من و داداشم و سکس اتفاقی

1399/10/27

اسمم المیراست بیست و پنج ساله با یه بدن سکسی و رو فرم که کیر هر مردی رو به جنبش وامیداره.از همون بچگی شهوتی بودم و خیلی زود با دنیای سکس و رابطه جنسی آشنا شدم. از سکس کردنم خاطرات زیادی دارم اما میخوام یکی از بهترین هاشو واستون تعریف کنم تا شما هم لذت ببرید. این خاطره بر میگرده به چهار سال پیش یعنی اونموقع که تازه دانشگاه قبول شده بودم. اوایل پاییز بود و یه روز کسل کننده و طولانی داشتم و حسابی خسته و داغون بودم، پس به جای مسیر معمول اونروز از مسیر پارک پشت دانشگاه به سمت خونه رفتم تا مسیرم کوتاه تر بشه. هدفون توی گوشم بود و داشتم یه آهنگ از سیاوش گوش میدادم و لب خونی میکردم باهاش که از دور چشمم به یه پراید سفید افتاد که داشت می لرزید، اول فکر کردم خطای دیده اما با نزدیک شدنم متوجه شدم که واقعن داره می لرزه، ماشین زیر یه درخت بید و پارک کرده بود و چندتا شاخه ی درخت با بدنه و شیشه ماشین در تماس بود،شیشه ها یه مقدار دودی بود و از فاصله دور زیاد چیزی مشخص نبود اولش ترسیدم نزدیک تر بشم اما حس کنجکاویم برنده شد. خیلی آروم به ماشین نزدیک شدم، یه مرد روی صندلی عقب به حالت چهار دست و پا داشت عقب و جلو میرفت و دوتا پای سفید و توپر یه خانم هم کنار بدن مرده رو صندلی ستون شده بود، مرده چون پشتش به من بود متوجه حضورم نشد، خانمه هم سرش زیر بدن مرده بود و نه من میتونستم چهره شو ببینم و نه اون من رو میدید، از بالا تنه ش فقط تونستم دستاش رو که دور کمر مرده حلقه کرده بود و یه تیکه از شکم وسینه ی چپش رو ببینم که حسابی سفید و سکسی بود، مرده با جدیت داشت تلمبه میزد و خانمه هم حسابی آخ و اوفش در اومده بود، هر چند که کس و کون زنه و کیر مرده زیاد دیده نمیشد اما در کل صحنه ی خوبی بود و شعله ی شهوت درونم رو روشن کرد، دو سه دیقه با استرس و هیجان زیاد داشتم دید میزدم و همه ی هیجان و جذابیت یواشکی دید زدن و صدای تلمبه های پی در پی و آخ و اوف کردن دو طرف که سعی میکردن صداشون رو در حداقل ممکن پایین نگه دارن فضا رو شهوتناک کرده بود، نشسته بودم پشت درب شاگرد عقب و داشتم حس و حال و مسیر رفت و آمد کیر تو کس خانمه رو تو ذهنم تصویر سازی میکردم و لذت میبردم، یاد آخرین سکس با نامزدم افتادم که چندروزی ازش گذشته بود و حسابی دلم هوس یه کیرکلفت رو کرده بود اما نامزدم تا آخر هفته بعد از سر کار نمیومد و این چند روز رو باید با جق زدن سپری میکردم توی همین فکرا بودم و دیگه حسابی حشری شده بودم و آبی که کم کم از کسم داشت بیرون میومد شرتم رو یمقدار خیس کرده بود. خانمه به مرده گفت که دارم ارضا میشم و مرده هم با سرعت بیشتر تلمبه میزد با جیغ خانمه و ناله های پشت سر همش فهمیدم که ارضا شده و طولی نکشید که صدای ناله ی مرده هم نشون از ارضا شدنش میداد آقاهه کیرش رو در اورده بود و پاهاش ر دو طرف شکم خانمه گذاشته بود و فک کنم داشت با کیرش ور میرفت، تو اون صحنه تونستم کس تپل و سفید خانمه رو ببینم که یه مقدار آب کیر بالای چاکش و رو پشماش ریخته بود اینقد محو تماشای اون صحنه بودم و صدای ناله های دو طرف حس عجیبی بهم داده بود که یه لحظه متوجه نبودم خیلی تابلو دارم تو ماشین سرک میکشم، وقتی به خودم اومدم و سرم رو بالا اوردم دیدم هر دوتاشون دارن بهم نگاه میکنن، از ترس فقط شروع به دویدن کردم و تا نزدیک خیابون اصلی پشت سرم رو نگاه نکردم. قلبم داشت به شدت تو سینه م میزد و حس ترس و شهوت آمیخته با هم کل وجودم رو گرفته بود. خیلی سریع خودم رو به خونه رسوندم تو طول مسیر صحنه های سکسی و چهره ی دو نفرشون همراه با استرس و شهوت تو مغزم بالا و پایین میرفت. درو باز کردم و بلند سلام کردم اما کسی جواب نداد، همه اتاقا و آشپزخونه رو گشتم اما هیچ کس خونه نبود واقعن از این موقعیتی که پیش اومده بود خوشحال بودم و فرصت رو غنیمت شمردم. رفتم تو اتاقم و با عجله لخت شدم تا قبل از اینکه شهوتم فرو کش کنه یه جق درست و حسابی بزنم، در اتاق رو نیمه باز گذاشتم که اگه کسی وارد خونه شد صدای در رو متوجه بشم، رفتم تو سایت پورن هاب یه سوپر ایرانی اوردم و شروع کردم به مالیدن کسم و آخ و ناله کردن با اوج گرفتن فیلم منم کنترلم رو از دست دادم و طلب کیر میکردم و حسابی داغ کرده بودم چشامو بسته بودم و داشتم با چوچوله م ور میرفتم و تو ابرا بودم تا با شنیدن صدای داداشم یهو احساس کردم محکم با سر خوردم زمین، چشامو که باز کردم دیدم داداش کوچیکم توی چارچوب ایستاده بود و زل زده بهم، دستم به کسم خشک شد و یباره همه ی شهوتم خوابید، مهرداد جلوم وایساده بود و با چشماش داشت منو میخورد یه رکابی تنش بود و یه شلوارک که کیر راست شده اش از زیرش داشت چشمک میزد(بعد از سکسمون متوجه شدم مهرداد توی دستشویی بود و اونجا رو نگشته بودم_ توی چند ثانیه تمام اتفاقات چند سال اخیر با مهرداد مث یه فیلم اومد جلوی چشام از موقعی که به بلوغ رسیده بود همیشه متوجه نگاهاش به بدنم و به خصوص کونم میشدم، بیشتر وقتا که حموم میرفتم متوجه میشدم که از سوراخ دوپوش حموم دیدم میزنه، چندباری هم توی خواب از روی لباس دستمالیم کرده بود و به کونم و سینه هام دست زده بود، گاهی وقتا هم با حرکاتی که میخواست غیرعمدی نشونشون بده به کونم دست میزد هرچند که منم بعضی وقتا موقع حموم کردن دیدش میزدم و میدونستم سایز کیرش نسبت به سنش خوبه، دوسه بار هم جق زدنش رو مخفیانه دیده بودم و با اینکه به هیچ کیر خوبی نه نمیگفتم اما میدونستم سکس با مهرداد دردسر سازه و کنترل روابط سکسی تو خونواده واقعن سخته و به همین خاطر بی خیالش شده بودم) اما تو این موقعیت و با این وضعیتی که جلوی مهرداد داشتم هیچ راه برگشتی نبود و نمیشد چیزی رو انکار کرد، همه ی اون صحنه هایی که از قبل تو ذهنم بود و شرایط الان دست به دست هم داده بود و بدتر از همه شهوتی که وجودم رو گرفته بود، دیگه زحمت مقاومت و منع کردنش رو به خودم ندادم و فقط میخواستم از این شرایطی که اتفاقی توش قرار گرفتم بدون هیچ فکر و عذابی لذت ببرم، چند ثانیه همونجوری به هم نگاه کردیم و ناخودآگاه بهش گفتم:بیا داخل
مهرداد مثل فنری که جمع شده و منتظر فرصت مناسبه با یه خیز بلند خودش رو به من رسوند و بدون هیچ حرفی افتاد روم. سینه هام رو گرفته بود و لبا و گردنم رو میخورد و در همین حین داشت قربون صدقم میرفت و میگفت همیشه آرزوش بوده که این اتفاق بیفته و خیلی وقته تو کفمه.
مهرداد: آبجی بخدا عاشقتم، همیشه دوست داشتم واسه یبارم که شده باهات سکس کنم و طعم بدنت رو بچشم (همزمان داشت سینه هام رو چنگ میزد و با دستش کسم رو بازی میداد)
المیرا: منم دوست دارم داداشی، منم میخواستم باهات سکس کنم اما فرصت نشده بود(دستمو از روی شلوارک گذاشتم رو کیرش و سفتی و بزرگیش رو خوب حس کردم، آروم دستمو بردم داخل گرمای کیرش رو احساس کردم، دستم از پیشابش خیس شده بود و اینکه داداشم واسه ی من راست کرده و اینهمه مدت تو کف کس و کون من بود حسابی حشریم کرده بود) داداش من حالم بده، زودتر شروع کن تا کسی نیومده.
مهرداد: هر کاری بگی واست میکنم آبجی فقط بگو چی میخوای قربونت بشم(بی درنگ سرش رو به سمت کسم هدایت کردم و شروع کرد به لیس زدن کسم و همزمان با انگشتش چوچولم رو می مالید. لبه های کسم رو با لباش گرفته بود و می مکید و با دست راستش سینه مو فشار میداد)
المیرا: کس آجی رو بخور قربونت بشم، من مال توام هر کاری دوس داری باهام بکن آه ه ه، فدای کیر داداشم برم که واسه آبجی راست شده اوووففف بخورش داداش، من مال خودتم
مهرداد: آبجی تو هم کیرمو واسم میخوری?داره منفجر میشه
المیرا: آره عزیزم منم همیشه دوس داشتم مزه ی کیرت رو بچشم
هر جفتمون اسیر شهوت بودیم و به غیر از سکس به هیچ چیز فکر نمی کردیم و این کلمات بی اختیار از دهنمون بیرون میومد، سریع به حالت شیش و نه خوابیدیم. کیر مهرداد جلوی چشام بود سرش سرخ و متورم شده بود و با اولین برخورد زبونم به کیرش داد و بیدادش رفت هوا، اون زیر مهرداد داشت کسم رو میخورد و سوراخ کونم رو انگشت میکرد پیشاب از کیر مهرداد و کس خودم راه افتاده بود و دیگه وقت سکس بود و نمیخواستم کسی سربرسه و حال خوبمون رو خراب کنه تو اون لحظه واقعن دوست داشتم کیرشو تو کسم بکنه تا حسابی حال بیام اما کس باهاش سکس کنم اما کاندوم نداشتم و نمیخواستم با یه تصمیم عجولانه کار دست خودم بدم و میترسیدم مهرداد نتونه خودش رو کنترل کنه و آبشو داخل بریزه، علاوه بر اون تجربه کون دادنم تو این چندسال بهم یاد داده بود کون دادن گاهی وقتا بیشتر از کس دادن لذتبخشه، سریع بلند شدم کرم رو از توی کشو میز در اوردم یه کم به سر کیر داداشم زدم و سوراخ کون خودم رو هم کامل چرب کردم. به حالت سگی نشستم و گفتم تا کسی نیومده شروع کن
مهرداد کیرش رو گذاشت لای چاک کونم و عقب جلو میکرد اما داخل نکرده بود، کیرش مثل سنگ سفت بود و خیلی خوب گرماش رو وسط چاکم حس میکردم
مهرداد:باورم نمیشه داره اتفاق میفته، همیشه تو کف کونت بودم آبجی آرزوم بود یبارم که شده کیرمو بکنم داخلش حتا به سرم زده بود زورگیرت کنم اما حالا دارم با رضایت خودت میکنم، ای جووونم
المیرا: زودتر بکنم عزیزم، کونمو با اون کیر خوشگلت پاره کن ترو خدا بذار توش دیگه تحمل ندارم
مهرداد کیرشو آروم گذاشت دم سوراخ و خیلی آروم تا آخرش رو فرو کرد، حس کردن گرمای کیرش داخل کونم که یواش یواش جلو میرفت جیغم رو در اورد و آب از کسم راه افتاده بود و روی رونام سرازیر شده بود
مهرداد دیگه حالش دست خودش نبود، بعد از چند تا عقب جلو شروع کرد به محکم تلمبه زدن جوری که صدای برخورد تخماش با کسم رو می شنیدم و همزمان روم خم شده بود و جفت سینه هامو گرفته بود و چنگ میزد
پنج دیقه به حالت سگی، محکم و سریع توی کونم تلمبه میزد جوری که احساس کردم الان کس و کونم یکی میشه و همزمان خودم با کسم ور میرفتم،اوووف هنوزم با یادآوریش حشری میشم من زودتر از مهرداد ارضا شدم و یه جیغ از ته دل کشیدم که داداشم یه لحظه ترسید ولی وقتی فهمید ارضا شدم سرعتش رو بیشتر کرد
مهرداد هم با یه آه بلند ارضا شد و آبشو تو کونم خالی کرد، گرمای آب داداشم توی کونم حس خیلی خوبی بهم داد. کیرشو داخل نگه داشت تا خوابید و بعد درش اورد، کنار هم دراز کشیدیم و چند دیقه لب تو لب داشتیم همدیگه رو می بوسیدیم
سریع رفتم حموم و یه دوش آبگرم گرفتم که حسابی بعد سکس بهم چسبید از حموم که اوممدم دیدم مهرداد هنوز لخت رو تختم دراز کشیده و کیرش دوباره راست شده، میخواستم لباسامو بپوشم که از پشت بهم چسبید و با التماس بهم گفت یبار دیگه هم میخواد سکس کنه اما میدونستم مامان اینا هر لحظه ممکنه برسن و خطرش بالاست، گفتم داداش وقت نیس بذار واسه یه وقت دیگه اما ظاهرن کیرش قصد خوابیدن نداشت، مجبور شدم با یه ساک عجله ای و جق زدن ارضاش کنم، داشتم آب کیرش رو داخل دستما کاغذی خالی میکردم که صدای درب خونه اومد و بلافاصله صدای مامانم رو از توی حال شنیدم، سریع خومدمون رو جمع و جور کردیم و خیلی خوشحال شدم که به موقع کارمون تموم شده بود.
اونروز اتفاق مهمی تو زندگی من و داداشم افتاد اما نمیتونستیم ازش اجتناب کنیم چون سالها ذهن هر دومون رو درگیر کرده بود و میدونستیم لذت کار ممنوعه خیلی بیشتره، پس به جای عذاب وجدان لذتشو بردیم بعد از اونروز تا وقتی که ازدواج کردم و رفتم سر خونه و زندگی خودم فقط چندبار دیگه با مهرداد سکس داشتیم و یجوری برنامه ریزی کرده یودم که مهرداد رو کنترل کنم تا گند قضیه درنیاد، آخرین باری که سکس کردیم از کس بهش دادم که شاید توی قسمت بعدی بنویسمش.

نوشته: مهتاب جون


👍 60
👎 30
185301 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

786606
2021-01-16 00:36:37 +0330 +0330

محارم دیس

1 ❤️

786612
2021-01-16 00:48:31 +0330 +0330

شیش و نه رو مانکن اورده
بتهون کم اورده
مهتابم کم داره کلا

1 ❤️

786613
2021-01-16 00:48:34 +0330 +0330

کاملا ناشیانه داستان سازی کردی یه درصدشم واقعی نبود

5 ❤️

786617
2021-01-16 00:55:13 +0330 +0330

جق خوبی زدی صابونت حلالت

3 ❤️

786624
2021-01-16 01:11:43 +0330 +0330

چطور تو اوج حشریت همه ی جوانب کارو میسنجین و به همه چی و عواقبش فکر میکنید؟؟؟؟
من کیرم سیخ شه دیگه خودمم نمیشناسم چه برسه بخوام منطقی فکر کنم :)))))


786628
2021-01-16 01:25:54 +0330 +0330

دروغ

1 ❤️

786642
2021-01-16 01:48:26 +0330 +0330

شرمنده محارم نخونده دیس

2 ❤️

786645
2021-01-16 02:04:27 +0330 +0330

۴ سال پیش ۲۱ سالت بود از ۱۸ تا ۲۱ سالگی میدادی که نرفتی دانشگاه
کاملا اتفاقی و یهویی شد چه بد شد

2 ❤️

786653
2021-01-16 02:19:23 +0330 +0330

باز هم مرزهای جلق جابجا شد
المیرا … یحتمل عرضتو حاضر کن درزداران مردم آزار در راهند

1 ❤️

786663
2021-01-16 02:56:59 +0330 +0330

بازم یه پسر کستان پورن تعریف کرده.

1 ❤️

786670
2021-01-16 03:24:31 +0330 +0330

رفتی پورن هاب بعد پورن ایرانی دیدی بابا ایول تو یه وطن پرست کاملی
مهتاب جوووون آخه جقی بچه پاشو برو حموم
وقتی کنترلت خودتو از مغزت میگیری و به کیرت میدی میشه
حاصلش این کسشعرا
دیس

4 ❤️

786691
2021-01-16 08:00:47 +0330 +0330

واقعا چی تو سرتون میگذره که میاید پایین داستان کامنت میکنید دروغ بود؟ کسخلا مگه بقیه داستان‌های دنیا واقعین که اینا دروغه؟ قصه‌س قصه. بخون جقتو بزن برو.

4 ❤️

786698
2021-01-16 09:06:38 +0330 +0330

جنده خانوم به منم بده

1 ❤️

786699
2021-01-16 09:31:06 +0330 +0330

به نظرم داستانی بود با چاشنی واقعیت

3 ❤️

786710
2021-01-16 10:50:18 +0330 +0330

یعنی اینا چنان کاری دارن با ارکان خانواده انجام میدن،که فکر کنم تا چند ساله دیگه اثری از خانواده به معنی واقعی تو ایران نمونه،داداش گلم،دختر گلم،شمایی که داری این داستانو میخونی،اینا ساخته پرداخته سایتای خارجیه که به بودن خانواده تو ایران حساسن و میخان خانواده ایرانیو به لجن بکشن و مام بشیم عین خودشون بی هویت…

4 ❤️

786714
2021-01-16 11:08:56 +0330 +0330

باور کنید این سایت عجیب ترین جای دنیا ست
با این فرض که یک جوان علاقمند به داستان‌نویسی هستی بهت توصیه می کنم قید اینجا نوشتنو کلا بزن
اینجا اگرقشنگترین کارو بنویسی ولی تو داستانت اروتیک نگنجونی عالم و آدم شاکیت میشن که:
ای بابا مگه اینجا انجمن ادبیه؟!!!
مگه سواد نداری که سر در سایت رو بخونی نوشته سایت سکسی
اگه میخواستیم داستان معمولی بخونیم که نمی آمدیم اینجا

تو هم که جوونی و کوهی از ادعا فوری بهت برمیخوره میگی حالا بزار داستان بعدی رو یه جوری بنویسم که تا بیاد تموم بشه عین نهر جاری باشین همتون واسه همین برمیداری علی رغم میل قلبیت ب بسم الله تا نون پایان قصه جدیدتو پر میکنی از انواع و اقسام فانتزیهای سکسی وهر قدر که میتونی رنگ و لعاب تحریک امیزتری بهش میدی و میشینی تو نوبت انتشار
الان چار ه روز گذشته و داستانت منتشر شده
و اینک کامنتها
بازم یه جقی کستان نوشت
اخه مگه مجبورت کردن انقد دروغ بگی
یه درصدشم واقعی نبود
تکراری بود ادمین حواست کجاس
خجالت نمیکشی داستانهای ترجمه رو برمیداری به اسم خودت جا میزنی بی سواد
مخلص کلام
اینجا دنبال قدردانی نگرد تا وقتی معروف نشدی بجز تک و توکی انهم گه گاه نصیبت نمیشه
نگرانم نباش اگه اینکاره باشی بلاخره این معروفیت شهوانی سراغ تو هم میاد اونوقت اگه چرتم بنویسی قدر دانیه رو داری متاسفانه

2 ❤️

786724
2021-01-16 14:02:02 +0330 +0330

چه مد شده همه دخترا قلب ازدواج پرده ندارن کسخولا کجا زندگی میکنین اینجا ایرانه هاااااا هنوزم دختر باکره نباشه بهش میگن جنده باباش دق میکنه ننش سکته یعنی کسکشعر به تمام معنا

1 ❤️

786741
2021-01-16 16:34:28 +0330 +0330

نفهمیدم راز بقا بود یا داستان سکسی منگل های گواتمالا از پشت در یه خیز بلند کرده و گردن تو مه را مورد عنایت قرار میدهند

1 ❤️

786748
2021-01-16 18:19:15 +0330 +0330

عالی

2 ❤️

786751
2021-01-16 19:14:26 +0330 +0330

گنجاندن کلمات در داستانت بد نبود .
ولی داستان اونموقع جذاب میشه که خوانندرو با خودش به دنیای داستان ببره و خودشو به جای نفر مخاطب داستان قرار بده . در کل بد نبود فقط باور خواننده در مورد لرزیدن ماشین و سکس دو نفر در ملع عام و در روز روشن ذهن خوانندرو مشغول میکنه 😂

1 ❤️

786754
2021-01-16 19:57:13 +0330 +0330

بعد از یک سال دوباره اومدم شهوانی همچین کسشعری خورد به پستم😑

1 ❤️

786757
2021-01-16 20:00:33 +0330 +0330

هنوز نخوندم،برا همین نمیتونم نظر بدم😂😂😂

1 ❤️

786760
2021-01-16 20:46:19 +0330 +0330

ادامه شو بنویس

1 ❤️

786766
2021-01-16 21:57:31 +0330 +0330

من فقط موندم هرکی اینجا داستان مینویسه یا کیم کاردشیانه و جنیفر لوپز و تیلور سوییفت یا برد پیت و لئوناردو دی‌کاپریو و جانی دپ پس اون قیافه‌های معمولی و بعضی پایینتر از حد معمول نمیدونم کی هستن و کجای جامعه قرار گرفتن آخه عزیز بخدا قیافه معمولی هم باشی موردی نداره مثل خیلی آدمهای عادی اگه اعتماد به نفس تو را من داشتم با موشک کاغذی به کاخ سفید حمله میکردم

1 ❤️

786767
2021-01-16 21:58:41 +0330 +0330

من نگرفتم داداشت لخت بود مادرت اینا اومدن بعد یهو نپرسیدن چرا داداشت تو اتاقت لخته؟

1 ❤️

786803
2021-01-17 01:26:54 +0330 +0330

افرین به تو

1 ❤️

786817
2021-01-17 02:03:12 +0330 +0330

کمر داداشت مثل گراز بوده حتما 😀

1 ❤️

786827
2021-01-17 02:41:09 +0330 +0330

تا وقتی نوشتی داداشت تو چهارچوب در وایستاده بودو… فک میکردم از زبون یه پسر داری مینویسی
چون همچین از کوس و کون خانومه تو ماشین تعریف کردی و دیدش زدی که منه پسر قادر نیستم انجام بدم
مث این میمونه منه پسر تو همچین صحنه ای باشم و کیر و خایه های مردرو دید بزنم و نگاه کنم

2 ❤️

786886
2021-01-17 13:05:35 +0330 +0330

باشه ولی یواش.
احسنت ، دقیقا همین موردی رو که اشاره کردی مد نظرم بود بگم و اینقدر جق جق کرد که فکر میکردم آخر داستان میخواد بگه عمل کرده تغییر جنسیت داده . و مورد دیگه هیچ دختری چنین دید زدنی رو اگر دنیا رو بش بدند هیچ وقت نمیره بشینه نگاه کنه اگر نگاه کنه فرار نمیکنه که اونجور تابلو وسط خیابون میگه میدویده
عمو جون آقای نویسنده به چیزی که میگم دقت کن و سعی کن بفهمی.
تو اینترنت حس ششم کمتر از دنیای واقعی هست و جالب اینجاست که خیلی زود میتونند تشخیص بدند طرف مقابل راست میگه یا دروغ انسان خوبی هست یا بد و دختر هست یا پسر ، اونم بوسیله تایپ کردن شخص مقابل.
همه نه تعدادی از کاربران اینقدر سریع تشخیص میدند که با اولین نوشتاری که از کسی میبینند که انگار اون شخص جلوی چشم اوناس ، پسری که بخاطر دادن خودشو دختر جلوه میده
حیفه اون دختر هم ذکر کنی حیوان هست…

1 ❤️

786887
2021-01-17 13:09:13 +0330 +0330

اقا خانم چرا همه حموم های تو داستان ها سوراخ درپوش دارن
و یه نفر از اون سوراخ اونارو دید میزده!!!

0 ❤️

786923
2021-01-17 18:28:29 +0330 +0330

چقدم عجله داشتی انگار درحال سکس داشتی مینوشتی

1 ❤️

787138
2021-01-18 23:34:41 +0330 +0330

تا اونجا که نوشته بودی، جغ، خوندم. فهمیدم پسری نوشتی.خاک…

0 ❤️

787140
2021-01-18 23:40:32 +0330 +0330

الحق جنده ای

0 ❤️

787585
2021-01-21 07:01:01 +0330 +0330

اخه چقدر کسشعر خسته نمیشی جنده

0 ❤️

787790
2021-01-22 07:00:46 +0330 +0330

یه دختر، میشینه پشت درب شاگرد عقب؟؟؟!! دقیقا کجای ماشینه، بعدم یواشکی رفت و امد کیر و تو کوس نگاه میکنه و امواح صداهاشون و اندازه میگیره ومیره تو عالم رویا؟؟؟!!! دختر که هیچ حتی یه زن هم اینکار و نمیکنه بعدم به اصطلاح داداش جلقیت بعد اون همه لپ و لیس و 69 و…کرده تو کونت پنج دقیقه محکم و سریع تو کونت تلمبه زده جوری خایه هاش میخورده به کوست صداش و میشنیدی(انگار کیر اسب حلاجیه) و ارضا هم نشده؟؟؟؟!! داداش دمت گرم برا ارسال داستانت ولی زاویه دید تو به این داستان و طرز بیان و احساساتت زنونه نیس احساس و بیان یه مرده

0 ❤️

787882
2021-01-22 21:43:30 +0330 +0330

اتفاقی به منم بده

0 ❤️

790741
2021-02-07 20:48:08 +0330 +0330

عالی…مرسی ازتون

0 ❤️

792474
2021-02-17 22:20:00 +0330 +0330

ریدی کاملا معلومه یه پسر جغی هستی که رو خواهرش حشره

0 ❤️





Top Bottom