من همسرش هستم (۱)

    خيلي برام افتخاره كه بگم همسرشم، موقع راه رفتنش وقتي كه ناخوناي پاشو لاك قرمز مي زنه و كفش پاشنه بلند قرمزشو مي پوشه و همه ي اينا با تتوي چنتا پرنده روي مچ پاش و يه پابند طلا كه توي آمريكا وقتي يه زن پابند ببنده معنيش اينه:(Married but available )، بهش افتخار مي كنم، موقع نگاه كردنش كه هميشه چشماي مشكيش خماره و فكر نمي كنم لازم به توصيف بيشتر باشه كافيه همين چشماي خمارو و اون كفش و پابند و ... رو تجسم كنيد، حتي به سينه هاش هم حسادت ميكنم سايزشم ٨٥ نيس :) ولي كاپش سيه خلاصه هركاري كه مي كنه باعث افتخاره، حتي وقتي با دوست مشتركمون مهيار پچ پچ، يا توي تلگرام صحبت مي كنه، صحبت هايي كه خيلي هم نميشه اسمشو صحبت گذاشت.
    مينا همسر منه و ما يه رابطه باز داريم، واقعا باز، كه البته جفتمونم با وجود باز بودن زيرآبي هايي مي ريم، كه كم هم نيست، كه مي فهميم حتي، و مي فهميم كه اون يكي هم مي فهمه!
    خودم خواستم اينطوري بشه، البته نه تحقير ميشم و نه دوست دارم تحقير بشم، خودمم به جز مينا با زناي ديگه هم سكس دارم اما اينجا دلم ميخواد از مينا بگم، كلا دوست دارم ازش تعريف كنم، جلوي خودش، جلوي دوستام، جلوي دوستاش، جلوي شما:
    توي بغل هم موقع ديدين يه فيلم عاشقانه بوديم -"مينا يكم از رابطه هاي قبليت تعريف مي كني؟" -"چرا برات مهمه تو كه مي دوني من گذشته تعريفي ندارم" -"مي دونم ولي ميخوام با جزئيات بدونم اينكه تا حالا چيكارا كردي باهاشون، منظورم ازون كاراست" (حين اين صحبتا جفتمونم نيمه مست بوديم و البته حشري) "خيلي خب منم بدم نمي اد اما چرا از بعد ازدواجمىن نگم چرا از ديشب كه دير اومدم خونه و نگفتم كجا بودم نگم؟"، "نگو كه ديشب...ء"
    "راستش ديروز نمايشگاه داشتيم و منم مثل همه نمايشگاها همون مانتو جلو باز قرمزه و شلوار سفيده كه تا بالاي مچمه و كفش" حرفشو قطع كردم:" اوه اوه ادامه بدي كه ابم مياد" دستشو گذاشت روي كيرم(البته ناخوناي كاشته شده سفيد و هميشع مرتبش بيشتر ابمو مياره) و گفت:"طاقت بيار هنوز جاهاي خوبش مونده، سهيل همكارم هميشه ازم تعريف ميكنه ولي اون روز از نوك پام تا فرق سرمو داشت ميپرستيد و يواش يواش ظهر به بعد شروع كرديم به لاس زدن تو كه مي دوني من عاشقه لاس زدنم عاشق تعريف شنيدن هي به هربهانه اي بدنشو بهم مي ماليد، از دستام از ناخونام تعريف ميكرد، براي اولين بار دستمو گرفت تو دستشو ناخونامو نگاه كرد و مي گفت خوش به حال شوهرت كه هر روز اين دستا تو دستشه، از پاهام تعريف ميكرد از تتوم از پابندم، منم از دهنم در رفت و اصل ماجرا رو تعريف كردم، اينكه قبل ازدواج يه دوست پسر داشتم و فوت فتيش بود و هميشه با پاهام بازي مي كرد منم يواش يواش به پرستيده شدن پاهام علاقه مند شدم و اين تتو هم هديه من بهش براي ولنتاين بود و بهترين سكس زندگيم رو هم همون شب داشتم و ... اينارو كه تعريف كردم ديگه شروع كرد از پاهام تعريف كردن و به هر بهانه اي خم شدن و لمس كردن و ... واي يه بارم پامو بوسيد، باورت ميشه؟ وسط نمايشگاه! خلاصه نمايشگاه گذشت و كس منم خيسه خيس، توعه كه مي دوني من كسم خيس باشه به همه ميدم و فقط منتظر پيشنهاد شام بيرون از طرف اون بودم تا با پيشنهاد چطوره شامو بريم خونتون عوض كنم، و كردم و مي دوني چي شد"
    حتي وقتي كه اينارو تعريف ميكرد هم بهش افتخار مي كردم. كاش ادامه مي داد ولي نداد، چون فكر كنم دلش ميخواست به صورت عملي هرچي بين خودش و سهيل مذشته بود رو بهم نشون بده، الان يك هفته گذشته و اميدوارم نشون بده! يا حداقل تعريف كنه! مي دونم از الان به بعد شما هم منتظريد، خوبه حداقل تنها نيستم.
    چشم ...
    ادامه دارد


    نوشته: من همسرش هستم

  • 4

  • 11




  • نظرات:
    •   Walter.white
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • در جواب عنوان داستان بگم که :
      خب به تخمم ^.^


    •   Mardezakhmi
    • 1 سال،4 ماه
      • 1

    • واقعا خاك بر سرت خاك چهاراه تو سرت تف تو شرفت بي ناموس


    •   hiddenboy232
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • الان دقیقا این چی بود ؟ داستان بود ؟ فیلم بود ؟ میخواستی کون مارو بسوزونی ؟ انگیزت چی بود ؟


    •   M.F.M
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • نوش جونش. زن باید کص بده دیگه. منم زن دوستمو میکنم. خیلی هم خوبه


    •   aminjon625
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • چرت و پرت


    •   PayamSE
    • 1 سال،4 ماه
      • 1

    • همسرش نیستی فقط اولِ صف هستی،همین. اونم واسه اینکه موی دماغش نشی،گاهگداری یه نیم نگاهی بهت میندازه.
      اما این به کنار.شما که ایران زندگی میکنی،دیگه به تو چه ربطی داره که پابند طلا تو آمریکا اون معنی رو میده؟( البته نمیده)


    •   سیخ زن
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • ام اف ام
      مشتاقم کردن زن دوستتو بدونم
      همینجا داستانو بگو


    •   as B sa
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • خاک بر سرت کنن
      تو دیگه چه عقب افتاده ای هستی
      بدبخت غرب زده...خدا دو دستی زده تو سرت
      بدبخت تو همسرش نیستی تو نوکر دس به سینش هستی و اونی هستی که باید از سرش وا کنه
      بدبخت مفلوک
      تو بمن قول بده بقیه ی فانتزیاتو ننویسی منم قول میدم خواهر و مادرتو یکی نکنم
      البته که حیف درد زایمان م ا م ا ن ج ن د ت


    •   hesammosbat27
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • خنوک... حالم بهم خورد


    •   امیرم13660611
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • کثافط...


      یه لطفی به جامعه بکن ،ننویس بقیشو لاشی


    •   mrmr.66
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • خوک،... زندگی این مدلی با حیونها چه فرقی میکنه!؟ حتی الاغ نر هم روی ماده خودش حساسه ،شما حداقل از اون الاغ یاد بگیر هرچند ماده تو،ماده نیس ج....


    •   sikir
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • عبیداله‌ابن زیاد سوراخ کونتو جر بده که دیگه کسوشر تفت ندی
      ننوه زیپ‌لیام


    •   wike
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • اسم مقدس همسر را چرا لکه دار میکنی؟
      یهو بگو من قوادش هستم دیگه یا عامیانه تر بگو من کوسکششم


    •   hajamoo
    • 1 سال،3 ماه
      • 0

    • حاجی این خیلی خوبه. ادامه‌شو چرا نمی‌نویسی؟


    •   Akhare.ghese
    • 1 سال،3 ماه
      • 0

    • کسمغز


    •   sabouram
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • ادامشو بنویس


    •   lovely_grl
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • داستانو نخونده دیسلایک کردم چون حسش نبود


    •   وب.گرد
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • چشم؟ چشمت کور! ما اینجا به مرید بات اویلیبل خیلی ساده میگیم whore


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو