من و آقایی تو ماشین

    سلام.من فاطمه هستم,سبزه خیلی هات و کمی هم بانمک
    زیاد براتون طولش نمیدم.ولی اگه غلط غلوت داشت ببخشید دیگه
    خب میرم سر اصل مطلب.اسم آقاییم ابراهیمه بهش میگم ابی,منو ابی نزدیک یه ساله باهمیم ولی خیلی ازهم دوریم.رابطمون در حد صحبتو اس و گاهی اوقات شیطونی پشت تلفن
    تا اینکه یه روز من رفتم مسافرت(قم).به مامانم گفتم شبو میمونم حرم تا بتونم با ابی تنها بمونم.بلاخره شب شدو من رفتم حرمو ابی جونم اومد.باهم رفتیم باماشینش دور دور زدن.اونم ساعت 4صبح خیلی حال داد.تا اینکه اون دیگه طاقت نیورد.ترمز گرفت یه گوشه یه بغله گرمو یه لب دااااااااغ ازم گرفت.من حالم زود عوض شد رفتم تو فاز شهوت.....سکوت کردم هیچی نگفتم
    بعد دوباره رفتیمو رفتیم ولی روش نمیشد ازم سکس بخواد.خب چون باره اوله همو میبینیم اونم از فاصله ای به این نزدیکی
    بعد بهش گفتم ببین اینجاها یه کوچه تاریک و خلوت پیدا نمیکنی.خودشو زد به اون راه.بعد دستمو گذاشتم روی رون پاهاش
    یواش یواش نوازشش میکردم.بدجور حالش خراب شد رفتیم توی کوچه تنگو تاریک
    فقط خودمو خودش.منو برد عقب ماشین سیر نگام کرد.خیلی داغ کرده بودم شروع کرد لبامو خوردن خیلی خیس شده بودم
    از شق درد داشت میمرد ازم خواست براش بخورم.زیپ شلوارشو باز کردو منم خم شدم رو کیرش واااای اولین بار بود ازاین نزدیگی کیر میبینم
    نرمو کوچولو.داغو سفت.یه چیز میگم یه چیز میشنوین....
    خوردم .و خوردمو خوردمو خوردم اینقد خوب براش خوردم که نزدیک بود ابش بیاد.لبامو به کیرش فشار داده بودم و دندون نمیزدم اونم دستشو گذاشته بود رو سرم که تندتند براش تو دهنم بالا پایین کنم.بعد مانتومو باز کرد سوتینمو زد بالا(سینه های قشنگی دارم.سایزش 70 گردو نرم ولی نه خیلی سفت)شروع کرد به خوردن سینه هام.واااااااااااااای داشتم از حال میرفتم
    یه دستش رو کسم.یه دست رو سینم لباش رو لبام.خلاصه دیگه جفتمون شهوتمون زده بود به 100% شلوارمو اورد پایین,چوچولمو بازی میداد بعد ازم خواست بشینم رو کیرش. من کسم open نیست ولی ازم خواست.منم دلو زدم به دریا و قبول کردم.خیلی کسم تنگه
    رفتم که بشینم,بادستش کیرشو تنظیم کرد رو سوراخ کسم.فشار دادم نرفت ولی خیلی درد داشت
    اشکم داشت درمیومد.بهش گفتم نمیتونم منو خوابوند رو صندلی سرم رو دستگیره در بود پاهامو زد بالا یه نفس کیرشو فشار داد تو کسم
    وااااااای جیییییییغو آهو ناله هام باهم قاطی شد.شروع کرد تلمبه زدن .تندتند آآاخ
    کیرش تو کسم جاباز کرد لباشو چشبوند به لبام.بعد آقا جونم ارضا شد.ازم خواست بخورم ولی ترسیدم بالا بیارم با دستمال کاغذی آبشو پاک کرد.
    اینم از اولین سکس منو ابی جونم.امیدوارم خوشتون اومده باشه.گرچه من تو لحظش خیییلی خوشم اومد.ولی ارضا نشدم....!


    نوشته:‌ فاطمه

  • 7

  • 1




  • نظرات:
    •   arya1382
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • به اقاییت سلام من رو برسون


    •   اى ريما
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • =)) دمت كرم انوهه


    •   maryam monzavi
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • كاملا مشخصه كه يه پسر اينو نوشته


    •   مژگان شیطون
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • خوب بودبازم بنویس


    •   mazyar3369
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • خوب بود


    •   آق بولاقی
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • جندگانه بود،ننویس...................
      :|


    •   dkankash
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • چی بگم ...ولی معلومه پسر هستی ..بعد کرد تو اونجات دختر بودی پاره نشدی خونریزی نکردی دیدی گفتم ...توهم زدی کمتر بکشی داستانت خوب میشه


    •   JAMSHID_SE7EN
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • کیر ابی جون(نرمو کوچولو.داغو سفت.یه چیز میگم یه چیز میشنوین....)
      سینه ی من(سینه های قشنگی دارم.سایزش 70 گردو نرم ولی نه خیلی سفت)
      آی کیر خر ملا نصرالدین تو کون عمه ت بره بچه با این داستانتو با این نگارش تخمیت
      ینی جغی تر از این داستان نخونده بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      بچه جون کمتر جغ بزن از من به تو نصیحت به گا میری ها


    •   Shameless
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • زیارت قبول.... =))


    •   شماره رند
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • دروغ بود.


    •   ghorazeh
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • B)


    •   آموزگار عشق
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • دخترای ایرونی اگه قرار بود به این راحتی کس بدن و بیخیال پرده شون بشن که اولااینجا لس آنجلس میشد ثانیا اینهمه کیربدست و جقو نداشتیم ثالثا برو کونتو بده بچه جان . . .


    •   یالااااان دنیا
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • جالب نبود.


    •   Are.zo0
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • فکر کنم جدیدا بعد از موج عظیم گی ها مذهب نشونه گرفته شده چند تا داستان خوندم که اول دلم خواست بنویسم هرچی کثافته از شما حزب لله ی ها در میاد اما بعدش دیدم زیادی سعی شده این مسئله به چشم خواننده بیاد بیخیال شدم. حالا فاز چیه نمیدونم


    •   kaveh11
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • ریدی بابا کیرش نرم و کوچولو؟؟؟؟؟؟


    •   mahyarSAM
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • چقدرم راحت قید پردشو زده .والا ما ک همچین دختری ندیدیم :|


    •   کیر ترشیده
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • کس و شر فقط کس و شر


    •   خاله ستایش
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • الهی عزیزم چقد رمانتیک ارزو ب جوانان عیب نیست
      زیارتت قبول حاج خانوم


    •   استاد حافظ
    • 5 سال
      • None

    • dbجلقی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو