من و زنداداش خانمم

    سلام.
    اسما مستعار.
    این داستانی ام که میگم آب و تابشو کم کردم که حوصلتون سر نره در ضمن مال تقریبا ی هفته پیشه.
    من اسمم علی حدود 4 سال پیش نامزد کردم دقیقا از همون روز خاستگاری زنداداش خانمم دیدم که ی دختر لاغر شمالی سفید و خوش قیافه است البته صورتش خیلی خوش ارایشه یعنی آرایش خیلی بهش میاد ولی بدون آرایش زشت نیست ولی خیلی ام خوشگل نیست.
    به هر حال از همون روز اول که من مهسا رو دیدم متوجه این شدم که این دختر خیلی شیطونه ولی خب فکرشو نمیکردم که کار به اینجا برسه واقعا.
    مهسا با شوهرش محمد همیشه مشکل داشتن و همیشه دعوا داشتن بخاطر همینم همیشه هرکیو میدید میگفت با محمد صحبت کنید من از دستش چیکار کنمو از این حرفا.
    منم یکی از این اشخاصی بودم که مهسا میخواست من با محمد حرف بزنم این درخواستش باعث شد که من و مهسا بیشتر باهم تلفنی حرف بزنیم. تو این بین حرفا که هر روز یواشکی من از خانمم قائم میکردم و اون از شوهرش ی دلبستگی نسبی بهش پیدا کردم ولی بیشتر دوس داشتم باهاش سکس کنم چون هربار که منو میدید با ایما و اشاره و عشوه هاش دیوونم می‌کرد.
    بالاخره بعد از 4 سال که رومون تو روی هم باز شده بود بخاطر صحبتا و شوخی های سکسی که تلفنی باهم میکردیم و ی چند باری هم فرصتش پیش اومده بودو لب گرفته بودم ازش باهاش قرار سکس گذاشتم که وقتی محمد نیست من برم خونشون اولش خیلی اصرار می‌کرد که نکنیم این کارو ولی بالاخره به قول خودش بخاطر من قبول کرد.
    سرتونو درد نیارم اون روزش رسید منم رفتم تو خونش اینا مستاجر بودن و طبقه همکف میشستن و منم ساعت 8 صبح رفتم خونش اونقدر که استرس اینو داشتم که نکنه محمد به هردلیلی برگرده خونه خیلی وقت نشد باهم بازی کنیم و بریم سر سکس خیلی زود لباساشو درآوردم و ی تف زدم سر کیرمو خابوندمش رو زمین اونقدر استرس داشتم که شاید دو دیقه نکردم آبم اومد
    سریع رفتم شستمش و دوباره اومدم کردم توش این دفه قمبلش کردمو کردم توش بازم دو سه دیقه کردم آبم اومدو دوباره شستمشو بازم کردمش.
    زودم بلند شدم رفتم.
    کل رفتن تو خونش و سکسو اومدن بیرون 20 دیقه بیشتر نکشید.
    من بخاطر دو تا چیز خیلی ناراحتم.
    اول بخاطر خیانتی که به خانمم و برادر خانمم و خانواده‌ی خانمم کردیم.
    دوم بخاطر اینکه حالا که این غلطو کردیم چرا انقدر زود تمومش کردم کاش یکم استرسمون کمتر بودو میشد و میتونستیم بیشتر از هم لذت ببریم چون تقریبا هیچ لذتی نبردیم فقط اون کشید پایین و منم کردم توش. ولی بدون هیچ لذتی.
    از اینکه بعد. از 4 سال تونسته بودم بکنمش خوشحال بودم ولی از اینکه زود تموم شد خیلی ناراحتم.


    نوشته: دیمو

  • 4

  • 29




  • نظرات:
    •   ماینر
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • من خودم دوتا زندادشای زنم مثل سگ پامیدادن و اینقدر موقعیتش بود بکنم ولی اونموقع درگیر یسری مسایل بد بود ک بهیچوجه حس شهوتی تو وجودم نبود بعد طلاق پشیمون شدم ک چرا نکردم ولی الان خوشحالم ک اون اتفاق نیفتاد.من به خدا و هیچی اعتقاد ندارم ولی طبق قوانین مورفی وهمون قانون ازهردست بدی ازهمون دست هم میگیری ،پاخوریش ب سرت میاد.حالا نه اینکه حتما یکی هم زنتو بکنه ولی یجاهای چنان اتفاقهای بدی برات میفته ک فکرشم نمیتونی بکنی مطمن باش اون اتفاقها نتیجه همین سکست با زن شوهرداره.


    •   ARYA52
    • 1 ماه،1 هفته
      • 7

    • فرصت نشد قبل سکس بازی کنی؟ مگه بقیه قبل از سکس چی بازی میکنند؟ الک دولک؟ گرگم به هوا؟
      کشید پایین کردی توش دو دقیقه بعد ابت اومد ، رفتی شستی دوباره کردی توش سه دقیقه بعد دوباره ابت اومد. دوباره رفتی شستی دوباره کردی توش سه دقیقه بعد ابت اومد؟ چطوری خروس؟
      این دفعه قرار بزار قبل از سکس یک ساعت مارپله بازی کنید حداقل.دیسلایک


    •   Xxxesfghom
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • اونجا که حرف از استرس زدی خداییش درست گفتی. فکر کنم آب و تابی که اول کار ازش صحبت کردی ، همون سه بار کردنت بوده


