من و دختر افغان

1396/08/30

سلام دوستان این اولین داستانمه که می‌نویسم امیدوارم خوشتون بیاد
من میوه فروشی دارم ۲۴سالمه واز همه لحاظ معمولیم داستان اونجا شروع شده که یروز صب داشتم کاهو تمیز میکردم وتو عالم خودم بودم که یهو صدای خانومی از پشت سرخلوتم رو در هم شکست سلام کردنگاش کردم یه خانوم با۱۷۰قد وزنی حدود هفتاد وقیافه ای معمولی و سفید که چندتا کتاب دستش بود گفت اقا میتونم چند لحظه وقتتونو بگیرم منم گفتم بفرمایید خلاصه خانوم ویزیتور کتاب بود ویکم که حرف زد من گفتم وقت کتاب خواندن ندارمو و…ازی حرفا(اینم بگم من هرچقدم ادم چش چرونی باشم محل کسب این کارو نمیکنم )خلاصه این خانوم حرف می‌زد منم کلم پایین بودو می‌گفتم که من وقت خواندن کتاب ندارم خیلی اصرار می‌کرد من یه لحظه نگاش کردم که دیدم انگار رشته کلام از دستش پرید ودستو پاشو گم کرد وقتی دید من نمیخوام گفت شمارمو میدم اگه خواستین بهم بگین منم کارت مغازه رو بهش دادم ورفت یکی دوروزه بعد شمارشو زدم تو گوشی سیو کردم تلگرامشو نگاه کردم دیدم رو پروفایلش یه عکس دیگه گذاشته خلاصه بهش پیام دادم و بعد یکم حرف که خلاصه میکنم قرار شد فردا همو ببینیم فردا رفتیم بیرون باهم که می‌گفت از شوهرش طلاق گرفته و حدودا ۳۱سالش می‌شد منم بهش گفته بودم تنها زندگی میکنم وخونه مجردیم داشتم که گفت اشپزیت خوبه پس وبلدی ماکارونی درس کنی که گفتم اره وقرار شد فردا بیاد خونه من ظهر ماکارونی بخوریم خیلی دیر گذشت تا فردا رسیدصب خیلی زود کارای مغازه رو کردم وشریکمو گذاشتم و اومدم خونه وسایل ماکارونی رو اماده کردم وشرو کردم به اشپزی که ساعتای یک راه افتاد اومد پیش من وقتی رسید رفتم کرایه اژانسو دادم و اومدیم بالا لپ تاپمو روشن کردم فیلم گذاشتم براش ویکم میوه اوردم وخودم مشغول اشپزی شدم ماکارونی رو که دم کردم اومدم کنارش نشستم ویکم کسشر گفتیم تا نهار اماده شد نهارو که خوردیم گفت من خستم یکم میخوابم منو نگو تو کونم عروسی شد گفتم تمومه کارش ساختس یه پتو انداختم زیرش وگفتم دراز بکش راحت باش تا چشاشو بست من یه دستی به دستش کشیدم که اگه چیزی نگفت ادامه بدم دیدم نه بابا رویا خانوم اصن برو خودش نیاورد کم کم یه بوس از کنار لباش کردم و دیدم سرشو برگردون وشرو کردیم به لب گرفتن لبای خوش طعمی داشت منم که حرفه ای اومدم کم کم زیر گلوش و یه فوت پر از شهوت کردم و دیدم داره صداش در میاد(قبلش بگم من قرص خورده بودم)یکم زیر گلوشو خوردم دیگه صداش زیاد شده بود همون طور که زیر گلو وگوششو میخوردم دکمه های مانتو ابی اسمانیشو باز کردم وای چی بدن بلوری داشت بدون حتی یه ذره مو سفید یه سوتین قرمز داشت سینه هایش حدود ۸۰میشد ولی شل بود خیلی مث ژله مانتوشو کلا دراوردم شروکردم به خوردن بدن بلور
ین رویا اونم فقط سرمو فشار می‌داد به بدنشو اه اووه میکرد سوتینشو در اوردم سینه های سفید وبلور ودرشت خوردن داشت لامصب من وقتی سینه میبینم دیگه وحشی میشم مثل دیونه ها سینه هاشو با ولع میخوردم ومک می‌زدم کم کم شلوارشو در اوردم یه شورت بنفش طوری داشت که واقعا ادمو دیونه می‌کرد اونو در اوردم همون‌جوری که سینه هاشور میخوردم دستمم بردم لاکسشو شرو به مالوندنش کردم کسش خیس خیس بود وداغ دیگه صدای ناله رویا اتاقو پر کرده بود که خواستم بخورم کسشو دیدم نزاشت گفت نه زشته منم پیلش نشدم وگفت بیا بزار که طاقتم تموم شده چهار ساله سکس نکردم منم دیگه دیونه شده بودم
لباسامو دراوردم و پریدم روش کسش ایقد خیس بود که نیاز نبود تف بزنی یکم کیرمو با چوچولش بازی دادم واروم کیرمو گذاشتم تو خیلی تنگ بود لامصب نه که کیر من کیر خر باشه ولی خیلی تنگ بود فک کنم از سکس نکردن طولانیش بود حتی تا ته نمیرفت تو ودردش میومد یکم که باهاش ور رفتم کم کم جا باز کرد ومنم هر لحظه وحشی تر میشدم وبسرعت نور تلمبه میزدم اه سعییید بکن جرم بده تو مال خودمی و…این حرفا دیونه ترم می‌کرد اون کس تپل وسفیدش وبدن بلوریش یه طرف حرفاش یه طرف حدود نیم ساعتی بود که میکردمش نه اون سیر می‌شد ونه من ارضامیشدم غرق لذت وخیس عرق بودیم فقط بوی کس رویا تو دماغم بودو این حشری ترم می‌کرد ووحشی تر انواع مدل ها رو امتحان کردیم نمیدونم چقد دیگه سکس کردیم تا ارضا شدم ولی اون که خیلی ارضا شد وهردو لذت بردیم حدود یه سالی باهم بودیم و صیغش کرده بودم تا اینکه چند وقت پیش باهم تموم کردیم امیدوارم خوشتون اومده باشه ببخشید جنبه سکسیش کم بود چون قلمم خوب نبود به بزرگی خودتون ببخشید منتظرنظراتون هستم

نوشته: S30072


👍 4
👎 1
12298 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

662664
2017-11-21 22:37:17 +0330 +0330

امیدوارم خداوند شما ره به راه راست هدایت فرماید

1 ❤️

662670
2017-11-21 23:58:13 +0330 +0330

عاره دیگه کص خونه عثمان بی ناموسه دیگه یارو فرداش سر اولین قرار بهت گفت براش ماکارونی درست کنی اونم بجاش بهت کس بده
اره دیگه ماهم آلبرتو دونینیو هسدیم کاکتوسم میوه میده
پرایدهم ماشین امنیه

2 ❤️

662716
2017-11-22 19:37:28 +0330 +0330
NA

شمارشو بده من ماکارانی بلدم براش درست کنم

0 ❤️

662725
2017-11-22 21:22:25 +0330 +0330
NA

کی میخواد واسش ماکرونی درست کنم؟

0 ❤️

662726
2017-11-22 21:30:37 +0330 +0330

اینجور کس کردن حال میده

0 ❤️

662805
2017-11-23 10:06:39 +0330 +0330

ارع داداش. الکسیسم پرده داره
ترامپم نماز شب میخونه

0 ❤️

662917
2017-11-24 01:12:58 +0330 +0330

خوبه ولی کیری هست که باید بپری روش

0 ❤️

662937
2017-11-24 07:02:12 +0330 +0330

افغانیش کجای کسش بود؟

0 ❤️

662938
2017-11-24 07:13:32 +0330 +0330

منم ماکارانی میخوام باسس سفید

0 ❤️

662962
2017-11-24 12:09:21 +0330 +0330

برگرفته از کتاب ماهیها پرواز میکنند

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها