من و رکسانه در تفليس

    چند وقت بود که براى کار تجارى خاصى به تفليس رفت و اومد داشتم. شهر زيبايى و عياش مآب قفقازی... بهترین عنصر شهر هم شراب کوانچکارا هست که بايد بگم تو دنيا طرفدار هاى پر و پا قرص خودش رو داره.
    چون وضع مالى تپلى نداشتم، و ترجیح ميدادم پول نازنین رو صرف شراب کنم تا جاى خواب مثل هر دفعه رفتم خيابون دوليدزه و يکراست رفتم همین هاستل ارزون همیشگی. تو يه اتاق تخت گرفتم که يه پسر ايرونى ديگه هم توش ميخوابيد.
    شب دوم که از دفتر تاجر طرف حساب شرکتمون برميگشتم و مثل هر دفعه سفر هاى قبلا به اين فکر ميکردم که چرا تو اين کشور بايد انقدر کس کرگدن گرونامه باشه يادم رفت سر راه شراب بخرم.
    وقتی رسیدم تو هاستل ديدم همه بر و بچه هاستل دور يه دختر بسیار خوشگل و از اون بدتر بدجور خوش هيکل حلقه کردن که اسم ايرونى داره ولى با لهجه بد فرانسوی انگلیسی حرف ميزنه. از يه پسر ايرونى جل پرسیدم ج يان چيه، گفت که طرف فرانسوی هست و دو تا جاکش نامرد کيفش پولش رو زده ن. با خود دختره که حرف زدم ديدم راست ميگه. جلو فردیناند بازى درونيم روگفتم و ازش نپرسيدم پول مول داره يان نه.
    عوضش پریدم دو تا کوانچکارا يکى سفید و اون يکى قرمز برگشتم تو سالن عمومی هاستل. داشتم دنبال چوب پنبه کن ميگشتم که خود رکسانه از تو کوله پشتی ش يکى اورد و در جفت بطری ها رو کشيد. تابلو بود که شرابخوار حرفه‌ایی هست.
    همون شب بد تو نخش بودم و از پپل بودن خودم حرص ميخوردم و بدتر دچار اين فکر بودم که چرا يه پسر ديگه تو اتاقم هست. روز سوم. سر ايرونيه برگشت تهران ولى پپل بودن من درمان نشد...
    يه شب داشتيم وودکا ميزديم بد لول شده بود برگشت به يه زوج اسپانيايى گفت:
    Hey how was your fuck?
    عقلم دود کرد و فاز از کونم پرید... نميدونم چى شد يهو زير گوشش وزوز کردم:
    How do you like it tonight?
    برگشت با چشماش که از مستى نميتونست صاف نگهش داره تو چشمام زل زد و گفت:
    With who? It is more important than the fuck itself...
    با نگاه ممتد تو چشماش فهموندم بهشت که چقدر کيرم بيتابشه. دو ديقه هيچى نگفت. گفتم ريدى پسر... بعد دو ديقه مکث زير گوشم گفت که بايد فردا کرم موبر بخره... از غلبه حس شهوت پاهایم تو هم اسپاسم شد. از بخت خوش تو کيفم داشتم. گفتم دارم.
    گفت پس اول من خودم رو تمیز کنم و بعد اون بره حموم و بعدش هم يه خدمتى به هم بکنيم...
    رفتم خودم رو با يک سوم کرم تمیز کردم و بعد دادمش به رکسانه. و رفتم دو تا کوانچکارا قرمز و سفید ديگه گرفتم و اومدم نشستم تو سالن عمومى تا برگرده. يه قرص تأخیری هم انداختم و يه دو تا پاف هم اسپرى زدم و نشستم.
    حالا هرکى بگه تو پپل واسه چى با خودت اينا رو داشتى؟ بايد بگم که همیشه ميبردم ولى نه پول سکس کلاب رفتن داشتم، نه روى رفیق جستن. اين هم يه خواب ندیده اى بود تو دامن من افتاد. کاندوم هم حتى داشتم...
    اومد بيرون شراب رو ديد سست شد. با حوله نشست پاش و زدیم و کس گفتيم... پرسيد:
    When have you had your last sex?
    گفتم
    Iranian men are too strong in fuck...
    خنديد و گفت:
    Is your tool more than 5 inches?
    گفتم.
    A little more than 6 and a half.
    با لبخند خاصى گفت:
    No French Man is more than six!
    پرسیدم مگه کير همه مرداى فرانسوی رو ديده... قهقهه زد که نه. و بهم گفت اگه واقعا از 17 سانت کيرم بلندتر باشه تا وقتی اونجا هستیم يه شب در ميون سکس کنيم. پرسيد تو سکس چى دوست دارم توضیح دادم که ليسيدن کيرم رو بيشتر از دو ديقه دوست ندارم. ولى حاضر براش چوچوله تازه تمیز کرده ش رو حتا 45 ديقه بلیسم و منتظر بودم قرصه يه ساعتش پر شه تا کم نيارم... کلى از چيزايى که تو سکس دوست داشت گفت و وقتی شراب تموم شد و جفتمان سياه مست واقعى سه عرقه شده بوديم من رفتم سمت اتاقم.
    رکسانه هم رفت تو اتاق خودش و بعد چند لحظه شرت و سوتين پوشیده اومد تو اتاق من.
    من هم فقط شرت پام بود. با يه حس شادى درونى گفت رو گوشيت موسيقى ايرونى ندارى؟ من هم يه مجموعه عاشقونه ابى گذاشتم خوشش اومد.
    بعد چند بار دور خودش چرخ زد تا من از رو تخت پا شدم و بغلش کردم. برگشت سينه هاى سایز C فوق العاده گرد و خوش قوسش رو چسبوند به بدن من. کيرم بلند شد طورى که رکسانه حسش کرد و گفت نه بد نيست... تحملم تموم بود. بند کرستش رو باز کردم و لباش رو گاز گرفتم. کمى کشيد عقب تا کرستش بيفته. چرخوندمش و کيرم رو از تو شرت چسبوندم به کونش... واى چه گرماى مستانه خوبی داشت... و سينه هاش رو گرفتم تو دست. کمى باهاشون تمرین کردم چون مسابقه نزديک بود... يواش يواش صداهاى نفسش تغییر ميکرد.
    آروم خوابوندمش رو تخت پ شرتش رو درآوردم. واى چه چيزى بود... سفید با لبه هاى برجسته صورتى ... لبه هاش برجسته بود ولى از شکاف تنگش معلوم بود که خيلى کار نکرده. ناخودآگاه پریدم روش و شروع کردم به ليسيدن اون کس شور و خوشمزه... چوچوله ش شروع کرد به نبض زدن هاى خيلى خفیف و نرم. زبونم رو کردم توش. ناله کوچکى کرد و با دستش سرم رو فشار داد رو بدنش.
    نميدونم چى شد ولى ساعت مچى م کنار بالش نشون ميداد که بيشتر از 15 ديقه س دارم کس ليسى ميکنم. رکسانه هم که از دست رفته بود. بلند شدم. چشماشو وا کرد که چيزى بگه ديد من رسیدم به کير مبارک... زانو زبونش لبهاش رو تر کرد. رفتم بالاى سرش. خواست سرش رو بلند کنه تا کيرم رو بليسه و بمکه ولى من که دلم نميومد طعم کس رو رها کنم زاویه عوض کردم تا 69 بشيم. کير من تو دهنه اون بود و زبان و انگشت من از اون ور همزمان تو چوچوله داغ و خيس ايشون...
    خيلى کيرم حال کرده بود و داشت خوب حال ميداد، از معمول همیشه ش اقلا يه سانت بلندتر شده بود. ولى ترسیدم با وجود دارو، هيجان و ضربان قلب بالا کار دستم بده و آبروى اسلام تو سرزمین کفر بره. گفتم وقت اصل کاريه...
    پرسیدم چه زاویه اى رو خيلى دوست داره. گفت ببعى شدن و پاهاش رو شونه هام باشه و فشار زياد باشه رو. پرسیدم کدوم واسه شروع و کدوم واسه پایان؟ با خنده گفت ببعى شدن واسه شروع و لنگ رو سينه و شونه با تمام وزن من واسه پایان... من هم دوست داشتم اون به پشت خوابیده باشه و من پایین بدنش هل بدم توش.
    با ببعى شدن شروع کرديم... جفتمون هم نگران بوديم من کم نيارم و پروژه کامل نشده من از دستبم. خلاصه... ببعى رو دو ديقه بيشتر ادامه نداديم و رکسانه خانم که از من شادتر بود برگشت به پشت خوابید و مرحله مورد علاقه من شروع شد. با هر ضربه اى که کير باوفاد من وارد اون بدن بى نظیر ميکرد، سينه هاى درشت و سفتش تکون تکون ميخورد و باعث ميشد سرعت ضربه زدن من بيشتر شه. يهو رکسانه از شدت لذت و رسیدن به اورگاسم نتونست ناله رو نرم نگه داره و صداش بلندتر شد. تقریبا داشت جيغ ميزد ولى هنوز نرم بود... دستش رو آورد بالا، من هم انگشتشرگاز گرفتم. تو اون هاگير واگیر پرسيد هنوز ميتونم دوام بيارم؟!!! با افتخار گفتم تا صبح! گفت
    Between my tits...
    لاى ممه هاش...
    چرا فکر اين رو نکرده بودم. چيزى که کيرم همیشه حسرتش رو خورده بود. کيرم رو بيرون کشيدم و کمى هم بين ممه هاش رو سابيدم تا خوش فرم سمباده بخور.
    ولى دلم ميخواست اين طورى آبم بياد و هنوز هم خيلى زود بود. هنوز کيرم اولین نبض هاى پایانی رو نشده بود. دوباره کردم تو کسش و دوباره از داغى اون کوره آتش گرفت.
    خودش پاهاش رو آورد بالا و من هم همچين وزنم رو انداختم روش که زانوهاش چسبیده بود بغل گوشهاش. با دو تا دستم سرش رو گرفتم و بالا کشوندم و ازش لب وحشیانه گرفتم و با تمام قدرتم ضربه ميزدم... رکسانه فریاد ميزد و من هم بدتر از اون. يهو کيرم از کسش پرید بيرون. چشماش رو باز کرد و گفت دو ديقه به کسش استراحت بدم. من هم دوباره 69 کردم باهاش و گذاشتم کيرم رو بليسه و خودم هم چوچوله ش رو که قرمز و سفت و خشک شده بود ميليسيدم و بيشتر ناز ميکردم. سى ثانیه نشده دوباره دلش درد لذت‌بخش کير من رو طلب کرد و گفت همون طور سنگیناامه بدم. پرسیدم اجازه ميده با پاشیدن آبم تو غبغبش اون هم از لاى سينه هاش تموم کنم؟ گفت تو وقتی مستى هم مؤدبى... و باز گفت خودش هم بدش نمياد، ولى دلش نميخواد بره حموم... گفتم خودم ميبرم ميشورمت. قبول کرد. دوباره پاها رو شونه ها و باز همون روش پرفشار... کيرم هم چه مردونه دووم آورده بود. حدود دو ديقه ديگه هم همونجورى دووم آورد و يه بار ديگه رکسانه خانم اورگاسم رو تجربه کرد... چنان فریاد ميکشيد که من خجالت ميکشيدم. يهو چند ثانیه بعد اورگاسم خانم خانما حس کردم پوست کيرم ديگه کننده شد از خستگى و ميخواد استراحت کنه. کشيدم بيرون و کاندوم رو ازش درآوردم و رکسانه هم که متوجه شده بود کمى جاش رو مناسب کير لاى سينه کرد و من هم کيرم رو به آرزوش رسوندم. لایه ممه هاش از عمق کس تنگش داغ تر بود. با دستاش ممه هاى تپلش رو به کيرم فشار ميداد. خيلى هم طول نکشيد تا آب کيرم کثل آتشفشان فوران کنه. يه نصف استکان آب پاشیدم زير گلوش و کار کيرم تموم شد. بغلش کردم و تو بغلش خوابیدم. آب کيرم به سينه خودم هم مالنده شد. بعد کمى استراحت دستش رو گرفتم تا بريم حموم... غافل از اينکه تمام اهل هاستل داشتند راديويى از سکس ما لذت ميبردند... همین که از اتاق اومديم بيرون و البته که هر دو لخت رخت بوديم، برامون سوت و دست ميزدن... من رو رو دست بلند کردند و هيپ هيپ هورا گفتند... حموم بعد اين ماجرا با رکسانه از سکس کم لذت تر نبود. تا روزنامه که برميگشتم سه بار ديگه هم از خجالتشون دراومدم... ولى باحال ترانه نکته بعد دو سال امسال عيد اتفاق افتاد.
    ...
    يه روز دم ظهر ديدم رو موبایلم يه شماره عجیب افتاده. برداشتم و چند بار علو بفرمایید گفتم... بعد کمى مکث تا اولین کلمه رو با لهجه فرانسوی غلیظ گفت شناختمش... رکسانه امسال تابستون مياد از اصفهان ما و البته از کير دلتنگ من بازديدى جامع به عمل بياره...


    نوشته: ارشیا

  • 4

  • 1




  • نظرات:
    •   shukach
    • 5 سال
      • None

    • un hostele zirzaminmi ro migi tu dolodze??? :))


    •   JAMSHID_SE7EN
    • 5 سال
      • None

    • از رو فیلم پورنو نوشته بودی؟
      شاش رکسانا تو حلقت اگه اینکارو کرده باشی
      لاشییییییییییییییییی


    •   ab zereshk
    • 5 سال
      • None

    • دلیلت واسه این نوشتت چی بوده؟ اگه میخواستی بی ابروت کنن هدفت به بار نشست پس نوش جونت هر چی کاربران بهت میگن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


    •   آنـــوهــــه
    • 5 سال
      • None

    • اینا عواقبه جقه و لاغیر :|


    •   parsa 73
    • 5 سال
      • None

    • دنبال یه دوست 18.19 ساله میگردم هرکی هست از تهران خصوصی بده


    •   parvazzi
    • 5 سال
      • None

    • با مزه بود داستانت .ممنون.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو