من زن کامران هستم

1400/06/24

سلام عزیزان. میخوام داستانی رو تعریف کنم که برای من هم خاطره خوبه هم دردی که تا الان روی دلمه .
من سامان(ژینوس) - 28 ساله - تهران - فول بات و زنونه پوش هستم.
به دلیل تمایلات زیادی که دارم سخت میتونم خودمو کنترل کنم. در طول زندگیم مخصوصا این سالهای اخیر با افرادی رابطه داشتم که معمولا سن بالا بودن. کلا عاشق مردهای سن بالا هستم. اما کمتر کسی میشد که واقعا منو درک کنه.
حدودا یکسال پیش با مردی آشنا شدم به نام کامران ، کامران جانِ من، مردی 57 ساله، جذاب و با وقار بود. یک مرد خوشتیپ، با شخصیت و در حد خودش پولدار. زیاد رابطه خوبی با همسرش نداشت و این روی آشنایی و تمایلات ما اثر بیشتری میذاشت.
وقتی که با هم توی یکی از سایتهای ایرانی آشنا شدیم و از تمایلات هم شنیدیم، بهم گفت اگه دوست داشته باشی میتونیم مثل زن و شوهر باشیم. میتونیم همه چیزایی رو که نتونستیم از همسر یا روابطمون داشته باشیم توی زندگی خودمون دشاته باشیم. این برای منی که تمایلات زنونه زیادی دارم و فانتزی های زیادی رو دوست دارم ، حس خیلی خوبی داشت.
بعد از اتفاقات زیاد و بالا و پایین شدن ها، یه روز چشم باز کردم و دیدم توی خونه مجردیش(حالا خونه خودمون شده بود) مثل یک زن خونه دار بودم. آشپزی میکردم، خونه داری میکردم ، سکس های فانتزی و رویایی داشتیم و…
داستان از چایی شروع شد که یه شب کامران گفت من یه دوستی دارم که خیلی دوست داره تو رو ببینه. میخوام اگه قبول کنی به عنوان مهمون دعوتش کنم. من با ترس و استرس قبول کردم…!
شب بعد قبل از اومدن دوستش که اسمش جمشید بود، حسابی خونه رو نظافت کردم، شام درست کردم و شیرینی و چایی آماده کردم.
بعد رفتم دوش گرفتم، شروع کردم به آرایش کردن (چون با کمک یکی از دوستانم میکاپ یاد گرفته بودم) یک لباس زیر زنانه توری پوشیدم ، روش یک لباس مجلسی ماکسی ساتن صورتی پوشیدم. ناخن مصنوعی و یه جفت لنز سبز زدم. پوستیژ طلایی با چسب های محکمی که ری سرم نگهش میداشت سر کردم. کفش پاشنه بلند مشکی پوشیدم و عطر زنونه ای که کامران برام خرید بود زدم. طبق عادت و تمایلم چون اولین بار بود مهمون میامد، یه چادر سر کردم.
وقتی دوست شوهرم (آقا جمشید) اومد و منو دید خیلی با وقار با من برخورد کرد . مردی خوش پوش و جنتلمن بود و کاملا معلوم بود که حس منو درک میکنه.
بعد از مدتی شوهرم مشروب آورد سر میز. شروع کردیم به خوردن و صحبت کردن . کامران خیلی راحت و صمیمی اما در عین حال رسمی، منو ژینوس خانم صدا میکرد و این حس منو بر می انگیخت چون تون صداش به شدت تحریک کننده بود. من برای جفتشون مشروب میریختم و آروم آروم مست شدیم… یواش یواش بدون اینکه حرفی زده بشه تکه های میوه رو اول میذاشتم دهن شوهرم بعد یواش یواش شروع کردن گذاشتم دهن آقا جمشید. چشمهای قرمز و جذاب جمشید به همراه تون صدای گرمش، ادکلن تلخش ، حس درونی من رو تبدیل به آتش فشان کرده بود.
روی مبل نشسته بودیم که آروم آروم بینشون نشستم و دستم توی دست کامران بود و ازش لب میگرفتم. کامران یهو برگشت گفت اگه دوست داری جمشید رو ببوس. گفتم اگه تو دوست داری باشه. کامران بهم نگاه کرد. نگاهی که هم تعجب توش بود هم یه جورایی حیا . چون به نوعی من زنش بودم و دوست نداشت منو تقسیم کنه اما مشروب کار خودش رو کرده بود. برگشتم و لبم رو گذاشتم روی لب جمشید. منتظر همین لحظه بود. شروع کردیم به عشق بازی. من بلند شدم و جلوس جفتشون شروع کردم به یک رقص ملایم که جمشید هم بلند شد و با من همراهی کرد.
دست منو گرفت و برد توی اتاقمون روی تختی که من و کامران وقتایی که با هم بودیم روش میخوابیدیم.
شروع کرد به لخت کردن من و تمام بدنم رو به لطافت و آرومی میلیسید و میبوسید. منم آروم آروم لباشو میخوردم و روی بدن داغ مردونه ش غلت میخوردم. در همین حال کامران اومد تو اتاق و بدون هیج حرفی اومد روی تخت.
بین دو تا مرد که از نظر جثه از من بزرگتر بودن و دو برابر من سن داشتن انگار یک رویای غیر واقعی بود. مثل موم تو دستاشون بودم.
جمشید بلند شد و کیرشو گذاشت دهنم . با ولع میخوردم چون هم تمیز بود هم خوشبو هم کلفت. همون لحظه کامران اومد پشتم و بدون مقدمه کیرو کرد تا ته توی کونم. خیلی سوخت ، اون لحظه حس کردم کامران داره با این رفتارش ناراحتیش رو بروز میده . چون فکر نمیکرد من به این راحتی مسحور جمشید بشم و باهاش برم توی اتاق.
سکس ما ساعتها طول کشید. از پوزیشن های مختلف تا لیسیدن و بوسیدن های عاشقانه. نمیدونم دقیقا چقدر طول کشید… چون همش دخول نبود. اما زمانی که به خودم اومدم دیدم نزدیک صبحه، جمشید از خستگی سکس خوابش برده و کامران توی پذیرایی سیگار میکشه…
اون شب سردی رابطه من و کامران کلید خورد و بعد از یکماه رابطه زن و شوهری ما از هم پاشید.
الان دربه در دنبال جمشیدم ولی خبری ازش ندارم…

نوشته: سامان(ژینوس)


👍 8
👎 12
13301 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

832309
2021-09-15 01:09:35 +0430 +0430

مفت خوری و گنده پریدن بجاش کون دادن خرج بواسیره الان که کونت گشاد شده خرج بواسیر کن پول چاپیدنی رو که زندگی یکی دیگه رو خراب نکنی

0 ❤️

832346
2021-09-15 03:25:42 +0430 +0430

خوب حالا جمشید نباشه نمیشه اصلا من جمشید بیا پیش خودم

0 ❤️

832362
2021-09-15 05:31:19 +0430 +0430

کون دادن این دوره و زمانه هنر شده

0 ❤️

832364
2021-09-15 05:57:42 +0430 +0430

خوب زن جنده رو طلاق میدن دیگه!!!🤣🤣

0 ❤️

832427
2021-09-15 16:43:43 +0430 +0430

یادته اونشب من خوابم برد منم جمشید بیا خمشید لطفا

0 ❤️

832461
2021-09-15 23:15:08 +0430 +0430

باید بنویسی من زن سابق کامران هستم به یکی دیگه دادم ولم کرد…

0 ❤️

832480
2021-09-16 01:12:03 +0430 +0430

یادش بخیر میوه میذاشتی دهن منو کامران منم جمشید

0 ❤️

832644
2021-09-16 16:57:14 +0430 +0430

تو یه جنده ای همین

0 ❤️

833384
2021-09-21 06:31:05 +0430 +0430

خاک تو سر پتیاره ات

0 ❤️