    •   Agha0912
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • دقیقا این استرس بدون لذت رو تجربه کردم به گناه و عذاب وجدانش نمیارزه


    •   تكتاز٦٩
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • خسته شدیا ازبس نوشتی


    •   sashaarian
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • تو اگه روانشناس میشدی همه مراجعینتو میکردی :)


    •   JimzZz
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • توصیف سکست کلن کصشر بود:/
      داستانتم هیجان نداشت کلن کصشر بود!!
      کصشر اندر کصشر:|


      کصشر


    •   ک+ک+ک
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • تیمارستان ای بغله زود بستری شو تا به گا نرفتی


    •   shureshy
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم ت مغزتو
      داستانتو
      کون اون کسخلی ک ب تو داده
      ریدم ت مغزت جق کمتر بزن بتونی داستان بنویسی جقول


    •   shureshy
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم ت مغزتو
      داستانتو
      کون اون کسخلی ک ب تو داده
      ریدم ت مغزت جق کمتر بزن بتونی داستان بنویسی جقول


    •   royaei
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • اولا با ماهیت داستان مخالفم چون دو تا مورد داره ؛ یکی زن شوهردار و دومی زن برادر خانومت دو تا حرمت رو شکستی ؛ بعدش به همون سرعت که عملیات داشتی به همون سرعت هم داستانت رو نوشتی ؛ در ضمن از هر دستی که بدی از همون دست پس میگیری ؛ پس منتظر باش ؛
      داستانت نه حس داشت نه روح داشت کلا چرت بود ؛ خودت بخون داستانت رو بعد خودتو قضاوت کن ؛ موفق باشی


    •   off_boy
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • همين كه بعد هر بار كردن ميرفتي كيرتو ميشستي و دوباره ميكردي نشون ميده شديدا وسواس داري
      حتما برو پيش روانپزشك پسره تميز :))))))


    •   DR.KIRKOLOFT
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • یه جوری میگه خیلی ناراحتم که خیانت کردم انگار ما اومدیم به زور لختش کردیم گفتیم بکن.


      مردک زود انزال ملجوق کصمغز خیانت کار.


      کیرم تو هرچی کستان مربوط به خیانت.


    •   Tarzan_shahvani
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خاطرات یک ملجوق


    •   Emperatoorxxx
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • نوش جانت


    •   amindada78
    • 1 ماه
      • 0

    • ایول بابا تو از نسل خروسی با این آب اومدنت


    •   hhhhm@
    • 1 ماه
      • 0

    • این بلا سر من اومد استرس بد چیزی. البته طرف فامیل نبود. توی بانک باهاش آشنا شدم و از ترس اینکه یکی بیاد یک دقیقه ای آبم اومد .حالا تو دو و سه بار کردی من فقط یکبار اونم یک دقیقه نشود. طوری شد که زن بهم گفت تو مریضی مردان داری که زود ارضا شدی. احمق نمیدونس از استرس. چون بعدا واقعا فهمیدم خودش خیلی مرد تا حالا آورد خونه واصلا استرس نداشت


    •   shahvanii139797
    • 1 ماه
      • 0

    • کس مادرت به نظر من ...


    •   jondeka
    • 1 ماه
      • 0

    • ای کیرم ب اون کونت لاشی مگه پسر میکردی ک توف انداختی قشنگتر بکن ک بچسبه


    •   Marde.badshans
    • 1 ماه
      • 2

    • زنم با دامادمون بهم خیانت کردن.
      زنم رو طلاق دادم و طلاق خواهرمم از دامادمون گرفتم.
      چقد یه زن و یه مرد میتونن پست و حرومزاده باشن که همچین خیانتی کنن.
      البته تا اخرین روز دادگاه هردوشون زیر بار نرفتن که همچین اتفاقی افتاده.
      با زور نامه پزشک قانونی بهشون ثابت کردم.
      لعنت بهش دوباره یادم افتاد اعصابم خراب شد


    •   majid1977g
    • 1 ماه
      • 0

    • ریدی با اون داستان نوشتنت


    •   majid1977g
    • 1 ماه
      • 0

    • ریدی با اون داستان نوشتنت


    •   PESAR.PIR
    • 1 ماه
      • 0

    • کیرسگ هم انقدزودبلندنمیشه.


    •   arash1986m
    • 1 ماه
      • 0

    • خوشحالی که ناراحتی یا ناراحتی و خوشحالی که خیانت بیشتر نکردی یا چی؟


    •   afshin 21
    • 1 ماه
      • 0

    • مختصر و مفید کیرم تودهنت بااین کستان نوشتنت


    •   Momoooam
    • 1 ماه
      • 0

    • کسخل شماره ۶ (dash) .....


    •   Mddi6242
    • 1 ماه
      • 0

    • عیب نداره داداش همیشه بار اول با آشنا بخاطر هیجان بالاش اینطوریه دفعات بعد جبران کنید براهم


    •   anvil
    • 1 ماه
      • 0

    • تا اونجایی که تجربه به من ثابت کرده درزمان استرس آب نمیاد نه اینکه زرت زرت بیاد


    •   haamed khan
    • 1 ماه
      • 0

    • ظرف 20 دقیقه 3 بار ارضا شدی
      فکر میکردم استرس که ارضا رو به تاخیر میندازه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو