من و بیوه ی برادر زنم

    سلام خدمت دوستان
    شهریور پارسال برادر زنم تو یه تصادف از بین رفت و زنش با یه بچه تو خونشون نزدیک مادرش اینا زندگی میکنه هنوز سالش نرسیده داستان از اونجا شروع شد که من با خانمم هر هفته یکی دوبار بهشون سر میزنیم گاها اونم میاد خونمون به زن خوش اندام و واقعا سکسی تا زمانی که شوهر داشت یکبار هم نشده بود که بهش نگاه بد کنم اما بعد از فوت شوهرش دیدم چه بدنی داره سینه 80 و قد 170 وزنشم 73 کیلو میشه از زیبایی چیزی کم نداره بهار همین امسال برادر زنم از شهرستان اومد تهران برای گرفتن طلبش موقع رفتن گفت که خواهرشم با خودش ببره شهرستان منم مخالفتی نداشتم این شب که به اتفاق پسرم رفتن شهرستان پیش مادرش وقتی کسی خونه نباشه شیره با تریاک تفننی میزنم از سر کار برگشتم خونه دوش گرفتم و نشستم پا بساط یه دو بست تپل شیره داشتم شروع به کشیدن کردم یه دو سه ساعتی پای بساط بودم که گوشیم زنگ خورد جواب دادم زن برادر زن مرحومم (ساناز مستعار)بود دیدم با گریه گفت بیا خونمون علی (پسرش )قطع کرد زود لباس پوشیدم سوار ماشین شدم رفتم خونشون تا خونه ما 10 دقیقه راه بود زنگ زدم در و باز کرد رفتم بالا دیدم یه دستمال پیچیده بود سر پسرش اونم راز زار گریه میکرد گفت تو حموم خورده زمین سرش شکسته سوار ماشین کردم بردم بیمارستان سرشو بخیه کردن بهش مسکن دادن و گفتن باید 2 ساعت تحت نظر باشه بعد 2 ساعت گفتن ببرید خونه اگه حالت تهوع داشت ببریمش دکتر برگشتیم خونه جلو در گفت بیا بالا گفتم نه میرم خونه گفت تو که تنهایی اگه حالش بد شد داداشمم رفته شمال کسی نیست من چیکار کنم گفتم باشه و رفتم بالا تو آسانسور به خودم اومدم دیدم سینش از کنار شالش معلومه رفتیم تو خونه پسرش خوابیده بود درونش رو تختش و برگشتم نشستم رو مبل لباسهاشو عوض کرد شروع به صحبت کردیم که فکر شیطانی اومد سراغم که میتونم بکنمش یا نه بنده خدا هنوز سیاه از تنش درنیاورده بود گفتم چرا سیاهان در نمیاری الان 9 ماهه که فوت کرده زد زیر گریه منم از خدا خواسته رفتم کنارش و سرشو گرفتم تو بغلم شروع به مالیدن سر شونه خوش کردم خودشو جمع کرد منم ولش کردم صدای پسرش در اومد رفت تو اتاق و کنارش دراز کشید نمیدونستم چطور سر صحبت و باز کنم بعد 10 دقیقه برگشت و گفت شام نخوردیم گفتم الان میرم میگیرم تا من بیام برنج بپز که اومدم رفتم 6 تا گندیده و کلی مخلفات گرفتم و برگشتم متوجه شدم که موهاش نم داره و حموم بوده غذارو که خوردیم تشکر کرد و گفتم جا بنداز من بخوابم صبح باید برم سر کار تو پذیرایی جامو انداخت و خودشم رفت تو اتاق دل تو دلم نبود و از اینکه یه کس ناز پیشمه و نمیتونم بکنمش حسابی حرص میخوردم که یهو در اتاق باز شد یواش چشممو باز کردم دیدم وای با لباس خواب رفت سمت اشپزخونه یواش شروع به خروپف کردم از دیدن بدنش کیرم نیم خیز شد در یخچال و باز کرد و یه چی برداشت و برگشت دیدم داره میاد سمت من چشمامو بستم نشست کنارم و یواش دست کشید رو سینم فکر میکرد خوابم سنگینه با سینم ور رفت دستشو میکرد لای موهای سینم و آروم سرشو آورد پایین و بو میکرد دستشو آورد پائینتر سمت کیرم منم که شیره کشیده بودم کیرم خوابیده بود آروم دست میکشید به کیرم اومدم خودمو جابجا کنم که راحت تر باشه فوری دستشو کشید کنار طاق باز خوابیدم حالا هم اون راحت بود هم من یکم که ور رفت کیرم حسابی راست شده بود تو تاریکی نمیتونستم درست ببینمش اما از بوی لوازم ارایشش معلوم بود که حسابی آرایش کرده آروم چشامو باز کردم متوجه نشد تو عالم خودش بود که یهو سرشو برگردوند دید که چشام بازه تا مرز سکته رفت با تته پته گفت ببخشید و اومد پاشه که دستشو گرفتم گفتم خوب ادامش سرشو آوردم پایین و شروع به لب گرفتن کردم اونم حسابی همراهی میکرد دستمو بردم وای شستش و درشون اوردم سینه هاشو میمالوندمو میخوردم اخ که چه حالی میداد دستمو بردم شما کسش برای کشید خیس خیس بود لول با شرتش پاک کردم و شروع به خوردن ازش کردم وای چه لذتی میداد الانم مزش تو دهنمه بعد کلی خوردن گفتم تو هم بخور چنان ساک میزد حرفه ای بعد از کار ساک زدن گفت بکن تو کسم که دارم میمیرم منم آروم گذاشتم در کسش انگار دختر بود به زور و یواش یواش کردم تو کسش بگم صبر کردم تا خوب جا باز کنه شروع به تلمبه زدن کردم به لطف شیره حالا حالا کار داشتم باهاش داگ استایلش کردم از پشت کردم تو کسش چنان اه و واه میکرد که منو حشری تر میکرد میگفت بکن که الان 9 ماهه حسرت کیر میکشم منم تند تند تلمبه میزدم که یهو وا رفت گویا ارضا شده بود منم به کارم ادامه دادم دیگه دیوانه وار اومده میزدم دیگه داشت ابم میومد گفتم اینو چیکار کنم گفت بریز توش قرص اورژانسی میخورم میخوام گرمی آب کیر تو حس کنم تو کسم منم ضربه های اخرو محکم تر میزدم و همه اب کیرمو تو کسش خالی کردم حسابی بی حال شده بودم کنارش دراز کشیدم بعد از کلی لب بازی و بغل کردن رفتیم حموم دوش گرفتیم بهش گفتم خودم صیغه میکنمت خونتونم که راحت میام و میرم عشق و حالمونم به راهه از اون شب ببعد هر هفته 2 تا 3 بار سکس میکنیم ببخشید که طولانی شد.


    نوشته: my story doll

  • 17

  • 23




  • نظرات:
    •   royaei
    • 4 هفته
      • 1

    • متاسفم ؛ خیلی متاسفم ؛
      موفق باشی


    •   jerard96
    • 4 هفته
      • 9

    • ی چیزی بگم


      من هیچی از نوشته هاش نفهمیدم


      برادر زنه مرده بود و بعد داداشه اومده و خاهره رو برده و بعدش زن داداشه میگه داداشم نیس


      مغزم رگ ب رگ شد


      یکی بکسلم کنه


    •   rezahot1981
    • 4 هفته
      • 1

    • گوه خوردی شیره ای کثیف


    •   shahx-1
    • 4 هفته
      • 7

    • صاف همون شبی که زنت و برادر زنت رفات سر بچه شکست و باعث شد شب پیشش بمونی!! زرتی هم اومد بی مقدرمه بهت داد!! کسی که اینقدر خر شانس باشه ایران به دنیا نمیاد!!! (dash)


    •   Mn13482000
    • 4 هفته
      • 2

    • این که بعد از بیست وچهار ساعت مزه اش میره ،بیا یه چیز بزارم دهنت دایما دهنت مزه دار بشه،با این کستانت


    •   Xknight.1
    • 4 هفته
      • 5

    • گوزو یک چیزی برای من روشن کن 6تا گندیده گرفتی ؟!یعنی چی؟! گوه تو هیکلت. چطوری وزنش کردی که 73 کیلو است؟! گوزو ننویس دیگه. بعدشم گوه خوردی


    •   صدف هستم
    • 4 هفته
      • 2

    • تخمی تخیلی کی بودی تووو


    •   سعید تبریزی
    • 4 هفته
      • 1

    • برادر زنت مرده بود زنه زنده بود الان من اینو کجای دلم بزارم


    •   Shshahvanii
    • 4 هفته
      • 2

    • ناموسا چی نوشتی همه چی تو کون هم دیگس معلوم نی چی به چیه اینکاره ۱۰تا فیلمو میکس کردن تو هم


    •   Shshahvanii
    • 4 هفته
      • 0

    • ناموسا چی نوشتی همه چی تو کون هم دیگس معلوم نی چی به چیه اینکاره ۱۰تا فیلمو میکس کردن تو هم


    •   Sakopako
    • 4 هفته
      • 1

    • ی مترجم بفرست بعضی جاهاش واقعا نیاز داره.


    •   وب.گرد
    • 4 هفته
      • 2

    • منکه مخم ارور داد.


    •   mamadkaraji
    • 4 هفته
      • 0

    • خدا شانس بده


    •   fazi20
    • 4 هفته
      • 3

    • تایپ شخمی .. و نسبتای فامیلیه خر تو خر ... همه دنیا هم که دست به دست هم داده بودن که شرایط جور شه بت بدع خخخ هعیییییی روزگار خخ


    •   H22o
    • 4 هفته
      • 2

    • رفتی شام بگیری بعد گفتی برنج بپز تا میام؟ کی شام میره بیرون بگیره بعد برنجم میپزه؟ بعدم اومدی دیدی موهاش نم داره؟ چطور متوجه شدی؟


    •   پگولاخ
    • 4 هفته
      • 0

    • سيهدير


    •   Hamidarakii
    • 4 هفته
      • 0

    • جقیه تابلوووو


    •   ehsan9705
    • 4 هفته
      • 0

    • این‌جا هم با مورد عجیب قد 170 مواجه شدیم.
      به سیاره شهوانی خوش آمدید.
      من تا همین جا خوندم فهمیدم که دیگه بیش از این نیاز نیست.


    •   323Mazda
    • 4 هفته
      • 0

    • دستگاه دارین شماها؟ سریع قد و وزن و سایز طرفو میگیرین. ریدی با این نوشتنت


    •   ناصر39
    • 4 هفته
      • 2

    • نویسنده ی نا محترم! اولا یادت باشه که قبل از اینکه هر مطلبی رو بخوای آپ کنی باید بخوانی و ویراستاری کنی ! دوما احمق اول عقد بعد عروسی! نه برعکس ! خیر سرت اگه می خوای شرع رو بدونی ، با زنی که زنا کرد کرده ای تحت هیچ شرایطی نمی تونی ازدواج کنی ! ضمنا داستانت فوق العاده آبکی و غیر واقعی بود !


    •   ناصر39
    • 4 هفته
      • 0

    • نویسنده ی نا محترم! اولا یادت باشه که قبل از اینکه هر مطلبی رو بخوای آپ کنی باید بخوانی و ویراستاری کنی ! دوما احمق اول عقد بعد عروسی! نه برعکس ! خیر سرت اگه می خوای شرع رو بدونی ، با زنی که زنا کرد کرده ای تحت هیچ شرایطی نمی تونی ازدواج کنی ! ضمنا داستانت فوق العاده آبکی و غیر واقعی بود !


    •   مجید34
    • 4 هفته
      • 0

    • طرف داشته از استرس برای بچش می مرده ، بعدش اومده به تو بده ؟


    •   yashark111
    • 4 هفته
      • 0

    • کیرم تو زنتو بیوه برادر زنت با این توهمات کیریت ملجوق خرفت با این داستان کییریت. کیرم تو مغزت طرف گریه کرد سری رفتی بغلش کردی مجدد کیرم تو مغزت


    •   tina1000
    • 4 هفته
      • 0

    • وقتی سنتی و صنعتی رو مخلوط می کنید می زنید، نتیجه‌اش میشه این داستان واقعا تخمی . خودت یه دور خوندی؟
      یعنی اگه غربال کنی از توش یه گونی سیم و سنجاق و سوزن و سرنگ و ات، اشغال در میاد!!!
      نکن
      نزن
      بدبخت نزن
      انگل اجتماع تفننی نزن


    •   qasem66
    • 4 هفته
      • 4

    • خوبه ک ترازو و متر همرات هست واسه اندازه گیری قد و وزن
      فقط زینپس فشار و قند خونشم بگیر بزا واسمون


    •   کوسلیس۲۰
    • 4 هفته
      • 1

    • گندیده خوردی چی هست


    •   m...h...a...
    • 4 هفته
      • 0

    • نظرات دوستان کاملا گویای همه چیز هست.اما اولا که خواستی داستان بنویسی ویرایشش کن.دوما برادر زنت که مرده باید میگفتی اون یکی برادر زنت..گفتی گندیده گرفتم؟گندیده رو شما میخورید؟ما میندازیم سطل آشغال..قد زن رو میگیم هیچی از کجا فهمیدی وزنش دقیقا ۷۳ کیلو؟و اینکه زنه همونجوری اومد بهت داد؟خوش به حالت..دیسلایک


    •   mirzaqoli7
    • 4 هفته
      • 1

    • اسم نویسنده کیفیت داستان رو مشخص کرده !
      مای استوری دول : داستان من کیری است (biggrin)


    •   ..سیا..
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • یه سوال این کوس شعرو زمانی خماری نوشتی یا زمان نعشگی؟یه بس دیگه بچسبونی میری بغل آلتا اوشن


    •   Ice_flower
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • دیگه دوستان لطف کردن همه ایرادا رو گفتن.


      فقط ننویس همین
      نوشتی هم زرتی نفرست سایت بزار قشنگ یه هفته بمونه و بعد یه هفته بخون ببین چی نوشتی.


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • یه لطفی بکن ساقیت رو به ما هم معرفی بکن
      عجب جنس نابی داره قشنگ آدمو کسخول میکنه


    •   mardelor
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • گندیده خور کونی ننویس دیگه


    •   titan88
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • از یه جایی به بعد داشتی تند تند جق میزدی معلوم نیست چی تایپ کردی!!!!


    •   Sina9_7
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • آخرین ضرباتو محکمتر زدی؟! علاوه بر اینکه دستت تو شورتت بوده ابی هم در حال پخشه (rolling)


    •   arash-khashen
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • داستانش واقعیت داشت البته اون قسمتش که شیره‌ایه


    •   Pedram900
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • شما کسش برای کشید خیس خیس بود لول با شرتش پاکش کردم!!!!!! کیر توکون خودتو جدابادت برا داستان کیریت حرامزاده مفنگی این کوس شعرایی ک نوشتی یعنی چی کون کش


    •   Nadly64
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • همه نکات رو بچه ها گفتن ولی دوستانیکه برای تفنن یا قبل سکس شیره مصرف میکنن حواسشون باشه مصرف که بره بالاتر بعد مدتی اصلا کیر آدم راست نمیشه و اثر عکس داره و آدم کونش پاره میشه و بسختی هم طرف میتونه ترکش کنه.اینو جدی بگیرید چون دوستم همینطوری بود


    •   cuckmamad
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • باز خداروشکر, این دفعه هوس کون کردن نبود که طرفم بگه نه ولی بعد از گاییدن بگه محکم تر کونمو جر بده????


    •   m0909mkh
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • سلام دنبال یه خانوم خو مهربون سن بالا میگردم


    •   mrsmith
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • کاری به داستان ندارم فقط خاک تو سرت که مواد مصرف میکنی.


    •   اراکی
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • کاری با داستان این بنده خدا ندارم که پراز دری وری و سوتیه روی صحبت من با مجید 39 آقا اطلاعات نداری چرا تراوش میکنی با هر زنی که زنا کنی میتونی باهاش ازدواج کنی چه موقت چه دائم فقط زنای محصنه است که حرمت میاره برادر گلم با توجه به داستان این خانم هم شوهر نداشته خلاص


    •   shahvanii139797
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • ای مامانتو گایدم بچه جقی


    •   barad1
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • ما نفهمیدیم کی زنه رو برد وکی اورد وکی داداشش اومد وکی زنش رفت وخواهرش اومد وبرادرش موندو پسرش رفت و.حالا این گندیدها رو از کدوم رستوران گرفتی واسشون تا گند بزنی به زندگیشون.شیره ای خودمی تریاکی.


    •   abdolak2
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • ضمن اینکه یه سری واژه ها برای اینجانب نامفهوم بود و بنده کشف نکردم از زبان ساکنان کدوم سیاره وارد فرهنگ لغات دوست نویسنده ی ما شده بود باید این نکته را باید یاد آوری کنم چرا توی حمام یک بار دیگه نکردیش مگه داستان اینجوری نیست که یک بار دیگه تو حمام هم باید سکس کنی تازه از کون هم بگاییش؟مگر تمام داستانهایی که بعد از سکس حمام رفتن اینجوری نبوده ؟ هان ؟ واقعا چرا؟ چرا؟ چرااااااااااااااا؟


    •   R.B.behruz
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • داستانت خوراک آمیرزای خدابیامرز بود که یه داستان ادبی شیک ازش بسازه.


    •   Ragnarock
    • 1 هفته
      • 0

    • همش در اثر خوردن گندیده این اتفاقا روخ داده


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو