داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

من شوهرم را بیغیرت کردم (۲)

1399/07/17

...قسمت قبل

سلام شهین هستم
ادامه –

بعد از اینکه به خونه اومدم اولین کاری که کردم دوش گرفتم و روی تخت دراز کشیدم . کم کم حس تردید و پشیمونی پیدا کردم با اینکه از گاییده شدنم راضی بودم ولی یاد حمید شوهرم افتادم خجالت کشیدم و برای اروم شدن به خودم میگفتم که بزور منو وادار به این کار کرد . تو سرم هزار فکر رد میشد بیشتر به حمید فکر میکردم که چرا ضعیف عمل میکنه و منو از لذت سکس محروم میکنه . همه چیش با دکتر فرق داشت . سرد بود ، سینه و کوسمو نمیخورد ، بیشتر از چند ثانیه طاقت نمیاورد ، ابش دو قطره بیشتر نبود و اهمیت نمیداد که من هم باید به ارامش بعد از سکس برسم . این نابرابری برام شده بود معما ! .

از اینکه شهوت خاموشم بیدار شده بود ناراحت بودم و به دکتر نفرین میکردم و به خودم میگفتم که دیگه مطب نمیرم . یاد اخرین حرف دکتر افتادم - خانم اسدی این اتفاق فقط مربوط به همین جا بود و هیچ تاثیری در محیط کارمون نخواهد داشت .

اون کثافت نفهمید که چه تاثیراتی روی من گذاشته . حمید امد و مثل همیشه شام خورد و جلوی تلویزیون خوابش برد و اصلا متوجه بهم ریختگی من نشد . تا صبح بیدار بودم و در اخر به این نتیجه رسیدم که چرا کارمو ول کنم میرم مطب و مثل هر روز به کارم ادامه میدم .
صبح وقتی دکتر اومد مثل همیشه سلام کرد و انگار نه انگار که دیروز چه بلایی سرم اورده .من هم با سرسنگینی برخورد میکردم . سه روز گذشت حدودا ساعت یازده نیم بود گفت مریض بعدی ، گفتم کسی نیست . بلافاصله اومد درب مطبو بست و به اطاقش رفت و صدا زد . خانم اسدی - جواب ندادم - خانم اسدی - خانم اسدی با شما هستم - بفرمایید ، کاری داشتین . - بله بفرمایید بشینین میخوام باهاتون صحبت کنم . بخاطر شما من با برادرم یه بحث شدید کردم و چیزی از من میخواست که من نمیتونستم قبول کنم حقیقتش من به شما علاقه خاصی پیدا کردم ، من تا یکی دو ماه دیگه برای ادامه تحصیلم به امریکا میرم ازت میخوام طلاق بگیری و با من به امریکا بیایی و میتوتی اونجا ادامه تحصیل بدی و یک زندگی خوب داشاه باشی ، گفتم من شوهرمو دوست … هنوز حرفم تمام نشده بود که امد و جلوم ایستاد و دستامو گرفت و از صندلی بلند کرد و به طرف تخت بیمار برد - دکتر دیگه نه بسه لطفا به اندازه کافی … دستشو روی دهنم گذاشت بلندم کرد روی لبه تخت نشوند کیر کلفت شق شده اش را بخوبی که به زانوهام چسبیده بود حس میکردم مانتومو در اورد و به سراغ سینهام رفت . روپوش سفیدشو در اورد و کیرشو از زیپ شلوارش بیرون کشید وقتی چشمم به کیر کلفتش افتاد تمام بدنم لرزید شلوارمو در اورد به رونای پام دست میکشید ، میلیسید و بوسه میزد در حالی که نشسته بودم باز هم حرارت تنفسش را روی کوسم حس کردم که بی اختیار پاهامو باز کردم موهاشو گرفته بودم و به کوسم فشار میدادم بعد از هفت هشت دقیقه منو به سمت خودش کشید وقتی پام به زمین رسید گفت بشین و بخور . با تعجب گفتم چی کار کنم گفت ساک بزن - یعنی چی - اه تو چرا اینقدر بی تجربه ای ، کیرمو بزار تو دهنت و بمیکش - مگه میشه - اره میشه مگه تا بحال فیلم پورن ندیدی - فیلم پورن دیگه چیه - ای بابا هیچی . دوباره بلندم کرد و لبه تخت نشوند پاهامو بالا برد کیر کلفتشو به سوراخ کوسم تنظیم کرد و به ارومی فشار داد - اخ دکتر یواش خیلی کلفته - خوبه یا بده - چی بگم - راستشو بگو - خوبه … جووووون منشی کوس کنجیشکی من ، تو مال خودمی وقتی شوهرت تورو تخلیه نمیکنه این از خوش شانسی منه . تعجب کرده بودم که من نشسته و دکتر ایستاده میشه سکس کرد چند دقیقه بعد گفت وایسا ولی دستاتو بزار رو تخت از پشت تو کوسم به تندی تلمبه میزد غرق در لذت بودم و ناله میکردم دلم میخواست بیشتر فشار بده ولی روم نمیشد بگم ، گفت ارگاسم شدی - یعنی چی - هیچی بابا کوستو بده حالشو ببر . دو مرتبه به خودم لرزیدم و کشید بیرون لای پام ابشو ریخت خیلی خوشم امد که اب داغشو لای پام ریخت و از بالا سرازیر شده بود تا زانوهام . برگشتم و لبامو به لباش چسبوندم و عمیقا ازش تشکر کردم - نوش جونت ، گوشت بشه به رونت - خندم گرفت .
چند روز بعد وقتی مریض نبود باز هم درب مطبو بست . در مدت یک ماهو نیم که ایران بود شش مرتبه منو تو مطب گایید که نوبت سوم به بعد خودم در مطبو میبستم و میرفتم پیشش. تو این فاصله ساک زدن و مدلهای کوس دادنو بخوبی یاد گرفته بودم . و اصلا هیچ توجهی نداشتم که من شوهر دارم و با نبود دکتر چه خاکی باید به سرم بریزم .
بالاخره روز وداع رسید خیلی ناراحت بودم و گریه میکردم . وقتی حساب و کتاب منو داد یک نامه به من داد و گفت امشب پرواز میکنم و وقت نمیکنم این نامرو به دست صاحبش برسونم ازت خواهش میکنم که صبح بیایی مطب ساعت نه یا ده یه نفر میاد دنبالش لطفا حتما به دستش برسون - چشم دکتر حتما میام . به طرفم اومد و با یه بوسه داغ اشکامو پاک کرد و گفت برات ارزوی موفقیت میکنم ، کیفش را برداشت و رفت .

فردا صبح برای اخرین خواسته دکتر به مطب رفتم تا پاکت نامه را بدست صاحبش برسونم . ساعت ده صبح زنگ مطب بصدا درامد . درب را باز کردم ، شکه شدم . برادر دکتر امد داخل و درب را بست . گفت سلام ، منو شناختی ؟ - سسسسسلام بله ، امدم پاکت نامه رو ازت بگیرم . پپپپا کت مال ششششما نیست . از جیبش یه کاغذ تا شده دراورد در حالی که بین دو انگشت سبابه و میانه گرفته بود به سمت من نزدیک کرد و گفت ، بخون . با ترس و لرز کاغذو گرفتم و بازش کردم گفت دست خط برادرمو حتما میشناسی ، این هم امضا، و مهر نظام پزشکیشه ، درسته . حالا با دقت بخون تا اونجا که یادمه متن نامه این بود . (((((( خانم اسدی سلام ، با توجه به روابط خوبمون ، اولا عذر خواهی میکنم ثانیا ناچارم که یک خواسته دیگه ای از شما داشته باشم . برادر من ول کن شما نیست ، تهدید کرده که اگه خانم اسدی با من سکس نکنه من به هر طریقی که شده شوهرش را مطلع از روابط جنسی شماها میکنم و زندگیشو خراب میکنم . میدونم برای شما سخته ولی استدعا میکنم که فقط یکبار در مطب تحمل کنید تا بیشتر از این ابروی منو بین دوست و اشنا نریزه و شمارو هم به دردسر نیاندازه . پاکتی که دیروز به شما دادم خالیه و هیچکس دنبالش نمیاد . در تمام مراحل زندگی موفق و خوشبخت باشید .)))))
با جدیت کامل گفتم اقای محترم خواهش میکنم صرف نظر کنید از تصمیم بیشرمانتون ، من متاهل هستم . یه قدم جلو امد و گفت برای برادرم متاهل نبودی ، برای من متاهلی ؟!!! خبر دارم که تو مطب چندین بار با هم سکس کردین . در ضمن بعد از اینکه کارم با شما تمام شد علت این سماجتمو میگم .
دستمو گرفت و به سمت تخت معاینه کشید با عصبانیت گفتم دستمو ول کن مرتیکه الان جیغ میکشم . روسری و موهامو گرفت و گفت حتما جیغ بکش کار منو راحت میکنی چون یکی پیدا میشه به پلیس زنگ بزنه ، مطمعن باش برای روشن شدن ماجرا شوهرت هم باید به کلانتری بیاد . حالا خودت میدونی و تصمیم با خودت .
چاره ای نداشتم از ترس اینکه خیانتهای من لو نره ، یکبار دیگه باید خودمو در اختیار یه مرد دیگه ای میزاشتم .
خیلی سریع منو لخت کرد و بدن لخت منو تصاحب کرد . تخت تک نفره اطاق معاینه یکبار دیگه متحمل وزن دو نفر شد . صورتم را به سمت دیوار بردم و از حمید شوهرم طلب بخشش میکردم . پاهامو باز کرد و کیرش که خیس خیس بود روی کوسم میمالید . با دستش سینه هامو میمالید و با نوکش بازی میکرد .
اخ وحشی اروم تر ، لعنتی پاره شدم زودتر کارتو تموم کن و تن لشتو از روم بردار .خنده بلندی کرد و گفت اخ جون خیلی وقته اخ گفتن زنی را نشنیده بودم ، منو بیاد زنم انداختی . با دستاش منو محکم گرفته بود و با اخرین زوری که داشت تلمبه میزد و با هر بار تلمبه زدن تخت بیمار یه وجب عقب و جلو میشد . کم کم حس لذت به سراغم اومد و با حرکاتش خودمو هماهنگ کردم . احساس میکردم لذت بیشتری از دفعات قبل میبرم . شاید بخاطر تنوع کیر بود و یا شاید هم بهتر از دکتر میکرد . وقتی چشم تو چشم شدیم گفت برادر نامرد من دو ماه پیش شب ولینتام منو برای خرید کادو و شیرینی برای همسرم بیرون فرستاد از شانس بد من به ترافیک میدون هفت حوض خوردم و نیم ساعت هم تو قنادی برای خرید شیرینی وقت گذاشتم .وقتی به خونه امدم همسرم ناهید نبود ، پرسیدم ناهید کجاست ؟ با یه قیافه حق به جانب گفت من هیچ تقصیری ندارم . اگه به هر زنی نظر داشته باشم به زن برادرم نمیتونم نظر داشته باشم ، پرسیدم منظورت از این حرفا چیه ؟ گفت وقتی که تو رفتی بیرون کنارم نشست و سعی کرد با حرفاش منو تحریک کنه و وقتی لباشو به طرف لبام نزدیک کرد حولش دادم گفتم خجالت بکش زنیکه هوس باز . من برادرمو برای خرید کادو روز عشاق برای تو فرستادم و تو حالا میخوای منو اغفال کنی ؟
شیرینی و کادو از دستم افتاد و دو دستی به سرم زدم رفتم بیرون و تا صبح چهار مرتبه خیابون سمنگانو بالا پایین کردم . باورش برام سخت بود . شخصیت ناهیدو میشناختم و شخصیت برادرمو هم میشناختم . برادرم با خیلی ها سکس کرده بود . زن عمومو تو حموم گاییده بود . زن مستاجر بابامو هم کرده بود و چند زن شوهر دار دیگه . هر کسیو که چشمش میگرفت با نقشه از قبل امادش میکرد و میگاییدش . چندین نفر هم ازش شکایت کردن ولی هیچکس نتونست ثابت کنه . با وجود اینکه میشناختمش که چه جونوریه ولی اصلا فکرشو نمیکردم که به زن من دست درازی کنه . بدبختانه پدرم قبل از مرگش این بی ناموسو به من سپرد و قسمم داد که همیشه در هر شرایطی ازش دفاع کنم .
شب قبل از اینکه تو رو به خونه بیاریم پیشنهاد گاییدن تورو داد و گفت بیشتر از یک ماهه که خونه خالیه و زنت رفته خونه باباش ، هیچ کاری هم نکردیم من فردا منشیمو به طریقی اماده میکنم که روز بعد بکنیمش و تو هم به بهانه خرید میوه و شیرینی برو بیرون یکی دو ساعت بعد بیا منم راضیش میکنم که با تو هم سکس کنه .
وقتی امدم تو رفته بودی . از ان موقع به بعد تصمیم گرفتم که من هم خیانت کنم چون زن دیگه ای تو زندگیم نبود فقط تورو از برادرم میخواستم . در واقع یه جورایئ میخوام گناهکار بشم تا بتونم دنبال زنم برم و به زندگی مشترکمون اگه قبول کنه ادامه بدم .

با اینکه حرفاش درد و دل بود ولی اون موقع نمیدونستم چرا با حرفاش بیشتر حشری میشم . دلم میخواست که محکمتر بکنه و زیر کیرش منو بترکونه . حقیقتا اگه الان هم ببینمش ولش نمیکنم و ازش میخوام که منو بکنه .
بعد از ده دقیقه با حرکتهای تند و محکمش فریاد زدم که بکن ، بکن ، تند تر بکن به ارگاسم شدید و طولانی رسیدم و کمرشو محکم به خودم فشال میدادم . هیچ وقت با دکتر به این شدت نرسیده بودم . او هم کیرشو بیرون کشید و تمام ابشو روی سینهام خالی کرد و با دستش به همه جای بدنم مالید .
نمیدونستم که موقع سکس کردن شنیدن حرفای سکسی چه تاثیر خوبی روم میزاره . امروزه گفتن و شنیدن این حرفارو فانتزی سکسی میگن . شاید بزرگترین دلیل عضو شدن در این سایت اموختن فانتزی سکسی باشه که خوشبختانه حمید همسرم مهربونم کاملا یاد گرفته .

ادامه دارد

نوشته: حمید - شهین


👍 50
👎 21
112000 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

922562
2020-10-08 02:11:30 +0330 +0330

زن تا خودش کرم نداشته باشه محاله کسی بتونه مخشو بزنه یا وادارش کنه به سکس چه رسد به اینکه در حالیکه مورد تجاوز قرار گرفته لذت هم ببره . اگه حتی یه خانم بیاد و اینجا بگه در عالم واقعیت از تجاوز لذت برده من حرفمو پس میگیرم
ضمنا اول شدم؟


922563
2020-10-08 02:12:33 +0330 +0330

نه ، دوم شدم

0 ❤️

922566
2020-10-08 02:15:33 +0330 +0330

عالی بود

2 ❤️

922593
2020-10-08 03:05:50 +0330 +0330

فهمیدیم شهین هستی!! خب چیکار کنیم بکنیمت؟؟؟
اصلا متوجه بهم ریختگی من نشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کی تو رو بهم ریخته بود؟؟؟ 😂
شهوت خاموشم بیدار شده بود ناراحت بودم؟؟؟ شهوتت رو کی بیدار کرد؟؟؟ مگه خواب بود؟؟؟
در ضمن کرم از خودت بوده پس کص نگو!!
جنده از جنس ناراحت!!

4 ❤️

922599
2020-10-08 03:42:23 +0330 +0330

این داستان تکراری بود …

0 ❤️

922605
2020-10-08 04:19:56 +0330 +0330

1-دیگه تا سمنگان اومدی پاشو بیا خونه ی ما. دم در بده😐
2- نویسنده پسر نیس دختره و از کمبود شوهر و نبودن دوس پسر رنج میبره برای همین این داستانو نوشته😑
3- خاک تو سرت کنن که لیاقت شوهر نداشتی که رفتی دادی به بقیه. خائن بالفتره.😠

دیس 6

2 ❤️

922616
2020-10-08 05:10:30 +0330 +0330

مرسی که معنی فانتزی سکسی رو بهمون یاد دادی خاله

0 ❤️

922624
2020-10-08 05:54:38 +0330 +0330

الان با شوهرت مشکلت حل شده مثل دکتر وبرادرش محکم تو رو میگاد اگه نمیگاد بگو😂

1 ❤️

922636
2020-10-08 07:03:21 +0330 +0330

وادار کردن زن به سکس خیلی سخته… اینی که تو فیلما میبینید طرف دوتا لب میخوره میماله زنه وا میده، دروغه… زن باید خودشم بخواد…
داستان سوژه خوبی داره، داستانی که از قول زن روایت میشه رو دوس دارم…
امیدوارم در ادامه یکمی شیطونی چاشنی شخصیت زن کنید…

1 ❤️

922637
2020-10-08 07:08:26 +0330 +0330

قلمت خوب و روانه غلطـ املایی نداری نوع روایت کردنت به دل میشینه و کیر شق کن هم هست به چرت و پرت پراکنی بچه کونهایی که پای همه داستانها تربیت طویلگیشون رو نشون میدن اهمیت نده با جیشت تاروپود هیکلشون رو شاشمالی کن و با جدیت برامون بنویس چون خواننده و چشم براه داری … بوسیدت

2 ❤️

922649
2020-10-08 09:52:26 +0330 +0330

خیانت بدترین درده تو زنگی متاهلی

0 ❤️

922653
2020-10-08 10:00:42 +0330 +0330

ممنون از اینکه وقت میزارین… لذت گاییدن زن شوهردار، وصف ناپذیر و فوق العاده شهوت انگیزی هست، مخصوصا جلو چشای شوهرش. و اگر درک مشترک باشه، در این سکس. بیشترین لذت مال زن شوهردار و شوهر کاکولدش هست. شاد و سکسی باشید.

0 ❤️

922658
2020-10-08 10:19:32 +0330 +0330

خیلی کسکشی

0 ❤️

922660
2020-10-08 10:58:17 +0330 +0330

اخه وسط سکس کی درد دل میکنه قصه کلثوم ننه میگه ؟
در ضمن همون تیکه درد و دل واقعا مسخره بود باز باقی ماجرا را میشه یه جوری باور کرد ولی این تیکه اصلا و ابدا

0 ❤️

922664
2020-10-08 11:24:07 +0330 +0330

کاری به راست و دروغ بودن داستان ندارم
شاید واقعا یه جقی دست به کیر نوشته باشه
شایدم یه زن که چند سال از لذت یه ارگاسم محروم شده باشه
من دیدم همچین زنایی که حسرت یه سکس خوب سالها رو دلشون مونده و هیچ وقت اون حس پر از شهوت و هوس رو با همسرشون تجربه نکردن
امیدوارم داستان باشه شهین بانو

0 ❤️

922683
2020-10-08 13:02:36 +0330 +0330

شما که مرتکب گناه شده آید چرا با آب و تاب می نویسید و دیگران را به گناه می کشانید؟
بیان گناه از خود گناه جرمش بیشتر است.

0 ❤️

922689
2020-10-08 13:42:45 +0330 +0330

اسم داستانو :/
من شوهرم را بیغیرت کردم؟
من هم شوهر بیغیرتت را کردم.

1 ❤️

922690
2020-10-08 13:46:27 +0330 +0330
+A

این قسمت ساختگی بود انتظار بیشتری داشتم

0 ❤️

922695
2020-10-08 15:05:12 +0330 +0330

برادر جقی این زنی که شخصیت اصلی داستانت بود از دهات میرزا کلوخ نیومده بود که بعد این همه سال ساک و پورنو ارگاسم ندونه چیه…مگه دختر 12 سالس؟ کیر دکتر تو کونت

1 ❤️

922721
2020-10-08 18:22:24 +0330 +0330

داستانتو نخوندم ولی
جنده بودن تو و
شوهر بیغیرتت و
امثال شماها چیزی نیستید جز یکسری حیوان فاسد که امیدوارم بدبختی تا اخر عمر باهاتون باشه.
موندم پدر مادراتون چی بودند که امثال شماها تف کردن کف خیابون تا مثل یک انگل زندگی کنید.

0 ❤️

922722
2020-10-08 18:24:09 +0330 +0330

جندگی با دخترا وزنا یه جذابت خاصی داره

0 ❤️

922725
2020-10-08 18:36:38 +0330 +0330

داستان نوشتن شما خوب هست اگر هاشیه ها جزئیات هم بیشتر کنید قشنگتر میشه,سریع به سکس نرسونش

0 ❤️

922787
2020-10-09 02:16:18 +0330 +0330

گوه نخور

0 ❤️

922793
2020-10-09 02:26:00 +0330 +0330

من در حدی نیستم که نظری بدم . ولی یه چیزو متوجه شدم که چقدر پرفسور و روانشناس و کارشناس داریم اینجا که هرکدوم یه نظری دادن .
راستی چرا ما ایرانی ها اینجوری هستیم ؟

1 ❤️

922819
2020-10-09 02:53:22 +0330 +0330

عااااااااااااااااااااااالی
چه حالو حسی داشتی

0 ❤️

922828
2020-10-09 03:06:51 +0330 +0330

با حال خوب مشدی بود مرسب

0 ❤️

922846
2020-10-09 04:00:58 +0330 +0330

عااااالی 😘😘😘

0 ❤️

922878
2020-10-09 09:42:48 +0330 +0330

حمید یا شهین فرقی نداره شما کاندید دریافت سیمرغ دیوث ترین آدم سال شدید . تبریک میگم

0 ❤️

922965
2020-10-09 18:25:21 +0330 +0330

کوسیشعر محض

0 ❤️

922972
2020-10-09 19:57:16 +0330 +0330

بیا پیش من تا صبح بکنمت ده بار ارضا شی

0 ❤️

923060
2020-10-10 02:49:55 +0330 +0330

جنده اگه من بودم چنان از کنون میکردمت که برخوری

0 ❤️

923101
2020-10-10 07:26:23 +0330 +0330

بهترین سکس اینن که جلوشوهرت یکی بخورتت کلابلیستت

0 ❤️

923171
2020-10-10 23:04:57 +0330 +0330

بد نبود، اما نمیدونم این دیگه چه رسمیه که اینقدر قسمتها رو کوتاه مینویسید

0 ❤️

924349
2020-10-15 10:23:58 +0330 +0330

جنده ای بیش نیستی و بس

0 ❤️

926329
2020-10-24 13:05:00 +0330 +0330

سلام دلم میخواد یه برنامه میزاشتی یه دل سیر و سفت بکنمت تا کوست بیشتر حال بیاد بعد از گذشت این چند سال حتما کوست هنوز کیر میخواد که سبرش کنه .

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom