من و دختر همسایه به قصد ازدواج

1395/04/04

سلام به تمام دوستان شهوانی پیمان هستم از مشهد
حدود ۱۰سال پیش خونمونو عوض کردیم و یک خونه بزرگتر که بالای شهر مشهد بود خریدیم منتها چون یک مقدار پول کم داشتیم خود صاحب قبلی خونه با کسری پولمون طبقه همکفو رهن کرد
حدود یک هفته از اسباب کشی و مستقر شدنمون گذشته بود و من حالم گرفته بود و دلم واسه خونه قبلی و بچه محلهای قدیمیم تنگ شده بود اینم بگم که اتاق منو بالای پشت بوم درست کردن یک اتاق سه در چهار که سقفش ایرانیت بود یروز عصر که دلم گرفته بود یک اهنگ پلی کردم و لب پشت بوم به خیابون نگاه میکردم که دیدم یه دختر تو حیاط لب باغچه نشسته شصتم خبردار شد که باید دختر همسایه همکف باشه تو همین فکرا بودم که دیدم اونم داره بمن نگاه میکنه دختره حدود دو سه سالی ازمن کوچیکتر بود و قد متوسط و قیافه معمولی که بعدا فهمیدم اسمش نفیسه هستش بگذریم از شماره دادنو و مخ زدن و اس دادن بعد حدود دوهفته قرار شد نفیسه شب که داداشش خوابید بیاد پوشت بوم اتاق من
بابا و مامانشم رفته بودن شهرستان و خواهر کوچیکشم باخودشون برده بودن و نفیسه چون مدرسه میرفت با داداشش که دانشجو بود خونه مونده بودن
حدود ساعت یک و نیم بود و تازه فوتبال لیگ قهرمانان اروپا تموم شده بود که اومد واسه اولین بار از نزدیک میدیدمش راستش دورنماش بهتر بود و نزدیکش مالی نبود یکم صحبت کردیم و بهش گفتم میخوای دوست معمولی باشیم و فقط در حد اس و تلفن یادوست نزدیک و با رابطه که اگه از هم خوشمون اومد و تفاهم داشتیم به ازدواج فکر کنیم و همونطوری که میخواستم قرار شد دوستیمون نزدیک باشه و فرداشب بازم بیاد که بیشتر صحبت کنیم چون دیرشده بود اقایی که شما باشی فرداش واسه اولین سکسم بانفیسه دل تو دلم نبود و غروب رفتم حموم و به خودم رسیدم و منتظر بازحدود ساعت یک اومد روی تختم نشست ومنم کنارش نشستم و به بهانه نشون دادن عکسای تو گوشیم بهش چسبیدم و دستم انداختم دور گردنش و یکم بعد بوسیدمش و بدون جداکردن لبام از صورتش رفتم سمت لباشو و لبارو درگیر کردیم بعد دست دیگمو گذاشتم رو سینه هاش و خیلی نرم مالوندمشون چشاشو بسته بود و تو اوج بود که خوابوندمشو و خودم روش خوابیدم بدون وقفه لبای همو میخوردیم و کم کم لباسامونم دراوردیم بعدش رفتم تو کار سینه هاش انصافا اناری و سفت بودن و خوشمزه بهش گفتم کیرمو بگیره تو دستش و اونم هنوز حرفم تموم نشده بود شروع کرد همینطور که به بغل خوابیده بودیم به جرق زدن کیرم قشنگ مشخص بود بار اولش نیست و وارده وارده دیگه داشت ابم میومد که دلو زدم به دریا و گفتم برام میخوری و درکمال ناباوری بدون هیچ عذر و بهانه و چس کلاس سرشو برد رو شکممو و شروع کرد به ساک زدن اما چون دهنش کوچولو بود کلاهک کیر من بزرگ نصف کلاهک کیرم تودهنش بود و با دستش برام جرق میزد فقط بهم گفت وقتی ابت خواست بیاد بهم بگو و تو دهنم نریزی و منم که اولین بارم بود وقتی بخودم اومدم ابم اومد و نفیسه هم تا قطره اخر کیرمو تو دهنش نگه داشت و بعد که تموم ابم اومد ریختش تو دستمال و منم ازش عذرخواستم و گفت که اشکال نداره و سرشو گذاشت روسینم و باز شروع کردیم کس شعر گفتن ازش پرسیدم چطوری بود مزش گفت بدمزه فقط مثل رانی توش قطعات طبیعی داشت (بقران قسم دقیقا همین جمله رو به کار برد و گفت مثل رانیه) منو میگی پشمام ریخته بود که این تاحالا چقدر داده که استاد دادن شده که انگار فکرمو خونده باشه شروع کرد به قسم خوردن که من دفعه اولمه سکس میکنم و چون دوست دارم و قصدمون ازدواجه واست اینکارا رو کردم اگه نه من از اینکارا متنفرم منم باخودم گفتم اره جون عمت ماهم که خر به همین خیال ازدواج باش بعد یکساعت باز کیرم حالش جا اومد و دوباره شروع کردیم و اینبار ازش خواستم بهم کون بده و نفیسه هم که فهمیده بود سوتی داده بناکرد به کسشعر گفتن که نه و اینکرا باید باشه بعد ازدواج و نمیشه و ساکم چون دوست داشتم واست زدم از من اصرار و از اون انکار تا بالاخره راضی شد همین یکبار باشه (اره جون عمت) به پشت خوابوندمش و ازش خواستم با دستاش کونشو باز بگیره و یکمم بده بالا و کیرمو با واکس مو کنار تختم چرب کردم و گذاشتم دم سوراخش دو سه بار فشار دادم که چون لیز بود سرمیخورد میرفت جای کسش دیدم اینطوری فایده نداره بلند شدم برق اتاقو که واسه اینکه تابلو نشه خاموش کرده بودم روشن کردم اینبار دیگه رفت تو نفیسه سرشو فشار داده بود تو بالش و معلوم بود درد میکشه انصافا کونش تنگ بود و یکم که کونش جاباز کرد و طبیعی شد تلمبه زدن شروع کردم بااینکه یکساعت قبل ارضا شده بودم به دو دقیقه نکشید ابم اومد و تمامشو توکونش خالی کردم و صبر کردم بخوابه کیرم که موقع دراوردن اذیت نشه نفیسه بلند شد و لباساشو پوشید که بره که دیدم کج راه میره وقتی پرسیدم گفت خیلی درد داره و نمیتونه راه بره اونشب ابمو تو دوسر دستگاه گوارشنفیسه ریختم و خیلی حال داد و بعد از اونشب بازم باهم سکس داشتیم که چندتاش جالبه اگه نظراتتون مثبت بود اونارم میذارم واستون مرسی از وقتی که گذاشتین ببخشید اگه غلط املایی داشتم یا خوشتون نیومد فقط تونظر دادن انصافو رعایت کنین و به مادرم فحش ندین که فوت کرده و من از دستش دادم خدا ح افظتون باشه
نوشته: پیمان


👍 2
👎 0
22922 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

546076
2016-06-24 21:18:14 +0430 +0430

خدا عمتا برام نگه داره

0 ❤️

546078
2016-06-24 21:23:05 +0430 +0430

جرق چیه مرد حسابی ؟؟ مگه جرقه است ؟ جلق عزیزم جلق. حالا برو 10 بار از روش بنویس :) باشه فحش نمیدم ولی از گول زدن دخترا به بهانه ازدواج بدم میاد. ای پسر بدِ بدِ بدِ کون گلابی ?

0 ❤️

546086
2016-06-24 21:48:10 +0430 +0430

از پسرایی که به خاطر سکس با احساسات دخترا بازی می کنند خوشم نمیاد . رک و راست بهش بگو رابطتون در حد سکس و لذت ِ نه بیشتر…

0 ❤️

546098
2016-06-24 22:19:09 +0430 +0430
NA

از پسرایی که به خاطر سکس با احساسات دخترا بازی می کنند خوشم نم

0 ❤️

546150
2016-06-25 07:43:23 +0430 +0430

نظرمون مثبت نیست ادامه نده!!! از کسایی که به خاطر منافع خودشون یه دخترو گول میزنن خوشم نمیاد بعدم هی به خودشون امید میدن که این اینکاره بوده!!! آدمی را آدمیت لازم است آقا پسر!!!

0 ❤️

546155
2016-06-25 08:59:22 +0430 +0430

کاش روزی بیاد که هیچ پسری واشه چند دقیقه لذت زودگذر زندگی و آینده دختری رو تباه نکنه. واسه یه ارگاسم
دختری رو بدبخت نکنه

آقا پسرا لطفا به دخترا رحم کنید. یادتون باشه که خودتون هم یه روز صاحب دختر میشین

0 ❤️

546168
2016-06-25 10:49:50 +0430 +0430

خونه بالا شهر گرفتین اونوقت مثله روستا رفتین یه اتاق بالا پشتبوم ساختین تازه سقفشم ایرانیت گذاشتین؟؟؟ عجبا. جدیدا دخترا چه راحت یه روز بعد دوستی میان میدن؟؟؟ داستانه توهم که راست بود (اره جون عمت)

0 ❤️

546189
2016-06-25 14:49:57 +0430 +0430

دو سر دستگاه گوارشو خوب اومدی !

0 ❤️

546268
2016-06-26 00:24:35 +0430 +0430

کار با دروغو راستش ندارم سقفه ایرانیتم پیشکشت جرقم نوشه جونت ولی خداییش با واکس مو؟؟؟؟؟

0 ❤️

546303
2016-06-26 08:17:14 +0430 +0430

ميسپارمت به دوستان

0 ❤️

546343
2016-06-26 12:57:52 +0430 +0430
NA

به جرقت برس تو اتاق زیر شیروونی و گوه زیادی نخور

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها