من و راگر با مامان

    1390/4/31

    سال ها میگذره که بابام فوت شده بود و منم دم در سفارت ها به دنبال ویزا بودم . من و مامانم تو شهری که حتی یه آشنا هم نداشتیم خیلی احساس تنهایی میکردیم و بعد از دیپلم گرفتن من تصمیم به ترک از ایران شدیم . بالاخره بعد از تکاپو یکی بهمون پیشنهاد داد به دبی بریم . ما هم قبول کردیم و بعد کارهامون رو کردیم و رفتیم دبی . اونجا در اولین فرصت کارامون دست یه سیاه پوست دادیم که به امور اونجا آشنا بود و اهل امریکا بود و در اون شهر کارهای کسانی که به اونجا مهاجرت یا برای کارهای تجاری میامدن مشاوره می داد و درآمد خوبی هم داشت . من و مامانم تا تموم شدن کارها در یه سوئیت مستقر شدیم . هر یه روز در میون مشاورمون پیشمون می اومد و کارهایی که راه اندازی کرده بهم شرح می داد دیگه قرار شده بود به یه آپارتمان شیک و گرون دبی بریم و یه مغازه تو یه پاساژ بگیرم . بالاخره سرمایه ای که پدرم بعد از فوتش گذاشته بود کفاف زندگی خیلی خوبی رو می داد . در این روز ها هر وقت مشاورمون به خونمون می اومدم . مامانم جلوش خیلی آرایش می کرد و لباس های شیک می پوشید . من مامانم تو این سال ها خیلی صمیمی تر شده بودیم و من مثه یه دوست باهاش رفتار می کردم . یه روز ازش پرسیدم ازش خوشت اومده و مامان برگشت گفت مظورت کیه ؟ منم گفت منظورم راگر (مشاور)و مامان یه پوزخندی زد وگفت میدونی از وقتی بابات فت شده من خیلی وقته با مردی نبودم و خیلی این منو اذیت میکنه و تو جای من نیستی که متوجه شی منم بهش گفتم من درکت می کنم اگه خواستی کمکت می کنم . مامان منو بوس کردم و گقت ازت ممونم . من فهمیدم مامان میخواد با طرف سکس کنه . مامان من الان 43 سالشه و هیکل خوب و لاغری داره ولی قبلا چاق بود ولی بعد جریان فت بابا خیلی لاغر شد حتی وزنش به 55 کیلو رسید که با کمک دکترش و درمانش دوباره تونست 10 کیلو بالا کنه وهیکلش رو مثه آنجلینا جولی کرد چون به قوله مامان خیلی خوش هیکله! من یه بار لخت بودن مامان رو دیدم طوری که نفهمیده باشه . راگر کلی کیف می کنه . بالاخره ما به اون آپارتمان شیک رفتیم . راگر برای کارهای پایانی به خونمون اومد و من رفتم تو اتاقی که مامان قرار بود راگر رو ببره اونجا یه جایی توپی قایم شدم و منتظر یه فیلم سکسی بودم . یه هو دیدم اومدن تو اتاق .مامان نشت رو تخت و لباسش طوری بود که هر کی رو حشری میکرد و بوی عطرش کلی اتاق رو گرفته بود . و اونم هم نشت و مدارک رو نشونش داد و مامان جلوش اشوه می اومد . مامان انگلیسی بلد بود ولی من زیاد نه و نمی فهمیدیم چی میگه بهش و لی یهو مامان ازش لب میگیره و از همونجا شروع میشه و لباساشو در میارن . وای که ای کاش من جای راگر بودم . راگر سیاه پوست دورگه بود و خوش هیکل بود ولی مامانم بدنش خیلی ناز بود جون میداد فقط روش تلمبه بزنی .سکس سیاه و سفید خیلی جالب بود . راگر سینه ها مامان رو حسابی میخورد و مامان کلی حالی میکرد . همین طور داشتن همدیگر رو می مالوندن . راگر مامان رو برعکس کرد رو تخت و رون پاهاش رو بوس می کرد وای که میخواستم همونجا برم یه حالی اساسی بکنم . مامان شورتش رو در اوورد .و اونم سریع اومد کیرش رو کرد توش و حی تلمبه می زد و مامان آه آه می کرد و انقدر اینکار رو ادامه داد که مامان یه آه بلند کشید و اونجا بود که راگر کیرش رو کشید بیرون . مامان سریع راگر رو تو بغلش گرفت و نفش نفش میزد و اونم از گردن مامان رو بوس می کرد . من حسابی حشری شده بودم و میخواستم برم وسط صحنه ولی جرات نکردم . راگر بعد از چند دقیقه بلند شد و لباسش رو پوشید و مامان رو بوسید و وسایلش رو جمع کرد و رفت حالا بهترین موقع بود که من دست به کار بشم . لباسم رو در اووردم و گفتم تا تنور داغه بچسبونم . رفتم کنار مامان و اون یه لبخندی زد و بهش گفتم حالتون کردید و من رو الان بیچاره کردین و بهش بدون رو در وایسی گفتم میزاری باهات باشم و اونم سرش برگردوند و جوابی نداد ولی من از اخلاقی ازش سراغ داشت میدونستم اگه باهاش حال کنم چیزی بهم نمیگه و منم آروم و پامو گذاشتم رو پاهاش (به خاطر امروز تمام موهای بدنم رو زده بودم) دیدم کار خواصی نکرد و اومدم نزدیک تر و کیرم رو گذاشتم تو کونش و در گوشش گفتم فقط همین یه دفعه و مامان سرش رو به نشونه تایید اوورد پایین . منم مثه راگر از گردشن بوس میگرفتم وای که چه کونه نرم و چه گردن مخملی داره . بعد آروم برگردوندمش و سینه هاش رو بوس کردم و مامان با خنده گفت حسابی لحظه لحظه داشتی نگاه می کردی گفتم چطور ؟ گفت چون هرکاری راگر داره می کنه تو هم انجام میدی منم با خوشحال شدم و دیگه راحت کیرم رو بدون اینکه تو کسش کنم فقط با کیرم از رو نوازش میکردم تا حشری شه . انقدر این کار رو انجام دادم که مامان خودش ازم لب گرفت و حی لب بازی می کردیم . تا آخربا دست کون کوچولو مامان رو گرفت و کیرم رو کردم تو حسابی تلمبه زدم و بالاخره آبم اومد بعدش کمر مامان رو بوس میکردم و حی می اومدم پایین تر تا ساق پاش وای که چه بدنیه . از گرمی بدنش بیشتر حشری میدشم و نمیخواست ولش کنم . دیگه صبرم تموم شد و یهو برگردوندمش و دستاش رو گرفتم و کیرم تا ته کردم تو کسش ولی مامان نمیگذاشت ولی چندبار که تلمبه زدم دیگه ول کن شد و منم با دستام سینه هاش رو فشار میداد . هر چقدر بیشتر تو کسش فشار میدادم بیشتر پستونای نازشو فشار می دادم و یه هو مامان یه آه بلند کشید و من باز تلمبه زدم و مامان آه آه میکرد و می گفت بسه بسه دیگه و من به سرم زده بود و ول کن نبودم اثلا تو حال خودم نبودم . انقدر این کارو کردم تا آبم اومد و کیرم کشیدم بیرون و ریختم تو سینه هاش و صورت مامان رو دیدم عرق کرده بود . عطر بدنش منو حشری میکرد . و صورت مامان رو ماچ کرد و روش خوابم برد . تا صبح که بیدار شدم کیرم تو کونش بود و توخواب کلی هم جنوب شده بودم نگو که کیرم رو کون بود و خیس شده بود . بالاخره بیدار شدیم و فتیم برای اولین بار از حموم خونه جدید استفاده کردیم . اومدیم بیرون و صبحانه رو خوردیم و به کارهای عادی رو شروع کردیم و اون به بعد رابطه من و مامان خیلی صمیمی تر شد و موقعی که نیاز به سکس داشتم مامان خودش رو در اختیار من گذاشت . مامان با راگر تا چند ماهی رابطه داشتن ولی موقعی که می خواستن سکس کنن من نباید خونه می بودم . بالاخره راگر کارهاش با ما تموم شد و رفت . ولی مامان دیگه تو سکس نمیگذاشت من با کسش کاری داشته باشم و لی باز همین طوری خوب بود . الان 2 سالی هست از این موضوع میگذره و مامان تا الان به غیر از من با یه مرد عرب سکس میکنه باسه ارضا شدن خودش چون همون طور گفتم من اجازه ندارم . بعد از 2 سال که اومدیم اینجا هیچ هیکلی جا افتاده تر از مامان ندیدم .باید اعتراف کنم سکس مامان و شهوتی که اون داره یه چیز دیگس . باید تجربه کنی...

  • 6

  • 1




  • نظرات:
    •   amirtopolo2005
    • 7 سال،11 ماه
      • None

    • ridam to dahanet ba in dastane kirit


    •   Just Love
    • 7 سال،11 ماه
      • None

    • هيچ نظري درباره ي سكس خانوادگي ندارم فقط ميگم خيلي بي غيرتي.راگر با ناموست رو هم ...............


    •  
    • 7 سال،11 ماه
      • None

    • باز میگن چرا اول میشی ، پس کجایین شماهااااااا
      ادمین خواهشا دیگه داستان نذار امشب : دی


    •   Soheil.sexy
    • 7 سال،11 ماه
      • None

    • کسکش ننت جندس باید بیای جار بزنی
      ابله دوست داری فحش بشنوی
      رفتی با کرست ننت جق زدی جو گرفتت فک کردی کردیش.


    •   kaj kolah khan
    • 7 سال،11 ماه
      • None

    • klp;'


    •   kaj kolah khan
    • 7 سال،11 ماه
      • None

    • to rohet ba in dastanet maskhare yeki nis bege akhe ta hala shode onvare ghom beri ta hala savare otobos shodi che berese be havapeyma ke beri dobie vaghan......................................


    •   kaj kolah khan
    • 7 سال،11 ماه
      • None

    • كس ننت تا يادم نرفته جقي ننت جندس بعد به تو از كس نميده


    •  
    • 7 سال،11 ماه
      • None

    • بچه ها لطفأ اول جان عزیزتون(هرکی هس) اول عضو بشید و در نظرسنجی شرکت کنید.دم همتون گولی!
      Http://7persian.blogveb.com


    •   sara sweet
    • 7 سال،11 ماه
      • None

    • داستان با این موضوع ارزش خوندن نداره . میمون بی غیرت


    •   amir.farhad
    • 7 سال،11 ماه
      • None

    • ~X( بچه کونی ننت که جنده است همه میگن تو هم که جقی چطور بهت کس نمیده میدونی چرا چون بچه کونی رو باید بکنی تا کیرش راست بشه مامانتم که نمیتونه تو رو بکنه باید من بیام تورو بکنم تا تو بتونی مامانتو بکنی


    •   30k_2
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • شماره ی مامانت رو بده ما هم تجربه کنیم ببینیم چه جوریه .
      در ضمن اگه من بکنمش اجازه میدم تو هم نیگا کنی و یاد بگیری کوچولو . بعد یه دست هم تو رو بکنم , تو هم بیا داستان دادنت به پدر خواندت رو بنویس .
      کیرم تو 7 جد وآباد و دار و ندارت حرومی .


    •   Sea Boy
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • سلام دوست عزیز نمی خوام سر زنشت کنم فقط می خوام بدونم توووووو چطو کارت پایان خدمت نگرفتی گذاشتن از کشور خارج شی بعدشم دوسال بیرون باشی .یا حق


    •   30k_2
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • Sea boy جان میشه گرفت . طرف بی پدر بوده برا کفالت ننه ی جندش میتونه بگیره


    •   rosentino
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • آخه چجوری مامانت بهت کوس نداده ولی گذاشته از کون بکنیش؟؟؟؟؟ از اول داستانت معلوم بود کوس و شعر


    •   beyadat
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • ریدی با این داستان کسشعرت


    •   Farahi.ziba
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • نه موافق این کار نیستم ، حتی تخیلشم قشنگ نیست


    •  
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • حتما خودت هم حرومزاده ی از نوع محارمش هستی کیر خر سیاه تو حلقومت هبا این داستانت.مگر خودمون بکن کم داریم که مادر پیرت را برای بیگانگان میبری .عقده داری مادرت را یه امریکایی بکنه


    •   UM
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • تو از خوک هم کمتری بدبخت.


    •   ghamin
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • فقط کامنتاروخوندم من دیگه عرضم نمیات


    •   ICE7
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • خاک بر سرت بی غیرت
      همن امسال شما کس کشا بویدد که عربا کثیف به خودشون اجازه هرکاری میدن
      گیریم که داستان درست باشه
      که نیست
      ولی ادم با سگ حال کنه بهتر با عرب حال کن


    •  
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • اهای اونایی که میگید حیوون زحمت کشیده داستان نوشته!این فحش دادن نداره؟
      یه گرم غیرت داشته باشید!!
      خاک بر سرتون که ایرانو شماها بدتر از اخوندا دارید خراب میکنید!!
      خدا نابودتون کنه


      شانس اوردی گفتم فحش نمیدیم
      وگر نه...
      ابروی ایرانیو شما دیوسا بردین
      هی میخوام فحش ندم نمیشه!!!
      یکی بیاد به جای من به این حیوون فحش بده


    •  
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • لاور الان این تو بیدی؟ !!
      تو چرا یکی یکی کاربریاتو رو میکنی ؟ ها؟
      تکلیف مارو روشن کن ،
      البته اگه تکلیفت با خودت روشنه :دی
      راسی یه اکانت پیشنهادی واسط دارم :
      لاور میتراسمیان ولف من نژاد!!


    •  
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • اشتباه شد؛فکر کردم با ولف کامنت دادم
      ولی فرقی نمیکنه
      چون اگه میخواستم زیر ابی برم
      اسمی شبیهه کاربریای قبلیم نمیذاشتم؛دی
      با همین ولف هم زیر کامنتام مینوشتم که لاورزکیش+میتراسم
      دادای من،من رو بازی میکنم اره دایی
      ‏_‏___
      میتراسم& loverskiss‎‏&لاور میتراسمیان &مسافر کوچولو&wolf man‏&‏ alone but happy & wild wolf lover ¥دیگه ندارم
      همشون سوختن_فقط این دوتا موندن
      داداش من!من که مثل بعضی از کاربرا نیستم که هر دقیقه رنگ عوض کنم و بیام زیر ابی برم_یا واسه اینکه تابلو نشن دوتا ایدی بساژن و بایکیش خوب باشن با یکیش لاشی


      داداش من وقتی بگم با این جور سکس با محارم و خیانت مخالفم صدسالم بگذره باز مخالفم
      نمیتونم که به افکارم خیانت کنم_به هر کس دروغ بگم به خودم که نمیتونم!
      مگه نمیتونستم روز اول که اومدم سایت با دروغ به نویسنده بگم که به به ، مادرتو کردی،دمت گرم!
      با خواهرت خوابیدی ایول!
      من که باور نمیکنم یه ادم این کارو کنه!
      حیوونا هم با مادرشون این کارو نمیکنن که این یارو انجام داده
      به نظرم که همش کسشعره


      اخرش نفهمیدم که من و افکارم امبله/یا اینا روشن فکرن!
      روشن فکری به این کارا نیست داش من
      بهتره که من و امثال من امبل
      باقی بمونن
      نمیدونم امبل درسته یا امل؛دی


    •   armanda24
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • داستان رو نخوندم .با توجه به تیترش فقط اومدم نظر بدم ...اولا درسته که داستان با موضوع سکس های خانوادگی تماما تخیلیه یا حداقل امیدوارم باشه... ولی اونیکه که نوشته حداقل به این موضوع فکر کرده و چقدر آدم میتونه بیمار باشه!!! و یه نکته ی عجیب تر : با اینکه اکثرا این داستانا response خوبی نداره و همه فحش میدن ولی آمار بازدیدش وحشتناک بالاتر از بقیه ی داستاناس...میدونم الان خودم یکی به این آمار اضافه کردم ولی دیگه حتی واسه نظر دادن هم نریم تا آمار بازدیدش بالا نره تا 4 نفر دیگه نگن حتما داستانش خوب بوده و برن بخوننش.


    •   Shahin70
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • ای تو اون روحت.


    •   sepideh58
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • ریدم به روحت ننتو کردی کیرت تا صبح از کونش در نیومد؟؟؟؟بعد از کردن تا صبح جنب شدی؟؟؟بچه کونی خر خودتی


    •   گارفیل
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • همه فوش ها که گفتن + چقد تو بدبختی که اصلاً به همچین موضوعی فک میکنی ریدم تو دهنت با این داستانت احححححمق عوضی........


    •   m o h
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • kiram tu hamun kosi ke mamanet be to nadad..


    •  
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • داستان خوب بود ولی ساختگی بود.
      به جای این کار یه سر به این وبلاگ بزنید و دقیق پست اول اونو بخونید. ضرر نمیکنید.


      http://daramadsms.blogfa.com


    •   Va konesh
    • 7 سال،10 ماه
      • None

    • :)) اون راجر بوده اشتباه خوندی راگر احمق.


    •   mohsen7575
    • 7 سال،8 ماه
      • None

    • آفرین کس و شعرتموم بود - کونی لااقل اگه کسی رونکردی بیا من بکونمت تاجفنگ الکی نگی


    •   koonparast_7
    • 7 سال،8 ماه
      • None

    • lanat bar pedaro madaret ke toye jaghie koskholo pas endakhtan . . .


    •   hamid.looloo
    • 7 سال،8 ماه
      • None

    • ادری بده بیام دبی هم خودت هم ننه روت بکنم ؟


    •   ناز کون جان
    • 5 سال،5 ماه
      • None

    • احسنت


    •   سرتاس مهربون
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • بهشت دنیوی رو واسه مامان فتح نمودی ....بجاش باید جبران کنی جیگرم


    •   yeganeh_1369
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • از هر جا که ترجمه کردی داستانو، اسم اون راجره نه راگر


    •   mahan montazerii
    • 4 سال،2 ماه
      • None

    • سلام داداش دوست داشتی منا با مامانت اشنا کن . تا من مامانتا بکنم بلاخره هرچی باشه من ایرانیم و تو هم ایرانی .


    •   scania@volvo
    • 3 سال،2 ماه
      • 0

    • دست بابات دردنکنه بازن جندش


    •   sn95
    • 2 سال،8 ماه
      • 0

    • سکس با مادر شیرین ترینه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو