد به انگت کوچیکم تف زدم کردم تو کونش با انگشتم تلنبه می زدم بعد دو انگشتی کردم بعد سه انگشتی دیگه داشت جیغ میزد گفتم می خوای تمومش کنیم گفت نه ادامه بده بعد به کیرم تف زدم وانگشتما در آوردمو کردم تو کونش همزمان کسشم می مالیدم که بعد از 5 دقیقه آبش ریخت بیرون اما من هنوز می کردمش تاقشنگ هر دومون ارضاع بشیم تقریبا هر دومون با هم قشنگ ارضاع شدیم همون جا افتادیم رو هم بعد از 1 ساعت استراحت با شیر آب گرم دستشویی خودمونو شستیم لباسامونو پوشیدیم وقتی تومدیم بیرون دیدیم نزدیکای صبحه رفتیم خوابیدیم و قرار شد هر دومون موضوع رو فرموش کنیم ولی من هیچ وقت اولین سکسمو فرتموش نمی کنم
    امیدوارم از داستان خوشتون اومده باشه اگه غلط املایی داشتم منو ببخشید اگه نوشتنم بده بازم ببخشید چون داستان اولمه فعلا bye bye


    نوشته: مهدی

  • 3

  • 0




  • نظرات:
    •   استیو استیفلر33
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • داستان تموم شد و ما آخر نفهمیدیم تو اسگلی ، بهلولی ، خری ، اینیشتنی ،شزمی ...
      زن دایت بهت حال داد گفت" بیا سینمو بخور ! اما من سینه ندارم پس بیا اینو بخور :دی


    •   suzaneh
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • خودشو زده به اسکلي گفته تلمبه چيه ؟بعد گفته بيا از کون بکنمت درد نداره.هي واي من فک کنم ما رو بهلول فرض کردي


    •   شاه بلوط
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • تکاور:
      امروز منبع آب خونه رو وصل کن به حلقت
      :D


    •   Parinaz 68
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • فازت چيه ديوونه؟ همه ي اين کارارو تو دستشويي کردين؟


    •   شاه بلوط
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • دوستان نخونید اسگلمون کرده این مشنگ. کلا رفته جدول زمان بندی درست کرده داده دستمون . یعنی به جان خودم اگه از 1 کیلو متری فهمیمه رد شده باشه این خل مشنگ :D :D :D همه رو توهم زده . همون خنگی هست که خانوادش می گن .


    •   آموزگار عشق
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • جلق الجالق! گفتی دختری یا پسر؟ گفت دخترم گفتی بیخیال شو ؟ ! یعنی اگه میگفت پسرم باخیال میشدی ؟نکنه گی هستی و میخواستی مفعول باشی و بدی بچه جان؟!اخه چرابیاد زن دایی جانت جقالیت میکنی؟جلاقیت و جلاقیت همون دوزار مختو میگوزونه ببم قشنگ درستو بخون جق ام کمتر بزن پسر خوبی باش آ بآریکلا


    •   day-night
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • کاغظ کاغظ کاغظ کاغظ کاغظ

      123.png
      1234.jpg
      12345.jpg


    •   پیرفرزانه
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • تو هم کسخولی هم کسمشنگ هم احمق هم مهندس کشاورزی هم اسکول هم دروغگو هم خر هم بیشعور هم خطا کار هم زناکار ولی اینا همش خودتی....ولی اونای که اینجا هستن امثال تورو میبرن سر چشمه و تشنه برمیگردونن...خودت یه بار این اراجیف رو که نوشتی میخوندی از خجالت سر از طویله ای که بودی خارج نمیکردی...برو گمشو که خوک هم کثافتی مثل تورو قی نکرده...فقط موندم هر زن شوهر داری که میده چرا باید حتما اول تو کف شوهرش مونده باشه..بعدشم میاد زیر کپی های عبدل کس قرنه هائی مثل تو میخوابه...دیگه ننویس...بار اول وآخرت باشه که از این گه های اضافه میخوری..


    •   حمید64
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • b942c72c0143aa633b99fc47f47568d8.png
      بیا فدات شم اینم زن دایت..سلام رسوند.گفت کمتر کس بگو
      اینم از طرف بکس سایت التماس دعا دارن واست30633d61372a8d89db28467bdfb4cf84.png


    •   MS.TEACHER
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • مرده شور برده یه بار می خوندی ریدمونی رو که زدی بعد سند می کردی که علاوه بر سوژه تخمی ، آیین نگارش و غلط املاییت باعث و بانی فحش خوردنت نشن اقلا .


      یعنی صد رحمت به بهلول . تو کس خلی تو خودت صاحب سبکی بابا . بهلول کیه .


      یعنی نصفه خوندم بس که خندیدم مثانه ام پر شده الان اما حق شاشیدن به نویسنده هایی چون تو ، در انحصار تکاور عزیز هست اینه که می رم به یاد حلق و زبونت ، تو دستشویی خالیش می کنم تا خودش بیاد یه شستشویی بهت بده نکبت .


    •   sedaytooty
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • کس پوز چلمنگ قاچاقچی نفهم کتال کون ریدم دهنت با داستانت


    •   hastiiii
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • chert dar hade .........k


    •   mostoufi
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • منم مهدی که گاییدم فهیمه
      بابام هم مثل من در جرم سهیمه
      چرا جمع کرد منی هاش رو با قاشق؟
      که جای کسخلان end ِ جحیمه.....


    •   شماره رند
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • دروغ بود


    •   Kir kolot 20
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • من كيرم دهنت با اون داستان كيريت جمع كن بابا


    •   poyan_9
    • 5 سال،6 ماه
      • None

    • LO0O0L MANAM DAGHIGHAN TA HAMINJA KHOONDAM KHATERATE IN JAGHIIIO


    •   tapsi
    • 10 ماه،3 هفته
      • 0

    • از هارون الرشید چه خبر جتاب بهلول (dash)


    •   Kaspian.red
    • 10 ماه
      • 0

    • دمت گرم، خیلی خوب بود
      کلی خندیدم....روحم شاد شد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو