من و خاله فیروزه

    1398/10/16

    سلام اسم من مهرداده ۲۳ سالمه .کسایی که محارم دوس ندارن نخونن اجبار که نیس پفیوزا بیایین فوش بدین.
    میرم یراست سر اصل مطلب .
    حدودا ۱۸ سالم بود تازه وارد دانشگاه شده بودم با دختر خالم تازه وارد رابطه شده بودیم اونم همسن من بود ولی هنوز پردشو داشت هرچی اصرار میکردم نمیذاشت بزنمش جریان سکس با دختر خالم خودش یه جریان مفصله که اگه دوستان از این داستان خوششون اومد اونم تعریف میکنم.خلاصه ترمای اول دانشگاه بود اوایل خونه دختر خاله بعضی روزا که خالی میشد قرار میذاشتیم تا اینکه تقریبا خونوادش بو برده بودن و پامون از مکان بریده شد . سر همین موضوع باباش خیلی سختگیری میکرد تا جاییکه حتی تا در دانشگاه میبرد و میووردش .مام راه چاره ای برا قرار گذاشتن نداشتیم جز اینکه یه خاله دیگه داشتیم که تخصصش زبان انگلیسی بود به مونه درس زبان هر جفتمون قرار میذاستیم خونه خاله فیروزه جان اونجا اگه فرصت میشد همو میمالوندیم.اون زمان زیاد شهوانی نمیومدم و اصن حسی رو خاله جون نداشتم اصن تو این فکرا نبودم که بخوام با محارم سکس داشته باشم.خلاصه این خاله ما یه لب تاب داشت که از روی دیکشنری اون هرجا کم میوورد برا ما توضیح میداد .انقد ما دوتا پسر خاله و دختر خاله سر هم لوس بازی در اووردیم که خاله کفری شد گفت خجالت بکشید مام جوون بودیم مث شما میکردیم؟؟؟
    طی همون جلسات بود که یه دفه که خاله پای لب تابش قمبل کرده بود ناخوداگاه نگام به قمبلش افتاد یه شلوار ابی اسمونی نخی نازک پاش بود که کون گندش از زیرش معلوم بود یه شرت سیاهم پوشیده بود که از زیر شلوار میشد دیدش زد.اون موقع با اینکه این صحنه رو دیدم ولی چون به عمرم تو فکر سکس با محارم نبودم اصلن تحریک نشدم و تو این فکرا نبودم.خلاصه با بد اخلاقیای خاله اون جلساتو تموم کردیم ولی شروع سکس با خاله فیروزه که استاد زبان بود از همین دید زدن من شروع شد.
    حدود دوسال از اون ماجرا گذشته بود و من و دختر خاله به کل قطع رابطه کرده بودیم و آبروی من تو فامیل رفته بود حس میکردم همه نگاها روم سنگین شده.
    تو این دوسال خیلی شهوانی میومدم و با خوندن این داستانا کلن نظرم برگشته بود و داعم تو فکر سکس با خاله هام بودم مخصوصن این یکی خالم و بازم داعمن اون صحنه شلوار و کونش میومد تو ذهنم و باش جق میزدم.
    زمانای بیکاری مینشستم نقشه میریختم که چجوری تنها گیرش بیارم و حسابشو برسم اینم بگم که این خالم شیطنت خاصی تو نگاش بود و شایدم من اینجوری به خودم تلقین کرده بودم.
    رابطه من و خاله فیروزه از بچگی خوب بود خیلی دوسش داشتم اونم منو خیلی میخاست به خودم میگفتم اگه واقعن کردن خاله رو میخای باید بازم بش نزدیک تر بشی.رابطمو با خاله به حد عالی رسونده بودم به هر بهونه ای میدیدمش مخصوصن اینکه مدرس زبان بود و منم دانشجو حتی بعضی وقتا متن بیخودی کپی میکردم که به بهونه اونا برم خونشون .خاله جان یه دختر دبستانی داشت و شوهرشم شغل ازاد بود.مغازه داشت فاصله خونشونم تا مغازه تقریبا زیاد بود منم صبا که دانشگاه نداشتم و دخترش مدرسه بود میرفتم خونشون به بگو و بخند .تو همین حوالی سنی بودم که بابام یه پراید برام خرید .تابستون شده بود و خاله مام مث خودم بیکار و بیعار .را به را زنگش میزدم که بریم بیرون .هزاربار با من میومد بیرون که یبار با شوهرش نمیرفت فقط این وسط دختر کوچیک لجبازش مزاحم بود .رابطمون عالی بود یجورایی به شدت وابستش شده بودم .تابستون اکثر شبا کار ما شده بود تابیدن و چرخ خوردن تو شهر تو پارک یا هرجایی که میشد .خاله جانم وابسته من شده بود شوهرش به کار فنی وارد نبود میگفت که دوس ندارم .اینو بگم که واقعن شوهرش از مرام و معرفت حرف نداشت و همین واسه من شده بود عذاب وجدان که الان اینو بکنم به شوهرش خیانت کردم و این کوس شعرا.خلاصه واسه کارای فنی به من زنگ میزد .خودشم پایه شده بود اوایل بهم میگفت داداچی ولی بعده ها به اسم خودم صدام میزد وقتایی زنگ میزد که خونه تنها بود و این منو بیشتر بفکر فرو میبرد که خودشم میخاد لابد .از بخت بد من باز فصل مدارس رسید و بدتر از اون اینکه یه مغازه ای خریده بودن که خونه بالاش بود و نقل مکان کردن به اون خونه.کار من سخت شده بود چون دیگه از شوهرش خجالت میکشیدم برم خونشون .ولی بازم رابطمو حفظ کرده بودم چون همیشه این شعر به ذهنم میرسید که از دل برود هر آنکه از دیده رود .یجورایی میخواستم بهم وابسته بشه که شده بود .داشتم کارای فنی رو میگفتم را به را زنگ میزد که مثلن بیا دوتا سوراخ تو حموم بزن واسه رخت آویز یا شیشمونو عوض کن و این جور کارا.منم هی تف و لعنت میکردم به خودم که واسه یه کوس باید انقدر خر حمالی کنم یه دفه دم عید بود سر شوهرشم فوق العاده شلوغ زنگ زد گفت بیا یه میل پرده واسم بزن منم خواستم امتحان کنم بینم واقعن پایست یا نه چون هنوز رومون به روی هم وا نشده بود قربون صدقه هم میرفتیم تو پیامکا ولی پیام سکسی به هیچ وجه.خلاصه گفتم بذار بینم واقعن پاییت داداشم و ابجیمو بردم که وقتی دید تنها نیستم خیلی دپرس شد گفتم اینهمه ما باهم تنهاییم خاکوسده اگه میخاستی که یه نشونه محکم میدادی بیخودی ناراحتم نشو البته پیش خودم گفتما...
    فهمیدم بلاخره این چندسال کار کردن رو خاله جواب داده و اونم دلش میخاد .
    یمدت بعد عید رابطمون کمتر شده بود و منم داشتم کم کم از فکرش در میومدم چون بلاخره یه زمزمه ایم هست که ادمو منع میکنه .که یه روز پیام داد مهندس چرا دیگه نمیای بریم بیرون باز افکار سکسی زد به سرم که اره این میخاد دوباره رابطه رو از سر گرفتم درسم دیگه تقریبا تموم شده بود و نمیدونستم به چه مونه ای باز باید برم خونشون چون از شوهرش خجالت میکشیدم .یه دفه اومد خونمون تازه میرفت باشگاه چون تو اموزشگاه خصوصی تدریس میکرد و بیکار شده بود سرشو گرم باشگاه میکرد دو سه تا حرکت پیلاتس زد که دیوونه شدم خط کوسش واقعا جلو چشم بود رشتم تربیت بدنی بود میخاس که مثلن تایید کنم درسته یا غلط .گذشت و فک کردم باز به زبان که میخام محاوره یاد بگیرم گیر داده بودم هفته ای دو روز یا اون بیاد خونه ما یا وقتایی که تنهاس دخترش خونه نیس شوهرشم کاره در ارامش باهم زبان بخونیم .یه دفه اومد خونمون به مامانم گفتم تو خونه سر صداس ما میریم زیر زمین .حول سده بودم که پسر عجب موقعیتی دیگه موقشه کنار خودم نشسته بود پا لبتاب دستمو گذاستم رو رونش بصورت عادی که مثلن قصدی پست این کارم نیست یه دفه مامانم اومد تو برامون شربت اوورد حسابی کیر خورد به حالم تا اخرشم نشست پیشمون خلاصه گذشت و من رفتم خونشون واسه یه جلسه دیگه.تنها شده بودیم و باهم بگو بخند میکردیم دراز کشیدم و سرمو گذاشتم رو پاهاش اونم توضیح میداد و با موهام بازی میکرد باز لفت لفت کردن و بی عرضگی من کاری از پیش نبرد اونم دیگه فک کنم از این وضع خسته شده بود چند سال میگذشت و ما کاری نمیکردیم زمان تموم شده بود و دخترش میخاست برگرده خونه پاسدم خدافزی کردم و برا اولین بار بغلش کردم و پیشونیشو بوسیدم.لپاش قرمززز شدن و اونم لپمو بوسید خدافزی کردیم.اومدم خونه سه چار باری جق زدم به یادش تا از سرم پرید .اینو بگم که خاله جان سینه های بزرگی نداره مث اکثر زنای ایرانی یه شیکم تپلی اما نه چاق با پاهای گوشتی و بدنی بی مو و سفییییید که واقعن کونش ادمو دیوونه میکنه.قیافشم زشت نیست خوشگلم نیست یه قیافه معمولی از خودمم بگم یه قد متوسط۱۷۵ ولی سنگین وزن ۱۰۰ کیلو هستم اما نه چاق شکم دارم ولی بالاتنه قوی دارم مخصوصن سر شونه و سینه رشته پاورلیفتینگ کار میکنم چار پنج سالیه .قیافم عادیه خوشگل نیستم ولی زشتم نیستم .ولی هیکلن ژنتیکی مردونه و استخوان بندی درشتم.بگذریم از این همه اتفاقات که این چندسال واسه امادگی برای سکس با خاله داشتم که کم نبودن مث یه دفه دیگه که رفتم خونشون دریل کاری از عمد گفتم لباسام خاکی میشن یه لباس کهنه از شوهرت بیار بپوشم میخاستم عضلاتمو لخت ببینه که اتفاقا دید و هاج و واج تماشا میکرد .از اونروز رفتار خوبش باهام هزار برابر بهتر شده بود .نمیدونم چرا چند روز بعدش دوباره رابطمون کم رنگ شد فک کنم وقتایی که شوهرش نمیکردش باهام خوب بود وقتایی که میکردش سرد میشد.دیدم فایده نداره باید محکم تر برم تو کارش.دو سه هفته ای از اخرین دیدارمون گذشته بود زنگش زدم گفتم خاله بی معرفت چرا دیگه سراغی از ما نمیگیری و از این کوس لیسیا و اخرم بش دوروغی گفتم که راستی یه مدرک ماساژ دانشگاه بعد فارغ التحصیلی شرکت کرده بودم الان صادر شده با مدرک معتبر ماساژور خواستی در خدمتتم اونم با روی باز گفت حتمن حتمن.گفتم حتمن که نشد جواب من میخام پز مدرک و رشتمو بدم یروز همین روزا بمن وقت بده بیام هنر نمایی کنم کار دنیا برعکس شده بجا اینکه تو وقت بگیری من باید وقت بگیرم؟؟؟
    دو روز دیگه گفت تنهام و اتفاقن دلم یه ماساژ مرتب میخاد بیا یه ماساژم بده.منم تو کونم عروسی شد رفتم یه روغن خر گرفتم گفتم میبرم از رو لباس حال نمیده خرس میکنم لختش میکنم بگذرد که این دو روز هزاربار جق زدم ولی بازم سرد نشدم.روز موتود فرا رسید و رفتم تو خونه بعد پذیرایی و حرف زدن در مورد اینکه چرا دیگه پیگیر زبان نیستی و این خزعبلات گفتم خاله باید برما بیا بشین مساژت بدم .گفت کجا بری دخترم و باباش رفتن با مادرشوهر و پدرشوهرم یه شهر دیگه که اسم نمیبرم دکتر تا شبم من مونه تنهام گفتم سر درد دارم نرفتم که بمونم هنرمندیتو ببینم مهندس.دیگه چراغ سبزمو گرفتم اول رب ساعتی روی لباس ماساژش دادم نوازشی و مالشی بعد گفتم خاله این خوب بود؟؟؟ گفت حرف نداشت دمت گرم.گفتم ولی خاصیتش کمه یه روغن مخصوص خارجی دارم تو ماشین گذاشتم میپرم میارمش پاها و کمرتو مایاژ میدم بری فضا از این روغن این طرفا گیر نمیاد اینو تو دوره واسمون از تهران اووردن .همچن روغن الاغه رو میگفتم ریخته بودمش تو شیشه شربت ..یه شلوار گشاد پاش بود گفت صبر کن ملافه بیارم گفتم ملافه رو اینجا پهن نکن بازم قالیا خراب میشن برو دو لایه پهنش کن تو حموم که اگرم ریخت جاییو خراب نکنه.خلاصه رفتیم تو حموم پاچه های شلوارشو تا بالا کشید بالا گفت اول پاهامو بمال بعد کمرم گفتم چشم ولی اخرش شلوارت خراب میشه درش بیار عب نداره که گفت اخه روم نمیشه بی حیا پسر گفتم نترس مایاژورم مث دکتر محرم ادمه.خلاصه بعد پوزخند زدن که ینی کوسخول چی کوس میگی شلوارشو در اورد منم گفتم یه راست برم سراغ کوسش ضایعه از پایین با روغن مالیدن شروع کردم و اومدم بالا.مث ماهی تو دستم پاهاش لیز میخوردن منکه ماساژ میدادم لذت میبردم خودش که دیگه حتمن واویلا.تا دم باسنش ماساژ دادم و رفتم سراغ کمرش کمرشم مالوندم تا دم باسنش .سرش روی پایین بود و یجوری نفس میکشید که منه سگ حشرو حشری تر میکرد .دلو دیگه زدم به دریا گفتم کوسخول میخای دیگه اون بیاد تو رو بکنه.گفتم خاله گرممه تیشرتمو در میارم و ادامه میدم گفت هرجور خودت راحت تری خاله.خلاصه روغنو خالی کردم از روی روناش و وسط چاک کونش تا رو کمرش اصلن واکنشی نشون نداد یه دست کلی کشیدم از روی روناش تا بالای کمرش که روغن پخش بشه .پاهاشو از هم باز کردم که مثلن دونه دونه جداگونه پاهاشو ماساژ بدم رونای گوشتیم تو دستم بودن و میکالوندم با جفت دستم و تا دم کوسش میرفتم اروم اروم چند باری این کارو کردم ولی دستمو به کوسش نمیزدم اروم دستمو بردم رو بایناش و ماساژ نوازشی میدا م و تا پایین میووردم جووووری نفس میکشید که داشت ابم میومد یه دله دستمو از رو باسنش کشیدم پایین و تا روی کوسش اوردم یه نفس بلند و عمیق کشید چند بار دیگه همین کارو کردم دیگه نفسش تبدیل شد به ناله ....خداااابا ینی خواب میبینم؟؟؟ بعد اینهمه سال جق زدن بخاطر این بلاخره موفق شدم .پاهاشو کاملن باز کرده بودم .شورت نخی پاش بود مث وحشیا پارش کردم و با جفت شصتام روی سوراخ کونش و با انگشتام رو و بغل کوسشو میمالوندم .یه اب لزج مث اب قبل جق از تو کوسش به مقدار خیلی کم بیرون میومد به روانی روغن نبود ولی سفید بود و یه بوی خاص مث بوی شاش و جق و قطره اهن میداد خلاصه یه بوی نامطبوع در عین حال حشری کننده.تیشرتمو برداشتم باهاش دور کوسش و کونشو پاک کردم و با صورت رفتم وسطش چند ثانیه ای کونشو زبون میزدم و کوسشو انگشت میکردم و چند ثانیه ای برعکس .دو سه باری به خودش لرزید تو این چند دقیقه .و یه اه بلند کشید هنوز سرش پایین بود و چشم تو چشم نشده بودیم.تو همون حالت گفت مهرداد لعنت بهت میدونی چند ساله الاف تو عم؟؟؟ دق دادی منو با پخمه بازیات .گفتم لعنت به خودت با این پا دادنت پاره سدم تا فهمیدم خودت راضی یا نه و یه در کونی محکم زدم در کونش یه جیغ اروم کشید و گفت اون کولورو نمیخای بهم نشون بدی؟؟؟ گفتم این نشون دادنی نیست یا باید بخوری یا جا بدی..گفت به عمرم اینجوری ارضا نشده بودم چشم منتتو میکشم.منم شلوار و شورتمو کندم کیرم داشت منفجر میشد گفتم تا داغی بذار بکنم اخر سر ساک گفت هرجور تو بخای مهندس .سرشو مالوندم لب کوسش و اروم کردمش تو کون چندباری کرده بودم ولی کوس نه .کیرم بلند نیس زیاذ حدودن ۱۶ یا ۱۷ ولی قطوره و کلفت هنوز دوبار جلو عقب نکرده بود از شدت شهوت کیرمو در اوردم ابم با فشار خالی شد رو کمرش گفت با این کمر و هیکل همین دو ثانیه؟؟؟ گفتم حوصله کن شوهرت یه دفه میکنه ۱۰ دقیقه من زیر چار پنج بار نمیتونم که برم.دو دقیقه ای کوسشو انگشت کردم حالا دیگه برش گردونده بود و چشم تو چشم شده بودیم انگشتم تو کوسش بود و افتاده بودم روش لباشو میخوردم بهترین لحظه عمرم بود به عشق چندین سالم رسیده بود با دست دیگم سینه های کوچیکشو چنگ میزم تو این دو دقیه باز کیرم راست سده بود دوباره کردمش تو کوسش ولی این دفعه از جلو ناله میکرد و دستشو میکشوند روی سینه هام همن چند ثانیه ای خم میشدم یه لب یا گاز کوچیک میگرفتم.پاهاشو اورده بودم بالا و محکم تلنبه میزدم صدای برخورد پاهام به کونش دیوونه ترم میکرد اینبار پنج دقیقه ای ابم اومد .تو پوزیشن های مختلف سه دفعه دیگه کردمش جفتمون بی حال و بی رمغ افتادیم روی هم با بدبختی جمع کردم خودمو و رفتم بیرون تو راه خونه زنگش زدم و گفتم عاشقت بودم عاشق ترم کردی تا اخر دنیا نمیذارم کسی ازم بگیردت اونم قربون صدقم رفت و گفت بهترین زندگیمو واسم ساختی مگه دیوونم ولت کنم از اون دوران ۷ یا هست ماهی میگذره حد اقل هفته ای یبار یا دوبار باهم رابطه داریم عاشقانه دوسش دارم اونم واسم جون میده ولی هیچ چیز اولین بار ها نمیشه اینم اولین و شیرین ترین سکسم باخاله بود .تو زیر زمین رو کوه خونه ننجون و تو چادرم باهم رابطه داشتیم .اگه استقبالا خوب باشه جریانات جالبتر و اتفاقات بعدی و اتفاقات اخیرو تعریف میکنم.
    داستانای شهوانی رو میخوندم بنظرم راست نبودن و فقط در حد فانتزی بودن .امشب از سر بیکاری گفتم یه داستان موب بذارم واستون.
    روزتون خوش


    نوشته: مهرداد

  • 15

  • 58




  • نظرات:
    •   .Nazanin.
    • 5 ماه
      • 14

    • کیرم دهن اونی که بگه اول


    •   .Nazanin.
    • 5 ماه
      • 19

    • پفیوز خودتی کسکش؛وقتی همون پاراگراف اول واسه شعور خواننده کستانت ارزش قائل نیستی.


    •   شاه ایکس
    • 5 ماه
      • 26

    • دختر خاله رو کردی این خاله رو کردی اون خاله رو هم کردی احتمالا در داستان های بعدی هم میری سراغ عموهات و شب اختتامیه هم نوبت پدربزرگته!! فحش هم که میدی به بچه ها !! من فقط برات فاتحه میخونم دلیلشم فردا صبح که اومدی کامنتا رو خوندی میفهمی!!! (biggrin)


    •   mamad_band49
    • 5 ماه
      • 5

    • چی کس میگی با کستانت مهرداد . ناموسا نخونید کسشره همش . خخخخ


    •   mamad_band49
    • 5 ماه
      • 4

    • داستان موب چیه؟ منظورت مودب بود ؟ کون لق جقیت کنن


    •   saeedno15
    • 5 ماه
      • 16

    • مرتیکه دیوث طرف با کلی احترام به خواننده داستانشو شروع میکنه آخر کار خاندانش حامله میشن, بعد توی جقی اومدی به بچه ها فحش هم میدی دیگه نتیجه کارتو صبح میبینی میفهمی اینجا کسی باهات شوخی نداره (biggrin)


    •   salitahna
    • 5 ماه
      • 3

    • یعنی همه محل فهمیدن دیوثی


    •   Hooman.esf.59
    • 5 ماه
      • 5

    • چقدر بیسوادی تو پسر کوچولوی جقی، یعنی سوژه ازین دم دستی تر و تکراری تر هم هست؟
      ماساژ، تنها سوژه ی پسر بچه های جقول بیسواد


    •   مردكوهستان
    • 5 ماه
      • 6

    • من اهل فحش نيستم ولي اينجا يارو با اخترام هم شروع ميكنه اگه كسشعر و دروغ و جفنگ بنويسه و املا و انشا رو رعايت نكنه فحش ميخوره،نقطه


      حالا تو خودت سر فحش رو باز كردي مردك پفيوز ،نقطه


    •   Xxxesfghom
    • 5 ماه
      • 7

    • هم خودت تخمی هستی هم داستانت. من فحش به کسی نمیدم اما حالا که گفتی پفیوز خیلی حرومزاده ای


    •   Havigshoor
    • 5 ماه
      • 9

    • اگر از توهینت و مشکلات نگارشیت بگذریم
      باید بدونی که خاله حکم مادر رو داره .و اگر مثل خاله شما خراب از اب در امد.نباید خودت بکنیش .چون مثل مادرته
      او را می بری می دهی پدرت بکنه


    •   Saeed_ni2000
    • 5 ماه
      • 8

    • نوش جون شوهر خالت باشی، معلومه شوهر خالت با هماهنگی خالت کونت گذاشته، که ایت مهبلاتو سر هم کردی


    •   Saeed_ni2000
    • 5 ماه
      • 6

    • ضمن اینکه همون حمال بیشتر بهت میاد،
      شوهر خاله هم ازت حمالی میکشیده و هم کونت میذاشته، اینو بهش میگن برده


    •   HYPERMAN98
    • 5 ماه
      • 5

    • وجدانا تو دانشگاه هم رفتی!!


    •   Blue_Angel
    • 5 ماه
      • 8

    • کیرم تو اون دانشگاهی که تو میرفتی
      کیرم تو اونی که اصلا تورو راه داد تو دانشگاه


    •   ma30top
    • 5 ماه
      • 4

    • کیرم تو اول و اخرت


      محارم نمیخونم


    •   off_boy
    • 5 ماه
      • 5

    • آخه بي ناموس كِي ديدي اينجا كسي فوش بده؟اينجا همه فحش ميدن اونم خوار مادر.
      دختر خاله ات فهميد چه عني هستي ولت كرد حالا انتظار داري ما آدم حسابت كنيم!
      واسه كردنتم آخه خوار كمبه،شير هم ٥ سال واسه شكار كمين نميكنه بعد تو واسه يه راه كس كردن ٥ سال جق زدي و خر حمالي كردي!!!
      اي ناموس نداشته اتو سگ بگاد...


    •   Tomas39
    • 5 ماه
      • 3

    • از اونجایی که بیناموس بازیتو انداختی گردن شهوانی نخوندم (inlove)


    •   Powerme
    • 5 ماه
      • 4

    • دیوث من که نیومدم بخونم


      اومدم بگم کمتر بیاد خاله و دختر خالت حق بزن


      لاآااااااااشی


    •   Lucky.man
    • 5 ماه
      • 8

    • بی ادب کسی که وقت میگذاره داستانت را میخونه حرمت داره، احترام داره.
      ادعای دانشگاه رفتن و تحصیل عالیه داری هنوز خداحافظی را بلد نیستی بنویسی، ادعای فضل و کمالت هم میشه؟
      با 172 سانت قد و 100 کیلو وزن معلومه چه هیکل قناصی داری
      اهل فحش نیستم ولی دوستان به فیض رساندنت.


      نوش جان


    •   داریوشم
    • 5 ماه
      • 10

    • اول بگم که بخاطر مزخرفی که نوشتی نیومدم بخونم،فقط اومدم ببینم شاه ایکس عزیز چی برات یادگاری نوشته و ضمنا یکمم بخندم...اما در مورد این مزخرفات،پس سکس با محارمو خودت میدونستی کار غلطیه و عذاب وجدان داشتی؟بعد اول مثلا داستانت فحشم میدی؟ضمنا از غلط املایی نابود کردی زبان فارسیو،اونوقت میگی واقعیه و دانشجویی؟همینه وضع مملکت شده این دیگه.تازه این محارمو با لهجه هم نوشتی؟ “ زنگش زدی “؟!...حالا منم یه راست میرم سر اصل مطلب،یاد بگیر اینجوری میرن سر اصل مطلب نه با نوشتن محارم: آقا جون محارم ننویسین،محارم نخونین،محارم تعریف نکنین،نمونه اش همین مثلا داستان،خودش میگه اول بار تو شهوانی خونده،آقا جون محارم ننویسین چهارتا بچه میخونن فکر میکنن واقعیه میرن دنبالش،برادر،خواهر،محارم ننویسین،محارمو تحریم کنین
      “ اما شما که داستانو نوشتی،گفتی خوشت نمیاد نخون،نه دادا اتفاقا من میخونم تا بیام خدمت امثال شما برسم تا این ورژن مزخرف از سکس رو باب نکنین،از ادمین خواستم محارمو آپ نکنه ولی آزادیه و میشه آپلود کرد،پس بندهء حقیر به نمایندگی از اول خودم و دوم بچه های خوب شهوانی میام راجع به محارم غر میزنم تا شماها ننویسین،اونم بدون هیچ توهینی،چون میدونم اونکارو این بچه ها خیلی بهتر از من انجام میدن،در نتیجه از شمام میخوام دیگه محارمو ادامه ندی چون از تعداد لایکها مشخصه چقدر طرفدار داره.دست آخرم یه بار دیگه میگم آقا جان،خانم جان،داداش،خواهر محارم ننویسین،محارم نخونین،محارمو تحریم کنیم”


    •   ساراکونگنده
    • 5 ماه
      • 4

    • کونش خالش مثل خالم سفید گنده کردنی


    •   Gozaran
    • 5 ماه
      • 5

    • آخه کسی که محارم مینویسه از «فوش» بدش میاد
      فوحش برا محارم نویس تعریفه
      تو که به محارمت رحم نکردی جهنم
      الانم آوردی نوشتی سوژه جلغ ما کنی
      خوب الان چی بگم خوشت بیاد
      ای پاک زاد ای باشرف ای نکو زاده ای پاک نهاد
      الان راضی هستی ؟


    •   zanbory
    • 5 ماه
      • 5

    • بااحمق سروکله نمیزنم ..بی ادب قرسماق خاک تو سر کثافط بیشعور احمق..زشته بی ادبی عزیزم ..نخونده دیس


    •   ایکاروس
    • 5 ماه
      • 7

    • آقای نویسنده ی داستان : مجبور نیستی که هم داستان مزخرف بنویسی و هم اولش به همه توهین کنی ... دیس
      برو سر درس و مشقت پسر


    •   afsanejonjon
    • 5 ماه
      • 6

    • تو رو خدا مهندس از سر بیکاری دیگه داستان ننویس ارواح مرده هات ننویس
      مینویسی هم یبار دوباره بخون خودت ببین چیزی میفهمی از نوشته خودت مهندس
      والا به طرز نگارشت میخوره بچه باشی مهندس


      ج


    •   Mosi.jan
    • 5 ماه
      • 2

    • ناموسا چی میگی؟؟
      خو کیری ۱بار کس شعری که نوشتی رو میخوندی حداقل غلطاتو میگرفتی
      من کیرم تو دهنه پدربزرگت که تخمه ننتو ندازه بیاد تورو برینه که بخوای زر زر کنی واسه ما


    •   Fuckeramjooon
    • 5 ماه
      • 1

    • عمت بود یا خالت بالاخره ?


    •   ali80xx
    • 4 ماه،4 هفته
      • 4

    • تو چجوری با این غلط املاییا تا دانشگا رسیدی بعد اونم تموم کردی؟!!!
      فک کنم کون میدادی واس نمره


    •   LMNOP7
    • 4 ماه،4 هفته
      • 4

    • اصلا وقت نکردم داستانت رو بخونم فقط دیدم همه بچه های دیشب به بچه های فردا واگذار کردن ولی کسی امروز نیومد که حاملت کنه برا همین به جای شاه ایکس و سعید و بقیه دوستان میگم کس عمت.


    •   Chem30
    • 4 ماه،4 هفته
      • 2

    • فوش زشته ، خجالت بکش، ننت نکشید رید، خالت نکشید رید ، تو بکش
      کسکش


    •   A_sheykh_Hamid
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • بیشتر و شدیدتر باید نمود مادرت را


    •   Pedram5212
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • پوفیوز جد ابادته حرامی بیسواد جاکش برو اول سوادتو جمع کن بعد بیا کوس شعرتلاوت کن کونییییییی زادههههههه


    •   Bi.sexy.joint
    • 4 ماه،4 هفته
      • 2

    • اون قسمت که درباره مالوندن و روغن زدن نوشتی هیلی غلط تایپی داری قشنگ معلومه یه دستت تو شورتت بوده


    •   Bi.sexy.joint
    • 4 ماه،4 هفته
      • 2

    • حالا سکس کردی یا تخیل کردی رو کاری ندارم ولی چه اجباریه که بگید چندین بار تو یه روز سکس کردید. یه بار نه دو بار. دهنت سرویس دوبار و نوشتی و اخرشم نوشتی ۳ بار تو موزیشن های دیگه


    •   Kiyan726
    • 4 ماه،4 هفته
      • 3

    • خب اول خودت پوفیوزی عن اقا
      دوم اینک کیرم دهنت ک دختر خالتو میبردی خونه خالت میمالوندی
      سوم اینک بدبخت عن چهره قدیمی شد زن بیاد بخاطر عظله بهت بده
      کسشر ترین داستان بود حتی ا کیشرشم کسشرتر بود
      ممه های خالت تو کونت با کیر شوهرخالت


    •   Marshaall_Boss
    • 4 ماه،4 هفته
      • 3

    • انقد غلط املایی داشتی که کاملا ریده بود به کستانت...کستان ازونجایی که یهو شورت خاله تو پاره کردی،خیلی ناباورانه وارد فاز سکس شد که بدجور خواننده رو شکه کرد.اگه عاقل باشی و دیسهارو سرلوحه ارت قرار بدی،دیگه کستان نخواهی نوشت.


    •   پروفسور بالتازار
    • 4 ماه،4 هفته
      • 5

    • مردک دبنگ، بجای لیچار بار خواننده کردن برو دو کلام فارسی یاد بگیر تا خزعبلاتی که نوشتی قابل فهم بشه، اصلا تو واسه چی زبان انگلیسی کار میکردی وقتی خداحافظی رو مینویسیم خدافزی؟


    •   Ado_Den_Haag
    • 4 ماه،4 هفته
      • 4

    • داستان کون دادنت به شوهر خالت رو هم بنویس. (biggrin)


    •   Irnjbr456
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • کیر خره بابا بزرگم وسط مغز سرت (rolling) (dash)


    •   Vashkin
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • خیلی طولانی بود
      نصفشو خوندم
      دیس دادم


    •   esijooon
    • 4 ماه،4 هفته
      • 3

    • هیچی نمیگم میسپرمت به دست اهالی فن تا از خجالتت دربیان


    •   sexybybak
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • سعی کن دیگه ننویسی کونی


    •   Smoker70
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • هر مدلی حساب کنی از ۱۸ سال و اینکه گفتی الان خ ماهیه سکس دارین ۲۳ سال نمیشی نهایتن بشی ۲۱ سال پس اول دقیق حساب کن بعد کوشتان بگو


    •   Ajooj majooj
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • پسر تو چقد کوسخلی ک اینو نوشتی و من چقد کوسخلم ک اینو خوندم (dash)


    •   Aadf
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • کاری با راست یا دروغ دوستانت ندارم ولی سکس با خاله عالیه
      شوهر خالم مریضه و من چند ساله با خالم سکس دارم واقعا عالیه الان چند ماهه دنبال ضربدری هستم از همدان اگه بود پیام بده


    •   arsh2452
    • 4 ماه،4 هفته
      • 2

    • اولا پفیوز خودتی . دوما اون شوهر خاله اته. سوما جد و آبادته. کیر تمام بچه های اینجا تو کل سوراخهای خودت و فامیلهات . داستانت از تمام جوانب انقدر کیری بود که بیشترین دیس رو گرفتی. بازم کیر تو کونت (biggrin)


    •   arsh2452
    • 4 ماه،4 هفته
      • 2

    • یادم رفت بگم با اون هیکلی که تو داری ، فقط مکعبی شکل میتونی باشی! پفیوز !! (biggrin)


    •   ehsan9705
    • 4 ماه،4 هفته
      • 2

    • کیر نهنگ سفید و پشت آبی تو کو نت
      تو ک‌س ننت
      خاله‌هات
      دختراشون
      آبجیات
      بازم هست
      کل نوامی‌ست
      خسته شدم باقیشونم کرگدن آفریقایی ب‌گاد
      آهان راستی پف‌یوز ‌ک‌س‌کش دی‌وثم باباته


    •   Krjmmd
    • 4 ماه،4 هفته
      • 1

    • ای کیرم تو اون مغز نداشتت اخه کونی واس یه کسه تخمی انقد خر حمالی کردی و جق زدی چیزیم ازت موند ؟؟؟پاورلیفتینگ ؟عنتر جقی ارزو هاتو میای تعریف میکنی حداقل تو ارزو انقد به خودت سخت نگیر اخه این همه سال ؟


    •   bhzd-fantasies
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • دمت گرم ادامه بده
      نظرات ملت احمق رو بیخیال باش
      اینا واسه قاتلشونم عزاداری می کنن


    •   mamh7030
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • خوشم میاد محض اطمینان یه اسم کوچولو هم از شربت آوردی.


    •   Mshyar
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • یه خانم سکسی بیاد پیشم


    •   mardvahshi
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • پفیوز بیشرف حالا فحشهای بچه هارو تحویل بگیر داستان بعدی ات با خواهر و زن داداش و مادرت حتما اتفاق افتاده بیشرف تو از بس مفلولی کرده انتقامشو تو تخیلاتت میخوایی از محارمت بگیری نخونده تف میفرستم تو روح پلیدت


    •   mardvahshi
    • 4 ماه،3 هفته
      • 1

    • ۵۴مین دیس لایک


    •   Dr.rohani
    • 4 ماه
      • 0

    • مهندس املا چند شدی؟
      دیوث چقدر لفتش میدی تا بگی چه گهی خوردی.
      اگه بچه ها خوب ازت استقبال نکردن و برات ناموس مونده بگو من در خدمتم???


    •   9820321
    • 3 ماه
      • 0

    • کیرم دهن اونی که بگه اول


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو