داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

من هرچی داشتم،از داییم داشتم

1399/07/02

+دایی
-جان دایی؟
+چرا انقدر منو دوست داری؟
-چون تو بزرگ ترین آرزوی منو براورده کردی
+بزرگ ترین آرزوت چی بوده؟
-دایی شدن…
■■◇◇■■◇◇■■◇◇■■◇◇■■◇◇■■◇◇■■
از زمانی که یادم میاد هرچی که دلم میخواست
وقتی به مامان یا بابام میگفتم و اونا میگفتن نه
رو میاوردم به داییم
چون اون صد درصد میگفت آره
داییم برام عین یه پدر بود،اولین دوچرخه رو داییم برام گرفت
اولین پلی استیشن رو داییم برام گرفت
کلاس فوتبال رو داییم ثبت نام کرد
کلاس گیتارم رو داییم ثبت نام کرد
داییم مدام یه چیزو بهم میگفت:
-مهرداد جان دایی،مراقب باش عین من نشی
+مگه شما چه مشکلی داری دایی؟
-همین که گفتم،همه کار میکنم که تو مثل من بار نیایی
+چشم دایی…
برای تعارف بهش میگفتم مگه تو چته دایی
دایی من به جز پول هیچ چی نداشت
یه آدم علاف که تو دهاتمون یه دقیقه نمیشد تو خونه جمعش کرد
گذشت و گذشت و من شد شونزده هیوده سالم
منم یواش یواش داشتم تو دهاتمون زیاد در میشدم
زیاد با دخترای دهاتمون که مثل ما مال تهران بودن و تعطیلات دهات میومدن گرم میگرفتم.
هیچ وقت اون روزی رو یادم نمیره که ساعت دو نصفه شب بود و قاییمکی تو پارک دهاتمون داشتم با یکی از دخترای دهاتمون حرف میزدم
فقط من و اون بودیم
که یهو داییم سر رسید
-مهرداد دایی بیا
به دختره اشاره کردم که بره
تا رسیدم پیش داییم هولم داد رو به جلو و به مسیر خونه انداخدتم
+دایی چرا هول میدی؟!
-حرف نزن،مگه بهت نگفتم انقدر تو این دهات در نشو،مگه بهت نمیگم بچسب به درس و مشقت،مگه نمیگم با دخترای این دهات کار نداشته باش،تهش میخوای چی شی؟
میخوای بشی یکی مثل من؟
نه نمیذارم مثل من شی مهرداد،تو باید آدم بار بیایی

حرفاش مثل پُتک تو سرم داشت کوبیده میشد
ولی چاره جز گوش دادن نداشتم
چون حق همیشه با بهترین دایی دنیاس…
حدودا ۲۰ سالم شده بود و داییمم زن گرفت و دمش گرم یه دختر دایی خیلی خوشگل تحویل من داد…
منم تو دفترش حسابدار بودم
داییم تو کار ضایعات بود
ولی پا تو انبارش نمیذاشت
یا تو دفتر بود
یا خونه
یا بخش ریخته گریش
کم کم انگار من داشتم کل دم و دستکش رو اداره میکردم
عید نود و هشت شد و داشتیم میرفتیم دهاتمون
منم که با سپیده رل زده بودم دل تو دلم نبود تا برسم بهش
تا رسیدیم از خونه زدم بیرون
داییم دیگه خیلی گیر بهم نمیداد
ولی هنوز دلش نمیخواست من تو این دهات ول باشم.
خونه سپیده اینا خالی بود و منتظر بود تا من برسم
پدر و مادرش تهران بودن و قرار بود پس فردا بیان
دم در نشسته بود و منتظر من بود
قبلش هماهنگ بودیم اگه کسی نبود سریع برم تو حیاط
تا رفتم تو حیاط سپیده هم پشت بندش اومد تو و به زور اون خنده قشنگش رو تحمل میکرد
با خنده یه سلامی داد و مدام داشت میخندید
دستشو گذاشت رو لباش
+دستتو بردار خوشگل خانوم،بذار خندتو ببینم
-نمیخوام
+مگه قرار نبود هر موقع آقاتونو دیدی بهش بوس بدی
-قرار بود آقامامون بهم بوس بده
+قبوله
-دستمو گذاشتم رو سرش و آروم از گونش بوسش کردم
بازم همون خنده قشنگش
رفتیم تو خونه و سپیده مشغول این چایی دم کردن شد
به گوشیم یه پیامک اومد
وقتی دیدم داییمه چاهار ستون بدنم لرزید
-بیا دم در کارت دارم
از دوربینای مدار بسته سپیده اینا نگاه کردم ببینم داییم واقعا دم دره یا میخواد یه دستی بزنه
دیدم ای داد بی داد دم دره
به سپیده گفتم وایسا الان میام
رفتم دم در
-نا امیدم کردی مهرداد
+چرا دایی؟
-باخت دادی مهرداد
+چرا دایی؟
-بهت گفتم با دخترای دهات ما نپر
+دایی بیخیال
-دوسش داری؟
+سپیده رو؟
-آره
+آره خب
-پس بچسب بهش
+چشم دایی
-اگه بفهمم طرف یکی از این دخترای دهات به جز سپیده رفتی بخدا کار دستت میدم مهرداد
+چشم دایی
-الآنم میرم،مراقب خودت باش
در حین رفتن بود که یهو برگشت و به شوخی گفت
-آرمین
+بله دایی؟
-خیلی مراقب خودت باش دایی
خندم گرفت و گفتم:
+نوکرتم دایی،چشم
مشخص بود منظورش اینه که بپا کار دست خودت ندی
رفت و منم رفتم تو
سپیده بهم گفت باز این کاراگاه سامورایی افتاده بود دنبالت
+دیگه داییمه،نگرانه اغفالم کنی
-خفه شو،حداقل خیالم راحته داییت عمرا به کسی نمیگه
+آره،ناموسا دمش گرم
-بیا سر میز چایی بخوریم
مشغول چایی خوردن بودیم که باز همون لبخند قشنگش رو تحویلم داد
بهش گفتم به چی میخندی
بلند شد و اومد طرفم دستشو گذاشت رو دو طرف گونه هام
طوری که لبام غنچه شد و لباشو گذاشت رو لبام
منم چاییم رو گذاشتم رو میز و بغلش کردم
بلندم کرد و مشغول باز کردن کمر بندم شد
کیرمو از تو شلوارم دراورد و با ناز کرد تو دهنش
خیلی حرفه ای نبود
ولی خیلی تلاش میکرد دندون نزنه
از زیر خایه هام میکشید میومد تا نُک کیرم
در همون حالت دو زانو سوییشرتش رو از تنش دراورد و همین طور تیشرت زیرش
پستوناش افتاد بیرون
خجالت میکشیدم حرفی بزنم
دلم نمیخواست فکر کنه به چشم یه جنده دارم بهش نگاه میکنم
سپیده عشق من بود
مشغول ساک زدن بود که گفتم سپیده دارم آبم میادا
گفت اشکال نداره
یکم ساک زد و بعدش شروع کرد برام جق زدن که با تمام فشار آبم رو رو سینه هاش خالی کرد
یه بوس کوچیک از کیرم گرفت و پا شد رفت تو حموم
+تو چی پس؟
-من چی پس؟
+تو ارضا نشدی
-اشکال نداره عزیزم،فردا نوبت توعه
+باشه،ببخشید
-چرا ببخشمت آقامون،فدای سرت
دستمالی از روی میز برداشتم و دورو بر کیرمو تمیز کردم
سپیده از حموم اومد بیرون و کنارم دراز کشید
خیلی اصرار کردم بذار ارضات کنم ولی مخالفت کرد و گفت که حموم رفته دیگه نمیخواد کثیف شه
اون شب تا صبح سپیده رو بغل کردم نوازشش کردم.
الآن که شهریور ماه سال نود و نه هستش و دارم این داستان رو مینویسم هنوز با سپیده هستم و مردونه پای عشقش وایسادم
ولی هنوز که هنوزه داییم مثل یه بچه باهام برخورد میکنه…

نوشته: مهرداد


👍 11
👎 18
17700 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

919184
2020-09-24 00:36:09 +0330 +0330

اره هرچی داشتی از داییت داشتی حتی خودت از داییتی چاقال ننویس دیگ😐 فهمیدیم دایی داری ب مولا

1 ❤️

919160
2020-09-24 02:36:21 +0330 +0330

گفتم تو داهات در نشو؟؟ تاپاله تو مال تهرانی بعد اینجوری حرف میزنی؟؟؟ بقیه داهاتیا هم مال تهران بودن یه وقتایی میومدن اونجا؟ از این ده ها که توش همه بچه تهرونن و حتی یه نفر بومی هم نداره قبلا دیدم ، یه مشت کون نشور که تا پلیس راه هم نرفتن لاکچری ترین کار زندگیشون دویدن دنبال تراکتور بوده بعد همه از دم تهرونین اونم از نوع اصلیش!! از دوربین مدار بسته نگاه کرد؟؟ اخ فقط اگه دستم بهت میرسید…


919241
2020-09-24 04:35:15 +0330 +0330

مهرداد كه يهو شدي آرمين معلومه برادرا و پدر سپيده فشار زيادي بهت اوردن!!

3 ❤️

919247
2020-09-24 05:27:44 +0330 +0330

امیدوارم این نویسنده‌های داستانهای شخمی تو آخرین پاییز قرن ((در)) بشن و کسی نبینشون

1 ❤️

919251
2020-09-24 05:49:50 +0330 +0330

کصشعر

1 ❤️

919185
2020-09-24 05:50:10 +0330 +0330

عه بچه ها این دایی داره ما نداریم (مثلا) 😒

2 ❤️

919174
2020-09-24 06:41:15 +0330 +0330

ما رو سر به یک راه بده اسمت مهرداده یا آرمینه ؟؟؟
بالأخره تلاش میکرد دندون نزنه یا حرفه ای بود؟؟؟
خاطره جالبی بود تصویرسازی هاتم…بد نبود.
موفق باشی

3 ❤️

919268
2020-09-24 08:07:47 +0330 +0330

کدوم دهاتی خودنه هاشون دوربین مدار بسته داره!!! ناموسا ذهنیتم نسبت به دهات تغییر دادی
ما تو دهاتمون هنوز که هنوز با طناب در باز میکنیم بعد شما دوربین مدار بسته داره دهاتاتون

1 ❤️

919271
2020-09-24 08:21:22 +0330 +0330

مهرداد بودی یا ارمین؟

0 ❤️

919272
2020-09-24 08:22:48 +0330 +0330

**** 😀 😎
ای ننه ننه
چه پسری

0 ❤️

919277
2020-09-24 09:25:04 +0330 +0330

کسکش بالاخره ارمین یا مهردادی کونی؟

0 ❤️

919294
2020-09-24 12:43:11 +0330 +0330

تو از اونایی هستی که اگه دریچه مغزتو بردارن کلا یه سیم‌ داخلشه که دوتا گوشاتو نگه داشته اونم قطعش کنن دوتا گوشات میافته…

1 ❤️

919301
2020-09-24 13:42:57 +0330 +0330

مهرداد خان با کیر داییت بازی نکن

1 ❤️

919315
2020-09-24 15:13:16 +0330 +0330

دایتو گا.یدم

0 ❤️

919351
2020-09-24 19:01:04 +0330 +0330

دیس لایک. داستان که کسشری بیش نبود 👎
اما دیدم تو کامنتا گیر داده بودین به دوربین مداربسته.
محض اطلاع شما باید بگم که توی روستای ما پنج تا از خونه‌ها و مغازه‌ها دوربین مداربسته دارن.
چیز عجیب و غیرواقعی نیست

0 ❤️

919366
2020-09-24 20:38:55 +0330 +0330

تو دهات در نشوووو…؟!!!
کسکش به زبان فارسی دَری پَشتو نوشتی؟؟؟
سگ برینه تو اعتماد به نفست کون تاقار…گورتو گم کن و دیگه ازین غلطا نکن.

0 ❤️

919367
2020-09-24 20:43:47 +0330 +0330

مادر بخطا خواننده رو خر فرض کردی؟…کُرّه خر مهردادی یا آرمین؟؟
کیرم دهن خودتو دایی جاکشت.دلیل علاقه شدید داییت بتو این بوده که تو بچه داییتو مامان جنده ت بودی.

0 ❤️

919391
2020-09-24 23:12:51 +0330 +0330

پس چرا دایی ت نکردت 😃انتظارداشتم بکنتت !

0 ❤️

919399
2020-09-25 00:00:20 +0330 +0330

نظر شما چیه؟ببین کاری به داستانت ندارم فقط دوتا چیزا توضیح بده اینکه داییت زن گرفت دستش درد نکنه ی دختر خوشگل تحویلت داد؟
اخه دوربین مداربسته تو دهات ؟
حداقل بگو از لای در دیدم داییم بود

0 ❤️

919545
2020-09-25 11:42:16 +0330 +0330

اینقد دایی دایی کردی مجبور شدم بگم کیرم تو زن داییت با اون داییت

0 ❤️







Top Bottom