من دیوونتم‌ وحشی جانم

    در این که میخاریدم که شکی نبود فقط نمیدونستم چجوری عنوان کنم که خیلی ضایع نباشه راستش هنوز یکم ازش خجالت میکشیدم اما نمیتونستمم به خودم مسلط بشم و دست بردارم خب دلم میخواستش. دوست داشتم باهاش باشم خب!شوهر محرم عشق زندگی همه اینا کم بود واسه اینکه بخوام باهاش باشم؟؟؟نبود
    بزارید من ی چیزی رو درباره خودم براتون‌بگم نمیدونم بگم متاسفانه یا خوشبختانه من از اون دسته زنایی بودم که با کوچیکترین واکنشی یا حرف یا کلمه سکسی آب کسم راه میوفتاد این موضوع از زمان مجردیم و شاید هفده هجده سالگیم تا الان که ازدواج کردم و ۲۶ سالمه روز بروز در من تشدید شده و البته که خوشبختانه شوهرم هم‌به اندازه من گرمه و واقعا بابت این قضیه من خوشحالم اوایل خیلی خجالت میکشیدم که انقدر زود بدنم واکنش نشون میده اما کمکم برای خودم عادی شد
    چرخیدم طرفش سرش به گوشیش گرم بود
    پس هنوز امیدی بود
    شاید این خاصیت عشقه که وقتی معشوقت رو میبینی از اون لحظه به بعد هیچ چیزی ارادی نیست
    برای من حداقل اینطوریه که وقتی بهش نگاه میکنم همه وجودم میطلبدش میخواستم ی حد متوسطی کرم بریزم و باقیش رو به خودش محول کنم میدونستم انقدر باهوش هست که کوچیکترین نشونه هارو بگیره و بفهمه من چی میخوام
    سرم رو روی بازوش گذاشتم و پام رو روی پاش و دستم رواز روی سینه اش نوازش وار تا روی شکمش کشیدم میدونستم قلقلکش میاد اما بجاش با ی اخم کوچیک گفت نکن
    -من که نمیتونم بکنم که
    تو چشمام نگاه کرد !همین کافی بود که گوشیشو کناربزاره و دستشو رو وور کمرم بزاره و پاش رو میون رونای لختم سر بده
    با شیطنت و لبخند گفت: تو که نمیتونی ولی من میکنمت
    لبام به خنده کش اومد و چونشو بوسیدم: جوووووووون میخواااامتتتتتتت
    پاهامو با پاهاش قفل کرد و سرمو به سینه اش چسبوند
    منم با همه وجودم سینه اشو بوسیدم و مکیدم و با دستام به کمرش چنگ انداختم
    چشماشو بسته بود و سرمو به سینه اش فشار میداد
    -اووووووفففف چقد تو خوبی
    حالا که خوشش اومد پس بالاتر میرم گردنشو لیس میزنم و لاله گوشش حساس ترین نقطه اس براش نفسای داغمو تو گوشش خالی میکنم و گاز اروم میگیرم
    دستمو سمت شرتش میبرم میفهمه و مچمو سریع تو دستش قفل میکنه
    دستمو بالا میاره منو به کمر میخوابونه دکمه های بلوزمو باز میکنه و سینه هامو قاب میگیره با نوکشون بازی میکنه و بعد گاز محکم میگیره نوکشونو
    -آخخخخ وحشی محکم گاز نگیر درد داره
    -میمیرم واسه این قیافت جوجه
    دوباره گاز میگیره ولی اینبار سینه امو کرده تو دهنش قسمت بزرگتری رو گاز میگیره
    عشوه بیشتری چاشنی صدام میکنم و دستام گردنشو چنگ میزنه
    -آخ کثافط
    سرشو جدا میکنه و بوسه سریعی به لبام میزنه و اینبار گردنمو میخوره و همونطوری میبوسه و میره تا سینه ام و میخورتشون و اینبار گازای ریزش باعث میشه تو دلم خالی بشه
    وسط پاهام قرار گرفته و سنگینی تنشو میندازه روم این خیلی فوق العاده اس که هیچ بالاپوشی تنش نیست،داغی تنش اتیشم میزنه حریصانه گردنشو میخورم و گوششو لیس میزنم نفساش عمیق میشه این خیلی فوق العاده اس که من هم فقط شرت پامه چون کیرش رو دقیقا روی کسم حس میکنم و مث تلمبه زدن روی کسم جابجاش میکنه
    گوششو گاز میگیرم و گردنش رو محکم مک میزنم و کولشو خیس گاز میگیرم
    نیم خیز میشه پاهامو دورش حلقه میکنم محکم و نمیزارم که کامل جدا شه؛ تو چشمام نگاه میکنه و با صدای خش دار شده اش میگه
    -وحشی دوس داری وحشی؟؟
    -اوهومممم
    ضربه ی محکمی روی سینه ام میزنه و سریع بلند میشه اعتقادی به ساک زدن نداره و دستور میده :بکنش ببینم تا وحشی نشونت بدم
    شرتم رو میگه و تو این فاصله خودش کامل لخت شده
    دلم پر میزنه کیر خوشگلشو بکنم تو دهنم دستمو میبرم سمتش دستامو میگیره و پرتم میکنه رو تخت میاد روم محکم میچرخونتم و چندتا سیلی محکم روی باسنم میزنه که قطعا جای انگشتاش میمونه میدونم میخواد مدل محبوبشو باز امتحان کنه باسنمو میدم بالا و بهش نشون میدم که امادم
    -اوووووف عجب کونیه
    دوباره سیلی میزنه و میگه :برا کیه؟؟هاا؟؟برا منه؟؟
    -برا توا نفس من
    خودشو روم پرت میکنه و گردنمو گاز میگیره و کمرمو انقد محکم که جیغ میزنم
    -مونده تا جیغ بزنی
    محکم مک میزنه از این وحشی بازیاش هم دردم میگیره هم لذت میبرم
    روی باسنم رو گاز میگیره
    دستشو روی کسم سرمیده
    چنان آهی میکشم که انگار سالهاست کیر نخوردم
    -عوضی رو نگاه چه ابی راه انداخته باز
    توی کمتر از سه صدم ثانیه کیرشو میزاره و انقدر لیزه که تا ته فرو میره و منو دیوونه میکنه
    آااااااهههههههههههه
    خودشو میندازه روم و دستاشو میاره رو سینم و محکم میگیرتشون و تلمبه های دونه دونه و محکم میزنه و کمرمو گاز میگیره
    دستمو رو کسم میبرم و میخوام بمالش زیر دستم میزنه
    -تو مگه نمیدونی کست ماله منه؟؟ها؟؟هرجور بخوام ارضاش میکنم!!!
    تو گوشم با ی صدای خفه و فوق العاده حشری اینو میگه
    میدونه که وحشی بازیاش و حرفای خودخواهاته اش تو سکس دیوونم میکنه
    دستامو میکشهه عقب و من و بلند میکنه و خودش رو زانو بلند میشه منم روی زانو میشینم آخ که این پوزیشن منو به جنون میکشه
    دستاشو جلو میاره و میزاره روی چوچولم از پشت تلمبه میزنه و از جلو میماله محکم تر و محکمتر
    دیگه ناله هام و قربون صدقه هام نه ارادیه و نه تظاهری
    -آخ قربون دستات برم من قربون کیر کلفتت
    -جووووون کجاته،؟ها؟؟بگو کجاتو دارم پاره میکنم با کیر کلفتم عشقم
    -کسمو داری پاره میکنی میخوامش بیشتر میخواممم آاااااای
    آهههههه
    انگشتشو میکنه تو دهنم و دوباره میماله واسم بیشتر و بیشتر و محکم تر تلمبه میزنه
    لرزیدنم دست خودم نیست اینکه نمیتونم سرپا بمونم دست خودم نیست اما مقاومت میکنم میدونم چیزی نمونده که دوتامون تخلیه بشیم
    دستمو رو دستش میزارم وفشار میدم میفهمه که بیشتر میخوام ضربه های قوی تر و سریع تر و فشار محکم تر؛ جیغای خفیف میکشم و تو بغلش میگیرتم و تمام شدم همه وجودم خالی شد
    چند ثانیه دیگه تحمل میکنم چشمش اینبار جز خودش و حالش چیزی رو نمیبینه و من با اینکه دستو پاهام میلرزه خودمو محکم تو همون حالت حفظ میکنم و برای نیوفتادن دستامو به تاج تخت تکیه میدم و تلمبه های پاره کنندش رو تحمل میکنم صدای تلمبه هاش و ناله هاش اتاق رو برداشته و منی که چیزی ازم نمونده ادامه میده و میخواد دربیاره که خودمو بیشتر بهش فشار میدم فرصت نمیکنه داخل ارضا میشه و هردو چند ثانیه بعد کنار هم میوفتیم روی تخت
    -ترکیدم
    -تا تو باشی وقت و بی وقت نخاری
    -بی تربیت
    لبامو وحشیانه گاز میگیره
    -وحشیییی
    -نه که تو بدت میاد
    -نه عشقم من دیوونه وحشی بازیاتم
    میوفتم روش و هی صورتشو میبوسم
    -میگیرم میکنمت ها دوباره
    -عزیزم‌مرسی که انقدر ابراز علاقه هات وحشیانه اس
    از این‌همه پرروییم لجش میگیره ضربه فنیم میکنه و اینبار من زیرم و اون رو و دستام تو دستاش قفله چنان روی سینه ام رو گاز میگیره و مک میکنه که جابجا خون پخش میشه
    -وحشییییییی آاااای باشه غلط کردم
    -بخواب اروم
    -وحشی اصلا دوست ندارم دردم اومد
    بازم خودخواهانه بغلم میکنه از پشت و منو محکم به خودش میچسبونه
    -میگم میخوام ازت تو زمستون به عنوان بخاری استفاده کنم
    - باهات قهرم
    -غلط کردی
    -قهرم
    میچرخونتم
    واقعا دردم گرفته بود و چشمام قرمز شده بود وقتی میبینه اروم میگه: غلط کردم فقط دلم خواست گازت بگیرم انقدر که خوردنی هستی
    انگار حالم باز خراب میشه مگه من میتونم ازش ناراحت باشم؟؟نمیتونم
    اینبار بوسه های اروم و طولانی روی پیشونی و لبام میزاره و پشت هم میگه غلط کردم دووم نمیارم میچسبم بهش و خودمو تو آغوشش گم میکنم چندتا بوسه ی دیگه میزنه و پتو رو روم میکشه‌.


    نوشته: عاشق

  • 39

  • 4




  • نظرات:
    •   Joodii_abot
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • لایک


    •   Aity
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • کسشررر


    •   Nevermindd
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • حالم بهم خورد بابا کیرم تو عشقتون بیشتر بهش میومد ارباب برده ای باشه تا عاشقی :\\\


    •   عشقبازمست
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • اگه شانس منه یه زن سرد مزاج گیرم میاد
      توروخدا یه خانم دورو بر سی ترجیحا زیبا و توپر بیاد برای ازدواج کارمندم از تهران لطفا


    •   بچه-ای-خوب
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • همه چیزش خوب بود به جز یک جا که سوتی دادی گلم!
      هرجوری خواستم تصور کنم چجوری هم میشه روت دراز کشیده باشه و هنگام تلمبه زدن کمرتو گاز بگیره نتونستم به جواب قانع کننده ای برسم و مخم گوزید!!!
      کمی دقت عزیزم.


    •   خوشگلخانم
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • زیبا بود


    •   lale.1ta
    • 2 ماه،2 هفته
      • 1

    • :)خنده دار بود بیشتر


    •   wiz_2003
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • داستان رو یه پسر نوشته. مسخره و لوس بود


    •   Meeehrannn
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • دمت گرم واقعا.نمیدونم دروغ بوده یا راست یا پسر نوشته یا دختر.هرچی بود آروم شدم وقتی خوندم تا اخرشو.بقیه داستان ها ک همه تجاوز و خیانته آخرش میزنه داغون می‌کنه اعصاب رو.خلاصه این ک دمت گرم


    •   parsa_tusi
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • پسر نوشته یا دختر محشر بود . اینده رابطه منو دوست دخترمه ، همونقدر خجالتی ، همونقدر عاشق


    •   ag000
    • 2 ماه
      • 0

    • منم می‌خواااام، ممممم


    •   WILD121
    • 2 ماه
      • 2

    • دوستان حداقل این داستان ها مینویسید آب و تابش رو کمتر کنید شاید یکی مثله من مشکل قلبی داشته باشه اگه در حسرت افتاد مرد خونش گردن نویسنده هست


    •   darya54
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • خیلی عالی و با حس بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو