منو مائده و دوستش مهسا

    خاطره ای ک میخوام واستون تعریف کنم از سری خاطرات من و مائده هستش،این اولیشه ک واستون می‌نویسم و جذابترینش از نظر خودم
    من ی پسره ساده ولی خوب خیلی حشری و سکسی و یکم شیطون،مائده دوست دخترم خیلی حشری و فوق العاده سکسی (البته بعدش فهمیدم چون قبلش با خیلی ها سکس داشته حشری بوده و ب من نیاز داشت)مهسا دوستش ی دختر خوب و خوشگل ک تو قرارهامون دیده بودمش
    شب ماجرا:
    مائده اکثرا خونشون خالی میشد و چون بحساب کنکور داشت و خانوادش اکثرا باغ بودن این ب هوای کنکور و درس خواندن خونه میموند،سابقه داشت ک چند باری تنها باشه و ب من بگه بیا تنهام و برم اونجا سکس کنیم ولی ایندفعه فرق میکرد
    شب جمعه بود من از سالن اومده بودم خیلی خسته بودم ساعت ۱۰شب بود ک زنگ زد بهم،بعد از کلی صحبت و اینا گفت آره مامان بابا رفتن باغ تا فردا شب ،منم ک درس داشتنم نرفتم موندم خونه،میای پیشم آخه خیلی میترسم
    من ک شستم خبر دار شده بود ولی نمیدونم چرا اونشب واقعا اصلا حوصله نداشتم برم پیشش،یا تمرین بودم انرژی نداشتم یا اینکه ازش خوشم نمیومد چون میدونستم بجز من با کسی دیگ هم هست ولی خوب واسه همین روزا نگهش داشته بودم
    خلاصه کلی اصرار و پافشاری منم ک خودمو چس کرده بودم ک نه نمیام حوصله ندارم تا اینکه گفت مهسا هم هست ما خیلی میترسیم بیا دیگ
    همون لحظه چندتا پوزیشن دونفره اومد جلو چشام و کیرم یکم راست شد
    ولی بازم یهو قبول نکردم گفتم ای بابا از دست تو باشه توله سگ الان ی ماشین میگیرم میام
    کلی ذوغ کرد و معلوم بود حشرشون بیشتر شده بود و کسشون مور مور میشد
    تو تاکسی ب این فکر کردم ک مهسا دختره با حیایی هست عمرا اون یکی بکنه ،و نکنه مائده واقعا بخاطر اینک میترسیدن گفته برم پیششون و نگهبانی بدم؟!؟
    خلاصه کلی فکر کردم تا رسیدم دم خونشون
    خونه اونا آپارتمانی ۸واحدی بود زنگ زدم ب گوشیش ک طبق معمول آیفون رو زد و در باز شد منم یواشکی از پله ها رفتم بالا،همیشه اول ایفون رو میزنه بعد یواش در واحد باز میزاره ک سریع با کفش برم تو کسی نفهمه
    خلاصه رسیدم تو دیدم مائده جلو در واستاده،ولی اولین چیزی که دیدم این بود ک مهسا با روسری و ی لباس پوشیده کنارش اومد سلام کرد
    اینو ک دیدم با خودم گفتم خاک بر سرت این عمرا بهت بده سکس سه نفری رو باید تو جق زدنت فقط دنبال کنی
    خلاصه در بستم اومد تو ک مائده گفت باز ناز می‌کنی میگم بیا
    منم گفتم اره دیگ دوره آخر زمونه پسرا باس ناز کنن،وقتی ک اونم سهم هر پسر دوتا دختره
    اینو ک گفتم مائده اومد بشوخی بغلم کرد چندتا مشت زد تو سینم ک بیخود تو سهم خودمی و فقط بامنی و ازین حرفا
    همینطور ک می‌گفت الکی باهام کشتی هم میگرفت ک بحساب داره شوخی میکنه
    منم یکم پهلوهاشو گرفتم قلقلک دادم ک هی میگفتم نکن نکن الان غش میکنم
    منم بیشتر میمالیدمش و بیشتر درگیر میکردم خودمو باهاش و لا ب لای کشتی گرفتنمون ی دستی ب کسش و سینهاش میرسوندم
    ک ی باره مائده گفت:مهسا بگیرش الان منو می‌کنه
    اینو ک گفت دیدم مهسا یکم قرمز شد منم یکم وا موندم ک این جلو مهسا این حرف زد،اخه من و مهسا یکم رودروایسی داشتیم
    دوباره مائده گفت مهسا توله مگه با تونیستم بگیرش الان جرم میده از بس قلقکم میده
    ک یهو مهسا با خنده ب خودش اومد و اومد دستشو دور کمرم قلاب کنه از پایین ترین قسمت کمرم گرفت جوری ک دستش خورد ب کیرم(اینجا دیگ کیرم سریع سیخ شد و آب تو کیرم داشت موج میزد،اخه دست ی نفر جدید اونم کسی ک فکرشو نمی‌کردم خورد بهش)
    خلاصه گفتم صلح صلح،باشه کارت ندارم نشستم رو مبل مهسا یکم خجالت کشیده بود ب چشمای هم نگاه نمی‌کردیم،ولی خوب نمیشد اینهمه راه اومده باشم و فکری ک تو سرم بود رو اجرایی نکنم
    ک یهو مائده گفت بیاین بازی کنیم،سه تا ورق آورد یکی سرباز دوتا دیگ پادشاه بود گفت ورق میچینیم هرکس سرباز داشت اون دوتا حاکم باید بهش دستور بدن و اجرا کنه اگ هم اجرا نکنه باید سی ضربه شلاق بخوره
    من قبول کردم مهسا هم با سر پایین از خجالت قبول کرد مائده هم خودش پیشنهاد داده بود غلط میکرد قبول نکنه
    خلاصه نشستیم و بازی رو شروع کردیم دست اول مهسا سرباز شد قرار شد من و مائده حکم دیم بهش من گفتم نمی‌دونم هنوز یخ من آب نشده مائده تو بگو
    ک یهو مائده روسری مهسا رو کشید و گفت حکمم اینه،روسریت رو دربیار غریبه ک نیست اینجا
    منم گفتم:جان دیگ حکم کندن لباس شد
    مائده گفت مرگ حالا بزار تو سرباز بشی میگم شورتتو دربیاری
    دیگ هوا حشری شده بود شهوت موج میزد بینمون من ک کیرم سیخ شده بود اونا هم نوک سینهاشون کاملا شق کرده بود کامل میشد از روی لباس دیدشون زد و خط کسشون رو از روی شلوارشون دید میزدم
    دست بعدی همینطور ک مائده گفته بود من سرباز شدم
    مهسا ی لبخندی زد و سرشو اورد پایین از خجالت ولی مائده گفت جان جان حالا نوبت تویه
    مائده رفت در گوش مهسا ی چیزی گفت بعد اومده کنارم نشست آروم دکمه های تیشرتم باز کرد و دست میکشید رو شونه هام دقیقا مثل این بازیگرای پورن ک دارن طرف رو لخت میکنم
    منم گفتم توله سگ چیکار میکنی؟
    گفت میخوام سینهات نشون مهسا بدم ک چقدر سفت و ورزشکارین
    گفتم گمشو خودم درمیارم تو یجوری درمیاری ک کار دستم میدی
    دیگ اونجا استارت سکس گروهی خورده بود ولی خوب باید شیک و باکلاس و کم کم جلو می‌رفتیم و یوقتی سوتی ندیم بگن چقدر هول بود
    دست بعدی هم بازم ب من افتاد،مائده بدون مکس گفت شورتتو باید سر این گلدون آویزون کنی بزاری باشه
    من ک داشتم آب میشدم از خجالت آخه فکر نمی‌کردم اینقدر سریع لختم کنن،اون دوتا هنوز لباس داشتن ولی من با دوتا دست داشتم لخت میشدم،دلو زدم ب دریا گفتم من بلد نیستم دربیارم خودت بیا دربیار مائده گفت مهسا تو برو کمکش کن بچمون بلد نیست دربیاره،مهسا همونجا ی نیشگونی از مائده گرفت و گفت خفه شو و کلی خندید
    ن دیگ الان زوده یهو لختم کنین شما ب من نظر دارید(ب شوخی گفتم تو قول دادی دست بهم نزنی فقط بیایم بازی کنیم)
    مائده گفت نترس ما کیر نداریم ک بهت تجاوز کنیم
    اینو ک گفت دیگ کلا یخ جمعمون باز شد
    مهسا گفت شاید من داشته باشم از کجا میدونی؟
    منم ک دیگ موقعیت رو سکسی میدیدم بلند شدم شلوار درآوردم و شورتمو آویزون کردم و با دستم جلو کیرم گرفتم
    مهسا سرشو انداخت پایین ولی مائده می‌گفت جون جون چ چیزی تو لامصب مال خودمی اومد نزدیکم شد ی گازی از سینم گرفت ک ردش روش موند
    دست بعدی مائده سرباز شد و منو مهسا حاکم بهش گفتم من نمیتونم همش دستمو جلو انتنم بگیرم بیا بشین روش پوشش بده دیده نشه
    اونم از خدا خواسته ی جونییییی گفت و اومد نشست رو کیرم،ی جوری نیست ک قشنگ از رو شلوارش فهمیدم لامبادا پاش کرده آخه میدونست من چ لباس زیری دوسدارم
    دست بعدی افتاد ب مهسا
    مهسا سرباز شده بود ک مائده ازم خواست ک چی بگیم بهش منم گفتم بگو کیرشو نشون بده آخه دست قبلی گفته بود شاید من داشته باشم
    مائده بی هوا از رو کیرم بلند شد گفت مهسا مهسا باید کیرتو نشون بدی
    مائده ک بی هوا از رو کیرم بلند شد مهسا یهو خشکش زد آخه کیرم کلفت و نسبتا بلنده سریع شلوارم انداختم رو کیرم و سرم انداختم پایین
    ازونجایی ک مائده از حال جفتمون خبر داشت شلوارم از رو کیرم کشید گفت و غلطا حالا ادا تنگارو در میارید
    مهسا پاشو کیرتو نشون بده
    مهسا گفت من ک خره ندارم من مثل خودتم احمق
    گفتم من میترسم باید ببینم ک خیالم راحت بشه🤣
    مائده دست مهسا رو گرفت بلندی کرد گفت نشون بده بچمون خیالش راحت بشه
    مهسا بلند شد واستاد شلوارش رو یکم کشید پایین گفت ببین صافه ندارم چیزی
    شورتش رو ک دیدم دیونه شدم ی شورت سفید جلو گیپور پوشیده بود ک سفیدی پوستش رو چند برابر میکرد
    مائده دستشو برد تو شلوار مهسا گفت:اره طفلک بچمون صافه چیزی نداره
    منم ک دیگ یخم باز شده بود گفتم خوب بگرد دست بزن شاید لایه پاش نگه داشته ک حس نشه
    یهو مائده دست مهسا رو گرفت آورد جلوم گفت راست میگی تو بیا برگرد ببینم چیزی پیدا می‌کنی
    منم با پرویی دست کردم تو شلوار مهسا ولی با کف دستم از پایین تا بالای کسشو مالیدم ک مهسا چشاشو بست و ی آه یواشی کشید
    مائده گفت من فقط ب چشام اعتماد دارم تا نبینم باور نمیکنم ک یهو دست انداخت دور کمر مهسا جوری ک شلوار و شورتشو باهم کشید پایین
    من خشکم زد یهو چون مهسا جلوم واستاده بود ک دست بزنم با این حرکت مائده کس لخت مهسا جلو صورتم اومد مهسا یهو جیغ زد و گفت احمق چیکار می‌کنی اومد خم بشه ک شلوارشو بکشه از دهن مائده در اومد ک مگ خودت همینو نمخواستی
    منم سریع گل گرفتم و فهمیدم ک جفتشون میخوان
    دست گذاشتم رو شلوار مهسا و گفتم چیزه جدیدی نیست راحت باش بزار لخت باشه اونحات یکم هوا بخوره
    دیگ من ک لخت لخت بودم مهسا هم شورت و شلوار نداشت ولی مائده هنوز لباس تنش بود ک گفتیم این دست من و مهسا باید حکم بدیم تو هنوز لباس تنته
    مائده هم از خدا خواسته گفت شما دوتا توله سگ ک لخت منو دیدین پ از چی باید خجالت بکشم سریع لباساشو درآورد و فقط با شورت بود آخه سوتین نبسته بود سینه هاش خیلی خوشگل بودن بر عکس کسش ک لبه داشت ولی سینهاش خوش فرم بودن
    مهسا گفت چراغ خاموش کنیم ادامه بازی تو تاریکی باشه بهتره
    بعداز فهمیدم ک نمی‌خواسته از نگاهم خجالت بکشه
    مائده چراغارو خاموش کرد و رفتیم تو اتاق مامان باباش رو تختشون
    مائده گفت مهسا اینجا مامان بابام لخت میان توهم باید لخت باشی سوتین و بلوزتو رو دربیار بیا رو تخت الان ک دیگ تاریکه کسی چیزی نمیبینه دربیار
    من گفتم خوب آقا الان ک تاریکه بیاین ی بازی جدید
    الان ک تاریکه ی جایی از بدن طرف رو باید لمس کنیم و حدس بزنیم ک کجاست
    قبول کردن
    نقشه کشیدم ک اول مائده بخوابه مائده خوابید و من گفتم مهسا دستت بده میزارم ی جایی از مائده باید حدس بزنی کجاشه
    (هدفم فقط این بود ک دست بزنم ب مهسا ک یخش باز بشه و اون پوست سفیدشو لمس کنم)
    مائده ک خوابیده بود پاهاشو باز کرد و دستمو گرفت گذاشت رو کسش یعنی اینجارو بهش بگو لمس کنه
    ولی من دست مهسا رو گرفتم گذاشتم رو شکمم مهسا هم انگار فهمیده بود آروم آروم دست کشید رو شکمم تا رسید ب کیرم کیرم تو دستش گرفته بود و میمالیدمش ولی اون دستش رو گذاشت رو بدن مائده ک مائده نفهمه مهسا داره کیر منو میماله
    من ک داشتم لذت میبردم چشامو بسته بودم و آروم آه میکشیدم
    ی مثلث شهوتی خیلی خوبی درست شده بود دستای مهسا رو کیر من اون دستش رو کس مائده و دست مائده هم تو دست من
    آروم س تایی آه شهوتی میکشیدیم
    تو اون تاریکی گرمای لبای یکی داشت نزدیک کیرم میشد ک آروم لبای داغش کشیده شد رو کیرم و شروع کرد ب ساک زدن از روی تجربه فهمیدم ک مائده نیست آخه مائده میدونست من ساک قوی دوسدارم حدس زدم مهسا باشه درستم حدس زدم آروم با زبون رو رگ کیرم میکشید و مک میزد یکی هولم داد رو تخت و منو خوابوند مائده بود ک سینهاشو تو دستش گرفته بود آورد جلو صورتم جفت سینهاشو فشار میداد ب صورت و ب بیام میکشید
    مهسا رو هدایت کرد باید پاهام ک ساک بزنه خودشم اومد نشست رو شکمم ک سینهاشو بخورم
    اصلا ی حال خاصی بود رو زمین نبودم مهسا خیلی رومانتیک ساک میزد و آب کمرو تو کیرم هدایت میکرد مائده هم سینهاش داشت مستم میکرد و قشنگ خیسی کسشو رو شکمم احساس میکردم
    مائده ب مهسا گفت:مهسا آروم آروم بکن توش
    یهو جا خوردم
    بعد فهمیدم همینطور ک ساک میزنم انگشتشو مهسا داره می‌کنه تو کون مائده
    (اونجا فهمیدم ک اینا از قبل مثل من کلی برنامه و پوزیشن چیندن)
    مائده بلند شد و مهسا رو خوابوند بجای من خودش رفت برای پای مهسا و شروع کرد ب خوردن لب و سینه و در نهایت کس سفید و نقلی مهسا منم ک طبق عادت همیشه وقتی مائده داگی میشد میرفتم پشتش و از کون میکردنش آخه دختر بود ولی با اینک دختر بود هر روز از کون میداد حالا یا ب من یا یکی مثل من
    رفتم پشتش و آروم کیزم کردم تو خونش شروع کردم ب تلمبه زدن و وحشیانه کونشو پر از کیرم میکردم مائده هم بجای ناله های حشری بدن مهسا رو محکم‌تر میخورد ک نشون بده حشرش زده بالا و من دارم وحشی میکنمش
    مهسا هم چنگ انداخته بود باید موهای مائده رو سرش رو محکم فشار میداد سمت کسش ک مائده بخوره
    منم دستام بردم لایه موهای مائده با دستای مهسا بازی میکردم
    همینطور ک مائده رو از کون میکردم مهسا هم انگشت منو میمالید
    مائده با چندبار کردن ارضا شد و ناله بلندی زد و پاهاش جوری لرزید ک افتاد رو بدن مهسا
    مهسا ی جونییییی گفت و سینهای مائده رو فشار میداد ک معلوم بود خودشم میخواد
    مهسا بلند شد مائده رو زد کنار منو چسبوند ب دیوار خودش جلوم نشست و ی ساک اساسی زد و کیرم کامل خیس کرد بعد دستشو کرد بهم و خم کرد کیرمو تو دستش گرفت گذاشت رو سوراخ کونش منو چسبوند بود ب دیوار ک تکون نخورم و بعد کونش داد عقب کیرم رفت کامل نوششششش پاهاشو یکم باز کرد ک کیرم کامل تا آخر بره داخلش خیلیییییی پوزیشن جذابی بود من ثابت بودم و اون محکم خودشو عقب جلو میکرد ک کیرم کامل بره توش
    چنان محکم میزد ک کمرم میخورد ب دیوار اونجا فهمیدم چقدر حشری بوده
    می‌رفت جلو با تمام شدن میومد عقب سوراخ کونش دیگ می‌چسبید ب بدنم و تخمام میخورد ب کسش جوری میزد ک دیگ داشت این میومد فقط هی با دستم تخم چپمو فشار میدادم ک این دیرتر بیاد
    تا اینکه حرکاتش تندتر شد و ناله هاش تبدیل ب جیغ شده بود و می‌گفت جر بده جرم بده کونمو جر بده لعنتی
    منم کمکش میکردم ک بیشتر بره توش یهو پاهاش لرزید و افتاد زمین و آب زیادی از کسش زد بیرون مثل فیلما منم ک دیگ داشت این میومد کیرم داشتم میمالیدمش ک تو همون حالت مهسا کیرم گرفت گفت:دستش نزن مال خودمه زد پشت دستم و همون‌طور م رو زمین بود منو هول داد سمت دیوار و کیرم گرفت دستش کرد تو دهنش و شروع کرد ب ساک زدن من ک نزدیک ارضا شدنم بود با دوتا مک زدن مهسا این اومد و همشو تو دهنش خالی کردم و مهسا هم همشو خورد و کلی قربون صدقتم شدو کرمو تند تند می‌بوسید
    بعدش س تایی افتادیم رو تخت و ولو شدیم تا نزدیک صبح
    صبح بلند شدم دیدم مهسا نیست رفته خونشون آخه خونشون تو همون آپارتمان بود و بعدش منم ی دست دیگ مائده رو از کون کردم و رفتم خونه اونام قرار شد برن باغ
    ببخشید زیاد شد ولی خوب خاص ترین سکسم بود ک واستون گفتم و سعی کردم تجربیات رو بهتون بگم
    خاطرات بعدی هم خدمتتون ارسال میکنم


    نوشته: Hot.boy.hashari

  • 24

  • 20




  • نظرات:
    •   As-pikc
    • 2 ماه،1 هفته
      • 12

    • منو اصغر و جعفرو جاسمو بنویس که کونت گذاشتیم


      کیر علی دایی تو کونت


    •   Naz10100
    • 2 ماه،1 هفته
      • 4

    • اینقد طولانی بود که خوابم گرفت از خوندنش تا نصفشو خوندم


    •   Zhazha
    • 2 ماه،1 هفته
      • 6

    • هی با دستت تخمت رو فشار میدادی که دیرتر بیاد. کیر اسب آبی تو کونت مردم از خنده.به روشهای افزایش زمان سکس اضافه ش میکنیم.


    •   Sajjad.mo
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • جقی بدبخت چطور برقا خاموش بود تو ارضا شدن مهسا کف اتاق دیدی


    •   arashdlove1776
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • چ جالب


    •   Sepehr_2000
    • 2 ماه،1 هفته
      • 3

    • خدا خیرت بده تخیل قویی داری


    •   ahoora6164
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • تابلوئه تراوش کون جقیته


    •   Weed-m@n
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • اخ جقی اخر داستان تابلو کردی ک کص بافتی مهسا همسایتونو دیدی با رفیقش رفتی خونه گلنار برداشتی جق زدی گفتی بیام شهوانی بنویسم


    •   ehsan balae
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • منم مجرد بودم با صابون گلنار خیلی حرف میزدم گاهی دوتا دختر خوشگل میشد با چشمان بسته آب کیرمو خالی میکردم


    •   girl+angel
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • پس کلی ذوغ کردددد؟عجبببب
      ببین از غلط املایی ها و چرت و پرتایی که همون دوخط اول نوشته بودی معلوم شد ملجوقی بیش نیستی.کم از فانتزیات بگو.درضمن صابونتم عوض کن.


    •   shahvanii139797
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • ناموس هرچی جقی گایدم کسکش 15 ساله خفه شو انقد خالی نبند کیر پدر مائده و مهسا تو کونت همزمان


    •   mazimaja
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • قشنگ بود، دوس داشتم


    •   Saeed_ni2000
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • حدس میزنم تا حالا کس از نزدیک ندیدی، فقط از رو فیلم های پورن جق زدی


    •   Hot.boy.hashari
    • 2 ماه
      • 0

    • اون کف کرده هوایی که تا حالا تو این شرایط خوب قرار نگرفتن خوب معلومه الان باید کونشون بسوزه و فحش بدن و فکرکنن این واقعیت نداره
      سیکتیر کنید پ من واسه اونایی نوشتم ک همچین شرایط سکس خوبی دارن نه شماها که فقط کس سپنجی کردید تاحالا (ok)


    •   Nazijan086
    • 2 ماه
      • 1

    • کاری ب راست یا دروغش ندارم.خوب نوشته بودی افرین


    •   ali_safa
    • 2 ماه
      • 1

    • نوش جونت


    •   infodeta
    • 2 ماه
      • 0

    • Hot boy تو هم مثل تتلو ساقی تو با پارک محلتون رو عوض کن اصلا جنساش خوب نیست بهت نمیسازه
      بخاطر خودت میگم
      اخه اسب ابی از پهنا تو کونت خمیازه بکشه
      این چیه نوشتی یبار خودت بخون بعد بفرست چاقال
      بعد میان میگن چرا فحش میدی
      یه سوال تا الان دختر به چشمت دیدی البته وقتی عینکت رو برمیداری بدون عینک هم میتونی چیزی رو تشخیص بدی
      خیلی جق زدی تا این داستان تموم شد؟
      بعدشم یه چشم پزشکی برو با این همه جق زدنت کار دست خودت میدی


    •   Abnabatam
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • اسم داستانت منو یاد اون تیکه از شعر حسنی انداخت که میگه منو داداشمو بابامو عموم هفته ای سه بار میریم حموم :D


      نخونده دیس لایک


    •   nilajooni
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • چقد هی یخت وا شد


    •   Zizijooon75
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • من عاشققق این سکسم?


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو