داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

من و آبجی ستاره

1391/06/30

سلام این خاطره کاملا واقعیه و مربوط به 8 سال پیشه اون موقع من 15 سالم بود و آبجی ستاره 17 سال از اونجا که من و ستاره پدر بزرگ رو خیلی دوست داشتیم توی یه اتاق پیشش میخوابیدیم پدر بزرگ گوشاش ضعیف بود و چشماش تو شب وقتی چراغ خاموش میشد نمدید . از آبجیم براتون بگم ستاره تو 17 سالگی صورت بچه گونه ای داشت با اندام سکسی که قدش حدودا 5 سانتی از من بلندتر بود سینه های گرد و باسن نسبتا گونده ای داشت اینم بگم که عاشق پسر خاله(سامان) ام بود و وقتی پسر خالم ام میومد خونه ما یا ما میرفتیم خونه اونا ستاره رو میبرد یه گوشه و حسابی باهاش حال میکرد شاید از کون گاییده باشه ستاره رو چون وقتی یه بار از خونه خاله اومدیم سری رفت حموم حالا که فکر میکنم میبینم هرکی بعد از سکس میره حموم دیگه آبجی ستاره هم حتما داده که با عجله رفت زیر دوش . از بابا و مامانم بگم بابام شغل آزاد داره مامان هم خونه داره و همیشه برای خرید میره بازار خلاصه وضعیت مالی خوبی داشتیم که الان خدا رو شکر بهتر هم شده . از موضوع داستان خارج نشیم راستش بازی کردن با آلت رو تو بچگی خود ستاره یادم داد وسط حال خونه ی ما یه ستون هست یه روز ستاره ستون رو دو دستی بغل کرده بود و پاهاشو دور ستون قلاب کرده بود هی بالا پایین میکرد یه بار به منم گفت بیا اینکا رو بکن منم هرچی اون میگفت همون کارو میکردم که خیلی حال داد . خلاصه ما دوتا شبا همیشه تو اتاق پدر بزرگ پیش هم میخوابیدیم مثل همیشه اون خودشو به خواب میزد منم دست مالیش میکردم از پشت سینه هاشو فشار میدادم با کونش بازی میکردم وقتی دستمو میبردم رو کسش خودشو جمع میکرد ولی بالای کسشو میمالوندم که مو داشت اینقدر با مو های کسش بازی میکردم که آخر دو سه تار توی دستم میموند و اون موهای زرد کسشو میزاشتم تو دهنم دوباره شروع میکردم به بازی کردن با کونش . خلاصه یه شب بابا و مامانم خونه ی خاله دعوت بودن از اونجا که تو اون سن من خیلی فضول بودم و همیشه با پسر خاله کوچیکم دعوا میکردم مامانم گفت تو نیا به ستاره هم گفت پیش داداشت بمون تنها نباشه که ستاره به ناچار قبول کرد چون میدونست اگه بره یه حال اساسی با پسر خاله میکنه . حالا من موندم و ستاره و پدر بزرگ که همیشه تو تختش خواب بود . یک ساعتی از رفتن بابا مامان گذشته بود که یه نفر زنگ درخونه رو زد من رفتم درو باز کردم دیدم بعععععله پسر خاله سامانه اومد تو سلام کرد گفت مهرداد خاله خونه اس گفتم نه مگه خونه شما نبودن گفت نمیدونم من از صبح تا حالا بیرون بودم حالا کی خونه اس گفتم میخاستی کی باشه من و ستاره و پدر بزرگ . خلاصه اومد تو ستاره تا سامانو دید خندید و گفت اییی سامان بیا تو چتوری بعد دوتایی رفتن یه گوشه پچ پچ میکردن که منو چطور بفرستن دنبال نخد سیاه ستاره صدام کرد گفت داداشی میری واسه شام چیزی بخری هیچی نداریم از اون سوپری بزرگه بگیر جنساش مرغوبتره ( چون سوپری بزرگه دورتر بود میخاست دیر بیام تا اونا کارشونو انجام بدن ) گفتم باشه چ بگیرم گفت هرچی دوست داشتی بگیر . اینو گفت و زود رفت تو منم نمیخاستم فرصت کون دادن آبجی ستاره رو از دست بدم الکی درو باز کردم دوباره محکم بستم که اونا فکر کنن رفتم بیرون . یه پنجره داشتیم که رو به حیات بود که پرده داخل اتاق یه زره کج بود طوری که میشد همه چیزو از بیرون دید. آره طولی نکشید که ستاره سامان رو بغل کرد و یه لب آبدار گرفت از سامان سامان هم ستاره رو خوابوند روی مبل و با یه دست سینه هاشو میمالید و او یکی دستشو برد زیر دامن آبجی ستاره و کسشو میمالید ستاره داشت آه و ناله میکرد که سامان بولیز آبجی ستاره رو در آورد و به ستاره گفت زود باش الان مهرداد میاد ستاره هم سری لباسشو درآورد و دستاشو گذاشت رو مبل و باهاش پایین بود طوری که میشد هم از کون بکنتش هم از کس .آبجی ستاره هی اسرار میکرد از کس بکنتش اما سامان میگفت الا نه عزیزم بزار بعد عروسی ستاره باز اسرار کرد چی میشه الان بزاری تو کسم اون کیر نازتو اوففففففففففف دارم میمیرم بکن دیگه بکن … اما سامان گذاشت تو کونش و هی عقب جلو کرد کخ ستاره آه بلندی کشید سامان گفت یواش الان پدر بزرگ بیدار میشه
اما ستاره همچنان آه و ناله میکرد … کیر سامان خیلی ناز بود سفید گونده خدودا 17 -18 سانتی بود … ستاره داشت زیر کیر پسر خاله سامان آه وناله میکرد و من داشتم از پشت پنجره بی اختیار نگاه میکردم … من دیگه طاقت نیاوردم در حیات رو یواشکی باز کردم رفتم بیرون بعد زنگ در خونه رو زدم که پسر خاله سامان در رو باز کرد گفتم کجا گفت میرم کار دارم شامت کو ؟ گفتم سوپری بزرگه بسته بود گفت خداحافظ گفتم بای . اومدم تو حال ستاره گفت چه زود برگشتی گفتم سوپری بزرگه بسته بود شام بی شام. گفت حالا چی بخوریم گفتم تو که خوردی تا ته هم خوردی گفت یعنی چی ؟؟!! گفتم کیر سامانو گفت چرت و پرت نگو دیوونه حمله کردم طرفش با اینکه زورم بهش نمیرسید چون درشت هیکل بود اما خوابودمش روی مبل همون جا که سامان خوابونده بودش دامنوشو درآوردم کیرمو گذاشتم تو کونش یه کم واسه کیرم گشاد بود چون تازه کیر سامان اونجا بود . ستاره هم تا دید من همه چیزو فهمیدم گفت جووووون بکن داداشم تو هم بکن مگه تو از سامان چی کم داری تندتر بکن بکن… برای اولین بار داشتم کون میکردم اونم کون آبجیمو ستاره حیلی حشری بود و همش میگفت آخ جووووون بکن داداشی حلال حلاله … کیرمو از کونش درآوردم گفت میای کسمو بخوری گفتم تو شبا نیمیزاشتی من دست بزنم به کست گفت میترسیدم انگشتتو بکنی اونتو پرده مو بزنی اما حالا بهت اعتماد دارم بیا بخور . کسش گوشتی بود یکو سیاه بود اما خوردنش حال میداد که یهو دیدم یه آب شفاف داره میاد بیرون گفتم این چیه خندید و گفت آب کسه دیگه دیوونه مگه تو نداری… حلاصه آبشو تا آخر خوردم گفتم آب منم داره میاد آبجی چیکار کنم گفت صبر کن بریز تو کونم منم آبمو ریختم تو کون آبجی ستاره بعد گفت بریم حموم زود باش الان بابا ماما میاد … پایان

نوشته: مهرداد


👍 2
👎 1
248582 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

335595
2012-09-20 20:21:08 +0430 +0430

مهندس انگار اول صبحی کورس گذاشتی با ما!
. . .
سکس با محارم؟
خاک بر سرت کنند
تلویزیون 32 اینچ تو کونت (با کنترل و سیم و آنتنش)

0 ❤️

335596
2012-09-20 20:40:59 +0430 +0430

سامی تلاشت در سرودن شعر ستودنیه
ولی به جون خودم اینا قافیه هاشون با هم جور در نمیاد!

0 ❤️

335597
2012-09-20 20:47:23 +0430 +0430
NA

سامان کونت گذاشت؟ ای جانم عب نداره شنبه میری مدرسه یادت میره

0 ❤️

335598
2012-09-20 20:48:39 +0430 +0430
NA

توله سگ :D محارم ننویس

0 ❤️

335599
2012-09-20 20:50:50 +0430 +0430
NA

متنفرم از ته دل من از جنده ی خنگ

0 ❤️

335600
2012-09-20 20:51:44 +0430 +0430

جوابت منطقی بود سامی
:-)

0 ❤️

335601
2012-09-20 22:47:59 +0430 +0430
NA

ازتوصيف شوشول،صفرزن آبجيت معلوم شدچاقالي.كونكش اينجا كسي از مايه داريت سوال كرد گنده گوزي كردي؟ستون فرضي داستان كه كس آبجيت آب ميندازه توكونت بچه خرپول چرابا پدربزرگ وآبجيت تويك اطاق بودي قصرمجللتون باستونهاش بااتاقهاش تو كونت.يادت مياداولين بار آبجيت خيارتوكونت كردجيغ زدي؟چرا نگفتي پدربزرگت بيدارشد سيركردتواعماقت؟!مادربخطا مگه خونتون چقدرنياز بخريد داره كه ننت همش براخريدبيرون؟ من كه ميگم پالونش كج بدجورم كج شايد براي كسب روزي حلال ميره بهش بگو ي داداش دول گنده برات بياره تو آشغال هم لازم نكرده رستگارشي برو بده.

0 ❤️

335602
2012-09-21 02:41:29 +0330 +0330
NA

ببین اول صبحی با چه کسکشایی رو ب رو میشیم
طرف داشته جلوت خواهرتو میگاییده تو هم نشتی نیگا کردی؟؟؟؟ شرط میبندم تو جای خواهرت بودی :O

0 ❤️

335603
2012-09-21 03:39:44 +0330 +0330
NA

من یه جریانی شبیه این داشتم اما این اغراق کرده خیلی

0 ❤️

335604
2012-09-21 03:41:41 +0330 +0330
NA

خیلی تخمی بود داستانت افرین

0 ❤️

335605
2012-09-21 04:51:27 +0330 +0330
NA

بنده متخصص Sexology هستم.
توصيم به تو اينه كه اينقدر از كون خواهر جندتو نكن.
ماهيجههاي كونش به فنا ميره.بعد نميتونه برينه بايد واسش ميك بزني عنشو.
ممنون از داستان تخميت.
فحش دادن رو عهده بقيه ميزارم.كاره من توصيه بهداشتيه.
درضمن خطر سوزاك رو براي تو ،خواهرجندت و سامان احتمال ميدم.

0 ❤️

335606
2012-09-21 05:34:58 +0330 +0330
NA

کیرم از یمین و یسار تو کس اون ننه جندت که به بهانه بازار و خرید میره میده…
همون ستونی که خودتونو بهش میمالیدن تو کونت حرومزاده جلقی…
کیر سعید سهیلی تو کونت…
کیر سعید شایسته تو کونت…
کیر سعید محمدی تو کونت…
کیر سعید پیردوست تو کوس آبجیت…(این یکم پیر شده دیگه نمیتونه خوب کونت بگاد)
کیر سعید راد تو کس مامانت…(خواستم مامانتم بی نصیب نمونه)
کیررررررری

0 ❤️

335607
2012-09-21 06:01:07 +0330 +0330

بچه کونی
لاشی اوبی

خرچسونه تو کف ابجیتی بهت نمیده با عکسش جغ میزنی
عقده هاتو کردی داستان

بعد پدر بزرگت مترسک بود یا …

سکس کردین اونم دوبار سامان و تو
اینا به کنار این پدربزرگت گشنش تشنه اش نمیشه
دستشوی نمیره

تا از در اومدی تو خوابوندیش و گذاشتی درش رفت تو نه تفی نه ساکی
سامان هم که کیرش چرب سر خود بود

سوتی باز بدبخت

درختای نارنجستان قوام تو کونت
توت های ایران توت

ستاره های اسمون تو کونت

0 ❤️

335608
2012-09-21 06:07:40 +0330 +0330
NA

نوشته Dr.smith در 31. شهريور 1391 - 12:51

بنده متخصص Sexology هستم.

ها ها ها، خوشم اومد. از زاویه نگاهتان خوشم اومد، جناب دکتر اسمیت. حال که شما رو دیدم، خلا وجود یک متخصص سکسولوژی رو، در مدت قبل از حضور شما در اینجا رو احساس کردم! لطفا همچنان در این سایت به فعالیت بپردازید …

0 ❤️

335609
2012-09-21 07:54:11 +0330 +0330
NA

محارم بود! مشکلیم نداشت… کونت ب…بالا سخن گو

0 ❤️

335610
2012-09-21 08:17:49 +0330 +0330
NA

دسته مبل تا ته توکون تو واون خواهر جنده خیالیت.اخه کس خل می خوای دروغ بگی از خواهرت مایه نذار

0 ❤️

335611
2012-09-21 09:26:52 +0330 +0330
NA

ما یه فامیلی داریم که کلی پسرخاله داریم توش!!!
کیر کل پسرخاله هام دونه دونه تو کونت
مجلوق!!!
متوهم!!!
جلاق!!!
توهم!!!

0 ❤️

335612
2012-09-21 11:50:11 +0330 +0330

مادرت رفت به ده تاخر بداد بعد مثل توکره خربزاد کونکش قرمساق دیگه سکس با محارم ننویس

0 ❤️

335613
2012-09-21 12:51:33 +0330 +0330
NA

هر چی مداد و خودکار و خط کش خلاصه وسایل مدرست تو کون بی موت خوار کسه :hat:

0 ❤️

335614
2012-09-21 17:36:39 +0330 +0330
NA

کس پدر
جقی
داستان مینویسی زرتی sendo نزن خودت بخون ببین باورمیکنی یا نه.
کونی مقام ان مرتبه.

0 ❤️

335615
2012-09-21 18:25:00 +0330 +0330
NA

احتمالا اولین بار بابا بزرگت بوده که خواهرتو از کون گاییده. کیر بوفالو تو کس خواهر و مادرت.

0 ❤️

335616
2012-09-21 19:08:24 +0330 +0330
NA

سلام
زرافه از عرض و طول تو کس آجی جندت
حلزون فرنگی تو کونت
جقی حالم از داستانت بهم خورد…
کیری

0 ❤️

335617
2012-09-23 19:40:19 +0330 +0330
NA

کیر سامان و کیر بابابزرگت که داشته رو کونت جلق میزده حالیت نبوده تو کونت
راستی کیر خداعامونم تو کنت کون ده دیگه ننویس

0 ❤️

335618
2012-09-24 00:49:38 +0330 +0330
NA

:p :p :p :p :p :p :p :p :p :p
آخه کیری این چی بود نوشتی کس کش خالی بند
آبجیتو دمرووووووووووووووو…

0 ❤️

335619
2012-09-24 17:23:55 +0330 +0330
NA

موي كسشو ميذاشتي دهنت حالت بدنميشد؟

0 ❤️

527893
2016-01-08 21:27:19 +0330 +0330
NA

افرین بازم بکنش

0 ❤️

551568
2016-08-06 00:55:09 +0430 +0430

دروغ بود…بچه جون

0 ❤️

565472
2016-11-23 09:07:27 +0330 +0330
NA

خاک بر سرت جقی !!!
کثافت کیری محارم ننویس!
خالی بند تخمیه متوهم. اینهمه کس ریخته یکی رو بردار بکن توش دیگه، این کسخول بازیا چیه !!

0 ❤️







Top Bottom